نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

هر چقدر هم که گذشته تان آلوده بوده باشد آینده تان هنوز یک لکه هم ندارد زندگی هر روزتان را با تکه شکسته های دیروزتان شروع نکنید!!! به عقب نگاه نکنید مگر اینکه چشم اندازی ...

هر چقدر هم که گذشته تان آلوده بوده باشد آینده تان هنوز یک لکه هم ندارد زندگی هر روزتان را با تکه شکسته های دیروزتان شروع نکنید!!! به عقب نگاه نکنید مگر اینکه چشم اندازی زیبا باشد هر روز یک شروع تازه است هر صبح که از خواب بیدار می ...

۲ ساعت پیش
5K
«به روز رسانی» را که فقط برای انواع بازی ها، نرم افزارها و بازی های کامپیوتری نگذاشته اند... گاهی هم آدم باید افکارش را به روز کند!! طرز فکرش را ارتقا بدهد... حال و هوایش ...

«به روز رسانی» را که فقط برای انواع بازی ها، نرم افزارها و بازی های کامپیوتری نگذاشته اند... گاهی هم آدم باید افکارش را به روز کند!! طرز فکرش را ارتقا بدهد... حال و هوایش را تازه کند... مثلا دور بریزد تمام خاطراتی را که تکرارشان چیزی به جز غم ...

۲ ساعت پیش
5K
#کوکوی_لوبیا_سبز یک و نیم لیوان لوبیا سبز و نیم لیوان هویج خرد شده رو توی آب ریختم و پختم ، آبکش کردم تا کامل اب اون رفت . یک عدد پیاز رو خرد کردم و ...

#کوکوی_لوبیا_سبز یک و نیم لیوان لوبیا سبز و نیم لیوان هویج خرد شده رو توی آب ریختم و پختم ، آبکش کردم تا کامل اب اون رفت . یک عدد پیاز رو خرد کردم و سرخ کردم ، روغن اون رو کامل گرفتم . یک تکه فلفل دلمه قرمز رو ...

۲ ساعت پیش
6K
بچه تر که بودم و با مامان خرید میرفتم، وقتی یه چیزی میخریدم، مامان میگفت دیگه به ویترینا نگاه نکن، فقط حواست و نگاهت به اونی باشه که تو دستته اونی که انتخابش کردی، چون ...

بچه تر که بودم و با مامان خرید میرفتم، وقتی یه چیزی میخریدم، مامان میگفت دیگه به ویترینا نگاه نکن، فقط حواست و نگاهت به اونی باشه که تو دستته اونی که انتخابش کردی، چون انتخاب خودته، خوب و بد انتخابت بوده پس باید به انتخابِ خودت احترام بذاری، نه ...

۲ ساعت پیش
5K
*مریم* ....... امتحانات تموم شده بود ومنم حسابی مشغول کارای عقد خرید وهزار کار دیگه انقدر خسته می شدم که وقت خواب بی هوش می شدم شیرین ونفس تنهام نمی زاشتن ولی فرزام حساس بود ...

*مریم* ....... امتحانات تموم شده بود ومنم حسابی مشغول کارای عقد خرید وهزار کار دیگه انقدر خسته می شدم که وقت خواب بی هوش می شدم شیرین ونفس تنهام نمی زاشتن ولی فرزام حساس بود ومی خواست همه چی عالی بر گزار بشه اخرین روزم گذاشتیم برای خرید لباس شیرین ...

۲ ساعت پیش
15K
طور داشتم کوچه های اطراف رو دید میزدم که دیدم بردیا هم داره میاد سوار ماشین شد دنده عقب گرفت از همون کوچه بیرون اومدیم من:خسته نباشی اقا پسر بردیا:شماهم خسته نباشی دختر خانوم من:بردیا ...

طور داشتم کوچه های اطراف رو دید میزدم که دیدم بردیا هم داره میاد سوار ماشین شد دنده عقب گرفت از همون کوچه بیرون اومدیم من:خسته نباشی اقا پسر بردیا:شماهم خسته نباشی دختر خانوم من:بردیا من گشنمه غذا که دوتا هست بریم تو پارک رو چمنا بشینیم بخوریم بردیا :باشه ...

