ویژه کنید
عکس و تصویر نویسنده : انجنیر غلام سخی ارزگانی تا حال از واقعه درد ناک و جبران ناپذیر ...

نویسنده : انجنیر غلام سخی ارزگانی

تا حال از واقعه درد ناک و جبران ناپذیر شهادت استاد عبدالعلی مزاری ، توسط اجیران اجنبی باند نژاد پرست و متعصب مذهبی طالبان افغان ، مدت بیس ویک سال سپری گردیده است . با تمام موانع و حوادث فاجعه آفرینی که بالای همهء اتباع ( اعم از پشتون و غیر پشتون و مسلمان و غیر مسلمان ) تحت ستم و محکوم تاریخ غم افزای افغانستان از سوی دشمنان داخلی و حامیان خارجی شان با نا انسانی ترین شیوه هم صورت گرفته است ؛ بازهم از آن زمان تا کنون ، شاهد تجلیل پر شکوه سالگرد شهادت رهبر شهید استاد مزاری توسط ارادتمندان ، طرافداران و جامعه ریسمان بدوش هزاره در داخل و خارج و حتا در نقاط روستایی هزاره در افغانستان نیز هستیم .

چنانچه پس از سقوط رژیم نژاد پرست و طالبان انسان کش و ترویستان بین المللی در افغانستان ، شاهد هفتمین برگذاری سال روز شهادت استاد مزاری ، با شرکت بیش از یکصد هزار نفر اعم از مرد و زن در شهر باستانی کابل بودیم که بدون برنامه ریزی و مصارف دولتی ، فقط بصورت طبیعی و عشق سرشار پا برهنه گان ، جوالی های ریسمان بدوشان هزاره تجلیل گردیدند . و این مراسم پر عظمت از طریق مراجع و منابع خبر رسانی های داخلی و جهانی نیز به آگاهی مردمان گیتی رسانیده شدند که گویای همبستگی مردم تشنهء آزادی ، عدالت اجتماعی و برابری پس از یک قرن خونبار و سکوت آفرین ، از رهبر سیاسی و ملی شان در تاریخ سیاسی- اجتماعی افغانستان است .

اگر مبالغه نکرده باشم ، مردم ما نسبت به مراسم روز عاشورای حسینی ، بیشتر و با کیفیت تر سال روز شهادت استاد مزاری شهید را تجلیل می نمایند . و قتی که مردم ستمدیده و به غل و زنجیر کشیدهء هزاره از یک نگاه بر مبنای اعتقاد دینی خود نسبت به قرآن کریم و اسلام محمدی و خاندانش همه ساله در ماه محرم در سوگ شهادت امام حسین ( ع ) نشسته و روز عاشورا را با نذر ، خیرات ، ماتمداری ، سینه زنی و ... تجلیل می نمودند و می کنند .

و از سوی دیگر شرکت گستردهء جامعه هزاره در روزعاشورا بیانگر ارضای عقده گشایی دردها ، محرومیت ها و مصیبت های گوناگون اجتماعی ، سیاسی وغیره ناشی از نظام های خودکامه ضد دموکراتیک ، هژمونی خواهی اقشار خاصی پشتون سالاری و خرافات فرهنگ قبیلوی مسلط در مناسبات جامعه بود که با فریاد ها و گریه های غم انگیز ، ظاهرا وضع روانی خودها را تسکین می بخشیدند . گویا اینکه عاشورای حسینی به یک روز ظلم های سیاسی ، محرومیت های اجتماعی روزمره و تاریخی را از بالای جامعه کشور به صورت کل و از بالای هزاره ها به طور خاصی رفع نموده باشد .

اما ، مسأله تجلیل برگذاری شهادت استاد مزاری و اما حسین ( ع ) از لحاظ ماهوی و همچنان با توجه به شرایط زمان و نیازمندی آن فرق دارد . شهادت امام حسین با صبغهء مذهبی و رنگ نامحسوس سیاسی برگذار می گردید . ولی تجلیل از سال روز شهادت بابه مزاری ، قبل از همه جنبهء سیاسی ، اجتماعی و ملی آن برجسته بوده تا مسایل دیگر آن که نمی توان این واقعیت را کتمان نمود .

برای اینکه بعد از قرن های اسارتبار خونین و تسلط هارترین فاشیسم سازمان یافته دولتی بالای جامعه چند قومی بدین سو بوده که موضوع تحقق حقوق مدنی و سیاسی جامعه هزاره در جوار حقوق عادلانه سایر جوامع با هم خواهر- برادر افغانستان ، برای نخستین بار توسط استاد شهید مزاری بصورت علنی و با رشادت تام در حاکمیت سیاسی افغانستان مطرح گردید .

