نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

▪ ️مادری بین دود گفت بیا؛ یا ابن الحسن! با صدایی کبود گفت بیا... ▫ ️پدرت زیر ضربت شمشیر؛ زیر لب در سجود گفت بیا... ▪ ️سر نیزه، حسین لب وا کرد؛ در محل یهود ...

▪ ️مادری بین دود گفت بیا؛ یا ابن الحسن! با صدایی کبود گفت بیا... ▫ ️پدرت زیر ضربت شمشیر؛ زیر لب در سجود گفت بیا... ▪ ️سر نیزه، حسین لب وا کرد؛ در محل یهود گفت بیا... ▫ ️دور و اطراف عمه ات زینب؛ چون که محرم نبود گفت بیا... ...

۳۸ دقیقه پیش
2K
#راپید یه جایی هست به اسم کنج ممکنه تو مراحل زندگی کنج های زیادی و تجربه کنیم مثلا کنج خونه وقتی همه میخوان برن بیرون ولی تو حوصله بیرون رفتن نداری یکم که بزرگتر میشیم ...

#راپید یه جایی هست به اسم کنج ممکنه تو مراحل زندگی کنج های زیادی و تجربه کنیم مثلا کنج خونه وقتی همه میخوان برن بیرون ولی تو حوصله بیرون رفتن نداری یکم که بزرگتر میشیم ساختن خونه کنج دل یار یا بوسه کنج لب یار و یکم جلوتر کنج خونه ...

۴۲ دقیقه پیش
3K
🍃 #حرفهای_مادرانه فاطمیه که می‌رسید، مادر حال و هوای دیگری پیدا می‌کرد آرام آرام با یک غم خاص، بلند می‌شد کتیبه‌ی مشکیِ 🏴 منجوق‌دوزی شده‌ قدیمی‌ را از صندوقچه بیرون می‌آورد و روی طاقچه می‌انداخت ...

🍃 #حرفهای_مادرانه فاطمیه که می‌رسید، مادر حال و هوای دیگری پیدا می‌کرد آرام آرام با یک غم خاص، بلند می‌شد کتیبه‌ی مشکیِ 🏴 منجوق‌دوزی شده‌ قدیمی‌ را از صندوقچه بیرون می‌آورد و روی طاقچه می‌انداخت 🍀 بعد به من می‌گفت: دخترم، لباس‌ مشکی‌ات را گذاشته‌ام گوشه کمد؛ این دهه‌ به ...

۱ ساعت پیش
5K
هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببرد می تواند خبر از مصر به کنعان ببرد آه از عشق که یک مرتبه تصمیم گرفت: یوسف از چاه درآورده به زندان ببرد وای بر تلخی ...

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببرد می تواند خبر از مصر به کنعان ببرد آه از عشق که یک مرتبه تصمیم گرفت: یوسف از چاه درآورده به زندان ببرد وای بر تلخی فرجام رعیت پسری که بخواهد دلی از دختر یک خان ببرد ماهرویی دل من برده ...

۲ ساعت پیش
8K
دلم تنگ است برای کسی که نمی شود او را خواست نمیشود او را داشت فقط می شود سخت برای او دلتنگ شد ودر حسرت آعوشش سوخت دلم خوش نیس و غمگینم کسی شاید نمیفهمد ...

دلم تنگ است برای کسی که نمی شود او را خواست نمیشود او را داشت فقط می شود سخت برای او دلتنگ شد ودر حسرت آعوشش سوخت دلم خوش نیس و غمگینم کسی شاید نمیفهمد کسی شاید نمی گیرد مرا از دست تنهایی...... تو میخوانی فقط .... زیر لب اهسته ...

۳ ساعت پیش
9K
تو جنگی و دلخور از زندگی تا فندکو لب سیگار میگیری عووم شعله جنگو میبینی دست تو نیست ته این بازی..

تو جنگی و دلخور از زندگی تا فندکو لب سیگار میگیری عووم شعله جنگو میبینی دست تو نیست ته این بازی..

