ویژه کنید
عکس و تصویر و تازه اینکه دانسته گروه آزاده اگر حقیقی باشد می باشد و خلاف این باطل ...

و تازه اینکه دانسته گروه آزاده اگر حقیقی باشد می باشد و خلاف این باطل بودنش ثابت شود که درمقابل بنیادیها ایستاده است آن گروه می تواند میشی درمقابل گرگ ها باشد و آنجاست که می تواند نجات دهنده باشد و دراین صورت که گروه آزاده تشکیل شد می توان آن را میش قرار داد درمقابل گرگ ها بایستد و آنها را سرکوب بکند می باشد که آنان GDA می باشند و اینان درمقابل ستمکاری می ایستند می باشد و تازه اینکه گرگ ها ویا ستمکاران دشمن ما می باشند چنین وضعیتی با NOD و GDA است که می توان درمقابل هرگونه فساد فی الارض ایستاد تا درعوض و درمصادف آگاهی و صلح و امنیت ایجاد بشود می باشد. و تازه اینکه همانا دانسته قصد تفرقه نیست باید بتوان درکنار اختلاف درشان انسانی وحدت داشت می باشد و تازه سخت در نرم درحساب ملاک (خدا و اوامرش که انسان به آن مربوط است) است نه شان انسانی و نرم درسخت در انسانی می باشد چنین است که نرم درنرم ذات خدا که به خودی خودش (نه از آن امتدادش) انسان به آن مربوط نیست می باشد. و تازه اینکه دانسته شود آزادگان روالشان به تجربه جدید وقف بدهند پیروز می شوند می باشد و تازه اینکه دانسته شود اکثرا از مثبتش نگاه بکنند و واقع بین باشند و چنین وضعی بین آزادگان است می باشد. و تازه راست روی ثابت دراین کتاب می گوید آنکه دروغهایی می گوید نظام سلطه است که نظام مهدوی عراق آن را سرکوب می کند می باشد ان شاء الله و تازه اینکه دروغ آن را به ما می بندند که انگیزه خیر ندارند ویا کمبود دارند می باشد.‌ و تازه اینکه هرچه جلوتر می رود جزئی تر می شود و این فرقه نیست بلکه مثل اخبارگری با اصولی گرا تفاوت است این تفاوت بین ما با دیگر شیعیان با حزبمان است و تازه اینکه وحدت با قرآن و خدا و انسجام درراه قرآن و خدا داریم می باشد و تازه اینکه آموزش درپرورش همانا می تواند عامل بیداری و رشد و تعالی شود پس غافل هرگز آموزش از پرورش نشوید می باشد چون پرورش بیشتر شود شان انسانی سلامت پیدا می کند می باشد و*نطفه ی تاثیرگذاری برحق پرورش اسلامی است می باشد (که دشمن دقیقا به همان جا حمله می کند) پس دقیق می گیریم تا درمصاف حملاتشان بشود هم عامل رشد و تعالی بشود چون پرورش شود با پشتوانه اعتقاد صحیحی باشد آن موقع ایمان حاصل شود*و تازه اینکه از پخته و تجربه انقلاب اسلامی که پیران آن و چشیدگان آن می باشند استفاده بکنید می باشد و تازه اینکه دانسته شود که همانا با کسی بنشینید که یادش شما را ببرد که یاد خدا بیندازد می باشد و تازه اینکه دانسته شود پرورش باید با نرمی و لطافت بیشتر باشد و انگیزه خیر و نیکی باشد می باشد و تازه اینکه دانسته شود عرفان عشق و تجربی است و عشق نیز مقدس است و عرفان (واقعی) ضدفلسفه نیست بلکه درکنار فلسفه است به طوری که اصولش و روند اثبات ثابت باشد همانا می تواند درمراتب عرفان درجه به درجه ای نتیجه اش از سلوک و عشق فرق کند می باشد و چنین است که عرفان اهل نظر را به اهل سلوک می رساند که آرامش است و چون به عرفان رسید به اوج معنویت رسیده شده است و تازه هنوز کسانی می باشند بوی شهادت را بربوی عطر ترجیح می دهند و تازه اینکه دانسته شود عرفان باید با فقه باشد و جدا ازآن نباید باشد مثلا با نماز و روزه و . . . درهمان حال نماز و روزه و . . . عرفان را شروع به تقویت کرد و چنین وضعیتی می تواند به ^وضع مناسب و لازم^ برسد می باشد. و تازه اینکه درروال تکلیف و درروال ذاتی برتری اصول و امتدادش ثابت است و تغییر عرایض عامل نمی شود اصول و امتدادش تغییر بکند اما غالبیت اصول و امتدادش عامل می شود که بعضی عرایض ثابت بمانند می باشد‌ و تازه اینکه عرایض مطابق روز تغییر می کنند میباشد و تازه اینکه تغییر بسیاری عرایض مهم است و پرداختن به آن درکنار نگه داشتن اصول اسلامی بودن عملگرای اسلامی می شود می باشد. و تازه از کتابخوانی حمایت بکنید بدانید که کتابخوانی یک واجب دینی است چنین است که کتاب بخوانید و فرار از کتابخوانی نروید می باشد با نگه داشتن اصول اسلامی پیش بروید می باشد و کسی که معتقد است اصول اسلامی دچار تاثیر تغییر شوند باطلان اصیل است باید خود آن تغییر کرده و مطابق اصول ثابت اسلامی ناب ملاک بشود می باشد و تازه اینکه انگیزه خیر داشته باشید می باشد و تازه اینکه همانا اصول نه تنها نباید منطبق سازی