pesarekoohestan

pessarekoohestan

حادثه از پلک چشم تو اغاز شد ....

امروز دیدم نیستی باورم شد اما قبول نکردم امروز با خیالت آشنا شدم بیشتر از آنچه که تو فکرش را بکنی خوب بود عاشقش شدم او هم غرق عشق من شد قرار ازدواج گذاشتیم حلقه ...

امروز دیدم نیستی باورم شد اما قبول نکردم امروز با خیالت آشنا شدم بیشتر از آنچه که تو فکرش را بکنی خوب بود عاشقش شدم او هم غرق عشق من شد قرار ازدواج گذاشتیم حلقه ای برایش نشان کردم دیوانه وار دوستش میدارم حالمان خوب است زندگی میکنیم و همه ...

۶ روز پیش
3K
عاشقانه ای تازه میشود میان ثانیه هایی که می‌میرند خاطراتی که ماندگار میشوند اینبار تمام میشود سقوط میکنم و دیگر برگشتی نیست بی دلیل میروم بی خداحافظی میدانم تنها تو عاشقم بودی فصلی تمام میشود ...

عاشقانه ای تازه میشود میان ثانیه هایی که می‌میرند خاطراتی که ماندگار میشوند اینبار تمام میشود سقوط میکنم و دیگر برگشتی نیست بی دلیل میروم بی خداحافظی میدانم تنها تو عاشقم بودی فصلی تمام میشود من میان راه گم میشوم باورش سخت است اما خاطرات مرور میشوند هزاران سوال جان ...

۲ هفته پیش
7K
سلام چند روز بعد از روز مهندس : قرار بود من پزشک شوم. یعنی این قرار را با پدرم گذاشته بودیم. قرار بود درسم را خوب بخوانم، بعد در بهترین دانشگاه ایران قبول شوم و ...

سلام چند روز بعد از روز مهندس : قرار بود من پزشک شوم. یعنی این قرار را با پدرم گذاشته بودیم. قرار بود درسم را خوب بخوانم، بعد در بهترین دانشگاه ایران قبول شوم و پزشکی بخوانم. این قرار مال وقتی بود که اصلا نمی دانستم دانشگاه و کنکور چیست. ...

۲ هفته پیش
3K
‍ گاهی که نیستی ، برای لمسِ تنهایی و سکوت جایی میان کوچِ کلمات و خوابِ دریا کلبه ای می سازم از جنس خاطراتِ اول صبح . کاش ، به جای خورشید ، تو آغازگر ...

‍ گاهی که نیستی ، برای لمسِ تنهایی و سکوت جایی میان کوچِ کلمات و خوابِ دریا کلبه ای می سازم از جنس خاطراتِ اول صبح . کاش ، به جای خورشید ، تو آغازگر فردا می شدی . و انعکاسی از اتفاقِ عشق را رقم می زدی . .

۳ هفته پیش
5K
میان آشفتگی خیال که با گیسوان تو در باد هم سو شده است شعر دوست داشتنت را مرور میکنم کز میکنم کنج تخت قهر کرده ام از خویش به انتظار دست نوازشی میخواند مرا آرام ...

میان آشفتگی خیال که با گیسوان تو در باد هم سو شده است شعر دوست داشتنت را مرور میکنم کز میکنم کنج تخت قهر کرده ام از خویش به انتظار دست نوازشی میخواند مرا آرام میچرخم با لبخندی به لب اولین و آخرین قبله ام به انتظار چشمانم است افسوس ...

۴ هفته پیش
8K
دلم برایت تنگ شده بود خواستم بنویسم نشد دلم برای نگاهت تنگ شده بود هر چه گشتم تصویری از تو نبود خواستم آرام نقاشیت کنم تنها موهای تو را میکشیدم کمی آشفته در باد کمی ...

دلم برایت تنگ شده بود خواستم بنویسم نشد دلم برای نگاهت تنگ شده بود هر چه گشتم تصویری از تو نبود خواستم آرام نقاشیت کنم تنها موهای تو را میکشیدم کمی آشفته در باد کمی شلخته در تخت کمی خیس و نم دار در زیر باران کمی مرتب شانه کرده ...

۲۵ بهمن 1397
10K
همه چیز با یک جمله شروع میشه دوست دارم همه چیز با یک جمله تموم میشه دوست دارم قرار نیست داد بزنی هم آغوشی در قتل آفتاب من و تو اسیر شدیم تمام میشود همه ...

همه چیز با یک جمله شروع میشه دوست دارم همه چیز با یک جمله تموم میشه دوست دارم قرار نیست داد بزنی هم آغوشی در قتل آفتاب من و تو اسیر شدیم تمام میشود همه گناهان را با هزاران بند ، بند میزنی و مرا متهم می‌کنی و خودت را ...

۲۲ بهمن 1397
1K
سراغم را بگیر که دلم برای شنیدنِ صدای تو و شنیدنِ اسمم از زبان تو تنگ شده با من حرف بزن از حالت از روزمرِگی هایت اصلا از خبرهایِ روز بگو اما بگو اما باش ...