مردم هزاره نه تنها به خاطر اینکه پس از چند قرن مظلت بار برای اولین بار صاحب پیشوای فرهمند مذهبی و سپهسالار با شهامت نظامی و سیاسی- ملی خود شدند ؛ بلکه از آن جهت 22 حوت روز شهادت استاد بابه مزاری را با عظمت ویژهء تجلیل می نمایند که استاد مزاری پس از قرن ها سکوت مرگبار بر جوامع تحت ستم ، یگانه و اولین شخصیتی ملی برخواسته از متن جامعهء ریسمان بدوشان و بقایای کله منارها در هزارستان در خون تپیده بود که با سرسختی و پیگیری تمام از تحقق حقوق مساوی همهء اقوام تابع در کشور ، در یک حکومت فراگیر ملی با اصل شایسته سالاری و معیارهای پذیرفته شده یی بین المللی در برابر میراث انحصاری حاکمیت نژاد پرستان حمایت نمود . تا جائیکه به خاطر پشتیبانی از عدالتخواهی برای مردم به پیشواز شهادت هم شتافت . و همچنان میراث حق طلبانه انسانی ، ملی و دموکراتیک را برای یک افغانستان تجزیه ناپذیر و مردمش بجا گذاشت .



فلهذا ، روی این ملحوظ است که همه ساله شاهد تجلیل سال روز شهادت استاد مزاری در داخل و خارج و به خصوص در مناطق هزارستان و هزاره نشین به طور ویژهء هستیم که کیفیت آن نسبت به تجلیل روز عاشورای حسینی کاملا تفاوت جوهری داشته که همه ساله با شکوهمندی خاصی صورت می گیرد و این به یک واقعیت عینی تبدیل شده است .

چنانچه می بینیم که روز عاشورا توسط هزاره های مهاجر در امریکا ، کانادا ، آسترالیا ، اروپا ، هند ، پاکستان ، کشورهای عربی ، افریقا و بعضی کشورهای دیگر یا هیچ تجلیل نمی گردد و یا شاید در محدودهء کوچک این هزاره ها اگر تجلیل شود . اما سالگرد شهادت بابه مزاری پیشوای مردم هزارستان از سوی همه هزاره ها یعنی هزاره های اثناعشری ، اسماعیله ، حنفی ، عیسوی وغیره در سراسر جهان با چاپ نشریات ، عکس های رنگه ، خوانش اشعار و مقالات سیاسی در ارتباط افغانستان با علاقه مندی طبیعی ، عظمت خاص و منظم تجلیل می گردند . و این یک واقعیت دیگری عینی و ملموس است که من با پرهیز ازهر گونه شخصیت سازی کاذب در مورد شهید مزاری و آنهم دور از تعلقات اتنیکی ، مذهبی ، زبانی ، ستمی ، فکری و ... با بی طرفی خویش بیان واقعیت را می دارم .

برعلاه آن ، شاهد بودیم که آن عده از هزاره های که در سالهای قبل گرایشات ایدولوژی های مختلف داشتند ، از اولین رهبری سیاسی در وجود استاد مزاری پشتیبانی نمودند و اکنون نیز بدان وفادار باقی مانده اند.


این خود می رساند که جامعه هزاره در بطن سازه های اجتماعی خود ، یک رهبر سیاسی خردمندانه را در این مقطع سرنوشت ساز به آزمایش گرفته و از حالت انزوا ، سکوت و محرومیت دیرینه تاریخی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و منطقوی خودها را نجات می دهند .

اینک دیدگاه ها و نقطه نظریات شهید مزاری را در قبال حل مسایل کشور به کند و کاوش می گیرم که در سخنرانی ها ، مصاحبات مطبوعاتی وی تبارز یافته است :



اصل رعایت حقوق اقوام در اندیشه مزاری :

این خود ثابت است که جامعه ما متشکل از اقوام گوناگون بوده و روابط نظام فیودالی ، مضمون و ماهیت اصلی آنرا تعیین می کند . مناسبات ظالمانه فرادستان با فرودستان ، ستم ملی ، استثمار طبقاتی ، نابرابری های اجتماعی و قومی در تمام ابعاد شؤن جامعه نقش بسته که مانع بزرگی را در برابر حل مسایل قومی ، همسویی مذهبی ، توسعه و پویایی طبیعی سیستم جامعه موزاییکی و کثیرالقومی به سوی حاکمیت فراگیر ملی ، دموکراتیک و نظام عادلانه را به وجود آورده است .