با زمان داشته باشد بلکه هم عرایض بعضی از مسائل منطبق سازی با زمان ندارند می باشد و کسی که مبنا تحلیل گرایی از داده عین گذاشته نمی فهمد می باشد و تازه اینکه کسی نکشید مگر اینکه کشتن معدود لله و قاتل غیرمعدود لله (یا به حق) می باشد. و تازه از حقوق پدر و مادر بر فرزند این است که مال حلال جلویش بگذارند می باشد و تازه اینکه روی ثابت است آنچه این کتاب می گوید اشتباه درست نیست بلکه درستی است پس کشتن معدود لله هم گفته شود خواست امام عصر(عج)نیز است هرچند عرف اجتماع نپذیرد وتازه بی عفتی شان انسانی شکسته شدن است باشد. و تازه اینکه امام عصر (عج) از این اجتماع آمدنش عینش است او خلاف اجتماعی می آید که از آن آمده است یعنی نظام سلطه که ^حدود شش هزار سال^ برقرار است می باشد و تازه حتی به زنا و ربا و . . . حتی فکر نکنید و تازه کشتن معدود لله کشتن نفاق و کفار حامیش است و چون همانا مومن هرگز درمقابل درحساب ملاک نمی ایستد و تازه با معدود لله دوستی نکنید و مودت نکنید و نیکی نکنید حتی وقتی که لااقل اتفاقی سرشان نمی آورید با محبین لله دوستی کنید و مودت کنید و نیکی کنید که این برای شما بهتر است می باشد. و تازه اینکه نظام امام عصر (عج) حتی برای دوران پیامبر (ص) هم عجیب است چون گونه ای است که ریشه ای تغییر می دهد چنانکه نظام ابلیس که شش هزار سال است بر انسانها حکومت درجهان دنیا می کند سرنگون می کند می باشد و تازه اینکه قبل از هرکاری باید الحمد لله و ستایش خدا را گفت چون همه اوامر و اوامرش به خود او برمی گردد می باشد نیاز به ستایش خدا گفتن قبل هرکاری است و الحمد لله را بگوید می باشد(و تازه اینکه ذات خدا به خودی خود که امتداد از آن نباشد نباید اندیشه کرد می باشد تا دربازه خطوط درحساب ملاک باشد می باشد)و تازه اینکه جمهوری اسلامی اگر تابع مجلس و رهبری باشد مقدسترین نظام تمدن ایران می باشد جای نظام مهدوی عراق قبل از ظهور می نشیند و آنگاه این نظام پس از ظهور تشکیل می شود اما اگر تابعیت نکند نظام مهدوی عراق قبل از ظهور می آید می باشد و تازه اینکه دانسته خداپرسترین اندیشه حقیقی درملاک انسانی دین مبین اسلام ناب محمدی ملاک است می باشد. و تازه اینکه کانون مهرورزی مسجد است که از اول صدر اسلام تا الان است می باشد و تازه اینکه مهرورزی و رحمت داشته باشید به گستردگی *و سینه ی گشاده داشته باشید و همانا چنان گسترده که دربرابر ناملایمات حتی دیر بازخورد نکند ویا دارای رحمت وسیع باشد می باشد و تازه اینکه سینه گشاده بدست نمی آید مگر از صبر و کبیرایی و رحمت می باشد* و تازه اینکه مهرورزی تقویت کنید و آن را بسیار افزایش دهید می باشد. و تازه درعمل بی حساب نیکوکاری کنید ومهرورزی بکنید چنان که مانند خداوند درفضلش بشوید می باشد که چنین است که فقط معدود لله را تا وقتی درمصاف نشده و شما حاکم نیستید کاری نداشته باشید و مجرمین را بستگی آمیز برخورد بکنید می باشد اما بدانید آنها هم نیکوکاری می باشند اما نیکوکاری مجازاتی است و تازه اینکه دانسته شود دکتر اگر قاتل و معدود لله هم آمد دوا خواست باید بدهد قرار نیست ضرر به آنان برسانیم (جریانی) مگر وقتی که رو در رو شوند و شما حاکم و نظامی باشید نه دکتر می باشد و تازه اینکه معدود لله را دراین صورت ها برخورد لازم کرد می باشد و تازه اینکه بی حساب نیکوکاری رحمتی را تاجایی به معدود لله و مجرم (جزء بهتر است بخشش شود) نرسد بکنید می باشد (اما وقتی حاکم و نظامی نیستید لااقل ضرر به معدود لله و مجرم نرسانید که چنین است که نمی توان گذاشت ضرر هم به آنان برسد پس یک دکتر باید دوا و دارو هرکسی را بدهد حتی اگر منافق باشد چون ضرر رسانده نمی شود اما اگر حاکم و نظامی و مردم فتوا پذیز باشند چون اعلام شد معدود لله باید کُشته شود اما همچون حیوان ها نکُشید بگذارید غذا می خورد غذایش را بخورد و مادر دارد به مادرش رسیدگی بکند و . . . بعد او را بکشید چون او را می کشید شما قاتل نیستید بلکه شما یک منافق و کافری که باید کشته می شد کشته اید که حرمت آگاهی را حفظ کرده اید و تازه اینکه مجرم را بستگی آمیز بکشید معدود لله یک حکم بدی است و مجرم می تواند هزاران حکم بدی باشد می باشد و تازه این حکم معدود لله اندازه ی هزاران حکم ارزشمند تر است پس منع قطعا نمی شود و کسی که حامی شود که منع بشود آنهم کُشته می شود اما تعدادی کشته می شوند اقلیتی بد به ظاهر خوش اخلاق اجتماعی می