نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست ...

تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست شده بودم و همینطور هر روز قرار بعد مدرسه و قدم زدن تو کوچه پس ...

۷ ساعت پیش
64K
#اشک حسرت. #پارت ۷۶ سعید : امروز مثله هر روزنبود خونه ساکت تر از همیشه بود از وقتی از فرودگاه اومده بودم دیگه نخوابیدم وای در عوض کار پرونده ای که این دو روز ذهنم ...

#اشک حسرت. #پارت ۷۶ سعید : امروز مثله هر روزنبود خونه ساکت تر از همیشه بود از وقتی از فرودگاه اومده بودم دیگه نخوابیدم وای در عوض کار پرونده ای که این دو روز ذهنم رو درگیر کرده بود تموم شده بود لباس پوشیدم ووسایلمو برداشتم وبدون خوردن صبحانه راهی ...

۲ روز پیش
84K
۷ کاری که برای موفقیت در آینده باید در دهه ۲۰ زندگی‌تان انجام دهید ۱- از همین حالا روی سلامت عاطفی خود کار کنید ۲- با کسانی وقت بگذرانید که دهه بیست زندگی شان را ...

۷ کاری که برای موفقیت در آینده باید در دهه ۲۰ زندگی‌تان انجام دهید ۱- از همین حالا روی سلامت عاطفی خود کار کنید ۲- با کسانی وقت بگذرانید که دهه بیست زندگی شان را سپری کرده اند از کسانی که دقیقاً در همین نقطه ای که شما هستید قرار ...

۳ روز پیش
80K
بسم الله الرحمن الرحیم🌱 مرد پس از مدتها موفق شده بود به دیدار رسول الله صلی الله علیه و آله مشرف شود. در دلش آشوبی برپا بود ، میخواست از حضرت نصیحتی طلب کند تا ...

بسم الله الرحمن الرحیم🌱 مرد پس از مدتها موفق شده بود به دیدار رسول الله صلی الله علیه و آله مشرف شود. در دلش آشوبی برپا بود ، میخواست از حضرت نصیحتی طلب کند تا همه ی عمر را با آن سعادتمند زندگی کند. بالاخره حضرت سلام نماز را دادند ...

۵ روز پیش
73K
#اشک حسرت #پارت ۴۸ آسمان : امید وهدیه سخت مشغول خرید بودن وبه زودی شاهد عقدشون بودیم منم گاهی وقت ها کمکی می کردم ونظری می دادم ولی هدیه وامید خودشون می خواستن کاراشون رو ...

#اشک حسرت #پارت ۴۸ آسمان : امید وهدیه سخت مشغول خرید بودن وبه زودی شاهد عقدشون بودیم منم گاهی وقت ها کمکی می کردم ونظری می دادم ولی هدیه وامید خودشون می خواستن کاراشون رو انجام بدن دل تنگ سعید بودم بجز مسیج فرستادن نمی تونستیم همدیگرو ببینیم نه من ...

۷ روز پیش
77K
🔴 جاسوس آمریکا در هیات دولت ♦ ️در یوگسلاوی رسم بود که دانشجویان خارجی پس از فراغت از تحصیل به دیدار رهبر یوگسلاوی برده می شدند. ما را هم به دیدار تیتو بردند و ایشان ...

🔴 جاسوس آمریکا در هیات دولت ♦ ️در یوگسلاوی رسم بود که دانشجویان خارجی پس از فراغت از تحصیل به دیدار رهبر یوگسلاوی برده می شدند. ما را هم به دیدار تیتو بردند و ایشان ضمن سخنرانی خاطره ای از دوران انقلاب تعریف کردند. ♦ ️تیتو گفت: چندسال پس از ...

۷ روز پیش
110K
👚 موقع خرید لباس به چه نکاتی باید دقت کنیم؟؟👕 ✅ 4- دقت در نور اتاق پرو و آینه ای که در آن پرو می کنید به هنگام پرو لباس دقت کنید که نور اتاق ...