در طول تاریخ سیاه کشور ما ، قدرت سیاسی وغیره تنها در حطهء تسلط و انحصار زمام داران مستبد و حکام طراز اول پشتون تبار بودند که از این مجرا نه تنها حقوق سیاسی طبقات پائین تمام اتباع کشور و به ویژه اقوام محکوم تاجیک ، هزاره ، ترک تباران و اقلیت های قومی و مذهبی کشور ضایع گردیده بود ؛ بلکه از یکسو اینها از هرگونه حقوق اجتماعی نیز محروم ساخته بودند و از جانب هم در تطاول دارای مردم ، آوارگی و حتا کشتارهای دسته جمعه اقوام محکوم کشور توسط دستگاه های دولتی ، فرهنگ مسلط روز را به صورت بسیار فاجعه بار و ننگین تشکیل می داد .

مثلا قتل عام های مردم هزاره ، تاجیک ، ترک تباران ، غلزائی ها وغیره از آغاز حکومت امیر عبدالرحمن تا ختم عصر سیاه طالبان ( طالبان در قدم اول قاتل هزاره و بعد قاتل تاجیک و ترک تباران و سایر اقلیت های اتنیکی و مذهبی بودند ) در سراسر افغانستان صورت گرفته که تاریخ کشور ما و منابع بین المللی نیز آنرا شهادت می دهند .

در اعلامیه جهانی حقوق بشر راجع به رعایت حقوق انسان چنین آمده است :

« از آنجا که دولتهای عضو متعهد شده اند که احترام جهانی و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادی های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تأسیس کنند . » ( 1 )

زمانیکه استاد مزاری تاریخ غمبار کشور را به نقد گرفت . و وضع اسفناک اجتماعی و سازه های اندوهبار مردمان به زنجیر کشیده را نظاره می نمود ، فرزانه وار در صف مستمندان ، اقشار محروم و طبقات استثمار شده جامعه خویش قد علم کرد و تحقق حقوق عادلانه کلیه اتباع کشور اعم از افغان ، هزاره ، تاجیک ، ترک تباران و اقلیت های دینی ، مذهبی و قومی افغانستان را با بیان رسا چنین طرح نمود :

« ما مردم افغانستانیم ، هیچ نژادی را نمی خواهیم نفی کنیم . ترکمن است ، هزاره است ، تاجیک است ، افغان است ، ایماق است و دیگر اقوام هستند . همه آنها بیایند در این مملکت برادروار زندگی کنند و هر کس به حقوق شان برسند و هر کس در بارهء سرنوشت خودش تصمیم بگیرد . این حرف ماست . اگر کسی بیاید و نژاد خود را حاکم سازد ، دیگران را نفی بکند ، این فاشیستی است . این خلاف رسوم بین المللی است . بناء ما تکرار می کنیم : ما نیاز به این همبستگی داریم و نیاز به این کمک داریم . ما اگر در افغانستان به حق خود نرسیم و هویت پیدا نکنیم و موقعیت سیاسی خود را تثبیت نکنیم ، کسی برای برادران که در خارج پراگنده است ، ارزشی قایل نمی شود. ... » ( 2)

حق تعیین سرنوشت از دیدگاه شهید مزاری :

شهید مزاری در یک سخنرانی خود آیت قرآن کریم را قرأت کرده و ترجمه آنرا به منظور تعیین سرنوشت مردم چنین تقدیم نموده است :

« ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهیم ، مگر آنکه خود شان سرنوشت شان را تغییر دهند . » ( 3 )

در این صورت بازهم از صراحت کلام خدا ثابت می گردد که این انسان است که در نظام و حیات اجتماعی خویش نقش تعیین کننده را بازی نموده و از مراجع دیگری سرنوشت انسان رقم نمی خورد . یعنی انسان هم باعث هستی خودش است و هم سبب نیستی خودش می گردد .

زمانیکه در نظام و سیستم دنیامداری مکث نماییم ، از میلیاردها سال بدین طرف است انسان در اثر تماس و نبرد خود علیه نیروهای طبیعت ، توانسته که بر بخشی از آن فایق گردیده ، تاریخ و تمدن بشری را ایجاد کرده و جهان مادی ، معنوی را همراه با خودش در بستر گسترش و پویایی لایزال قرار داده است . می بینیم که این انسان است بر اساس تلاش ها ، مبارزات ، ابتکارات ، خود باوری ها ، آزمون ها ، پیگیری ها ، و اتکا به توان و نیروی خود ، باعث کشفیات و دست آوردهای عظیم در عرصه های مختلف علوم ، امورات مادی ، اجتماعی و معنوی گردیده اند. در همین رابطه است که استاد مزاری ، نقش مردم را در همه امور تعیین کننده دانسته و مردم کشورش را هوشدار می دهد که اگر در امر تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی شان مسؤلانه و آگاهانه اقدام نکنند ، از فقر و اسارت نجات نخواهند یافت . و شهید مزاری می گوید :

