ویژه کنید
عکس و تصویر و تازه اینکه دانسته شود حضرت مهدی (عج) او مرواید است و منصور است و ...

و تازه اینکه دانسته شود حضرت مهدی (عج) او مرواید است و منصور است و دو مهدی مدعی را سفیانی زمین گیر (کاذبترین را دجال) می کند و یک مهدی کاذب که چنان با سرعت و گسترش بسیار پیش رود که مورد ملاحظه دشمن برای مهدی بودن می شود و بقیه دله مهدی برای آن به چشم می آیند حتی حضرت مهدی حقیقی دله ترین آن درتوجه دشمن شده و به همین دلیل صرف وقت خود را به مهدی کاذبترین می گذارند یعنی صباح النوری که منصور نیست چنین است با مرگ مهدی کاذب شکست ابدی اسلام اعلام می کند چون ساکت شد و شروع به شادی کوبی کردند خبر رخنه از حضرت مهدی (عج) می آید و این پیروزی با مرگ ابلیس می رسد ^احسنت^ که چون رسید تمدن باطل سقوط کرده و از حق برپا می شود چونکه برپا شد دشمن حیرت زده میمیردچون دجال انتظار مرگ مهدی را داشت و حضرت مهدی (عج) با شنلی از آتش پس از مرگ ابلیس بیرون می آید همانطور که حضرت موسی (ع) از رود نیل می آید چنین که همانا ساختمان ها و سازه های غربی همانا درحال سقوط پشتش است اما او می رود و سالم است و بیرون می آید و او راهی به سوی آسمان باز می کند تا بتواند برود ابلیس را نابود کند و نماینده ابلیس را درزمین نابود قبلش کرده است چنین است که همانا از زمین به آسمان رفته و ابلیس را نابود می کند و به زمین بازمی گردد و تازه اینکه همانا پس از نابودی مرگ ابلیس او را به منا آویزان می کنند و حضرت مهدی (عج) ابلیس را دربالای آسمان اول یعنی نشسته بر جهان موازی نابود می کند و می کُشد و او نابود خود به خود با فشار انرژی نور الهی با فریاد شده و او نابود شده آورده به زمین می شود اما پس از اینکه نماینده ی ابلیس برزمین را نابود کرد که آنهم از فرزندان ابلیس است چنین است که امام عصر (عج) پیروزی حتمی را می گیرد و ای دشمن همانا مهدی کذاب را نابود می کنید چون ملاحظه مهدی بودن به خاطر سرعت و گسترش شاخص بودن است و مهدی دیگر با حقیقی یکجا مهدی دله حساب می کنید چه می کنید اگر بخواهید به حقیقی توجه کنید باید قاعده ی فیزیک را نقض کنید چون حضرت مهدی کذاب توجه می کند اگر هرچهار تا را با هم بگیرید آنقدر چهارمی (کاذبترین) بزرگ است که سه تای دیگر به چشم نمی آیند که ناخداآگاه به آنکه باید توجه نکنید همانا نمی کنید و خداوند مکار است حال بدانید که در بازی می باشید که شما دشمنان شکست میدان حتمی می باشید هرکاری بکنید حتی اگر این را بدانید و تازه ناراحت نباشید شیعیان ساده لوح و حسی خواه آنکه زیاد برجسته شد دفعتا به جدول مرگ با دجال خورد چون حقیقی نبود چنین است که همانا حضرت مهدی (عج) پیروز است این وعده ی الهی است و مسیح تک (دجال) شکست می خورد و سفیانی که منجی وهابیت و سلفی گری است شکست می خورد و چنین است شیعه نفاق ("در آن تخته") بسته می شود و شیعه فراگیر می شود و اسلام شیعی ما حضرت مهدی (عج) جهان را می گیرد و پیروز حتمی میدان است و مرگ حضرت مهدی حقیقی با قیامت است نه با دجال است وگرنه مهدی کاذب با دجال می میرد پس روایی دجال مهدی را می کشد همان پیروان کاذب گویند که معمولا اکثر شیعه است وگرنه حضرت مهدی (عج) با قیامت میمیرد می باشند.
