ویژه کنید
عکس و تصویر و تازه پول باید خود دارای ذخیره ی ارزش درعمل باشد پس پول باید همراه ...

و تازه پول باید خود دارای ذخیره ی ارزش درعمل باشد پس پول باید همراه با جنس خودارزش درعمل باشد پس مثلا کاغذ نباشد که خراب شد خودش بهره نداشته باشد مثلا خودش طلا و شمش همراه باشد البته این مربوط به جامع مهدوی است نه انتظار از یک جامع معمولی و غیرمهدوی می باشد و تازه ربا خواری صعود مایل به سقوط است یعنی آنقدر رشد می دهد که سقوط به همراه می کشد مثل توپی که آنقدر باد شود تا بترکد و تازه تزویر و ربا خواری همچین حالتی دارد اما اکثر مردم نمی دانند می باشد و من از سقوط فرار نمی کنم از صعودی فرار می کنم که سقوط به همراه دارد مثل کسانی که آنقدر بالا درتاریکی می روند تا خفه شوند و بترکند چنین بالا رفتن منفور حساب شده است رباخواری و تزویر همچین حالتی دارند از اینان پروا کنید از مطلق به مطلق خودی به خودی پروا کنید ویا دراندیشیدن درذات خدا پروا کنید اینان باد شدنی است که میترکید می باشد. و تازه اینکه کفر روی ثابت است که به ما (این کتاب) راه ندارد می باشد بلکه هرکسی مخالف این کتاب است دچار کفری است می باشد نه منظور چهارچوب کاغذ و جلد این کتاب منظور آنچه محتوای شرح کرده است می باشد. و تازه آنکه بالاتر از آنچه است مطلق متخلف می باشد.و تازه اینکه امام عصر (عج) تنها کسی است نقیص درمطلق مانند از نطفه قرار نگرفته بلکه خودش دقیقا روی ثابت قرار گرفته پس پیروزی روی ثابت امام عصر (عج) حتمی است و کج شدنی نیست می باشد و تازه ظاهر و باطن باید یکی شود نه یکی است می باشد. و تازه تخلف جزئی این است انتخاب را از شنیدن جدا کرد و کسی که تخلف جزئی دارد می شنود اما انتخاب نمی کند و کسی که تخلف جزئی ندارد شنیدنش عین انتخابش است و تخلف جزئی و کلی این است که هم معنای محتوایی ها را درکنار هم نداشت می باشد و تخلف جزئی و کلی نداشتن این است که هم معنای محتوایی ها را درکنار هم داشت می باشد. و تازه اینکه ژرفای خود را درکجا  گذاشته شده است کسی ژرفای خود را دردرون خود دارد برحق است و آنکه سطحی درعین برحق است معلوم نیست درژرفا درون برحق باشد حتی می تواند روباه درلباس میش باشد چنین است که حق آن است که همچون صدایی زیبایی که از  کف دره عمیق درعین می آید می باشد به طوری که انعکاس نیز می شود نه آنکه سطحی درعین حق می داند می باشد این یک تصور دادنی است که تفاوت حق با باطل مشخص شود می باشد حال بین NOD و GDI ها می توانید NOD های تاریخ را انتخاب بکنید و تازه اینکه دانسته شود خداوند کافی برای بنده اش است و اوست که بخشنده و مهربان است و راه و روشی را تنظیم برای زندگی ما کرده درقرآن تا بتوانیم براساس آن حرکت بکنیم و اسلام این است و***اسلام نیست مگر خداپرستی (مشخص) واطاعت از فرامین (مشخص) خداپرستی (و اوامرش که درگرو همان خدا می باشند)*** چنین است که خداپرستی خالص خود اسلام است و هرکس وارد به راه سلامتی نشود از خسارت دیدگان می باشد و چنین دینی فطری می باشد و شیعه همین است شاخص مشخص امتداد اوامر خدا یا ولایت می باشد و چنین است که این نزدیکترین شاخص مشخص به پیام آور آخر (ص) که حضرت علی (ع) است می باشد و امتداد از حضرت علی باز همین روال شاخص مشخص پیدا کرده و نزدیکترین فرزندان پرمنتخب تر ویژه شده و به حجت ابن حسن عسکری (ع) می رسد می باشد و غیبت و عمر طولانی عقلانی بوده و همانا واقعیت می یابد می باشد و نائبین جا پرکن های شاخص مشخص امتداد اوامر خدا بوده و عام و خاص شده که شاخص مشخص آن ولی فقیه نائب امام عصر (عج) می باشد (پس از تولی و تبری) و حال به حال رسیده و این اصالت و حال و احوال ما است که این راه روشن می باشد و چنین است که همانا هرکسی از این راه به خصوص از راه اثبات روند اثبات ملاک پیرویی کند به خصوص عمل صالح هم بکند رستگارترین می شود میباشد.حزب الله درمقابل حزب شیطان است و حزب الله دروال تکلیف رفتنی و درروال ذاتی برتری باور که هم درخدایی و عمل و اخلاقش خدایی است لااقل باورش خدایی درمقابل حزب شیطان است فقط حزب شیطان دوگانه است باورش شیطانی و عملش و اخلاقش الهی(تزویر) با باورش شیطانی و عمل و اخلاق شیطانی است و تازه اینکه سه گانه است عالم ربانی و متعلم و حوج معا که این کتاب متعلم الهی که نه عالم ربانی است نه متعلم غیرالهی است و امام و معصوم عالم ربانی الهی است و متعلم الهی فرقش با عالم ربانی این است که متعلم الهی تصدیق کننده ی عالم ربانی و خدا است نه خود او است می باشد و اگر متعلم و متعلم الهی نباشد راه مردم به خدا و اوامرش باز نمی شود وگرنه خدا و اوامرش بدون متعلم هم می باشند و می آیند اما این متعلمین می باشند که اثبات حقانیت آنان را به مردم می رساند می باشد و تازه اینکه همیشه عمل نشان خوب و بد نیست اما عمل نیاز خوب و بد است و تازه اینکه عمل نشان درحساب ملاک نمی شود اما عمل نشان انسانی می شود می باشد و حتی نمی توان به خاطر صورت و عمل غلط درحساب ملاک و حتی باور اصول حتی کسی را محکوم کرد مگر خودش منهای باورش اصول آن محکوم می باشد پس این است که عمل نشان عقل معاش است و نشان عقل کمال نیز است اما هرگز نشان عقل معرفت نیست مگر اندکی می باشد که آن اندک فقط درحدود شرح اثبات است چه شرحی اثباتی بهتر از روند اثبات ملاک می باشد و تازه اینکه دانسته شود که مسلمان چهارتا است نفاق و بددین و مسلم و ملاکدار تفاوت مسلم با ملاک دار این است که مسلم از طبیعت به خدا رسیده و ملاکدار از خدا به طبیعت رسیده است وگرنه هردو مقید به دین مبین اسلام ناب محمدی است و تازه بهتر است که از خدا به طبیعت رسید می باشد تفاوت های اندکی نیز است مثلا مسلم شیعه عینی است و ملاکدار شیعه عقلی است و تفاوت دیگر این است که شیعه ملاک دار نزدیک به معتزله است به طوری که اصالتش و سنگینی بیشترش را از شیعه دارد و شیعه عینی ویا وسط شیعه است ویا نزدیک به اشاعره است می باشد اما منظور از معتزله و اشاعره چیست ؟ آنان که اختیار را فدای توحید می کنند اشاعره می شود و آنان که توحید را فدای اختیار می کنند معتزله و شیعه هم اختیار را دارد هم توحید اما شیعه معتزله یا ملاک داران هرگز توحید را فدای اختیار نمی کنند بلکه هم‌ توحید دارند‌ هم اختیار اما بیشتر به اختیار ‌توجه دارند تا‌ توحید (پرداختن به اختیار با مبنا توحید) می باشد که به قولی عملگرای اسلامی را دوست دارند و شیعه اشاعره بلعکس ‌است آنان بیشتر به توحید توجه دارند تا اختیار معمولا شیعه معتزله اکثرا جلو می افتد و شیعه اشاعره درمانند صوفیگری باقی می ماند اصلاح طلبان اسلامی و دموکراتهای اسلامی و . . . همه و همه از زمره ی شیعه معتزله ای است و چنین است که افراطی گرایان اسلامی و تندرویان اسلامی و . . . درزمره شیعه اشاعره ای است می باشد و تازه اینکه اصلاح طلب منظور سیاسی فقط نیست بلکه منظوری ازهمه جانبه دارد می باشد بله ما هم دراصول دین و تئوری کلی ثابت می باشیم اما به تغییرات و اصلاحات می پردازیم و این با پشتوانه ی آن از آن مهم تر است می باشد شیعه معتزله ای کسی است که نه توحید را فدای اختیار می کند‌ نه اختیار را فدای توحید اما با مبنا ‌توحید بیشتر درعملا به اختیار‌ می پردازد می باشد چنین است ‌که اختیار را مورد توجه قرار می دهد می باشد و چنین است که دنبال تغییرات می باشیم چنین است که این بهتر از این است که شیعه ی اشاعره ای داشت می باشدچنین است که شیعه معتزله ای مورد مقبول می باشد چنین وضعی است ‌که اینان دنبال بهشت بالا درجه می‌باشند  و تازه اینکه از اینجا درعمل : من هیچم اما یک چیز ام آن این است که باید ازخود شروع کند میباشد و تا آخر ایستاده شود و با بسم الله الرحمن الرحیم کار را شروع کنید و زبانی اسلامی بالاتر از تقوا غیراسلامی است اما تقوا اسلامی با پشتوانه ی زبانی مهم است و اثر آن بالاتر از زبانی تنها است می باشد لیکن هرکسی لسانی کرد سخن به حق داشت و تقوا نداشت سخنش پذیرفته است اما خود او منهای سخن و باورش که کرد گمراه بگیرید می باشد یعنی بر ما وظیفه است که عمل صالح و به خصوص تقوا را داشته باشیم اما لسانی حتما پشتوانه ی آن بشود که تا تبلیغ کاملی شکل بگیرید می باشد و تازه هرچیزی زکاتی و بخششی دارد و زکات و بخشش بدن روزه است می باشد‌. و تازه تقوا با یکجا نشستن بدست نمی آید (مگر موقع استراحت و درخانه) می باشد و باید عرق ریخت و کار کرد و تقوا عملگرایی آن از عمل صالح بیشتر است و بیشتر خودسازی دارد آن این است که دوری از بدی درعمل درحساب عمل که بیشتر مربوط به خودسازی است و تقوا است و تقوا مثلا توهین نکردن به دیگران پرهیز از تنبلی (مگر موقع استراحت) پرهیز از پرخوری و پرهیز از خدا نترسی پرهیز از جنگ طلبی پرهیز از جوگیری پرهیز از غم پرهیز از ناحلال ها و حرام ها و . . . هرچه که مشخص میباشدو تازه به پدر و مادر خود نیکی کنید و تازه ما معتزله نیستیم بلکه شیعه می باشیم اما شیعه حقیقی بویی از معتزله می برد به طوری که هرگز معتزله نمی شود برای اینکه آزادی عمل بیشتر باشد و آزادی عمل همانا آزادی مورد پسند است هرکسی به عملی می تواند رود آنقدر که حتی گناه اما لازم است که به آن تذکر لسانی لااقل داده شود بهتر است تقوا عملی نیز باشد می باشد چنین است که آزادی عمل مورد نظر است آنقدر که تا درشمار بی حد پیشی گرفت اما خداوند عمل مصلحین را دوست دارد و تازه اینکه خطاپوشی خود یک نوع تقوا مشترک با عمل صالح است می باشد و شما خطاپوشی بکنید درجمع خطا را نگوید می باشد و سعی کنید تذکر را به گونه ای بدهید که جمعی باشد فرد گناه کار جمع را بی خبر بکند تذکر به جمع بی مخاطب باشد ویا تذکر به مخاطب است درتنهایی باشد می باشد و تازه اینکه مغزهای غیرمفسد را پرورش دهید و مورد توجه قرار دهید و مورد آنان را مرکز حرکت و عمل قرار دهید و آنان دوست قرار دهید و مغز های نیکوکار داشته باشید و مغز را روحیه نرم قرار دهید و مغزهای سالم قرار داشته شود و مغز گردو و سیب خاصیت پرورش دادن می باشد و مغزها را عدالت پرور بکنید و بسیار مورد توجه قرار دهید چنین است که مغز ثمره منبع روح می باشد چنین است که مغز را دوکره است مسائل احساسی و مسائل عقلی بیشتر که این دو یکی شود عقلانی است و مغز و تفکر و ایده و عمل را حرکت خود درعمل و خودساز قرار دهید می باشد و مغز های متفکر ایده های بزرگ خلق می کنند می باشد.
