نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

رمان عشق من و تو پارت_۳۵ شریع رفتم سمت خونه مادر پدر جون که رزا رو هم اونجا دیدم تازه داغ دلم تازه شد تموم این خوشحالی هام پرید مادر جون گفت که تو این ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۵ شریع رفتم سمت خونه مادر پدر جون که رزا رو هم اونجا دیدم تازه داغ دلم تازه شد تموم این خوشحالی هام پرید مادر جون گفت که تو این هفته برای رزا یه جشن میگیرن که دوستای خانوادگی دعوتن با رزا به خونه برگشتم ...

۴۴ دقیقه پیش
4K
📆 #تقویم_نجومی_اسلامی_شنبه سوم اسفند ۱۳۹۸ هجری شمسی ۲۷ جمادی الثانی ۱۴۴۱ هجری قمری ۲۳ فوریه ۲۰۲۰ میلادی ☝ روز اول هفته را حتما با #صدقه آغاز کنید . 🌸 این شنبه روز بسیار خوبی است ...

📆 #تقویم_نجومی_اسلامی_شنبه سوم اسفند ۱۳۹۸ هجری شمسی ۲۷ جمادی الثانی ۱۴۴۱ هجری قمری ۲۳ فوریه ۲۰۲۰ میلادی ☝ روز اول هفته را حتما با #صدقه آغاز کنید . 🌸 این شنبه روز بسیار خوبی است کلا برای انجام هر کاری خوب است. بویژه امور زیر: 🔹 امور عقد و ازدواج ...

۲ ساعت پیش
6K
یه روز سخت بالاخره تمام شد😟 😟

یه روز سخت بالاخره تمام شد😟 😟

۷ ساعت پیش
2K
‏تو اوج خوشی ها همیشه یه لحظه سکوت هس، یه فکر به ناکجا... که ردپای کسیه که یه روز همه زندگیمون بود... #BlackRose #islakrüya

‏تو اوج خوشی ها همیشه یه لحظه سکوت هس، یه فکر به ناکجا... که ردپای کسیه که یه روز همه زندگیمون بود... #BlackRose #islakrüya

۷ ساعت پیش
4K
رمان عشق من و تو پارت_۳۴ رفتم و رزا رو با لبخند بی روح به اتاقش راهنمایی کردم اونم گفت میخوابه تا راشا بیاد بازم شکستم منم رفتم سمت اتاق دیگ و وسایل خودمو از ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۴ رفتم و رزا رو با لبخند بی روح به اتاقش راهنمایی کردم اونم گفت میخوابه تا راشا بیاد بازم شکستم منم رفتم سمت اتاق دیگ و وسایل خودمو از اتاق مشترک به اونجا انتقال دادم و با خودم تصمیم گرفتم کاری نکنم که سد ...

۷ ساعت پیش
23K
کاش اون شب…..همون شب…… مادرت به پدرت میگفت!امشب نع عزیزم……یه شبه دیگه……$ ا ف ت ا د …………

کاش اون شب…..همون شب…… مادرت به پدرت میگفت!امشب نع عزیزم……یه شبه دیگه……$ ا ف ت ا د …………

۷ ساعت پیش
3K
برای بعضی انسانها روز تولدشون مهمترین رویداد زندگیشون هست ، برای بعضی کمتر و بعضی بیشتر البته اونایی که کمتر براشون تاریخ تولدشون مهمه چون احتمالا مزدوج شدن و به جاش سالروز ازدواجشون مهم تره. ...

برای بعضی انسانها روز تولدشون مهمترین رویداد زندگیشون هست ، برای بعضی کمتر و بعضی بیشتر البته اونایی که کمتر براشون تاریخ تولدشون مهمه چون احتمالا مزدوج شدن و به جاش سالروز ازدواجشون مهم تره. در کل چیزی که مهمه همونطور که توی بایوگرافیم نوشتم ما آدما برای ادامه ی ...

۸ ساعت پیش
10K
با من نموندی نخواندی از چشمایه من اون همه عشقو راحت گذاشتی رفتی‌ بی رحم بستی رویه عشقم اون دو تا چشمو این دم رفتن روی حرفم حرف میاوردی انگار واست مهم نبودم من کی‌ ...

با من نموندی نخواندی از چشمایه من اون همه عشقو راحت گذاشتی رفتی‌ بی رحم بستی رویه عشقم اون دو تا چشمو این دم رفتن روی حرفم حرف میاوردی انگار واست مهم نبودم من کی‌ بودم واسه تو ساده نیست، آماده نیست قلبم واسه تنها شدن مگه شوخیه عاشق کنی‌ ...

۹ ساعت پیش
14K
خیلی وقت بود که به خیابانها نزده بودم، آخه حبس دل میکشم امشب از خیابانی گذشتم که بطور شگفت آوری بوی تو را می داد... جان دلم،،، نکند تو از آن خیابان گذر کردی و ...

خیلی وقت بود که به خیابانها نزده بودم، آخه حبس دل میکشم امشب از خیابانی گذشتم که بطور شگفت آوری بوی تو را می داد... جان دلم،،، نکند تو از آن خیابان گذر کردی و من دیر رسیدم عجیب، عجیب، بوی تو را می داد... باور میکنی مست و مدهوش ...

