نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

دنیای رو به رو من... من میترسم از ورد به دنیایی که دیگه خودمو نشناسم که عذاب وجدان کل وجودمو بگیره برای بدی هام... امشب هوا بارونیه،حسم به بارون بد شده اول بد نبود، شاید ...

دنیای رو به رو من... من میترسم از ورد به دنیایی که دیگه خودمو نشناسم که عذاب وجدان کل وجودمو بگیره برای بدی هام... امشب هوا بارونیه،حسم به بارون بد شده اول بد نبود، شاید چون خاطراتی رو برام ساخت که دیگه ندارمشون نمیتونم باهاش کنار بیام اما نه من ...

۸ ساعت پیش
13K
اوج دوست داشتن یعنی، من تو ام تو منی ما همیم پس با همیم... تو فراموش نشدنی ترین فراموشی منی... تو زندگیمی پس زندگیمو ازم نگیر خودتو که گرفتی لااقل خوابتو ازم نگیر.. این شب ...

اوج دوست داشتن یعنی، من تو ام تو منی ما همیم پس با همیم... تو فراموش نشدنی ترین فراموشی منی... تو زندگیمی پس زندگیمو ازم نگیر خودتو که گرفتی لااقل خوابتو ازم نگیر.. این شب ها خوابامم بوی تورو گرفته... دستامون ، بهترینو قشنگترین گره دنیارو میزدن... گفتی هرچی ازم ...

۱۱ ساعت پیش
14K
44 برومند سریع اومد و پایین پام نشست . جلوی مامانم خجالت کشیدم . خودمو کشیدم عقب. متوجه شد ولی تکون نخورد و گفت : ارغوان من نفهمیدم چی شد ؟ تو با پسر عموت ...

44 برومند سریع اومد و پایین پام نشست . جلوی مامانم خجالت کشیدم . خودمو کشیدم عقب. متوجه شد ولی تکون نخورد و گفت : ارغوان من نفهمیدم چی شد ؟ تو با پسر عموت نامزد بودی به من نگفتی؟ مامانم سریع اومد جلو و گفت : نه پسرم ! ...

۱۱ ساعت پیش
44K
بدترین حالت ممکن بود! برومند نه عمو رو دیده بود نه میشناخت . فقط چون تو خونه ی ما بود خیلی مودب ایستاد و دستش رو دراز کرد و گفت : سلام جناب . برومند ...

بدترین حالت ممکن بود! برومند نه عمو رو دیده بود نه میشناخت . فقط چون تو خونه ی ما بود خیلی مودب ایستاد و دستش رو دراز کرد و گفت : سلام جناب . برومند هستم. خوشوقتم . عمو نگاه بدی اول به اون و بعد به من انداخت و ...

۱۱ ساعت پیش
40K
پارت هفتادو سه #همینجور یکی به من میدادو یکی خودش میخورد . میوه ها ک تموم شد یه دو سه تا دونه پسته برداشتم . پسته ی اولی رو گذاشتم تو دهنم و میک میزدم ...

پارت هفتادو سه #همینجور یکی به من میدادو یکی خودش میخورد . میوه ها ک تموم شد یه دو سه تا دونه پسته برداشتم . پسته ی اولی رو گذاشتم تو دهنم و میک میزدم اخه پسته شور بود . همینجور هی با ذوق این پسته هارو مینداختم تو دهنمو ...

۱۲ ساعت پیش
23K
#رمان_ماهک #پارت_افتخاری_109 بااین کارش زدیم زیر خنده و اینطور که میگفتن متوجه شدم که پدر و مادرش با اصرار میخان دختر یکی از همکاراشون رو واسش بگیرن و اون هم واسه اعتراض از خونه گزاشته ...

#رمان_ماهک #پارت_افتخاری_109 بااین کارش زدیم زیر خنده و اینطور که میگفتن متوجه شدم که پدر و مادرش با اصرار میخان دختر یکی از همکاراشون رو واسش بگیرن و اون هم واسه اعتراض از خونه گزاشته و رفته حالا به ترانه و امیر پناه اورده. تا اخر تایم ناهار با شوخی ...

۱۳ ساعت پیش
23K
‏من خیلی دیر از چیزی یا آدمی می‌گذرم. انقدر دیر می‌گذرم و تو این مسیر خودمو از دست میدم و کامل خورد خاکشیر میشم و بعدش هیچ شباهتی به خودم و آدمی که اون چیز ...

‏من خیلی دیر از چیزی یا آدمی می‌گذرم. انقدر دیر می‌گذرم و تو این مسیر خودمو از دست میدم و کامل خورد خاکشیر میشم و بعدش هیچ شباهتی به خودم و آدمی که اون چیز رو می‌خواسته ندارم

۱۴ ساعت پیش
5K
اپدیت وی ورس بی تی اس || وی

اپدیت وی ورس بی تی اس || وی "کیاهاهاهاها نمیدونم چجوری بببنم (ببخشید هنوز دارم خودمو با اخلاف ساعت تطبیق میدم..) " _ #Weverse

۱۴ ساعت پیش
2K
اولین طراحیمه یکم زشته انشالله خودمو طراحی میکنم میزارم😁 😁 😁

اولین طراحیمه یکم زشته انشالله خودمو طراحی میکنم میزارم😁 😁 😁

۱۶ ساعت پیش
2K
#رویای_غیرممکن #پارت24 #قسمت1 صدای در زدن اومد و جین پرسید: کیه؟ صدای سارا اومد : منم، سارا میشه درو باز کنین؟ من در کمتر از یه ثانیه از اونطرف اتاق به در اتاق رسیدم و ...