و تازه تمدن ایران به طور حیرت آمیز نابود می شود و مغول که هیچ سفیانی تمدن دارد همین که شیطان قرمز و سفیانی می تواند از ایران بیرون انداخته شود و تازه تمدن ایران نابود می شود (یعنی همین تمدنی که از خودایران کنترل ایران شود) و کشوری جایش تشکیل می شود که از عراق کنترل می شود جای حکومت ساسانی فقط به طور اسلامی آن که این فدال اصلی حضرت مهدی (عج) است که حدود مرز ساسانی خسرو ملعون را دارد ویا بیشتر از آن دارد اما عربستان هم دراین فدال قرار می گیرد می باشد و تازه اینکه تمدن چین شرق مکان را یکپارچه می گیرد همانطور که عراق تقریبا یکپارچه خاورمیانه را گرفته است و تمدن غرب یکپارچگی دارد طوری که عالم هفت فدال است و چهارده استاندار که همانا درهم است چنین است که همانا زیر حضرت مهدی (عج) است می باشد(وتازه الله حکومت خلقت محمد حکومت دینی علی حکومت عدل که مهدی برگرفته همه زیر سایه الله است) که بددین به عدد هفت برسد به عدد چهارده نمی رسد (منظور درمعنا عدد و کاربری آن درمعنویت) می باشد همین است که مطابقت نمی داند اول کتاب به آخر کتاب اما اگر پیوسته پیش بردن می گرفت که بردیم و دفعتا قسمت به قسمتی قیاس نمی کرد و نمی خواند همانا هدایت الهی از این حساب را می رفت می باشد‌.
و تازه اینکه وسط درعمل و بین حق و باطل که میل به حق درعمل یا اعتدال درعمل و حق درباور وگرنه وسط درعمل هیچ اشکالی ندارد و تازه اینکه معدود لله می کُشیم و رحم نمی کنیم و توبه اش وقتی مقبول است که از شرایطش بازگردد چون بازگشت ویا قول داد بازگردد و بازگشت همانا منافق هم توبه او پذیرفته می شود تنها فقط ابلیس و شیاطین که همانا اینان بخشیده نشده لااقل ابلیس بخشیده نشده ومحکوم به مرگ است هرچند خودکشی تصمیم بگیرد بکند محکوم شده می باشد. بعضی می پرسند توبه دردین تا چقدر جا دارد باید گفته شود که همانا توبه دردین حد ندارد مگر برای ابلیس که هم هرگز بخشیده نمی شود اما همان هم مهلت داده شده است چنین است که خداوند مهربان و بخشنده است یعنی ما فقط برای یک موجود خارجی غیرانسان توبه نمی پذیریم هرچه انسان است درگاه توبه برایش باز است تا وقتی که مهلت دارد اما این توبه نباید لوس شود چون توبه با اصلاح همراه است که این توبه چنین بخششی دارد فقط بدانید که ۱۰۰% خوب درملاک انسانی مقبول است نه ۱۰۰% خوب که درملاک انسانی نباشد فقط تخلف و ظاهری برتری و خوبی آور است چنین است که فقط توجیه اش ظاهر به باطن برمی گردد می باشد چنین ظاهر خوب تر پست تر است و تزویر تر است برای مخلوق همین است (ذات خدا اندیشیدن ممنوع مخلوق شده و صفات خدا باید مبحث بحث باشد) که اگر مخلوق بخواهد خود را خالق خواسته و نخواسته گرفته است تا اشرف مخلوقات که چنین است فطرت انسان تجمع خلق تمام صفت های الهی است و رحمن و رحیم و غفور و جبار و . . . است نه ذات خدا که با خدا نداریم اما برای خدا داریم می تواند خدا بخواهد با کسی باشد اما خدا دست ما نیست که با کسی باشد ما فقط می یابیم و خود یافتن همراهی او را می دهد که تا کف مرز درملاک انسانی که پس از نائب امام عصر (عج) است می باشد و چنین است که خیر کامل درملاک انسانی عادلانه درعمل و حق دارانه درباور است و حقی که درعمل باشد وسط است اعتدال شرط عمل است و شرط باور خیر درملاک انسانی که دین مبین اسلام ناب