نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

مشکل مینا دقیقا چیه؟

مشکل مینا دقیقا چیه؟ ""چند وقت پیش جی وای چی در رابطه با این موضوع بیانیه میده و میگه بعد از مراجعه کردن به پزشک و اینا بیماری اختلال اضطراب تشخیص داده شده،مهم ترین علائمش اضطراب مداومه ک به طور ناگهانی اتفاق میوفته."" بخاطر همینم کمپانی فعالیتای مینا رو برنامه ...

۴۴ دقیقه پیش
883
من از این انیمیشن چندتا سوال دارم ... ماشین ها غذا میخورن؟ باید بخورن چون واسابی و بستنی داشتن ... ولی گاوهاشون که تراکتور بودن ... یعنی تراکتور ها رو میدوشن؟ ولی اونا که همش ...

من از این انیمیشن چندتا سوال دارم ... ماشین ها غذا میخورن؟ باید بخورن چون واسابی و بستنی داشتن ... ولی گاوهاشون که تراکتور بودن ... یعنی تراکتور ها رو میدوشن؟ ولی اونا که همش بنزین میخوردن ... ولی به جاسوسه بنزین زدن ... پس بنزین رو میخورن یا بنزین ...

۴ ساعت پیش
14K
#شهید_سید_مرتضی_آوینی ودر اخر خاطره همسر شهید و التماس #دعای_شهادت از همگی #شهید_آوینی #هنرمند_مومن_انقلابی ⬇ ️⬇ ️⬇ ️ ‌‎ ‏🌷 #روایت_فتح🌷 آمدیم شروع کنیم پشت دستگاه برای ادیت کردن فیلم های (روایت فتح) من نشسته بودم؛ ...

#شهید_سید_مرتضی_آوینی ودر اخر خاطره همسر شهید و التماس #دعای_شهادت از همگی #شهید_آوینی #هنرمند_مومن_انقلابی ⬇ ️⬇ ️⬇ ️ ‌‎ ‏🌷 #روایت_فتح🌷 آمدیم شروع کنیم پشت دستگاه برای ادیت کردن فیلم های (روایت فتح) من نشسته بودم؛ سید رفت بیرون وضو گرفت آمد. آمدم کار کنم دوباره رفت بیرون وضوگرفت آمد ...

۴ ساعت پیش
11K
مستر راچستر بهم پیام داد ، دوشب قبل . یه عالم ویس برام فرستاد از این که نمی تونه فراموشم کنه و متفاوتم و چرا بلاکش نکردم ، دلش واسم تنگ شده و آیا ازش ...

مستر راچستر بهم پیام داد ، دوشب قبل . یه عالم ویس برام فرستاد از این که نمی تونه فراموشم کنه و متفاوتم و چرا بلاکش نکردم ، دلش واسم تنگ شده و آیا ازش بدم میاد و چرا نمیام ببینمش و اینکه اوایل تابستون دیدتم و احساس بدی داره ...

۵ ساعت پیش
10K
خودنوشت📝 مامانم همیشه میگه: دردا تو شب به آدم أفضل‌ترن🙃 یعنی بیشتر بهت غلبه میکنن و اذیتت میکنن البته درد داریم تا دردااا.... 💔 گاهی دردا جسمین و با یه مسکن یا هر داروی دیگ ...

خودنوشت📝 مامانم همیشه میگه: دردا تو شب به آدم أفضل‌ترن🙃 یعنی بیشتر بهت غلبه میکنن و اذیتت میکنن البته درد داریم تا دردااا.... 💔 گاهی دردا جسمین و با یه مسکن یا هر داروی دیگ یذره آروم میگیرن و راحتت میزارن... 💔 گاهی دردا از جسمت چشم پوشی میکنن و ...

۵ ساعت پیش
11K
بیانیه_شماره_پنج:||| مثلث عشقی دریم یا دایره عشقی دریم؟:||||| خب اول سلام:|دوم کلام:| یادمه اون روزی که کیس اتفاقی هه چان و جنو، ترند یک توییتر شده بود من یه پست موقت از این دوتا گذاشتم ...

بیانیه_شماره_پنج:||| مثلث عشقی دریم یا دایره عشقی دریم؟:||||| خب اول سلام:|دوم کلام:| یادمه اون روزی که کیس اتفاقی هه چان و جنو، ترند یک توییتر شده بود من یه پست موقت از این دوتا گذاشتم و توی کپشن نوشتم مثلث عشقی دریم یا دایره عشقی دریم؟:| خب یه نفر نفهمید ...