« ما سرزمین افغانستان را سرزمین مان می دانیم . این خاک را برای آزادیش بیش از یک میلیون شهید دادیم ، وجب وجب از این میهن را دفاع می کنیم و بدین معنی نیست که ما حق نداشته باشیم ، ما سرنوشت خود را تعیین نکنیم . اگر بی تفاوت باشیم ، اتحاد خود را حفظ نکنیم ، می توانند ما را 300 سال دیگر باز حذف کنند ، آنوقت برای « جوالی گری » باشیم !! » ( 4 )



نقش و حقوق زنان در باور استاد مزاری :

در بافت اجتماعی افغانستان بیش از نصف نفوس جمعیت را زنان به خود اختصاص داده که نسبت به تمام محرومیت اتباع کشور ؛ بیشترین رنج طاقت فرسا ، سیاه روزی و همراه با غضب مرد سالاری متوجه اقشار محکوم زنان افغانستان بوده و می باشد . زنان کشور ما با تمام حق کشی های مدحشی که در قسمت شان صورت گرفته و میگیرد ، آنان درحراست از میهن ، امور اجتماعی ، اقتصادی و تربیت اطفال وغیره زیادتر سهم را اگر نداشته ، حد اقل با مردان مساوی بوده اند . اما در عوض بازهم ، زنان در پائین ترین نردبان اجتماع موقعیت داشته و در زیر فشار ها و ظلم های متعدد مرد سالاران و نظام فرسودهء جامعه جان می دهند .

استاد شهید در مورد نقش زنان در سوم حوت کابل علیه نظامیان شوروی و حزب دموکراتیک خلق چنین می گوید :

« آنچه که بما گزارش داده اند ، نقش بیشتر را هم در اینجا خواهران انجام دادند . این عجیب بود بعد متأسفانه پس از 14 سال مبارزه و جهاد و زجر و تکلیف ، تعدادی از رهبران می گویند : نصف از جمعیت ما زنان حق ندارند برای سرنوشت شان حرف بزند ، ولی وقتی اینها در پاکستان و اروپا نشسته بودند ، این خواهران قهرمان این حرکت را به وجود آوردند و مردم کابل جوشید . بما گفته اند صحت و سقم اش را نمی دانم که از خواهران در جاده میوند چادرش را گرفته به سر یک افسر افغانی انداخته بوده و گفته بود : تو غیرت افغانیگی ات را فراموش کرده ای ، این چادر ما را تو سر بکن و سلاح ات را بده که ما از خود دفاع بکنیم . مه معتقد هستم که این حرکت ، حرکت سرنوشت ساز بود و ما باید از این روزها تجلیل کنیم . » (5 )

در متن مقدمه حقوق اعلامیه بشر سازمان ملل متحد راجع به برابری حقوق بین زن و مرد چنین آمده است :

« از آنجا که مردم ملل متحد ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و مقام و ارزش فرد انسانی و تساوی حقوق مرد و زن مجددا در منشور اعلامیه کرده اند و تصمیم راسخ گرفته اند که به پیشرفت اجتماعی کمک کنند و در محیطی آزاد تر وضع زندگی بهتری بوجود آورند .» ( 6 )

در جای دیگر استاد شهید مزاری در قسمت حل بحران کشور و سهم مساوی و عادلانه زنان با مردان در نظام جامعه و انتخابات و نفی هرگونه انحصار قدرت چنین گفت :

« ما تنها راه حل مسأله افغانستان را در انتخابات می دانیم .... ما معتقدیم که انتخابات باید کاملا آزاد باشد و همه مردم افغانستان بتوانند در آن شرکت کنند . ما سیستم انحصار را به هر شکل و شیوه آن رد می کنیم و طرفدار شرکت کلیه مردم افغانستان اعم از زن ، مرد ، پیر ، جوان و ... برای تعیین سرنوشت سیاسی شان هستیم . این عادلانه نیست که مردان حق شرکت در انختابات داشته باشند ، ولی زنان از این حق مسلم انسانی – اسلامی شان محروم باشند ، همه حق دارند که در انتخابات شرکت نمایند . » ( 7 )

زمانیکه دولت اسلامی مجاهدین افغانستان حقوق زنان را کاملا زیر پا گذاشته بود و حتی در قانون اساسی آن رسما نوشته شده بود که صرف مرد حنفی مذهب مستحق کاندید شدن مقام ریاست جمهوری است . بدین معنی که زنان کشور از حق کاندید شدن به مقام ریاست دولت قانونا محروم شده بود .

