ویژه کنید
عکس و تصویر من دختر دردهای به استخوان رسیده بودم که تو را میان آغوش های بی مِهر ...

من دختر دردهای به استخوان رسیده بودم که تو را میان آغوش های بی مِهر دیگران جست و جو میکردم..
من دختر درد های به استخوان رسیده بودم و
"دوستت دارم هایت ‌"‌هیچ کجایِ زندگیم به گوش نمیرسید..
من دختر دردهای به استخوان رسیده بودم
و دکتر برایم خیال راحت تجویز میکرد
و حواس هیچ جامعه ی پزشکی جمع این نبود‌ ‌دلی که جایی در سینه ی خودش هم ندارد
خیال راحت را از کجا پیدا کند اخر؟!‌
اصلا میدانی؟!‌
دکتر رو به مادرم میگفت :‌
حالش خوب میشود..
روحش را در دستت بگیر
و مادرم
آخ مادرم..
برای روح نداشته ام
چه نوازش هایی را نثارم کرد..
چه شب هایی را برایم قرآن خواند
و موهای پریشانم را در لابلای انگشتانش زیرو رو میکرد..
من دختر دردهای به استخوان رسیده بودم
و پدر دنبال براورده کردن ارزوهای بچگیم بود و کمرش زیرِ بارِ سیلِ اشکهایم خم شده بود..
هیچکس نمیدانست و تو میدانستی
که من کجا دنبالت میگشتم..
کدام عطر را کجا جست و جو کردم..
کدام هوا را جای تو هم کشاندم به ریه هایم و باز هم نفسهایم پرت اسمان میشدند جای صورتت..
هیچکس نمیدانست
و تو میدانستی که
من همان دختر دردهای به استخوان رسیده ام
و هنوز امید دارم
به نوشدارو بعد از مرگ...

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

کانال رسمی ویسگون در تلگرام

http://telegram.me/wisgoon

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...