 و تازه اینکه حق روی ثابت که به این کتاب برمی گردد چون مخالف این کتاب حزب تزویر می باشد و تازه اینکه دانسته اینان آنان انگار بالا می روند درتاریکی که مردم روشن می یابند فقط دربهشت پشتوانه ی ملاک و امتدادش مطرح است و تازه مخالف اجتماع که هیچ خلاف قوانین جهانی کره زمین باید بود چون نظام شیطان تا آخرالزمان برقرار است می باشد و ای انسانها زیرحاکمیت عملی ابلیس درکره ی زمین که مدیریت می شود و به جای نفرت و دادن زمین به اولیاء خدا شش هزار سال خفه شده اید و به جای دعا و ذکر عمل به جای اصلاح باور ثبات باور اسلامی با اصلاح عمل و این است که اسلام آمد دست شیطان الرجیم یا بافومت الرجیم را بشکاند شما آنکه می خواهد بشکاند شیطان می خوانید چون نظامتان هم دست آن و برگرفته از مسائل نظام آن می باشد چون دست او قطع شود ۷۵% عملا نظامتان باید عوض شود چه برسد غرب و شرق که ۹۹% است می باشد و تازه اینکه دانسته نظام جهان که حاکم بر کره ی زمین است و تازه اینکه نظام جدید می خواهیم برجهان کره ی زمین برقرار می خواهیم بکنیم که نظام دجال کهنه سوار باید کنار برود می باشد و نظام مهدوی برقرار شود می باشد. و تازه اینکه این کتاب تصدیق کننده است و کسی این کتاب را کنار بگذارد روح امام عصر (عج) را رد کرده است و منافقین و بددینان دوست دارند این کتاب نرسد چون معنای حقیقت شده است و همین است که منافقین و بددینان عقلشان به چشمانشان است و چنین است که اسم این را بصیرت می گذارند درحالی که بصیریت بدون پشتوانه ی درونگرایی یعنی خریت محض می باشد و فرض آگاه پنداری شخص به حسش چنین است که چشم باز بدون پشتوانه ی فهم باز یک حماقت و کوفه گری می باشد ما دنبال فهم بازیم نه چشم باز که درواقع به تنهایی عقل به چشم بودن است و دشمن ما بداند وسط محض درمعنا و مطلق متخلف برای مخلوق سیلی محکمی از وسط درعین و مطلق درملاک انسانی دارد و ابلیس از قدس می کند و دجال از غرب و حضرت مهدی (عج) از مکه ظهور است و مهدی های کذاب از مکه است و حضرت عیسی (ع) از قدس است می باشد چنین است که قدس و مکه هدف هدایت است و غرب و قدس دشمن است می باشد و اخلاق و انسانیت و چشم باز ، خاص مختص به حضرت عیسی (ع) است و دین و توحید و فهم باز ، خاص مختص به حضرت مهدی (عج) است می باشد و قدس حق فلسطین است می باشد و چنین است که اسرائیل دشمن حقیقی است می باشد و غرب حامی آن می باشد اما بدانید که این اسرائیل ابلیس و آمریکا دجال است می باشد پس اینکه بافومت الرجیم خودش دراسرائیل به سر می برد می باشد. درقدس جنگ بزرگی راه می افتد آنقدر درتضاد اشتراک بین قدس است می افتد که در این جنگ بزرگی خواهد بود که تمام غرب و ماتریالیست و سکولار علیه تمام اسلام و خداپرستی و دین می ایستد درمنطقه می شود که این جنگ بزرگترین جنگ تاریخ می شود می باشد حضرت مهدی (عج) و حضرت عیسی بنده ی خدا (ع) درمقابل عیسی پسر خدا و ابلیس می ایستد و لشکر سفید و سبز درمقابل درمقابل لشکر زرد و آبی یخی می ایستد و قدس هدف مشترک حق و باطل می شود درمقابل تضادترین می شود می باشد چنین است که این منطقه مهم است و درحساب ملاک توحید ونبوت و امامت و معاد و ولایت و مهدویت و روند اثبات ملاک و امتدادش است و ملاک از معنایی حقیقت روی ثابت حق بودن این کتاب میباشد کسی نمی پذیرد به ضرر خودش است باشد. و تازه *منافقین* فقط پذیرش این کتاب ندارند.و تازه برای این کتاب آمدنش حدیث و روایات بود آن را پاک کرده اند می باشد چون استباط الهی و معنایی حقیقت است حدیث موجود برای آن بوده است قطعا دشمنانمان می ترسیدند آشکار شود آنچه پنهان کرده اند می باشد غالب بر هفت حدیث بود که درآخرالزمان هیچ کدام باقی نمی مانند بلکه دوتا علیه آن حدیث و روایات جعل کرده اند و اینان دشمن می باشند. و تازه رفاقت باید معمولی درکل جمع و پیچیده نسبت به درحساب ملاک داشته باشد می باشد تا به مغایر خدا و اوامرش به طور ملموس دل نه بست می باشد اما از دل به دل نه بلکه از عقل معرفت به دل می باشد که همانا وظیفه ما شرح از حقیقت یا خدا است مهم نیست کسی بیاید ویا نیاید و تازه اینکه دانسته وسط محض درمعنا ابلیس است نه فقط شیطان است و تازه فقط حضرت مهدی (عج) وسط محض (مایل به مطلق) درعین با مبنا مطلق درملاک انسانی می باشد و تازه فرق است بین وسط محض درمعنا با وسط محض درعین و مطلق متخلف با مطلق درملاک انسانی می باشد. و تازه این کتاب دنیا نیست و روی ثابت است که آخرتی تر و مقدس تر از قرآنی که با تعریف این کتاب نباشد و تازه اینکه پارسا و راستگو و صدق روی ثابت است که دراین کتاب راه دارد و معنا ریشه ای درامتدادپیوسته است می باشد و تجربی مبنا نیست و تازه لعنت برآن خدایی که فقط خدا گفته شود اما درمنظور آن درگرو آن تا کف مرز (اعتدال) درملاک انسانی گفته نشود و چنین شود که فقط خدا درگرویش تا کف مرز (اعتدال) درملاک انسانی باشد آن فقط خدا نه تنها تحسین است بلکه لعن برآن مستقیم لعن بر خدا حقیقی (الله ملاک) می باشد که باطل است و ^آن فقط خدا هدف حضرت مهدی(عج) است^ و تازه اینکه شیطان روی ثابت است که دشمنان ما است می باشد و تازه اینکه خداوندا قلب ما نسبت به بی کرانی خودت بیدار بفرما می باشد و چنین است که عشق و مجنونیت تقدیم به دین و معصومین و ولایت کرد می باشد و تازه اینکه خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است می باشد و تازه اینکه یک نفر چه وقت مومنی دارد نشانه دارد آن نشانه اش اول باور زبانی و عقل محوری و خوش اخلاقی و صبر نشانه ی یک مومن مسلمان است اما خوش اخلاقی و صبر مال مومن است نه مسلمان است اما نشانه ی یک مسلمان از یک نفاق دار این است که مسلمان باور زبانی و عقل محوری و نفاق دار باور زبانی و عشق محوری البته عشق را مسلمان دارد و اگر پیدا کند مومن می شود اما عشق مداری مسئله ی یک مسلمان است نه عشق محوری می باشد چنین است که عقل محوری و عشق مداری یک مسلمان مومن را از یک منافق و منفوق که عشق محور است جدا می کند تفاوت همین است که مومن اول شناخت پیدا می کند بعد عاشق شناخت می شود و نفاق اول عاشق و جوگیر می شود بعد شاید شناخت پیدا می کند می باشد و این تفاوت است که چنین تفاوت اثبات می کند مومن کیست و مسلمان باور زبانی وعقل محوری کافی برای اثبات مسلمان بودنش  است هرکسی این دوشاخصه داشت مسلمان است و بددین هم نشانه دارد کسی که مسلمان است اما مفسد است می باشد بددین به اصول باور زبانی دارد اما عشق و عقل را برابر می داند و بددین به عمل که بیماری اکثر مسلمان ها و خود من است باور زبانی دارد و عقل محور است اما صبر و خوش اخلاقی وحال و حوصله تلاش و کوشش و عمل ندارد و دچار جهان سومی کشور اسلامی است چنین است که این همان بیماری است که اکثر ما از آن رنج نمی بریم و بی خیال شده ایم چون حال و حوصله ی انرژی نداریم (به خاطر ایمان گریزی و عمل گریزی مسلمان) این یک بیماری است و راه حلش خودسازی از اقدامات کوچک شروع کردن بعد به اقدامات بزرگ رسیدن است و این سختی را باید من به جان بخرم می باشد. (و تازه درهنگام روزه اول نماز و اقدامات روحانی بخوانید بعد به سراغ غذا بروید می باشد) و تازه اینکه قرآن مجید را در روزه تلاوت بکنید و ماه رمضان ماهب است که از حیوانیت خارج شده به انسانیت برویم و از این نفس ظلمانی خودمان خارج شویم وارد نفس نورانی بشویم می باشد. و تازه اینکه یک دلیل بین چنددلیل بهترین است آن روند اثبات ملاک است وگرنه هردلیلی می تواند صحیحی باشد اما شرح عینی حتی نتیجه حقیقت درملاک انسانی درهمگان یکسان است می باشد چنین است که همانا دین مبین اسلام ناب محمدی مورد مقبول است روند اثبات ملاک تنها دلیل نیست بلکه بهترین آن است روش های دیگر میتوان بهره برد و بی شک نتیجه همین بشود اما به شرط اینکه روش های دیگر مغلطه و سفسطه و . . . نشود میباشد و اینکه عقل معرفت برتر ازعقل نظری است پس دلایل دیگر مسئله ای نقض بکنند نمی توانند تایید مسئله ی روند اثبات ملاک را رد بکنند چون دروال تکلیف آن سرور قرار دارد بعد هم قرآن کتاب کلی گویی است از خود خود جزئیات خبر نداده است و ما دین را پس ازهزار و دویست سال داریم تجدید می کنیم پس ازگمراهی و انحرافی که هزار و دویست سال اسلام و شیعه پیدا کرده است و ما منحرف نیستیم ما خاک بردار^آنچه متروک شده^است می باشیم منحرف مسلمانان و شیعیان الان استو تازه کتاب کلی گو همه دین نیست اما بخش از اول مسئله است بقیه جزئیات است و مسئله این است که دلایل این کتاب معنای حقیقی بوده است روی ثابت است که درامتداد پیوسته تا کف مرز اعتدال دروغ و عیب کوچکترین هم راه درامتداد پیوسته نمی گذرد که بگیرید و باشد و می باشد پس تا مشغول و درعین حال این کتابم گمراه و منحرف نمی شوم و نشده و نخواهم شد می باشد.  هنگامی که به آخر حقیقت تاییدات پوشیدن دشمن روی ثابت برسیم نفاق حرف از غضب خدا که عامل دوری شده می زند چون نفاق دین را پوشیده است نه درآنچه عرف است بلکه از آنچه حقیقت است که همین عامل عقب ماندگی مسلمانان شده است و حضرت مهدی (عج) با دین متروک شده برمی گردد نه با دینی که عرف باشد. ^اینها حالیشان نیست چون دشمن به اصل^ می باشد تو فقط ^تذکر^ دهنده ای. که قطعا فقط حضرت مهدی (عج) ما را نگه داشته باشید و تازه شرح جزء به جزء معنایی حقیقت باید دقیقا همین کتاب پس فقط همین کتاب باشد کتاب و نسخه دیگر و جور دیگر باشد مقبول نیست می باشد بله فقط همین کتاب باید باشد و تازه اینکه هیچ گونه تخصص برای درحساب ملاک لازم نیست مسئله برای درحساب ملاک تحقیقی دسترسی مردم به آن است که زمان و مکان درآن اهمیت ندارد و تازه اینکه روی ثابت حق همه ی این کتاب است که درامتدادپیوسته معنایی حقیقت است پس لکه موجود نیست و تازه دشمن دیگر ما روی ثابت همانا بی شک دروغگو تهمت زن است می باشد و اینان هم دروغ می گویند هم تهمت می زنند دروغی که می دانند دروغ می گویند می باشند و تازه اینکه خود ملاک و امتدادش (اخلاق) درحساب ملاک تخصص و تقلیدی نیست و هرکسی و تحقیقی می باشد عمل متعلقه به درحساب ملاک چرا تقلیدی و تخصصی تازه شروع می شود و به خود انسانی و عمل آزاد می رسد اکثرا تخصصی می شود و تازه روی ثابت درهمه ی کتاب برقرار است حتی اگر نگفته باشد می باشد.