نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت-یک شونه رو روی میز گذاشتم و بعد از پوشیدن کفش پاشنه بلندی که مخصوص دبیرستان بود از خونه خارج شدم . خوبی این کفشا این بود که نه خیلی پاشنش بلند بود نه خیلی ...

#پارت-یک شونه رو روی میز گذاشتم و بعد از پوشیدن کفش پاشنه بلندی که مخصوص دبیرستان بود از خونه خارج شدم . خوبی این کفشا این بود که نه خیلی پاشنش بلند بود نه خیلی کوتاه بود . گوشیمو در آوردم و به ساعت خیره شدم . هفت و بیست ...

۱ هفته پیش
152K
چهار هدف عمده در جنگ نرم از سوی دشمن دنبال می‌شود؛ 1- تغییر باورها 2- تغییر افکار و اندیشه‌ها و تحلیل‌ها 3- تغییر رفتار 4- تغییر ساختار انقلاب در صیانت از مرزهای جغرافیایی خود در ...

چهار هدف عمده در جنگ نرم از سوی دشمن دنبال می‌شود؛ 1- تغییر باورها 2- تغییر افکار و اندیشه‌ها و تحلیل‌ها 3- تغییر رفتار 4- تغییر ساختار انقلاب در صیانت از مرزهای جغرافیایی خود در جنگ تحمیلی 8 سال از خود دفاع کرد، براساس تجربیات این نبرد 8 ساله امروز ...

۱ هفته پیش
24K
#پارت_59 . بندازیم بیرون دیگه دلم نمیشه بهش دست بزنم....اه.... . با چشم های گرد شده از خشم و تعجب بهش خیره شده بودم... نیم نگاهی به ساناز انداختم که انگار اونم بهتر از من ...

#پارت_59 . بندازیم بیرون دیگه دلم نمیشه بهش دست بزنم....اه.... . با چشم های گرد شده از خشم و تعجب بهش خیره شده بودم... نیم نگاهی به ساناز انداختم که انگار اونم بهتر از من نبود وعضش... . سریع از جام بلند شدم و اخمام و کشیدم تو هم و ...

۲ هفته پیش
89K
#اشک حسرت پارت ۱۷ شال بافته شده رو نگاهی انداختم و لبخند زدم وگذاشتمش رو مبل ورفتم سراغ شامم که آماده شده بود ولی خبری از امید نبود با صدای زنگ لبخند زدم و رفتم ...

#اشک حسرت پارت ۱۷ شال بافته شده رو نگاهی انداختم و لبخند زدم وگذاشتمش رو مبل ورفتم سراغ شامم که آماده شده بود ولی خبری از امید نبود با صدای زنگ لبخند زدم و رفتم جواب دادم - بیا تو داداش - سلام آسمان آیدین هستم - سلام کاری داشتین؟ ...

۲ هفته پیش
80K
یاد کودکی هایم بخیر شیطنت دختربچه ای مرموز و کنجکاو با کفش های قرمز و براق تق تقی ! یاد چادر مادرم بخیر که بی اجازه تکه ای از آن را بریدم و برای عروسکم ...

یاد کودکی هایم بخیر شیطنت دختربچه ای مرموز و کنجکاو با کفش های قرمز و براق تق تقی ! یاد چادر مادرم بخیر که بی اجازه تکه ای از آن را بریدم و برای عروسکم لباس دوختم خانه ی دنج و آرامی که با بالش و رختخواب می ساختم قابلمه ...

۲۴ مهر 1398
158K
چرا باید بی تی اس رو پرستید؟ پارت یک میدونید که آمریکا ابر قدرت جهانه هم از نظر اقتصاد که عضو گروه هشته و هم از نظر دنیای هنر. درجنگ جهانی دوم که تقریبا هم ...