۹ ساعت پیش
7K
پیش خودم دل بستمو بهش نگفتم حرفمو حتی نگاه عاشقش باز نشکست طلسممو خواستم بگم هرچی که هست مهر سکوتم نشکست بغضی گلومو باز گرفت من کم شدم اون ننشست راستش زبونم بند اومد بختک ...

پیش خودم دل بستمو بهش نگفتم حرفمو حتی نگاه عاشقش باز نشکست طلسممو خواستم بگم هرچی که هست مهر سکوتم نشکست بغضی گلومو باز گرفت من کم شدم اون ننشست راستش زبونم بند اومد بختک رو واژه سایه کرد رفت و خلا منو گرفت من موندم و سکوت درد هرچی ...

۹ ساعت پیش
6K
#پارت۱۷۱ با هم سلام و احوال پرسی کردیم و عید رو تبریک گفتیم.‌ مشغول صحبت با هم بودیم که ماشین شخصی اردشیرخان از راه رسید. خانم‌بزرگ با لبخند از ماشین پیاده شد. بخاطر دلتنگیه ندیدنش ...

#پارت۱۷۱ با هم سلام و احوال پرسی کردیم و عید رو تبریک گفتیم.‌ مشغول صحبت با هم بودیم که ماشین شخصی اردشیرخان از راه رسید. خانم‌بزرگ با لبخند از ماشین پیاده شد. بخاطر دلتنگیه ندیدنش توی این دو روز با خوشحالی به سمتش رفتم و بغلش کردم. ـ سلام خانم‌بزرگ...چقدر ...

۹ ساعت پیش
23K
#پارت_92 . دندونام و از خشم ..محکم روی هم فشار دادم و چشمام و بستم و منتظر مخالفت ملکه شدم ولی...صدایی ازش بلند نشد... . برگشتم عقب و بدون این که نگاهی به اون دوتا ...

#پارت_92 . دندونام و از خشم ..محکم روی هم فشار دادم و چشمام و بستم و منتظر مخالفت ملکه شدم ولی...صدایی ازش بلند نشد... . برگشتم عقب و بدون این که نگاهی به اون دوتا خدمتکار که از ترس به خودشون میلرزیدن...بندازم...زیر لب با خشونت غریدم:خاطره ی این اتفاق و ...

۹ ساعت پیش
26K
#پارت۱۷۰ مامان قرآن رو باز کرد و شروع به خوندن کرد. تلویزیون روشن بود و درحال خوندن دعای لحظه سال نو. چشمام رو بستم و دعا کردم؛ دعا کردم و از خدا خواستم تمام کسانی ...

#پارت۱۷۰ مامان قرآن رو باز کرد و شروع به خوندن کرد. تلویزیون روشن بود و درحال خوندن دعای لحظه سال نو. چشمام رو بستم و دعا کردم؛ دعا کردم و از خدا خواستم تمام کسانی رو که دوستشون دارم برام نگه‌داره، کمکم کنه هر راهی که درسته رو انتخاب کنم ...

۹ ساعت پیش
25K
#پارت_91 . نینا که نگاه مستقیم منو روی خودش دید...تعظیمی کرد و چشمی گفت که سری تکون دادم و در حالی که از اشپزخونه خارج میشدم گفتم:برین سر کارتون خانوم ها و اقایون... . بعد ...

#پارت_91 . نینا که نگاه مستقیم منو روی خودش دید...تعظیمی کرد و چشمی گفت که سری تکون دادم و در حالی که از اشپزخونه خارج میشدم گفتم:برین سر کارتون خانوم ها و اقایون... . بعد از خروج از اشپزخونه ...دوباره صدای بشغاب و داد و بیداد های سر اشپز ها ...

۹ ساعت پیش
33K
#پارت۱۶۸ بعد از چند بوق کوتاه صدای بم و مردونه آقای محتشم پدر فربد توی گوشم پیچید. محتشم: بفرمایید؟ ـ سلام آقای محتشم...ماهرخ هستم! محتشم بعد از مکثی کوتاه گفت: سلام ماهرخ جان، خوبی؟ ـ ...

#پارت۱۶۸ بعد از چند بوق کوتاه صدای بم و مردونه آقای محتشم پدر فربد توی گوشم پیچید. محتشم: بفرمایید؟ ـ سلام آقای محتشم...ماهرخ هستم! محتشم بعد از مکثی کوتاه گفت: سلام ماهرخ جان، خوبی؟ ـ ممنون...راستش می‌خوام ببینمتون. آقای محتشم: درچه مورد؟ ـ میشه حضوری بگم؟ آقای محتشم دوباره مکث ...

۹ ساعت پیش
21K
پارت ۶۰ یاشار : خوب زود بیا تا اون چیزایی که باید بدونید رو بگم . کنار آیدا رو مبل نشستم و گفتم : صبح بخیر همگی سرشون رو تکون دادن و یاشار گفت : ...

پارت ۶۰ یاشار : خوب زود بیا تا اون چیزایی که باید بدونید رو بگم . کنار آیدا رو مبل نشستم و گفتم : صبح بخیر همگی سرشون رو تکون دادن و یاشار گفت : خوب میرم سر اصل مطلب ، با ترانه که آشنا شدید ؟ سرمون رو تکون ...

۹ ساعت پیش
23K