ویژه کنید
عکس و تصویر و تازه این کتاب همچون مورگ است که از آن باید جریانی گذشت نه گذشتنی ...

و تازه این کتاب همچون مورگ است که از آن باید جریانی گذشت نه گذشتنی که فراموش بشود بلکه گذشتنی که به خاطر باور بماند اما به مسائل پیش رو پیش رفت یک ایست درآن جریان می تواند عامل مرگ جزا آخرت روی ثابت شود چنین است که این تشابه جریانی با مورگ بسیار متشابه موقعیت حق است که همچون مو یک دم باریک و جریانی بودن دارد و این مو جریانش از معنایی حقیقت درامتداد پیوسته است و امتدادپیوسته معنایش نمی گذارد از خط بیفتد و ایست کردن و توقف کردن درآن عامل مرگ جزا آخرت روی ثابت می شود پس مشابه یک مورگ تمام این کتاب است که غلط درامتدادپیوسته از معنایی حقیقت ندارد اما شما هم نباید از آن ایست بکنید می باشد و تازه هم اینکه تمایز هرگز بالذات خوب نیست مگر نسبتی و نسبی تمایز باشد خوب می شود مثلا تمایز چیزی از چیزی نه تمایز بالذات اگر گفت این کتاب بالذات تمایز است دروغ است نسبت به کتب دیگر جزء کتب مقدسه دین تمایز دارد میباشد  بله این کتاب وسیله مقدس است نه وسیله است نه مقدسه بلکه وسیله مقدس است چنین است که دربین وسیله ها شاهی برای خودش است و وسیله است که به مقدسه ها یعنی حقانیت خدا و نبوت و امامت و معاد و قرآن و دین و احادیث و . . . با جامع آن برساند اما ویژه ترین شکل می باشد که معنایی حقیقت است وگرنه از وسیله خارج نیست می باشد‌. و تازه اینکه عشق با پشتوانه ی ملاک و امتدادش مقبول است می باشد و تازه اینکه طولی و الهی سنت دین (مایل به میانه) باقی است و عرضی و در عمل به روز (مایل به میانه) می شود و درانسانی معتادل (مایل به سنت) است این حرف امام عصر (عج) بود می باشد و تازه اینکه دانسته دنبال ظهور باشد یک انسان منتظر واقعی همانا قیام می کند و احترام ها به جا باشد و دیده باید دنبال او بود و چشم به او داشت که با پشتوانه ی عاطفه و عشق با پشتوانه ی ملاک باشد می باشد وهرچیزی نشانه دارد هرچند اندک باشد نشانه ی شان الهی عشق و مردم داری است اما همانا نشانه ضعیف این است پیش رو قاضی پیشین نیست اما اثر دارد یعنی کسی خدا و اوامرش دار نیست معمولا مردم دار نیست و چنان دور از دسترس نیست که مردم داری نشان خدا و اوامرش باشد اما همانا به معنای هرمردم داری داشتن خدا و اوامرش نیست اما ما خدا و اوامرش را داریم می باشد و عشق و مجنون و عقل نظری داشتن نیز همینطور می باشد و تازه باید مودت به اهل بیت داشت و این را باید افزایش داد و مودت اهل بیت یعنی میزان انس دوستی گرفتن با اهل بیت چنین است که انس دوستی گرفتی و دوستی صمیمی تقدیم کردن به اهل بیت و معصومین بسیار مناسب است چنین است که باید مودت و انس با اهل بیت و معصومین را افزایش داد می باشد و تازه اینکه عشق باید پاک باشد نه تنها خود عشق پاک قلب است خود عشق نیز باید پاک باشد چون قلب پاک نباشد مگر اینکه بیشتر عشق و کمتر نفرت باشد و عشق پاک نباشد مگر پشتوانه ی ملاک و امتدادش داشته باشد حتی اگر بی طرف عشق دارد خارج از بی مغایر با پشتوانه ی ملاک و امتدادش نیست می باشد و تازه اینکه عمل نیز درحساب عمل باید وسط محض یا طلایی مایل به سرخ نماد باشد می باشد و همین است که سفید مایل به خاکستری شان الهی و خاکستری مایل به سفید شان انسانی و طلایی مایل به سرخ شان عمل می باشد که این سه (یک ترتیب ازدو از اول بیشتر که فرشتگان) همانا باهم نقیص صدد مطلق می کنند (دوتا از اول نقیص درصدد مطلق)پس همانا سه فرشته می باشند.‌ و تازه اینکه اخلاق و انسانی باید نسبی (مایل به مطلق) باشد و عدالت خود نسبی (مایل به مطلق) است و اخلاق و انسانی و ایمان بین اجتماعی و فردی است که همانا درشان انسانی میل به اجتماعی دارد می باشد. و تازه شیطان آبی خطرناک تر از شیطان سرخ است و شیطان نرم عاری از هرگونه خشونت است اما تزویر خوبی است فقط به طوری که پشتوانه ی ملاک و امتدادش نداشته باشد یعنی از حق درفرع سوء استفاده چنان دقیق می کند که می پندارید صداقت قلب از حقیقی دارد چنین است که نمی شود باز تشخیص داد گفت آینه می شناساند چون خوب بلدند بازی بازی کنند (حتی تهمت بازی بازی را می زنند تا بازی بازی خودشان را بپوشانند پس حتی این کتاب تحقیق کرده بردارید) اما پس از ظهور حضرت مهدی (عج) به طور عیان دستشان رو میشود می باشد اما اینکه از خوبی سوء استفاده می کنند بدین معنا نیست آن خوبی بد است به معنا آن است که آن خوبی بدون پشتوانه ی ملاک و امتدادش و لااقل بدون آزادگی بد است یعنی برای نیکوکاری خدا و اوامرش باید مطرح باشد لااقل آزادگی مطرح باشد و تازه دروغ و عیب روی ثابت است که دراین کتاب نیست و تازه اینکه دروغ و عیب روی ثابت است که راه به این کتاب ندارد وسیله مقدس است پس کسی وسیله این کتاب می بیند گمراه و کسی مقدس گمراه وسیله مقدس و استنباط راستین راست می باشد. و تازه چشم و عین نیاز است با عاطفه و احساس با عقل نظری با پشتوانه عقل معرفت اما عین از فهمیده شده که بصیرت است بهتر ازعین است این برحق است.و تازه برای اهل مهدی شدن باید مسلط به سه چیز باشید درروال تکلیف و درروال ذاتی برتری و درروال عین می باشد  چون مسلط باشید می توانید به یک ^اولیاء الله^ برسید می باشد و تازه اینکه همانا عمل برداشتن و قدم برداشتن برای ظهور بزرگترین انتظار آماده بودن است مثل انتظار برای صف که آمده باشید و تازه اینکه راستا این کتاب از امتداد پیوسته معنایی حقیقت تا کف مرز درملاک انسانی مقبول و پذیرش روی ثابت می باشد هرچند روی ثابت محکم تر از راستا طی مسئله است و راستا این کتاب چون از امتداد پیوسته امتدادی از معنایی حقیقت تا کف مرز درملاک انسانی مقبول به معنا است که راستا خارج از معنایی حقیقت داشته نباشد پس راستا تا کف مرز درملاک انسانی ثابت است و جزء هم باشد جزء از کل است که حسابش (حساب جزئش) کل است چنین است که خدا نیست مگر خدای اسلام ناب محمدی و راستا این کتاب یکپارچه درکل روی ثابت است می باشد و تازه اینکه بیشتر به بخش عملگرایی با پشتوانه ی ملاک و امتدادش اهل مهدی می پردازند می باشد و تازه اینکه برای خداگونه باید کبیرایی و رحمانی بودن با آزادگی که اندکی جبر داشت تا خداگونه شد و تازه برای اینکه باید گفت برای خود عملگرایی باید کمتر حرف زد و بیشتر عمل کرد و فکر را جذب باشد و اهل مهدی به عملگرایی با پشتوانه ی ملاک و امتدادش می پردازند و توجه آنان به عملگرایی بیشتر در اصلاحات است و اینان حداکثر می باشند پس ۵۴% با ۴۶% است که آنجا تقریبا نیم از دین عمل کردن است آنجا باید طرف بداند نصف راه را رفته کسی این کتاب و قرآن کریم را بخواند نصف دیگر عمل است اما درعمل آنچه پایه است چه عمل کرده چه نکرده باور می آورد و باور نگه می دارد و باورمند می ماند درهمان حال عمل به آن نیز می کند هرچند معرفتی درروال تکلیف است باور داشت هرچند عملی معرفتی کم هم باشد اما بدانید شما نصف راه را رفته اید نصف دیگر که مکمل آن است عملگرایی می باشد و تازه اینکه کنترل بازار را بدست بگیرید به خصوص کنترل قیمت بازار می باشد.
 #حدیث_مهدوی

کلام امام زمان

لا یحل لأحدٍ أن یتصرف فی مال غیره بغیر إذنه

ای شیعه ما
تصرّف در مال هیچ کس بدون اجازه‌ی او جایز نیست ("درخود عمل" مال بیشتر یک مسئله شخصی است).