۳ ساعت پیش
5K
بردیا:بیشتر از این نمی تونی برو اون رو تحویل که دادی برگرد همین جا من:اصلا بیشتر هم می تونم بده شش تای دیگه بردیا:خود دانی یه پلاستیک دیگه دستم داد یکم راه رفتم یه در ...

بردیا:بیشتر از این نمی تونی برو اون رو تحویل که دادی برگرد همین جا من:اصلا بیشتر هم می تونم بده شش تای دیگه بردیا:خود دانی یه پلاستیک دیگه دستم داد یکم راه رفتم یه در خونه اونجا در رو زدم بعد چند دقیقه صدا اومد صدا:کیه ؟ پلاستیک همون جا ...

۳ ساعت پیش
7K
صدرا :باشه باشه بیشتر کاری باهات ندارم حالا بیا شنا کنیم از زبان

صدرا :باشه باشه بیشتر کاری باهات ندارم حالا بیا شنا کنیم از زبان "بردیا" چرا مهارا دست پا نمیزنه فک کنم دوباره می خواد سرکارم بزاره دختره شیطون نه چرا هیچ کاری نمی کنه شونش گرفتم اوردم بالا چشماش بسته بود لبش سفید شده بود یاخدا من چیکار کردم بردمش ...

۴ ساعت پیش
6K
دوباره اب ریختم تو صورتش من:پام هنوز درد میکنه بی ادب هی مشتمو پر اب کردم ریختم تو صورتش بردیا هم میخندید اومد سمتم منم هی اب میریختم رو صورتش شونمو گرفت می خواست منو ...

دوباره اب ریختم تو صورتش من:پام هنوز درد میکنه بی ادب هی مشتمو پر اب کردم ریختم تو صورتش بردیا هم میخندید اومد سمتم منم هی اب میریختم رو صورتش شونمو گرفت می خواست منو زیر اب کنه یه حس وحشت بهم دست داد دست پا زدم تا شونمو از ...

۴ ساعت پیش
5K
من:اره قراره بشیم ولی هنوز که محرم نشدیم بریم تو اب تو که چشمات هرز میره من:بردیاا؟ بردیا:هااان من:بیا با هم بپریم دستشو اورد جلو دستشو گرفتم رفتیم عقب تر من:۱،۲،۳ دویدیم همین که لبه ...

من:اره قراره بشیم ولی هنوز که محرم نشدیم بریم تو اب تو که چشمات هرز میره من:بردیاا؟ بردیا:هااان من:بیا با هم بپریم دستشو اورد جلو دستشو گرفتم رفتیم عقب تر من:۱،۲،۳ دویدیم همین که لبه استخر رسید یه دفعه پاهامون لیس خورد خدا شانس نداریم برا بقیه الان صحنه های ...

۴ ساعت پیش
7K
رفتیم داخل بردیا تو اتاق خودش منم رفتم اتاقم خب حالا چی بپوشم مایو که نمیشه جلو بردیا پوشید پس میرم شلوارک میپوشم با تاب اووف تاب هم که بغل هام معلومه چیکار کنم تو ...

رفتیم داخل بردیا تو اتاق خودش منم رفتم اتاقم خب حالا چی بپوشم مایو که نمیشه جلو بردیا پوشید پس میرم شلوارک میپوشم با تاب اووف تاب هم که بغل هام معلومه چیکار کنم تو کمدم گشتم گشتم هیچی پیدا نکردم بابا همون خوبه یه تاب شلوارکی که ست هم ...

۴ ساعت پیش
9K
♪♪قصه ی عشقی که میگم عشقه لیلای مجنونه با یه روایته دیگه لیلی جای مجنونه مجنون سره عقل اومده شده آقای این خونه تعصب و یه دندگیش کرده لیلی رو دیوونه اما لیلی بی مجنونش ...

♪♪قصه ی عشقی که میگم عشقه لیلای مجنونه با یه روایته دیگه لیلی جای مجنونه مجنون سره عقل اومده شده آقای این خونه تعصب و یه دندگیش کرده لیلی رو دیوونه اما لیلی بی مجنونش دق میکنه میمیره با یه اخمه کوچیکه اون دلش ماتم میگیره میگه باید بسازه و ...

۴ ساعت پیش
5K
بدهکارند بعضی ها! همان هایی که میدانند با

بدهکارند بعضی ها! همان هایی که میدانند با "بودنشان" حالِ یک نفر را میتوانند خوب کنند اما دریغ میکنند خودشان را... باید یک روزی یک جایی جواب گو باشند. جوابگویِ دل هایی که شکستند. پاسخگویِ آدمهایی که صبح تاشب تمام فکروذکرشان این است که یک پیغام از مخاطبی که میخواهند ...