و تازه اینکه حضرت مهدی (عج) همانا برقرار کننده ی صلح و آرامش بر روی زمین است و او هم دارای درحساب ملاک و هم دارای آزادگی است می باشد چنین است دشمن او فقط از او می ترسد می باشد و او رحمت العالمین است که همانا او صفا و امنیت و آگاهی را بازمی گرداند می باشد و می شود که هم آزادگی داشت هم درحساب ملاک داشت وقتی عملگرا مصلح با مبنا اسلامی ناب ملاک بود می باشد پس می توان هم پرچم آبی پررنگ آزادگی را بلند کرد هم پرچم سبز ایمان که آنکه هردو دارد پرچم آن طلایی مایل به سرخ و فیروزه ای است و تازه قطعا بگویم که ما معتزله نیستیم اما همانطور که اسلامی مقبول است که مسیحیت (در روان) به آن نزدیک تر است شیعه ای مقبول است که معتزله به آن نزدیک تر باشد می باشد نه شیعه ای که وسط اشاعره و معتزله باشد بلکه شیعه ای که وسط اشاعره و معتزله مایل به معتزله باشد می باشد و چنین شیعه ی اصلاحطلبانه نام بگذاریم فرقی نمی کند می باشد پس قرار نیست که معتزله باشیم قرار است شیعه ای باشیم که بوی معتزله درعمل میدهد می باشد و قرار است مسلمانی باشیم که بوی مسیحی درروان میدهد می باشد چنین است که می توان اسلامی پیشرفتی رو و انسانی دار را داشت می باشد و چنین است که چنین اسلامی نسبت به معدود لله و مجرمین مجازات عادلانه همانا مایل به بخشش اگر خود خواست بخشش داشت و تکرار نکرد نسبت به مومنین و دوستان فضل و مهربانی درشمار بی حد می باشد و چنین است که دین ما رحمت است نه زحمت می باشد چنین است که همانا خودسازی پس از خدا و اوامرش باوری همانا مورد مقبول است که بزرگترین خودسازی خدمتگذار مردم بودن می باشد و چنین است که مورد درگاه الهی می باشد و تازه اینکه از مهربانی خدا نباید غافل شد و تازه اسلام با ولایت پیروز است می باشد. و تازه درانسانی تنهایی خوب نیست بله بعضی موقع ها خلوت باید خود کرد آن اگر به گناه نیفتد باعث هدایت است می باشد و احساس پذیرش تنهایی می تواند غافل از مهربانی خدا می شود می باشد و تازه اینکه آینده انسانها دردنیا دردست انتظار حضرت مهدی (عج) می باشد و حال برسد آنگاه مردم اکثرا مسلمان آینده را انتظار قیامت بکنند می باشد و تازه هرکس شهادتین گفت حتی اگر درون خودش منفوق بود به طوری که منافق نبود مسلمان حساب باز کنید و برادر حساب کنید اما منفوق منافق نمی شود مگر درصورت اینکه شور گرفتن به فعال شدن ضرر به دین به متاثرگری اثر بشود باشد و منفوق یک نفاق داری است که زندگی خودش را میکند وضرر نرساند می باشد و چنین کسی راحت گذاشته می شود و همانا مکفور به همین شکل است و کافر همچون منافق است اما کافر تا وقتی شور گرفتن فعال شدن داشته باشد اما آزاده همچون مکفور باشد و به دین ضرر نرساند باز راحت است می باشد اما منافق وقتی شور گرفتن فعال شدن بگیرید ضرر به دین می رساند اما کافر با شور گرفتن فعال شدن معلوم نیست پس چنین است که باید منفوق ها را بازشناسایی کرد تا درصورت شور گرفتن فعال شدن به بدترین حالت ممکن جلویشان ایستاد اما کافر آزاده فعالش به نفع جامعه باشد.درمان خود: و تازه بددین به عمل ضرر می رساند چنین کسانی نه تنها عامل رشد نکردن خود شده بلکه منع رشد دیگران نیز می شود چنین کسانی مسلمانان فاسد و منفعل می گویند که منفوق نیستند و باورمند می باشند اما اقدامی برای بشریت نمی کنند اینان راه حل دارد :
 ۱_عشق به اهل بیت به خصوص امام حسین (ع)
۲_ دردفهمی و درددرکی و دردشناسی
۳_ یاد دادن حقوق بشر و رسیدگی به دیگری
۴_ کشتن قساوت قلب
۵_ تامین همسر برای اینان
۶_ دوری از هرگونه تصاویر زشت و خشن
۷_ دیگر درک کردن و منع خودبینی
۸_ کمتر خوردن فست فود و بیشتر خوردن غذای سالم
۹_ دوری از ریاکاری و نزدیکی به خودسازی و خودباوری
۱۰_ موسیقی هیجان دار همچون حماسی
۱۱_شور و عشق به کار نه فقط وظیفه ای
۱۲_ وظیفه شناسی و به وظیفه عشق داشتن
۱۳_ نگه داشتن تبسمی معمول بر دهان
۱۴_ جنگ با خود با تمام انرژی از خود
و . . .
می باشد. و تازه درحساب ملاک فطری است که همگان به آن مربوط می باشند و اخلاق و انسانیت هم صورت فطری است می باشد و تازه دنیا مزرعه آخرت است دردنیا می کارید و درآخرت درو می کنید آنچه دردنیا بوده اید و تازه آخرت وابسطه به اقدام ما دردنیا است اما نه آخرت وابسطه به دنیایی بودن ما دردنیا جزء اندکی باشد مثلا گوشتی دادی و سینه اش را خودت خوردی درآخرت گوشتی بی سینه داری نه اینکه همان گوشت سینه که خوردی داشته باشید و چنین است که اقدام دنیا ما وابسطه به اقدام آخرتی است اما اهل دنیایی بودن ما وابسطه به آخرتی نیست بلکه می تواند جهنمی بودن بیاورد و اهل دنیا نباش اما بدان اقدام دنیا تو وابسطه به آخرت است و تازه مومن دراندکی یا درعملی اهل دنیا است نه درباور یا دراصل می باشد و تازه دنیا برای اهل دنیا جایی است که حقیقت را وارونه نشان می دهد و تازه اینکه دردنیا درحساب ملاک باوری و کمتر عیانی است و درآخرت بیشتر عیانی و باوری نیز است چون نفوذی پیدا کرده است پس درروال تکلیف که درداخل این دنیا است فقط درحساب ملاک را باید باوری و عیانی تا جای دسترسی داشت می باشد می باشد و تازه اینکه دنیا جای دنیا نیست و آخرت جای آخرت بلکه این سخن باطل است آخرت که دنیا به آن مربوط باشد درباور درروال تکلیف قرار دارد و درآخرت ثمره و سود این باور دیده می شود هرچند دردنیا اثرش برای اهل دنیا ضعیف باشد می باشد و تازه اینکه عمل صالح و تقوا اگر تزویر نباشد نشان عقل کمال لااقل آزادگی است ولی اگر عقل معرفت پیدا شد قرار نیست تقوا و عمل صالح نشان معلوم شود چون عقل معرفت فقط عقل باور به دین اسلام و امتدادش به زندگی است اما سستی و تنبلی و بی تحملی اصلاح پذیری عامل می شود که عقل معرفت به عقل کمال نرسیده ویا بد به نظر برسد درحالی که عقل معرفت به حق است می باشد وگرنه پس از آن عقل معاش و نظری قدرت بگیرید که همانا بهره آن نیت خیرخواهانه باشد می تواند عقل کمال گرفته و تقوا و عمل صالح نیز نما می شود می باشد و تازه راهکار اصلاح تحمل اصلاح پذیری این است که به جنگ خود با تمام انرژی از خود رفت و به تدریج رشد کرد و بیماری تمام جهان بی حملی اصلاح پذیری است مردم باید قبول کنند غیر از خدا و اوامرش تا ولایت که زمان و مکان ندارند ثابت است نیاز به تغییر شدن و از هم آموختن دارند و بیشتر شنونده باشند تا گوینده و خودسازی بکنند و صبر خود را بالا ببرند معمولا هیچ چیز جزء به اندازه ی ریاضی صبر انسان بیشتر نمی کند می باشد و بیشتر خود مقصر باشند تا دیگر مقصر چنین بشود می توان رشد کرد و می توان بی تحمل اصلاح پذیری را درشنیدن کاهش داد که مقدمه بود اما چطور درعمل بی تحملی اصلاح پذیری کاهش داد فشار به خود آوردن درحد ممکن و بدانند که بد هم بی تلاش به جایی نمی رسد چه برسد خوب که حتما باید تلاش کند می باشد و بداند دنیا دنیا فیزیک تا قبل از ظهور است خوب می باشی مجبوری به اندازه ی قدمت اثر ببینی نه بیشتر نه کمتر هرچند آدم خوب ویا بد باشید چنین است که این دانستن اولین حرکت دوم اینکه دراولین اقدام معجزه از آسمان نمی آید و خود به خودت باید فشار بیاوری و بدانی که معجزه داشتن هم با تلاش و کوشش تقوا بدست می آید و ^از درون حس نرم فاصله گرفت و خشک شد^ دانست که دو دوتا چهارتا نه چهار و یک میلینیوم جهان چنین جهان است سخت است به نفع کفار است اما واقعیت دارد می باشد و فقط خیلی کم پیش می آید که خدا دست برد بزند و دو دوتا بشود بینهایت که آنجا محال عقلی نیست اما محال عادی است اما اکثرا محال عقل دنیا یا عقل معاش با محال عادی است آنجا رد می کند عقل معرفت ازعقل نظری وعقل معاش فاصله گرفته است که چنین است که عقل معرفت برتر ازآنان ریشه ای است عقل معرفت عقل فیزیک را انکار نمی کند اما عقل متافیزیک را تایید می کند میباشد و تازه اینکه ظهور وغیبت عقلانی است هرچند عادی نیست باشد اما اکثرا دردنیا عادی ویاعشق باعقلانی یکسان می شود که معمولا آن عقل معاش است نه عقل معرفت و درحساب ملاک است که تفاوت عادی نکند.و تازه عقل معرفت عادی را انکار نمی کند مگر عادی بخواهد منع ماوراء عادی را بکند میباشد اما عادی برایش اهمیت را ندارد می باشد چون عادی عقلانی نیست بعضی عادی مبنا را عقلانی گرفته و به کفر گرفتار شده اند و چنین است که روند اثبات ملاک استنباط الهی است می باشد و دستی از خدا برای اهل عین یافت نمی شود اما دست خدا در این کتاب موجود است چون اینجا دنیا است صدای سلطه ی شیطان است و پیامبرش (ص) کسی نمی دید وحی آن از کجاست اما عقلانی است می باشد و تازه اینکه دانسته ما به طور کامل هم به معجزه باور داریم اما درعمل انتظار معجزه نمی کشیم و عمل می کنیم هم به خدا محوری باور داریم اما درعمل خودساز می باشیم و آخرت جهت درباور و کمتر اهل دنیا درباور اما درعمل اقدام عملی درشمار بی حد دردنیا می رویم و . . . می باشد و ما چنین است که به ظاهر ظاهر و باطنمان یکی نیست اما درباطن ظاهر و باطنمان یکی است می باشد. و تازه اینکه خداوند ادامه دوستی دیرینه که کهن از دوستی ثبات است را دوست دارد می باشد و تازه ترس از خدا درگناه کردن عامل می شود که خودسازی رخ بدهد می باشد و تازه اینکه دانسته عقل نظری حق ندارد صاحب نظر برای عقل معرفت بشود و جایگزین به جای آن منبع قضاوت باشد و چون بکند چون درروال تکلیف پایین تر از عقل معرفت است این عقل معرفت و روند اثبات ملاک است که حق صاحب نظری به عقل نظری دارد نه عقل نظری به آن می باشد و عشق به عقل معرفت همچون عقل نظری به عقل معرفت نیز همچنین است می باشد پس فقط برترین و الهی روند اثبات همین روند اثبات ملاک است می باشد و استنباط این کتاب الهی است می باشد و پس عقل نظری هم درروال تکلیف محصور در عقل معرفت است می باشد و کسی نمی پذیرد تخلفش کلی است ان شاء الله شور انگیزی فعال بودن درمقابل ما پیدا نکند اگر پیدا کند جنگ با او می شود آنجا زبان عقل دنیایی و نظری نمی فهمیم بلکه زبان ^عقل خدایی و عشق به