باشند اما از اینان بخشش بخواهید ویا عهد ببندند که علیه دین دیگر اقدامی نکنند اما اگر بپذیرند می باشد) و تازه اینکه برای مهرورزی و بی حساب نیکی رحمتی درعمل باید غیرمعدود لله وغیرقاتل غیر معدود لله باید همینطور نیکی کنید و رحمت برسانید و قشر دکتر باید بی طرف باشد می باشد و هدیه بدهید و لبخند بزنید و زود افراد را قضاوت نکنید می باشد و تازه اینکه شوخی بکنید اما به خاطر داشته باشید هیچ چیز بدون تلاش و کوشش بدست نمی آید پس برای انسان جزء سعی نیست و تازه اینکه ^خداوند رحمت کنندگان را دوست دارد^ و تازه اینکه بخشش درحد اعلا ببرید و نجابت داشته باشید و با حیاء باشید و بدانید که همانا نجیب با حیاء جدا از هم نیستند می باشد و تازه اینکه شخصیت داشته باشید و رفتاری متشخص داشته باشید اگر وضع خوبی درسیرت ندارید وانمود خوبی کنید داریدچون آنان که وانمود کردند شبیه آنچه وانمود کرده اند شده اند می باشد و تازه اینکه دانسته شود هدایت الهی درهمین است که باطن را باید اصلاح از بدیها کرد میباشد وتازه اینکه خداوند مصلحین اصلاحگر را دوست دارد.و تازه اینکه بقیت الله حجتی است که مردم از عشق و جان  و شور برای همین اند او یک نفر است که فرزند امام حسن عسکری (ع) است و درغیبت به سرمی برد و پس از سرمای غیبت به سر می آید و وارد ظهور سبز انتزاعی می شود و می خواهد به همین مردم حکومت بکند می باشد. و تازه هرکسی خداوند را آنطور سزاوار است بندگی بکند خداوند بیش از آرزویش کفایت می کند می باشد و تازه اینکه بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهتر باشد و بهترین ازدواج آسانترین آن است و بهترین کارها میانه روی درآنها است و تازه بهترین روزی آن است که انسان را کفایت کند و تازه بهترین همسایگان آن است که برای همسایگان خود بهتر باشد و بزرگترین دوست و دشمن انسان خود فرد آدم است و تازه اینکه بهترین برداران شما آن است که عیب شما را هدیه دهد و تازه بهترین خانه ی شما خانه ی یتیمی را بزرگوارانه نگهداری کند می باشد و تازه بهترین مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان او درامان باشند جزء منافق و تازه بهترین زنان زنی است وقتی شوهرش نگاه کند شادش سازد وقتی فرمانش را اطاعتش کند خود اموالش را برخلاف رضایت شوهر به کار نگیرد و تازه اینکه بهترین مردان امت کسانی می باشند که به خانواده خود خشن نباشند و اهانت نکند و دلسوزشان باشد و به آنان ظلم نکند و تازه بهترین بندگان خدا نزد او باتقواترین است و تازه اینکه بهترین دست ها همانا دست های بخشنده است و تازه اینکه بهترین مومنان کسانی است که با دیگر مومنان انس بگیرد و کسی که انس نگیرید و نداشته باشد خیری دراو نیست و تازه اینکه بهترین اعمال نماز اول وقت است و تازه بهترین قلب های شما قلب است که برای خیر گنجایش بیشتر داشته باشد و تازه بهترین شما کسی است که یادش یاد خدا بیندازد و تازه بهترین استغفار ترک گناه و پشیمانی از آن است و تازه بهترین صدقه آن است که بی نیازی آورد و تازه بهترین وقت که خدا را می خوانید سحرگاهان است و تازه خداوند جویندگان دانش را دوست دارد و تازه خداوند انسان بردبار با عفت که پاکدامنی ورزد دوست دارد و تازه خداوند کار خیری که درآن شتاب ورزد دوست دارد و خداوند یاری می کند انسان را برمدارا کردن و مدارا را دوست دارد و تازه خداوند اصرار کنندگان دردعا را دوست دارد و تازه خداوند بندگان پرهیزکار پاک را دوست دارد و تازه خداوند چشم تیز بین هنگام برخورد با هوا و هوس ها و  عقل کامل هنگام برخورد با شبهه را دوست دارد و تازه خداوند فریادرسی دلسوخته و دردماندگان را دوست دارد و تازه خداوند از کارهای پست بیزار است و کارهای والا و شرافتمند را دوست دارد و تازه خداوند جوانی که درجوانی درطاعت او بگذارند را دوست دارد و تازه خداوند انسان شجاع را دوست دارد و خداوند کارهای نیک همیشگی ؛ هرچند اندک را دوست دارد و خداوند از صفت های پست بیزار است و صفت های اخلاقی را دوست دارد و تازه خداوند از انسان اخمو و ترشیده بیزار است و انسان گشاده رو را دوست دارد و تازه خداوند مسلمانی که آنچه میخواهد برادر دینی اش بخواهد و آنچه برای خود نمی پسندد برای او نپسندد دوست دارد و تازه خداوند غذا دادن و به همه سلام کردن را دوست دارد و تازه خداوند کسی را که درجمع شوخی بکند به شرطی که ناسزا و بی ربط نگوید دوست دارد و تازه خداوند خنک کردن جسم