نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت۱۰۸ آدرس رو به تاکسی داد و ازش خواست منو دربست به آدرس برسونه و بدون توجه به مخالفت من خودش حساب کرد. تاکسی راه افتاد، برعکس صبح حالم الان خیلی خوب بود بدون اینکه ...

#پارت۱۰۸ آدرس رو به تاکسی داد و ازش خواست منو دربست به آدرس برسونه و بدون توجه به مخالفت من خودش حساب کرد. تاکسی راه افتاد، برعکس صبح حالم الان خیلی خوب بود بدون اینکه ناراحت یا دلخور باشم. *** از عمارت خارج شدم، بخاطر اینکه هوا خوب بود تصمیم ...

۱۵ ساعت پیش
0
رمان عروس استاد پارت_9 _وقتی فروخته میشی به این و اون باید تحمل هر حرفیو داشته باشی… من سیصد میلیون پول ندادم که تو رو دکوری نگه دارم . با تته پته گفتم _منظورتون چیه؟ ...

رمان عروس استاد پارت_9 _وقتی فروخته میشی به این و اون باید تحمل هر حرفیو داشته باشی… من سیصد میلیون پول ندادم که تو رو دکوری نگه دارم . با تته پته گفتم _منظورتون چیه؟ موهامو کنار زد _منظورم واضحه،من مَردم… یه نیازایی دارم.به جای پول دادن به فاحشه های ...

۱۶ ساعت پیش
0
رمان عروس استاد پارت_8 _به عبارت دیگه تو رو از بابات خریدم خانم کوچولو دهنم باز موند.با تته پته گفتم _شما چی میگین استاد؟چرا این کارو کردین؟ پوزخندی زد : _توقع داشتی بدمت دست بابات ...

رمان عروس استاد پارت_8 _به عبارت دیگه تو رو از بابات خریدم خانم کوچولو دهنم باز موند.با تته پته گفتم _شما چی میگین استاد؟چرا این کارو کردین؟ پوزخندی زد : _توقع داشتی بدمت دست بابات تا دوباره بشونتت سر سفره ی عقد اون مرد؟ _من یه فکری به حال خودم ...

۱۷ ساعت پیش
0
پارت ۱۷ فیک درد عاشقی دخترا وارد دبیرستان شدن . همه ی بچه ها و معلم ها بهشون بد نگاه میکردن و پچ پچ میکردن . اخه این چه وضعیه؟؟؟...چکاری کردن که خودشونم خبر ندارن؟؟؟؟...تانیا ...

پارت ۱۷ فیک درد عاشقی دخترا وارد دبیرستان شدن . همه ی بچه ها و معلم ها بهشون بد نگاه میکردن و پچ پچ میکردن . اخه این چه وضعیه؟؟؟...چکاری کردن که خودشونم خبر ندارن؟؟؟؟...تانیا اومد سمتشون . عفریته ی مدرسه و کسی که فکر میکنه بهتر از اون توی ...

۱ روز پیش
0
پارت ۱۰ فیک معجزه ی عشق ناره بعد از اینکه کفششو پوشید صاف وایستاد _خوب...بریم سهون برگشت و نگاهش کرد . با دیدن اون تیپی که زده بود و موهای گوجه ایش دهنش خود به ...

پارت ۱۰ فیک معجزه ی عشق ناره بعد از اینکه کفششو پوشید صاف وایستاد _خوب...بریم سهون برگشت و نگاهش کرد . با دیدن اون تیپی که زده بود و موهای گوجه ایش دهنش خود به خود باز شد . هم به شدت خوشگل شده بود هم به شدت کیوت . ...

۱ روز پیش
0
کنار برومند روی مبل دو نفره نشستم ! همچنان سرش تو گوشی بود ! هانیه روبروی ما هی جای پاهاشو روی هم عوض میکرد . برومند که اصلا سرشم نیاورد بالا نگاه کنه. منم نیم ...

کنار برومند روی مبل دو نفره نشستم ! همچنان سرش تو گوشی بود ! هانیه روبروی ما هی جای پاهاشو روی هم عوض میکرد . برومند که اصلا سرشم نیاورد بالا نگاه کنه. منم نیم نگاهی انداختم و شروع به صحبت با آقای ساداتی کردم . مرد خوش صحبتیه. خیلی ...

۱ روز پیش
0
خیلی خوشگل نبود... یه صورت معمولی داشت، با چشمای معمولی و مهربون. اما؛ اما قشنگ می خندید... انقد قشنگ می خندید که آدم احساس می کرد هیچکس تو دنیا مثل اون بلد نیست بخنده! راستش ...

