ویژه کنید
عکس و تصویر ^نگرش کلی مبنایی بودنش باطل است^ اما عملی بودنش اشکالی نیست می باشد. و تازه ...

^نگرش کلی مبنایی بودنش باطل است^ اما عملی بودنش اشکالی نیست می باشد. و تازه اساس اعتقاد و اصول است نه اخلاق و انسانی می باشد اما اخلاق و انسانی عضو جداناپذیر از اعتقاد است می باشد و تازه دین اعتقادش مهم تر از سبک زندگی آن است می باشد چنین است که نزد ما کفر (جزء آزاده) بدتر ظلم است اما ظلم نیز بد است این تمام اختلاف ما با دیگر انقلابیان می باشد وگرنه ما مخالف داعش و تکفیری و . . . حتی وهابیت و شیاطین قرمز می باشیم و معدود لله درحدود از ابلیس تا سلمان رشدی ها و مردم سگ پایبند به آنان (خدا نکرده ؛ نه مردم نه هرمردم طرفتار) است اما مخالفت ما به آمریکا و اسرائیل و انگلیس بیشتر از مخالفت با داعش و تکفیری است می باشد و تازه اینکه بین شیعه و معتزله باشید به طوری که شیعه را اصل بگیرید اما بویی از معتزله ببرید می باشد به خصوص از اختیار و آزادی آن به خصوص آزادی آزادی می باشد. و تازه من کلیات و جزئیات از کلیات را می گویم و جزئیات را آن خودتان درک کنید و منطبق سازی کنید می باشد. وتازه آزاده کسی نیست که خود تروریست می سازد و خود علیه تروریست می شود مثل فرانسه می باشد. و تازه اینکه دانسته فساد فی الارض است کسی که ظلم به حق کسی بکند و هرکسی که باشد و خسارتش کسی را آزار برساند می باشد. دین ما دین مشخص و مبین است پس تعاریفش مشخص است وقتی چیزی می گویم تعریفش همان است که تعریف بدیهی است (مگر اندک مسائل که پیچیده) می باشد و تاره فطرت ثابت است و دین اسلام یا فطرت است پس اگر جوامع و فرهنگ ها تغییر کنند باز برقرار خواهد بود میباشد چون ثابت غالب بر تغییر است روی ثابت می باشد‌.
و تازه تفکر به ناظر بودن خدا و تفکر دربصیریت و شخصیت (با‌پشتوانه ی ملاک و امتدادش است) عامل بازدارنده گناه درعمل است می باشد. و تازه اینکه شود فکر حتی کامل آینه نیست مگر فکر کامل جامع آینه عمل است و خداوند وقتی ببخشد بدی ها را درمصاف خوبی قرار می دهد پس بدی ها را تبدیل به خوبی می کند وقتی ببخشد اما روی ثابت است که خداوند توبه پذیر است توبه دوبخش است سخن و عمل همانا سخن این است بگویی و عمل نباش توبه توبه نمی شود پس عمل اصلاح نیاز است و تازه خداوند بصیرت را با پشتوانه ی ملاک و امتدادش دوست دارد و بصیرت یعنی نفوذ فهم درعین که تفکر درآن با باور به ملاک و امتدادش عامل بازدارنده ی گناه کلی و جزئی شده بلکه آینه شدن می باشد و تازه بصیرت و واقع بینی این است که دوراندیشی داشت و این موثر نمی شود مگر اینکه درهمانجا می باشیم اثراث آینده و معاد و ناظر بودن خدا را (برشخصیت) درنظر بگیریم و کمی تامل کنیم بعد انتخاب کنیم (بدانیم دریا از یک قطره ها است به خصوص وقتی هرقطره عادت قطره دیگر می شود) همیشه اول تامل کرده همانا بعد انتخاب کنیم چنین عامل می شود که از بدی ها به دور بود و تازه اینکه دانسته شود بصیرت با پشتوانه ی ملاک و امتدادش یک مسلمان ناب ملاک و انسان آزاده می باشد. و تازه اینکه مسلمان ناب ملاک تنها انسان مقبول درنزد خدا است و همانا انسان آزاده تنها انسان مقبول درنزد بشر است چنین است کسی هم درنزد بشر مقبول باشد هم درنزد خدا مومن می باشد اما کسی که درنزد خدا مقبول فقط باشد مسلمان است اما معلوم نیست انسان یا درنزد بشر مقبول باشد که درنزد بشر جزء است و درنزد خدا درکل است و کسی که مسلمان است مومن نیست درکل رفته اما جزئیات را ندارد هرچند شرحش را میداند و بخواند و بنویسد می باشد. فکر کامل ، جامع نشود مگر داشتن جزئیات می باشد.وتازه رنگ تقلبی روی ثابت است که مطرحش (درحساب ملاک) نیست و شخص مطرحش (درحساب ملاک) نیست بلکه تقلبی همان عقل نظری و عشق است که بدون پشتوانه ی ملاک و امتدادش است می باشد. و تازه یکبار گفته شده است انتظار خدا از بشر است همانا درملاک انسانی است که بد ضعیف دارد و کسی بدضعیف را منکر کند بسیاری عملی و قدرت تخلف ها و...را منکر می کند می باشد اما عصمت مطلق درملاک انسانی بدضعیفش این هم نیست که سهو بکند اما عطسه و دستشویی گرفته تا حکم معدود لله بردوش دارد معصومین نیز دارند می باشد که خود ذات خدا پاک از اینان است می باشد شرک نباید دنبال بود و کمال طلبی شرک خواهی باطل است و بدضعیف شرک زدا است.نکته : و تازه اینکه دانسته هم خشونت مقدس و هم نیکوکاری نداشته باشید مگر اینکه توسعه و پیشرفت و هوشمندسازی همراه آن باشد می باشد مثل حیوانات نباشد که خشن بی توسعه دارند شاخ داشته باشید دندان تیز داشته باشید اما عقلی هم داشته باشید وگرنه خطرناک می شوید این تمام شرط است !!! خشونت نداشته باشید مگر برای معدود لله و مجرمی که بازنمی گردد می باشد بقیه فقط نیکوکار باشید درشمار بی حد می باشد. و تازه اینکه اگر خلافش ثابت شد و آزادگی و جبهه ی اعتدال برحق شد و جبهه ی اعتدال آن جبهه ی اعتدال باطل نبود همانا رنگ آبی آسمانی می گیرند و تازه اینکه دوجبهه ی GDAوNOD همه بشر موظف می باشند یکدام را انتخاب بکنند اما بهتر است که NOD انتخاب شود تا جایی که شاخ و دندان تیز را با عقل دارد باشد نه شاخ و دندان تیز بدون عقل باشد می باشد تا بتواند معدود لله و ظلم و استعمار را سرکوب کند نه آنکه مکفور و مظلوم و مفتون بی گناه را هدف بگیرید می باشد پس با NOD سرخ سفید باشید نه با NOD آبی یخی و بنفش و سیاه و سرخ می باشد که همانا NOD دوم منجر به خروج سفیانی می شود و NOD اول نه تنها منجر نمی شود بلکه خود درمقابل NOD دوم می ایستد به شدت هم می ایستد چون ظلم فساد فی الارض است همانا NOD اول توسعه طلب و انسانی خواه اما چهره ی ارتش آن ترسناک برای