منابع:وسائل الشیعة / ج 24 / 234 / 63 - باب تحریم الأکل و الإطعام من طعام الغیر بغیر إذنه عدا ما استثنی و عدم جواز الذهاب إلی مائدة لم یدع إلیها ..... ص : 234وسائل الشیعة / ج 25 / 386 / 1 - باب تحریمه و وجوب رد المغصوب إلی مالکه ..... ص : 385
اهل مهدی:(شرح عملگرا بدون خروج ازاصل درحساب ملاک) و تازه درخود عمل یک تفاوت با عمل متعلقه دارد همانا عمل متعلقه عمل درحساب ملاک قرار دارد اما خود عمل آزاد است آن دست شخص و متخصص است و درحساب ملاک (خود ملاک و اخلاق و فروع دین) و انسانی (دیگری و خود) و عمل (شخصیت و عمل آزاد) که عمل متعلقه فروع دین و انسانی متعلقه اخلاق است و رهبری به خود عملگرا نیز می پردازد نه فقط متعلقه که باشد معمولا همین است سخن از کارآفرینی و خوداکتفایی و نخبگان و علم عملی و . . . می پردازد این از رهبری به خاطر این نیست که تخلف کلی دارد این به خاطر این است که رهبری از کلیات گذشته به مراتب جلوتر می پردازند و (جبهه ی تجدیدگرایان مسلم را دوست بدارند) و تازه کسی منتظر واقعی است همچون کسی است که دررکاب پیامبر خاتم (ص) شمشیر بزند و از پیامبر خاتم (ص) دفاع کند ما به خودعملگرایی و انسانی و اخلاقی از این به بعد می پردازیم که متعلقه نیست (جزء اخلاقیات که متعلقه است) چون اکثر متعلقه ها پاسخگو داده شده است می باشد و تازه به امید اینکه روزی بیدار شویم و ظهور برسد می باشد و تازه خداوند حق را با کسی بکند آن را یقین لااقل تردید از یقین می گذارد و باطل تردید می کند و یقین از تردید می کند می باشد پس خداوند اِبا دارد از این که باطلی را حق معرفی نماید، خداوند اِبا دارد از این که حق را در دل مؤمن، باطلی تردیدناپذیر جلوه دهد، خداوند اِبا دارد از این که باطل را در دل کافر حق ستیز به صورت حقی تردیدناپذیر جلوه دهد، اگر چنین نمی کرد، حق از باطل شناخته نمی شد. و تازه اگر می بینید بعضی نفاقین و کفاران که به ظاهر یقین بیشتر وانمود می کنند چنان که متاثرگر شوند اینان همان شیطان آبی می باشند اینان دردرونشان چنین نیستند که درظاهرش می باشند که اینان درونشان سست است اما خواست تزویر و هم جنس بودن مثل بقیه یا وادار بهتر نشان دادن اوضاع عامل می شود که  یقین تر بنمایند وگرنه بسیار درونشان سست است می باشد و سعی می کند با ظاهرشان انگار درون شما را وارونه بکنند اما بدانید از شما وضعشان بدترند شما یقین داشته باشید می باشد پس درمقابل راسل ها سست نشوید که راسل ها خودنمایند و از شما مشکوک تر به هرچیزی می باشند این حیرت را ازبزرگان اسلامی عقلی بکنید نه ازغربیان میباشد. هرگاه (مردم) امر به معروف و نهی از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروی ننمایند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نیکانشان دعا کنند امّا دعایشان مستجاب نشود . هر کس امر به معروف کند به مؤمن نیرو می‏ بخشد و هر کس نهی از منکر نماید بینی منافق را به خاک مالیده و از مکر او در امان می‏ ماند. جهاد بر چهار قسم است: 1 ـ امر به معروف 2 ـ نهی از منکر 3 ـ راستی در هنگامه شکیبائی 4 ـ دوری از گناهکار. در وصیّت به فرزندان بزرگوارشان امام امام علی به امام حسن و امام حسین علیهما السلام فرمودند:
 شما را بـه تقــوای الهی ... و امر به معروف و نهی از منکر سفارش می کنم. .
تقوای الهی پیشه کنید و امانت را به کسی که شما را امین دانسته است، باز گردانید، زیرا حتّی اگر قاتل امیرالمؤمنین علیه السلام امانتی را به من بسپرد هر آینه آن را به او بر می گردانم.
 به زیادی نماز و روزه و حج و احسان و مناجات شبانه مردم نگاه نکنید، بلکه به راستگویی و امانتداری آنها توجه کنید.
و تازه دروغگویی از اخلاق اسلام نیست.
 (نشانه) ایمان، این است که راستگویی را هر چند به زیان تو باشد بر دروغگویی، گرچه به سود تو باشد، ترجیح دهی.
برای بخشش و مهربانی و عشق  هم باید معنا و حساب کشید می باشد چون درروال تکلیف مبنا عقلی حاکم است نه عشق می باشد. و تازه اینکه انحرافی دراین کتاب راه نیست هرچند دشمنان انحرافی بدانند چنین است که روشنفکری نما این کتاب روی ثابت است که نیست که به زبان بسیاری خوش نیاید به خاطر اسلام ناب محمدی است و تازه شهید مطهری الگو است و تازه اینکه برداشت متفاوت می شود درعرضی می باشد که همه از درست نیز باشد و احترام به آزادی و آزادی دیگران برحق می باشد و امام خمینی (ره) و شهید مطهری درمقابل بنیادنماها و تجددها ایستادند می باشد. و تازه از دروغ (که بد معمول) کوچک و بزرگش، جدّی و شوخیش بپرهیزید، زیرا انسان هرگاه در چیز کوچک دروغ بگوید، به گفتن دروغ بزرگ نیز جرئت پیدا می کند. و تازه دروغگو با دروغگویی خود سه چیز بدست می آورد: خشم خدا را نسبت به خود، نگاه تحقیرآمیز مردم را نسبت به خود و دشمنی فرشتگان را نسبت به خود. از جمله کمکهای خداوند بر ضد دروغگویان فراموشی (تسلسل حافظه) است. و تازه راستگویی، که راستگویی با نیکوکاری همراه است و هر دو در بهشت اند و از دروغگویی بپرهیزید که دروغگویی همراه با بدکاری است و هر دو در جهنم اند. زراعت در زمین هموار می روید، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت، در دل های متواضع جای می گیرد نه در دل های متکبر. خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است. بهترین برادرانت (دوستانت)، کسی است که با راستگویی اش تو را به راستگویی دعوت کند و با اعمال نیک خود، تو را به بهترین اعمال برانگیزد. هر کس که خداوند برای او خیر بخواهد، دوستی شایسته نصیب وی خواهد نمود. فرزندم هزار دوست بگیر که هزار دوست هم کم است و یک دشمن مگیر که یک دشمن هم زیاد است. کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند. سه چیز دوستی را یکرنگ می سازد : هدیه کردن عیب های یکدیگر ، پاسداری در غیاب(و بدگویی نکردن) و یاری رساندن در سختی. گشاده رویی و محبتت را برای عموم مردم و عدالت و انصافت را برای دشمنت بکار گیر. انسان زیرک، دوستش حق است و دشمنش باطل. هر کس سه بار بر تو خشم گرفت ولی به تو بد نگفت، او را برای خود به دوستی انتخاب کن. زبان خود را به نرمگویی و سلام کردن عادت ده، تا دوستانت زیاد و دشمنانت کم شوند. از همراهی و رفاقت با آدم شرور بپرهیز ،زیرا که او مانند شمشیر برهنه است که ظاهرش نیکو و اثرش زشت است.  نگاه مؤمن به چهرۀ برادر مؤمن خود از روی دوستی و محبت به او، عبادت است. انسان از تقواپیشگان نیست مگر آن که سخت تر از حسابرسی شریک از شریک، از خود حساب بکشد و بداند خوردنی، نوشیدنی و پوشیدنی اش از کجاست آیا از حلال است یا حرام؟ ایمان (یقین و قلب به آن) و تقوا و عمل صالح است می خواهید بدانید پس از داشتن درحساب ملاک داشتن چه بهتر است ؟ ایمان بعد تقوا می باشد و تقوا درانسانی و دراخلاقی و درعمل می باشد بعد عمل صالح می باشد. و تازه شهید مطهری هم دراندیشه هم درشخصیت جامعیت داشت که اهل نظر بودن است می باشد. امام خمینی (ره)
67/1/14متن سخنرانی

بسم الله الرحمن الرحیم

انتظار فرج و معنای صحیح آن

این عید سعید ان شاءالله ، بر همه مسلمین جهان ، مستضعفان عالم و خصوصا ملت ما،مبارک باد. آنچه که امروز می خواهم به عرضتان برسانم برداشتهایی که از انتظار فرج شده است ؛ بعضی اش را من عرض می کنم . بعضیها انتظار فرج را به این می دانند که درمسجد، در حسینیه ، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان - سلام الله علیه - را از خدابخواهند. اینها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند. بلکه بعضی از آنها راکه من سابقا می شناختم بسیار مرد صالحی بود، یک اسبی هم خریده بود، یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب - سلام الله علیه - بود. اینها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می کردند و نهی از منکر هم می کردند و امر به معروف هم می کردند،لکن همین ، دیگر غیر از این کاری ازشان نمی آمد و فکر این مهم که یک کاری بکنند،نبودند.