خیلی خوشگل نبود... یه صورت معمولی داشت، با چشمای معمولی و مهربون. اما؛ اما قشنگ می خندید... انقد قشنگ می خندید که آدم احساس می کرد هیچکس تو دنیا مثل اون بلد نیست بخنده! راستش همه کار کردم که به دستش بیارم... چند سالی هم بودیم با هم. دروغ چرا! ...

۱ روز پیش
0
برومند با سرِ پایین افتاده گوش میداد . اخر سر، سرش رو بالا آورد و گفت : خیالتون راحت عمو جان. من ارغوان رو بیشتر از چشمام دوست دارم . نگران نباشید ‌ . عمو ...

برومند با سرِ پایین افتاده گوش میداد . اخر سر، سرش رو بالا آورد و گفت : خیالتون راحت عمو جان. من ارغوان رو بیشتر از چشمام دوست دارم . نگران نباشید ‌ . عمو چند ضربه آروم و مردونه به بازوی برومند زد و منو تو بغلش گرفت . ...

۱ روز پیش
0
حسابی شلوغ شده بود . مادرش انتظار دیدن چنین مجلسی رو نداشت ، از بهت و حیرتش و نگاهش به در و دیوار سرسرا و عزیز جون که روی تک صندلی اش بالای مجلس نشسته ...

حسابی شلوغ شده بود . مادرش انتظار دیدن چنین مجلسی رو نداشت ، از بهت و حیرتش و نگاهش به در و دیوار سرسرا و عزیز جون که روی تک صندلی اش بالای مجلس نشسته بود، مشخص بود ! خاله های برومند شباهت خیلی زیادی از نظر ظاهری به مادرش ...

۲ روز پیش
0
دخترا از نتیجه ی کارشون کاملا راضی بودن. با ذوق هی نگام میکردن و میگفتن : وااای ارغوااان چقدر خوشگل شدی ! واقعا هم خوشگل شده بودم . از اتاق اومدم بیرون. نزدیک اومدن خانواده ...

دخترا از نتیجه ی کارشون کاملا راضی بودن. با ذوق هی نگام میکردن و میگفتن : وااای ارغوااان چقدر خوشگل شدی ! واقعا هم خوشگل شده بودم . از اتاق اومدم بیرون. نزدیک اومدن خانواده ی برومند بود چون پیام داد و گفت که تو راهن و دارن میرسن ‌ ...

۲ روز پیش
0
به من می گفتن دیوونه،ولی من دیوونه نیستم! قضیه بر می گرده به چند سال پیش،بعد از اینکه مادرم فوت کرد واسه اینکه از خاطرات خونه خلاص بشم یه آپارتمان توی ساختمونی چند طبقه اجاره ...

به من می گفتن دیوونه،ولی من دیوونه نیستم! قضیه بر می گرده به چند سال پیش،بعد از اینکه مادرم فوت کرد واسه اینکه از خاطرات خونه خلاص بشم یه آپارتمان توی ساختمونی چند طبقه اجاره کردم،اما خیلی زود فهمیدم توی همسایگیم یه مادر و پسر زندگی می کنن که از ...

۲ روز پیش
0
#بخوانید #نظر_بدین💜 🍁 پاییز..... همیشه از بچگی عاشق پاییز بودم.... صدای خش خش برگارو دوست داشتم.... همیشه هم منتظر یه عالمه اتفاق خوب تو فصل پاییز بودم! اخه خواهرم همیشه بهم میگفت که پاییز فصل ...

#بخوانید #نظر_بدین💜 🍁 پاییز..... همیشه از بچگی عاشق پاییز بودم.... صدای خش خش برگارو دوست داشتم.... همیشه هم منتظر یه عالمه اتفاق خوب تو فصل پاییز بودم! اخه خواهرم همیشه بهم میگفت که پاییز فصل زیبایی هاست....ولی همه چیز در حالِ مردنِ ! هیچوقت نفهمیدم منظورش چیه.... تا موقعی که ...

۲ روز پیش
0
داوود ! تو حق داری ! اونم تا حدی ! من الان با ارغوان حرف زدم ، این بچه ام پُر بی راه نمیگه ! کِی به ماها گفته که میخواد زن پسر تو بشه؟ ...

داوود ! تو حق داری ! اونم تا حدی ! من الان با ارغوان حرف زدم ، این بچه ام پُر بی راه نمیگه ! کِی به ماها گفته که میخواد زن پسر تو بشه؟ فقط ایرادش این بوده که نگفته نمیخواد با پسر عموش ازدواج کنه! زور که نیست ...

۲ روز پیش
0
...پارت اول... طناز ما چهار تا دوست رسیدیم کره و از هواپیما پیاده شدیم و راهی خونه ی سحر شدیم.فردا صبح زود باید میرفتیم کمپانی بیگ هیت تا امتحان گریم بدیم,برای همین شب رو زود ...