شهید مزاری نه تنها قانون اساسی دولت اسلامی را منتفی دانسته ، بلکه در این قسمت در باور شهید مزاری زن و مرد از نگاه حقوقی کاملا با هم مساوی می باشند و عملا به تعداد 12 نفر زن تحصیل کرده را در عضویت شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی افغانستان شامال نمود . رهبر شهید مزاری در یک مصاحبه خود در مورد حقوق زنان می افزاید :

« زنان از کلیه حقوق انسانی برخوردار هستند و می توانند در همهء عرصه های حیات اجتماعی- سیاسی کشور فعال باشند ، انتخاب شوند و انتخاب کنند . » ( 8 )




در اندیشه مزاری ، برادری اقوام در برابری میان اقوام ممکن است :

در اعلامیه جهان حقوق بشرهم مسأله برادری را چنین تأکید نموده است :

« مادهء اول_ تمام افراد بشر آزاد بدنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق باهم برابرند ، همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند . » ( 9 )

در نظر شهید مزاری ، تا زمانیکه از لحاظ حقوقی : برابری های اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، محیطی و امثالهم میان اقوام کشور عملی نشود ، برادری بدون بنیاد فراگیر ملی و منطقی هرگز بوجود آمده نمی تواند . شهید مزاری برادری اقوام را در تحقق حقوق مساوی شان چنین بیان داشت :

« اینجا برای شما واضح می گویم در افغانستان دشمنی ملیت ها فاجعه بزرگی است . در افغانستان برادری ملیت ها مطرح است . حقوق ملیت ها یعنی برادری ملیت ها . دو برادر که در یک خانه زندگی می کنند ، چطور برایشان حق قایل اند که در این خانه من هم حق دارم ، آنهم حق دارد ؛ این برادری است نه دشمنی . بلی ! این عناصر قدرت طلب و جاه طلب است که در این مسأله به عنوان نژاد وغیره استفاده می کنند برای سیادت شان .» ( 10 )



مردم سالاری از نظر رهبر شهید مزاری :

شهید مزاری نقش مردم را در همه امور تعیین کننده ، انسانی و عقلانی ارزیابی نمود . در باور مزازی ، مردم سالاری زمانی در جامعه بوجود می آید که حکومت بر پایه ارادهء داوطلبانه و آگاهانه مردم تشکیل شده باشد و مردم بر حکومت از حق نظارت و کنترول قانونی و عملی برخوردار باشند . شهید مزاری می فرماید :

« پایه های اساسی و مردمی برای یک حکومت وقتی بوجود می آید که انتخابات عمومی برگزار شود و مردم آزادانه سرنوشت خود را تعیین کرده ، قدرت سیاسی را به کسی و کسانی تحویل دهند ؛ ... » ( 11 )



وحدت ملی در منطق شهید مزاری :

در اعتقاد رهبر شهید ، هیچگای مردم افغانستان صاحب وحدت ملی نبوده و چنانچه این مؤلفه را در تمام میکانیزم اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، نظامی ، فرهنگی و کلیه زیر ساخت و روساخت نظام سیاسی- اجتماعی افغانستان مشاهده کرده می توانیم که بیانگر هرگونه فقر مستمر و عدم ثبات سیاسی در جامعه موزائیکی افغانستان می باشند.

وحدت ملی ارتباط تنگا تنگ به نظام دموکراسی دارد که مردم کشور ، میراث دار یک حاکمیت ملی بر مقیاس شایسته سالاری و تناسب نفوس اقوام تابع در کشور بوده باشند . در حالیکه تاریخ کشور ما خوب به حافظه دارد که مردمان ما هرگز دارای حکومت ملی نبوده است . چونکه حکومت ها همواره خواهان وحدت قدرتمندان و طبقات استثمارگر در این سرزمین بودند و منافع مشترک شان از طریق یک حکومت خودکامه و مطلقهء قرون وسطایی حفظ میشد ، نه ایجاد وحدت ملی و دموکراسی واقعی .

از نگاه مستبدین و حکام مطلق العنان کشور ما ، عبودیت و بردگی بی چون و چرا و نوکری تمام اقوام میهن ما از دولت های بر سر اقتدار کشور ، به معنی گویا « وحدت ملی » تلقی می گردیده که در واقع زندان ملیت ها بود .