آن^ میفهمیم نیاز باشد سخت می گیریم می باشد ویا دنده به لج با ^روند اثبات ملاک و دین مبین اسلام ناب محمدی^ می گذاریم ویا خیلی مجبور شویم جبر به کار می بریم می باشد اما اگر بخشش بخواهید بخشش می شود که دلیل اینکه معدود لله بخشیده نشود آن است که از معدود لله بودن دست برندارد وگرنه بخشش و مهربانی شامل همه است می باشد به شرط اینکه خود دعوت کنند ما هم موظفیم با عشق آغوش گرم را بگشایم می باشد و تازه اینکه استقلال طلبی و ریسک پذیری همه از شان عملی و انسانی (تجربی) می باشند اینان را باید درروال تکلیف داشت میباشد و راه شناخت کامل بودن دین مسلمان به اینهاست : سخنان بیهوده نمی گوید ، کمتر بحث و جدل می کند ، اگر بردبار و شکیبا و خوش رو باشد مومن است و مومن دانش و بردباری را یکی می کند و وقتی می نشیند دانش بیاموزد سکوت می کند تا سالم بماند و لب (به سوال) می گشاید تا بفهمد و امانت (راز) خود را برای دوستش بازگو نمی کند و  تازه من خوش ندارم که آدمی دردنیا و سلامتی کامل باشد و هیچ گرفتاری و مصیبتی به وی نرسد و تازه بدانید که هرکسی مشتاق بهشت باشد به سوی خوبی ها می شتابد و از خواهش های نفس کنارگیری می گیرد می باشد و تازه اینکه وطن دوستی با باور زبانی به اسلام نشان ایمان است می باشد و مبغوض ترین مردم نزد خداوند کسی است که خود را پیرو روش امامی بداند ؛ ولی از رفتار و کردار او پیرویی نکند و زبانت را نگه دار تا دوستت را نگه داری و ای فرزند آدم ! تو تا زمانی که خود واعظ خویش باشی و به محاسبه اعمال نفس خویش پردازی پیوسته درخیر و خوبی به سرخواهی برد می برد و بهترین سرآغاز راستی و بهترین سرانجام وفاداری است می باشد و تازه از خدا بترسید، ترسیدن وارسته ای که دامن به کمر زده و خود را آماده ساخته، و در فرصتی که داشته کوشیده و ترسان به راه بندگی تاخته و نگریسته است در آنجا که رخت بایدش کشید و پایان کار و عاقبتی که بدان خواهد رسید. و تازه خونی به ناحق ریخته نشود مگر معدود لله و قاتل غیرمعدود لله بقیه مردم باید زنده بمانند چه مجرم باشند چه سالم باشند و مجرمشان حدی غیر مرگ و کمتر آن دارند می باشد اما خداوند اکثر مردم را سالم آفریده است هرچند خسارت آخرتی داشته باشند و به اندک ها رحم کنید جزء اندکی که مالکیت سلطه بر جهان انسانها دارند و نظام سلطه دردست آنان می باشد مربوط است و جریانی باشید و همیشه درعمل به خود عمل تصمیم های قدیمی پایداری کمتری دارند و تصمیم های جدید سازگار می باشد. و تازه درباور پس از داشتن حق مهم داشتن داشتن ها است و درعمل مهم داشتن نداشتن ها است می باشد و تازه همیشه همه ی سخنان را بشنوید و بهترین آن را بپذیرید و تازه اینکه دعوت را بپذیرد و هدیه بدهید و مسلمان را نزنید و تازه روی ثابت درحساب ملاک همانا جامع(خدا)دربازه تمام آن است می باشد اگر جامع لباس هیچ است و تازه اینکه ما از دین دکان روی ثابت است که نساخته ایم بلکه دین یک اصل به معنا اثبات برگرفته است میباشد.دشمنی و کینه داشت اما که اندک باشد و صلح و دوستی باشد اما همه نباشد بلکه بیشتر باشد می باشد و کسی که دشمن ندارد سالم نیست و کسی که دوست ندارد سالم نیست پس روپوشی نکنید بعدش بگوید نماز قبول باشد و اشدد من کفار و رحمانهم بینهم می باشد و تازه اینکه نظام آینده درگذشته اگر با ما می باشد و منفوق تحت نظر باید باشد که عامل نشود که همولوژیک دین را به هم بزند می باشد و راحت منظور زنده برای زندگی گذاشتن است نه اینکه تحت نظر نشود می باشد و تازه اینکه منفوق مبنایش عشق است این اشتراک همه ی آنان است عشق مدار نیست ^که باید بود^ بلکه آنقدر که عشق محور است و مسلمان درنزد مردم شناخته می شود که نه مامورین آنان فقط تحت نظر می گیرند و تازه اینکه دانسته شود عاشق عشق باید شد این عشق مداری است و یاد و به خاطر آوردن خدا آرامش بخش دل ها است.

شعر :

صد شور به جان باید داشت
عشق درشمار بی حد داشت

دوستی ز جان سرمست تو
همین است که ایمان باید داشت

رفتار تو ز جوشش جان او
عشق باخته ی عشق باید داشت

ای نسیم رحمت ز عشق او
عشق باید فهمید تا جوشش داشت

و تازه بیشتر شیطان درموقع خلوت به سراغ انسان می آید می باشد. نماز و روزه به چه کار می آید اگر گوش و چشم و هوشیاری و بصیرت پاک از گناه و دارای اخلاص نباشد می باشد. و تازه اهدای خون دستگیری مخلوق و سپاسگذاری از خالق است می باشد.و تازه ماه رمضان بهترین ماه ازجهت نیکوکاری کردن و تقوا است می باشد. وتازه درماه رمضان توصیه است که سه الی پنج عدد خرما مصرف شود میباشد. و تازه اینکه منظور را‌ دیگر خودتان باید بفهمید و تازه اینکه انسانی مداخله نمی تواند دردرحساب ملاک بکند اما عضو جداناپذیر از آن می باشد پس اگر درانسانی اگر سلیمانی باید درمقابل مردم فروتن شد اما همانا این هیچ ربطی به درحساب ملاک که اهمیت ندارد پیدا نمی کند چون آن و اثبات آن منفرد هم بیابد (که آن منفرد هم اهمیت نیست) فطرتی است که همگان به آن مربوط است می باشد وقتی اهمیت ندارد اثر هم ندارد مهم این کتاب است نه من می باشد وگرنه درشان الهی خداو اوامرش محوری و درشان انسانی مردم و دیگر مداری (اندکی خودمداری)و درشان عمل خودباوری و خودسازی می باشد‌. و تازه اینکه بهتر است درموقع افطار از غذاهای آب پز بیشتر استفاده کرد می باشد. و تازه درعلم جزء علم راسخ می توان شریک صفات علم خدا شد نه نعوذ به لله شریک ذات خدا و درباور می باشد و درعلم جزء علم راسخ می توان به علمی رسید که منحصر به خود نیست هرچند خود بیابد و همگان به آن مربوط شوند آنکه خاک پایش نمی رسیم درعمل است نه درباور که می توان به طوری که به علم راسخ نرسید به علمی رسید که همگان به آن مربوط شوند هرچند یک نفر بیابد آن علم معنایی حقیقت است که ریشه اش فردی نیست و فردی ریشه بودنش از برداشت مبنا داده ی عین است که باطل است و ریشه این کتاب خود خدا درمعنا است پس منفرد هم باشد تکلیف باور آن که برهمگان تا کف مرز اعتدال که تا کف مرز تولی و تبری است می باشد و تازه اینکه این کتاب برهمگان واجب تام است می باشد. و تازه زکات و بخشش نسل را پاک می کند می باشد و علم باطن هفت تا نیست بلکه هفت در هفت در هفت در هفت در... می باشد. و تازه اینکه قائم بالدین عامل حرکتی باشد و تازه اینکه مذهبی وارفته بد است و مذهبی باید چابک و زیرک و چالاک باشد می باشد و دعا با عمل رشد است می باشد و تازه اینکه درمکان گشایش بده پرودگار درهمه چیز گشایش می دهد می باشد. و تازه رب با پشتوانه ی ذات اقدس الهی همانا پاک و اخلاص خواندن خدا است می باشد. و تازه انسانی متعلقه درزمره ی کشفی است که منفرد هم بیابد تکلیفی می شود که همگان به آن مربوط است فقط ازعمل متعلقه است که تخصص دار شروع می شود و از آنجا فرد به گنجایش ظرفش انسان برای آن آنقدر مثل قبلی ها (خود ملاک و انسانی متعلقه) بزرگ نیست که منفرد هم بیابد همگان به آن مربوط است بلکه از آنجا به بعد منفرد منفرد است باید از متخصص تابعیت کند که مرجع تقلید است می باشد و تازه اینکه دانسته شود که عادت انسانها را می سازد و انسانها عادت را می سازند می باشد که پس عادت خوب بسازید تا انسان خوب عادت شوید می باشد. و تازه اینکه رهبری را تابعیت کنید و سلام را فاش کنید و طعام بخورانید   و با خویشاوندان الفت بگیرید و هنگام شب که مردم خواب می باشند نماز (شب) بخوانید می باشد و تازه توبه گناه این است که دیگر آن گناه را نکرد می باشد و تازه علم سه تا است ۱_ علمی که درقلب است و ۲_ علم نافع و ۳_ علمی که بر زبانست و او حجت خدا بر فرزند آدمست با علم چهارم که دست ما نیست و دست معصوم است ۴_ علم راسخ است می باشد. و این کتاب علم سوم است و عوام دنبال علم نافع و اهل بصیرت دنبال علم قلبی و اهل معنا دنبال علم حجت دارند و تازه روند اثبات ملاک خود دقیقا روی ثابت علم سوم است می باشد و تازه اینکه آنکه فقط دنبال ایراد گرفتن از این کتاب است مشخص ایراد است.و تازه اینکه اندوه گناه و ناسپاسی می آورد می باشد و شادی و خوشحالی ثواب و سپاس می آورد می باشد و خداوند تدبیر کنندگان شادی مردم را دوست دارد و برای اینکه به خود رسید این است که از خودسازی عبور کرد و چون از خودسازی عبور کرد می توان خود فردی کلی به خود فردی شخصه رسید وگرنه خود فردی شخصه فقط یک گم است پس کسی که می خواهد به خود فرد شخصه شناخت دست پیدا کند باید بداند که از کف مرز خود فردی کلی نباید به جلوتر رفت چون دچار تضادها می شود پس خود فردی شخصه گم می ماند مگر اینکه خودسازی بکند و به متاثر نیکو برسد وگرنه همیشه خود فردی شخصه گم خواهد شد پس اینکه تا به جایی نرسید خود فردی شخصه گم می ماند اما اکثر مردم خود فردی شخصه ی آنان گم می مانند می باشد و اندکی درتاریخ گم نبوده اند پس تا فرد درتاریخ گم است خودش را نشناخته است وقتی درتاریخ از گم بودن خارج شد تازه خودش را شناخته است چه به صورت بدش چه به صورت خوبش درتاریخ می باشد و این همانا اخرین شناخت است می باشد پس من حسین اسدی اگر درتاریخ توانستم نامی به خصوص نیک بگذارم خود را شناخته ام درغیر این صورت وامانده ام می باشد چنین است که کسی نمی تواند به مقام بالا برود همانا برود شهید بشود این خود شناخت است می باشد اما زنده از جنگ برگشت هیچ اشکالی ندارد افتخار شرکت درمقابل جبهه ی کفر و ظلم نصیب او شده است اما شهادت طلبانه باشد می باشد که من یک برده ام (همه یک برده ایم مگر) درصورتی از این بردگی آزاده می شوم که تقوا پیدا کنم و به درجات بالا ارتقا پیدا کرده و همانا نامی درتاریخ بگذارم می باشد این راه حل این است که بتوان از بردگی خارج شد و آزاده شد می باشد و این بردگی عینی نیست بلکه بردگی پنهان است که همگی ما اگر تقوا نداشته باشیم به آن مبتلا می باشیم و آزادگی وقتی پیدا می کنیم که تقوا پیدا بکنیم و درتاریخ نامی از خود بگذاریم می باشد و شیطان از ازاینکه ما تقوا پیشه کرده و نامی درتاریخ بگذاریم به شدت می ترسد چونکه برده همیشه بدهکار او کسی است که تقوا ندارد و لذت کاذب طلب است و درتاریخ نامی ندارد می باشد و چنین است که بدین چنین می