دشمن خدا و دشمن انسانیت و دشمن خاکی است و GDI پشت NOD دوم است می باشد(این را NOD اول به مردم اثبات می کند می باشد)یعنی نظام سلطه درحکومت مهدوی عراق فتنه می کند و گروهی جدا می کند و ازکشش آن عامل منجر به خروج سفیانی می شود می باشد و دشمنِ نظام مهدوی عراق یعنی دشمنِNODاول می شود می باشد و تازه اینکه دانسته عاشق و مجنون خدا و اوامرش و ولایت باشید این وظیفه همه ما پس از باور به خدا و اوامرش و ولایت می باشد. و تازه محقق نمی شود آنچه باید محقق شود مگر اینکه من و شما بخواهید وگرنه دیرتر می شود می باشد (آنچه الزام وملزوم است گذشته محقق شده دیگر باقی است) پس حتی الزام و ملزوم هم محقق شدن می خواهد و بسته به خواسته ما است حتی ظهور می باشد اینکه ظهور و الزام و ملزوم ها رخ بدهد شکی نیست اما زود و دیرتر و سوخت و سوزش دست ما است می باشد و تازه الزام و ملزوم اندک اتفاقات و مسائل است چه برسد بقیه مسائل که آزاد دست انسان است می باشد که هیچ ریشه ی رخ دادنش هم دست خود ما است و تازه اینکه دانسته نفس مشترک مبلغ و شهید جهاد است که مبلغ با علمش است و شهید با جانش است می باشد. و تازه NOD اول پیروز بر NOD دوم شده و حضرت مهدی(عج) بهNODمی پیوندد پس از مدتی که وقتی فردی به نام علی از کره ی زمین در زمینه ای سفید خارج شد و وارد انرژی نورانی شد می باشد. بدانید ظهور رخ نمی دهد مگر اینکه محقق این بشود که جهان به سوی ظهور قدم بردارد بیفتد نه فقط یک منطقه اگر چنین می کردید همانا ظهور رخ می داد می باشد.
 #حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت

کلام امام زمان

وأما وجهُ الانتفاع بی فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس إذا غیبها عن الأبصار السحاب وإنی لاَمانٌ لأهل الأرض کما أن النجومَ أمانٌ لأهل السماء

ای شیعه ما
نفع بردن از من در زمان غیبتم مانند نفع بردن از خورشید هنگام پنهان شدنش در پشت ابرهاست و همانا من ایمنی بخش اهل زمین هستم، همچنان که ستارگان ایمنی بخش اهل آسمانند.

منابع:الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی) / ج 2 / 471 / احتجاج الحجة القائم المنتظر المهدی صاحب الزمان صلوات الله علیه و علی آبائه الطاهرین ..... ص : 46الوافی / ج 2 / 425 / بیان ..... ص : 419بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 52 / 92 / باب 20 علة الغیبة و کیفیة انتفاع الناس به فی غیبته صلوات الله علیه ..... ص : 90بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 53 / 181 / باب 31 ما خرج من توقیعاته ع ..... ص : 150بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 75 / 380 / باب 30 مواعظ القائم ع و حکمه ..... ص : 380
و تازه درخدا تقسیم به هرگونه راه ندارد ذات خدا را نمی شود دید چون اصلا عین ندارد و دل راه به صفات است اما درذاتش نیست اما درک می شود نکرد اما فهمید چون درک معنای فهم نیست و درک از حس است و فهم از عقل معرفت است می باشد و یافتن درمعنا بالاتر از وضع خود می یابد می باشد که تکلیف به آن این است که فقط به آن باور داشت می باشد. و تازه اینکه اسلام فقط حق و مسیحیت واندکی یهودیت آمیزه ای بین حق و باطل است و ادیان منسوخ شده (خدا و معاد باور) آمیزه ای بین حق و باطل است و ادیان باطل و بی دینی باطل است که باطل آنان هم کم و بیشی دارد می باشد ما دفعتا هرغیری تماما محکوم نمی کنیم و خودمان هرچند باورمند به اوج حق درملاک انسانی باشیم بدین بقیه را خالی از حق نمی دانیم به کم و بیش قائل می باشیم حتی می دانیم حق بودن ما درملاک انسانی است می باشد ، نه به طور به خودی خود کلی باشد می باشد وتازه اینکه آزادی و اختیار داریم تحت حاکمیت خدا اما ما اندکی از خدا جدا میباشیم.و تازه انسان حقش مطلق نیست بلکه نقیص درصدد مطلق است آنکه حقش مطلق است خدا است می باشد.و تازه درمورد حجاب می گویم درحجاب آزاد می باشید اما بهتر برای شما است آنچه پوشش قرار داده شده بپوشید اما لااقل پوشش معمولی داشته باشید به طوری که تنها بی حجابی موسرتان باشد اما بهتر است بپوشانید و چادر (سنگ تمام) حجاب بهتر برای حجاب که بهتر می باشد و تازه اینکه دانسته شود کسی رعایت نکرد ضررش به خود او است اما گیر دادن به او نباشد و همانا دربین آزادگان حجاب ضرورت نیست اگر ضرورت باشد برای ملاک داران می باشد چنین است که مردان حیاء ضرورت است چه آزاده اش چه ملاک داران می باشد‌. و تازه آزاده عملگرا اگر مبنا عقلی باشد  نه تنها پوشالی معدود لله نیست بلکه بهترین دوست ملاک داران است همانطور که اهل مهدی برای ملاک داران است همانطور هم آزاده عملگرا برای آزاده است می باشد و یک آزاده جامع است می باشد اما می تواند عشق داشته باشد لیکن عشق آن از عقلانیت است می باشد. و تازه اختلاف نیست مگر ظاهر مسئله دردین و این کتاب آنهم به طوری که مثل موسیقی هم می تواند قبیح داشته باشد هم موثر نیکو باشد چنین مسائل استفاده ای بوده و ظاهری است و نباید سوء استفاده بشوند مثل عقاب دجال و دم عقرب درنشانه سفیانی با عقاب و دم عقرب درنشانه مهدوی می باشد چنین است که ستاره هشت پر که وسط و دور آن نمادی باشد مشترک است می باشد و همین نماد اسلام ناب محمدی ملاک است می باشد چنین است بعضی مسائل که اختلاف است بعض به بعض است همانا مثل جمهوری اسلامی مثل حکومت ایران و . . . به خاطر برقراری نسبیت که هم خطا دارند هم روش صحیحی درراه دارند چنین است که این ممکن است روش غلطش در درستی آن آمیخته نیز بشود چون بعض به بعض لااقل ۰۵% تضاد ایجاد می کند می باشد بعد هم درامور بعض کار ها معمولا درهم می روند می باشد و تازه اینکه خدا نکرده ؛ درصورت وفات