👚 موقع خرید لباس به چه نکاتی باید دقت کنیم؟؟👕 ✅ 4- دقت در نور اتاق پرو و آینه ای که در آن پرو می کنید به هنگام پرو لباس دقت کنید که نور اتاق پرو چگونه است و باید نور کافی وجود داشته باشد و تاریک بودن باعث می ...

۱ هفته پیش
55K
#پارت_59 . بندازیم بیرون دیگه دلم نمیشه بهش دست بزنم....اه.... . با چشم های گرد شده از خشم و تعجب بهش خیره شده بودم... نیم نگاهی به ساناز انداختم که انگار اونم بهتر از من ...

#پارت_59 . بندازیم بیرون دیگه دلم نمیشه بهش دست بزنم....اه.... . با چشم های گرد شده از خشم و تعجب بهش خیره شده بودم... نیم نگاهی به ساناز انداختم که انگار اونم بهتر از من نبود وعضش... . سریع از جام بلند شدم و اخمام و کشیدم تو هم و ...

۱ هفته پیش
84K
ادامه پست قبلی آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدند. من اصلا خوشحال نشدم. خونه نامرتب بود؛ خسته بودم، تازه از سر کار برگشته بودم، توی یخچال میوه نداشتیم. چیزهایی که الان ...

ادامه پست قبلی آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدند. من اصلا خوشحال نشدم. خونه نامرتب بود؛ خسته بودم، تازه از سر کار برگشته بودم، توی یخچال میوه نداشتیم. چیزهایی که الان وقتی فکرش را می کنم خنده دار به نظر میاد اما اون روز لعنتی خیلی ...

۳ هفته پیش
230K
#رمان_مثلث_برمودا پارت②② صبحا که میره سرکار ساعت ۷ شب برمیگرده منم که صبح تا شب بیدارم (خون آشاما اینجورین)اگر خون نخورم به احتمال زیاد باغبون خونشونو میکشم خونه رو سپردم به باغبون ساعت۱۲ بود تا ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت②② صبحا که میره سرکار ساعت ۷ شب برمیگرده منم که صبح تا شب بیدارم (خون آشاما اینجورین)اگر خون نخورم به احتمال زیاد باغبون خونشونو میکشم خونه رو سپردم به باغبون ساعت۱۲ بود تا ۵ وقت داشتم یه تاکسی گرفتم و رفتم به سمت خونه ی جانی خون لازم ...

۳ هفته پیش
125K
🔴 شما #قربانی شده اید اما بی خبرید! ✍ ️ #داود_مدرسی_یان 🔻 هر زمان بدانم ملاقات و جلسه‌ای مشکل را حل می‌کند من هستم؛ حاضرم در این راه قربانی شوم! 🔹 آقای روحانی با بیان ...

🔴 شما #قربانی شده اید اما بی خبرید! ✍ ️ #داود_مدرسی_یان 🔻 هر زمان بدانم ملاقات و جلسه‌ای مشکل را حل می‌کند من هستم؛ حاضرم در این راه قربانی شوم! 🔹 آقای روحانی با بیان اینکه در سفر سازمان ملل دو پیام رسا به دنیا دادیم، گفت: «یکی پیام صلح ...

۴ هفته پیش
62K
وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام رو آماده کنن. فردی وارد شد و با لهجه ای ساده و روستایی پرسید: کرم ضد سیمان دارین؟ فروشنده که انگار موضوعی برای خنده پیدا کرده ...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام رو آماده کنن. فردی وارد شد و با لهجه ای ساده و روستایی پرسید: کرم ضد سیمان دارین؟ فروشنده که انگار موضوعی برای خنده پیدا کرده بود با لحنی تمسخر آمیز پرسید: کرم ضد سیمان؟ بله که داریم. کرم ضد تیر ...

