نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت۱۶۷ اهورا خیره توی صورتم بود، داشتم اذیت می‌شدم! دنبال یه راه بودم تا از زیر نگاهش که برام مثل یه کوره داغ بود خلاص بشم که صدای پیامک گوشیم رشته نگاه اهورا رو پاره ...

#پارت۱۶۷ اهورا خیره توی صورتم بود، داشتم اذیت می‌شدم! دنبال یه راه بودم تا از زیر نگاهش که برام مثل یه کوره داغ بود خلاص بشم که صدای پیامک گوشیم رشته نگاه اهورا رو پاره کرد و باعث شد به گوشیم خیره بشه. با دستایی لرزون گوشیم رو باز کردم ...

۲۰ دقیقه پیش
6K
خبر خیر تو از نقل رفیقان سخت است حفظ حالات من و طعنه آنان سخت است لحظه ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را در دل ابر نگهداری باران سخت است کشتی کوچک من هر ...

خبر خیر تو از نقل رفیقان سخت است حفظ حالات من و طعنه آنان سخت است لحظه ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را در دل ابر نگهداری باران سخت است کشتی کوچک من هر چه که محکم باشد جَستن از عرصه هول آور طوفان سخت است ساده عاشق شده ...

۲۳ دقیقه پیش
4K
#پارت۱۶۴ پوفی کشیدم و شروع کردم به تعریف کردن ماجرا: ـ صبح کمی دیر بیدار شدم...از شانس مزخرفی که دارم ماشینم خراب شد، باز خوبه اهورا بود و منو رسوند...خلاصه ده دقیقه تاخیر داشتم؛ فربد ...

#پارت۱۶۴ پوفی کشیدم و شروع کردم به تعریف کردن ماجرا: ـ صبح کمی دیر بیدار شدم...از شانس مزخرفی که دارم ماشینم خراب شد، باز خوبه اهورا بود و منو رسوند...خلاصه ده دقیقه تاخیر داشتم؛ فربد هم استاد بازیش گل کرد و اون ساعت منو از کلاس اخراج کرد. ماهور: این ...

۲۶ دقیقه پیش
8K
#پارت۱۶۳ از آسانسور خارج شدم، در واحد رو با کلید باز کردم و وارد شدم. همونطور که کفشام رو توی جاکفشی می‌ذاشتم بلند گفتم: ـ سلام سلام! خانم جون با لبخند از اتاق بیرون اومد ...

#پارت۱۶۳ از آسانسور خارج شدم، در واحد رو با کلید باز کردم و وارد شدم. همونطور که کفشام رو توی جاکفشی می‌ذاشتم بلند گفتم: ـ سلام سلام! خانم جون با لبخند از اتاق بیرون اومد و گفت: عزیز دل من اومده؟! با آغوش باز به سمتش رفتم و خودم رو ...

۲۸ دقیقه پیش
8K
من عادت داشتم که از داستانام بگم... بهش میگفتم یه روز میاد ک دیگه نمیترسی دل دل نمیکنی یه روز میاد میگی آخیش... این شد زندگی... دیگه اینکه خیلی شیک باشی یا اصول رعایت کنی ...

من عادت داشتم که از داستانام بگم... بهش میگفتم یه روز میاد ک دیگه نمیترسی دل دل نمیکنی یه روز میاد میگی آخیش... این شد زندگی... دیگه اینکه خیلی شیک باشی یا اصول رعایت کنی دیگه برات مهم نیست.. یه روزی ک با تمام وجود دیوونه میشی و تو خیابونا ...

۳۸ دقیقه پیش
5K
#پارت_81 استینای بلند پیر هنم هم مثل پاچه ی شلوارم بود و پوشیدم و روش یکی از رو مانتویی هام و پوشیدم که سفید بود و بلند و کشی و عجیب بهم میومد... . موهام ...