رهبری و علامه از امتدادشان و برگزیده ی آنان عملا باید پیروی کرد می باشد که آنان هم جانشینشان باز از جنس علامه و رهبر است می باشد و تازه حتی اندکی بعض به بعض رهبری را می گیرد چونکه هم خود امام عصر (عج) نیست می باشد. و تازه اینکه طاعت از ولایت لازم است بدانید که حضرت مهدی (عج) روزی خواهد آمد و تمام صلح و امنیت و آگاهی را گسترش می دهد می باشد و این یک واقعیت درحقیقت می باشد و به این ایمان داشته باشید هرچند سخت برای شما باشد می باشد و به خاطرش سر هم بدهید و شهادت ها بدهید بدانید این یک توهم نیست یک واقعیت درحقیقت است و امید خیالی نیست چون واقعیت درحقیقت است چنین است باور داشته باشید او می آید به قدرت می آید و جهان یک حاکم و یک حکومت و یک نظام و یک کتاب قانون خواهد داشت و عدالت و آرامش و صلح و عشق جهان لبریز می شود اوست از نوادگان پیامبر خاتم (ص) چنین است که به این با تمام قلبتان تقدیم به باورش بکنید و ایمان داشته باشید و به خاطرش مستحق است نفستان را هم بدهید چه برسد جسمتان چنین است که از لعب و بازی بپرهیزید مگر اندک که همگی زودگذر و لحظه ای این دنیا می باشند چنین است که او بیاید تمام شما تسلیم او خواهید شد و او بسیار زیبا صورت و زیبا سیرت است آنقدر که بهتر از آن خلق دربشر نشده است تماما می باشد. و تازه نسیم خنک امام عصر(عج)با دستانی گرم می آید و آنچنان پیروزمندانه و ساده پیروز پس از ظهور می شود که کسی همچون او ساده نگرفته است می باشد او بر تمام انس و جن حکومت می کند و تحت حکومت خدا حکومت برجهان عملا پس از ظهور خواهد کرد میباشد و همه اینان بهرمند ازعقلانیت می باشد.
۱_حال به تابعیت از ولایت بپردازید
۲_*آزادی فلسطین را یکی از آرمان های خود بکنید.*
۳_دنبال اتحادی جهانی و اسلامی باشید
۴_جنگ و نزاع را تا جای ممکن بین ممکن تمام کنید و جنگ را زبانی و جدل و بحثی و مذاکره ای بکنید تا حق را برقرار کنید می باشد از حدود آن بیشتر نروید چون یک کدام شما (اول از همه خود ما) قدم گذاشت دیگری پا عقب بکشد تا بحث به جنگ تبدیل نشود می باشد
۵_عهد را برقرار کنید و فتنه ها را بردارید می باشد
۶_رعایت همدیگر بکنید به طور برابر درعمل حتی اگر فردی از ملتی دیگر و پیرو دین دیگر و . . . باشد می باشد
۷_بدانید دشمن ما فقط و فقط معدود لله و ظالم است
۸_قساوت قلب را رها بکنید و دوستی بیاورید مگر درمقابل دشمن خدا می باشد
۹_سازمان ملل اگر از نارسیدگی ها و بی بند و باری ها دست بردارد مصلح می شود و سازمان بین مللی می باشد
۱۰_دنبال علم و علم نظری و تکنولوژی و فناوری و . . . به شرطی که پشتوانه ی ملاک لااقل آزاده را داشته باشد داشته باشید می باشد
۱۱_دنبال رفتن به فضا و سفر به آن باشید و زودتر راهی بیابید
۱۲_بدانید اکثر مردم بی گناه تازه آزادی خواه می باشند چنین است که آنان که فقط معدود لله است نظام سلطه است و تازه اکثر مردم را درجبهه ی دوست حساب کنید فقط اقلیتی فاسد می باشند.
(*این دین مبین اسلام ناب ملاک*)هیچ چیز بعد از درحساب ملاک مهم تر نیست مگر عشق و هیچ چیز مهم تر از عشق بعد از آن نیست مگر علم می باشد و قدرت و ثروت و شهرت زودگذر و لحظه ای است و روزی به خود ضرر می رساند و روزی به نفع می شود و ارزش حساب باز کردن زیاد ندارند آنچه مهم است خدا و اوامرش و ولایت و روند اثبات ملاک و عشق و علم است عشق و علم بد نداریم هرعلمی خوب است فقط به شرطی که همانا باید به درستی استفاده کرد و سوء استفاده نکرد ویا همانا بدون درحساب ملاک لااقل بدون آزادگی نداشت می باشد و تازه علم مقدس است آنقدر که خطاب خدا هم با علیم است و آنقدر مقدس است که مانند درتابعیت از خدا و اوامرش و ولایت و عشق ندارد علم را گوهر بدارید ^به خصوص پس از علم معرفت علم نظری^ می باشد و آنقدر علیم بر چیزی باشید که بر مسائل و قضایا ذهنتان مسلط شود و راهی ندارد جزء اینکه از عشق عالم شوید بدون بهانه چنین است که علم ^مقدس است می باشد پس (علم)^ بیاموزید و بیاموزانید و ^علم^ را داشته باشید آنقدر درنظر بگیرید که رقیب بی همتا شوید راز پیروزی درعلم این است که عشق را غرق درعلم بکنید و دل به دریا علم بزنید و نهراسید که اصول برپایبندی خود باقی است و بین اصول دین و علم راه انتخاب نکنید مگر اینکه علم درعمل و تجربه و نظری باشد و اصول دین باقی برسربالا تجربه و نظری درشان الهی تاج است که تجربه و نظری درآن دخالت نمی کند اما درشان خود باقی است می باشد این درمواقعی است که تضاد شد درمواقعی که تضاد نشد و مطابقت بود که جای خود دارد پس حتی درتضاد علم را نه تنها کنار نمی زنیم بلکه همانا او را راهی باز درکنار دین داشتن و دین داشتن درکنار علم داشتن قرار می دهیم طوری که هیچ موقع دین منطبق علم نشده و علم منطبق دین نشده درحالی که دین مسلط بودنش دارد اما قضایا را تفکیک می کنیم و با هم قاطی نمی کنیم می توانیم یکجایی درعلم ضد دین سخنی علمی بگویم چون می خواهیم درعلم بی مرز فقط بدون سوء استفاده توسعه پیدا بکنیم اما قائم بر دین کاملا باشیم می باشد چون قضایا را تفکیک کرده و باهم قاطی نمی کنیم می باشد و چنین است که می توان یک جامعه دینی و علمی و عشقی و انسانی ساخت و شعور + ادب + حرمت = انسانیت می باشد چنین است که حرمت را باید نگه داشت و هرچیزی برای خود حرمتی و حد و حدوی دارد چنین است که ادب باید داشت و باید شان شخصیت خود و آبرو خود را خراب نکرد و توهین و ناسزا و . . . غیر درصورت ظلم شدید به کار نبرد و شعور باید داشت و باید خود را کوچک دیگران دانست و چنین است که شخصیت و حرمت دانستن باعث شعور می شود می باشد چنین است که انسانیت درجمع شکل می گیرد می باشد که انسانیت با پشتوانه