نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

رمان عشق من و تو پارت_۲۶ با دیدن افراد تو اتاق لبخندم پر رنگ تر شد و یه سلام پر از شادی دادم که همه برگشتن سمتم جواب سلاممو دادن خاله:خاله دکتر چی گفت؟ با ...

رمان عشق من و تو پارت_۲۶ با دیدن افراد تو اتاق لبخندم پر رنگ تر شد و یه سلام پر از شادی دادم که همه برگشتن سمتم جواب سلاممو دادن خاله:خاله دکتر چی گفت؟ با شیطنت تمنا رو نگاه کردم که اونم از خجالت لبو شد (عزیزمممم) به به.سلام مریم ...

۲ ساعت پیش
11K
رمان عشق من و تو پارت_۲۵

رمان عشق من و تو پارت_۲۵ "ای تو هستی این دل شکسته ی من نای نفس های خسته ی من چشمای در خون نشسته ی من ای جااااااان من که بسته ی جرعه ی ناز نگاتم پنجره رو به خنده هاتم دیوونه ی اسم اشناتم ای جااااااان" به بیمارستان رسیدیم ...

۲ ساعت پیش
12K
#شعر_طنز رفته بودش همسرم با پول من💵 سالن زیبائیِ خیلی خفن!🙄 بود رنگ موی او سبز و بنفش!😕 ارتفاع کله اش همچون درفش!😮 ابروانش رنگِ نارنجیِ مات!😳 گودی چشمان او شکل دونات!😏 پشت پلکش تا ...

#شعر_طنز رفته بودش همسرم با پول من💵 سالن زیبائیِ خیلی خفن!🙄 بود رنگ موی او سبز و بنفش!😕 ارتفاع کله اش همچون درفش!😮 ابروانش رنگِ نارنجیِ مات!😳 گودی چشمان او شکل دونات!😏 پشت پلکش تا حدودی صورتی!☹ ️ خط چشمانش عجیب و خط خطی!🙁 ناخن دستش چو خون‌آشام بود!😳 صبح ...

۳ ساعت پیش
7K
ده سالی میشه که گذشته‌.‌.. تارهای سفید لا به لا ی موهام خودنمایی میکنن همچنین خط ها رو پیشونیم... حتما به تو هم موهای جوگندمی خیلی میاد و با خط های پیشونیت جذاب تر شدی!! ...

ده سالی میشه که گذشته‌.‌.. تارهای سفید لا به لا ی موهام خودنمایی میکنن همچنین خط ها رو پیشونیم... حتما به تو هم موهای جوگندمی خیلی میاد و با خط های پیشونیت جذاب تر شدی!! تو این روزا ممکنه تلویزیون سریالی رو پخش کنه که اسم شخصیت اول داستان اسم ...

۴ ساعت پیش
19K
#جواب_سوالایه_زیر_رو_تا_جایی_ک_بلدی_میتونی_بنویس 😂 😂 😂 😂 چرا آب خیسه ؟ مرغ همسایه چند سالشه ؟ چرا ماهی آبمیوه نمی خوره ؟ لاستیک عشقت پنچر شه چیکار میکنی؟  مرغ اول اومده یا تخمرغ؟ از نظر شما ...

#جواب_سوالایه_زیر_رو_تا_جایی_ک_بلدی_میتونی_بنویس 😂 😂 😂 😂 چرا آب خیسه ؟ مرغ همسایه چند سالشه ؟ چرا ماهی آبمیوه نمی خوره ؟ لاستیک عشقت پنچر شه چیکار میکنی؟  مرغ اول اومده یا تخمرغ؟ از نظر شما عشق چیههههههههه؟ اگه اهدای قلب کنی به کی قلبتو اهدا میکنی؟ علم بهتر یا ثروت؟ ...

۵ ساعت پیش
25K
سناریو وقتی با اعضا قسمت آخر مانکن می‌بینی (ساری برای موض چرت) نامجون : قسمت های قبلش رو خودم تنها دیده بودم اما امروز مونی به شدت اصرار داشت که همراه من ببینه خودمم نمی‌دونم ...

سناریو وقتی با اعضا قسمت آخر مانکن می‌بینی (ساری برای موض چرت) نامجون : قسمت های قبلش رو خودم تنها دیده بودم اما امروز مونی به شدت اصرار داشت که همراه من ببینه خودمم نمی‌دونم چرا +مونی تو بیست و پنج قسمت رو ندیدی حالا میخوای قسمت اخر رو ببینی؟؟؟ ...