را با آب دوست دارد و تازه خداوند عبادت پنهان و آشکارش را همانطور هم دوست دارد می باشد و تازه با فقر و تظاهر به فقر دشمن است ؛ خداوند زیبایی و آراستگی را دوست دارد و تازه عادلترین مردم کسی است آنچه برای خود می پسندد برای مردم نیز پسندد و آنچه برای خود روا نمی دارد برای مردم روا نداند. عاقلترین مردم کسی است که بیشتر با مردم مدارا بکند و با تقواترین کسی است که حق بگوید چه به ضررش باشد چه به نفعش باشد و سزاوارترین مردم کسی است که گذشت کند درحالی که از انتقام گرفتن قوی است و گرامیترین مردم کسی است که باتقوا باشد و دوراندیش ترین مردم کسی است که درفرو بردن خشم خود تواناتر باشد و داناترین کسی است که دانش دیگران را بردانش خود بیفزاید  و شایسته ترین مردم کسی است که بیشتر پی اصلاح مردم باشدو خوشبختترین مردم کسی است که با بزرگواران معاشرت بکند و تازه برترین مردم درنزد ایمان کسی است که دارای خلق و خوی نیکوتری باشد.و تازه بی نیازترین مردم کسی است که اسیر حرص و طمع نباشد. سزاوارترین مردم (درعمل)به حق کسی است که به حق داناتر باشد و غافلترین مردم کسی است که از دگرگونی و تحولات دنیا پند نگیرد و ناجوانترین مردم کسی است که دروغگو باشد و منفورترین مردم کسی است که متکبر و فتنه گر باشد و تازه پارساترین مردم کسی است که جدال و نزاع را ترک کند هرچند که حق با او باشد  و شجاعترین مردم کسی است که برهوا و هوس خود مسلط باشد و عابدترین مردم کسی است که واجبات را به پا بدارد و زاهدترین مردم کسی است که از حرام دوری می کند و تازه بهترین مردم کسی است که مردم از او بهرمند شوند و تازه من قبل از اینکه به من تعلق داشته باشم به دیگران تعلق دارم پس ضرر من به من بیشتر آسیبش به دیگران می رسد و تازه فکر درحساب ملاک گسترده تر از تمدن ایران است و گستردگی به عین نیست مگر عینی که پشتوانه ی ملاک و امتدادش داشته باشد و این است راه هدایت به حق می باشد.و تازه اینکه همانا با صدای بلند و ملموس کردن مسائل همانا هوش هیجانی یا هوشیاری را بیشتر می شود و تازه هر فردی را بهره ی کاری ساختند می باشد و تازه چه بزرگ مردانی اند که اشتباه های عالم را از خود می دانند و درستی هایش را از خدا و اوامرش بعدش از مردم و دوستان و مومنین می داند می باشد و شادی عامل افزایش عمر و کاهش استرس و عامل هوشیاری و کاهش بلاها درزندگی می باشد و تازه شهوت میل به خود برمی گردد و کسی که شاد است و افسرده نیست شهوت ران نیست و بلعکس می باشد و ورزش عامل تناسب بدن و تعادل بدن است پس ورزش عامل رابطه بین خود و دیگران می شود و کسی که ورزش نمی کند رابطه اش خودش با دیگران دچار عیب است می باشد و تازه اینکه ورزش بیشتر عامل می شود که افزایش نسل بیشتر شود و درعمل درقرآن پیشی بگیرید قبل از اینکه دیگران پیشی بگیرند می باشد و تازه اینکه خانواده هایی که قدردان هم باشند عامل می شود که با نشاط تر باشند می باشد و درنیکوکاری از هم دیگر سبقت بگیرید می باشد (و تازه اینکه درشان انسانی با پشتوانه ی ملاک و امتدادش مقبول می باشد.) و تازه اینکه توبه تمسخر آمیز این است که مکررا یک اشتباه و یک گناه را پشیمان شد و بازتکرار کرد این گونه توبه تاثیر توبه اش به تدریج اندک می شود تا جایی می رسد که توبه فقط صدا می شود می باشد آنجا راه فقط اصلاحی ریشه ای درآن گناه و اشتباه است می باشد.و تازه اینکه فرهنگ تجملگرایی با فرهنگ زیبایی فرق دارد  که فرهنگ زیبایی می تواند درسادگی باشد اما فرهنگ تجملگرایی باطل است مگر میزان اندکی می باشد (و تازه اینکه دانسته شود معدود لله درروال آن فقط درروال عین است می باشد) و تازه اینکه سن بالاتر تجربه ی بیشتر به همراه خود می کشد می باشد و تازه اینکه دانسته شود آنکه کودکان بیشتر احتیاج دارند پس از ارتباط برقرار کردن ارتباط با پیران و بزرگسالان است می باشد که استفاده ی لازم ببرید می باشد و تازه اینکه همانا حکمت اینکه کسی به خودسازی می رسد به ترس از خدا (درگناه) می رسد که آخر حکمت ترس از خدا (درگناه) می باشد و غذای حرام تاثیر در نطفه ی و فرزند و نسل فاسد دارد می باشد و چون مرحله ی سبک زندگی خودی به مطابق احکام الهی نباشد و حرام برود تاثیر درنطفه می گذارد و چنین است که مرحله ی نطفه گذاری برای اینکه اصلاح شود باید احکام الهی به خصوص غذا باید رعایت شود و خودسازی تا لااقل واجبات و حرامات بشود تا نطفه فاسد ایجاد نشود اما