۵ ساعت پیش
7K
مـــــــــــــــــرد بایـــد... اصلا مرد بـــاید تـــهـ ریش داشـــــتهـ باشــــد... بایـــد بـــلوز چـــــارخانه ریــــــــــــــز بپــــــــوشد و آستینش را تـــا بزند بالا،بـــاید صدایش جذبـــهـ داشتـــهـ باشد بــــــــــــــــاید ادکلن بزند.بایـــد شلوار راستـــه بپــــوشد با بلـــوز مردانه مشکی.

مـــــــــــــــــرد بایـــد... اصلا مرد بـــاید تـــهـ ریش داشـــــتهـ باشــــد... بایـــد بـــلوز چـــــارخانه ریــــــــــــــز بپــــــــوشد و آستینش را تـــا بزند بالا،بـــاید صدایش جذبـــهـ داشتـــهـ باشد بــــــــــــــــاید ادکلن بزند.بایـــد شلوار راستـــه بپــــوشد با بلـــوز مردانه مشکی. "لبخندش" هوش از سر آدمـــ بپراند.ســرسنگین حرف بزند،چشمهایش تــیره باشد و نگاهش را از همــه بدزدد ...

۵ ساعت پیش
12K
#پارت۷۷ وای مامان من حتی حرفای تو رو هم یادم رفت... بعد از تشهد و سلام، چشمام رو بستم و از ته قلبم شروع به حرف زدن با خدا کردم: اولین چیزی از خدا خواستم ...

#پارت۷۷ وای مامان من حتی حرفای تو رو هم یادم رفت... بعد از تشهد و سلام، چشمام رو بستم و از ته قلبم شروع به حرف زدن با خدا کردم: اولین چیزی از خدا خواستم این بود که منو ببخشه بخاطر اینکه بخاطر لجبازیام ازش دور شدم، از خدا خواستم ...

۵ ساعت پیش
16K
#پارت۷۶ سر اسلحه رو روی سرم گذاشت، صداش توی گوشم پیچید: تو رو نمی کشم، کشتنت بهم حال نمیده آزار دادنت ارومم می کنه برای همین اون رو میکشم. به جایی که انگشتش اشاره می ...

#پارت۷۶ سر اسلحه رو روی سرم گذاشت، صداش توی گوشم پیچید: تو رو نمی کشم، کشتنت بهم حال نمیده آزار دادنت ارومم می کنه برای همین اون رو میکشم. به جایی که انگشتش اشاره می کرد نگاه کردم با دیدن رادمهر که دو مرد هیکلی دو طرفش رو گرفتن اشک ...

۵ ساعت پیش
13K
دیشب بود یک دعوای خیلی بدی کردیم درست قبل اینکه بخوابیم رومو کردم اونور محمد هم روشوکرد اونور خوابید اینور من اشک میرختم متوجه شده بود مگه میشه محمد متوجه نشه پلکام سنگین بود اما ...

دیشب بود یک دعوای خیلی بدی کردیم درست قبل اینکه بخوابیم رومو کردم اونور محمد هم روشوکرد اونور خوابید اینور من اشک میرختم متوجه شده بود مگه میشه محمد متوجه نشه پلکام سنگین بود اما قلبم امون خوابیدن نمیداد گذشت و خواب بر قلبم حکم کرد اما تو گنگی بودم ...

۵ ساعت پیش
9K
ادامه پارت ۷ هاکان :داداش من زنت رو غرق محبت کن تا جای آغوش و خوشگذرونی دوستاش ،به آغوشت تو پناه بیاره هانا :از دست شما مردا ، غوغا خواهری عزیزم چرا نمیخوری اگر دوست ...

ادامه پارت ۷ هاکان :داداش من زنت رو غرق محبت کن تا جای آغوش و خوشگذرونی دوستاش ،به آغوشت تو پناه بیاره هانا :از دست شما مردا ، غوغا خواهری عزیزم چرا نمیخوری اگر دوست نداری ؟تا برم برات هر چیزی دوست داری سفارش بدم ؟ اومدم بگم ممنون نیاز ...

۶ ساعت پیش
21K