نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

دلم عاشقانه ای به سبک فیلم دلشکسته میخواهد، تو آن مَرد مؤمن خجالتی باشی که پیراهن های یقه دیپلٌمات میپوشد و همیشه تَه ریش دارد، رنگ تسبیح هایش را با انگشترش سِت میکند و خوب ...

دلم عاشقانه ای به سبک فیلم دلشکسته میخواهد، تو آن مَرد مؤمن خجالتی باشی که پیراهن های یقه دیپلٌمات میپوشد و همیشه تَه ریش دارد، رنگ تسبیح هایش را با انگشترش سِت میکند و خوب بودنش به همه ثابت شده است من آن دخترِ بدقِلق و حاضرجواب که به محبوبیت ...

۴۸ دقیقه پیش
6K
#رمان_گرداب #پارت_۳۳ #نویسنده_خاموش {فلش_بک} یادم میاد امین یبار بعد چن بار دعوا بهم گفت هانا من برگشتم...همه رو بزار کنار و برگرد پیش خودم من خودم جای همه پیشتم.... کلی از این حرفا بعد گفته ...

#رمان_گرداب #پارت_۳۳ #نویسنده_خاموش {فلش_بک} یادم میاد امین یبار بعد چن بار دعوا بهم گفت هانا من برگشتم...همه رو بزار کنار و برگرد پیش خودم من خودم جای همه پیشتم.... کلی از این حرفا بعد گفته نرسه یه روز به همه بگم گف جای همه هست حالا از نبودش دارم مینالماااا ...

۵۰ دقیقه پیش
5K
پارت شیش رزی: نگاه ته ته کردم داشت با حسرت نگام میکرد برا م مهم نبود ولی اون عوضی چرا اینکارو کرد درسته همراهیش کردم ولی من اصن خودم نبودم 😿 زدم تو گوشش و ...

پارت شیش رزی: نگاه ته ته کردم داشت با حسرت نگام میکرد برا م مهم نبود ولی اون عوضی چرا اینکارو کرد درسته همراهیش کردم ولی من اصن خودم نبودم 😿 زدم تو گوشش و پیاده شدم و رفتم تو ماشین کریس بچها داشتن نگام میکردن باتحدید گفتم : _سهون ...

۲ ساعت پیش
9K
پارت سوم بم بم و یوگیوم اون شب رو تا صب قهقهه زندن و از تجربیات سکس و دختربازیاشون برای هم تعریف کردن بم بم فک میکرد نیمه ی گمشده اش رو پیدا کرده و ...

پارت سوم بم بم و یوگیوم اون شب رو تا صب قهقهه زندن و از تجربیات سکس و دختربازیاشون برای هم تعریف کردن بم بم فک میکرد نیمه ی گمشده اش رو پیدا کرده و یوگیوم معتقد بود بم بم همزادشه صب بعد از اینکه مارک ده بار در زد ...

۳ ساعت پیش
23K
پارت دوم جین یونگ تو اینه برای اخرین بار نگاه سطحی به خودش انداخت و سوییچ ماشین رو برداشت و به طرف کافی شاپی که سوزی ادرش رو براش اس ام اس کرده بود حرکت ...

پارت دوم جین یونگ تو اینه برای اخرین بار نگاه سطحی به خودش انداخت و سوییچ ماشین رو برداشت و به طرف کافی شاپی که سوزی ادرش رو براش اس ام اس کرده بود حرکت کرد . ماشینش رو رو به روی کافی شاپ پارک کرد و وارد کافی شاپ ...

۳ ساعت پیش
21K
#بخونید :) فکر میکنم اگه از من فقط یه

#بخونید :) فکر میکنم اگه از من فقط یه "ذره" مونده بود توی یه فضای خیلی وسیع، یه چیزی شبیه کهکشان، شبیه یه خلا ِ عمیق، اون یه ذره تو رو دوست داره یا تورو نمی بخشه؟ اگه از من فقط یه ذره مونده بود و نمیتونست صداتو بشنوه، نمیتونست ...

۵ ساعت پیش
10K
از دیجی‌کالا تا وقتی چیزی نایاب یا ضروری نیست صرف ارزونتر بودن خرید نکنید. خرید از مغازه‌دارِ با انصاف کلی شغل تو سطح شهر ایجاد میکنه و هم سهولت خرید باعث نمیشه خرید اضافه کنید. ...

از دیجی‌کالا تا وقتی چیزی نایاب یا ضروری نیست صرف ارزونتر بودن خرید نکنید. خرید از مغازه‌دارِ با انصاف کلی شغل تو سطح شهر ایجاد میکنه و هم سهولت خرید باعث نمیشه خرید اضافه کنید. . در کنار اینکه خرید کردن خودش یک راه رابطه با جامعه و ضد افسردگیه. ...