#پارت_81 استینای بلند پیر هنم هم مثل پاچه ی شلوارم بود و پوشیدم و روش یکی از رو مانتویی هام و پوشیدم که سفید بود و بلند و کشی و عجیب بهم میومد... . موهام و نپوشوندم چون نمیخاستم جلب توجه کنم...اصلا میترسم مثل قبل بپوشم منو بشناسن تا این ...

۱ ساعت پیش
21K
درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم ...

درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم که پایِ همه جور دیوونگی بود. کله شق و پرحرف و شیطون بود تا روزی ...

۲ ساعت پیش
27K
یادت هست! آمده بودم و در قلبت را زدم ،تو بودی اما در باز نکردی… حال آمده ای به در خانه ام،من هستم ولی در را باز نمی کنم… یادت هست؟! آمدم به در قلبت ...

یادت هست! آمده بودم و در قلبت را زدم ،تو بودی اما در باز نکردی… حال آمده ای به در خانه ام،من هستم ولی در را باز نمی کنم… یادت هست؟! آمدم به در قلبت و آرام گفتم: «ای بنده ی من! ای عزیزتر از هر چه آفریده ام! در ...

۴ ساعت پیش
26K
#اتفاقی_شوم پارت دوازدهم #اتفاقی_شوم پارت دوازدهم پسر بچه شش، هفت ساله ای که توی یکی از نایلون ها بود و هنوز زنده بود و داشت خفه می شد ، با چشم های درشت اش بهم ...

#اتفاقی_شوم پارت دوازدهم #اتفاقی_شوم پارت دوازدهم پسر بچه شش، هفت ساله ای که توی یکی از نایلون ها بود و هنوز زنده بود و داشت خفه می شد ، با چشم های درشت اش بهم خیره شد و دست هاش رو به نایلون میزد ، نمی دونستم چی کار باید ...

۴ ساعت پیش
33K
#پارت_۱۲۶ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو: محکم با یه حرکت سریع زدم تو دلش.. عصبی خندید.. چاقومو درآوردم از جیبم و گرفتم سمتش.. _چی میخوای ازم؟ اسلحه اشو گرفت جلوم. _آروم باش دختر جون به موقعش ...

#پارت_۱۲۶ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو: محکم با یه حرکت سریع زدم تو دلش.. عصبی خندید.. چاقومو درآوردم از جیبم و گرفتم سمتش.. _چی میخوای ازم؟ اسلحه اشو گرفت جلوم. _آروم باش دختر جون به موقعش می گم کیم و چی میخوام.. با اسلحه به ماشین اشاره کرد. _بهتره سوار شی ...

۵ ساعت پیش
42K
اسمت رو جمع کنید ببینید چه شعری ساخته میشه..🤔 😃 مثال:مثلا کسی اسمش پروین هست، شعرهای مربوط به : پ . ر. و .ی. ن را بخواند ، ببیند، شعر او چگونه میشه... الف..........ای مهربان ...

اسمت رو جمع کنید ببینید چه شعری ساخته میشه..🤔 😃 مثال:مثلا کسی اسمش پروین هست، شعرهای مربوط به : پ . ر. و .ی. ن را بخواند ، ببیند، شعر او چگونه میشه... الف..........ای مهربان یارم ب............باعشق تو میمانم پ............پای خسته ای دارم ت............تا هستی منم هستم ث............ثابت میکنم هستم ...

۵ ساعت پیش
24K
#ناجی #پارت_٣٨ ^خیلی با امیر علی حرف زدم تو نمیتونی باهاش حرف بزنی ؟!اخه میگم شاید حرف تو نتیجه داشته باشه +باشه حرف میزنم ولی باید ی حرفی بیوفته وسط ک بتونم بگم ^امشب ک ...