توان از اسارت آن خارج شد و به هدایت و آزادگی رسید می باشد و چنین است که دیگر می توان برده ی اهل دنیا و شیطان نبود و آزاده بود و تقوا الهی داشت می باشد و تازه این‌که خداوند ما را دوست دارد اگر چنین باشیم  و حال باید بدانم من حسین اسدی چه کار کردنی می باشم و باید تقوا پیشه کرده تا خودسازی صورت بگیرید تا آزاده باشم می باشد و چون باور به درحساب ملاک را دارم همانا آنگاه اگر چنین کردم مومن می باشم می باشد و با نظام سلطه که همیشه منظور نظام سلطه بر انسانها است باید مبارزه کرد تا آن را ساقط کرد چه رقابتی چه تدافعی می باشد و جنگ با خود دانسته شود خود درگیری عینی نیست که بیماری است منظور جنگ با نفس بد خود آدم می باشد که بتوان آن را سرکوب کرد و لذت ها را کنترل کرد می باشد و تازه اینکه من حسین اسدی دو راه رسیدن به بهشت دارم یکی باور الهی دوم تقوا می باشد و عمل صالح همراه با تقوا و اندکی بعد آن و ایمان فقط تقدیم کردن عشق به باور الهی می باشد در این صورت سفره ی انسان تام تمام است می توان یک اسوه انسان قلمداد کرد که معمولا صبر و خوش اخلاقی جزئی از ایمان است می باشد و حال راه آزاد شدن از بردگی را می دانم حال خود را شناخته ام فقط باید گفت در تقوا تا خود اصلاح نشود کمتر می توان دیگران را اصلاح کرد پس چنین است که انتظار امید از دیگران و همانا نجات دیگران را درعمل اول نکِش تو خود صد دولتی همانا نجات یک نفر برابر نجات بشریت است حال آن یک نفر خودتی می باشی چنین باشد اصلاح رخ داده می شود پس من باید بدانم چه بکنم و حرف زدن در مبحث تقوا و عمل و عمل نکردن بیهودگی است پس از الان شروع باید بکنم نه لحظه بعد چنین است که لحظه بعد لحظه دیگر می شود و فرصت ازدست می رود و این انسان تراز است که باید عملا رفت می باشد و تازه یک منتظر واقعی قیام می کند و دست به سینه نمی نشیند و پس یک منتظر واقعی تقوا پیشه می کند و خود را از بردگی آزاد می کند و آزادگی پیدا می کند می باشد و تازه من یک بددینم اما سعی می کنم مسلمان حقیقی باشد من یک بی شعورم اما سعی می کنم باشعور باشم می باشد و تازه شعور و ادب و شخصیت و انسانیت عامل می شود که من به تقوا برسم می باشد. (جای این حسین اسدی هرکسی می تواند قرار بگیرد) و تازه اینکه واقعگرایانه باید بود و راهکار واقعگرایانه بودن این است که از خیالات ناشدنی و نکردنی به طوری (یا به شرط اینکه) که مثلا خدا و اوامرش هم واقعیت بدانیم (هرچند نکردنی باشد) دوری کرد می باشد و تازه کارآفرینی را پرورش دهید و مسائل اقتصادی را باید از رباخواری تهی کرد و تازه امید را باید داشت و امید و انتظار هردو عشق است که ^پس از روند اثبات ملاک و اسلام^ داشت می باشد و تازه اینکه توسعه تدافعی باید گسترش داد می باشدو تازه اینکه درشان انسانی و عملی حتما باید تجربه باید داشت و ازتجربه ها باید بهره گرفت و تجربه به تقوا کمک می کند و عمل صالح باید تجربه تاحدودی می خواهد می باشد و تازه خرمشهر آزادی آن آزادی اسلام است نه فقط ایران می باشد و تازه بیشتر دیگران را نیازشان مثلا درطعام را برطرف کرد تا نیاز خودمان می باشد و تازه اینکه دانسته
شود NOD جهت حزب ما است می باشد (همیشه GDI یا غرب دشمنش را زشت می کشد) و قلب باید رحمت داشته باشد و رحمت باید نفوذ کرده و درقلب نیز باشد می باشد و حس نیز بشود می باشد و مسئله اقتصاد خصوصی باید پرورش داده شود می باشد. و تازه اینکه دانسته پیوسته پیرو این کتاب باشید تا پیوسته پیرو حقیقی اسلام باشید و تازه روی ثابت است این کتاب حسادت ندارد و آنچه است روی ثابتش همین است است می باشد و حسادت مال دشمنان ما است که نتوانسته اند به این کتاب دست بیابند درحالی که پیرو این کتاب شوند با من برابر می باشند که نوشته ام می باشد به شرطی که عمل هم بکنند می باشد. و تازه اینکه استنباط الهی نه الهی تنها است نه استنباط تنها است بلکه میان این دو است و این کتاب به خدا وابسطه است چون معنایش از خدا ذاتی روی ثابت برگرفته است و تازه عاجزترین به کار دنیا باشد می توان آخرت را داشت و از کار دنیا عاجز بود همانطور که مغزی رشد کند و دستی رشد نکند و عاجزترین درکار عمل باشد چون دست ندارد اما مغز که مرکز فرمان است داشته باشد پس کسی که به کار دنیا عاجز است درعمل عاجزترین مردم است اما معلوم نیست که به کار آخرت عاجز است یا نیست چون آخرت را دارا است ^آنکه این کتاب را دارد^ می باشد و دنیا حتی دردنیا اصل نیست می باشد و تازه اینکه همانا خدایا گریه را به من بیاموز تا بتوانم از تو بترسم و دل را با اشکهایی بریزد که از تو بیم داشته باشد و حق شوهر بر زن آنست که از بستر وی دوری نکیرد و قسم او را انجام دهد و فرمانش را اطاعت کند و بی اجازه ی او بیرون نرود و کسی را دوست ندارد بخانه او نیاورد. پس از اتمام این کتاب قرآن را سه بار بخوانید و خداوند دلی که قرآن را دریافته معذب نمی کند‌. حرمت زمین را نگه دارید به منزله مادر شما است و هرکس روی زمین کار خوب و بدی کند از آن خبر می دهد و تازه تانی و صرفه جویی و نیک نامی یک جزء از بیست و چهار جزء اولیاء الله (مثل پیامبران) است می باشد‌.‌ و نیروهای امید دگرگونی برای عملگرایی کار می کنند و علیه نظام سلطه می باشند و حج مقبول سزایی جزء بهشت ندارد و نماز نشسته یک نیمه نماز ایستاده است و ***تازه خداوند وقتی خلق را بیافرید بر خویش مقرر داشت که رحمت من بر خشم من غلبه خواهد یافت*** و تازه اینکه دین طلایه دار ندارد مگر وظیفه شناسی و وفا و حمد و تازه آینده زندگی است و حال موقعیت زندگی (خود شخصه زندگی) است و گذشته تعقل که زندگی به آن باید بکند و درس عبرت بگیرید و در حال پیاده و اجرا کند می باشد تا آینده خوش برای خود رقم بزند می باشد. مال شما همه اش به مردم نمی رسد پس با اخلاق آنان را خرسند بکنید و به شرطی که توطئه نباشد بهترین شاهدان کسانی می باشند که قبل از اینکه بپرسند شهادت می دهند و تازه بر خداوند توکل کنید بسیار چنان که تمثیلا زانو های شما دراثر زیاد توکل زخم بشود چنین شد روزی شما زیادتر می شود می باشد و بهترین کسب ها آن است که مرد با دست خود کار کند می باشد و آنقدر کار کنید که تمثیلا دستان پینه بببند و انسان بی کار و بی زحمت را خدا دوست ندارد می باشد. و تازه هرکسی پدر و مادرش را لعن بکند خدا نیز او را لعن بکند چه وسیله است مرگ برای بی رغبتی دنیا و رغبت به آخرت و مرگ پایان نیست بلکه پلی است به سوی جهان دیگر می باشد. صدقه دادن به مستمند فقط صدقه است اما صدقه دادن به خویشاوندان هم پیوند خویشاوندی است هم صدقه دادن است می باشد. و تازه زنان فرزندان بسیار آورند بی شک پیامبر (ص) افتخار چنین کسانی می کند می باشد و تازه بلا بسخن (عملی) وابسته است. وقتی بنده ای گوید بخدا هرگز این کار را نمی کنم شیطان همه کارها را بگذارد و سخت دلبستگی کند تا او را بگناه وادارد. خدا رحمت کند بنده ای را که سخن نیک گوید و غنیمت برد ویا از بدگویی سکوت کند لااقل کمتر حرف بزند و همانا سالم بماند می باشد.‌ و تازه اینکه بدیهی است که بخل و خسیسی منع بخشش است ودر بخشش و زکات و آنچه مهمان می برد نه میزبان بخل و خسیسی موجود نیست می باشد. ایمان با صبر و بخشش است وتازه***ازگهواره تا گور دانش بجوید ***و تازه اینکه از دنیا درباور چشم بپوش تا خدا تو را دوست داشته باشد و از آنچه دردست مردم است چشم بپوش تا مردم ترا دوست بداند می باشد. و تازه خدا بجوان عابد بر فرشتگان مباهات می کند و گوید بنده مرا بنگرید که بخاطر من ازتمایلات خود چشم پوشیده است وعمل بهشت راستگوییست وچون بنده راست گوید نیک شود ونیک ایمن وپایدار شود وچون ایمان به خدا ومعاد آرد وچون آرد بهشت رود ودرجات بالا دارد.و تازه عمل بهشت دروغ است و چون بنده دروغ گوید بدکار شور و چون بدکار شود به کفر گراید چون بکفر گراید بجهنم رود و تازه بیشتر از همه امت خود از کردار قوم لوط بیم دارم و تازه خداوند عمل بدعت گذار را نمی پذیرد تا آنکه از بدعت خود دست بردارد و تازه زنا مایه تسلسل یا تخریب نسل است و مایه فقر است و تازه وعده ی مومن چون تسلیم کردن است و از نفرین های مظلوم بیمناک باش که بین او و خدا نزدیک تر است تا تو با خدا می باشد. و تازه اینکه نیرومندی به کشتی گرفتن نیست نیرومندی به این است که هنگام خشم خویشتن دار باشد می باشد. (و تازه تب پیشاهنگ مرگ و زندان خداوند دردنیا می باشد) می باشد. و تازه اگر نیکی می خواهید آن را پیش نیک صورتان بجوید. دنیا خانه کسی است که خانه ندارد و مال کسی است که مال ندارد و کسی که برای دنیا مال فراهم میکند که عقل به تمام ندارد هرچند بداند می باشد. و تازه اگر آنقدر خطا کنید که خطای شما به آسمان برسد بعد توبه کنید خدا توبه ی شما را می پذیرید می باشد. من درباره شما از فتنه گشایش بیش از فتنه تنگ دستی بیم دارم شما بفتنه تنگدستی مبتلا شدید و صبر و تلاش و کوشش کردید حقا که دنیا شرین و دلفریب است می باشد. عاقل کمال آنست وه باسبکسر بردباری کند و از ستمگر درگذرد و با زیر دستان تواضع کند و از زیر دستان درراه نیکی سبقت بجوید و چون خواهد سخن گوید بیندشد اگر نیک باشد بگوید و بهره برد و اگر بد باشد سکوت کند و سالم ماند و درخیر باید سبقت گرفت چون سرعت خیر یا طی فاصله خیر باید درشمار بی حد باشد پس چنین است که هم با تمام سرعت و سبقت نیکوکاری باید کرد اما دانست نیکوکاری دوتا است نیکوکاری مجازاتی و رحمتی که نیکوکار رحمتی غلبه دارد بر نیکوکار مجازاتی می باشد.‌ و تازه اینکه دانسته شود بهترین فضایل اینست که با آنکه از تو ببرد پیوند گیری و بکسی که تو را محروم می کند عطا کنی و از آنکه بر تو ستم کند درگذری می باشد و تازه کار مومن عجیب است که کار او همه برایش نیکست و هیچ کس جزء مومن چنین نیست اگر سختی بدو رسد شکر کند و برای او نیک باشد و اگر مرضی بدو رسد صبر کند و برای او نیک باشد. وتازه دردنیا قدر کسی بیشتر است که دنیا درنظرش قدر ندارد می باشد.و تازه نزدیکترین کارها به خداوند جهاد است و برای او نیک است و هیچ جهادی بالاتر از تلاش و کوشش نیست می باشد.
