نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

بدترین حالت ممکن بود! برومند نه عمو رو دیده بود نه میشناخت . فقط چون تو خونه ی ما بود خیلی مودب ایستاد و دستش رو دراز کرد و گفت : سلام جناب . برومند ...

بدترین حالت ممکن بود! برومند نه عمو رو دیده بود نه میشناخت . فقط چون تو خونه ی ما بود خیلی مودب ایستاد و دستش رو دراز کرد و گفت : سلام جناب . برومند هستم. خوشوقتم . عمو نگاه بدی اول به اون و بعد به من انداخت و ...

۱۱ ساعت پیش
39K
روی زندگی را نپوشانیم !! اگر عادت داری همیشه روی مبل ها و فرش ها را بپوشانی ...زندگی نمی کنی اگر پنجره ها را به بهانه ی آنکه پرده ها کثیف میشوند باز نمیکنی زندگی ...

روی زندگی را نپوشانیم !! اگر عادت داری همیشه روی مبل ها و فرش ها را بپوشانی ...زندگی نمی کنی اگر پنجره ها را به بهانه ی آنکه پرده ها کثیف میشوند باز نمیکنی زندگی نمی کنی اگر روکش مشمایی صندلی های ماشینت را هنوز دور ننداخته ای زندگی نمی ...

۱۳ ساعت پیش
16K
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست؟ در زمانه ای هستیم که یا به این کلمات توجه نمیشه یا تا می شنویم غمخوار خویش باش.. لذت شخصی و جمع اموال و بی تفاوتی به اجتماع و.. ...

غمخوار خویش باش غم روزگار چیست؟ در زمانه ای هستیم که یا به این کلمات توجه نمیشه یا تا می شنویم غمخوار خویش باش.. لذت شخصی و جمع اموال و بی تفاوتی به اجتماع و.. ازش برداشت می کنیم.. نه! شاعر در مصرع اول مسیر بحث رو روشن کرده پیوند ...

۱ روز پیش
22K
نام رمان: خفگی نام نویسنده:سونیا قاسمیه ژانر: تخیلی ، اجتمایی خلاصه ی داستان: بوژان؛ دختری که بعد از دو سال پیش عشقش برگشته، پیش زندگیش ، پیش همه دارایی اش ؛ ولی نفرت ، همون ...

نام رمان: خفگی نام نویسنده:سونیا قاسمیه ژانر: تخیلی ، اجتمایی خلاصه ی داستان: بوژان؛ دختری که بعد از دو سال پیش عشقش برگشته، پیش زندگیش ، پیش همه دارایی اش ؛ ولی نفرت ، همون چیزی که بر قلب سنگی بوژان حکومت می کرد. انقدر در ذهن و روحش کلمه ...

۱ روز پیش
46K
نام رمان: سرکار خانم وروجک. نویسنده: فاطمه عیسی زاده. ژانر: طنز _ عاشقانه. خلاصه: دختری با حریر مشکی بر سر که پرده ی شب چشمانش را تسخیر کرده و روزگارش هم به رنگ چشم هایش ...

نام رمان: سرکار خانم وروجک. نویسنده: فاطمه عیسی زاده. ژانر: طنز _ عاشقانه. خلاصه: دختری با حریر مشکی بر سر که پرده ی شب چشمانش را تسخیر کرده و روزگارش هم به رنگ چشم هایش رنگ باخته است. دختری از جنس درد های اجباری و اجباری های درد آور. دختری ...

۱ روز پیش
42K
همه چیز از یک سفر آغاز شد یا بهتر هست بگویم از یک عکس حسی قشنگ از یک نگاه که از لابه لای آن همه چشم انگار فقط مرا میدید از تو مینویسم از تویی ...

همه چیز از یک سفر آغاز شد یا بهتر هست بگویم از یک عکس حسی قشنگ از یک نگاه که از لابه لای آن همه چشم انگار فقط مرا میدید از تو مینویسم از تویی که دوری و نزدیک با این که پیشم نیستی اما لحظه به لحظه کنار خودم ...

۲ روز پیش
47K
میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم ؟ میخواستم بپرسم چقد باید بگذره تا من وقتی دارم خاطراتمو مرور میکنم و از کنار تو رد میشم تنم نلرزه و بغضم نگیره چقد ؟؟ تو میدونی ! میدونی ...

میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم ؟ میخواستم بپرسم چقد باید بگذره تا من وقتی دارم خاطراتمو مرور میکنم و از کنار تو رد میشم تنم نلرزه و بغضم نگیره چقد ؟؟ تو میدونی ! میدونی که دوست دارم انقد که حتی تموم شب و بی چراغ توی حسرت یافتنت تک ...

۲ روز پیش
35K
‍ در نگارستان قلبم غالبا کم بوده ای مثل یک شعر بلندی در دل غم بوده ای مثل آن طفلی که از مادر جدا افتاده بود کودکی تنها٬ رها در کوی عالم بوده ای در ...

‍ در نگارستان قلبم غالبا کم بوده ای مثل یک شعر بلندی در دل غم بوده ای مثل آن طفلی که از مادر جدا افتاده بود کودکی تنها٬ رها در کوی عالم بوده ای در دل این شعر هایم با سکوتی ماندگار مانده ای آری ولی در واژه درهم بوده ...

۳ روز پیش
12K
چه کسی گفته است که تمام زنها بعداز شکستشان در یک شب عوض میشوندو تب میکنندو می افتندگوشه ی خانه وتایک ماه ازشدت گریه چشم هایشان ورم دارد؟! وبعدش هم انتقام بی وفایی کس دیگر ...