محمدی است عمل افراطش بد و تفریطش بد است و عمل اعتدال دارد و باور خیر دارد آنچه آخرالزمان را برقرار می کند تفریط و حسی خواهی است نه افراط و خشک مقدسی به خاطر همین است که با تفریط بیشتر مبارزه می شود تا افراط وگرنه گور بابای افراط و تفریط چنین است که افراط سفیانی دارد و تفریط که هیچ دوری از حق را دجال دارد که سفیانی انگار دم بخار داغ گذاشتند و دجال را انگار درقطب شمال یخ زدند و چنین است که همانا تفریط و افراط چنین تشکیل شده است حال و هوای جنگل و معتدل باید داشت حتی اگر مکان دربیابان و قطب شمال بود چنین است که درعمل معتدل و باور خیر است البته خیر معتدل نیست اما خیر درعمل معتدل مایل به خیرنیاز است و درباور خیر مایل به معتدل نیاز است یعنی باور نسبت به عمل باید افراط به نظر داشته باشد چون بنیادگرایی باید باور داشته باشد چنین است که همانا بنیادگرایی آن درحساب ملاک باور دارد که سفید مایل به خاکستری است و هم درانسانی باید خاکستری مایل به سفید باشد و درعمل خاکستری باشد چنین است که درحساب ملاک و امتدادش را داشت چنین است که همانا درعمل باید اعتدال (هم برخورد با معدود لله و مجرمین هم رفتار نیکو با دوستان و مومنین) و درانسانی اعتدال بنیادی داشت و درباور بنیادگرایی معتدل می باشد چنین است که دین مبین اسلام ناب محمدی ملاک مقبول درروال تکلیف است می باشد و تازه عقل نظری و عشق و عقل از عشق که مغایر با درحساب ملاک باشد که این کتاب معمولا تعریف می کند همانا پذیرفته نیست و مستنتج از شهود حسی صحیح آن هم قابل رد و انکار می باشد و باطل اصیل جامع یا باطل برای همیشه است و این باطل همانا رد و نقض تام می باشد و چنین مسئله مقبول نیست و سماجت بودن برای این مسائلشان شدن خود آگاهی درمقابل این مسائلشان است می باشد که باید درمقابلشان سماجت به تمام کرد می باشد و یک ذره هم حتی به طور منظمش قرار نیست مقبول باشد که حرف عقل از عشق چنین حرف ابلیس و ناقلین کسانی اند که ارتباط با ابلیس دارند و تازه اینکه معجزه حضرت مهدی (عج) این است که تمدنی که هیچ تمدنی نتوانست و نتواند بشکاند می شکاند چنین که دانسته شود کسی که دنبال نظم عینی با مصداق عینی است باید بداند عین بدون داشتن پشتوانه ی ملاک و امتداد آن پذیرفته نیست که نظم درحساب عینی خوب می شود اگر مغایر با درحساب ملاک و امتدادش نباشد و پس ازآن بی مغایر باشد آن نظم مقبول درروال تکلیف می باشد. چنین که باور اعتدال نمی خواهد کسانی که باور را اصل اعتدال می دانند(ریشه ای بین حق و باطل می روند)اینان همانا باطل اصیل جامع دارند و ایران کشور زرد ویا سبز مایل زرد است یعنی خودمال ابلیس و بددین است و انگلیس هم مکان ابلیس است پس جهان دریک بازی است این کشور نیم آن مال نظام سلطه است پس نیم ایران منتظر مهدی نیستند منتظر خروج ابلیس از قدس می باشند نه اینکه نیستند چرا دنبال حضرت مهدی(عج)میباشند تا مهدی آید ابلیس می آید که قصد اصلاح و نیکوکاری از قدس می کند و بسیاری به این برای انسانیتشان به این فرد خیرخواه پیوسته نیم ایران زیر بار می روند واکثر مردم جهان رفته این میان دجال و ابلیس دست توافق داده و با هم به سوی نجات دادن می برند درحالی که دروغگویند اینان تا حضرت مهدی(عج)بیاید اکثر مردم را عشقی ویا عقل از عشقی کرده و تصمیم مغایر امام عصر(عج)وارد شده و با مغز شستشو شده اکثر انسانها جلو می ایستند.