مردم ما در گذشته از داشتن نظام دموکراسی کاملا محروم بوده و برعکس از سالیان متمادی در زیر شکنجه و ترور نظام های دیکتاوری و حتا شؤنیستی به سر بردند . زیرا به جای حاکمیت ملی ، حاکمیت شؤنیستی ، ماهیت سیاسی نظام قبیله سالاری طبقات فرادست پشتون سالاران و حامیان آن را در تمام روابط جامعه تشکیل می دادند .

پشتون سالاران حاکم ، نظام پولیسی و فاشیستی را در تمام تار و پود همهء اتباع کشور بخصوص بالای اقوام تحت ستم ما حاکم نموده بودند. افزون برآن ، با سلب مالکیت خصوصی از مردم ، حصول مالیات کمرشکن از توده های فقیر ، شکنجه و زندان و حتی کشتارهای دسته جمعی اقوام محروم میهن ما بود که به اصطلاح « وحدت ملی » خواسته خود را بر اجساد و گورستان های گم نام مردمان افغانستان به وجود می آوردند . و اگر احیانا از کدام حلقوم صدای حق خواهی ، همبستگی طبیعی و ندای انسانیت شنیده میشد ، بلادرنگ به جرم برهم زدن گویا « وحدت ملی » به دار آویخته می شد . و یا حد اقل محکوم به زندان ابد قروی وسطایی سلطنتی و خاندانی می گردید . به همین سبب بود که شهید مزاری بر « وحدت ملی واقعی و راستین » که از بطن خواسته های تمام مردم ستمکش و محروم میهن ما برخاسته باشد ، بر آن تکیه نموده و چنین اعلام مواضع کرد :

« ما به همه سر دشمنی نداریم و دوست هستیم و وحدت ملی را ما در افغانستان یک اصل می دانیم ... » ( 12 )

در جای دیگر شهید مزاری ، وحدت ملی را با همبستگی اساسی اقوام ، مذاهب و احزاب کشور که نمایانگر پلورالیزم و کثرتگرایی سازنده و عقلانی در فرایند جامعه ما است ، چنین تأکیند می نماید:

« مردم ما یک مردم سرفرازیست که با برادری با همه ملیت ها می خواهیم زندگی بکنیم با برادری زندگی بکنند . این افغان باشد ، تاجیک باشد ، ازبک باشد ، همه برادرند حقوق مساوی می خواهند ، ... در اینجا مسأله افغانستان وقتی حل می شود که مردم و احزاب همدیگر را تحمل بکند ، در صدد حذف یکدیگر نباشد چه از نگاه اقوام چه از نگاه احزاب ، چه از نگاه مذاهب ، ... » ( 13 )



ضرورت نظام فدرالی در جهان بینی شهید مزاری در افغانستان :

وقتی که تاریخ کشور را ورق می زنیم ، از آغاز نخستین حاکمیت سیاسی تک تباری استبدادی و قبیلوی تمدن گریز تا کنون ، حکومت ها مرکزی و مطلقه افغانستان بر تمام حیات و ممات مردم اعم از پشتون و غیر پشتون کشور ما حاکم بوده است . از زمین و آسمان کشور ریزش خون جاری بوده و حتی سنگ ، چوب ، نبات و خلاصه کلیه ساختار طبیعت میهن ، رمز عریان بی حصر فقر و ناسامانی نظام را بصورت غم انگیز به نمایش می گذارند . این گونه شواهد عینی ، معلول حاکمیت نظام های مرکزی و فرهنگ مسلط قبیلوی حاکم و طبقات استمارگر در تمام تار و پود جامعه افغانستان است که جوامع و اتنی های خواهر- برادر ما را از حق تعیین سرنوشت شان با ابزارهای گوناگون تا حال محروم نموده اند . و افغانستان را از جمله فقیرترین کشورهای جهان معرفی داشته است .

لذا تجارب دردناک سه قرن اخیر ثابت نموده که حاکمیت های مرکزی مطلقه و تمامیتخواه در افغانستان فاجعه آفرین بوده و تمام پیش شرط ها و عناصر وحدت ملی و بالندگی اجتماعی مردمان کشور را کاملا فلج نموده اند . از سوی دیگر بیش از دو دهه است که حاکمیت های مرکزی و انحصار تک تازی قومی وایدولوژیکی هم در افغانستان ، تا سقوط طالبان بازهم هر کدام نسبت به حکومت قبلی خود ، فاجعه بار تر و زیان آور تر بوده است .