ی ملاک و امتدادش ایمان است و فرد لازم مومن می باشد. و تازه اینکه دانسته شود اختیار انسان و به خصوص تغییر درثبات تا حدی است که اگر قدرت بیابد می تواند عالم هستی را جا به جا کند می باشد حال ببنید چه موقع گفته ام می باشد. و تازه الزام و ملزوم مثل پازل است اگر شما محقق کنید نیاز نیست مال دشمن را محقق بکنید شما مثبتش را محقق بکنید دشمن منفی آن را محقق درمصاف می کند مثلا شما حکومت مهدوی عراق تاسیس کنید و مبلغ از آنجا به اروپا بفرستید همانا سفیانی هم درمصاف غرب می فرستد پس تماما نیازی به تولید بدی نیست وگرنه گناهکار و مفسد می باشید شما پازل مثبتش را کامل کنید دشمن درمصاف چنین می کند می باشد و تازه اینکه چنین وضعی است که شما لازمه ی تشکیل حکومت مهدوی عراق تغییر صورت نظامی عراق از طرف حکومت انقلاب اسلامی ایران است و ثمره ی انقلاب اسلامی دادن به عراق است همانطور که به مصر داد و نظام مصر را عوض کرد چنین است که می تواند مهدویت و انقلابی بودن را ایران در عراق تبلیغ کند تا بتواند نظام مهدوی عراق شکل بگیرید و هرچه دیرتر بکند دیرتر محقق می شود می باشد چنین است وقتی محقق شد با آن روابط دوستی بگیرد و آن را وادار کند که از عراق تبلیغ دراروپا بکند به خصوص امام حسین (ع) می باشد چنین است که تبلیغ که به اوج رسید آنها سفیانی را ایجاد می کنند و می فرستند چنین است که ما ازبهترین طریق پازل مثبت را داده ایم وگرنه طریقه های دیگر می شود می باشد که شما همین روال را محقق بکنید می باشد. و تازه اینکه همانا علم عقل شناسی (اینجا به منطور "از") فیزیکی باطل اصیل جامع است باشد^مگر^ اینکه درشان تجربی و عملی باشد می باشد. وتازه اینکه بین علم و دین درکل جمع هیچ گونه تضادی نیست ^همه تضادها عینی می باشند.^ و مهربانی تنها ماندگار است می باشد و تازه اینکه جنگ برای صلح و آگاهی است و چنین است که درجنگ اگر درمقابل دشمن خدا یا تجددگرایان و وسط محض درمعنا رو در رو بشوید ویا دشمن انسانیت یا تکفیری و سلفی گری رو در رو بشوید ویا دشمن خاکی یا تجاوزکار وتهاجم گر رو در رو شده اید باشید ^چنین است که خداوند هدایتگران را دوست دارد می باشد^
وشما ای تازه مسلمانان شیعه به ایران آمده تا خدمت به انقلاب بکنیدو تازه اینکه صلح و صفا و دین مبین اسلام ناب محمدی دلیل تمام عالم خلقت است خداوند نیکوکاران را دوست دارد بی حساب نیکوکاری کنید (مگر اینکه معدود لله باشد می باشد شما مردم غیرحکومتی و غیر نظامی فقط بایکدشان (سکوت) کنید) و خداوند رحمت است و بسیار بخشنده است چه نیکو است دلی که مهربانی داشته باشد و دستی که بخشندگی داشته باشد و  دلی که در آن حکمت نیست، مانند خانه ویران است، پس بیاموزید و تعلیم دهید، بفهمید و نادان نمیرید. براستی که خداوند، بهانه ای را برای نادانی نمی پذیرد. و تازه جهل و نادانی روی ثابت است که به علم این کتاب راه ندارد بله چه بسا علم هایی که از جهل و نادانی است اما روی ثابت است که علم این کتاب جهل نیست می باشد و هرعلمی سودش دنیایی نیست بعضی علوم سودش آخرتی است و چون باوری است همانا سود آخرتی درجه نبوده پس می تواند دردنیا اثرش سود نداشته باشد و پس همین است باور به خدا و اوامرش و ولایت و روند اثبات ملاک هیچ سود دنیایی ندارد اما سود آخرتی دارد آنچه باعث می شود سود دنیایی همراه آخرتی بیاورد اطاعت از آنان است یعنی سود آخرت مستقل از سود دنیا است اما سود دنیا مستقل از سود آخرتی در درجه نیست می باشد چنین است بعضی میگویند فی آخرت احسنه اما فی دنیا احسنه را نمی گویند و بهشتی کم درجه می شوند بعضی می گویند فی دنیا احسنه جهنمی و بهشتیشان هم آزاده می شوند همانا بعضی می گویند فی دنیا احسنه و فی آخرت احسنه و قنا اعذاب النار و بهشتی بالا درجه می شوند می باشد. و تازه سود دنیا این است طعام خود مصرف کنی و سود آخرتی آن است که طعام را ببخشی و تازه آخرت به دنیا دخالت دارد اما دنیا به آخرت دخالت جزء درجه ندارد همین است که باید باور را که دنیا به آن مربوط است حفظ کرد  هرچند از باور دردنیا سودی نباشد و سودش درآخرت باشد می باشد چنین است که ملاک داران بد عمل و بی عمل هردو سود آخرتی و بهشت را دارند می باشد هرچند به خاطر این بی عملی و بد عملی جهنم مدتی بروند اما ملاک داران خوش عمل (خوش عمل مجازاتی و خوش عمل رحمتی) نه تنها بهشت را دارند بلکه بالا درجه ی آن نیز دارند می باشد و تازه زراعت در زمین هموار می روید، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت، در دل های متواضع جای می گیرد نه در دل های متکبر. خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است. و تازه اینکه خداوند کبیرایی دوست دارد اما تکبر را دوست ندارد خداوند ازدواج را دوست دارد اما زنا را دوست ندارد و خداوند چهره خشن و ترسناک با عقل را از نظامیان دوست دارد اما چهره ی خشن و ترسناک بدون عقل را از نظامیان دوست ندارد خداوند عقل نظری را با پشتوانه ی عقل معرفت دوست دارد و خداوند عقل نظری خالی را دوست ندارد و خداوند عشق با معرفت را دوست دارد اما عشق بی معرفت را دوست ندارد و خداوند تبسم و شادی را دوست دارد و خداوند سرخوشی را دوست ندارد و خداوند لذت را درعمل دوست دارد و خداوند لذت را درباور دوست ندارد و خداوند خیر را دوست دارد اما خداوند تزویر را دوست ندارد و خداوند جنگ با دشمن خدا ترجیح می دهد با صلح با آن اما خداوند معمولا صلح را بیشتر از جنگ دوست دارد و خداوند دوست دارد آنکه او را دوست دارد و به دستوراتش عمل می کند و تازه امام عصر (عج) تجلی خداوند می باشد و تازه خداوند زنا را ارجعیت می داند بر لواط همانطور که خداوند شر مشخص عینی را ارجعیت می داند بر خیر قلبی و عملی معمولا از سر تزویر که همانا پشتوانه ی ملاک ندارد درحالی که محرم هم جنس است درحالی که پس از پشتوانه ی ملاک خیر قلبی و عملی برتر است می باشد و چنین است که تخلف فرعی نکردن و تخلف کلی کردن بدتر از این است که تخلف فرعی را کردن با تخلف کلی نکردن است می باشد چنین است که خداوند از تزویر بیشتر متنفر است تا شر می باشد وتازه خداوند مومنین را دوست دارد و ازمنافقین بیزار است می باشد و تازه اینکه روی ثابت است تا نوشتن این کتاب ^امتدادش^ گمراهی نمی گذارد راه پیدا بکند می باشد و تازه اینکه حضرت مهدی(عج)همه تجلی خداوند پاک است چنین است که ایشان دست خدا می باشند و چونکه دست خدا بیاید عدالت همه جا گسترده می شود این وعده الهی است می باشد