 #حدیث_مهدوی

امام جواد



«امیة بن علی قیسی می گوید: به خدمت امام جواد علیه السلام عرض کردم: جانشین بعد از شما کیست؟ فرمود:«ابنی علی، ابنی علی، ثم اطرق ملیا ثم رفع رأسه، ثم قال: انها ستکون حیرة».«پسرم علی، پسرم علی (امام هادی علیه السلام) سپس سر مبارکش را پایین انداخت و مدتی در اندیشه فرو رفت. آنگاه سر مبارکش را بلند کرد و فرمود: آنگاه حیرت و سرگردانی خواهد بود».گفتم: هنگامی که حیرت و سرگردانی پیش آید به کجا برویم؟! فرمود: جایی نیست، جایی نیست، جایی نیست. باز تکرار کردم: کجا برویم؟! فرمود: به سوی مدینه. گفتم: کدام مدینه؟ فرمود: همین مدینه مگر جز این مدینه، مدینه ی دیگری نیز وجود دارد؟!».

بحار الانوار/ ج51/ ص156
میان بنده و شرک جزء ترک نماز فاصله ای نیست و چون نماز را ترک کند مشرک است.و تازه گفتار متاثر می تواند از حق باشد می باشد. و تازه مومن چنانست وه درکار خیر هرچه تواند کوشد و هرچه را نتواند با آرزو خواهد می باشد. و تازه اینکه نهایت بلاقلت صبر است و تازه اینکه بهترین از امت من دانشمندان و بهترین از دانشمندان رحیمان آنان است و قبل از اینکه یک گناه جاهل را ببخشد همانا چهل گناه دانشمند را می بخشد و بدانید دانشمند رحیم روز رستاخیز بهشت می رود وقتی اهل گرسنگی و تفکر را دیدید به آنها نزدیک شوید زیرا حکمت بر زبان آنها جاری است وتازه اینکه ثبات نفوذ باید بکند حتی به عمل پس آنکه درمیان غافلان یاد خدا کند چنانست که درمیان فراریان جنگ ثبات ورزد می باشد‌. و تازه بالاترین جهاد آن است که با نفس هوای و هوس خویش مبارزه بکند و تازه از مسلمان عجب دارم که وقتی مصیبتی بدو رسو صبر ورزد و چون خبری بدو رسد ستایش و شکر خدا کند.و تازه از اهمال و طول امال (آرزو) بپرهیزید چون موجب هلاکت اقوام است وتازه دورکعت نماز دانشمند بهتر از هفتاد رکعت نماز غیر دانشمند است می باشد. و تازه چهارچیز است که هرکه دارد خدایش برآتش حرام و از شیطان حراست کند آنکه بهنگام رغبت و هنگام بیم و وقت شهوت و موقع غضب عنان خویش از کف نگذارد ویا خود را دردست بگیرید می باشد.
و تازه بدبینی دردعا باعث برآورده نشدن می شود و خوش بینی دردعا تا جای ممکن عمل صالح کردن از آن اکثرا همانا برآورده می شود می باشد. وتازه خود دیدن که باعث شود دیگران اصلا دیده نشوند اصلا خوب نیست و عامل کفر است می باشد و تازه اینکه استغفار و آمرزش کردن و خودمقصر بینی عامل برآورده شدن دعا نیز است می باشد و تازه اینکه دعا می کنید به اندازه خواسته و نوع خواسته باید نگاه کرد مثلا نگوید خدا دو دلار پول بده بگوید خدایا من کار می کنم تو کاری کن حقوق بدهند اما بهتر است دعا دنیایی نباشد بیشتر مثلا خدایا تو رحیمی تو غفوری و . . . (یقین کنید رحمت است) و (مثلا) خدایا به دیدار حضرت مهدی (عج) برسان و تازه کسی که می خواهد رجعت بکند ویا پرچم دار امام زمان (عج) باشد باید فقط خدا بخواهد و حسن ظن به خدا و مردم و سخنان داشته باشد می باشد. و تازه اینکه رحمت بیشتر باید داشت اما خداوند کبیرایی آن درکنار رحمتش باید درنظر گرفت تا بتوان فروتن دربرابر خدا بود و درمقابل خدا بتوان برآورده بکند آنچه باید بکند می باشد و تازه اینکه باطل دو دسته است فرعون ها و قیصر ها همانا قیصر ها تزویر به موقعیت زمان دارند می باشد و فرعون ها  شر مشخص و قیصر شر بازی بازی و تزویر همانا آمریکا هم فرعون است هم قیصر است اما قیصر به آن نزدیک تر است میباشد اما خداوند بساط این ها را جمع می کند می باشد. و ماه رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت میانه اش مغفرت و پایانش آزادی از آتش جهنم است باشد. و تازه اینکه اقتصاد دانش بنیان مورد نظر ^باید^ باشد ^می باشد^. و تازه اینکه دوربین ها را با تدریجی گرفتن دوربین باشد و پروازی همچون پهباد را با سرعت نور و نزدیک آن افزایش دهید و همانا کنترلی قوی برای آن بگذارید می باشد و تازه اینکه بهترین از صدقه ها اینست که درحال بینیازی صورت بگیرد و دست دهنده بهتر از دست گیرنده است می باشد می باشد. و تازه خرمشهر ها درپیش است . . . و تازه اینکه دانشمند مال عقل نظری است و همانا رابطه ی آن با فرد مال درحساب ملاک داشتن همان رابطه عقل معرفت با عقل نظری است و بنده حسن نیست مگر کسی که پایبند به درحساب ملاک باشد آنکه تقوا و عمل صالح دارد مومن است نه بنده ی حسن می باشد و دانشمند حسن کسی است که درحساب ملاک و امتدادش دارد و عقل نظری بعد از آن دارد و تازه بنده حسن از دانشمند و عالم هم بالاتر است اما همانا دانشمند حسن از هرکسی بالاتر است می باشد و این حسن به معنای مهربان است چنین است که می توان گفت کسی وقتی دانشمند از ما است که درحساب ملاک را باور داشته و مهربان باشد این دو خصلت اولی او باشد می شود از ما که چنین است که تقوا و عمل صالح ندارد نداشته باشد لااقل به درحساب ملاک باور داشته و مهربان باشد این دوخصلت اول ورود به حزب ما است و شرط ورود است همانا اگر به جای درحساب ملاک (یعنی توحید و نبوت و معاد و عدل و ولایت و امامت و مهدویت و روند اثبات ملاک و امتدادش فقط) خدا و معاد را باور داشت (یعنی آزاده بود) اشکالی نیست باز اذن ورود دارد اما مهربان نباشد اذن ورود ندارد که همین است مهربانی شرط مهم ترین و اولویت است می باشد و تازه درخطوط درملاک انسانی باید درنیکی سبقت گرفت ویا نیکوکاری را با تمام نفس سبقت گرفت می باشد و تازه اینکه حزب ما حزب الله (خاص) است می باشد و تازه اینکه همانا ما باید تا دندان مسلح درباور باشیم نه درعمل همانا درعمل مداوم رفتنی انگار بدون اینکه بدانی آخرترین کجاست می باشد اما می دانی خدا است می باشد. و تازه اینکه صبح و شب درکار تعلیم علم بسر بردن نزد خدا از جهاد بهتر است می باشد و تازه خداوند نیکوکاران گم نام پرهیزکار را دوست دارد می باشد . و تازه اینکه مشورت خودت را درعقل نظری و عقل معمول قرار بده می باشد و اهل مشورت باش و با مسلمان راءی خودت را بگوید.و تازه وعده مومن همچون تسلیم کردن است و مومن وعده اش همچون دینش می باشد. (و تازه لبیرال خواهی باطل از ریشه است می باشد.) و تازه اینکه کمتر که اصالت داشته باشد بهتر از بیشتری که از تخلف دارد می باشد که معمولا اصالت را درحساب ملاک و امتدادش و حق درملاک انسانی و از مطلق تا کف مرز اعتدال دارد می باشد. و مسلمان فاسد منزلت بین منزلتین کفر و مومن است و مسلمان فاسد شرح آن صحیحی دارد حتی شرحی که از اخلاق صحیحی است اما عمل آن غلط است می باشد و تازه اینکه یک مربی حسن اعتماد را ثابت نگه داشته با اعتبار اثبات درعمل می کند اما اثبات درعمل نشد اعتماد به درحساب ملاک و امتدادش و این کتاب باقی است اعتماد به من باقی نیست درصورتی که درعمل اثبات نیز شد به غیر از این کتاب اعتماد به من می شود می باشد و تازه اینکه دانسته شود راه برای این بگذارید اگر جمهوری ایران نافرمانی کرد ^مهاجرت به عراق^ بکنید می باشد و آنجا حکومت مهدوی تشکیل دهید به کمک افراد همچون آیت الله سیستانی و امتدادش که درفقه داناتر می باشند و حمایتشان تا مهیاساز ظهور شود و هرگز به جایی تجاوز نکنید و حدود نگه دارید اما اگر فرمان برداری کرد همانا جای نظام مهدوی عراق همانا نظام جمهوری اسلامی جایگزین قبل از ظهور می شود اما فرمان برداری از چه ؟ از انقلاب اسلامی از رهبری از سید خراسانی می باشد‌ و تازه اینکه دانسته ایمان فطرت است می باشد. و تازه خدای تو ستایش را دوست دارد و مصیبت را پادش بزرگ دهند و چون خدا گروهی را دوست دارد مبتلایشان کند و تازه اینکه این کتاب منحصر به خود نیست هرچند خود عملا نوشته باشد از اتفاق مجبوری بوده است که درحساب ملاک‌ برای درحساب ملاک اهمیت ندارد و این یافتن تکلیفی است که همگان بردوش دارند می باشد یکی از همگان من می باشم می باشد وتازه درعمل من ویژه ترم چون نوشته ی من است باید بیشتر شباهت داشته باشم به کتابم تا دیگری می باشد و نباشم برای من درعمل بیشتر زشت تر است بقیه خواننده می باشند و عملشان ویژه نیست فقط تکلیفی یک خواندن بهتر است بپذیرند می باشد نپذیرفت حق انتخاب او بوده است می باشد و تازه اینکه دانسته شود خویشتن دار باید بود و کسی که خویشتن دار نیست به گناه و بی تقوایی می افتد می باشد.و تازه با نیکان مجالست کن که اگر خوبی کردی تو را ستایش کند و اگر خطا کردی با تو با سختی رفتار نکند می باشد. و تازه ستم دیدگان درروز قیامت اگر مجبوری باشند نه خود را انداخته باشند از رستگاران می باشند. دارندهی بخششگر و سخاوتمند ، خلق بزرگ خداست.