یک دسته دیگری بودند که انتظار فرج را می گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه می گذرد، بر ملت ها چه می گذرد، بر ملت ما چه می گذرد؛ به این چیزها ما کار نداشته باشیم ، ما تکلیف های خودمان را عمل می کنیم ، برای جلوگیری ازاین امور هم خود حضرت بیایند ان شاءالله ، درست می کنند؛ دیگر ما تکلیفی نداریم .تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا می گذرد یا در

صفحه : 14

مملکت خودمان می گذرد، نداشته باشیم . اینها هم یک دسته ای ، مردمی بودند که صالح بودند.

یک دسته ای می گفتند که خوب ، باید عالم پر [از] معصیت بشود تا حضرت بیاید؛ ماباید نهی از منکر نکنیم ، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می خواهند بکنند؛گناه ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود.

یک دسته ای از این بالاتر بودند، می گفتند: باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت - سلام الله علیه - تشریف بیاورند. این هم یک دسته ای بودند که البته در بین این دسته ، منحرفهایی هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می زدند.

یک دسته دیگری بودند که می گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود،این حکومت باطل است و بر خلاف اسلام است . آنها مغرور بودند. آنهایی که بازیگرنبودند، مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده است بر این امر که هر علمی بلند بشودقبل از ظهور حضرت ، آن علم ، علم باطل است . آنها خیال کرده بودند که نه ، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات [اشاره دارد] که هر کس علم بلند کند با علم مهدی ، به عنوان "مهدویت " بلند کند، [باطل است . ]

حالا ما فرض می کنیم که یک همچو روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست که تکلیفمان دیگر ساقط است ؟ یعنی ، خلاف ضرورت اسلام ، خلاف قرآن نیست این معناکه ما دیگر معصیت بکنیم تا پیغمبر بیاید، تا حضرت صاحب بیاید؟ حضرت صاحب که تشریف می آورند برای چی می آیند؟ برای اینکه گسترش بدهند عدالت را، برای اینکه حکومت را تقویت کنند، برای اینکه فساد را از بین ببرند. ما برخلاف آیات شریفه قرآن دست از نهی از منکر برداریم ، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان رابرای اینکه حضرت بیایند؟ حضرت بیایند چه می کنند؟ حضرت می آیند، می خواهندهمین کارها را بکنند. الان دیگر ما هیچ تکلیفی نداریم ؟ دیگر بشر تکلیفی ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد؟ به حسب رای این جمعیت ، که

صفحه : 15

بعضیشان بازیگرند و بعضیشان نادان ، این است که ما باید بنشینیم ، دعا کنیم به صدام . هرکسی نفرین به صدام کند، خلاف امر کرده است ؛ برای اینکه حضرت دیر می آیند! و هرکسی دعا کند به صدام ؛ برای اینکه این فساد زیاد می کند، ما باید دعاگوی امریکا باشیم ودعاگوی شوروی باشیم و دعاگوی اذنابشان از قبیل صدام باشیم و امثال اینها تا اینکه اینهاعالم را پر کنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند. بعد حضرت تشریف بیاورند،چه کنند؟ حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند؛ همان کاری که ما می کنیم و ما دعامی کنیم که ظلم و جور باشد! حضرت می خواهند همین را برش دارند. ما اگر دستمان می رسید، قدرت داشتیم ، باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم . تکلیف شرعی ماست ، منتها ما نمی توانیم . اینی که هست این است که حضرت عالم را پر می کنداز عدالت ؛ نه شما دست بردارید از تکلیفتان ، نه اینکه شما دیگر تکلیف ندارید.