صبحدم پیک مسیحا دم جانان آمد
 گفت برخیز که آرامِ دم و جان آمد
 این نسیم ملکوتی ز کدامین چمن است
 که چو انفاس سحر غالیه افشان آمد
 می کند مرغ سحر زمزمه بر شاخه گل
 که ز نرجس ثمری پاک به دوران آمد
 سحر از پرده نشینان حریم ملکوت
 نغمه برخاست که آن خسرو خوبان آمد
 خفتگان را رسد این طرفه بشارت ز سروش
 که سحرگاه شب نیمه شعبان آمد
 چهره ، ای زُهره بپوشان که ز بام ملکوت
 زهره فاطمه با چهره تابان آمد
 شهسواریست که با صولت و شمشیر علیّ (ع )
 از پی کشتن کفّار به میدان آمد
 مظهر صلح حسن (ع ) اوست که وجه حسن
 پی آرامش دل های پریشان آمد
 آن که اندر رگ او خون حسین بن علیّ است
 پی خونخواهی سالار شهیدان آمد
و تازه دین داری اعتقادی تنها دینداری صحیحی است و دینداری عاطفی و پیامدی و مناسکی همگی فرعی بوده و اصل گرفتنشان باطل است اما دینداری اعتقادی اصل است و عاطفی تا حدودی باید باشد می باشد چنین دینداری قابل مقبول است می باشد و مناسکی هم باید دردل عاطفی باشد می باشد و تازه بعضی خسارت هم آخرتی هم دنیایی دارند چنین کسانی ملاک دار نیستند که هیچ بلکه عملشان هم فاسد است که هم بهره از کفر می برند هم از ظلم چنین کسانی دله ظالم ها نیستند چنین کسانی آخر فساد می باشند اما فساد تزویر یا مصلح بی ملاک دار غیرآزاده بیشتر است تا فساد دوگانه چون آن انسان را بازی بازی می دهد و آینه عملش است باعث می شود نتیجه گرفته شود که باور آن هم خوب است درحالی که تزویر است پس اینان بیشتر انسان را در معرض تزویر یا شرترین انداخته پس شرترین آن  نیست که دوفساده باشد شرترین آن است که عملش مصلح است و باورش خراب است چنین است که اگر این فهمیده شود و قیاس به لواط و زنا نیز فهمیده شود این پیدا می شود که عمل مصلح به خودی خود بد نیست اما اگر بدون آداب شان الهی باشد شرترین است بعد هم شرترین دوگانگی متضاد دارد پس امام عصر (عج) هم با سفیانی می جنگد که آداب الهی را دارد و عمل خراب دارد با دجال که عمل مصلح دارد اما آداب الهی ندارد اما آزاده عمل مصلح دارد اما او از عقل است شرترین از قلب است می باشد و امام عصر (عج) دست آخر با گروهی با سردستگی ابلیس رو در رو می شود که نه تنها آداب الهی را ندارند بلکه عمل مصلح نیز ندارند می باشد که این گروه بی تفاوتگرای اندیشه جزء انسانی و غیر انسانی است وانسانی آن دجال است و غیرانسانی آن ابلیس است که نمی توان نام کفر و مومن و نفاق به آنان نهاد چون آنقدر تکبر دارند که نمی توان باورشان را پرسید چون باوری اصلا ندارند حتی اهل نفاق نمی دانند اینان منافق اند ویا نه می باشند چنین کسانی است که درمقابل امام عصر (عج) و می ایستند و آنان را حضرت مهدی (عج) ریشه کن می کند درحالی که سپاهی بیشتر از حضرت مهدی (عج) دارند می باشد‌ و چنین کسانی است که می آیند می ایستند و حضرت مهدی (عج) وقتی بیاید گروهی دارد که تا درمقابل اینان بایستد می باشد پس حضرت مهدی (عج) پس از ظهور  همانا شهر و قعله سفید و زمین سفید و سبز بر کوهی قرار دارد می باشد و دشمن او دجال قعله و شهر بی رنگ و همانا خاکستری و زمین خاکستری دارد و ابلیس شهر و قعله سیاه که بین دره ای قرار دارد می باشد چنین است که ابلیس و دجال متحد هم می باشند و حضرت مهدی (عج) پیروز دست آخر می شود و دانسته دجال حتی از ابلیس قدرتمند تر است درحالی که ابلیس فرمانروای او است یعنی انسان می تواند حتی پست تر از خود ابلیس بشود چنین انسان دجال است و تازه حضرت مهدی (عج) هم قدرتمند تر هم فرامانروای حضرت عیسی (ع) است چنین وضعی است که دجال خطرناک تر است چون تزویرش بیشتر است چنین است که ابلیس و دجال و سفیانی سه مورد که درمقابل حضرت مهدی (عج) می ایستند چنین است که دجال خطر آن فزاینده تر است و زهرآمیز تر است اینکه حضرت مهدی (عج) ظهور می کند و اینان را براندازی می کند قابل مقبول است اما اینکه ما دچار زهر اینان بشویم ویا نشویم بستگی به خودمان دارد می باشد چنین است که اینان خطرناک می باشند و تشابه قعله برای درک وضعیت و موقعیت هرکدام بود و دانسته که دجال تماما واقعگرا منهای دین است و همین خطرناک می باشد همین است بی رنگی و خا‌کستری به او نسبت داده شده است می باشد چنین است که واقعگرا با دین ایمان است اما واقعگرایی که منهای دین باشد حتما به سوی الحاد و ماتریالیست سوق پیدا می کند می باشد چنین وضعی است که از این واقعگرا منهای دین پرهیز شود و دانسته رنگ سفید معنا برای انسان دارد اما وقتی که اندکی خاکستری باشد نه اینکه خاکستری باشد که این اوج خوبی می باشد چنین است که به دین الله بپیوندید چنین است که دین مبین اسلام ناب محمدی برحق می باشد که همین است اگر بدانید اسلام یعنی ورود به سلامتی و تسلیم خدا می فهمید نام این دین اسلام (لااقل فقط) نیست بلکه نام اصلی این دین همانا دین الله است بلکه طریقه این دین ورود به سلامتی و تسلیم خدا می باشد.