صدقه بدهید زیرا زمانی بیاید که انسان برای صدقه دادن برود و آنکه صدقه را برای او برده اند گوید اگر دیروز آورده بودی قبول می کردم اما امروز بدان حاجت ندارم و کسی را نیابد که صدقه او را قبول کند. و تازه ساعتی علم جستن بهتر از نمازگزاری یک شب است و روزی علم جستن بهتر از سه ماه روزه داری است و تازه درحساب ملاک و عشق و علم سه عنصر ما است می باشد‌ و همیشه خوش رو باشید و صورتتان را هرصبح بشورید می باشد و دائم وضو نور آور صورت است می باشد و تازه اینکه دانسته شود نیکی آنست که دل بدان آرام گیرد و روح از آن اطمینان یابد و بدی آنست  که بر دل ننشیند و دوست نداری مردم از آن خبر دار شوند دیگران هرچه می خواهند بگویند می باشد و روح شک به آن دارد می باشد البته اندکی خوبی ها روح اطمینان دارد اما دلنشین نیستند که زیاد نیستند که همین است که ارتشی مورد پسند است که دلنشین برای دشمنش نباشد می باشد و ترسناک تر و زشت تر برای دشمن باشد می باشد تا جرات مقابله کردن نکند می باشد. و تازه اینکه دانسته ^رهبری دستور فرمای NOD می باشد^ می باشد. اهل بهشت صاحبان غرفه های بالا را فقط چه برسد درجه چنان می بینند که شما ستارگان آسمان را میبینید. وتازه کار کنید زیرا هرکسی آنچه را برای آن ساخته شده بدست می آورد و تازه خوش اخلاقی گناه را محو می کند چنان که آفتاب یخ را آب می کند می باشد. و تازه مسلمانی که چهارنفر به نیکی او شهادت دهند او بهشتی می باشد‌. کسی ببهشت میرود که امید آن دارد و کسی از جهنم دور می ماند که از آن بیمناک باشد ، خداوند فقط بکسی رحم می کند که رحم کند می باشد می باشد. و مسواک زدن عامل خوش رویی دندان که مستحبترین واجب ها است باشد و تازه مرا آنقدر بمسواک زدن فرمان داده شده است که ترسیده ام که مسواک زدن بر من واجب شود می باشد‌. و خوشبختی مرد همین بس که درکار دین و نیایش بر او اعتماد کنند و تازه واجبترین خدا را بجای آر تا عابدترین مردم باشی و از محرمات بپرهیز تا پارساترین مردم باشی به قسمتی که خدا برایت تعیین کرده راضی باش تا بی نیازترین مردم باشی باشد. وقتی خداوند برای بنده ای خوبی خواهد قفل دل ویرا میگشاید و در آن ایمان و راستی قرار میدهد وقلب وی را نسبت برفتار او هوشیار میسازد دل وی را سلیم و زبانش را راستگو و اخلاقش را مستقیم و گوش ویرا شنوا و چشمش را بینا میسازد.وتازه روحانی مرجع مردم(عام)و فرد(منحصر)است و روحانی باید درنظر گرفت و روحانی را باید پیرویی در عمل کرد می باشد و تازه مومنان درمهربانی و دوستی یک دیگر چون اعضای یک پیگرند که وقتی عضوی بدرد آید اعضای دیگر آرام نگیرید وتازه سه چیز است که درهر که باشد صفات ایمان دراو کامل است آنکه وقتی خشنود شد بباطل نگراید وقتی خشمگین شد از حق تجاوز نکند و وقتی قدرت یافت بمال کسان دست نبرد باشد و تازه جهنم را به خواستنی ها پوشانده اند و بهشت را بمکروهات مستور داشته اند و تازه سخن چینی چه سخن چینی و تازه کسی که گناه توبه کند چنانست که گناه نکرده باشد و کسی که از گناه آمرزش طلبند و باز مرتکب آن شود چنانست که پرودگار خویش را مسخره کرده است و خداوند گویدتا هنگامی که بنده ام مرا یاد میکند و لبیهایش میجنبد با او می باشم و تازه وقتی خداوند برای بنده ای خوبی خواهد قفل دل ویرا میگشاید و در آن ایمان و راستی قرار میدهد و قلب وی را نسبت برفتار او هوشیار میسازد دل وی را سلیم و زبانش را راستگو و اخلاقش را مستقیم و گوش ویرا شنوا و چشمش را بینا میسازد. و تازه اصل و قلابی بودن مشخص شدنش به عمل نیست و این ریشه ای است و تازه روی ثابت است قلابی بودن مطرح نیست و ما روحانی ما لباسش فرق می کند وگرنه حوزه اش همان حوزه ی یکسان شیعه است و این کتاب الفبا است و تازه اصالت ناب اصالت عرف نیست و این است که ما دین متروک شده که الان بدعت سنت شده و سنت بدعت درعرف شیعه و اسلام شده است می آیم انتظار داریم وقتی ما ییایم معمولا نسبت به عرف بدعت گذار نامیده شویم باشیم چون عرف درآخرالزمان است و عرف انحراف دارد و ما منافقین نیستیم بلکه نقطه تیز درمقابل نفاق می باشیم و طبیعت و عرف همان سنت بدعت شده است در آخرالزمان که الان است که امت جزء عرف نیست می باشد جزء سختی و جان کندن راهی جزء برای بقاء ما نیست و تازه از مرتبه ای به مرتبه ی بالا رفتن جزء تلاش و کوشش و سعی نمی شود می باشد و تازه اینکه دانسته ما درآخرالزمان می باشیم هوشیار باشید ما قیام کنندگان می باشیم که حق را تحویل امام عصر (عج) می دهند ما همان قوم وعده داده شده ایم با نظام سلطه می جنگیم با خاک و خون به خصوص با قلم و آن را ساقط می کنیم و قومی که در شرق قیام می کند ما می باشیم و تابع رهبری می باشیم و تازه از سنگ ریز و درشت همچون جریان عبور کنید می باشد و آنها را همچون‌مانع پشت سر بگذارید می باشد و تازه اینکه مردم هلاک نمی شوند مگر اینکه حجت بر ایشان تمام شود و تازه درعین صف اول مرد خوب است و صف آخر بد و صف آخر زن خوب و صف اول زن بد است می باشد و دنیا اگر ارزش حج معا داشت به کافر آبی نمی نوشید می باشد و بزرگترین صدقه همانا صدقه ای است که بخشش ترین دشمنی که داری بدهی می باشد و تازه خداوند کوشش را بر شما مقرر داشته پس بکوشید ساعتی علم و معنایی و اندیشیدن بهتر ازشصت سال عبادت است و تازه عالم حسن دربهشت کم درجه است و عالم و عمل حسن دربهشت بالا درجه است می باشد. و تازه قاضی تا از روی عمد ستم نکند خدا یار او است می باشد و تازه اینکه بانک ها را به خصوص بانک مرکزی از رباخواری تهی کنید و دانشمند حسن باید دانش دیگران به دانش خود بیفزاید  و تازه از گناهان کوچک بپرهیز که خدا از آنان بازخواست می کند و تازه انتظار فرج با صبر عبادت است و تازه بهترین از مهرها آنست که سبکتر باشد و خدایا روزی مرا هنگام پیری و واپسین زندگی بیشتر بقیه زندگی وسعت بخش و تازه قرآن بخوانید و بدان عمل کنید و از آن دور نشوید و درآن غلو نکنیو به وسیله قرآن نان نخورید و به کمک آن فزونی مجوئید و تازه جماعت رحمت است و تفرقه موجب اعذاب است و تازه اینکه سخاوتمند به خاطر خوشگمانی به خدا بخدا سخاوت می کند و بخیل به خاطر بدگمانی بخل می ورزد می باشد و دانشی که از آن سود آخرتی و دنیایی نبرند گنجی است که از آن خرج نکنند البته علم برخلاف ثروت به دیگری برسد بیشتر می شود اما ثروت به دیگری برسد می کاهد می باشد و سقوط دنیا آسان تر از قتل یک مسلمان است و تازه اهل معرفت این دنیا اهل معرفت آخرت می باشند و منکرین این دنیا منکرین آخرت می باشند و اهل معرفت پیش از قبل مردم وارد بهشت می شوند و راستی کنید هرچند به ضررتان باشد و دروغ نگوید هرچه به نفعتان باشد می باشد و عامل خیر از خیر بالاتر و عامل شر از شر بدتر است می باشد و تازه هیچ دردی بدتر از بخل نیست و تازه ملامیت مایه میمنت است و خشونت (مگردشمن)مایه شئامت و همین که خداوند برای اهل خانه ای نیکی خواهد آنها را با ملامیت قرین کند زیرا ملامیت درحس باوری نه حس عملی آن درهرچه باشد زینت دهد و خشونت درهرچه باشد آن را خوار کند و هرکار نیکی صدقه است و تازه مبدا آثار نیکان درتو نمودار باشد و نیک نباشی که این صورت با ریاکاران محشور خواهی شد وتازه این راستی کنید اگرچه بپندارید مایه هلاکت است که راستی مایه نجات است مگر دروغ مصلحتی باشد***و .   .   .***و تازه ارمغان مومن دردنیا فقر است و تازه هرکسی دردنیا دوگانگی داشته باشد همانا دوگانگی از آتش داشته باشد می باشد و بهترین از کارها خداشناسی است کاری که با دانش قرینست اندک و بسیار آن سودمند (آخرتی) است ممکن است سودمند دنیایی نباشد و کاری که با نادانی قرینست نه اندک آن سود (آخرتی) میدهد و نه بسیار می باشد و تازه اینکه دانسته شود ارث حقیقی زمین مال ما است یعنی مصلح از ما تنها مقبول است بقیه مصلح ها اکثرا تزویر است می باشد. و تازه هرکسی برای کاری ساختن درعمل یعنی هرکسی آنچه را گرفته بعهده دارد تا آن را ادا کند می باشد. و تازه اعتراف به نادانی درتجربه و عمل جایی که علم نمی رسد خود دانایی است می باشد. و تازه اینکه از مصاحبت احمق بگریز که می خواهد به تو نفع رساند ضرر می رساند می باشد. و تازه بهترین از توشه های طی فاصله بزرگ یا سفر تقوی است و بهترین از صفات قلب ایمان است که قلب را تقدیم به عقل و یقین می کند می باشد و تازه اینکه هرگاه میان دونفر بحث رخ دهد که باعث اصلاحشان شود دروغ رخ نداده است می باشد. و از دنیا جزء بلا و فتنه باقی نمانده است و تازه فضیلت علم بیشتر از فضیلت عبادت است و تازه آمدن مهمان گناه ها را می برد پس مهمان نوازی کنید قبل از اینکه دیگران بکنند می باشد و تازه اینکه  سلطان عادل متواضع سایه خدا و نیزه او بر روی زمین است و برای او عمل هفتاد صدیق را بالا می برند. و تازه وقتی خداوند بخواهد چیزی را خلق کند چیزی مانع او نمی شود و تازه اینکه زمین از جور و ظلم و تزویر پر می شود و چون پر شد خدا مردی که اسم وی اسم منست و اسم پدرش اسم پدر منست برانگیزد تا آن را از عدل و انصاف پر کند چنان که از جور و ظلم و تزویر پر شده است اما ما جور و ستم نیستیم که پر کنیم بعد او بیاید بلکه ما خود همان قیام کنندگان می باشیم و اندکی خوبی آن است که اطمیان روحی دارد اما همانا خوشی برای مجازات شونده ندارد آنان خوبی های مجازاتی می باشند هرچند مجرم را بهتر است بخشیده شود و تازه اینکه فروتنی کنید و با فقیران بنشینید تا درپیش خدا بزرگ باشید و از تکبر برکنار مانید و تازه از کنجکاوی درکار دین (یا فروع دین) به پرهیزید زیرا خداوند دین را ساده قرار داده است بنابر این از مسائل دین آنچه را طاقت دارید فرا گیرید زیرا خداوند کار نیک بادوام را دوست دارد اگر چه اندک باشد می باشد. و خداوند بخشنده است و بخشش را دوست دارد‌.  و دنیا ملعون است هرچه درآن است ملعون است مگر ذکر خدا و متعلقات آن و دانش آموز و دانشمند می باشد. و تازه درعلم مرد همین بس که خدا ترس خویش برسد و جهل مرد همین بس که مفتون خویش باشد و تازه هرعمل مشکلی که نرم نیست حرام است و دردین مشکل نیست می باشد. و تازه بهترین از جهاد ها آن است که سخن حقی در مقابل پیشوای ستمکار گفته شود می باشد و تازه اینکه ما روی ثابت حق داریم و پیشوای تزویر دشمن ما است هرچند ما به ظاهر ستم کار باشیم و ما قوچ درلباس گرگ شدیم در مقابل یک مشت روباه درلباس میش می باشد و جنگ بین گرگ و میش نیست و آنقدر بچگانه نیست (آنان که بچگانه می کنند برای عوام فریبانه می کنند) جنگ بین قوچ درلباس گرگ با روباه درلباس میش می باشد پس اگر ما پیشوای ستمکاریم شما پیشوای تزویر می باشید می باشد و تازه آنکه دنبال رضایت مردم است به هرعنوانی رضایت خدا را ندارد رضایت مردم درصورتی باید باشد که با پشتوانه عامل رضایت خدا باشد
