نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#بخونید خاطراتم را که مرور‌ می کنم همیشه یک‌نکته آزارم می دهد ... در زندگی ام همه چیز یا زود اتفاق افتاده یا دیر از موقعیت های شغلی خوب گرفته تا امکانات و شرایطی که ...

#بخونید خاطراتم را که مرور‌ می کنم همیشه یک‌نکته آزارم می دهد ... در زندگی ام همه چیز یا زود اتفاق افتاده یا دیر از موقعیت های شغلی خوب گرفته تا امکانات و شرایطی که زود به دست آوردم و زود از دست دادم از خواسته ها و‌آرزوهای کودکی گرفته ...

۱ ساعت پیش
6K
این ماییم که بد میخواییم دقت کنید - خدا هیچ چیز بدی رو برای بنده اش نمیخواد ، همیشه بهترینارو میخواد ممکنه امتحانش کنه اما نتیجه اش با قدرت تفکر شما منجر به هدایتتون میشه ...

این ماییم که بد میخواییم دقت کنید - خدا هیچ چیز بدی رو برای بنده اش نمیخواد ، همیشه بهترینارو میخواد ممکنه امتحانش کنه اما نتیجه اش با قدرت تفکر شما منجر به هدایتتون میشه حالا اینکه هیچ چیز بدی رو برای بنده اش نمیخواد و بهترینارو واسه بنده اش ...

۴ ساعت پیش
12K
#داستانهای_شاهنامه #زال رودابه تولد رستم زال به زابلستان رسید و سام شادمانه مدتی او را در آغوش کشید سپس زال هرچه بر او گذشته بود بازگفت و سام نیز پیمانی را که با سیندخت بسته ...

#داستانهای_شاهنامه #زال رودابه تولد رستم زال به زابلستان رسید و سام شادمانه مدتی او را در آغوش کشید سپس زال هرچه بر او گذشته بود بازگفت و سام نیز پیمانی را که با سیندخت بسته بود به او بازگفت. آنها شادمانه به کاخ مهراب رفتند و جشن گرفتند و سام ...

۴ ساعت پیش
11K
#داستانهای_شاهنامه #زال ورودابه به زال و مهراب خبر رسید که شاه چه قصدی دارد . تمام شهر کابل پراز جنب و جوش شد بطوریکه حتی سیندخت و مهراب و رودابه هم ناامید شدند. زال خشمناک ...

#داستانهای_شاهنامه #زال ورودابه به زال و مهراب خبر رسید که شاه چه قصدی دارد . تمام شهر کابل پراز جنب و جوش شد بطوریکه حتی سیندخت و مهراب و رودابه هم ناامید شدند. زال خشمناک از کابل رفت خبر به سام رسیدزال نزدسام رفت و به پدر گفت : چرا ...

۴ ساعت پیش
15K
#داستانهای_شاهنامه #زال وردابه #.سام به او گفت : تو چه نسبتی با مهراب داری؟ سیندخت پاسخ داد : اول از همه باید قول دهی که گزندی از تو به من نرسد . سام سوگند خورد ...

#داستانهای_شاهنامه #زال وردابه #.سام به او گفت : تو چه نسبتی با مهراب داری؟ سیندخت پاسخ داد : اول از همه باید قول دهی که گزندی از تو به من نرسد . سام سوگند خورد . سیندخت گفت که : من زن مهراب و مادر رودابه هستم و آمده ام ...

۴ ساعت پیش
9K
#داستانهای_شاهنامه زال وردابه کابل قصر مهراب دخترش رودابه و همسرش سیندخت آنجا بودند. سیندخت پرسید : پسر سام چه جور مردی است؟ مهراب گفت : در جهان پهلوانی چون او نیست اگرچه مویش سپید است ...

#داستانهای_شاهنامه زال وردابه کابل قصر مهراب دخترش رودابه و همسرش سیندخت آنجا بودند. سیندخت پرسید : پسر سام چه جور مردی است؟ مهراب گفت : در جهان پهلوانی چون او نیست اگرچه مویش سپید است ولیکن از مردی او همین بس که نهنگ را از پا در می آورد.رودابه وقتی ...

۴ ساعت پیش
14K
✔ انسان امروز، با خودش، با همنوعانش و با طبیعت بیگانه شده است... او به کالا تبدیل شده است؛ نیروی زندگی خود را نوعی سرمایه گذاری می داند که باید تحت شرایط بازار، حداکثر

✔ انسان امروز، با خودش، با همنوعانش و با طبیعت بیگانه شده است... او به کالا تبدیل شده است؛ نیروی زندگی خود را نوعی سرمایه گذاری می داند که باید تحت شرایط بازار، حداکثر "سود" را برایش به دست آورد. روابط انسان ها اساسا همانند روابط آدمک های مصنوعی،از خود ...

۱۹ ساعت پیش
8K
پات صدو چهل نشستم و شروع کرد _خب ثمین می‌خوام جشن به اصطلاح نامزدی بگیرم و یه نفر رو واسطه کنم به آراد خبر بده ببینم چیکار می‌کنه! _خب کِی؟ _وقت گل نِی پنجشنبه که ...