۴ ساعت پیش
2K
و نگاهش کردم.. — بالاخره اونو از اینجا می برم..دیر یا زود..زمانش برام مهم نیست ولی مطمئن باش بالاخره اینکار و می کنم.. جوابم به اون تنها سکوتم بود..نگاهی بی تفاوت بهش انداختم.. با لبخندی ...

و نگاهش کردم.. — بالاخره اونو از اینجا می برم..دیر یا زود..زمانش برام مهم نیست ولی مطمئن باش بالاخره اینکار و می کنم.. جوابم به اون تنها سکوتم بود..نگاهی بی تفاوت بهش انداختم.. با لبخندی خاص نگاهم کرد و گفت: شاید به قول ِ خودت رئیست نباشم..ولی ما یه جورایی ...

۴ ساعت پیش
44K
مرا بخوان به بهشت آغوشت.. مستم کن از بوی پیراهنت.. بند کن نفسم را به لب هایت دیریست از نبودنت طوفانی بر پاست در دلم

مرا بخوان به بهشت آغوشت.. مستم کن از بوی پیراهنت.. بند کن نفسم را به لب هایت دیریست از نبودنت طوفانی بر پاست در دلم

۸ ساعت پیش
4K
♦ شگرد تروریست هایِ رسانه‌ای! 🔹 این‌روزا رسانه‌های تروریستی وابسته به دشمن و دولت به طور هماهنگ کمتر از ۳۰ ثانیه کلیپ از افراد حاضر در عکس را تقطیع می‌کنند و شبانه روز بر طبلِ ...

♦ شگرد تروریست هایِ رسانه‌ای! 🔹 این‌روزا رسانه‌های تروریستی وابسته به دشمن و دولت به طور هماهنگ کمتر از ۳۰ ثانیه کلیپ از افراد حاضر در عکس را تقطیع می‌کنند و شبانه روز بر طبلِ دو قطبی‌سازی و اختلافات می‌کوبند! 🔹 کاری که این رسانه‌ها می‌کنند این است که با ...

۹ ساعت پیش
8K
#پارت۱۲۸ چند روز بعد برامون خبر آورد که همه جا رو دنبال شما می‌گردن، پدربزرگم گفته که اگر پیدامون کنه همون لحظه جونمون رو می‌گیره، کمی ترسیدم ولی حاج محمد بهم اطمینان داد که نمی‌تونن ...

#پارت۱۲۸ چند روز بعد برامون خبر آورد که همه جا رو دنبال شما می‌گردن، پدربزرگم گفته که اگر پیدامون کنه همون لحظه جونمون رو می‌گیره، کمی ترسیدم ولی حاج محمد بهم اطمینان داد که نمی‌تونن پیدامون کنن. روزای خیلی خوبی کنار شهریار داشتم؛ هر روز عشقمون نسبت به هم بیشتر ...

۱۰ ساعت پیش
38K
کاش دوستت نداشتم 😑 😑 😑 #دخترک خندید و #پسرک ماتش برد ! که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش می خواست، حرمت ...

کاش دوستت نداشتم 😑 😑 😑 #دخترک خندید و #پسرک ماتش برد ! که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش می خواست، حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد ! غضب آلود به او ...

۱۱ ساعت پیش
15K
آمدی نغمه زنان خنده کنان سرخوش و مست لب خاموش تو پیش نگهم گویا شد

آمدی نغمه زنان خنده کنان سرخوش و مست لب خاموش تو پیش نگهم گویا شد

۱۲ ساعت پیش
4K
بی چشم غزال تو، غزل جای ندارد فنجان من از طعم لبت ، چای ندارد ای چشم مرا غمزده در عالم هستی دیگر نفسم گرمی و لب، نای ندارد در چله سرمای زمستان و غم ...

بی چشم غزال تو، غزل جای ندارد فنجان من از طعم لبت ، چای ندارد ای چشم مرا غمزده در عالم هستی دیگر نفسم گرمی و لب، نای ندارد در چله سرمای زمستان و غم هجر گرمای دلم جرات یک "های" ندارد پا پس مکش از عشق من ای شعر ...

