نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

کاش امروز سر یکی از چهار راه ها، یکی از این فالگیر ها جلویت را میگرفت و میگفت: به به چه چشمهایی چه خانم زیبایی ماشاالله، بترکد چشم حسود! بیا... بیا بگذار فالت را بگیرم! ...

کاش امروز سر یکی از چهار راه ها، یکی از این فالگیر ها جلویت را میگرفت و میگفت: به به چه چشمهایی چه خانم زیبایی ماشاالله، بترکد چشم حسود! بیا... بیا بگذار فالت را بگیرم! بعد تو هم بگویی باشد؛ به شرطی که حرفهای قشنگ بزنی برایم! پیر زن فالگیر ...

۲ ساعت پیش
23K
در ۱۲۰۰۰ سال گذشته، بر روی سیاره زمین، رخدادهای منفی و پر هرج و مرجی روی داده است که انرژی منفی برای زمین ایجاد کرده است. این انرژی های منفی هنوز هم بر افکار و ...

در ۱۲۰۰۰ سال گذشته، بر روی سیاره زمین، رخدادهای منفی و پر هرج و مرجی روی داده است که انرژی منفی برای زمین ایجاد کرده است. این انرژی های منفی هنوز هم بر افکار و احساسات انسانها در زمین تاثیر گذار و علت بسیاری از نابسامانی هاست. دلیل آن، انرژی ...

۳ ساعت پیش
23K

"Part13" گیلدا(طبیب کوچک) به حشمتی دستور دادم تمام محافظ هارو به خط کنه. باید سر در بیارم که چه کسی این موقع روز شلیک کرد ؟؟؟؟ اونم تو جنگلی که دو سال نتونستن تا نزدیکش رفت آمد کنن. ممکنه یکی از افراد کیارش داخل جنگل جا خوش کرده باشه ..... ...

۱۱ ساعت پیش
67K
عروس مرگ-قسمت ۲۹ #عروس_مرگ مانا که تا الان سرش پایین بود،با خوشحالی سرش را بالا گرفت و به اقلیما نگاه کرد.بخاطر امیدی که به مانا داد،عذاب وجدان گرفت!خودش از حرفی که زده بود،مطمئن نبود،مانا را ...

عروس مرگ-قسمت ۲۹ #عروس_مرگ مانا که تا الان سرش پایین بود،با خوشحالی سرش را بالا گرفت و به اقلیما نگاه کرد.بخاطر امیدی که به مانا داد،عذاب وجدان گرفت!خودش از حرفی که زده بود،مطمئن نبود،مانا را هم الکی امیدوار کرده بود... با خودش گفت:حتما یه حکمتی داره،اگه خدا بخواد،یادش میاد! -اگه ...

۱۷ ساعت پیش
58K
گاهی بین سمفونیِ شلوغ و پر سر و صدای زندگی‌ات قَد دو سه میزان سکوت کن! از هرچه آدم روی این زمینِ گردِ خاکی‌ست فاصله بگیر ... و خودت را بغل کن! آدم ها را... ...

گاهی بین سمفونیِ شلوغ و پر سر و صدای زندگی‌ات قَد دو سه میزان سکوت کن! از هرچه آدم روی این زمینِ گردِ خاکی‌ست فاصله بگیر ... و خودت را بغل کن! آدم ها را... نا امیدی ها را... فکرها را... برای چند ساعت بگذار پشت سرت! فیلم مورد علاقه ...

۲۰ ساعت پیش
10K
‏با نفسش دست‌هایش را گرم میکرد شروع کردم به عکس گرفتن گفت دستای من یخ‌زده تو داری عکس میگیری؟ به جای اینکه عکس بگیری بیا کمکم کن گفتم چشم تا خواستم کمکش کنم خندید و ...

‏با نفسش دست‌هایش را گرم میکرد شروع کردم به عکس گرفتن گفت دستای من یخ‌زده تو داری عکس میگیری؟ به جای اینکه عکس بگیری بیا کمکم کن گفتم چشم تا خواستم کمکش کنم خندید و گفت شوخی کردم. امروز تو کمکم کنی فردا و پس فردا کی کمکم کنه. عکس ...

