نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

و فاصله ای ست ابدی... میان «عشق» و «دوست داشتن» که برای پیمودن این فاصله... یا باید پرید... یا باید فرو چکید... من هر دو را تجربه کردم.... عشق را اگر نتوانی.. به سمت دوست ...

و فاصله ای ست ابدی... میان «عشق» و «دوست داشتن» که برای پیمودن این فاصله... یا باید پرید... یا باید فرو چکید... من هر دو را تجربه کردم.... عشق را اگر نتوانی.. به سمت دوست داشتن هدایت کنی... تجربه ای دردناک خواهد شد! خوبی دوست داشتن در این است ...

۱ ساعت پیش
3K
تا اون موقع زیاد از خانواده دور نشده بودم و حالا قرار بود به مدت چند سال برای تحصیل به یه شهر دیگه سفر کنم. توی اون سن و سال آدم پر از اتفاقات و ...

تا اون موقع زیاد از خانواده دور نشده بودم و حالا قرار بود به مدت چند سال برای تحصیل به یه شهر دیگه سفر کنم. توی اون سن و سال آدم پر از اتفاقات و حواشیه مختلفه و پدر و مادر من هم نگران بودن نکنه بی راهه برم. نگرانیشونو ...

۱ ساعت پیش
8K
#داستانهای_ادامه_دار #داستان13 داستان استجابت دعای یک زوج جوان,خواندنی وکوتاه #استجابت دعای یک زوج جوان زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی ...

#داستانهای_ادامه_دار #داستان13 داستان استجابت دعای یک زوج جوان,خواندنی وکوتاه #استجابت دعای یک زوج جوان زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد ...

۱ ساعت پیش
8K
ا❤ با کمک عصا و شهریار رفتم تو اتاقم . ترجیحم این بود که سر جام استراحت کنم .گوشیم از ظهر که اومده بودم رو میزم بود .کلی تماس بی پاسخ و مسیج داشتم . ...

ا❤ با کمک عصا و شهریار رفتم تو اتاقم . ترجیحم این بود که سر جام استراحت کنم .گوشیم از ظهر که اومده بودم رو میزم بود .کلی تماس بی پاسخ و مسیج داشتم . بیشترین زنگ رو پناه زده بود. یه شماره ی ناشناس بود و بقیه اش کیان. ...

۲ ساعت پیش
9K
من میدونم نباید خسته شد؛ میدونم نباید برید؛ میدونم زندگی ادامه داره؛ فقط دلم میخواست یه وقتایی، یه جایی، یه گوشه ای وایسم بگم خستم :)) و یکی بفهمه چی میگم! نه اینکه فقط بشنوه ...

من میدونم نباید خسته شد؛ میدونم نباید برید؛ میدونم زندگی ادامه داره؛ فقط دلم میخواست یه وقتایی، یه جایی، یه گوشه ای وایسم بگم خستم :)) و یکی بفهمه چی میگم! نه اینکه فقط بشنوه ها، بفهمه!

۲ ساعت پیش
2K
http://mroman.ir/ نام رمان :من لیلا کو مجنون نویسنده : و.رحیمی۱ تعداد صفحات: ۲۶۶ ژانر : #عاشقانه #اجتماعی خلاصه رمان : دانلود رمان داستان ام رمان در رابطه با دختری هست به نام لیلا که بد ...

http://mroman.ir/ نام رمان :من لیلا کو مجنون نویسنده : و.رحیمی۱ تعداد صفحات: ۲۶۶ ژانر : #عاشقانه #اجتماعی خلاصه رمان : دانلود رمان داستان ام رمان در رابطه با دختری هست به نام لیلا که بد روزگار واسش عاشقانه های تلخی رو رغم میزنه تا اینکه با …. بــِســم الله الـّرحمن ...

۲ ساعت پیش
2K
#رویای_غیرممکن #پارت24 #قسمت1 صدای در زدن اومد و جین پرسید: کیه؟ صدای سارا اومد : منم، سارا میشه درو باز کنین؟ من در کمتر از یه ثانیه از اونطرف اتاق به در اتاق رسیدم و ...