چه کسی گفته است که تمام زنها بعداز شکستشان در یک شب عوض میشوندو تب میکنندو می افتندگوشه ی خانه وتایک ماه ازشدت گریه چشم هایشان ورم دارد؟! وبعدش هم انتقام بی وفایی کس دیگر را ازموهای نازنینشان میگیرندو آنهارا میریزند دور! و مدام ناخن هایشان را از ته میجوند ...

۳ روز پیش
20K
رمان روی دیگر زندی #پارت_بیستو_سوم خندید...خوب میدونستم خندیدنش برای چیه،چون سامیار از مخخ کردن اسمش متنفر بود و اما تنها کسی که اجازش و داشت سامی صداش کنه من بودم،یادمه همیشه واسه خر کردنش از ...

رمان روی دیگر زندی #پارت_بیستو_سوم خندید...خوب میدونستم خندیدنش برای چیه،چون سامیار از مخخ کردن اسمش متنفر بود و اما تنها کسی که اجازش و داشت سامی صداش کنه من بودم،یادمه همیشه واسه خر کردنش از مخخ اسمش استفاده میکردم. بینیم و کشید و گفت: هنوزم دلبر گونه سامی رو میگی،نمیدونی ...

۳ روز پیش
32K
#پارت_دهم #محیا بغضم که راه نفسم را بسته بود با لقمه ای فرو دادم... _از دخترای راسته ی فرش فروش هاست... خانواده ی خوب و مقبولین ... آقا جون متفکر به چهره ی زیبایش خیره ...

#پارت_دهم #محیا بغضم که راه نفسم را بسته بود با لقمه ای فرو دادم... _از دخترای راسته ی فرش فروش هاست... خانواده ی خوب و مقبولین ... آقا جون متفکر به چهره ی زیبایش خیره شد... - تو خودت کاردانی پسر ... ماشااالله سه تا حجره رو داری میگردونی و ...

۳ روز پیش
10K
هرکسی آمد به دنبال تو دنبالش نکن ! هر که پر زد در هوایت بی پر و بالش نکن! برخلاف میل تو هرکس که حرفی می زند زود با یک چشم غره مثل من لالش ...

هرکسی آمد به دنبال تو دنبالش نکن ! هر که پر زد در هوایت بی پر و بالش نکن! برخلاف میل تو هرکس که حرفی می زند زود با یک چشم غره مثل من لالش نکن ! دلبری کی امتیازی انحصاری بوده است؟ تا کسی وابسته ات شد جزء اموالش ...

۳ روز پیش
8K
رمان روی دیگر زندگی #پارت_بیستم خانوما که مشغول غیبت بودن و مردا هم سرگرم شطرنج...آرشین آخر طاقت نیورد و بلند گفت: پسرا پاشین یه تکون به خودتون بدین والیبال بازی کنیم. سامیار و آرشام بلند ...

رمان روی دیگر زندگی #پارت_بیستم خانوما که مشغول غیبت بودن و مردا هم سرگرم شطرنج...آرشین آخر طاقت نیورد و بلند گفت: پسرا پاشین یه تکون به خودتون بدین والیبال بازی کنیم. سامیار و آرشام بلند شدن،ماهم بلند شدیم. سامیار گفت:من توپ انداختم پشت ماشین الان میرم میارم. رفت سمت ماشین ...

۴ روز پیش
33K
از مرگ نترس! چون انتخاب تو نیست شنیده‌ام: چاپلین هم مرده است بین خودمان باشد:مرگ، به آغوش کشیدن خود است بالاخره روزی می رسد که دهانت آرام بگیرد.. بروی،برنگردی صدای خنده ات بماند.. مثل ضربات ...

از مرگ نترس! چون انتخاب تو نیست شنیده‌ام: چاپلین هم مرده است بین خودمان باشد:مرگ، به آغوش کشیدن خود است بالاخره روزی می رسد که دهانت آرام بگیرد.. بروی،برنگردی صدای خنده ات بماند.. مثل ضربات ِفرشتۀ مرگ.. در خانه خواهی مرد این ‌را از شکلِ به خواب رفتنت فهمیدم..جای خالیِ ...

۴ روز پیش
17K
پارت17 ❤ تشکر کردم و رفتم جلوی بوردی که گفته بود! کلاس رو پیدا کردم . انگاری باید یه طبقه میرفتم پایین ‌ رفتم و دیدم دو طبقه هم پایین وجود داره . یعنی با ...

پارت17 ❤ تشکر کردم و رفتم جلوی بوردی که گفته بود! کلاس رو پیدا کردم . انگاری باید یه طبقه میرفتم پایین ‌ رفتم و دیدم دو طبقه هم پایین وجود داره . یعنی با طبقه ی همکف و طبقه ی بالاش میشه چهار طبقه ی مختصر و مفید . ...

۶ روز پیش
41K
پارت15 ❤ شوک شده بودم! هاج و واج فقط نگاه میکردم! کو زبونی که بهش بگه آقااا جان اون پسر عمومه، هر چقدرم ازش خوشم نیاد ! تو چی میگی؟ اما قدرت تکلمم صلب شده ...

پارت15 ❤ شوک شده بودم! هاج و واج فقط نگاه میکردم! کو زبونی که بهش بگه آقااا جان اون پسر عمومه، هر چقدرم ازش خوشم نیاد ! تو چی میگی؟ اما قدرت تکلمم صلب شده بود . شهریار و بقیه کجا بودن که این اومده اینجا و با من اینجوری ...

۶ روز پیش
55K