چرا باید بی تی اس رو پرستید؟ پارت یک میدونید که آمریکا ابر قدرت جهانه هم از نظر اقتصاد که عضو گروه هشته و هم از نظر دنیای هنر. درجنگ جهانی دوم که تقریبا هم آسیا توش دخالت داشت و هم اروپا بیشترین خسارت رو هردو جبهه دیدن اما آمریکا ...

۹ مهر 1398
146K
مادر بزرگ خدابیامرزم میگفت قدیم ندیم ترها مردی که دختری را نمیخواست. اما دختر عاشقش بود مردانه یک قرار در خیابان ناصری میگذاشت کلاهی که سر خودش میگذاشت را در دستش میگرفت، دستی به سبیلش ...

مادر بزرگ خدابیامرزم میگفت قدیم ندیم ترها مردی که دختری را نمیخواست. اما دختر عاشقش بود مردانه یک قرار در خیابان ناصری میگذاشت کلاهی که سر خودش میگذاشت را در دستش میگرفت، دستی به سبیلش میکشید و میگفت ضعیفه برو پی زندگیت ما راهمون جداس اصن نبینم که عاشق پاشق ...

۶ مهر 1398
109K
مادر بزرگ خدابیامرزم میگفت قدیم ندیم ترها مردی که دختری را نمیخواست. اما دختر عاشقش بود مردانه یک قرار در خیابان ناصری میگذاشت کلاهی که سر خودش میگذاشت را در دستش میگرفت، دستی به سبیلش ...

مادر بزرگ خدابیامرزم میگفت قدیم ندیم ترها مردی که دختری را نمیخواست. اما دختر عاشقش بود مردانه یک قرار در خیابان ناصری میگذاشت کلاهی که سر خودش میگذاشت را در دستش میگرفت، دستی به سبیلش میکشید و میگفت ضعیفه برو پی زندگیت ما راهمون جداس اصن نبینم که عاشق پاشق ...

۵ مهر 1398
114K
رمان قهوه قجری پارت۴۶: نوا که دید حرفم درسته و گله‌ای نداره نفس عمیقی کشید و گفت: -نمی‌دونم والا خودت بهتر می‌دونی چیکار کنی، فقط حواست به دانیال هم باشه. -حواسم هست، دانیال درکم می‌کنه ...

رمان قهوه قجری پارت۴۶: نوا که دید حرفم درسته و گله‌ای نداره نفس عمیقی کشید و گفت: -نمی‌دونم والا خودت بهتر می‌دونی چیکار کنی، فقط حواست به دانیال هم باشه. -حواسم هست، دانیال درکم می‌کنه تو چه شرایطی هستم و ناراحت نمی‌شه. -امیدوارم، منم پاشم برم بخوابم دیگه. بلند شد ...

۳۰ شهریور 1398
52K
دانلود رمان انعکاس یه قصاص https://xip.li/QJFAOl پی دی اف https://xip.li/yL3Vrx اندروید خلاصه: زخم‌هایی را که مرهم ندارند چه باید کرد؟ اگر از آسمان بارانِ آتش بارید و زندگی آرام نازنین را شعله‌ور کرد و میلادش ...

دانلود رمان انعکاس یه قصاص https://xip.li/QJFAOl پی دی اف https://xip.li/yL3Vrx اندروید خلاصه: زخم‌هایی را که مرهم ندارند چه باید کرد؟ اگر از آسمان بارانِ آتش بارید و زندگی آرام نازنین را شعله‌ور کرد و میلادش را سوزاند؛ اگر به دنبال مقصری به اسم سارا می‌گردد، باید تمام روزهای شیرین گذشته ...

۲۵ شهریور 1398
22K
#همسر_اجباری #۲۳۰ پُشت سرتم از همه دنیا عقبم قلبم واسه تو میزنه ، مگه میشه یادم بری باید از اولشم حدس میزدم مسافری حدس میزدم مسافری. آهنگ تموم شد و سالن اول غرق سکوت بود ...