سراغم را بگیر که دلم برای شنیدنِ صدای تو و شنیدنِ اسمم از زبان تو تنگ شده با من حرف بزن از حالت از روزمرِگی هایت اصلا از خبرهایِ روز بگو اما بگو اما باش ... که بدونِ تو چیزی شبیه زندگی ؛ تویِ گلویم گیر می کند !

۱۲ بهمن 1397
6K
ای عابرِ ؛ خیالِ هر شبِ من... کمـی بمـان... لیلا مقربی

ای عابرِ ؛ خیالِ هر شبِ من... کمـی بمـان... لیلا مقربی

۷ بهمن 1397
4K
دوست داشتم معلمِ املایِ تو بودم و

دوست داشتم معلمِ املایِ تو بودم و "دوستَت دارم" را املا بگویم... و هی بپرسم تا کجا گفتم؟ تو بگویی "دوستَت دارم" فروغ فرخزاد

۳ بهمن 1397
11K
حجم دوست داشتن تو معنا ندارد ... .

حجم دوست داشتن تو معنا ندارد ... .

۱ بهمن 1397
8K
❤ ️❤ ️❤ ️غرق لغت میشوم تا سهم شعرت شوم ❤ ️❤ ️❤ ️

❤ ️❤ ️❤ ️غرق لغت میشوم تا سهم شعرت شوم ❤ ️❤ ️❤ ️

۳۰ دی 1397
7K
نه ساعت حال مرا می فهمد نه این آسمان که اینگونه می بارد چند ساعت دیگر باقی مانده به نقطه 00:00 چرخه میچرخد و زمان هل میدهد تاریخ را روزی دیگر در سیاهی قلب شب ...

نه ساعت حال مرا می فهمد نه این آسمان که اینگونه می بارد چند ساعت دیگر باقی مانده به نقطه 00:00 چرخه میچرخد و زمان هل میدهد تاریخ را روزی دیگر در سیاهی قلب شب آغاز میشود باز من بیدارم در این خانه که اتاقش یخ زده است از تنهایی ...

۲۸ دی 1397
8K
چند خط از سرزمین بی نت چند شب پس از یلدا . +بله -سلام ,خوبی ؟ +سلام ، ای بد نیستم ، تو خوبی ؟ -مرسی ، زنگ زدم بهت بگم که آخر هفته یه ...

چند خط از سرزمین بی نت چند شب پس از یلدا . +بله -سلام ,خوبی ؟ +سلام ، ای بد نیستم ، تو خوبی ؟ -مرسی ، زنگ زدم بهت بگم که آخر هفته یه دوره همی کوچیک داریم اونم خونه شما خوشحال میشیم شما هم تشریف داشته باشین و ...

۲۴ دی 1397
9K
می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب را محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان آفتاب را بی تابم آنچنانکه درختان برای باد با کودکان ...

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب را محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان آفتاب را بی تابم آنچنانکه درختان برای باد با کودکان خفته به گهواره تاب را بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل یا آنچنانکه بال پریدن ...

۱۹ دی 1397
6K
اینجا شبیه رویاست رویایی که تو در آن جا داری... .

اینجا شبیه رویاست رویایی که تو در آن جا داری... .

۱۳ دی 1397
17K
تمام شعر های جهان را از برم فریاد میزنم اما هیچ کدام به بزرگی نامت نیست... .

تمام شعر های جهان را از برم فریاد میزنم اما هیچ کدام به بزرگی نامت نیست... .

۹ دی 1397
15K
پازل زندگی من و تو همیشه یه قطعه واسه کامل شدن کم داره... .

پازل زندگی من و تو همیشه یه قطعه واسه کامل شدن کم داره... .

۴ دی 1397
11K
چند وقتی است که نیستی هر لحظه درگیر توام شب هنگام به شوق دیدارت اسیر خواب میشوم کابوس نبودنت رهایم نمیکند تو نیستی بیشتر از همیشه تعبیر خوابم این گونه بود : خواب دیدم نیستی ...

چند وقتی است که نیستی هر لحظه درگیر توام شب هنگام به شوق دیدارت اسیر خواب میشوم کابوس نبودنت رهایم نمیکند تو نیستی بیشتر از همیشه تعبیر خوابم این گونه بود : خواب دیدم نیستی تعبیر آمد که می‌رسی هر چه من دیوانه بودم ابن سیرین دیوانه تر ... . ...

۲۹ آذر 1397
10K
جا مانده ام از تو اسیر دستان قمار باز در جزیره سرگردانی با برادران سیسترز در خیالاتی چون دلتنگی نقاش خیابان چهل و هشتم همسفر با پیرمرد و دریا شدم چون ابله مانده ام در ...

جا مانده ام از تو اسیر دستان قمار باز در جزیره سرگردانی با برادران سیسترز در خیالاتی چون دلتنگی نقاش خیابان چهل و هشتم همسفر با پیرمرد و دریا شدم چون ابله مانده ام در ایستگاه به انتظار تا قطار به موقع رسید ولی غافل از آنکه محاکمه نزدیک است ...

۲۸ آذر 1397
16K