۲۱ ساعت پیش
16K
راز خوشبختی بازرگانی پسرش را برای آموختن راز خوشبختی نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که ...

راز خوشبختی بازرگانی پسرش را برای آموختن راز خوشبختی نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که او در جستجویش بود، آنجا زندگی می کرد. به جای اینکه با یک مرد مقدس ...

۱ روز پیش
118K
در حین راه دستمو گذاشتم رو سرم و با دست راستم بسته ی سورمه ای رنگو برداشتم. بازش کردم و سریع قرصی رو از توش برداشتم و همین که خواستم نزدیک دهنم ببرم صدایی باعث ...

در حین راه دستمو گذاشتم رو سرم و با دست راستم بسته ی سورمه ای رنگو برداشتم. بازش کردم و سریع قرصی رو از توش برداشتم و همین که خواستم نزدیک دهنم ببرم صدایی باعث شد مکث کنم: اگه خیلی اون قرصو بخوری...معتادش میشی. میدونستی؟ خیره نگاهش کردم. اون چی ...

۱ روز پیش
87K
نفس عمیقمو به بیرون فوت کردم +همه ی اینارو گفتم تا بدونی یک ، خودتو انگشت اشاره امو طرفش نشونه رفتم + بی منت بی احساس عذاب وجدان در قبالت...میخوامت چون تو ارزشمندی برام...معتقدم سهم ...

نفس عمیقمو به بیرون فوت کردم +همه ی اینارو گفتم تا بدونی یک ، خودتو انگشت اشاره امو طرفش نشونه رفتم + بی منت بی احساس عذاب وجدان در قبالت...میخوامت چون تو ارزشمندی برام...معتقدم سهم تو خیلی بیشتر از ایناس تو زندگی دوم خودم با چرخوندن مچ دستم جهت انگشتمو ...

۱ روز پیش
93K
رمان تاوان دروغ #پارت_سی_وچهارم _ سلام مرسی بدنیستم . خودت چطوری ؟ به دیقه ای نکشیده که جواب داد : خب خداروشکر . منم خوبم _ راستی مگه تو رانندگی نمیکردی ؟ چطو اینقد پیگیری ...

رمان تاوان دروغ #پارت_سی_وچهارم _ سلام مرسی بدنیستم . خودت چطوری ؟ به دیقه ای نکشیده که جواب داد : خب خداروشکر . منم خوبم _ راستی مگه تو رانندگی نمیکردی ؟ چطو اینقد پیگیری ؟ _ خب راستش من که نه _ وا !!! پس تو کجا بودی ؟ ...

۱ روز پیش
96K
پارت دوم فیک #cendy #fic چان_باشه باشه! رز با ترس سرشو تکون داد و اروم اب دهنشو قورت داد ک با سلقمه پونی ب خودش اومد رز_اهم ما دیگه میریم جین سرشو برگردوند و با ...

پارت دوم فیک #cendy #fic چان_باشه باشه! رز با ترس سرشو تکون داد و اروم اب دهنشو قورت داد ک با سلقمه پونی ب خودش اومد رز_اهم ما دیگه میریم جین سرشو برگردوند و با یه لبخند دندون نما عقب گرد کرد و رفت و بقیه هم مثه جوجه اردک ...

۱ روز پیش
27K
‌قشنگ ترین چشمان دنیا را مادر من دارد, وقتی با خنده های از ته دلش به من نگاه میکند و از وقایع روزانه اش با آب و تاب میگوید, بدون نظر خواستن از من بارها ...

‌قشنگ ترین چشمان دنیا را مادر من دارد, وقتی با خنده های از ته دلش به من نگاه میکند و از وقایع روزانه اش با آب و تاب میگوید, بدون نظر خواستن از من بارها و بارها تعریف میکند... قشنگترین صدای دنیا را مادر من دارد, وقتی با نام کوچکم ...

۱ روز پیش
18K
36 سال پیش تو ی همچین روزی🌝 ، ن، ی روزی ک بابونه‌ها🌼 سرتا سر زمینو🌏 پوشونده بودن ی پسر بدنیا اومد👶 اسمشو گذاشتن کیم یونگ وون بزرگ شد👦 تو کمپانی اس‌ام•SM•پذیرفته شد و با ...

