نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت12 #دلبربلا درو بستم و برگشتم طرفشون _زود تند سریع خودتون بگید باهاتون چی کار کنم دنیا زد زیر گریه و گفت _آجی شکر خوردم دیگه دستبندتو بر نمیدارم توروخدا با من کاری نداشته باش ...

#پارت12 #دلبربلا درو بستم و برگشتم طرفشون _زود تند سریع خودتون بگید باهاتون چی کار کنم دنیا زد زیر گریه و گفت _آجی شکر خوردم دیگه دستبندتو بر نمیدارم توروخدا با من کاری نداشته باش من هنوز جوونم آرزو دارم میخوام تشکیل خانواده بدم بچه ها بهم بگن مامان شوعرم ...

۱۰ ساعت پیش
52K
رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار 💜 نمیدونم چرا هر موقع دارم این سرگذشت مینویسم اشکم در میاد خیلی حس غریبی بهم دست میده منتظر کامنتتون هستم (دفتر خاطرات نگار) روزها میگذشت و من ...

رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار 💜 نمیدونم چرا هر موقع دارم این سرگذشت مینویسم اشکم در میاد خیلی حس غریبی بهم دست میده منتظر کامنتتون هستم (دفتر خاطرات نگار) روزها میگذشت و من هر روز محمود میدیدم کافی شاپ رستوران پارک حس میکردم چقدر باهاش خوشبختم و بهترین ...

۱۶ ساعت پیش
44K
رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💛 بریم سراغ ادامه سرگذشت 🎶 احسان دوباره دفتر را باز کردم و شروع ب خوندن کردم امروز 5 مهر 97 است ساعت 9 صبح و مث همیشه احسان ...

رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💛 بریم سراغ ادامه سرگذشت 🎶 احسان دوباره دفتر را باز کردم و شروع ب خوندن کردم امروز 5 مهر 97 است ساعت 9 صبح و مث همیشه احسان ب سرکاره و من تنهام از صبح ی حال عجیبی دارم اما علتشو نمیدونم بهتره ...

۱۷ ساعت پیش
55K
149 به حالت قهر بهش پشت کردم و ازش جدا شدم. از پشت بغلم کرد و دستش رو دور شکمم حلقه کرد و پشت گردنم گفت : آخ من قربون اون قیافه خوشگلت!!!! من می ...

149 به حالت قهر بهش پشت کردم و ازش جدا شدم. از پشت بغلم کرد و دستش رو دور شکمم حلقه کرد و پشت گردنم گفت : آخ من قربون اون قیافه خوشگلت!!!! من می خوام بدونم تو که انقدر شیرینی ، انقدر دوست داشتنت قشنگه ، چرا منو دوست ...

۲۱ ساعت پیش
65K
کیان با تن صدای آروم ولی عصبانی می گفت: ول کن دستمو !حالیت نیست انگار !!اونی که بالاست ، زنمه !!! عشقمه!!! سونیای مارمولک بود که دوباره چسبیده بود به کیان. اون هم آروم گفت ...

کیان با تن صدای آروم ولی عصبانی می گفت: ول کن دستمو !حالیت نیست انگار !!اونی که بالاست ، زنمه !!! عشقمه!!! سونیای مارمولک بود که دوباره چسبیده بود به کیان. اون هم آروم گفت : تا ببینم از این یکی کی طلاق میگیری!!! اون موقع که بهت ثابت کردم ...

۲۱ ساعت پیش
80K
سلام عرض ادب در مورد رفتن با عجله روحانی از نماز جمعه لطفا با عجله قضاوت نکنیم ! اول اینکه چیز عجیبی نبود ! دوم اینکه ممکنه عذر موجهی داشته و ما نمی دونیم چی ...

سلام عرض ادب در مورد رفتن با عجله روحانی از نماز جمعه لطفا با عجله قضاوت نکنیم ! اول اینکه چیز عجیبی نبود ! دوم اینکه ممکنه عذر موجهی داشته و ما نمی دونیم چی بوده ! سوم ممکنه قبل از رفتن با رهبری خدا حافظی کرد و ما ندیدیم ...

۱ روز پیش
80K
جدال اینستاگرامی سیروان خسروی و مهراب قاسمخانی

جدال اینستاگرامی سیروان خسروی و مهراب قاسمخانی "مهراب جان قطعا به یاد داری که در ایام انتخابات پیشین با من تماس گرفتی و گفتی از طرف تیم آقای روحانی پیشنهاد شده که من(سیروان خسروی) در ازای دریافت دستمزد ٣ سانس کنسرت تهران، سه چهار آهنگ در تجمع هوادارهای ایشون در ...