۱۱ ساعت پیش
36K
پارت ۸ یاس و ........ یاس در را باز کرد و هانا رو دید که پشتش بهشه و یاس سریع در رو بست و به در تکیه داد اون کلا در حد ۵_۶دعوا هانا رو ...

پارت ۸ یاس و ........ یاس در را باز کرد و هانا رو دید که پشتش بهشه و یاس سریع در رو بست و به در تکیه داد اون کلا در حد ۵_۶دعوا هانا رو میشناخت و میدونست چقدرمعروفه و خود شیفته و بعد شروع کرد :وای خدا من چرا ...

۱۲ ساعت پیش
47K
#پارت۱۶۷ اهورا خیره توی صورتم بود، داشتم اذیت می‌شدم! دنبال یه راه بودم تا از زیر نگاهش که برام مثل یه کوره داغ بود خلاص بشم که صدای پیامک گوشیم رشته نگاه اهورا رو پاره ...

#پارت۱۶۷ اهورا خیره توی صورتم بود، داشتم اذیت می‌شدم! دنبال یه راه بودم تا از زیر نگاهش که برام مثل یه کوره داغ بود خلاص بشم که صدای پیامک گوشیم رشته نگاه اهورا رو پاره کرد و باعث شد به گوشیم خیره بشه. با دستایی لرزون گوشیم رو باز کردم ...

۱۲ ساعت پیش
52K
#پارت۱۶۶ پسره: پس به دست و پای دوشیزه افتادی! با حرفی که زد همه خندیدن، خنده آروم و متینی کردم که باعث شد پسره رو به من بگه: دوشیزه محترم معرفی نمی‌کنن؟! از لحن مودبانه ...

#پارت۱۶۶ پسره: پس به دست و پای دوشیزه افتادی! با حرفی که زد همه خندیدن، خنده آروم و متینی کردم که باعث شد پسره رو به من بگه: دوشیزه محترم معرفی نمی‌کنن؟! از لحن مودبانه و شوخ‌طبش خوشم اومد، با لبخند دهن باز کردم تا حرفی بزنم ولی اهورا زودتر ...

۱۲ ساعت پیش
38K
#پارت۱۶۵ نمی‌دونم ماهور توی چهرم چی دید که پرسید. ماهور: چیزی شده؟! ـ نه! ماهور سری تکون داد و دیگه چیزی نپرسید. بعد از خوردن غذا رفتم و حساب کردم؛ البته خودم بیشتر باهاش بازی ...

#پارت۱۶۵ نمی‌دونم ماهور توی چهرم چی دید که پرسید. ماهور: چیزی شده؟! ـ نه! ماهور سری تکون داد و دیگه چیزی نپرسید. بعد از خوردن غذا رفتم و حساب کردم؛ البته خودم بیشتر باهاش بازی کردم تا بخورم! . ماهور منو عمارت رسوند و رفت. دستام رو توی جیب پالتوم ...

۱۲ ساعت پیش
42K
#پارت۱۶۴ پوفی کشیدم و شروع کردم به تعریف کردن ماجرا: ـ صبح کمی دیر بیدار شدم...از شانس مزخرفی که دارم ماشینم خراب شد، باز خوبه اهورا بود و منو رسوند...خلاصه ده دقیقه تاخیر داشتم؛ فربد ...

#پارت۱۶۴ پوفی کشیدم و شروع کردم به تعریف کردن ماجرا: ـ صبح کمی دیر بیدار شدم...از شانس مزخرفی که دارم ماشینم خراب شد، باز خوبه اهورا بود و منو رسوند...خلاصه ده دقیقه تاخیر داشتم؛ فربد هم استاد بازیش گل کرد و اون ساعت منو از کلاس اخراج کرد. ماهور: این ...

۱۲ ساعت پیش
57K
#پارت۱۶۳ از آسانسور خارج شدم، در واحد رو با کلید باز کردم و وارد شدم. همونطور که کفشام رو توی جاکفشی می‌ذاشتم بلند گفتم: ـ سلام سلام! خانم جون با لبخند از اتاق بیرون اومد ...

#پارت۱۶۳ از آسانسور خارج شدم، در واحد رو با کلید باز کردم و وارد شدم. همونطور که کفشام رو توی جاکفشی می‌ذاشتم بلند گفتم: ـ سلام سلام! خانم جون با لبخند از اتاق بیرون اومد و گفت: عزیز دل من اومده؟! با آغوش باز به سمتش رفتم و خودم رو ...