#ناجی #پارت_٣٨ ^خیلی با امیر علی حرف زدم تو نمیتونی باهاش حرف بزنی ؟!اخه میگم شاید حرف تو نتیجه داشته باشه +باشه حرف میزنم ولی باید ی حرفی بیوفته وسط ک بتونم بگم ^امشب ک میریم بیرون قبلش برو جلو حرفتو بزن رک بگو من گفتم بهت +باشه چشم ^هنوزم ...

۵ ساعت پیش
47K
همواره عشق بی خبر از راه میرسد چونان مسافری که به ناگاه میــــــــرسد وا می نهم به اشک و به مژگان تدارکش چون وقت اب و جاروی این راه می رسد اینت زهی شکوه که ...

همواره عشق بی خبر از راه میرسد چونان مسافری که به ناگاه میــــــــرسد وا می نهم به اشک و به مژگان تدارکش چون وقت اب و جاروی این راه می رسد اینت زهی شکوه که نزدت کلام من با موکب نسیم سحرگاه می رسد با دیگران نمی نهدت دل به ...

۶ ساعت پیش
16K
مادر اژدها برای شاه درست است عشق هستم بی وفا لکن بودم همون جوان با صفا تو بر دلم همیشه بودی شاه جفا پرپر شدم کردم زین قصه بلوا منم همان پروانه بی نوا مرهم ...

مادر اژدها برای شاه درست است عشق هستم بی وفا لکن بودم همون جوان با صفا تو بر دلم همیشه بودی شاه جفا پرپر شدم کردم زین قصه بلوا منم همان پروانه بی نوا مرهم تو پسر مردم نیست دوا تو را به چشمت سوگند ببینم حوا شاه شب برای ...

۶ ساعت پیش
49K
حوالی دل من چند صباحیست همه از عشق و مهربانی لبریز شده و چه زیباست این ترتیب نامرتب تپش قلبم در حضورت ای حس لطیف و رها من تو را عشق نامیده ام ...♥ ️ ...

حوالی دل من چند صباحیست همه از عشق و مهربانی لبریز شده و چه زیباست این ترتیب نامرتب تپش قلبم در حضورت ای حس لطیف و رها من تو را عشق نامیده ام ...♥ ️ #سیما_امیرخانی

۷ ساعت پیش
7K
در کنار خطوط سیم پیام خارج از ده دو کاج روئیدند سالیان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست میدیدند یکی از روز های سرد پاییزی زیر رگبار و تازیانه باد یکی از کاج ...

در کنار خطوط سیم پیام خارج از ده دو کاج روئیدند سالیان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست میدیدند یکی از روز های سرد پاییزی زیر رگبار و تازیانه باد یکی از کاج ها به خود لرزید خم شدو روی دیگری افتاد گفت ای آشنا ببخش مرا خوب ...

۸ ساعت پیش
28K
بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود آخر شدی شهید در این بلا تو هم آیینه ای مکدرم از دست ...

بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود آخر شدی شهید در این بلا تو هم آیینه ای مکدرم از دست روزگار آهی بکش به یاد من,ای بی وفا توهم چندی ست از تو غافلم ای ...

۹ ساعت پیش
20K

"عزیزِ لحظه های من" دلم شانه های امن تو را میخواهد چه کنم دل است و کارش عاشقی "عشق " کاری کرده به هر بهانه ای هوای ‌«تــو» را کند.💞

۱۰ ساعت پیش
8K
عشق شبیهِ همسفر شدن با کسی در واگن قطار نیست که نهایتا یک روز را در کنارش سر کنی و نقطه اشتراکی به اندازه یک سریال یا مجله محبوب برای گپ و گفت طول سفر ...

عشق شبیهِ همسفر شدن با کسی در واگن قطار نیست که نهایتا یک روز را در کنارش سر کنی و نقطه اشتراکی به اندازه یک سریال یا مجله محبوب برای گپ و گفت طول سفر کافی باشد. اینکه تو چه رنگی دوست داری و من چه رنگی، اینکه کتاب‌های کدام ...

۱۰ ساعت پیش
42K