نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

جاذبه ی چشمات 💜 پارت ۱۶۵ 💞 از این کارش خندم گرفت ولی جلو خندمو گرفتم و میز رو جم کردم و رفتم دیدم مث بچه کوچولو خودشو با پتو پیچونده بود داشت فیلم میدید ...

جاذبه ی چشمات 💜 پارت ۱۶۵ 💞 از این کارش خندم گرفت ولی جلو خندمو گرفتم و میز رو جم کردم و رفتم دیدم مث بچه کوچولو خودشو با پتو پیچونده بود داشت فیلم میدید دلم براش غش رفت خیلی ناز و معصوم شده بود بهترین خوردنی دنیا وجدان:خاک برسر ...

۶ ساعت پیش
29K
هرکی میخونه نظرنده مدیونه #دوقلوهای_شیطون #پارت19 جینیونگ صبح بانوری.که میخورد تو صورتم بلند شدم دیدم یه دختر درست روبه روم خوابیده از ترس خودمو چسبوندم به تاج تخت آروم اومدم پایین موهاش تا جایی کمرش ...

هرکی میخونه نظرنده مدیونه #دوقلوهای_شیطون #پارت19 جینیونگ صبح بانوری.که میخورد تو صورتم بلند شدم دیدم یه دختر درست روبه روم خوابیده از ترس خودمو چسبوندم به تاج تخت آروم اومدم پایین موهاش تا جایی کمرش بود قهوه ای روشن تویی نور دیده میشد اما رنگ خاصی داشت از جلویی صورتش ...

۱۰ ساعت پیش
30K
حالا من باید برای چشم‌هات

حالا من باید برای چشم‌هات "و ان یکاد" بخوانم: "وَ یَقولونَ اِنَّهُ لِمَجنون" مجنون منم این روزها در میان وعده های جنون. "وَ ما هُوَ اِلّا ذِکرُ العالَمین" مجنونم! مرا وعده دیداری بده در یک صبح به بوسیدن دست‌هات... حالا من در خانه راه میروم و هوایی که تو جا ...

۱ روز پیش
18K
#پارت_78 . غریدم:چون این دل دیگه عاشقه... . ازش جدا شدم و بی اهمیت به صورت بهت زدش و چشمای گردش...دستم و به علامت تحدید سه بار روی شونش کوبیدم و گفتم:پس با اعصاب من ...

#پارت_78 . غریدم:چون این دل دیگه عاشقه... . ازش جدا شدم و بی اهمیت به صورت بهت زدش و چشمای گردش...دستم و به علامت تحدید سه بار روی شونش کوبیدم و گفتم:پس با اعصاب من بازی نکن...پسر خوب... . پوزخندی به نگاه گنگش زدم و پشتم و به سمتش کردم ...

۱ روز پیش
51K
#پارت_77 . گیرش میارم و دودمانشو به باد میدم... . با رسیدن به جولوی خونه سریع دستم و گزاشتم رو بوق و سه تا پشت سر هم زدم و بعد محکم زدم رو ترمز و ...

#پارت_77 . گیرش میارم و دودمانشو به باد میدم... . با رسیدن به جولوی خونه سریع دستم و گزاشتم رو بوق و سه تا پشت سر هم زدم و بعد محکم زدم رو ترمز و خم شدم و در کمک راننده رو باز کردم که امیر علی به سرعت از ...

۲ روز پیش
51K
#me copy🚫 باز هم یک سال بزرگ تر شدم و یک سال از عمرم کم شد ،خیلی چیزا عوض شد و خیلی چیزا اتفاق افتاد خوب و بد گذشتند و به خاطرات سپرده شد ،هم ...

#me copy🚫 باز هم یک سال بزرگ تر شدم و یک سال از عمرم کم شد ،خیلی چیزا عوض شد و خیلی چیزا اتفاق افتاد خوب و بد گذشتند و به خاطرات سپرده شد ،هم خوشحالم هم غمگین این حالیه ک بیشتر ماها روز تولدمون داریم ،یه حسی ک میگ ...

۴ روز پیش
32K
جاذبه ی چشمات 💞 پارت ۱۶۳ 💜 اومد نشست کنارم نگا به صورتش کردم که معلوم بود ناراحته پریا :تموم نشد ؟ -چی پریا :نگاه کردن دستتو بده ببینم پانسمان دست راستمو داشت باز میکرد ...

جاذبه ی چشمات 💞 پارت ۱۶۳ 💜 اومد نشست کنارم نگا به صورتش کردم که معلوم بود ناراحته پریا :تموم نشد ؟ -چی پریا :نگاه کردن دستتو بده ببینم پانسمان دست راستمو داشت باز میکرد که نتونستم جلو خودمو بگیرم و -چرا ناراحتی چی شده ؟ پریا با یه لحن ...

۴ روز پیش
88K
جاذبه ی چشمات 😈 😇 پارت ۱۶۲ 💞 که رها گفت :بیتا از کوچیکی نرس خیلی خاصی از مار داشت و از بچگی کابوسش بود و باعث میشد با این کابوسا اون زمان باعث تشنجش ...

جاذبه ی چشمات 😈 😇 پارت ۱۶۲ 💞 که رها گفت :بیتا از کوچیکی نرس خیلی خاصی از مار داشت و از بچگی کابوسش بود و باعث میشد با این کابوسا اون زمان باعث تشنجش میشد و از وقتی تو این خونه بودیم هر وقت مار میدید یا خوابشو از ...

۴ روز پیش
68K
پارت69رمان هوس یک ارباب زاده __باشه داداش خوب الان کی این مستر داداش کیمیا خانوم و همسرش میان نگفتی مانی__گفتن سه روز دیگه اینجان __اسمشون چیه کی هستن صدایه گوشی مانی بلند شد ب ی ...