ما تکلیف داریم که ، اینی که می گوید حکومت لازم نیست ، معنایش این است که هرج و مرج باشد. اگر یک سال حکومت در یک مملکتی نباشد، نظام در یک مملکتی نباشد، آن طور فساد پر می کند مملکت را که آن طرفش پیدا نیست . آنی که می گویدحکومت نباشد، معنایش این است که هرج و مرج بشود؛ همه هم را بکشند؛ همه به هم ظلم بکنند برای اینکه حضرت بیاید. حضرت بیاید چه کند؟ برای اینکه رفع کند این را.و تازه و تازه خداوند دوست داشتن دارد اما عقل محض و حکیم بودنش پیشی گرفته از دوست داشتن درصفاتش است اما دوست داشتن زیبایی انتزاعی در ظاهری یا سیرت می باشد و تازه آنکه واحد است ذاتش است و صفات همه اش ذات نیست و تازه "دوست دارم" مطرح نیست این تفکر درمقابل درحساب ملاک باشد مال شیطان است مگر اینکه درامتداد آن گفته شود نشان ایمان است و تازه عشق باطل است مگر اینکه پشتوانه ی ملاک و امتدادش باور داشته باشد و تازه درآخرالزمان حکومت به دست مستضعفین می رسد و مستعضفین درآخرالزمان نیست مگر ملاک داران می باشند که حکومت آسمان ها و زمین پس از ظهور دست آنان می رسد و تازه خردی که از تجربه باشد مبنایی باطل اصیل جامع است و چنین است که همانا تجربه مبنایی باطل است تجربه درعرض است می باشد مگر اینکه عقل از تجربه که عقل نظری است خود عرضی باشد که پشتوانه طولی آن عقل معرفت و عقل از معنا و روند اثبات ملاک و خدا و اوامرش و ولایت است می باشد و تازه اینکه دانسته عشق مقدس است به هرچیز باشد اما وقتی پشتوانه ملاک و امتدادش درباور باشد لااقل آزادگی باشد می باشد  و تازه اینکه معنای حقیقی تا کف مرز درملاک انسانی مسئله است می تواند همانا سخن درحجت مغایر را بشکاند چون بالاتر از هر مسئله درحجت است پس وقتی که مطرح مسئله شد همانا حتی درستش مغایر با درحساب ملاک و امتدادش باشد پذیرفته نیست مگر اینکه ^مطابق حجت بشود^ می باشد که آنهم درروالش به طور مقدم داری باید باشد و درشانش هم مطابق با رابطه ای که است و شان بشود می باشد که رابطه این است که انسانی رابطه به الهی ندارد اما الهی به انسانی راه دارد و تازه اینکه درحساب ملاک باید داشت و این ارزش آن از انسانی مهم تر است اما درکل جمع این اذن را نمی دهد حرمت انسانی شکسته شود مگر برای معدود لله می باشد. و تازه این کتاب همه شرح ها را نگفته است نکاتی و اشاراتی به مسائلی کرده تا شخص را وارد مسئله بکند مثلا احادیث بسیارند اما تعدادی از احادیث اشاره شد که چکیده احادیث دیگر روی ثابت است که می باشد یا سخن امام خمینی (ره) یک اشاره شد تا طرف را آماده به انقلابی بودن بکند طرف باید بداند شما انقلابی می باشید و از خودتان و موقعیتتان باخبر می باشید دیگر نوبت به عملگرایی است حرف را باید کم کرد و نوبت به عملگرایی شما است شما به خاطر داشته باشید خدا و اوامرش و ولایت هرگز نباید فراموش بشود حتی اگر جان بدهید هدف جمهوری اسلامی شدن نبود اما هدف انقلاب اسلامی شدن بود و پشت رهبر و علامه باشید من قطره ای از دریا علم بی کران گفته ام و عشق را مقدس بدارید و عاشق باشید تلخی ها را کمرنگ بکنید و بدانید که همانا از غیب باخبر نیستیم آنچه باخبر شده ام از روایات و احادیث ویا از طریق کشف معنایی حقیقت آنهم الزام و ملزوم ها به کم و بیش بوده است می باشد و تازه اینکه دانسته اگر دررنگ دقت کنید قرمز را مایل به سبز کرده و طلایی مایل به سرخ می شود و آبی یخی را مایل به سبز کرده و فیروزه ای می شود چون رنگ میانگین سبز انتزاعی روشن است می باشد و آبی پررنگ را دارد همانطور که قهوه ای کمرنگ را دارد تفاوت نماد سبز با زرد این است که هردو وسط می باشند اما زردی که زرد کمرنگ نباشد بین حق و باطل می باشد و سبز درحق وسط است نه بین حق و باطل چنین است رنگ شطرنجی و بی رنگی این است که زرد سکته بین حق و باطل است و رنگ شطرنجی هم حق هم باطل است و بی رنگی نه حق نه باطل است که منفورترین بی رنگی است و رنگ حق رنگ سفید است که همه رنگ ها درجمع نور سفید منشور است و چنین است که امام عصر (عج) با رنگ سبز می آید درآبی فیروزه ای که اهل نظر است دارد و درسرخ طلایی مایل به سرخ یعنی مثل نارنجی دارد رنگ میانگین سبز است و رنگ آخر یا رنگ اوج درملاک انسانی فیروزه ای درکل جمع و طلایی مایل به سرخ درشان پرداختن است می باشد و^عمل توضیح فروان نمی خواهد باید عمل کرد^ چنین است که شما فقط به مسائل عملی این کتاب عمل بکنید (مثلا این کتاب می گوید به سخن قرآن کریم و سخن رهبری گوش دهید و عمل بکنید) و امام عصر (عج) شکل ماشین هایش بین مابین دستگاه شرق آتشین و غرب یخی است می باشد و تازه اینکه وسط محض یعنی نقیص محض یعنی بسیار شمار که درشمار بودن حد ندارد پس همانا هیچ منافاتی بین خیر درشمار حد نداشتن دراخلاق با وسط محض درعین درحساب عین موجود نیست می باشد و تازه اینکه معدود لله و قاتل غیرمعدود لله هم کشتن خود خیر است اما از نوع مجازاتی آن است و نه تنها خیر الهی غالب بر اخلاق است بلکه خیر رحمتی هم غالب بر خیر مجازاتی می باشد اما به طوری که معدود لله را که بازنمی گردد نتوان بخشید می باشد اما قاتل غیرمعدود لله اگر عهدنامه کتبی بدهد که دیگر نکند هم بخشیده می شود بقیه جرم ها چنین شرح است دزدی دوازده شرط دست قطع و چشم درمقابل چشم و دست درمقابل دست و . . .وزنا ۱۰۰ ضربه شلاق و.‌.. همه و همه درصورتی که به جرمش دست نبردار باشد می باشد.بهترین قلب‏ها، قلبی است که ظرفیت بیشتری برای خوبی دارد و بدترین قلب‏ها، قلبی است که ظرفیت بیشتری برای بدی دارد، پس عالی‏ترین قلب، قلبی است که خوبی را در خود دارد و لبریز از خوبی است. اگر سخن بگوید، سخنش در خور پاداش است و اگر سکوت کند، سکوتش درخور پاداش است.  در اسلام هیچ ضرری نیست و ضرر زدن به دیگران نیز ممنوع است، پس اسلام به مسلمان خیر می‏رساند و شر نمی‏رساند. دانایی سرآمد همه خوبی‏ها و نادانی سرآمد همه بدی‏هاست. خیری که به دنبال آن آتش باشد، خیر نیست و شری که به دنبال آن بهشت باشد، شر نیست. هر نعمتی جز بهشت ناچیز است و هر بلایی جز آتش، سلامتی. نیت مؤمن بهتر از عمل او، و نیت کافر بدتر از عمل اوست و هر کس مطابق نیت (شخصیت) خود عمل می‏کند.  از ما نیست کسی که هر روز اعمال خود را محاسبه نکند تا اگر نیکی کرده از خدا بخواهد بیشتر نیکی کند و خدا را بر آن سپاس گوید و اگر بدی کرده از خدا آمرزش بخواهد و توبه نماید. بهترین خوبی ها رفق است (مهربانی و لطف با مردم). ای مردم در خوبی‏ها با یکدیگر رقابت کنید و در کسب غنائم (بهره گرفتن از فرصت‏ها) شتاب نمایید و کار نیکی را که در انجامش شتاب نکرده‏اید، به حساب نیاورید.  با عزم و اراده به جنگ سستی بروید آفت موفقیت تنبلی است کسی که همت ندارد (معمولا) مروت ندارد  ***برای دنیایت چنان کار کن که گویا برای همیشه (در این دنیا) خواهی بود. و برای آخرتت (نیز چنان) سعی و تلاش کن که گویا فردا از این دنیا خواهی رفت*** ای بندگان خدا ! تقوا پیشه کرده و برای رسیدن به خواسته ها تلاش کنید و از کارهای ناروا بگریزید و قبل از آنکه ناگواری ها به شما روی آورند و نابود کننده لذات (مرگ) فرا رسد ، به کار (های نیک) مبادرت ورزید بار خدایا ، من از غم و اندوه و ناتوانی و تنبلی به تو پناه می برم از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز ، زیرا که این دو کلید هر بدی می باشند  و تازه شان عمل به تنهایی از شان الهی پایین تر است اما شان عمل با پشتوانه ی شان انسانی با پشتوانه ی شان الهی برتر از شان الهی تنها است و پرداختن به آن اهل نظر می باشد. من مردی را که در کار دنیایش تنبل باشد مبغوض میدارم و کسی که در "کار" دنیا تنبل باشد ، در "کار" آخرتش تنبل تر است *رها کردن کسب و کار ، عقل (معاش) را کم می کند* هر اهل فنی برای موفقیت در کسب و کار خود به سه مطلب نیازمند است : تخصص و باهوشی در فن و حرفه مورد نظر؛ امین باشد و در کار و مال مردم ، امانت و درستی را حفظ کند. با کارفرما و صاحب کار ، خوش برخورد و خوش قلب باشد اگر در خط مقدم جبهه ، درگیری شروع شد ، باز هم کار کردن و طلب روزی را در آن روز ترک نکن کسی که خود را برای روزی خانواده اش به زحمت می اندازد و کار می کند مانند رزمنده ایست که در راه خدا می جنگد تو را به تقوای الهی و پارسایی و کوشش سفارش می کنم و بدان که کوششی که در آن پارسایی نباشد ، سودی نمی دهد در طلب روزی و نیازهای زندگی تنبلی نکنید ، چرا که پدران و نیاکان ما به دنبال آن می دویدند و آن را طلب می کردند  در معاش دنیوی خود تنبلی مکن که سربار دیگران باشی خداوند دشمن بنده ای است که زیاد می خوابد و بیکار است کسی که دنبال روزی می رود تا آبروی خود و خانواده اش را حفظ کند اجر و پاداشش از رزمنده ای که در راه خدا جنگ می کند بیشتر است  و تازه کار کردن برای کسب روزی حلال بر هر زن و مرد مسلمان واجب است. خدایا نعمت سرزندگی و کوشایی را به ما ارزانی دار و از سستی ، تنبلی ، ناتوانی ، بهانه آوری ، زیان ، دل مردگی و ملال ، محفوظمان دار . بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمی شوند. سوال شد یا رسول الله!پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود : جدیت و تلاش در طلب معیشت . عبادت چهارده جز است که سینزده جز آن در کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است . کار کنید و آن را به پایانش رسانید و در آن پایداری کنید ؛ آن گاه شکیبایی ورزید و پارسا باشید. کار (خیر) اندک ، که بر آن مداومت ورزی ، از کار بسیار که از آن خسته شوی ، امیدوار کننده تر است . هر گاه از کاری ترسیدی ، خود را به کام آن بینداز ، زیرا ترس شدید از آن کار ، دشوارتر و زیان بار تر از اقدان به آن کار است. به طاعت خدای سبحان دست نیابد مگر کسی که تلاش کند و نهایت کوشش خود را به کار گیرد. شرافت به همت های بلند است نه به استخوان های پوسیده . ارزش انسان به همت اوست ، نه به ثروت او . کرامت زاییده بلند همتی است.  از غفلت برای آدمی همین بس که همتش را در آنچه به کارش نمی آید ، صرف کند. آفت موفقیت تنبلی است.  با عزم و اراده به جنگ سستی بروید . وتازه دیگر نوبت به عین و روی رسیده است و عشق و جنون به درحساب ملاک نیکو است چنین است که برای عملگرایی حجت داشته نیز داده شده است که چه بکنید اما کافی نیست شما باید خودتان بقیه مسائل را باید بفهمید می باشد.در اسلام تأکید شده که 7 سال اول کاملا بچه را آزاد بگذارید و این بچه امیر است و عنصری که اسلام از جهت تربیتی در آن 7 سال اول دارد بازی است و پیامبر(ص) را می بینیم که فقط با بچه‌ها بازی می کند و اگر راه بهتر از بازی با بچه وجود داشت قطعا پیامبر آن راه را انتخاب می کرد چون این بهترین شیوه تربیتی است. 7 سال دوم بچه الگوپذیر است و اگر کودکی در 7 سال اول درست تربیت شده باشد، دوست دارد الگوپذیر باشد و الگوهایی چون پدر، مادر، دوستان خوب و... را مورد توجه قرار می دهد
 برای 7 سال سوم تأکید شده که بچه طرف مشورت باشد چون از جهت معرفتی موجب بارور شدن می شود. بنابراین از جهت تربیتی بعد از 20 سال فرد آنچنان عوض نمی شود. تا 21 سالگی اگر فرد تربیت صحیح داشته باشد دائما نوآوری و شکوفایی دارد.
و تازه دوست ندارم جوانی از شما [شیعیان] را جز بر دو گونه ببینم: دانشمند یا دانشجو (اخلاق مداری از شیعیان انتظار است). دوست دارم شما [شیعیان] را دریک طریق ببینم دین محوری و اخلاق مداری می باشد.
 بدانید که بهترین انسان ها کسانی هستند که دیر به خشم آیند و زود راضی شوند. هر کس سه بار بر تو خشم گرفت ولی به تو بد نگفت، او را برای خود به دوستی انتخاب کن. مؤمن چون خشمگین شود، خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون خشنود شود، خشنودیش او را به باطل نکشاند و چون قدرت یابد بیش از حقّ خود نگیرد. پیامبر صلی الله علیه و آله بر گروهی گذشتند که سنگی را بلند می کردند . فرمودند : این چه کاری است؟ گفتند : با این کار ، نیرومندترین و محکم ترینِ خود را می شناسیم . فرمودند : آیا به شما خبر دهم که محکم ترین و قوی ترینِ شما کیست؟ گفتند : بلی ای پیامبر خدا ! فرمودند : محکم ترین و قوی ترین شما ، کسی است که هر گاه خشنود شود ، خشنودی اش او را به گناه و باطل نکشاند ، و هر گاه خشمگین شود ، خشمش او را از سخن حق ، بیرون نبرد ، و هر گاه به قدرت رسید ، آنچه برایش حق نیست، دست نزند. شیعیان ما کسانی اند که در راه ولایت ما بذل و بخشش می کنند، در راه دوستی ما به یکدیگر محبت می نمایند، در راه زنده نگه داشتن امر و مکتب ما به دیدار هم می روند. چون خشمیگین شوند، ظلم نمی کنند و چون راضی شوند، زیاده روی نمی کنند، برای همسایگانشان مایه برکت اند و نسبت به هم نشینان خود در صلح و آرامش اند.  با هوا و هوس خود جهاد کن، بر خشمت مسلّط شو و با عادتهای بد خود مخالفت کن تا نفست پاکیزه شود، عقلت به کمال (عقل معرفت تا عقل معاش رسیدن) برسد و از پاداش پروردگارت بهره کامل ببری. به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.
و تازه امام عصر (عج) بیاید نه رفاه رفاه است نه خونریزی شدید می شود بلکه میان این دو است می باشد. و تازه خرد (نظری) اندوختن تجربه ها است می باشد.
و تازه اینکه اهل مهدی یک عقل دارند یک و نیم دل دارند که دل یکش را به خدا و اوامرش داده و هم همانا نیمش را به هرکسی غیرخدا درگرو خدا داده است و عقل آنان عقل کمال است یعنی عقل معرفت تا عقل معاش یکپارچه رسیده دارند به همین دلیل عقلشان نشان عمل دارد می باشد اگر عقل کمال گفته شد یعنی هم عقل معرفت هم عقل نظری هم عقل معاش هم عقل اخلاقی هم . . . می باشد که عقل کمال معنا ندارد مگر اینکه جامع عقل ها باشد چنین است که یکپارچه آنان است که عقل کمال عقل درکل جمع است و عقل کمال همانا عملگرایی با پشتوانه ی دل وعقل نظری با پشتوانه ی ملاک وامتدادش است و عقل کمال جو فرق دارد با عقل کمال که عقل معرفت خود عقل کمال جو است اما عقل کمال فراتر از عقل کمال جو است که عقلی مورد نظر دین است عقل کمال است در مثلا درعقل کمال دنیا موثر به آخرت است می داند و جدا از آن نیست می باشد نام دیگر عقل کمال عقل درکل جمع می باشد اما باید درکل جمع مقبول شخص شده باشد می باشد و تازه ازفلسطین را حمایت بکنید وفراموش نکنید می باشد و تازه اینکه عقل کمال عقل اهل نظر است از این به بعد با این عقل بحث می کنیم می باشد که این عقل هدایت می کند هرکسی به این عقل دست یافت و عمل کرد آخرین درجه بهشت را بدست آورده است می باشد و تازه اینکه عقل کمال یا عقل درکل جمع صحیح می باشد که چنین عقل مورد مقبول والایی است می باشد.
 عاقل ترین مردم کسی است که از همه پَستی ها دورتر باشد. عاقل ترین مردم کسی است که در امور زندگیش بهتر برنامه ریزی کند و در اصلاح آخرتش بیشتر همّت نماید.  بردباری پرده ای پوشاننده و عقل شمشیری برنده است، پس عیبهای اخلاقی خود را با بردباری بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست (دل بدون مبنا عقلی) برخیز. هر کس برادر مؤمنش با او مشورت کند و او صادقانه راهنمائیش نکند، خداوند عقلش (نظری) را از او بگیرد. و تازه اینکه روند اثبات ملاک خود فراتر از عقل معمولی است و همانا عقل خداشناس ودین شناس واسلام شناس و...نه درکی بلکه اثبات وجودی می باشد که عقل جهان بینی معمول است.و تازه اینکه یک طرفه دراهل حقیقت است و دوطرفه که طرفی قویتر باشد دراهل نظر و اهل مهدی است ^این است که اهل نظر بالاتر از اهل حقیقت^ است اهل نظر دوطرفه که طرفی قویتر دارند و درکل جمع فرق دارد با درکل چنین است که بیشتر بیآموز و بشنو و بفهم تا بفهمانی و بشنوانی و بیاموزانی اما که چنین است که اهل نظر دوطرفه اند هم میآموزند هم بیاموزند اما بیشتر خود اصلاح می شوند تا دیگری را اصلاح بکنند اما غافل از دیگری نیستند چنین است من درعرصه عمل قبل از اینکه این کتاب را برای دیگران بنویسم برای خودم باید بنویسم اما غافل از دیگران درعرصه عمل نباشم و اینکه اهل نظر فروتن و افتاده دربرابر دوستان می باشند و نسبت به دشمن کبیرایی می باشند که این خصلت بزرگان است و اهل نظر و اهل حقیقت فقط بر چیزی پایبند می باشند و تغییری برآن راه پس از داشتنش راه نمی دهند داشتن درحساب ملاک و امتدادش (خدا و اوامرش و ولایت و روند اثبات ملاک و امتدادش) چنین است که به آن برای همیشه باور دارند حتی قله باشند یا سطحی باشند اما درعرصه عمل برسد اصلاحشان بیشتر است می باشد چنین است که عرصه عمل مهم تر و گسترده تر می شود اگر پشتوانه ی ملاک و امتدادش داشته شود می باشد چنین است که مهم عرصه عمل است که باید اصلاحات باشد و عرصه انسانی قوانین حاکم بر عمل است می باشد که چنین است که آنان ثابت عملی می باشند که همیشه برقرار می باشند آنچه تغییر اکثرا باید بکند عرضی عرضی است چنین است که عرصه ی عمل جایگاه تغییرات است اما تغییر به چه ؟ همانا تغییر با پشتوانه ی انسانیت و اخلاق با پشتوانه ی خدا و اوامرش و ولایت و همانا تغییری که از دیگران بیاموزی نه آموزش دهی چنین است که تغییر فقط نسبت به معدود لله و مجرمین برخورد رحمانه ندارد شاید بخشش باشد اما ترحم است همانا چنین است که این بخش برخورد مجازاته است و برخورد رحمانه تغییرش با محبت و مهربانی و دوستی و کار و تلاش و صدقه و اذیت نکردن و... است تا شخص معدود لله و مجرم نیست هرکسی باشد برخورد رحمانه است هرکسی که باشد چنین است که همانا تغییر به رو اصلاح خود باشد تا اصلاح دیگران اما غافل از اصلاح دیگران نشد چنین است که این تغییر وارد درعرصه عمل شود به طوری که اصل پایدار درحساب ملاک باشد می باشد و تازه اینکه انسجام باید حفظ کرد و باید یکپارچه شد و چنین است که دوستی و محبت و مروت باشد چنین است که محبت پیش رود و حجت شما با بی زمانی و گذشته و آینده مشخص شد حال حال را بچسبید مراقب باشید حال بدون پشتوانه حجت اینان نداشته باشید اما با مبنا اینان حال داشتن آن حال همانا برتر از هرموقعیتی است که بتوان پرداخت می باشد و تازه اینکه حال را درگیر شوید می باشد‌ و تازه اینکه حال و امروز دیگر درنظر بگیرید چنین است که می توانید پیش بروید و شاد باشید و تازه اینکه عقل ناقص همانا درعقل معرفت و روند اثبات ملاک است و نظریه ذاتا باطل راه به این کتاب راه نیست و مقایسات با اساس و سالم روی ثابت از ریشه برگرفته از معنایی حقیقت درامتداد پیوسته دارد که راه دارد و اینکه راه رسیدن به احکام تسلیم محض است ازصحیح است پس اینکه نظریات شخصی در این کتاب اهمیت نیست چون مطرح این کتاب درکل آن همانا تکلیفی است که همگان مربوط به آن است حتی شخص بیابد مطرح شخص نیست مطرح معنایی حقیقت است پس به وسیله عقل ناقص یا عقل معمول دراصالت یا عقل نظری (بدون پشتوانه اش) و نظریه های باطل ، و مقایسات فاسد و بی اساس نمی توان احکام و مسائل دین را به دست آورد؛ بنابراین تنها وسیله رسیدن به احکام واقعی دین ، تسلیم محض می باشد؛ پس هرکس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافی در امان است و هر که به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت خواهد بود. و شخصی که با قیاس و نظریات شخصی خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاک می گردد. هرکس به دیدار دوست و برادر خود برود و برای رضای خداوند او را زیارت نماید به امید آن که به وعده های الهی برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند کرد، همچنین مورد خطاب قرار می گیرد که از آلودگی ها پاک شدی و بهشت گوارایت باد. پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه کند مورد رحمت قرار خواهد گرفت .تعجّب دارم از کسی که نسبت به تشخیص خوب و بد خوراکش ‍ اهتمام می ورزد که مبادا ضرری به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمی دهد، و نسبت به مفاسد دنیائی ، آخرتی روحی ، فکری ، اخلاقی و... بی تفاوت است .  با فضیلت ترین ومهمترین مجاهدت ها، عفیف نگه داشتن شکم و عورت است - از چیزهای حرام و شبهه ناک -. سعادت و خوشبختی انسان در حفظ و کنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه کار زشت و خلاف است . کسی که مشتاق بهشت باشد در انجام کارهای نیک ، سرعت می نماید و شهوات را زیر پا می گذارد و هرکس از آتش قیامت هراسناک باشد به درگاه خداوند توبه می کند و از گناهان دوری می نماید. دست نیاز به سوی مردم دراز کردن ، سبب ذلّت و خواری در زندگی و در معاشرت خواهد بود. و نیز موجب از بین رفتن حیاء و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به طوری که همیشه احساس نیاز و تنگ دستی نماید. و هرچه کمتر به مردم رو بیندازد و کمتر درخواست کمک نماید بیشتر احساس خودکفائی و بی نیازی خواهد داشت . کسی که مشتاق بهشت باشد در انجام کارهای نیک ، سرعت می نماید و شهوات را زیر پا می گذارد و هرکس از آتش قیامت هراسناک باشد به درگاه خداوند توبه می کند و از گناهان دوری می نماید. حقّی که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهای حرام - چه کم و چه زیاد - قرار ندهی و بلکه در چیزهای حلال هم صرفه جوئی کنی و به مقدار نیاز استفاده نمائی . ای فرزند آدم ، تا آن زمانی که در درون خود واعظ (وجدان درشان انسانی) و نصیحت کننده ای دلسوز داشته باشی ، و در تمام امور بررسی و محاسبه کارهایت را اهمیّت دهی ، و در تمام حالات - از عذاب الهی - ترس و خوف داشته باشی ؛ در خیر و سعادت خواهی بود. فرمود: سه چیز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشت زبان از بدگوئی وغیبت مردم ، خود را مشغول به کارهائی کردن که برای آخرت و دنیایش ‍ مفیدباشد. فرمود: هرکس دارای چهار خصلت باشد، ایمانش کامل ، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتی خداوند را ملاقات می کند که از او راضی وخوشنوداست : 1 - خصلت خودنگهداری و تقوای الهی به طوری که بتواند بدون توقّع و چشم داشتی ، نسبت به مردم خدمت نماید. 2 - راست گوئی و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگی . 3 - حیا و پاکدامنی نسبت به تمام زشتی های شرعی و عرفی . 4 - خوش اخلاقی و خوش برخوردی با اهل و عیال خود. و تازه اینکه رفاه پس از ظهور خواهد بود و چنان عدالت زیاد شود که عدالت توسعه آور است و اصالت دنیا و مادی نیست اصالت آخرت است اما دنیا هیچ محرومیتی نیست می باشد و تازه اینکه درمال هیچ کس حق تصرفی نیست حتی ذره ای می باشد مگر مال شخصی خود می باشد و تازه وقتی به آدم معمولی این حق نیست به بیت المال (مال مشترک مردم یا مال حکومت) این حق هم نیست و چنین است که هرکسی که بیت المال بخورد آتش می خورد و مجرم است و جاویدان می سوزد وقتی می گویم بازار جهانی پیشینه اش اخلاق جهانی است و تازه عشق و محبت و صلح و براردی جهانی شود حکومت عشق برپا می شود برمبنا ولایت و خدا و اوامرش و روند اثبات ملاک می باشد و تازه امام عصر(عج)شرایط برای حکومت میگذارد و من با هیچ کدام شما قرارداد نمیبندیم مگر بیست  وشرط باید تعهد کنیم که یکی را نباید تخلف کنید که الزامی است وهشت یکی اش تغییر داده نمیشود و هشت تعهد هم من به شما میدهم و گفتند(قبل از استراژیک ایدولوژی است) : ۱_ هرکسی از زندگی چیزی پایمال کرده جزء ما نیست و پیش از پیروزی و پس از پیروزی هرکسی یک دینار تصرف نکنید ۲_هیچ کس را به ناحق نزنید (بزنید بعد ایست بدهید نباشد) ۳_هرکس روابط جنسی خائنانه نداشته باشید(حتی گرایش به فحشا نداشته باشند) ۵_هیچ فعل حرامی را عمدا انجام ندهند و توجیه نکنند ۶_خصالت سرمایه داری و پول انبوه نباید برای خودتان حتی طلا داشته باشید ساده زیست باشد ۷_غذا عمومی را حق ندارید احتکار کنید ۸_نهاد دین و دینی نباید به خاطر خودتان خراب کنید ۹_شهادت باطل حق ندارید دردادگاه بدهید ۱۰_علیه هیچ کس نباید پشت سرش نباید حرف بزنید ۱۱_هیچ گونه ربا بدون هیچ گونه توجیه است و تابع سود و ضرر کارت نیست ۱۲_ نباید خسته شوید و نباید بترسید و نباید شک کنید و مقاومت درحد علا ۱۳_ به هیچ خدا پرستی لعنت نفرستید حتی اگر مسلمان نباشد و دشنام ندهید ۱۴_ یک قطره از شراب و آرامبخش و . . . نخورده باشید ۱۵_ لباس زرق و برق نباید بپوشید و لباس باید ساده باشد ۱۶_ دنبال ارتش شکست و فرار کرده نیفتدید و نکُشید ما به کسی کینه نداریم ما مقاومت ها سازمان دهی شده را می شکنیم ۱۷_ یک قطره ازناحق نباید بریزید(مگر معدود لله و قاتل غیرمعدود لله و جنگ باشد) ۱۸_دشمن عدالت به آنان حمله نکنید و اگر حمله کردند خون بهایش را بدهید ومال ما بها ندارد ۱۹_حق فریبکاری و دروغ نباشید ۲۰_به هرکسی حتی کفاران و نفاقان که معدود لله نیستند ظلم نکنید ۲۱_فرش خانه ی شما خاک باشد ۲۲_گناه را توجیه نکنید ۲۳_امر به معروف وبه خصوص نهی ازمنکر بکنید. ۲۴_سعی کنید گرسنه باشید ۲۵_لباس سفید برتن کنید ۲۶_عملگرا مصلح باشید ۲۷_تبسم ۲۸_شاد باشید