۲۰ مهر 1398
33K
دراپ باکس پاره برگ اول #2319 موضوع: کنترل افکار عمومی بچه که بودم و پای این فیلم ها و کارتون های علمی تخیلی مینشستم و تماشا می کردم؛ می گفتم: خدا یعنی میشه منم مثل ...

دراپ باکس پاره برگ اول #2319 موضوع: کنترل افکار عمومی بچه که بودم و پای این فیلم ها و کارتون های علمی تخیلی مینشستم و تماشا می کردم؛ می گفتم: خدا یعنی میشه منم مثل این ادمه بتونم کل مردم رو کنترل کنم؟ ذهن بخونم یا بهشون بگم چیکار کنن؟ ...

۱۶ مهر 1398
84K
🔴 🆕 در طبقه دوازدهم ساختمان تنظیم مقررات چه می‌گذرد؟ آقای آذری‌جهرمی! با شبکه فساد در وزارت ارتباطات برخورد کنید/ چه کسی پاسخ مالباختگان را می‌دهد؟! در نخستین روزهای مهر ماه بود که جوانی حدودا ...

🔴 🆕 در طبقه دوازدهم ساختمان تنظیم مقررات چه می‌گذرد؟ آقای آذری‌جهرمی! با شبکه فساد در وزارت ارتباطات برخورد کنید/ چه کسی پاسخ مالباختگان را می‌دهد؟! در نخستین روزهای مهر ماه بود که جوانی حدودا ۳۰ ساله به دفتر مشرق آمد. در چهره اش خشم فروخته ای شعله ور بود. ...

۱۲ مهر 1398
67K
روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟ پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم دختر گفت ...

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟ پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم ...

۱ مهر 1398
154K
#پارت73: ۱۳ ساعت بعد: کمتر از ۲۰ دقیقه دیگه به مرز بندر عباس می رسیدم. تمام نیروهای مسلح اونجا آماده و کلی منطقه ی مرزی رو محاصره کرده بودن، دیگه هیچ راه فراری وجود نداشت. ...

#پارت73: ۱۳ ساعت بعد: کمتر از ۲۰ دقیقه دیگه به مرز بندر عباس می رسیدم. تمام نیروهای مسلح اونجا آماده و کلی منطقه ی مرزی رو محاصره کرده بودن، دیگه هیچ راه فراری وجود نداشت. کمرم از نشستن زیاد خشک شده بود. به عقربه های ساعتم نگاه می کردم. همزمان ...

۲۹ شهریور 1398
54K
#پارت73: ۱۳ ساعت بعد: کمتر از ۲۰ دقیقه دیگه به مرز بندر عباس می رسیدم. تمام نیروهای مسلح اونجا آماده و کلی منطقه ی مرزی رو محاصره کرده بودن، دیگه هیچ راه فراری وجود نداشت. ...

#پارت73: ۱۳ ساعت بعد: کمتر از ۲۰ دقیقه دیگه به مرز بندر عباس می رسیدم. تمام نیروهای مسلح اونجا آماده و کلی منطقه ی مرزی رو محاصره کرده بودن، دیگه هیچ راه فراری وجود نداشت. کمرم از نشستن زیاد خشک شده بود. به عقربه های ساعتم نگاه می کردم. همزمان ...

۲۹ شهریور 1398
53K
مرا باور کن پارت ۴: دلبر: تو اوج خواب نازنینم بودم که: دولت من... مجلس من... بدنو تکون بده تکون بده...هی بیکاری داریم بی آبی داریم... این دیگه چه آهنگه مضخرفه ای از کجا می ...

مرا باور کن پارت ۴: دلبر: تو اوج خواب نازنینم بودم که: دولت من... مجلس من... بدنو تکون بده تکون بده...هی بیکاری داریم بی آبی داریم... این دیگه چه آهنگه مضخرفه ای از کجا می یاد وای خداااا حالا بس میکنه هیه تکرار میشه سرم الآن منفجر میشه وااای تازه ...

۲۸ شهریور 1398
106K