۶ ساعت پیش
19K
#ڪپشن یه کاکتوس قشنگ تو خونهمون داشتم اوایل بهش میرسیدم.قشنگ بود و جون دار و قوی کم کم فهمیدم با همه گل هایی که دارم فرق داره. خیلی قوی بود،صبور بود،اگه چند روزی بهش نور ...

#ڪپشن یه کاکتوس قشنگ تو خونهمون داشتم اوایل بهش میرسیدم.قشنگ بود و جون دار و قوی کم کم فهمیدم با همه گل هایی که دارم فرق داره. خیلی قوی بود،صبور بود،اگه چند روزی بهش نور و آب نمی دادم هیچ تغییری نمی کرد. منم واسه همین گاهی خیلی حواسم بهش ...

۷ ساعت پیش
5K
part11 یونجون: لبامو دادم جلو و اخم کردم....

part11 یونجون: لبامو دادم جلو و اخم کردم...."نخیر من اصن از اوندخوشم نمیاد فهمیدی پسره الاغ و الاف احمق" تهیون لبخند پیروزمندانه ای زد"تو هیچ وقت یعدفه با یه دختر گرم نمیگرفتی مگر اینه بخوای باش لاس بزنی په با مارلیم همینطوره" تهیون سمتم خم شد و گفت" میدونم رو ...

۷ ساعت پیش
24K
#اتفاقی_شوم ادامه پارت اول یه سر هم رفتیم سینما ، من خیلی ناراحت شدم ولی انگار پسر ها اصلا فیلم رو نمی دیدن ، یک ساعت داشتن سر جعبه پفیلا دعوا می کردن . سر ...

#اتفاقی_شوم ادامه پارت اول یه سر هم رفتیم سینما ، من خیلی ناراحت شدم ولی انگار پسر ها اصلا فیلم رو نمی دیدن ، یک ساعت داشتن سر جعبه پفیلا دعوا می کردن . سر راه یه پیرهن خال خالی نارنجی دیدم ، وای ، مامان عاشقش میشد ، بدون ...

۷ ساعت پیش
29K
#اتفاق_شوم پارت اول اب داغ رو بستم ، تو اینه به خودم نگاه کردم ، موهام رو دادم بالا ، لبخند زدم و حوله رو دور خودم پیچیدم . پیرهن زردم رو پوشیدم با شلوار ...

#اتفاق_شوم پارت اول اب داغ رو بستم ، تو اینه به خودم نگاه کردم ، موهام رو دادم بالا ، لبخند زدم و حوله رو دور خودم پیچیدم . پیرهن زردم رو پوشیدم با شلوار لی ام _ « مامان ، من با بچه ها می رم بیرون گفتم بدونی ...

۷ ساعت پیش
32K
#پارت_هفتاد #گم_شده_ها مارلی: از اتاق رفتم بیرونو رفتم تو اشپزخونه که کسی نباشه... -الو؟... اقا محمد خودتونین؟؟ +مارلی... پس فردا میاین فرودگاه -‌چیشده؟؟ داد زد +مادر زینب مررررد خندیدم - چرا میخواین با این چیزا ...

#پارت_هفتاد #گم_شده_ها مارلی: از اتاق رفتم بیرونو رفتم تو اشپزخونه که کسی نباشه... -الو؟... اقا محمد خودتونین؟؟ +مارلی... پس فردا میاین فرودگاه -‌چیشده؟؟ داد زد +مادر زینب مررررد خندیدم - چرا میخواین با این چیزا منو بترسونین؟ بازم داد زد +احممممق دارم میگم مرد گریه میکرد... این... امکان نداره -اونکه... ...

۷ ساعت پیش
14K
#بخونید :) می‌گفت:

#بخونید :) می‌گفت:" باید دستم را می‌گرفت و نگهم می‌داشت. باید آرامم می‌کرد و در گوشم می‌خواند درست می‌شود. من که به او مهلت داده بودم، من که داشتم آرام آرام می‌رفتم ... چرا دستم را نکشید؟ چرا نگفت بمان ؟ چرا ندید که دوستش دارم ؟ من که گفته ...

۸ ساعت پیش
34K
پارت سوم اعضا به سازمان برگشتن اونا قرار داشتن امشب جشن بگیرن ولی عذا گرفته بودن اگه فقط یونگجه بهشون خیانت نمیکرد همچی عالی میشد بم بم بگی نگی عذاب وجدان داشت چون پدرش رو ...

پارت سوم اعضا به سازمان برگشتن اونا قرار داشتن امشب جشن بگیرن ولی عذا گرفته بودن اگه فقط یونگجه بهشون خیانت نمیکرد همچی عالی میشد بم بم بگی نگی عذاب وجدان داشت چون پدرش رو کشته بود و مارک .... مارک انقدر گریه کرد که بیهوش شد و بم بم ...