استاد مزاری حل بنیادی بحران کشور را با تشکیل سیستم فدرالی در افغانستان می دانست و تا جائیکه شواهد نشان می دهد ، او در صحبت های خصوصی ، سخنرانی ها و مصاحبات رسمی خویش با مراجع داخلی و خارجی از تأسیس نظام فدرالی در آینده سیاسی کشور پشتیبانی نموده و یگانه راه حل اساسی بحران دیرپای چند صد ساله افغانستان را ، داشتن نظام فدرالی با زیر بنای اصل دموکراسی ، پلورالیسم سیاسی و ایجاد وحدت ملی پیشنهاد نموده که کلام رسای اورا چنین می خوانیم :

« ما تنها راه حل مشکلات افغانستان را تشکیل یک حکومت فدرالی در این سرزمین می دانیم و معتقدیم که بدون ایجاد یک ساختار فدرالی که تأمین کنندهء خواست ها و اهداف کلیه اقوام ، مذاهب و گرایش های سیاسی می باشد ، بحران افغانستان حل نخواهد شد . چون در افغانستان فعلی هیچ مرکزیتی وجود ندارد و کشور به حوزه های اقتدار محلی تبدیل گردیده است . در سیستم فدرالی حقوق ملیت ها بهتر تأمین خواهد شد . و وحدت ملی نیز بصورت اصولی تحقق خواهد یافت . » ( 14 )

برداشت منطقی استاد مزاری از تجزیه کشور به دست قدرتمندان محلی که هشت سال قبل نموده بود ، کاملا صحت داشت و اکنون نیز چنان است . شهید مزاری مواضع حزبش را در قبال نظام آینده سیاسی کشور چنین اعلان نمود :

« حزب وحدت معتقد است و اعلان هم کرده که آینده افغانستان توسط سیستم فدرالی اداره شود ؛ تا هر ملیت احساس کند که در باره سرنوشت خود ، خودشان تصمیم بگیرند . حالا عملا مناطق در دست مردم است اگر در ایجاد یک دولت فدرالی توافق نشود ، اصلا مرکز در شمال تسلط ندارد . در هرات تسلط ندارد و در هزاره جات تسلط ندارد.

هم در آنجا تشکیلات دارند هم سلاح دارند ، هم امکانات دارند و هم وسیله . تنها راه حل که هم افغانستان را از تجزیه نجات می دهد و هم ملیت ها را قانع می سازد و هم حقوق شان را در دست های شان می دهد ، یک سیستم فدرالی در افغانستان است که در آن توافق ملیت ها در نظر گرفته شود ، عنعنات در نظر گرفته شود ، و خودشان تصمیم گیر باشد . یک حکومت مرکزی هم داشته باشد . این چطور می شود که این قانون فدرالی برای پاکستان خوب است ، برای آلمان خوب است ، در هند خوب است ، در امریکا خوب است ، وقتی در افغانستان آمد ، بد می شود . اینطور نباید باشد . » ( 15 )

رهبر شهید مزاری در جای دیگر می افزاید :

« تنها راه حل و قانع کننده ترین راه این است که حقوق طبیعی مردم به آنها داده شود چرا که همه ملیت ها در پیروزی سهم داشته و فشار 14 سال جهاد را بدوش کشیده اند ...

استاد مزاری فرمود :

« رعایت حقوق ملیت ها فقط در قالب حکومت فدرال عملی است و با این طرح می توان حکومت های متعدد ولایتی را در یک حکومت مرکزی جمع کرد و الا احتمال تجزیه افغانستان و تداوم جنگ های داخلی قویا وجود دارد .

رهبر شهید مزاری فرمود :

« حکومت فدرال فعلا در کشورهای پیشرفته و آزادیخواه دنیا وجود داشته و موجب جذب و وصل ملیت های متعدد است ..... اگر ملیتی حقوق خود را طلب نمود و خواستار عدالت باشد ، به معنی تجزیه نیست .

این حق طبیعی مردم است که خواستار حقوق خویش و عدالت باشد . » ( 16 )



در فرجام :

باید گفت که پیش بینی های رهبر شهید مزاری در مورد بحران کشور کاملا مصداق عینی داشته اند . اکنون نیز افغانستان مانند دههء هفتاد خورشیدی تجزیه و در چنگ قدرت تفنگ سالاران حزبی ، محلی ، مافیای مواد مخدره و قاچاق و ... کشور قرار دارند .

و برعلاوه حضور قوای حافظ صلح ملل متحد و امریکایی در افغانستان ، امنیت و حاکمیت ملی قوام نیافته و با بحران جدید جنگ امریکا و متحدین اش در عراق هم ، آینده افغانستان را پیچیده تر و خطر ناک تر نموده است .