همین لااقل هم خیلی راه درعمل است می باشد و باید توسط لسانی ارشاد شد تا بتوان تکانی دعوتی بدهد می باشد و تازه اینکه اغوا قلب و عشق و عقل نظری داشتن بدون داشتن روند اثبات ملاک و خدا و اوامرش و ولایت و امتدادش است بدست می آید برای اینکه نیاید باید تسلط به این کتاب و معانی و تعریف معانی داشته باشید تا اغوا نشوید می باشد و تازه سلامت قلب با عشق و شادی و لطافت و مهرورزی بدست می آید می باشد و تازه اینکه به جوانمردی باید رسید  و نباید نامردی و ناجوانمردی کرد و این رونق نمی یابد مگر از خودسازی (جوانمردی با کبیرایی و خودسازی و فروتنی و سخاوتمندی) می باشد و تازه با موج و بادی که با آن هماهنگ می باشند نظام سلطه می باشد که باطلان است باید با موج و بادی هماهنگ بود که به آخرت می وزد هرچند خلاف دنیا بورزد می باشد اما دردرجه آخرت خلاف خود دنیا نمی ورزد و باور دردنیا بهشت و جهنم در آخرت می باشد. و تازه اینکه با شعور باید بود و از بیشعوری ها باید پرهیز کرد می باشد این چیزی که انسان را از حیوان متمایز کرده است می باشد. و تازه اینکه آینده درگذشته (سنت نبوی) درمسجد بسازیم می باشد و تازه اینکه ^دشمن ما همین اخلاقیات را می گوید برای اینکه اقدام خودشان علیهمان را توجیه بکنند^ می باشد. و تازه اینکه مال و نفستان به خدا و اوامرش و ولایت تقدیم کنید و بفروشید که این نزد خداوند بزرگترین اقدام است می باشد و حساب و کتاب دنیایی نداشتن انسان را سقوط می دهد به درجات پایین تر اگر بهشتی باشد هلاکت همراه بهشتی بودنش همراه می باشد چنین است که کمال طلب هدفمند بگیرید اما کمال طلب نباشید یعنی کمال طلبی را هدف بگیرید اما مشغول به کمال طلبی نشوید مشغول به وضعی که درآن می باشید که به سوی کمال راهی بشوید بدین چنین نمی مانید می باشد. و تازه اینکه دانسته محافظت و حدود حدود دراستفاده کردن ها باید باشد و همانا هو فوز عظیم و بشر المومنین می باشد و اشدد من کفار و رحمانهم بینهم و فوزتُ رب الکعبه این انسان تراز است و تازه اینکه اقتدار داشته باشیم حتی وقتی تک و تنها می شوید چنین می توانید مثل حضرت زینب (س) و امام حسین (ع) بود چنین است که می توان رشد و هدایت داشت می باشد و تازه اینکه GDI معدود لله است می باشد(و تازه معدود لله را قبل از برخورد فقط فرصت وصیت و مانندش گذاشته نشود اما فرصت غیروصیت گذاشته می شود باشد)و تازه با تمام قلب باید تقدیم باور کرد ایمان می باشد.فرق است بین باور قلبی با تمام قلب تقدیم به باور کردن می باشد و همانا باور فقط شان الهی نیست که می توان از شان انسانی و عملی نیز باشد پس ایمان اندکی درمسائل غیر الهی نیز راه دارد مثلا ایمان به زندگی و ایمان به کار و ایمان به تلاش و . . . می باشد و چنین است که ایمان واجب ایمان به خدا و اوامرش و ولایت می باشد و خدا و امام عصر (عج) را باید جنون را تقدیمش کرد می باشد و درولایت باید ثابت قدم نیز باید بود می باشد و تازه اینکه همانا کتاب دوست فرزانگان است می باشد اما کسی که ایمان ندارد کافر نیست و مسلمان نیز می تواند باشد از کسانی که به کفر و ایمان تقسیم می کنند و مسلمان بی ایمان نمی شناسند و مسلمان بی ایمان را منافق می شناسند چنین کسانی خطرناک بوده و بددین و نفاق دارند می باشد و تازه کسی که عمل خراب دارد هرگز تاثیرگذار به درحساب ملاک و مسلمانی آن نیست می باشد و کسی که درحساب ملاک و امتدادش دارد شرح عمل به حق را میشناسد و شرح می کند هرچند به آن عمل نکند ویا بد عمل بکند می باشد اما کسی که عمل و ایمان ندارد ویا بد دارد غافل و فرومایه ترین بهشتی است می باشد که بسیار نفوذی ندارد و بهتر نیست همین است که همانا آتش دربهشت برای او می باشد اما تا وقتی که بی عملی او به جرم نرسد چون برسد آتش جاویدان درانتظار او است می باشد و چنین است که جویای کمال طلبی انسان عامل می شود که لازم بگردد ایمان و عمل را گریزان نبود و به سوی آن رفت می باشد و چنین است دلیل کمال طلبی ذاتی است می باشد چنین است که ایمان و عمل لازم پس از باور می گردد می باشد چنین است که کسانی که از آن فرار می کنند شاید مسلمان باشند اما انسان نیستند چنین است که لازم است که ایمان و عمل داشت هرچند خداوند مجبور نکرده است و بهتر گذاشته است می باشد و تازه ای اهل ایمان به پیمان های خود پایدار بمانید می باشد و ایمان و عمل صالح بسیار مهم است و باید درحال ایمان عمل صالح نیز داشت می باشد و تازه اینکه ایستاده ایم درمقابل دشمن و موج های بی امان و پرشکوه و پرصلابت می باشد.