۸ ساعت پیش
36K
تو میگی چرا رابطه ای که میدونی تموم میشه رو شروع کنیم ؟ من میگم به همون دلیلی که از زمان تولد تا مرگت ، فرصت داری زندگی کنی و شاد باشی و لذت ببری ...

تو میگی چرا رابطه ای که میدونی تموم میشه رو شروع کنیم ؟ من میگم به همون دلیلی که از زمان تولد تا مرگت ، فرصت داری زندگی کنی و شاد باشی و لذت ببری ، هر چیزی بالاخره یه روز تموم میشه ولی این دلیل نمیشه که خودتم از ...

۸ ساعت پیش
8K
#پارت_شصت_و_نه #گم_شده_ها نائون: پسره پررو یکم باش گرم گرفتم دور برداشت باید میکشتمش... بدون هیچ حرفی رفتم سمت اتاق اوه سهونو درو باز کردم... میدونم هر اتاق مال کدومشونه چون وقتی دخترا همونجا جلوی در ...

#پارت_شصت_و_نه #گم_شده_ها نائون: پسره پررو یکم باش گرم گرفتم دور برداشت باید میکشتمش... بدون هیچ حرفی رفتم سمت اتاق اوه سهونو درو باز کردم... میدونم هر اتاق مال کدومشونه چون وقتی دخترا همونجا جلوی در ایستادم... اینا چشونه؟؟... مارلی قرمز شده بودو زینب نیشش باز بودو میخندید... زینب: نائون نائون... ...

۹ ساعت پیش
20K
#پارت_شصت_و_هشت #گم_شده_ها بکهیون: +میگم... به سهون نگاه کردم -چیشده؟ +نیوشا رو... دوست داری؟... خندیدم -خب اره... یه نفس عمیق کشیدو به آسمون نگاه کرد... -تو چی؟ +من چی؟؟... -دوسش داری؟ سرشو به نشونه مثبت تکون ...

#پارت_شصت_و_هشت #گم_شده_ها بکهیون: +میگم... به سهون نگاه کردم -چیشده؟ +نیوشا رو... دوست داری؟... خندیدم -خب اره... یه نفس عمیق کشیدو به آسمون نگاه کرد... -تو چی؟ +من چی؟؟... -دوسش داری؟ سرشو به نشونه مثبت تکون داد. لبخند زدم -میدونه؟ +نه... فکر میکنه... ازش بدم میاد... -چی؟... چرا؟ +بهش گفتم... عمرا ...

۹ ساعت پیش
19K
پارت دوم سوزی بخاطر تفنگی که پشت سرش بود شوکه شده بود و دست از حرکت برداشته بود ولی شوکه شدنش بخاطر تفنگ نبود بخاطر صاحب تفنگ بود یونگجه تفنگ رو روی سر سوزی گذاشته ...

پارت دوم سوزی بخاطر تفنگی که پشت سرش بود شوکه شده بود و دست از حرکت برداشته بود ولی شوکه شدنش بخاطر تفنگ نبود بخاطر صاحب تفنگ بود یونگجه تفنگ رو روی سر سوزی گذاشته بود و اون رو مجبور کرده رو زمین زانو بزنه جی بی از گوشاش دود ...

۹ ساعت پیش
32K
پارت اول یک هفته مثل برق و باد گذشت بم بم به ظاهر پیش پدرش برگشت و جوری وانمود کرد که سرش به سنگ خورد و لی سومان بخاطر اینکه نشون بده مثلا با مردم ...

پارت اول یک هفته مثل برق و باد گذشت بم بم به ظاهر پیش پدرش برگشت و جوری وانمود کرد که سرش به سنگ خورد و لی سومان بخاطر اینکه نشون بده مثلا با مردم برابر تصمیم گرفت فقط دو تا بادیگارد با خودش ببره و به اسرار بم بم ...

۹ ساعت پیش
35K
پارت ۸ فیک عشق بی نهایت هنا و نیارا از دبیرستان اومدن بیرون . خداحافظی شون حداقل پنج دقیقه طول کشید . از هم جدا شدن . هنا رفت تو پیاده رو که دید پسری ...

پارت ۸ فیک عشق بی نهایت هنا و نیارا از دبیرستان اومدن بیرون . خداحافظی شون حداقل پنج دقیقه طول کشید . از هم جدا شدن . هنا رفت تو پیاده رو که دید پسری با لبخند میاد سمتش . خیلی ترسید . طبیعتا باید میترسید هرکسی جای اون بود ...

۹ ساعت پیش
38K