شما بیست و هشت دارید نزدیکترین اهل مهدی است(وگرنه اهل حقیقت) و دقیقا مثل شما لباس میپوشم  وسعی می کنم گرسنه باشم وشما را تنها نمی‌گذاریم و به زندگی به کمترین امکانات راضی باشم و درزندگی است و شما چنین باشید و من چنین تعهد ببندم (مومن ازفقر خودش نمی ترسد ازفقر دیگران می ترسد وعدالت درجهان برقرار نخواهد شد مگر پس از خون ها و عرق ها میباشد)و تازه درروال تکلیف است قبل ظهور را مثل پس از ظهور کرد هرچند آن نشود می باشد وتازه هم آنان که پس از ظهور از ابرها شب سریع می آیند.و تازه خطا در ریشه ای نیست وقتی نتیجه دین مبین اسلام ناب محمدی است و تازه اینکه عقل باید هادی احساس باشد و عقل هادی احساس باشد بی حد درشمار فوران باید بکند می باشد اما آنجا که احساس فوران ‌کرد احساس محافظ عقل دریافته ها باشد و همه چیز براساس رابطه و سنخیت استوار است چون واسطه برعالم حاکم است و تازه دوستی اینکه بیشتر می شود همدلی بیشتر می شود چون همدلی بیشتر شد جامعه شور پیدا می کند و چون شور درراه نیک باشد پیشرفت و توسعه نیک چه با تخلف کلی چه بدون تخلف کلی رخ می دهد چنین است که لازم است که درکل را داشت با این حال به سراغ توسعه و پیشرفت رفت و چون رفت جامعه ای آرمانی ایجاد می شود که از دو دولت آزاد است (دولت شیطان نرم و دولت شیطان سخت) می باشد و تازه اینکه نیکی و خوش اخلاقی، شهرها را آباد و عمرها را زیاد می کند. خودتان را بر خوش اخلاقی تمرین و ریاضت (درسختی) دهید و تازه آیا شما را از بهترین افرادتان خبر ندهم؟ عرض کردند: چرا، ای رسول خدا. حضرت فرمودند: خوش اخلاق ترین شما، آنان که نرمخو و بی آزارند، با دیگران انس می گیرند و دیگران نیز با آنان انس و الفت می گیرند. آگاه باش که جوان خوش اخلاق، کلید خیر و قفل شر (درمصادف)است وجوان بداخلاق قفل خیر و کلید شر است. و تازه انسان، با نیّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوی آن است، از زندگی خوش و امنیت محیط و روزی زیاد، دست می یابد. پیامبر صلی الله علیه و آله چنان با هم نشینان رفتار می نمودند که هیچ یک از آنان گمان نمی کرد کسی نزد آن حضرت از وی گرامی تر باشد. من برای کسی که بگو مگو را رها کند، هر چند حق با او باشد و برای کسی که دروغ گفتن را اگر چه به شوخی باشد، ترک گوید و برای کسی که اخلاقش را نیکو گرداند، خانه ای در حومه بهشت و خانه ای در مرکز بهشت و خانه ای در بالای بهشت ضمانت می کنم. باید نیاز به مردم و بی نیازی از آنان، در دلت گردآیند، تا نیازت به آنان، سبب نرمی در گفتار و خوش رویی ات شود و بی نیازی ات، سبب آبروداری و عزّتت باشد. عاقل ترین (عقل کمال) مردم خوش خلق ترین آنهاست. دروغگویی از اخلاق اسلام نیست. به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: آیا تو را خبر ندهم که اخلاق کدام یک از شما به من شبیه تر است؟ عرض کردند: آری، ای رسول خدا. فرمودند: آن کس که از همه شما خوش اخلاق تر و بردبارتر و به خویشاوندانش نیکوکارتر و با انصاف تر باشد. هر که به روی برادر مؤمنش(محبین لله) لبخند بزند، خداوند برایش ثوابی خواهد نوشت. فضائل اخلاقی و صفات پسندیده چه به سختی به دست می آیند و چه آسان از دست می روند. دلیل اینکه اشاره نمی شود به خدا و اوامرش دلیلش آن است که مومن از باور به خدا و اوامرش گذشته و نوبت به پیرویی کردن از اینان و عمل رسیده است می باشد که نوبت به بحث پرداختن شان عمل و انسانی آن دراحادیث است وگرنه خدا و اوامرش را باور دربدیهیات مراجعه به حدیث امامان داشته که اشاره لازم ندیده اند که پشتوانه ی ملاک را بگویند  چنین وضعی هم در بقیه مسائل موجود است می باشد(مثل این است که همانا بحث ضرب سال سوم دبستان بشود و سال اول و دوم نیاز به تکرار نباشد که جزء اندکی است چون شخصی که سراغ امام می آید معمولا دیندار است و حقانیت دین اسلام و خدا و قرآن را فهمیده است که بعدش چنین بحث ها (اخلاقی و ادبی و معاشرتی و . . .) می شود نه اینکه شخص از اول درهرحدیثی بخواهد بحث شود می باشد چنین است که همولوژیک پشتوانه ی ملاک و امتدادش حل شده اعلام می داند که به چنین بحث هایی می پردازد و کمتر نیاز می داند که همانا به بحث پیشین درروال تکلیف که درباور می شوند بپردازد و بیشتر پرداختنش به مسئله نیاز می گذارد می باشد مثلا قبلش حقانیت اسلام حل شده است و گفته می شود : دروغگویی از اخلاق اسلام نیست. و مثلا ثواب و خدا حل شده است گفته می شود :  هر که به روی برادر مؤمنش(محبین لله) لبخند بزند، خداوند برایش ثوابی خواهد نوشت. چنین است آنچه حل شده را دیگر توضیح نداده است پس پرداختن احادیث خود را به وقف انسانی و عملی داده اند بدین معنا نیست که درحساب ملاک را ندارند بلکه دارند اما دیگر نیاز به پرداختن نمی دانند می باشند پس درحساب ملاک را باید باور داشت و انسانی و عملی را باید پرداخت می باشد چنین است که جامعیت دینی پوشیده می شود می باشد چون از اسلام درحساب ملاک را بگیرید فقط یک سکولار اعتقادی اما با اخلاق و مصلح می شود که نه فقط همین بلکه بهترین طریقه روند اثبات نیز ازدست می رود و آنگاه تنها از اسلام پوسته باقی می ماند که پوسته معمولا پوسته را تصدیق می کند چنین است که جبهه ی خط اول مقابل دشمن خدا ، ما می باشیم که چنین است که درحساب ملاک و امتدادش نباشد همانا دشمن شادترین و شیطان خوشترین لحظات را دارد چنین است که مرگ می ارزد با پشتوانه ی ملاک و امتدادش باشد تا زندگی کردنی که بدون پشتوانه ی ملاک و امتدادش باشد میباشد که متصلگر به ظهور مایم) واقعی بودن همیشه به عیان بودن مطرح نیست معرفت بخش بیشتر آن ثمره هم ندهد فکر کاملا روی ثابت است که سالم است چون ثمره اصل نیست و چنین است که فکر غیرواقعی درعین که مبنا معرفتی دارد واقعی است می باشد و تازه اینکه تفکر تجربه گرایی مبنایی رد است می باشد و تازه اینکه دین محوری است که هرچیزی غیر دین حتی فرهنگ و ایران و ملیت محدود و بُعد است می باشد و نتواند جامعه پیش برود پیش نرود ما موافق عقل معرفت و مخالف و موافق تجربه می باشیم و تازه اینکه گول ظاهر را نخورید چه بسا ظاهری زشت قصد نیکو و ظاهر زیبا قصد زشت داشته باشد چنین است که از چیزی بترسید که ظاهرسازی است که دشمنان ما دارند و این خصلت دراین کتاب مبرا است چون این کتاب خود نمک است و خود تمیز دهنده ی ریشه ای به الذات حق ازباطل است چنین است که ظاهرسازی دشمنان ما آنقدر قوی نیست که به درحساب ملاک برسند و آنقدر ضعیف نیست که به قلب ها دست می یابند ما این قلب را نهی می کنیم وگرنه قلب را نهی نمی کنیم به هرچه باشد ما عاشق خدا و اوامرش تا عاشق خانواده و کسان تا مسائل فرعی همچون خود و اشیاء و . . . می شویم مثل بقیه و بقیه نیز آزادی دارند چنین است که ما قلبی را رد می کنیم که ظاهرسازی میکند چنین قلبی دشمن ما است و تازه خدای کوچک نداریم مگر تمثیل ویا مخلوق باشد و تازه اینکه بین وسط است اما وسط به معنای هم چپ به معنا هم راست به معنا نیست بلکه بیشتر به معنای نه چپ به معنا نه راست به معنا ست چنین است که نه چپ به معنا نه راست به معنا یعنی نه جبر به معنا نه مختار  به معنا به طوری که یعنی به ظاهر تضاد چطوری ؟ اینکه من کاری انجام می دهم فعلیتش دست من است و درهمان حال خداوند عامل است که من فعلیت آزاد را داشته باشم چنین است که من آزادم اما تحت حاکمیت خدا آزادم اما وسط به معنای هم چپ نسبی هم راست نسبی است اما درمعنا نه چپ است و نه راست است و تازه اینکه باید ظاهر و باطن را یکی کرد پس دانسته همانا وقتی ظاهر و باطن یکی شد اختلافات حل می شود و چنین است که باید باطن و ظاهر یکپارچه باشند پس شما تا حال فقط آماده شده اید حال باید آنچه نیاز است گفته می شود پس از آنکه سه مسئله می دانید : ۱_ ظاهر و باطن یکی شود ۲_ سخت درنرم باشد ۳_ سه درروال مسلط می باشد