‌ و تازه اینکه گرمی محبت و مهربانی را باید درنظر داشت و خنکی عاطفه نیز باید درنظر داشت چنین است که می توان یک جامعه بربنا این قرار داد می باشد و ای آزادگان و ملاک داران بیاید دوستی ببندید و از تفرقه و اختلاف بپرهیزید چنین است بیاید اشتراکمان پایبند شویم همانا درگروه خدا(حزب الله (خاص)) بود می باشد در مقابل جبهه ی نظام سلطه قرار بگیریم می باشد و حماسی با عشق و جانانه درمقابل GDI (نظام سلطه) بایستیم می باشد و خود را مهیا کنیم بیایم با هم متحد شده و ابلیس را از تخت راحتش پایین بکشانیم یکپارچه و متحد درجبهه ای به نام NOD (نیروهای امید دگرگونی (نظام سلطه کنونی انسان)) می باشد با پرچم سفید البیعت لله می باشد که درمقابل دشمن بایستیم می باشد که چون دشمن چهره بد همیشه از دشمنانش می سازد بدین چنین نیست که بد و زشت باشیم چنین است که خداوند حافظ و نگه دار ما می باشد حتی درعمل اگر تابع دستورات او باشیم و عهد ببندیم به کسی ظلم نکنیم و به ناحق کسی را نکشیم و به درختان و گیاهان و موریانه ها حتی و انسانها مظلوم و بی گناه آسیب نرسانیم فقط به آنان حمله کنیم که حقوق الهی و حقوق انسانی و حقوق خاکی را زیر پا گذاشته اند فقط معدود لله و قاتل غیرمعدود لله و فتنه گران را بکشیم هرکسی که باشد و چنین است که همانا غیر از اینان نکشیم فقط اگر مجرم بودند به سزای غیرکشتن برسانیم چنین است که عدالت را برقرار کنیم و فضل به مومنین و دوستان داشته باشیم می باشد‌ اخلاق را اولویت خود پس از باور و عضو جداناپذیر از باور قرار دهیم می باشد و از کارهای زشت پرهیز کنیم و عمل صالح و تقوا پیشه کنیم و بدانیم نزد خدا بعد ایمان تقوای الهی بهتر است می باشد و بسیار بخشنده باشیم و دست بخشنده داشته باشیم و چنین است که خداوند نیکوکاران را دوست دارد می باشد. حق با ما با است با باور ما است وگرنه فقط درعمل حرفه ای هم باشیم ما مشکل داریم و دیگران و خدا درستی ها مال آنان است می باشد. و تازه پول و قدرت و شهرت بد نیست اما به شرطی که دراه خدا و اوامرش و خدمت به مردم و حلال و خیر باشد و خدمت به مردم عضو جداناپذیر از خدمت دراه خدا است و تازه اوست که هرکسی که بخواهد ذلت می دهد و هرکسی بخواهد بزرگ می کند و خشم کنترل باید شود و تدبیر کردن با عاطفه عامل می شود که خشم را کنترل کرد می باشد و تازه اندیشه ما ریشه دار درمعنا روی ثابت است و پیروی از بزرگان اسلامی درعمل و انسانی(فکری درعمل)کردن لازم است و تازه اینکه همانا درحساب ملاک و امتدادش از عقل معرفت داشته باشید روز قیامت نگوید فلان کسی و زمانی گمراهم کرد چونکه عقل معرفت وامتدادش داده شده بود و باید میفهمید می باشد.
و تازه برای هرچیزی قلبی است و قلب قرآن سوره ی یاسین است وتازه بصیرت و فهم ازعین همه حقیقت نیست اما بصیرت تقریبا نیمی از درروال تکلیف است.#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت

امام رضا

«ان الخضر شرب من ماء الحیوة فهو حی لا یموت، حتی ینفخ فی الصور، و انه لیأتینا فیسلم علینا، فنسمع صوته و لا نری شخصه،... و سیونس الله به وحشه قائمنا فی غیبته، و یصل به وحدته».

«حضرت خضر (علیه‌السلام) از آب حیات خورده است و لذا او زنده است و تا دمیدن صور نخواهد مرد. او همواره پیش ما می آید و بر ما سلام می کند، ما صدای او را می شنویم و خود او را نمی بینیم... خداوند به وسیله ی او رنج غربت را از قائم ما (ارواحنا فداه) در زمان غیبت خواهد زدود، و با مأنوس بودن او، قائم را (علیه‌السلام) از تنهایی رهایی خواهد داد».

اثباة الهداة/ ج3/ ص480.
و تازه ما فرقه منحرفه نیستیم و ما هدایتیم هرکسی به راهمان بیاید بیاید همانا نیامد تکلیفی ما برآنان نیست و جاویدان درآتش می سوزند مگر آزادگان پس ما کسی که مخالف این کتاب شود به مخالف حتمی امام عصر (عج) است ما تازه خود این کتاب تعاریفش ریسمان است غیر آن نیست هرکسی غیر این چنگ زند بددینی ویا نفاق دارد می باشد و تمیز انحراف با هدایت با این کتاب تعریف می شود و این کتاب درحجت اولویت از این به بعد دارد می باشد و تازه اینکه حق و باطل با این کتاب شناخته می شود می باشد و تازه باید خدا را ممنون دار بود تا پایبند بودن به مسائلش را ابراز کرد می باشد و هیچ شرکی نیست چون مبنا یافتن از خدا و استنباط الهی این کتاب است می باشد.