و تازه دشمن تمثیلش به تمثیل است مثلا روباه نمی تواند درلباس میش برود می گوید درحالی که درانسان شدنی است که روباه خصلتان درلباس میش بروند می باشد. و تازه سازمان ملل بیشتر از آمریکا دشمن ما است می باشد و تازه درطلب علپ زود خیز باشید زیرا زود خیزی مایه برکت و کام یابی است. خداوند اعذاب امت من را دردنیا نهاده است می باشد و تازه اینکه من پس از خودم برامتم از سه چیز بیم دارم : لغزش دانا و فرمانروائی جور و پیرو هوس می باشد و خداوند نیکوکار است شما نیکوئی کنید می باشد و علم هفت چیز است کتاب سخن گو و سنت متبع (قرآن و نهج البلاغه و...که الهی است*) و(نمی دانم) (ومعرفتی و نظری و اخلاقی و عملی) و تازه اینکه حق برادر بزرگ بر برادرهای کوچک حق پدر به فرزند باشد. می خواهید شما را بآن کس که از همه زورمندتر است رهبری کنم ؟ آنکه هنگام خشم بهتر خود را نگاه می دارد و تازه مومن از همه مردم گرفتارتر است زیرا باید بکار دنیا و آخرت هردو برسد می باشد. تواضع کنید که تواضع دردل است و مسلمات نباید مسلمان را آزار کند. وتازه هرکس از شما اخلاقش نیکتر ایمانش بهتر است باشد. بیان خوب بفزوانی گفتار نیست بلکه به بحث ازآن چیزها است که خدا و پیغمبرش دوست دارد،لکنت برزبان نیست بلکه ازقلت معرفت حقست و بعضی مسائل کتاب خودپاکی مشخص کند برای موجود بودن است
اینان مرض است :
بی انگیزه
نبود نشاط کار
غفلت
از سخت شدن دل
از خستگی
بی خیالی
غره شدن به خود
راهش تقوا که مراقبت از خویشو تازه سخنی که با رفتار یکی نباشد نفاق نیست بلکه داشتن مسلمان فاسد و منزلت بین منزلتین است نفاق آن است که باور سخنش با درحساب ملاک یکی نباشد می باشد و تازه اینکه بله دقیقا به آنچه اطمیان خاطر است بیشتر باید شک کرد اما وقتی معنایی است و روی ثابت است همانا اطمینان خاطرش خود اطمینان خاطر است می باشد. مسلمان فاسد جهنم(غیردائمی)می رود چون مجرم است همه ما مسلمانان دچار مسلمان فاسد شده ایم اما عاقل کوچکترین اعذاب را هم نمی توان تحمل کند پس مرض نمی تواند بگیرید و عاقل کمال نمی تواند کم درجه ای را تحمل کند پس آخر را می خواهد پس اهل مهدی را می خواهد می باشد و تازه اینکه درمان بی انگیزه همانا انگیزه و شور داشتن و هدفمندی بودن است و درمان نبود نشاط کار همانا نشاط کار و شادی است و درمان غفلت دوربینی و توجه به کارها است و درمان از سخت شدن دل عشق و هم نوع دوستی جزء مفسدین می باشد و درمان خستگی استراحت سه دقیقه و انرژی و همیشه شاد است و بی خیالی همانا درمانش کمی به  فکر خویش بودن "چه کار کردنیم؟" می باشد و غره شدن به خود درمانش قدم زنی و بیرون رفتن و دراجتماع آمدن و هم مشورت شدن و منحصر نماندن و عام را برمنحصر درانسانی ترجیح دادن می باشد. و تازه دوخصلت است که نیکوکار تر از آن نیست ایمان به خدا و سودمندی برای بندگان خدا می باشد. و تازه ستم هم باطل است فقط خواستم بگویم تزویر بدتر از ستم است می باشد اما قوچ درلباس سگ درمقابل تزویر بود می باشد که نه ستم نه تزویر بلکه فقط سفت و سخت درمقابل تزویر می ایستد می باشد و تازه دین با عقل پرورش دهید و همانا جامعه مومن عقلانی مورد نظر است می باشد چنین است که پیشوای ما هدایت است و هراحکامی و فروعی و عملی که ستم و ناخوش اکثرا با بی اطمینانی روح بوده است تعطیل است حتی اگر این کتاب گفته باشد می باشد بلکه باید فرمان بردار رهبری بود می باشد و گوش سپردن به ایشان را آموخت و تازه هروقت درنماز خسته شده اید نماز را زود تمام کنید می باشد. و تازه اینکه دانسته شود رهبر نیکی چون نیکوکار است و خداوند فریادرسی بیچارگان را دوست دارد می باشد. و بهترین از صدقه آن است که با فراخ دستی داده شود می باشد. و تازه خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و بخشنده است و یخشش را دوست دارد و پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد و تازه هرکسی به او بدی کرده خوبی کند تمام فضایل اخلاقی را درخود جمع کرده است و تازه دانسته دوشخصیت دقیق بودنش باطل است می باشد دوشخصیت باید شخصیت رحمتش بیشتر باشد می باشد مورد مقبول است و تازه رهبری و علامه قدرت دارد احکام این کتاب را تعطیل ویا تعدیل ویا . . . کند می باشد تا بتوانند احکام خودشان را اجرا شود و زیاد رویی و کم رویی از آنان نشود و بهترین از امت من دانشمندان و بهترین از دانشمندان از امت من بردبارانند و تازه درروز رستاخیز از همه مردم گناه آن بیشتر است که نسبت به آنچه به آن مربوط نیست سخن بگوید می باشد.و تازه سخن حکمت آمیز گمشده مومن است و هرکجا بیابدش بدان شایسته تر است می باشد. و تازه فاصله عالم هفتاد درجه بیشتر از عابد است که این درجه دو درجه اش اندازه آسمانها و زمین است می باشد و تازه کسی که علم را بسیار تاکید می شود چنانکه علم پس از ایمان بزرگترین مسئله است و علم بیاموزید چه علم تکثری چه علم مبنایی و از آن بهره برای سخنی اثبات سخن گرفته تا تجربی و عملی بودن مسائل پیش روید و تلاش و کوشش بکنید و علم بیاموزید و کنجکاوی در آن داشته باشید و همانا علم هم حوزوی هم دانشگاهی است که هردو باید داشت و درکنار هم پیش برد و تازه خداوند همانا شما را از گفتگوی بیهوده نهی کرده است و  تازه آخرت آنقدر بزرگ است که همانا باید گفت همه شش آسمان و زمین کنار فقط غرفه به غرفه ی آن کنار می باشد. و هرکسی که شصت سال عمر کند دیگر عذری از او نزد خدا پذیرفته نخواهد شد می باشد و تازه فضیلت برای صاحب فضیلت را صاحب فضیلت می شناسد می باشد و تازه اینکه  کسی که مشورت نمی کند دارای عقل نظری نیست می باشد  و بندگان شما برداران شما می باشند با آنها نیکی کنید آنها را درکارهاب مشکل خود بکمک گیرید و آنها را درکارهای مشکل کمک کنید. وتازه خشم خدا بر کسی که ملک ملکان می گیرد سیطره دارد وملک فقط مختص به خدا است می باشد و تازه این کتاب همچون معاینه است و جمله اش خبری نیست  امتداد ازهمان معنایی حقیقت است چون خبر چون معاینه نیست خدای والا بموسی رفتار قومش را درباره گوساله خبر داد والواح را نیفکند وچون رفتارشان عیان دید الواح را بیفکند و بشکست پس خبری باید تا ندیده باور نکرد اما عقل معرفت و درحساب ملاک که همچون معاینه است می باشد اما که هرچه غیر عقل معرفت و درحساب ملاک و مانندش رفتار عین نبود زیر سوال ببرید باشد و تازه اینکه همانا علاقه بدنیا غم واندوه را اکثرا زیاد میکند وشکم پرستی دل را سخت کند وخدا چنان پرستش کن که گویی بینی اگر تو نبینی او ترا بیند.(ضمن وصیت فقط ثلث مال خود را بدیگران ده و ثلث بسیار است تو اگر وارثان خود را بی نیاز واگذاری بهتر از آنست که فقیر و محتاج مردم باشند، تو هیچ خرجی در راه خدا نمیکنی مگر آنکه در مقابل آن پاداش مییابی حتی غذائی که بزن خود میخورانی.)نشان محبت خدا علاقه به ذکر خداست و نشان دشمنی خدا بیعلاقگی بذکر خدای عز و جل است.***و .   .   .***‌.
NODZ نیروهای امید دگرگونی زمین :
این نیروها درمقابل نظام سلطه می باشد و باآنان مقابله می کند و تشکیل شده از آزادگان و مسلم و ملاک داران وبددینان که پرچم مشترک چون آزادگان موجود است اما مسلمان نیز است پرچمی سفید دارد با نماد هلال و کره زمین که هلال فلش بازیافت می باشد و درمقابل پرچم عقاب یعنی نظام سلطه است. ما (اسلام دین) ضدجنگ و ضدخشونت است اما جنگ و خشن اگر مجبوری باشد مقدس است می باشد (بقیه سوء استفاده می کنند) و تازه اینکه لبخند و لبخند و لبخند بدون توهین بدون تمسخر بدون بی نزاکتی می باشد و جریانی بودن فراموش نشود این کتاب جامع مباحثش به طور جریانی گرفت می باشد اینکه تک بعدی قسمتی آن را گرفت و قسمتی را نگرفت باطل است و ایمان داشته باشید که همانا اصلا شک نکند و تازه جهاد را رها نکنید و با نفس هوی و هوس خودتان بجنگید می باشد (و تازه اسلام تماما دین رحمت است مگر خشونت است با جبهه ی تزویر و خشونت می باشد آنان که خشونت می کند به مظلوم حتی کافر سوء استفاده می کند و مجرم است و جهنم ابدی دارد می باشد و تازه اینکه خشونت سوء استفاده درحد شرک به خدا است و  خشونت حرام است مگر دفاع از حق مفتون و مظلوم می باشد) وتازه اینکه هجرت یا طی فاصله بزرگ بعد جهاد کردن مومن می باشند بهشت جاویدان درانتظار آنان است و چون با جهاد کردن شهید شدند زنده اند و درنزد خدا روزی می گیرند و لذتی که شهید از شهادت می برد همچون تشنه ی شدیدی که سمی مایع گوارا به او بدهند چون او دردم جسم می دهد درراه خدا همانا لذت که به همراهش می آید هرچقدر درد داشته باشد اما شیرینی او درلذت درلحظه  می گیرد بیشتر است که مطابق شان عملی است و تازه اینکه دین اسلام دین رحمت و شقت اما هرکدام به جای خودش باشد می باشد. و تازه بعضی خوداندک مسائل توضیح ندارد می باشد و تازه معنا یکی شدن عشق و عقل است می باشد و تازه بدانید الگوی من شهید محمد جهان آرا و شهید چمران و شهید حججی دربین شهدا است می باشد و تازه اینکه عقل درکار دنیا مایه ضرر جزء اندکی است و درکار دین مایه سرور. خدای والا فرماید ای فرزند آدم سه چیز هست یکی خاص من، یکی خاص تو، و یکی میان من و تو. اما آنکه خاص من است آنکه مرا بپرستی و چیزی را با من انباز نکنی اما آنچه خاص تو است هر چه عمل کنی سزای تو دهم و اگر بیامرزم من آمرزگار رحیمم اما آنچه میان من و تو است از تو دعا کردن و خواستن و از من اجابت و عطا کردن. سه چیز است که بر هر مسلمانی لازمست غسل جمعه و مسواک زدن و استعمال بوی خوش.
بد کاری که برحمت خدای والا امید دارد از عابد مأیوس، بخدا نزدیکتر است. در بهشت چیزها هست که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر خاطر کسی گذشته. از همه مؤمنان ایمان آن کس بهتر است که وقتی از او چیزی بخواهند بدهد و اگر چیزی باو ندهند راه بی نیازی سپرد. هیچ کس ستایش را بیش از خدا دوست ندارد و هیچ کس بیش از خدا عذر نپذیرد. سه کسند که روز رستاخیز خداوند از آنها عوضی نمیپذیرد عاق و منت گذار و کسی که تقدیر را تکذیب کند. و تازه تقدیر موجود است همانطور که جبر نسبی و آزادی نسبی درعمل موجود است می باشد‌. این دین بمردانی که پیش خدا بهره ای ندارند نیرو خواهد گرفت در آخر زمان خسف و قذف و مسخی خواهد بود، هنگامی که که رامشگران و آرایشگران پدید شوند و شراب حلال بشمار آید. دوا از وسائل تقدیر است و به فرمان خدا فایده میدهد.
سه چیز است که در هر که نیست کارش سرانجام نگیرد تقوائی که ویرا از گناه باز دارد و اخلاقی که با مردم مدارا کند و حلمی که با آن سبکی سبکسران دفع کند. و تازه زندگی دوبخش (شش بخش) است درمصاف هم می باشند و سن چهل سالگی همانا تعادل به حق بین این عمر است می باشد و دانشمند امین خدا در زمین است. و تازه اینکه شیعه تحلیلی دراصول و متعلقه ها باید بود اما درعمل انتظار داشت شیعه ی تنوری بود می باشد چنین شیعه مقبول درنزد حضرت مهدی (عج) مقبول است و شیعه ای که تماما تنوری گتره ای باشد باطل است و عقلش فقط درمعاش و زندگی باشد نه دین چنین شیعه منفور است اما شیعه ای که عقلش برای دین باشد نه دنیا همانا شیعه ی تحلیلی باشد و درخودعمل و تقلید تنوری باشد مورد مقبول است می باشد و تازه این کتاب به شما الفبا شناخت را آموخت حال شما خودتان راه زندگیتان درپیش بگیرید اگر واجب کفایی شده و حوزه رفتید بدانید بدانید رفتنش هیچ تفاوتی چندانی نمی کند فقط لباستان متفاوت است و اگر دانشگاه و مدرسه رفتید بدانید که باز هیچ تفاوت چندانی نمی کند که شما فقط حفظ وحدت را بکنید .

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...