#همسر_اجباری #۲۳۰ پُشت سرتم از همه دنیا عقبم قلبم واسه تو میزنه ، مگه میشه یادم بری باید از اولشم حدس میزدم مسافری حدس میزدم مسافری. آهنگ تموم شد و سالن اول غرق سکوت بود وبعد با صدای دستو جیغ سکوت شکست. بعد از من بچه ها هم نت های ...

۲۲ شهریور 1398
47K
قسمت ۱۴ جنگ منوچهر باسلم وتور فریدون به پرورش منوچهر پرداخت و از همه هنرهایی که آموخته بود به او یاد داد.و پهلوانان را جمع کرد و آنها را سوگند داد تا با منوچهر باشند ...

قسمت ۱۴ جنگ منوچهر باسلم وتور فریدون به پرورش منوچهر پرداخت و از همه هنرهایی که آموخته بود به او یاد داد.و پهلوانان را جمع کرد و آنها را سوگند داد تا با منوچهر باشند و سپهداری چون قارن، پهلوانانی چون گرشاسب، سام، نریمان، قباد، کشواد و دیگران در کنار ...

۲۱ شهریور 1398
68K

"شاه من میشی دوباره"؟پارت بیست و یکم _توهم نگفته بودی عاشقی با تعجب نگاهش کردم که ی تای ابروش و انداخت بالا و گفت _چیه؟! +هیچی _برو اون در سفید رنگ سمت چپ اولیه دسشوییه +باشه بعد از اینکه ابی به دست و صورتم زدم اومدم بیرون دیدم رو کاناپه ...

۱۵ شهریور 1398
92K
#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وهجدهم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم؟ ای شش جهت ز هر نورت چون آینه ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم کجا گریزم؟ دل بود از تو ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وهجدهم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم؟ ای شش جهت ز هر نورت چون آینه ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم کجا گریزم؟ دل بود از تو خسته،جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته...از تو کجا گریزم ؟))مولوی(( خیلی زود ...

۱۱ شهریور 1398
59K
پارت نود و شش _چی؟ایران؟تو ایرانی هستی؟ _خانم بحث کردن با شما فایده نداره پس ترجیح میدم برم و حدس میزنم شما تیلور باشی درسته؟ _اسم منو از کجا میدونی؟ _وقتی برای مادرم رزا درد ...

پارت نود و شش _چی؟ایران؟تو ایرانی هستی؟ _خانم بحث کردن با شما فایده نداره پس ترجیح میدم برم و حدس میزنم شما تیلور باشی درسته؟ _اسم منو از کجا میدونی؟ _وقتی برای مادرم رزا درد و دل کردم و از بی کسیو در اینجا گفتم گفت مادرت اونجا دختر عمو ...

۱۰ شهریور 1398
109K

"شاه من میشی دوباره"؟پارت دوم ماهان با عصبانیت بهم نزدیک و نزدیک تر میشد قلبم تند تند میزد واقعا قیافش فوق العاده ترسناک شده بود اولین بار بود اینقدر عصبانی میدیمش وقتی این اینجوریه بابا دیگ چی شده برگشتم عقب یه نگاه به امیر انداختم تو چهره ی اونم نگرانی ...

۲۴ مرداد 1398
69K
#هویت_مخفی_عشق #پارت۶۸ با آرامش چشمامو بستم و نزدیک بود خوابم بگیره که صدای در رو شنیدم -بله -مهنا کجایی صدات دور میاد صدای مسیح بود -یه ربع دیگه میای حمومم لباسمو عوض کنم -باشه راحت ...

#هویت_مخفی_عشق #پارت۶۸ با آرامش چشمامو بستم و نزدیک بود خوابم بگیره که صدای در رو شنیدم -بله -مهنا کجایی صدات دور میاد صدای مسیح بود -یه ربع دیگه میای حمومم لباسمو عوض کنم -باشه راحت باش سریع از وان مرسدم بیرون و موهامو سشوار زدم و یه بلیز خوشگل و ...

۲۱ مرداد 1398
60K