#رویای_غیرممکن #پارت24 #قسمت1 صدای در زدن اومد و جین پرسید: کیه؟ صدای سارا اومد : منم، سارا میشه درو باز کنین؟ من در کمتر از یه ثانیه از اونطرف اتاق به در اتاق رسیدم و درو باز کردم. سارا وقتی منو دید باز لبخند زد که باعث شد برای بار ...

۲ ساعت پیش
9K
. تو من را بهتر می شناسی وقتی لبخند می زنم یعنی دریاچه ای آرام در صبح ام یعنی آنقدر دوستت دارم که هیچ سنگریزه ای خوشبختی ام را به هم نمی زند ! - ...

. تو من را بهتر می شناسی وقتی لبخند می زنم یعنی دریاچه ای آرام در صبح ام یعنی آنقدر دوستت دارم که هیچ سنگریزه ای خوشبختی ام را به هم نمی زند ! - تگش کن 😍

۲ ساعت پیش
3K
محتاج آب و دانه شدن حق من نبود ای مرگ!انتقام مرا از قفس بگیر #فاضل_نظری

محتاج آب و دانه شدن حق من نبود ای مرگ!انتقام مرا از قفس بگیر #فاضل_نظری

۳ ساعت پیش
2K
من دست باران را تا این سویِ پنجره می گیرم، تا تو تنها قدم ‌نزنی! من دستِ مهتاب را تا پیشانی ات می گیرم، تا شب ها در شعرها، خویش را راحت بیابی! من دستِ ...

من دست باران را تا این سویِ پنجره می گیرم، تا تو تنها قدم ‌نزنی! من دستِ مهتاب را تا پیشانی ات می گیرم، تا شب ها در شعرها، خویش را راحت بیابی! من دستِ نسیم را تا موهات می گیرم تا جامِ شب بوها را آسان پُر کنی! من ...

۳ ساعت پیش
4K
دوست دارم روی سقف اتاقم، ابر بکشم. ابر غمگین پاییز. هر شب باران ببارد روی تن خانه، من تر شوم و از یاد ببرم نیستی. راه بروم کنار دیوارهای خانه، دست بکشم روی شیشه های ...

دوست دارم روی سقف اتاقم، ابر بکشم. ابر غمگین پاییز. هر شب باران ببارد روی تن خانه، من تر شوم و از یاد ببرم نیستی. راه بروم کنار دیوارهای خانه، دست بکشم روی شیشه های پنجره. بایستم به خیابان خلوت نیمه شب نگاه کنم، چشم به راه رسیدنت. بعد روی ...

۳ ساعت پیش
8K
#فصل_دوم #پارت_سیزدهم #من_و_تنهایی مهرناز در زد و در رو براش باز کردم... مهرناز : سلام خوبی عزیزم؟ مارال : سلام ممنونم مهرناز : چیشده؟ مارال : چیزی نشده! مهرناز : حالت گرفتس چرا؟ مارال : ...

#فصل_دوم #پارت_سیزدهم #من_و_تنهایی مهرناز در زد و در رو براش باز کردم... مهرناز : سلام خوبی عزیزم؟ مارال : سلام ممنونم مهرناز : چیشده؟ مارال : چیزی نشده! مهرناز : حالت گرفتس چرا؟ مارال : نه بابا حالم گرفته نیست! مهرناز : خداکنه‌....مارال؟ مارال : جانم؟ مهرناز : امشب قرارِ ...

۳ ساعت پیش
16K
ماجرای امام صادق و منصور دوانیقی و اژدهای خوفناک می‏گویند: روزی منصور داونقی حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام را طلبید تا آن حضرت را به قتل برساند، پس دستور داد که شمشیری را حاضر کردند. ...

ماجرای امام صادق و منصور دوانیقی و اژدهای خوفناک می‏گویند: روزی منصور داونقی حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام را طلبید تا آن حضرت را به قتل برساند، پس دستور داد که شمشیری را حاضر کردند. سپس به ربیع، حاجب خود گفت که: «چون او حاضر شد و مشغول سخن گفتن ...

۴ ساعت پیش
15K