پارت69رمان هوس یک ارباب زاده __باشه داداش خوب الان کی این مستر داداش کیمیا خانوم و همسرش میان نگفتی مانی__گفتن سه روز دیگه اینجان __اسمشون چیه کی هستن صدایه گوشی مانی بلند شد ب ی جهش پرید و گوشیو گذاشت رو گوشش مانی__کجا بودی لعنتی ها نمیگی این دیوونه دم ...

۵ روز پیش
21K
بچه که بودم عاشق قایق درست کردم بودم ،بزرگم که شدم قایق درست میکنم😄 پ.ن:این چندوقت اشکای مادرم دراوردم،.....تلخ شدم ،بد شدم،نامرد شدم،شدم بدترین بنده ی خدا خدایی که بعضی وقتا تعجب میکنم که اینقدر ...

بچه که بودم عاشق قایق درست کردم بودم ،بزرگم که شدم قایق درست میکنم😄 پ.ن:این چندوقت اشکای مادرم دراوردم،.....تلخ شدم ،بد شدم،نامرد شدم،شدم بدترین بنده ی خدا خدایی که بعضی وقتا تعجب میکنم که اینقدر زودی جواب بندهاش و میده بعدش فکر میکنم میبینم نه خدا برای همه همینطوری هست ...

۵ روز پیش
7K
یادت نرود به دیدارم می آیی پیراهن زرشکی ات را بپوشی کفش پاشنه بلند مشکی ات را بپوشی باز با رژت باغ آلبالو را به آتش نکشی بیخیال گیلاسهای نوبرانه ی تابستان شالت را به ...

یادت نرود به دیدارم می آیی پیراهن زرشکی ات را بپوشی کفش پاشنه بلند مشکی ات را بپوشی باز با رژت باغ آلبالو را به آتش نکشی بیخیال گیلاسهای نوبرانه ی تابستان شالت را به هر رنگی دوست داشتی در آینه برقص تمام رنگ ها به غوغای چشم تو می ...

۶ روز پیش
36K
تنها ، بی همزبان ، خسته و یک سکوت بی پایان ... در آغوش تنهایی ، آرام اما از درون نا آرام ... میخوانم همراه با سکوت ترانه دلتنگی را ... میدانم که کسی صدای ...

تنها ، بی همزبان ، خسته و یک سکوت بی پایان ... در آغوش تنهایی ، آرام اما از درون نا آرام ... میخوانم همراه با سکوت ترانه دلتنگی را ... میدانم که کسی صدای مرا نمیشنود ، اما چاره نیست باید سکوت این لحظه ها را با فریادی بی ...

۷ روز پیش
62K
#رمان_ماهک #پارت_42 ارش: اماده شو شامو بریم بیرون همونجور که سرم توی کتاب بود گفتم تو برو من میخام درس بخونم خیلی ریلکس گفت +اوکی بعدم رفتش از اتاق بیرون خنده ی موذیانه ای کردم ...

#رمان_ماهک #پارت_42 ارش: اماده شو شامو بریم بیرون همونجور که سرم توی کتاب بود گفتم تو برو من میخام درس بخونم خیلی ریلکس گفت +اوکی بعدم رفتش از اتاق بیرون خنده ی موذیانه ای کردم چیزی نگفتم چون واقعا میخاسم لجبازی کنم باهاش حوصله درس نداشتم دیگه رفتم توی آشپزخونه ...

۷ روز پیش
71K
#پارت-یک شونه رو روی میز گذاشتم و بعد از پوشیدن کفش پاشنه بلندی که مخصوص دبیرستان بود از خونه خارج شدم . خوبی این کفشا این بود که نه خیلی پاشنش بلند بود نه خیلی ...

#پارت-یک شونه رو روی میز گذاشتم و بعد از پوشیدن کفش پاشنه بلندی که مخصوص دبیرستان بود از خونه خارج شدم . خوبی این کفشا این بود که نه خیلی پاشنش بلند بود نه خیلی کوتاه بود . گوشیمو در آوردم و به ساعت خیره شدم . هفت و بیست ...

۷ روز پیش
146K
#پارت_71 . از هر حرکتش خبر میبرد....و و و و و .... . اشغال هرزه....میدونم باهات چکار کنم... . هنوز سرم پایین بود و نگاهم خیره به پرونده...که حس کردم بهوش اومد.... . بدون این ...

#پارت_71 . از هر حرکتش خبر میبرد....و و و و و .... . اشغال هرزه....میدونم باهات چکار کنم... . هنوز سرم پایین بود و نگاهم خیره به پرونده...که حس کردم بهوش اومد.... . بدون این که سرم و بلند کنم گفتم:صبح بخیر ...حالتون چطوره خانوم سحر فارخ؟... . چیزی نشنیدم ...

۱ هفته پیش
124K
تو تنها دلیلی هستی که صبح بخاطرش از خواب بیدار میشم... پ.ن کسی فیلمشو دیده؟! عالیه پیشنهاد میکنم ببینید من که واقعا از ی جایی به بعد تا اخرش گریه میکردم حتی بعد از دو ...

تو تنها دلیلی هستی که صبح بخاطرش از خواب بیدار میشم... پ.ن کسی فیلمشو دیده؟! عالیه پیشنهاد میکنم ببینید من که واقعا از ی جایی به بعد تا اخرش گریه میکردم حتی بعد از دو یا سه بار دیدنش هم گریه میکردم با اینکه ی بار کتابشم خونده بودم:( #me_before_you ...

۱ هفته پیش
6K