۹ ساعت پیش
8K
#همسر_اجباری #۲۶۴ و اون اتفاقی که برات افتاده بود. با یاداوری اون خاطره لعنتی و امکان اینکه بازم تکرار بشه لرز عجیبی به بدنم رخنه کرد. دیدم با الیه ای اشک تار شد و یه ...

#همسر_اجباری #۲۶۴ و اون اتفاقی که برات افتاده بود. با یاداوری اون خاطره لعنتی و امکان اینکه بازم تکرار بشه لرز عجیبی به بدنم رخنه کرد. دیدم با الیه ای اشک تار شد و یه کوله بار قدیمی بغض گلومو چنگ زد لبمو به دندون گرفتم و سرمو زیر انداختم. ...

۱۰ ساعت پیش
35K
#همسر_اجباری #۲۶۳ نشتم و چایی رو بر داشتم و نگاهش کردم یه لبخند مهربون از سر رضایت زد وتو چشمای طوسیش تحسین موج میزد. -آنا. -جانم -تو محشری.زیباییت و جذابیتتو دوست دارم. ممنون که بخاطر ...

#همسر_اجباری #۲۶۳ نشتم و چایی رو بر داشتم و نگاهش کردم یه لبخند مهربون از سر رضایت زد وتو چشمای طوسیش تحسین موج میزد. -آنا. -جانم -تو محشری.زیباییت و جذابیتتو دوست دارم. ممنون که بخاطر من این کارو کردی. -خواهش میکنم. آقایی. از این حرفام بلدی؟ نگاه خیره آریا رو ...

۱۰ ساعت پیش
41K
شونزده سالگیم داره نفسای اخرشو میکشه یک هفته مونده به پایان .. یک هفته تا هفده سالگی .. یک هفته تا یک مهر ... خیلی این روزا دل تنگم ...دل تنگ ... دل تنگی اصلا ...

شونزده سالگیم داره نفسای اخرشو میکشه یک هفته مونده به پایان .. یک هفته تا هفده سالگی .. یک هفته تا یک مهر ... خیلی این روزا دل تنگم ...دل تنگ ... دل تنگی اصلا چیز خوبی نیست .. خوره میشود بر دل و اتش میزند .. درگیر اینم چیکار ...

۱۰ ساعت پیش
3K
کوه یـخ~پارت هفتـم|| سرمو گذاشتم روی میز و یه لبخندی زدم! گارسون با تعجب و نگرانی نگاهم کرد! بهم گفت=اگر مشکلی برای شما پیش بیاد ما باید جوابگو باشیـم! جوابی ندادم چون نمیفهمیدم چی میگه..انگار ...

کوه یـخ~پارت هفتـم|| سرمو گذاشتم روی میز و یه لبخندی زدم! گارسون با تعجب و نگرانی نگاهم کرد! بهم گفت=اگر مشکلی برای شما پیش بیاد ما باید جوابگو باشیـم! جوابی ندادم چون نمیفهمیدم چی میگه..انگار دنیا دور سرم میچرخید! گارسون=مجبورم خانم پارک و باید اینکار رو انجام بدم..! به حرفاش ...

۱۱ ساعت پیش
29K
#پارت۲۴ حق دخالت توی اموری که به شما مربوط نمیشه رو ندارید، اجازهٔ فضولی و سرک کشیدن در همه جای عمارت رو ندارید و اینکه برای صرف سه وعدهٔ غذایی شما جدا از خدمتکارا و ...

#پارت۲۴ حق دخالت توی اموری که به شما مربوط نمیشه رو ندارید، اجازهٔ فضولی و سرک کشیدن در همه جای عمارت رو ندارید و اینکه برای صرف سه وعدهٔ غذایی شما جدا از خدمتکارا و با خانم‌بزرگ غذاتون رو صرف می‌کنید و هرگز نباید خانم‌بزرگ رو تنها بزارید نکتهٔ آخر ...

۱۳ ساعت پیش
37K
پارت صدو پانزده _تو دوباره گفتی اردی جون!نگفتم نگو بدم میاد _اووووووف بیجنبه قبلا ها که با جنبه تر میبودی _امروز از دنده چپ بلند شدم _حالا میبرمت خرید از دنده راست بلند شی _باشه ...

پارت صدو پانزده _تو دوباره گفتی اردی جون!نگفتم نگو بدم میاد _اووووووف بیجنبه قبلا ها که با جنبه تر میبودی _امروز از دنده چپ بلند شدم _حالا میبرمت خرید از دنده راست بلند شی _باشه بریم ببینیم چی میشه ؟ رفتیم مرکز خرید و تو پاساژ دنبال لباس می‌گشتم که ...

۱۳ ساعت پیش
25K
پارت صدو سیزده _بابا با معنی حرف حق تلخه مگه نه؟ _صدا نده خواهشاً _یعنی من عاشق کل کل کردنم _منم آرزو به گور بردم یه بار باهم عین آدم حرف بزنیم اینقدر تو گیر ...