پات صدو چهل نشستم و شروع کرد _خب ثمین می‌خوام جشن به اصطلاح نامزدی بگیرم و یه نفر رو واسطه کنم به آراد خبر بده ببینم چیکار می‌کنه! _خب کِی؟ _وقت گل نِی پنجشنبه که میشه فردا _باشه ! _جناب دیگه کاری با من نداری؟ _نه برو خداحافظ _خفه نشی ...

۲۱ ساعت پیش
38K
✨ ﷽✨ ✅ حکایتی زیبا و خواندنی😍 😍 😍 ✍ روزی مهندس ساختمانی، از طبقه ششم می خواهد که با یکی از کارگرانش حرف بزند. خیلی او را صدا می زند. اما به خاطر شلوغی ...

✨ ﷽✨ ✅ حکایتی زیبا و خواندنی😍 😍 😍 ✍ روزی مهندس ساختمانی، از طبقه ششم می خواهد که با یکی از کارگرانش حرف بزند. خیلی او را صدا می زند. اما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمی شود. به ناچار مهندس، یک اسکناس ۱۰دلاری به ...

۲۱ ساعت پیش
10K
#چرایی_وقایع_کربلا_قسمت_دوم 🔰 راستگویی ابومحمد🔰 موضع امام حسین علیه السلام در برابر 👈 همه تصمیم ها و موضع گیری های امام حسن علیه السلام، موضع شریکی همکار و یاوری پشتیبان بود 🔷 این حقیقتی است که ...

#چرایی_وقایع_کربلا_قسمت_دوم 🔰 راستگویی ابومحمد🔰 موضع امام حسین علیه السلام در برابر 👈 همه تصمیم ها و موضع گیری های امام حسن علیه السلام، موضع شریکی همکار و یاوری پشتیبان بود 🔷 این حقیقتی است که پژوهش های تاریخی مربوط به روابط آن دو بزرگوار در دوران امامت امام حسن علیه ...

۲۲ ساعت پیش
17K
در این تصویر فقط یک نقطه ابی دیده اما این نقطه ابی حقیقت تلخ کل جهان هستی را رقم میزند! به وضوح کامل تمام ستارگان بلعیده شده توسط یک سیاهچاله را نشان میدهد.همه جا سرد ...

در این تصویر فقط یک نقطه ابی دیده اما این نقطه ابی حقیقت تلخ کل جهان هستی را رقم میزند! به وضوح کامل تمام ستارگان بلعیده شده توسط یک سیاهچاله را نشان میدهد.همه جا سرد و تاریک تمام سیارات یا بلعیده شدن اینجا شکل کاملی عظمت حکم فرمای تاریکیست. فقط ...

۱ روز پیش
26K
قوانین حرکت (منطق و احساس در طبیعت) شاید چیزی در مورد قوانین حرکت نیوتون تو فیزیک یادتون باشه ،اما یادتون نیسسسست! باشه بابا تو میدونی از بس پس کله خوردم ازت که فیزیک و شیمیم ...

قوانین حرکت (منطق و احساس در طبیعت) شاید چیزی در مورد قوانین حرکت نیوتون تو فیزیک یادتون باشه ،اما یادتون نیسسسست! باشه بابا تو میدونی از بس پس کله خوردم ازت که فیزیک و شیمیم یکی شد! قانون اول منطق: در یک دستگاه مرجع جسمی که تحت تأثیر یک نیروی ...

۱ روز پیش
38K
#سوره_طلاق 💢 خاصیت آیه 👈 من یتق الله💢 هر کس تقوای الهی پیشه کند و از گناه دوری کند ،خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و او را از جایی که گمان ندارد ...

#سوره_طلاق 💢 خاصیت آیه 👈 من یتق الله💢 هر کس تقوای الهی پیشه کند و از گناه دوری کند ،خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد و هر کس بر خدا توکل نماید خدا او را کفایت می ...

۱ روز پیش
25K
#سوره_طلاق 💢 ختومات مجرب سوره طلاق💢 1) وسعت رزق و روزی برای وسعت رزق و روزی و رسیدن به مال 👈 آیه 2-3 سوره طلاق را به این شکل ختم نمائید 👈 بتدای ختم جمعه ...

#سوره_طلاق 💢 ختومات مجرب سوره طلاق💢 1) وسعت رزق و روزی برای وسعت رزق و روزی و رسیدن به مال 👈 آیه 2-3 سوره طلاق را به این شکل ختم نمائید 👈 بتدای ختم جمعه یا پنج شنبه یا دوشنبه باشد و اگر جمعه باشد بهتر است. تا چهل روز ...

۱ روز پیش
11K
#همسر_اجباری #۲۸۱ اشکامو پاک کردم که آناروبهتر ببینم. دستی روی شیشه پنجره کشیدمو. بدون توجه به حرفای پرستار راه خروجو در پیش گرفتم... از بخش رفتم بیرون بی تابو بیقرار آنا بودم عکسای آنا یادم ...

#همسر_اجباری #۲۸۱ اشکامو پاک کردم که آناروبهتر ببینم. دستی روی شیشه پنجره کشیدمو. بدون توجه به حرفای پرستار راه خروجو در پیش گرفتم... از بخش رفتم بیرون بی تابو بیقرار آنا بودم عکسای آنا یادم افتاد... گوشیمو از جیبم بیرون کشیدمو به عکسامون خیره شدم همونایی که تو کره واسم ...

۱ روز پیش
37K