و تازه اینکه عرفان حقیقی همانا عرفان اسلامی است که و عرفان کاذب داریم و نقاشی دروغ داریم وقتی انتزاعی نباشد و سطحی باشد و مبنا معرفت (عقل معرفت و امتداد آن) راست است (تخلف از آن تخلف کلی است) اما معرفت یا شان انسانی که خوب از انسانی عشق و عقل نظری هم باشد کذب و غیرکذب دارد چه برسد شان عمل می باشد و تازه اینکه همانا که مدعی کذاب نیست و غیرمدعی کذاب است مگر درعمل که مدعی کذاب است و عرفان حقیقی از ظاهر و باطن درظاهر غافل نیست و چنین است که عرفان درون نگر است و عرفان عضو جداناپذیر از دین اسلام و عقل است پس نباید غیرعرفان اسلامی بهره گرفت مگر عرفان روح القدس (و مسیحی گونه تا جایی که مغایر با اصول اسلام نشود) و تازه بخشی از دین عرفان است نه همه وگرنه خساران شده است و تازه عشق تا حدودی اندک از عقل جدا است اما عرفان اسلامی بیشتر عقلانی است و تازه عرفانی که ریاضت بکشد و ضداستدلالی باشد باطل است اما عرفانی که حسی باشد با حس به درکی برسد قابل پذیرش است اما صورت عرفان بیشترخودی است می باشد.
و تازه اینکه حقیقت چه معنا است این کتاب تمیز از باطل به معنا کرده است چنین وضعی است که قرآن به معنا این کتاب است نه یک کتاب بی تعریف می باشد. و تازه اینکه همانا معرفت با پشتوانه ی مبنا معرفت ایمان می باشد. ومعرفت منظوری جدا از مبنا معرفت دارد می باشد و تازه توسعه و تمدن و فناوری و فرهنگسازی مقدس است که اگر پشتوانه لازم را داشته باشد ما قومی می شویم که بیشتر از همه به امت پیامبر (ص) و خاندانش شبیه تریم درجامعیت می باشد که همانا اشدد من کفار و رحمانهم بینهم است می باشد و تازه اینکه وسط محض درمعنا با مطلق متخلف (برای مخلوق) باهم همانا اتحاد ابلیس و دجال است و چنین وضع است که این اتحاد روی ثابت ابلیس است و کسی مخالفت کند همانا معدود لله است چنین وضعی است که این دوگانگی یک ذهنیت باطل اصیل جامع دارد ^خدا هم از آن باشد باید کُشته شود می باشد^ که این دریافتن است که البته خدا با آنان معمولا نیست چنین گفته می شود ^چون خدا بی نیاز از آنان است^ می باشد و تازه اینکه همانا وسط (مایل به مطلق) درعین وهمانا مطلق (مایل به میانه) درمعنا مقبول است می باشد و تازه اینکه شرح حجت درونی که به عین آمده این کتاب روی ثابت است که نه حجت بیرونی که قرآن و پیامبران است می باشد و تازه اینکه دانسته این کتاب به مطابق استفاده کرد هدایت شده است و تازه اینکه ما بهترین مخلوقاتیم کسانی که ایمان از آنکه باید بیاوریم آورده و عمل صالح شرح حقیقی آن را می دانیم می باشد که چنین که درون نباید با خارج مطابق پیدا کند این خارج است که باید سازگار با درون ساخت و درون کشف حقیقی است می باشد و این حجت درونی مقدس این کتاب است و تازه اینکه عین خود تا جایی که عالم دسترسی دارد آیات خدا است می باشد و تازه خدایا شکرت که علم به ما عطا کردی آن علم هم از آن تو معنا سرآغاز پیدا کرده است وگرنه جزء تو و اوامرت هیچ چیز معنا ندارد می باشد و خدایا من را از شرک های خفیف (شرک های نادیده ام) رها بده که علمم را هم از خدا و اوامرش دارم باشد می باشد. وتازه منتظر حقیقی آن است که هم معرفت دارد هم محبت به ایشان دارد وتقوا به ایشان داشت می باشد وتازه عالم مظهر امام عصر (عج) است و اعمال ما شیعیان را می بینند می باشد و تازه اینکه دانسته از تکنولوژی بهره نیکوکاری ببرید می باشد و آن را داشته باشید و پیشرفت و توسعه بی مرز جزء مخرب داشته باشید می باشد.و تازه اینکه خداوند اخلاق مداران را دوست دارد و چنین است که خداوند معدود لله و تجددگرایان را دشمن می دارد اما محبین لله و تجدیدگرایان را دوست دارد چنین است که ***اصلا اسلامی که مورد نظر ما است اسلام تجدیدگرایان  (مایل به میانه)درعمل(اعتدال مایل به مطلق دراخلاقیات)به طوری که باور و اصولش و معرفت را ثابت دارد *** چنین اسلامی همان اسلام هدف است و هدف این کتاب از رساندن به چنین وضع است یعنی عملگرایی اسلامی ناب ملاک یعنی NOD یعنی نیروهای امید دگرگونی می باشد همین است که ما ضدGDI ویا نظام سلطه خود NOD می باشیم چنین است هرکسی درعالم از نظام سلطه مخالف است به ما بپیوندد چه مسلمان چه غیر مسلمان و اگر مسلمان باشد و مخالف نظام سلطه ملاک دار است و اگر غیرمسلمان باشد آزاده است فقط نظام سلطه معدود لله می ماند فراخوانی می کنم با هرسلیقه و هرنظری که باشد نظام مقابل نظام سلطه همانا نظام نیروهای امید دگرگونی می باشد و این یک فراخوانی است می باشد. و تازه چشمان دام های شیطان اند اگر به درستی استفاده نشوند می باشد. و تازه اینکه