36 سال پیش تو ی همچین روزی🌝 ، ن، ی روزی ک بابونه‌ها🌼 سرتا سر زمینو🌏 پوشونده بودن ی پسر بدنیا اومد👶 اسمشو گذاشتن کیم یونگ وون بزرگ شد👦 تو کمپانی اس‌ام•SM•پذیرفته شد و با گروه فوق العاده سوپر جونیور🆒 شروع ب کار کرد مردی ک ما کانگین صداش میزنیم ...

۱ روز پیش
21K
ما اگر در جایی دور دست زندگی میکردیم و صبح ها با نور آفتابِ پشت کوه آلپ بیدار میشدیم و یا به سلیقه ی تو که عاشق استانبول هستی،با صدای امواج دریا و پرندگانش بیدار ...

ما اگر در جایی دور دست زندگی میکردیم و صبح ها با نور آفتابِ پشت کوه آلپ بیدار میشدیم و یا به سلیقه ی تو که عاشق استانبول هستی،با صدای امواج دریا و پرندگانش بیدار میشدیم،درخت کریسمس درست میکردیم و من شاید برایت جوراب های بلند که سرما نخوری میخریدم ...

۱ روز پیش
22K
روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره نپوشه، اونجوری که دوست داره نخنده، اون حرفی که تو دلشه نزنه، و... همون روز ...

روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره نپوشه، اونجوری که دوست داره نخنده، اون حرفی که تو دلشه نزنه، و... همون روز به دخترت یاد دادی که جنس درجه ی دو باشه! چون دختره!! همون روز اونو ...

۱ روز پیش
17K
خدایا دفتر امروزم را با نام و یادت می گشایم یاریم کن تا دلی را شاد کنم به پاس شکرانه بیداریم دستم را رها مکن تا به امید تو دست افتاده ای رابگیرم سلام روزتون ...

خدایا دفتر امروزم را با نام و یادت می گشایم یاریم کن تا دلی را شاد کنم به پاس شکرانه بیداریم دستم را رها مکن تا به امید تو دست افتاده ای رابگیرم سلام روزتون پرازلطف خدا صبحتون بخیر 💚 💚 💚 💚 💚 💚 💚 💚 #نیایش_صبحگاهی 🙏 خدای ...

۲ روز پیش
41K
چقدر محرومیم ما بدبختان غایب از امام!!! یکی از اصحاب حضرت ابومحمد، امام حسن عسکری علیه‏ السلام به نام احمد، فرزند اسحاق حکایت کند: روزی در محضر شریف آن حضرت وارد شدم و خواهش کردم ...

چقدر محرومیم ما بدبختان غایب از امام!!! یکی از اصحاب حضرت ابومحمد، امام حسن عسکری علیه‏ السلام به نام احمد، فرزند اسحاق حکایت کند: روزی در محضر شریف آن حضرت وارد شدم و خواهش کردم تا مطلبی را به عنوان نمونه‏ ی خط برایم بنویسد. امام علیه‏ السلام تقاضای مرا ...

۲ روز پیش
75K
زندگی دقیقا همانجایی شروع میشود که یک نفر میخندد و خنده‌ی او با دیگران فرق دارد.

زندگی دقیقا همانجایی شروع میشود که یک نفر میخندد و خنده‌ی او با دیگران فرق دارد.

۲ روز پیش
4K
شام رو بیرون خوردیم و برگشتیم ویلا. می خواستیم بریم لب آب اما خیلی سرد بود. نسبت به اول و دوم آبان هوا زیادی سرد شده بود اینجا. با بهار رفتم تو اتاقشون و لباس ...

شام رو بیرون خوردیم و برگشتیم ویلا. می خواستیم بریم لب آب اما خیلی سرد بود. نسبت به اول و دوم آبان هوا زیادی سرد شده بود اینجا. با بهار رفتم تو اتاقشون و لباس هایی که برای کیان خریده بودم با کمک بهار توی باکسی که گرفته بودیم و ...

۲ روز پیش
79K