سوره مبارکه آل عمران آیه 85.
ومن یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الآخرة من الخاسرین
و هر کس جز ورود به سلامتی راه و روشی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است.
سوره مبارکه آل عمران آیه 83.
افغیر دین الله یبغون وله اسلم من فی السماوات والارض طوعا وکرها والیه یرجعون
آیا آنها غیر از آیین خدا می‌طلبند؟! و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار، در برابر او تسلیمند، و همه به سوی او بازگردانده می‌شوند.
و تازه پس دین مبین اسلام ناب محمدی راستین است اما دین مبین الله ناب اسلام راستین تر نام حقیقی این دین است می باشد.(چنین است که دین الله هم بخوانید)و تازه اینکه صلح و صفا و دین مبین اسلام ناب محمدی دلیل تمام عالم خلقت است خداوند نیکوکاران را دوست دارد بی حساب نیکوکاری کنید (مگر اینکه معدود لله باشد می باشد شما مردم غیرحکومتی و غیر نظامی فقط بایکدشان (سکوت) کنید) و خداوند رحمت است و بسیار بخشنده است چه نیکو است دلی که مهربانی داشته باشد و دستی که بخشندگی داشته باشد و  دلی که در آن حکمت نیست، مانند خانه ویران است، پس بیاموزید و تعلیم دهید، بفهمید و نادان نمیرید. براستی که خداوند، بهانه ای را برای نادانی نمی پذیرد. و تازه جهل و نادانی روی ثابت است که به علم این کتاب راه ندارد بله چه بسا علم هایی که از جهل و نادانی است اما روی ثابت است که علم این کتاب جهل نیست می باشد و هرعلمی سودش دنیایی نیست بعضی علوم سودش آخرتی است و چون باوری است همانا سود آخرتی درجه نبوده پس می تواند دردنیا اثرش سود نداشته باشد و پس همین است باور به خدا و اوامرش و ولایت و روند اثبات ملاک هیچ سود دنیایی ندارد اما سود آخرتی دارد آنچه باعث می شود سود دنیایی همراه آخرتی بیاورد اطاعت از آنان است یعنی سود آخرت مستقل از سود دنیا است اما سود دنیا مستقل از سود آخرتی در درجه نیست می باشد چنین است بعضی میگویند فی آخرت احسنه اما فی دنیا احسنه را نمی گویند و بهشتی کم درجه می شوند بعضی می گویند فی دنیا احسنه جهنمی و بهشتیشان هم آزاده می شوند همانا بعضی می گویند فی دنیا احسنه و فی آخرت احسنه و قنا اعذاب النار و بهشتی بالا درجه می شوند می باشد. و تازه سود دنیا این است طعام خود مصرف کنی و سود آخرتی آن است که طعام را ببخشی و تازه آخرت به دنیا دخالت دارد اما دنیا به آخرت دخالت جزء درجه ندارد همین است که باید باور را که دنیا به آن مربوط است حفظ کرد  هرچند از باور دردنیا سودی نباشد و سودش درآخرت باشد می باشد چنین است که ملاک داران بد عمل و بی عمل هردو سود آخرتی و بهشت را دارند می باشد هرچند به خاطر این بی عملی و بد عملی جهنم مدتی بروند اما ملاک داران خوش عمل (خوش عمل مجازاتی و خوش عمل رحمتی) نه تنها بهشت را دارند بلکه بالا درجه ی آن نیز دارند می باشد و تازه زراعت در زمین هموار می روید، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت، در دل های متواضع جای می گیرد نه در دل های متکبر. خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است. و تازه اینکه خداوند کبیرایی دوست دارد اما تکبر را دوست ندارد خداوند ازدواج را دوست دارد اما زنا را دوست ندارد و خداوند چهره خشن و ترسناک با عقل را از نظامیان دوست دارد اما چهره ی خشن و ترسناک بدون عقل را از نظامیان دوست ندارد خداوند عقل نظری را با پشتوانه ی عقل معرفت دوست دارد و خداوند عقل نظری خالی را دوست ندارد و خداوند عشق با معرفت را دوست دارد اما عشق بی معرفت را دوست ندارد و خداوند تبسم و شادی را دوست دارد و خداوند سرخوشی را دوست ندارد و خداوند لذت را درعمل دوست دارد و خداوند لذت را درباور دوست ندارد و خداوند خیر را دوست دارد اما خداوند تزویر را دوست ندارد و خداوند جنگ با دشمن خدا ترجیح می دهد با صلح با آن اما خداوند معمولا صلح را بیشتر از جنگ دوست دارد و خداوند دوست دارد آنکه او را دوست دارد و به دستوراتش عمل می کند و تازه امام عصر (عج) تجلی خداوند می باشد و تازه خداوند زنا را ارجعیت می داند بر لواط همانطور که خداوند شر مشخص عینی را ارجعیت می داند بر خیر قلبی و عملی معمولا از سر تزویر که همانا پشتوانه ی ملاک ندارد درحالی که محرم هم جنس است درحالی که پس از پشتوانه ی ملاک خیر قلبی و عملی برتر است می باشد و چنین است که تخلف فرعی نکردن و تخلف کلی کردن بدتر از این است که تخلف فرعی را کردن با تخلف کلی نکردن است می باشد چنین است که خداوند از تزویر بیشتر متنفر است تا شر می باشد وتازه خداوند مومنین را دوست دارد و ازمنافقین بیزار است می باشد و تازه اینکه روی ثابت است تا نوشتن این کتاب ^امتدادش^ گمراهی نمی گذارد راه پیدا بکند می باشد و تازه اینکه حضرت مهدی(عج)همه تجلی خداوند پاک است چنین است که ایشان دست خدا می باشند و چونکه دست خدا بیاید عدالت همه جا گسترده می شود این وعده الهی است می باشد
صبحدم پیک مسیحا دم جانان آمد
 گفت برخیز که آرامِ دم و جان آمد
 این نسیم ملکوتی ز کدامین چمن است
 که چو انفاس سحر غالیه افشان آمد
 می کند مرغ سحر زمزمه بر شاخه گل
 که ز نرجس ثمری پاک به دوران آمد