حتی آب خوردن را باید مطابق دستورات ولی فقیه که نائب امام عصر (عج) است کرد می باشد و تازه دانسته صور قرآن کریم را محور نباید قرار داد بلکه انتزاع قرآن کریم را محور باید قرار داد و تازه درحساب ملاک و امتدادش ثابت است و خود امتدادش هم حتی خودمحور و خودستایش درباور اصول نیست بلکه خود فردی هم بیابد تکلیفی است که همگان به آن مربوط است روی ثابت می باشد و تازه اینکه استدلال و منطق همانا اصالتا از خود حسی به مدل ثابتش است و همانا پایین تر از درحساب ملاک و امتدادش است پس آنچه روند اثبات ملاک و محصول و امتدادش پذیرفته همانا ارجع بر منطق و استدلال می باشد همانطور که استدلال ومنطق ارجع بر هرچیز دیگر می باشد و تازه عقل نظری به درحساب ملاک دربی خطر بودن کذب و صحیحی بودن نزدیک تر به منظور است می باشد.و تازه چشم و دست و پا اگر ازدرستی باشد مقدس تر از کسی است فقط باور به حق دارد چنین است که باور (به حق) بالاتر از دست است اما دست با پشتوانه ی باور به حق بالاتر از باور به حق فقط است و تازه اینکه برای عملگرای اسلامی باید عمل با مصلح بود اگر (ایمان با) عمل صالح باشد مورد مقبول است باید شور داشت و تجدیدگرایی درخودعمل داشت و به روز شد می باشد (به طوری که قوانینش ثابت است) و تازه اینکه از به تدریج کارهای اولیه در سطح توان شروع کرد بعد به کارهای پیچیده و پیچیده تر رفت می باشد تا ^تاثیرش را نفسانی بگذارد می باشد تا بتواند عامل حرکت و شور باشد^ می باشد و تازه همانا دین مبین اسلام ناب محمدی ملاک و امتدادش همانا از خدا و اوامرش و ولایت و و روند اثبات ملاک و امتدادش است و امتدادش درگرو ولایت و ولایت درگرو اوامر خدا و اوامر خدا درگرو خدا اما چون خدا درگرویش اوامرش و ولایت و امتدادش است خدا منظور همانا الله ملاک است پس هرکسی به الله ملاک چنگ بزند دین مبین اسلام ناب محمدی ملاک چنگ زده است پس بیعت کنید با الله ملاک که الله ملاک پیروز است پس بیعت لله
(و تازه حدود الهی شکسته نمی شود پس بدضعیف حتی خطا برای انسان نیست بلکه اموری است که برای انسان نیک است و برای خدا شر می شود (از عطسه گرفته تا کُشتن معدود لله وگرنه به عصمت مطلق درملاک انسانی برای معصومین معتقدیم می باشد) (و تازه بدضعیف درملاک انسانی فرق دارد با بدضعیف درکل) می باشد.) پس
دشمن خوب و بدش حسش و منافع است اما منطق و عقلش را از آن توجیه می گیرد یعنی اگر ما آدم احساسی بودیم از احساسی شرح می کردند اگر منطقی بودیم از منطق اگر عرفانی بودیم از عرفان مهم راضی کردن ما از راهی است که مزاحمت برای منافع نشود اما ما هیچ کدام را اصل نداریم چنین است که مهم برایشان منافع طلبی است و تازه اینکه آنکه توجیه اش و تشدد بیشتر تا دندان مسلح تر (حاضر جواب) اما آنکه دانا تا قدم به قدم طی کردن (امتدادی) است و تازه اینکه دانسته چشمی به جایی باشد قبل آن چشم خدا به آنجا است چون چشم خدا ظریف است مقدم و اولویت برچشم انسان است می باشد‌ چنین نمی توان چشم گناه و چشم چرانی بکند می باشد‌. و تازه یکسال وقت بگذار این کتاب را بفهم یک عمر به حق زندگی کن تا اینکه وقت نباشد می باشد. و تازه وای بر خیانتکاران آنان که خیانت می کنند پایدار به رابطه ها نیستند و ثبات اصل آنان نیست که بسیار گنهکار می باشند و همانا اعذاب جاویدان درانتظار آنان است به زودی خیانت کارانی از گروه ما پیدا می شود که از NOD برمی خیزد و مرد است که خیانت می کند و اینان درحساب ملاک را دقیق ندارند که یک گروه جدا شده از گروه ما می شوند می باشد که درمقابل ما می ایستند البته ما دو دشمن می داریم (GDI وNODدیگر میباشد)و تازه فاصله محبین لله و معدود لله یک مو است آن است که هردو دل و عشق دارند اما محبین لله درحساب ملاک دارد اما معدود لله نه تنها ندارد بلکه مثل سلمان رشدی ها است.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...