وتازه اینکه دانسته ابلیس سرخ با مرگ هیتلر به تاریخ پیوست ابلیس سرخ ها دیگر دله می باشند دیگر نوبت ابلیس های آبی است ابلیس هایی که با سیرک و دلقک می آیند با خنده می آیند ابلیس به نظرش عمل اصول باید باشد رفتارش باطن باید باشد و ابلیس دموکرات است ابلیس نیکوکار قلبی که درحساب ملاک ندارد به قولی نیکوکاری او به دردی نمی خورد فقط زیان است چون درحساب ملاک ندارد که نیکوکاری او برایش خوب باشد و ابلیس عشق می خواهد عقل می خواهد اما عقلی که از عشق باشد ویا با عشق باشد از عشق از عقل و عقل می ترسد چون اینان باعث فهم شناخت باطلان او است البته با عقلی که از عشق باشد باید مبارزه کرد چون این عقل درگیر هوس است عقل باید مسلط بر احساسات باشد چنین است که این را بدانید گول ابلیس را نمی خورید چنین است نیم دیگر ایران خوب می باشند به خاطر همین طرز فکرشان است که عشق از عقل دارند که مسلم است و نیم دیگر می تواند اصلاح شوند بددین و نفاق دار بوده که نیم از این عشق ها بددینان و نیم دیگر نفاق دار است (البته اینکه عشق حافظ جان است نه عقل اما عقل معرفت هادی است می باشد) به اندازه کافی تکرار کردم و بس است حجت شده است دیگر ذهنتان را درباره ی این مباحث خسته نکنم برویم مباحث دیگر میباشد و تازه اینکه همانا سخت درنرم همان فرمولی است که می توان که همه ی مسائل را با آن حل کرد دانسته از این به بعد این فرمول ما است مثلا تعدد دوستی در وحدت می باشد یا بی طرفی در دین داشتن و همیشه جنبه مثبت آن را باید گرفت این شرط اقدام است و جنبه منفی بحثش حجت شد  چنین است که دشمن ما نمی خواهد بگذارد همانا درکل جمع داشته باشیم درحالی باید داشته باشیم چنین است صرف خود را وقت همین بکنیم می باشد و انقلاب اسلامی دوست صمیمی ما است اینکه همانا ایشان از حکومت ایران گسترده تر است چون حکومت ایران جمهوری اسلامی است که دچار عیب هایی است و این فرق دارد باید اینان تمیز کرد نباید اقدام خراب فلان مسئول را به نام کل انقلاب گذاشت شاید منجر به نظام جمهوری شود اما منجر به انقلاب اسلامی و رهبری نمی شود و باید با ولایت بود وگرنه راه گم می شود چنین است که درروال تکلیف پس از این کتاب همانا رهبری می تواند درامتداد شناخت راه هدایت باشد می باشد اما به طوری که گفته شد که رهبری درراه هدایت الهی است (یعنی از شناخت دراین کتاب به حقانیت رهبری و از حقانیت رهبر به اطاعت از آن رسید) می باشدچنین علامه درراه هدایت الهی است ازصحیح می باشد چنین است که علامه مرکز هدایت است و تازه می شود تخلف را اصلاح کرد هرکسی باشد جزء الزام و ملزوم که اقلیتی و محدودیتی بیش نیستند می باشد. وتازه رمز پیروزی درراه خدا با ولایت بودن است چنین است که این ملاک یعنی مسلط یعنی ولایت است چون ملاک جزء دین مبین اسلام ناب محمدی نیست چون ولایت رمز مشترک درجامع دین مبین اسلام ناب محمدی است و دردسترترین از ملاک برای اطاعت نیز است می توان به جای ملاک ولایت نیز گفت پس درحساب ولایت می توان گفت به جای درحساب ملاک چنین است که ^ولایت^ رمز پیروزی است و تازه اینکه ولایت رمز پیروزی است پس هم درحساب ملاک می توان درحساب ولایت و پشتوانه ی ولایت و امتدادش گفت چنین است که ولایت مطرح است بصیرت همان واقعگرایی درجهت