 سحر از پرده نشینان حریم ملکوت
 نغمه برخاست که آن خسرو خوبان آمد
 خفتگان را رسد این طرفه بشارت ز سروش
 که سحرگاه شب نیمه شعبان آمد
 چهره ، ای زُهره بپوشان که ز بام ملکوت
 زهره فاطمه با چهره تابان آمد
 شهسواریست که با صولت و شمشیر علیّ (ع )
 از پی کشتن کفّار به میدان آمد
 مظهر صلح حسن (ع ) اوست که وجه حسن
 پی آرامش دل های پریشان آمد
 آن که اندر رگ او خون حسین بن علیّ است
 پی خونخواهی سالار شهیدان آمد
و تازه اینکه دانسته بدترین مردم نیستیم این روی ثابت است چون ملاک دار می باشیم و تازه‌ مهدی کذاب با حضرت مهدی (عج) فرق دارد همانا یک شخص دیگر است که باید کُشته شود توسط دجال کُشته می شود و تازه اینکه دانسته حضرت مهدی (عج) یکی است ساختگی از آن توسط دشمن سه تا است که چهارتا مهدی نام می شود و تازه دشمن می داند اگر ما مصلح شویم و این کتاب حقیقت معنا باشد جذبیت بالایی پیدا می کند پس خشن بیش از حد نشان می کند تا حقیقت معنایی ما پوشیده شده تا جذبیت کاهش پیدا کند چون منافع برایش مطرح است و کسی که منافع مطرح است دین ندارد می باشد می باشد و تازه دشمنانی که خواب مرگ مهدی ما را دیده اند بدانند که روی ثابت است که حضرت مهدی (عج) ملاکداران و مسلم حقیقی است می باشد پس خیال مرگش را نکنند :
 #حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت

امام حسن عسگری



«هنگامی که زبیری (فردی که قصد داشت امام را به شهادت برساند) کشته شد، از امام حسن عسکری علیه‌السلام نامه ای صادر شد که در آن مرقوم فرموده بود:«هذا جزأ من اجترء علی الله فی اولیائه، زعم انه یقتلنی و لیس لی ولد، فکیف رای قدرة الله فیه».«این است سزای کسی که بر خداوند تبارک و تعالی در مورد دوستانش جسور باشد. او می پنداشت که مرا می کشد و برای من فرزندی نمی ماند. قدرت خدا را در حق خود چگونه یافت؟»احمد بن محمد بن عبدالله (راوی حدیث) سپس می افزاید که: برای آن حضرت پسری به دنیا آمد که نامش را همان نام رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم قرار دادند و آن در سال 255 بود».

اعلام الوری/ ص414
و تازه اینکه دجال عمل او نیکوکار است نه باورش و نه شرح باورش تنها درحساب ملاک است که همانا نفاق هم نمی تواند درشرحش آن را تایید بگیرید می باشد چنین است که همانا این راست ترین است و چنین باید گفته شود مسلم می تواند نفاق رخنه باشد و بددین می تواند نفاق رخنه کند اما درحساب ملاک روی ثابت است که شرح عیانش هم نمی گذارد که دروغ بگوید پس ملاک داران یعنی ما به قطعیت سعادت درآخرت می باشیم هرچند دردنیا ناتوان شویم ‌می باشد پس چیزی که این کتاب دارد حتی ابلیس و دجال هم نمی تواند توجیه ای جزء به نام توجیه کردن بکند می باشد پس این کتاب و امتداد معنای آن تا کف مرز درملاک انسانی دست ابلیس و دجال نمی افتد فوقش دست کسی می افتد که بددین درعمل است یعنی مثل شما گناه و خطاهایی دارد اما دراین کتاب خطا هم راه نیست اما به من و عمل من جزء این کتاب به خاطر امتدادی اش از معنا حقیقی خطا و گناه راه دارد مثل بقیه مردم آنچه متفاوت از غیرش است این کتاب است (آنهم این کتاب وسیله مقدس است نه کتب فقط مقدسه است) نه من همانا من هیچم می باشد پس این کتاب تصدیق کننده ی خدا و معاد و نبوت و . . . و دین (اسلام) و کتاب (قرآن کریم*) است می باشد چنین است این کتاب تصدیق کننده ی نهج الابلاغه روخوانی با قرآن روخوانی و . . . تصدیق همانا این کتاب را می یابد می باشد‌ به قولی انگار ادامه دهنده ی این کتاب می باشند و تازه اینکه دانسته تصدیق کننده غیر نمی شود که گونه دیگر بشود بلکه از خود او است و ما جسم کوچک داریم چرا مغرور دربرابر خدا شویم چنین است که جسم ما کوچک و ظریف درعالم خلقت کمی درشتی مغزی از هوشمندی به خاطر برتری روح برده است می باشد.و تازه آموختن و بیاموزیدن هردو درشان انسانی می باشند که بیاموزیدن تغییر بیشتر آن است و آموختن ثبات آن است هر کمی کم و بیشی دارد و تازه اینکه هم در زندگی مهربانی است عشق است ایمان است می باشد. و تازه انسان جسم آن از خاک است و درآسمانها هم باشید مرگ جسم شما را رها نمی کند و چون مرگ پلی به سوی معاد است چه خوب است که توشه ای آماده کرده باشیم تا بتوانیم برای آن دنیا بدهیم می باشد و تازه اینکه چرا مغرور باشیم وقتی می میریم (و تازه کوه ها از اثر آتشفشان می آیند و آتشفشان نبود زمین منجر می شد پس ساختن کوه ها نبود زمین باقی نمی ماند پس کوه ها همچون میخ می باشند) و تازه ای انسان نمی نگری از یک کوه هم کوچک تری چگونه تکبر تو را می گیرد و چنین است آفریدن آسمان ها و زمین بسیار بسیار بسیار . . . بزرگ تر از آفریدن انسان است و تازه روح بزرگتر یا عقل معرفت اثر در عقل جسم که عقل معاش است را بزرگ تر کرده باشد و درون گرا تر را درون نگر تر می کند پس چنین است وقتی ظاهر و باطن یکی باشد فطرت عامل می شود که انسان هوشمند یا عقل معاش آن فروان دربیاید باشد می باشد و اسلام فطرت بودن است که باید یافت شود پس هوشمند بودن فرق دارد با هوشمند شدن و انسان بودن فرق دارد با انسان شدن و اسلام درحتی یک کافر