به نظر صاحب این سطر ، پشنهاد نظام فدرالی را که شهید مزاری در دههء هفتاد خورشیدی برای حل اصولی بحران کشور نموده بود ، اکنون نه تنها خردمندان ، دانشمندان ، حقوق دانان و عوام الناس میهن از آن بخوبی استقبال می نمایند و حتا به گمان اغلب در پیش نویس قانون اساسی جدید نیز فدرالی مورد بحث قرار گرفته است ، بلکه شرایط بین المللی هم مساعد شده ، تا نظام سیاسی آینده افغانستان ، فدرالی باشد .



نظرچند شخصیت طراز اول کشور و یک دانشمند در مورد فدرالیزم :

در کنفرانس صلح بن آقای محمد یونس قانونی وزیر داخله وقت کشور و نماینده جبهه متحد در یک مصاحبه ژورنالست فرانسه ، نیز پشتیبانی خویش را از نظام فدرالی در آینده افغانستان ابراز داشته اند .

صدر اعظم سابق افغانستان آقای سلطانعلی کشتمند هم یک سال قبل نظام فدرالی را برای حل بحران کشور پیشنهاد نموده است . برعلاوه ، آقا پروفیسر نعمت الله شهرانی معاون دولت انتقالی افغانستان که به حیث رئیس تسوید کمیسیون قانون اساسی جدید کشور برگزیده شده اند او در یک مصاحبه خود در رادیو بی بی سی با صراحت کامل از تشکیل نظام فدرالی در آینده سیاسی افغانستان دفاع نمود . دانشمند محترم آقای داکتر عنایت الله شهرانی از امریکا طرح وسیعی را در مورد اهمیت فدرالی در آینده افغانستان در هفته نامه امید داده است که مورد مقبولیت طیف بزرگی از دانشمندان بی طرف ، سیاسیون ، روشنفکران ، طرفداران فدرالیزم قرار گرفته و حتا این مسأله توجه مجامع جهانی و سازمان ملل متحد را هم نسبت به سیستم فدرالی در آینده افغانستان بخود مبذول داشته اند .

آقای جنرال عبدالرشید دوستم رهبر « جنبش ملی- اسلامی افغانستان » به مناسبت تجلیل سال نو 1382 خورشیدی ، نظام فدرالی را در آینده کشور پیشنهاد نمود و حل بحران کشور و مسایل قومی را در ساختار دموکراتیک نظام فدرالی در افغانستان دانست و حمایت بی دریغ خویش را نسبت به تحقق فدرالی در آینده میهن اعلان نمود . ناگفته نباید گذاشت که آقای جنرال دوستم در گذشته ها نیز رسما مواضع حزبش را مکررا از نظام فدرالی در افغانستان نشر کرده است .

فلهذا با عبرت گیری عمیق از حکومت های ظالمانه و مطلق العنان مرکزی گذشته افغانستان ، تجزیه کنونی کشور توسط تفنگ سالاران حزبی و خطرات جدی از ناحیه مثلث شوم طالبان مزدور ، القاعده و حزب اسلامی حکمتیار از یکسو ، حساسیت های فعال توده های از مردم کشور در تعیین سرنوشت سیاسی شان ، حضور نیروهای حافظ صلح ملل متحد همراه با قوای امریکایی ، همآهنگی مجامج بین المللی همراه با نظریات خرد سالاران و آگاهان سیاسی رسالتمند کشور ما از سوی دیگر است ؛ تا بحران میهن ما با ایجاد نظام فدرالی و اصول دموکراسی سازنده ممکن گردیده و فردای یک افغانستان نوینی را با معیارهای پسندیده جوامع بین المللی و اعلامیه جهانی حقوق بشر و با در نظر داشت خصوصیات کشور ما ، نوید دهد . در غیر آن آینده مردم و کشور ما را ، وهابیت جهانی ، جهان بینی طالبانیزم ، تروریسم بین المللی و فاشیسم داخلی با حمایت اجانب تهدید خواهند نمود .

پس بیایید ! تمام امکانات و توانایی خویش را نسبت به هر وقت دیگر در جهت تشکیل نظام رسالتمند فدرالی بر مبنای دموکراسی به خرج بدهیم ، تا با داشتن سیستم فدرالی ، پیش شرط های امنیت ملی ، حاکمیت ملی ، وحدت ملی ، منافع ملی ، فرهنگی ملی ، مردم سالاری ، استقلال و تمامیت ارضی کشور در فرایند یک افغانستان نوین ، فرهمند ، مستقل ، بی طرف ، آباد و دموکراتیک بوجود آید .

و من الله التوفیق

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...