ولایت باشد که بصیرت درولایت فرمول است چنین است که همانا می توان به جای پشتوانه درمبنا نیز می توان گفت چنین است که می توان بصیرت با مبنا ولایت است می باشد چنین است که همانا این مسئله است دشمن از این نتیجه می ترسید که باید این را بدانید دشمن ما از این شان رسیدن ناخوش است چون دشمن اول شیطان رهبری و ولی فقیه و ولایت است و اینکه ولایت مطرح باشد چشم باز نیکو است و اینکه دشمن ما از ولایت می ترسد و زیرسایه ولایت جمع باید شد وتازه آن بقیه مسائل بعد از درحساب ملاک "امتداد" است و اینکه همانا ابلیس از ولایت بیشترین ترس را دارد او قلب صادق داشته باشد بدون ولایت دارد چنین است که ابلیس قلب صادق دارد بنابر بد بودن قلب صادق نیست بنا بر این است ابلیس قبل از بد مشخص همانا بد تزویر می باشد پس اینکه دانسته شود ولایت تنها مسئله ابلیس ندارد که تزویرش را بیاورد که ولایت را کسی زیرببرد همانا باطل است بصیرت در ولایت است که دشمن نمی تواند مقابله پیدا بکند ولایت همان است که پیامبر (ص) به حضرت مهدی (عج) داد ابلیس می خواهد ولایت را از ذهن جوانان بیرون کند چون روند اثبات معنایی حقیقت دار همانا ولایت بگیرد مرگ ابلیس و نفاق داران درایران همانا تماما مشخص کردن فسادهایشان را مهر می زند چون ولایت مسئله است که لبیرال گری و ابلیس و کنگره هایش را می لرزاند من به معجزه ی ولایت پی برده ام نمی دانم اگر شما رسیده باشید قدرش را می دانید همانا می دانید که ولایت مرکز دشمنی با شیطان است که می خواهد به هرطریقی از ایران که هیچ از جهان از رهبر بگیرد که دارد می کند ولایت رمز پیروزی است که ولایت راز پیروزی است ولایت را زندگی خود را بند آن بکند و همه چیز را ولایت بدانید ولایت بعد از کلمه ی حقیقت بزرگترین کلمه است با ولایت فقیه و امام خامنه ای (م‌.ع) باید زندگی خود را فدا کرد و ولایت کلمه ای بود که پیامبران (ص) و امامان (ع) بود که مورد توجه قرار می گرفت این کلمه حقیقت بعد  ولایت است چنین است که همانا ولایت فقط یک حرف نیست درامور نیز باید ولایت داشت و این کتاب فقط کتاب تنها کتاب نیست بلکه کتاب هرمونتیک همولوژیک حقیقت و دین و روش شناسی است و تازه اینکه دانسته شود که همانا نرم درسخت خوب است اما جا دارد اما خداوند هم درجا هم بی جا (همه جا) چنین است که همه جا است پس همین است که چنین است که خداوند ظاهر است و نرم درسخت و آخر و . . . نیز است اما جا دارد وگرنه همانا اصل خدا اول و سخت درنرم و غالب و باطن است خدا جدا از ولایت این خدای کافران است ولایت جامع ای است که باور به خدا دربازه ی آن قرار می گیرد و همانا که خدا جدا از ولایت کفر است و آن خدا که جدا از ولایت باشد خدا نمی توان حساب باشد چون ولایت و درگرو آن جدا از خدا نیست پس همین است که نافرمانی از ولایت با نافرمانی خدا منجر می شود (و تازه همانا اینکه دانسته شود وقتی درروال تکلیف است به خاطر درحساب ملاک می توان آن عشق که بخواهد که مغایر باشد و مبنا درحساب ملاک روند اثبات ملاک نگیرد را شکاند) و تازه اینکه دانسته شود^عشق با مبنا ولایت مقبول درروال تکلیف^است چنین که فقط درروال تکلیف درحساب ولایت و امتدادش می باشد و تازه اینکه ابلیس آبی خود ابلیس قرمز را مطرح می کند تا ابلیس آبی بودن خود را توجیه کنید وگرنه درنظر خدا ابلیس قرمز