...پارت اول... طناز ما چهار تا دوست رسیدیم کره و از هواپیما پیاده شدیم و راهی خونه ی سحر شدیم.فردا صبح زود باید میرفتیم کمپانی بیگ هیت تا امتحان گریم بدیم,برای همین شب رو زود خوابیدیم. فردا صبح شد و اماده شدیم و رفتیم کمپانی امتحان دادیم.توی تمام این چند ...

۳ روز پیش
0
انقد ملوس بود😍 😭 💙 پ.ن : چند سال پیش یه گربه خونگی خوشگل داشتم ولی به دلایلی نتونستم نگهش دارم امروز با دختر داییم رفتیم خونه دوستش دوتا گربه داشت انقد ذوق کردم واسه ...

انقد ملوس بود😍 😭 💙 پ.ن : چند سال پیش یه گربه خونگی خوشگل داشتم ولی به دلایلی نتونستم نگهش دارم امروز با دختر داییم رفتیم خونه دوستش دوتا گربه داشت انقد ذوق کردم واسه این یکی😍 😻 😻 😻 راستی یه چیزی هم راجع به نگهداری حیوان خانگی بگم ...

۳ روز پیش
0
پارت سوپر ویژه ❤ برومند گفت : آی ..‌ آی ! دوست دختر ، نه! ایشون مادر بچه های آیندمه! عشقمه! همه با هم اوووووو کشیدن و کف زدن . از تصور بچه داشتن اونم ...

پارت سوپر ویژه ❤ برومند گفت : آی ..‌ آی ! دوست دختر ، نه! ایشون مادر بچه های آیندمه! عشقمه! همه با هم اوووووو کشیدن و کف زدن . از تصور بچه داشتن اونم از برومند حض کردم. ناخودآگاه نگاهش کرد و لبخند زدم ‌ . دید که زل ...

۳ روز پیش
0
سال هشتادوهشت دانشگاهی که دوست داشتم تو رشته مورد علاقم قبول شدم تا اون روز سرم تو درس و کتاب بود، تو دوران دبیرستانم یه تصادف کردم که باعث شد چند تا جراحی داشته باشم ...

سال هشتادوهشت دانشگاهی که دوست داشتم تو رشته مورد علاقم قبول شدم تا اون روز سرم تو درس و کتاب بود، تو دوران دبیرستانم یه تصادف کردم که باعث شد چند تا جراحی داشته باشم و همین باعث شده بود که به هیچ جنس مخالفی فکر نکنم وارد دانشگاه شدم! ...

۴ روز پیش
0
صحبت از یاس و نسترن تا کی؟ وصف جادوی چشم زن تا کی؟ ماجرای لب و دهن تا کی؟ این همه لاف و جر زدن تا کی؟ شاعر ِ دردهای مردم باش مثل آدم به ...

صحبت از یاس و نسترن تا کی؟ وصف جادوی چشم زن تا کی؟ ماجرای لب و دهن تا کی؟ این همه لاف و جر زدن تا کی؟ شاعر ِ دردهای مردم باش مثل آدم به فکر گندم باش یک طرف جنگ و قحطی و نکبت یک طرف بحث دزدی و ...

۴ روز پیش
0
#کامنت_اصلاح_شده_واسه_الی_جیگرطلام 😍 😍 😍 😚 🍭 🎉 🎈 💋 💋 💍 💄 💞 💕 💖 خخخخ دیوونه 😃 😍 😜 قربووونت بشم تازه الان خوندم پیاماتو عشقه نازه خداییه کهرباییه من 😂 😂 😂 😋 ...

#کامنت_اصلاح_شده_واسه_الی_جیگرطلام 😍 😍 😍 😚 🍭 🎉 🎈 💋 💋 💍 💄 💞 💕 💖 خخخخ دیوونه 😃 😍 😜 قربووونت بشم تازه الان خوندم پیاماتو عشقه نازه خداییه کهرباییه من 😂 😂 😂 😋 😉 دهنت سرویس الی دیوونه همچین گفتی شعرم نوشتم متنم نوشتم چنتا واست نوشتم مثه ...

۴ روز پیش
0
نام رمان: معادله عشق نام نویسنده: فاطمه مقاره ژانر: عاشقانه، طنز، درام خلاصه: دختری از جنس حوا، پسری از جنس آدم! دختری که طی یه اتفاق، با پسر مشهور قصه ما آشنا میشه وعشقشون می ...

نام رمان: معادله عشق نام نویسنده: فاطمه مقاره ژانر: عاشقانه، طنز، درام خلاصه: دختری از جنس حوا، پسری از جنس آدم! دختری که طی یه اتفاق، با پسر مشهور قصه ما آشنا میشه وعشقشون می شه از جنس عشق آدم و حوا! عشق با طعم شیرین دعوا و کل کل ...

۴ روز پیش
0