۱۹ ساعت پیش
23K
#پارت_صد_و_بیست #گم_شده_ها نیوشا: سه رو از اومدنمون میگذره فردا باید برگردیم... صبح شده بود. خواستم بلند شم ک بکو بیدار کنم ی چیزی مانع بلند شدنم شد... خوب ک دقت کردم دیدم بغل بکم... -جییییییییییییییییییغ ...

#پارت_صد_و_بیست #گم_شده_ها نیوشا: سه رو از اومدنمون میگذره فردا باید برگردیم... صبح شده بود. خواستم بلند شم ک بکو بیدار کنم ی چیزی مانع بلند شدنم شد... خوب ک دقت کردم دیدم بغل بکم... -جییییییییییییییییییغ یهو پرید هوا از تخت افتاد... ی نگاهی بهم انداخت... +دیوونه شدییییییی؟؟؟؟ نزدیک بود سکته ...

۲۰ ساعت پیش
52K
عروس مرگ-قسمت ۳۶ #عروس_مرگ چشمان تقریبا درشت و کشیده،لب و بینی ظریف و متناسب با چهره،گونه های تقریبا برجسته،پوست صاف و سفید،(به بخشی از موهایش که از شال بیرون ریخته بود نگاه کرد)موهای پرکلاغی حالت ...

عروس مرگ-قسمت ۳۶ #عروس_مرگ چشمان تقریبا درشت و کشیده،لب و بینی ظریف و متناسب با چهره،گونه های تقریبا برجسته،پوست صاف و سفید،(به بخشی از موهایش که از شال بیرون ریخته بود نگاه کرد)موهای پرکلاغی حالت دار... "چقدر زیباست!...ولی یه چیزی علاوه بر زیباییش هست که درکش برام خیلی عجیبه،انرژی عجیبی ...

۲۰ ساعت پیش
76K
از دور دیدم که عمو جهان تنها نیست. داشتم درست می دیدم؟ اونا جیران جون و سونیا بودن؟ همونجا وایسادم! عصبانی به کیان گفتم: این اینجا چیکار میکنه ؟ توام خوشحال داری منو میبری پیش ...

از دور دیدم که عمو جهان تنها نیست. داشتم درست می دیدم؟ اونا جیران جون و سونیا بودن؟ همونجا وایسادم! عصبانی به کیان گفتم: این اینجا چیکار میکنه ؟ توام خوشحال داری منو میبری پیش کسی که داشت زندگی از منو از هم می‌پاشوند؟؟ و دستامو محکم از دستش بیرون ...

۲۱ ساعت پیش
77K
تو مرا آب می کنی! جاری می شوم می بارم... همچون اشک چکیده از شاخه ی درختی در زمستان... تو بهاری تو خورشیدی تو داغی... یک بوسه ی نشسته بر لب آفتابگردان و من داغ ...

تو مرا آب می کنی! جاری می شوم می بارم... همچون اشک چکیده از شاخه ی درختی در زمستان... تو بهاری تو خورشیدی تو داغی... یک بوسه ی نشسته بر لب آفتابگردان و من داغ تر از هر روز لبان سرخم را هدیه ی نگاه سرکشت می کنم می خواهم ...

۲۱ ساعت پیش
12K
EXID’s Hani’s Brother Dishes On Her Clumsy Side . در پخش اخیر برنامه The Manager هانی و برادرش مهمان برنامه بودند و نگاهی به زندگی روزانه هانی انداختند . او و منیجرش برای خوردن غذا ...

EXID’s Hani’s Brother Dishes On Her Clumsy Side . در پخش اخیر برنامه The Manager هانی و برادرش مهمان برنامه بودند و نگاهی به زندگی روزانه هانی انداختند . او و منیجرش برای خوردن غذا با برادر هانی ، آن ته هوان ، بیرون رفتند . منیجر هانی ، سونگ ...

۲۱ ساعت پیش
15K
لب های بی قرار من، رویای بوسه های تو، هرگز به هم نمی رسند. تقدیر... ظالمانه است!

لب های بی قرار من، رویای بوسه های تو، هرگز به هم نمی رسند. تقدیر... ظالمانه است!

۲۲ ساعت پیش
6K