ملحد هم فطرت بودن است اما باید یافت می باشد چنین که دانسته انسان بودن درداعشی است اما انسان شدن کار آن نیست چنین است که اگر کسی می خواهد عملش آینه باورش شود به طور حقیقی نه از تزویر همانا اول باور به درحساب ملاک داشته دوما هم درون گرا هم درون نگر باشد می باشد چنین می تواند عملش آینه باور شود می باشد که چنین است که می تواند رشد و توسعه داشت و عشق بعد عقل معرفت باید بین درونگرا و درون نگر واسطه باشد می باشد چنین شد عمل آینه باور شده و بی شک عمل شما خیر می شود می باشد. و تازه کار نیک فقط رحمت نیست بلکه مجازاتی نیز است و کسی که نیکی مجازاتی هم انجام ندهد وحشت آخرت شامل آنان است و تازه الهی به آنان بیاموز به آنان که نمی دانند بدانند و بیاموز به آنان که می دانند عمل کنند می باشد.و ای ایمان به حق قیام کنید هرچند به ضرر خودتان و خویشاوندان و والدینتان باشد می باشد‌. و تازه اینکه اینکه به زیبایی آسمانها و کهکشان ها و سحابی ها و ستاره ها نمی نگرید و انگشت به دهان از این زیبایی نمی شوید چون ببنید بیننده ای حیرت او را فرا می گیرد می باشد که به سوی اینان سفر کنید بدانید خداوند زمین های دیگر مهیا شما دربین قرار داده است می باشد تا ساکن درآنجا شوید تا هدایت شوید می باشد و تازه ایمان داشته باشید به خدا و اوامرش و ولایت و روند اثبات ملاک و امتدادش می باشد‌. و تازه اینکه آنان که می خواهند بفهمند به حق می خواهند اما آنان که نمی خواهند بفهمند رهایی می خواهند می باشد و هیچ اجباری نیست می باشد و تازه هرعقل هوش نیست چون ^هوش عقل معاش است^ می باشد و عقل اصلی عقل معرفت است نه عقل معاش که عقل معرفت همانا اندازه ی آن جسمی نیست بلکه روح است که خداگونه است می باشد (اما عقل معاش نیز نیاز ^درروال تکلیف می باشد می باشد^).و تازه مرتبه کمال برسد سخن کم می شود می باشد. و تازه یاد خدا و خدا درمظهر خود دیدن شرح صدر و تحمل می دهد می باشد. و تازه اخلاق مبنایی آن باطل اصیل جامع است مگر اخلاق نسبی (مایل به مطلق) می باشد. و تازه اینکه دشمن می خواهد خشن بیش از حد کند تا جذبیت کمی را کاهش دهد چون دنبال منافع است می باشد راهکار این است که برای اینکه خشن نشوید بایکدش حتما کنید می باشد اما ما دنبال جذبیت کمیت دراولویت نیستیم بلکه برقراری حق حتی اگر برای حس صلح ناخوشی اندکی داشته باشد می باشد چون اعتدال درجهت مطلق (از مطلق به کف مرز اعتدال) مورد نظر است نه مطلق به مطلق (یا تفکر به ذات) (آن به شرط به خودی خود)میباشد^می باشد^وتازه اینکه خوشتان بیاید و نیاید حق درملاک انسانی است این کتابی است که از مطلق شروع شده و به کف مرز اعتدال رفته و بعد به سوی مطلق خاتمه باید پیدا کند هردو عیانی تا بتواند هم مبین و هم مکنون براساس مکنون باشد تا بتواند به حق روشن برسد وعملگرا اسلامی واصولگرا اسلامی باشد می باشد تا بتواند که به دشمنان ضربه بزند و به دوستان^نیک^ برسانند میباشد انا لله و انا علیه الرجعون
 #حدیث_مهدوی

احادیث عن الامام المهدی(عجله الله تعالی فرجه الشریف)

شَهد اللهُ أنه لا إله إلا هو والملائکة وأولواالعلم قائماً بالقسط لا إله إلا هو العزیز الحکیم إن الدین عند الله الإسلام

ای شیعه ما
خداوند گواهی می‌‌دهد که معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش (نیز، بر این مطلب) گواهی می‌دهند؛ در حالی که (خداوند) قیام به عدالت دارد؛ معبودی جز او نیست، اوست توانا و حکیم. همانا دین در نزد خدا، اسلام است.

منابع:بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 51 / 16 / باب 1 ولادته و أحوال أمه صلوات الله علیه
(دین الله دین اسلام یکی است)و تازه به خاطر این باید به مطلق خاتمه پیدا کند که دانسته آن کف مرز اعتدال هم درگرو مطلق درامتدادپیوسته بوده است می باشد پس دانسته شود تمثیلا کُشتن معدود لله که کفترین حکم باشد حکم خدا که بشر به آن مربوط بوده است می باشد.(و تازه اینکه دانسته اگر جمهوری اسلامی (نه انقلاب اسلامی) نافرمانی کرد به عراق بروید تبلیغ شیعه و مهدویت کرده و حکومت مهدوی عراق را تشکیل بدهید و آنجا بدانید علیه خود اول آرام باشید تا قدرت نیافتید ساکت باشید وقتی اقتدار و پایداری و قدرت اول شده اید نظام سلطه ای درمقابل نظام سلطه (کهن) ^شوید^ چنین که می توانید پیشرفت و توسعه پیدا بکنید اگر جمهوری اسلامی نافرمانی کرد به عراق مهدوی بروید و حکومت جدید آنجا تشکیل بدهید هرچند طولانی شود اما دقیقا اجرا بکنید تا بتوانید یک تمدن جدید برقرار کنید و درمقابل نظام جهان خارج شوید چون مخالف تمام نظام جهان می باشیم و مقابله به مثل بکنید و NOD شوید و تا قدرتمند نشده اید و روی پا نشده اید اقدامی نکنید پس از قدرتمند شدن حمله بکنید دراین مدت ساکت پیشرفت و توسعه بکنید (درکتاب توضیح داده شده به طور مخفی چرا رهبر ایران نائب امام عصر (عج) نیست شرح داده شده اما حضرت مهدی (عج) ولایت حقیقی است) و بدانید شیعه باشید اما بوی از معتزله ببرید و اختیار و آزادی درحد متعالی موجود است حتی تا حدودی از خدا جدا است می باشد.)

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...