پارت صدو سیزده _بابا با معنی حرف حق تلخه مگه نه؟ _صدا نده خواهشاً _یعنی من عاشق کل کل کردنم _منم آرزو به گور بردم یه بار باهم عین آدم حرف بزنیم اینقدر تو گیر ندی _باشه بابا خب کلکل کردن خیلی کیف میده مخصوصا اگه طرفت جنس مخالفت باشه ...

۱۳ ساعت پیش
25K
خداحافظ سالار توصیه برا خواندن کم کم صدای تیراندازی ها بیشتر و بیشتر میشد و ساختمان ها می لرزید . صدای شلیک آر پی چی و رگبار سلاح های سنگین برای ما که صبح امروز ...

خداحافظ سالار توصیه برا خواندن کم کم صدای تیراندازی ها بیشتر و بیشتر میشد و ساختمان ها می لرزید . صدای شلیک آر پی چی و رگبار سلاح های سنگین برای ما که صبح امروز توی محیط امن تهران بودیم خیلی غیرمنتظره بود و البته سوال برانگیز ، یعنی چه ...

۱۴ ساعت پیش
6K
در محل حرف افتاده بود که دایی عاشق شده است! سنم کم بود نمیفهمیدم چه میگویند! از مادرم پرسیدم با کلی اخم و تخم گفت هیچی نیست! دایی ات زده به سرش! دیوانه شده! با ...

در محل حرف افتاده بود که دایی عاشق شده است! سنم کم بود نمیفهمیدم چه میگویند! از مادرم پرسیدم با کلی اخم و تخم گفت هیچی نیست! دایی ات زده به سرش! دیوانه شده! با خودم فکر کردم ای بابا بیچاره دایی ام دیوانه شد... کمی که گذشت فهمیدم دخترِ ...

۱۷ ساعت پیش
30K
پارت ۱۳۶ ☆ جاذبه ی چشمات ❤ .....از زبون بیتا .... که دکتر گفت :خون زیادی از مریض رفته و باعث ضربه ی بدی به فل بیمار شده احتمال زنده موندن بیمار زیاد نیست به ...

پارت ۱۳۶ ☆ جاذبه ی چشمات ❤ .....از زبون بیتا .... که دکتر گفت :خون زیادی از مریض رفته و باعث ضربه ی بدی به فل بیمار شده احتمال زنده موندن بیمار زیاد نیست به خون زیادی نیاز داره اینم باید بگم ممکنه تو این عمل که یهو دکتر ساکت ...

۲۲ ساعت پیش
44K
رمان زندگی دوباره پارت۲۵ #آلارا -داری کجا میری؟ میلان:نمیخوای ک این ساعت بری خونه بهت شک میکنن -آرع راست گفتی..خوب کجا میریم؟ -دوست داری کجا بریم -والا الان جز ی چیز شیرین چیز دیگه ای ...

رمان زندگی دوباره پارت۲۵ #آلارا -داری کجا میری؟ میلان:نمیخوای ک این ساعت بری خونه بهت شک میکنن -آرع راست گفتی..خوب کجا میریم؟ -دوست داری کجا بریم -والا الان جز ی چیز شیرین چیز دیگه ای نمیخوام وبعد با ادا دستمو روی پیشونیم گذاشتموگفتم: -فشارم افتاد میلان خنده ای کردوگفت: -خوبع ...

۲۳ ساعت پیش
42K
پارت۹۴_ #پرسونا جیمین: بعد از رفتن لونا و ته ما ام رفتیم سمت هتل..‌از رفتار یه رین فهمیده بودم که خبر داره.. ساکورا:بنظرتون باهمن؟ نیانگ:چیز دیگه ایی پیدا نکردی؟ کوکی: اگه باهم باشن بد میشه؟ ...

پارت۹۴_ #پرسونا جیمین: بعد از رفتن لونا و ته ما ام رفتیم سمت هتل..‌از رفتار یه رین فهمیده بودم که خبر داره.. ساکورا:بنظرتون باهمن؟ نیانگ:چیز دیگه ایی پیدا نکردی؟ کوکی: اگه باهم باشن بد میشه؟ جیمین: بس کنید! یه رین: اگه باهم باشن خیلی خوب میشه ولی راضی کردن نامجون ...

۱ روز پیش
22K
خب خب خب....رسیدم به اخرین شبی که من در ویسگون هستم و اینکه واقعا نمیتونم اینجا باشم به دلایلی و اینکه خبلی خیلی خیلی دلم براتون تنگ میشه😞 😞 😞 و باید برم خواهرم شاهدخت ...

خب خب خب....رسیدم به اخرین شبی که من در ویسگون هستم و اینکه واقعا نمیتونم اینجا باشم به دلایلی و اینکه خبلی خیلی خیلی دلم براتون تنگ میشه😞 😞 😞 و باید برم خواهرم شاهدخت تا زمان کنکورش نیست و شاید بعدش هم نیاد منم بخاطره اغاز مدرسه و الکی ...

۱ روز پیش
28K