بهتر از ابلیس آبی است هرچند درعین و انسانی چنین نباشد وگرنه ولایت داشته باش لااقل آزاده باش قلب صادق و نیکوکاری داشته باش تزویر نمی شود و ابلیس نیست که هیچ بلکه حتی قلب صادق و نیکوکاری نشان ایمان می شود وگرنه ولایت لااقل آزاده باشید چنین است که آنچه حضرت مهدی (عج) مطرح می کند سلامتی و ولایت و آزادگی است چنین است که همانا ولایت مطرح است کسی که ولایت دارد نفاق ناپذیر است اما ولایت را طوری درنظر بگیرد که این کتاب برای شما تعریف کرده که بدانید حکومت مهدوی را بیشتر درنظر بگیرد اما پشت به حکومت رهبری نکند چنین است که ولایت مورد نظر است و ولایت است مورد هدف درروال تکلیف بگیرد وکسی که ولایت دارد هرگز منافق و منفوق نمی شود که همین است ولایت رهرو هدایت است حس آن را گرفتن که حس درامتداد آن است بگذارید بگیرد حسی که آن دارد صحیح است به آن تقدیم کنید و تازه اینکه هم تقلید باید کرد از کسانی که ولایت دارند چون بزرگی آنان فقط بزرگی نیست بزرگی آنان درگرو خدا است و چنین است که تقلید از آنان خودعمل و خودانسانی درتابعیت را واگذار کردن به ولایت درروال تکلیف پس از داشتن ولایت است و تازه اینکه همانا (کسی بگوید همه چیز نقض است طرفتار خود خود خود شیطان پرستی است) می باشد و تازه اینکه دانسته شود که ذکر خدا آرامش بخش قلب کسانی است که مومن یا عشق با مبنا ولایت دارند می باشد. و تازه اینکه جنگ با گروه تفریطی مسئله ی بیشتر برخورد با متخلفین است وگرنه افراطی مشخص است که مشکل دارد و دچار درهم رفتگی نیست چنین است که اسلام را تفریطی ها به نام توسعه و اصلاحات دادند اصولی بودنش را می زنند چنین است که ما همان اصول اسلام را احیاء کردیم تا دشمن نتواند به نام توسعه و اصلاحات اصول را به هم بریزد چنین است که اصلاحات و توسعه و تجدید گرایی اگر بتواند احیاء اصول (قطعا اسلامی) را نگه دارد نه تنها تجدد نیست بلکه این همان اصلاحات و توسعه همان عملگرایی اهل حقیقت می شود که به مومنین و اهل نظر نزدیک تر است می باشد چنین است که این مورد مقبول یک تمدن نوین اسلامی مناسب است چنین است که همانا این است که معدود لله همچون دوران امام خمینی (ره) باشد بدانید اصول فقط اصول دین نیست بلکه احکام و اخلاقیاتی است که مشترک درطول است نه درعرض چنین احکام و اخلاقی حکم دینی دارد رحمت داشتن به مومنین و دوستان و شدت مرگ گرفتن با منافقین و کافرین (حامیش که آزاده نیستند) و حرام بودن گوشت خوک و سگ و حلال بودن هرگوشتی که خونش جهنده نباشد و رباخواری جنگ با خدا است و . . . اینان باید ثابت باشند اما مثلا امروز شراب را می توان الکلش را گرفت و آب جو و مایعات و . . . ساخت و خورد و اثر شراب نباشد این عرضی مسئله است چنین می توان تغییر کرد و درطول مثال با این مثال تغییراتی بکند این تغییرات را براساس حکم مرجع تقلید باید درنظر گرفت می باشد چنین مسئله وضع اصولی دین است که باید ثابت بماند و تازه مسلمانان پس از مسلمان شدن این اصول را همانا نگه داشته با این حال اصلاحات و توسعه داشته باشند تا به جا تجدد گرا یک عملگرا اسلامی محسوب شوند که عملگرای اسلامی مومن است و هرچه میزان عمل او بیشتر باشد بر ایمانش افزوده تر است چنین است که همانا درنظر این کتاب همین می باشد.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...