#رویای_غیرممکن #پارت24 #قسمت1 صدای در زدن اومد و جین پرسید: کیه؟ صدای سارا اومد : منم، سارا میشه درو باز کنین؟ من در کمتر از یه ثانیه از اونطرف اتاق به در اتاق رسیدم و درو باز کردم. سارا وقتی منو دید باز لبخند زد که باعث شد برای بار ...

۱۹ ساعت پیش
20K
پارت هشتم رمان : #به_تو_میگن_رفیق متن اهنگش این بود: : منو ندید..چ ساده باهام بد شد..از دستم ناراحت شد من خواستمــ بمونه نشد! اون ندید که چشام خیسه و رفتــ الان نیستش..بدون تو همیشه پاییزههــ ...

پارت هشتم رمان : #به_تو_میگن_رفیق متن اهنگش این بود: : منو ندید..چ ساده باهام بد شد..از دستم ناراحت شد من خواستمــ بمونه نشد! اون ندید که چشام خیسه و رفتــ الان نیستش..بدون تو همیشه پاییزههــ بازم به من نگاه نکردو رفت .. خوشحال بود..چیشد حرفامون؟ دلم بازم تنها موندد.. و ...

۲۰ ساعت پیش
11K
ادامه پست قبل برا همیشه نه یکی دوروز بلکه همه روزای عمرمون هرروز باهم بودنمون قشنگتر از دیروزش میشد یک سال گذشت و ما باهم نامزد کردیم، همه بهمون میگفتن لیلی و مجنون واقعی هرروز ...

ادامه پست قبل برا همیشه نه یکی دوروز بلکه همه روزای عمرمون هرروز باهم بودنمون قشنگتر از دیروزش میشد یک سال گذشت و ما باهم نامزد کردیم، همه بهمون میگفتن لیلی و مجنون واقعی هرروز بیشتر از دیروز عاشق هم میشدیم من ترم آخرم بود و قرار بود بیستو پنج ...

۲۱ ساعت پیش
21K
Kendime bir mezar kazarken buldum خودمو در حالی که یک قبر میکندم پیدا کردم Mezarın içinde ben benim de içim de sen درون قبر من درون من هم تو Düşünmekten ağlamaktan yoruldum از فکر کردن ...

Kendime bir mezar kazarken buldum خودمو در حالی که یک قبر میکندم پیدا کردم Mezarın içinde ben benim de içim de sen درون قبر من درون من هم تو Düşünmekten ağlamaktan yoruldum از فکر کردن از گریه کردن خسته شدم Kalbimin içinde sen kalbinin dışında ben درون قلبم تو بیرون ...

۱ روز پیش
7K
آقا من به این نتیجه رسیدم که خودمم خودمو درستو حسابی نمیشناسم😕 😮 😑 😐 😊 😅

آقا من به این نتیجه رسیدم که خودمم خودمو درستو حسابی نمیشناسم😕 😮 😑 😐 😊 😅

۱ روز پیش
4K
دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا دانلود رمان همش یک حادثه بود داستان درمورد مردی متاهل که یک زندگی معمولی رو داره باهمسرش میگذرونه اما یک حادثه مسیر زندگیشو عوض میکنه و…سال گذشته اما ...

دانلود رمان همش یک حادثه بود نودهشتیا دانلود رمان همش یک حادثه بود داستان درمورد مردی متاهل که یک زندگی معمولی رو داره باهمسرش میگذرونه اما یک حادثه مسیر زندگیشو عوض میکنه و…سال گذشته اما هنوز هیچی عوض نشده . پیشنهاد ما رمان باطل شدگان/گروهFlame( گل آتش) کاربران انجمن نودوهشتیا ...

۱ روز پیش
16K
🌸 🍃 +چرا حجاب داری خانم🤔 _چون با ارزشم😌 +ینی چی😯 _ینی عمومی نیستم😁 +اگه خوشکل بودی حجاب نمیکردی حتما یه چی کم داری😏 _آره بی عفتی و بی حیایی کم دارم☺ ️ +ینی من ...

🌸 🍃 +چرا حجاب داری خانم🤔 _چون با ارزشم😌 +ینی چی😯 _ینی عمومی نیستم😁 +اگه خوشکل بودی حجاب نمیکردی حتما یه چی کم داری😏 _آره بی عفتی و بی حیایی کم دارم☺ ️ +ینی من بی عفتم😳 _اگه با عفت بودی نمیزاشتی از نگاه کردنت لذت ببرن🙄 +کیا😕 _همه مردا ...

۱ روز پیش
18K
روایتگر دختری هست که از شهرستان میاد تهران که تو رشته پرستاری که قبول شده درس بخونه که در رمان ما دوتا پسر هستن یکی سهیل که علاقه داره به دختره داستان ما و یکی ...

روایتگر دختری هست که از شهرستان میاد تهران که تو رشته پرستاری که قبول شده درس بخونه که در رمان ما دوتا پسر هستن یکی سهیل که علاقه داره به دختره داستان ما و یکی دیگه که وکیل هست حالا داستان از اینجا جالب میشه که اقای وکیل به خاطر ...

۱ روز پیش
31K