که همین است الان باید بدانید که به مسائل جدید پرداخت یادتان می باشد که گفتم منتظر شما نمی مانم و می روم اما باز مراعات شما را کرده و منتظر فهمیدن شما شده ام که تا درباره مسائل جدید الان بحث کرد اینجا به بعد دیگر واقعا منتظر نمی مانم شما مشکل دارید مباحث قبل را آنقدر بخوانید و آنقدر کامل و تکمیل بکنید تا بفهمید می باشد. و اینکه برای اهل مهدی و اهل نظر و مومن آماده می شود نه فقط مسلمان حل شده است می باشد وگرنه مسلمان هم باید توجه کرد می باشد. (و اینکه بگذار دشمن ما داد بزند تا راهی می رویم نرویم اما می رویم و می بریم) و تازه اینکه وزارت اطلاعات خودش نفوذی است می باشد وقتی خود آن بیمار است بیمار را سالم اعلام می کند و نفوذ از رژیم صهیونیست است خاک تو سر نظام که وقتی وزارت اطلاعات آن نفوذی شود حتی استخدامی هایش آلوده شده دیگر نظام طلسم غرب شده می باشد. و تازه اینکه کافی است ^منظور دارد^ می باشد و تازه اینکه کشتن معدود لله ریختن خون به حق است اما دقت باید ازخردل باشد می باشد و این است که خون نمی ریزیم فرق دارد با خون ناحق نمی ریزیم ما خون ناحق نمی ریزیم اما خودسرانه چنین نشود این باید زیر سازمان امنیت باشد می باشد. و تازه اینکه حکومتی که عین دین را چسبیده باشد و درجامعیت عین جامع دین را بچسبد عجیب نیست که بددین و منافق متحد درکنارهم حکومت تشکیل دهند و تازه اینکه عین توجیه اینان است درحالی که عین اصل نیست و پیرمردانه دراندیشه باید بود و کسی که از دین عینش را گرفته همیشه آنان که انتزاع دین گرفته اند مطابق دین نمی گیرند (جزء اهل نظر) چون عقل آنان به چشمانشان است و دین را نباید عینی برداشت کرد چنین برداشت کفر و پوشیدن حقیقت است و اینان بددین نباشند نفاق دارند و همین است که هم باید گفت نظام جمهوری اسلامی جامعیت ظاهر و عین دین را گرفته اند نه باطنش می باشد چنین حکومتی برای ظهور بودنش بعید است نه امام خمینی (ره) نه رهبری بلکه نیروها درحال خدمت می باشد که چنین حکومتی برداشتش عینی از آیات و روایات است و جامعیت عینی آیات و روایات را می گیرد چنین است که گمراهی از این حکومت صورت می گیرد و تازه همانا اینکه علم لدنی شان الهی و علم استنباطی شان انسانی و علم این کتاب استنباط لدنی است می باشد. و تازه این کتاب ^(علم) انسان را به (علم)خدا (و اوامرش) میرساند^وعلم استباط لدنی همانا علم انسانی را به علم خدا واوامرش این کتاب رسانده وعلم لدنی علم خدا واوامرش را که انسان به آن مربوط است اینکه فرق این کتاب با فرق قرآن کریم این است که قرآن کریم سخن خدا و علمش لدنی و این کتاب استنباط الهی است.و تازه ریشه اسلام مایم و ما پشتوانه ملاک و امتدادش همانا خدا و اوامرش و ولایت و روند اثبات ملاک و امتدادش داریم شما ارتش داشته باشید داشته باشید کاری می کنیم با مذاب یکی شوید و حزب ما حزبی است که قدمتی دارد متروک شده و به ظاهر جدید که ما حجت خدا می باشیم که این کتاب مطلق بدون قرینه بیان ویا روی ثابت است و حجتش از خدا هم مهم تر است نه درروال ذاتی برتری می باشد و هیچ توهمی درکار نیست و دشمن ما را ساخته ی توهم می داند درحالی روی ثابت است این را از عقلی که بچشم دارد می گوید چنین است که اینان به خصوص جمهوری اسلامی دشمن ما است هرچند انقلاب اسلامی دوست ما باشد باید این را تمیز کرد چنین است که آمریکا را زیاد بدش نکنید ممکن است اصلاح بشود و چون اصولی اصلاح شد برقرار باید باشد وگرنه می تواند"می گویم می تواند"چین و روسیه شیطانی تر ازآمریکا نیز بشود چنین است که نفاق و کفر (فاعل ،نه مفعول) بدتر از استکبار و ظلم است اما بسیاری این را پذیرش نمی کنند و جاهلند و چنین است که روباه است که بقاء اش از گرگ بیشتر و روباه بدتر است چنین که باید گفته شود دشمن خط اول خدا همین نظام بی بند و بار دولتی و اقتصادی است که نامش جمهوری اسلامی گذاشته شده است و اولین استکبار و نفاق همانا خود همین نظام جمهوری اسلامی است که باید واژگون بشود چنانکه برنخیزد و تازه اینکه دانسته وسط محض مالکیت شیطان و انسانی و اخلاقی مبنا بودن نه دین و اعتقاد همانا مال شیطان است و چنین است که شیطان ^ همین (وسط محض) را درمعنا خواستار است^ می باشد مگر اخلاق و انسانی که مبنا بودنش درعین باشد می باشد و تازه اینکه اخلاق و انسانی مبنایی مال ادیان دارمایی است اسلام دین اعتقاد مبنایی است بعدش اخلاق است کسی بدش می آید به دین دیگر برود اخلاق مبنایی را وارد اسلام نکند می باشد که چنین اندیشه ابلیس و شیاطین نرم است و بد دوگانگی دارد چنین است که همانا اسلام نه اخلاق و اعتقادش برابر نه اخلاقش مبنا است چنین تفکر که اخلاق را مبنا می داند باطل و ادیان شرقی است که قدمت آنان از اسلام هم بیشتر است چنین است که ادیان شرقی بیشتر به نقیص محض نزدیکترند و آنان باطلترین تفکرات می باشند و آنکه گفته اسلام دین مبنا اخلاقی است نه اعتقادی بعد اخلاقی همانا بدعت گذاران اسلام می باشند که خودشان را به بزرگانی می چسبانند که بگویند حرف آنان نیست چنین است که اینان بدعت را سنت و سنت را بدعت کرده اند اسلام دین اول اعتقادی بعد اخلاقی است نه مبنا اخلاقی چنین است که اینان دین را عرفی ها عوض کرده اند پس آخرالزمان و ما افرادی میباشیم که برمی گردانیم می باشد.
وتازه اینکه معلم باش تا مربی باشید اما از مربی بودن غافل نشوید می باشید‌ و تازه هم همانا اینکه ظاهر نظام اسلامی ایران جمهوری اسلامی ایران است و باطنش انقلاب اسلامی است ما ظاهر را رها کرده و باطن را گرفته ایم و همانا چون نظام ظاهر و باطنش یکی نیست چونکه انقلاب اسلامی عصمت است و جمهوری اسلامی خرابکار است همانا ما باطنش را گرفته و ظاهرش را رها کرده ایم مشکل اینجاست که ظاهر و باطن درکنارهم باید داشت اما باطن اصل است پس نظامی که ظاهر و باطنش یکی نیست اما باطنش از صحیح است همانا نظامی می شود که برحق بوده اما طلسم نظام سلطه شده است چنانکه خودش هم نفهمد چنین نظام همانا با جمهوری اسلامی آن دشمن می شود با انقلاب اسلامی آن دوستی و این تمیز قائل می شود چنین است که نظام جمهوری اسلامی باید به نظام پارلمانی اسلامی تبدیل بشود درحالی که جمهوری تابع انقلاب اسلامی شود و مثلا رئیس جمهور روی حرف رهبری حرف نگذارد می باشد و رهبری در راس باقی بماند و حکومت بکند می باشد و تازه اینکه می دانیم که ظاهر و باطن درکنار هم داشت اما باطن اصل است چنین است که نظامی که ظاهر و باطنش یکی نیست و باطنش ازصحیح است چنین حکومتی چه انتظاری داشت رسیدنش به ظهور همچون رسیدن ظاهری تضادی باشد که چنین است که متصل سازی آن با عمل به این کتاب صورت می گیرد می باشد‌. "حزب الله غالبون" چنین است که حزب ما غالب است اگر دراین حزب وارد شوید اما با وحدت درکنار بقیه اشخاص برای انقلاب اسلامی خدمت بکنید می باشد و حکم مشخص کردن معدود لله را بسپارید به ولی فقیه همانطور که امام خمینی (ره) سلمان رشدی را مشخص کرد می باشد چنین است که دراین حزب بمانید تا بتوانید تمیز از دیگران منحرف شوید چنین است که اختلاف بینتان پیش آمد به ریسمان الهی چنگ بزنید چنین است که حزب الله (خاص) یا جنبش اهل حقیقت آماده ی خدمت به انقلاب اسلامی است می باشد. و تازه ذهن انسان نامحدود گونه است می باشد.و تازه اینکه منیت باید برداشته شود و ما اکثرا گفته شود می باشد و کسی خودشناس باشد ما بیشتر می گوید تا من می باشد و تازه معنایی حقیقت ریشه ترین ریشه در ریشه در ریشه در ریشه در . . . تا کف مرز درملاک انسانی ریشه ای ریشه ای ریشه ای ریشه ای ریشه ای . . . است چنین روی ثابت است.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...