۱۲ ساعت پیش
50K
#پارت_81 استینای بلند پیر هنم هم مثل پاچه ی شلوارم بود و پوشیدم و روش یکی از رو مانتویی هام و پوشیدم که سفید بود و بلند و کشی و عجیب بهم میومد... . موهام ...

#پارت_81 استینای بلند پیر هنم هم مثل پاچه ی شلوارم بود و پوشیدم و روش یکی از رو مانتویی هام و پوشیدم که سفید بود و بلند و کشی و عجیب بهم میومد... . موهام و نپوشوندم چون نمیخاستم جلب توجه کنم...اصلا میترسم مثل قبل بپوشم منو بشناسن تا این ...

۱۳ ساعت پیش
58K
#پارت_80 اینقدر حرف زدیم و زدیم تا بقیه بچه ها هم رسیدن...انگار اینقدرترسیده بودن که همه رو خبر کرده بودن... . از قیافه ی عصبی و فوق العاده حرصیه توماس خندم گرفته بود...جوری نگاهم میکرد ...

#پارت_80 اینقدر حرف زدیم و زدیم تا بقیه بچه ها هم رسیدن...انگار اینقدرترسیده بودن که همه رو خبر کرده بودن... . از قیافه ی عصبی و فوق العاده حرصیه توماس خندم گرفته بود...جوری نگاهم میکرد که انگار میخاد با تبر بزنه گردنم و قطع کنه...ولی جولوی بچه ها کاری نمیکرد... ...

۱۳ ساعت پیش
57K
#پارت_78 . داشتم همینطوری راه میرفتم که یهو دیدم همه ماشین ها و بقیه جمعیت... به سرعت کنار جاده ایستادن و به صف شدن و بعضیا حتی اومدن از ماشین ها بیرون و جولوی در ...

#پارت_78 . داشتم همینطوری راه میرفتم که یهو دیدم همه ماشین ها و بقیه جمعیت... به سرعت کنار جاده ایستادن و به صف شدن و بعضیا حتی اومدن از ماشین ها بیرون و جولوی در دست به سینه ایستادن... با تعجب داشتم نگاهشون میکنم که یهو با دیدن لیموزین سفیدی..که ...

۱۳ ساعت پیش
58K
دکتر می گوید:دهانت را باز کن. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! باید دندان عقلت را بکشی. به این فکر می کنم که تو، چقدر شبیه بودی به این دندان عقلی که دکتر ...

دکتر می گوید:دهانت را باز کن. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! باید دندان عقلت را بکشی. به این فکر می کنم که تو، چقدر شبیه بودی به این دندان عقلی که دکتر می گوید. پوسیدگی نداشتی ولی سیستم من را ریخته بودی به هم و جای بقیه ...

۱۳ ساعت پیش
41K
#پارت_77 هنوز داشتم پر از بهت بهش نگاه میکردم که چشم غره ی وحشتناکی بهم رفت و هلم داد سمت اشپزخونه... . وارد اشپزخونه شدم و به دیوار تکیه زدم و دستم و روی قلبم ...

#پارت_77 هنوز داشتم پر از بهت بهش نگاه میکردم که چشم غره ی وحشتناکی بهم رفت و هلم داد سمت اشپزخونه... . وارد اشپزخونه شدم و به دیوار تکیه زدم و دستم و روی قلبم گزاشتم... . چکار باید بکنم؟...برم؟...نرم؟...اگه برم وعض بد تر بشه؟...اگه عاشق تر و وابسته تر ...

۱۳ ساعت پیش
61K
میگفتم دوست دارم.. میگفتی من بیشتر..میگفتم من بیشتر..میگفتی ن ..من بیشتر ؛؛دلم به اینا خوش بود که رفتی ازپیشم..فقط خواستم بهت ثابت کنم من بیشتر... یادته وقتایی که میگفتی دوسِت دارم و میگفتم «من بیشتر»؟ ...

میگفتم دوست دارم.. میگفتی من بیشتر..میگفتم من بیشتر..میگفتی ن ..من بیشتر ؛؛دلم به اینا خوش بود که رفتی ازپیشم..فقط خواستم بهت ثابت کنم من بیشتر... یادته وقتایی که میگفتی دوسِت دارم و میگفتم «من بیشتر»؟ حالا تو هِی به رویِ خودت نیار، ولی دیدی بهت ثابت شد «من بیشتر»؟ #بخونید ...

۱۳ ساعت پیش
44K
درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم ...

درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم که پایِ همه جور دیوونگی بود. کله شق و پرحرف و شیطون بود تا روزی ...

۱۴ ساعت پیش
53K