۱ روز پیش
110K
رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💛 هفته ها می‌گذشت و من همچنان با ترانه قهر بودم موقع امتحانا شده بود از سالن امتحان اومدم بیرون و فرداش امتحان اخریمون بود توی حیاط دانشگاهمون بودم ...

رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💛 هفته ها می‌گذشت و من همچنان با ترانه قهر بودم موقع امتحانا شده بود از سالن امتحان اومدم بیرون و فرداش امتحان اخریمون بود توی حیاط دانشگاهمون بودم ک محمود صدام زد _خانم محمدیان _سلام بله _شما جزوه فردا رو دارین _بله دارم ...

۱ روز پیش
66K
بسیار مهم سلام در مورد رفتن با عجله روحانی از نماز جمعه لطفا با عجله قضاوت نکنیم ! اول اینکه چیز عجیبی نبود ! دوم اینکه ممکنه عذر موجهی داشته و ما نمی دونیم چی ...

بسیار مهم سلام در مورد رفتن با عجله روحانی از نماز جمعه لطفا با عجله قضاوت نکنیم ! اول اینکه چیز عجیبی نبود ! دوم اینکه ممکنه عذر موجهی داشته و ما نمی دونیم چی بوده ! معنیش اینه که روحانی حتی با یه حرکت اضافه خودش هم ما رو ...

۱ روز پیش
57K
#داستان لحظه ی آخر که داشت میرفت بغض کرده بودم از رفتن متنفر بودم.. خم شد کفشاشو بپوشه بعد ایستاد دستی کشید تو موهای کم پشتش.. لباسشو مرتب کرد دستشو آورد جلو گفت: این آخرین ...

#داستان لحظه ی آخر که داشت میرفت بغض کرده بودم از رفتن متنفر بودم.. خم شد کفشاشو بپوشه بعد ایستاد دستی کشید تو موهای کم پشتش.. لباسشو مرتب کرد دستشو آورد جلو گفت: این آخرین باره.. کاری نداری؟ نگاهم به دستش بود.. دستمو گذاشتم بین دستش و به آرومی فشار ...

۱ روز پیش
79K
Red Velvet’s Yeri Shares Love For Tablo’s Daughter Haru + A Touching Message From Lee Soo Man . . یری عضو ردولوت زمانی را برای پاسخ به سوالات طرفداران گذراند. . این آیدل در اینستاگرام ...

Red Velvet’s Yeri Shares Love For Tablo’s Daughter Haru + A Touching Message From Lee Soo Man . . یری عضو ردولوت زمانی را برای پاسخ به سوالات طرفداران گذراند. . این آیدل در اینستاگرام خو‌د از Q&A استفاده کرد تا با طرفدارانش ارتباط برقرار کند. یک طرفدار پرسید که ...

۱ روز پیش
68K
همین.. وقتی این هدف شد مسیر انتخابیم دیگه یاد خدا درش هیچ معنایی نداره.. انتقام.. فقط انتقام.. با صدای شیدا به خودم اومدم..قهوه م سرد شده بود و با این حال تا ته سر کشیدم.. ...

همین.. وقتی این هدف شد مسیر انتخابیم دیگه یاد خدا درش هیچ معنایی نداره.. انتقام.. فقط انتقام.. با صدای شیدا به خودم اومدم..قهوه م سرد شده بود و با این حال تا ته سر کشیدم.. تلخیش ازارم نداد..دوست داشتم..چون طعم داشت..اگر زندگی من هم یکی از این دو تا رو ...

۱ روز پیش
87K
رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💜 پیج دیگم دنبال و لایک کنین @minaz.story اون زمان 21 سالم بود و میتونم بگم توی همکلاسیام قیافه بهتری داشتم از نظر خودم خوشگل نبودم اما بقیه بهم ...

رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💜 پیج دیگم دنبال و لایک کنین @minaz.story اون زمان 21 سالم بود و میتونم بگم توی همکلاسیام قیافه بهتری داشتم از نظر خودم خوشگل نبودم اما بقیه بهم میگفتن با ارایش خیلی ناز میشی مث همیشه داشتم وارد کلاس میشدم و تقریبا یه ...

۱ روز پیش
68K
یه سرمایه ی جزئی دارم که بلااستفاده نگهش داشتم..تا به الان هیچ قصدی روش نداشتم..ولی وقتی تعریف شما رو از پدرم و شرکای ایشون شنیدم و اینکه چقدر توی کارتون مهارت دارید..می خواستم اگه مایل ...

یه سرمایه ی جزئی دارم که بلااستفاده نگهش داشتم..تا به الان هیچ قصدی روش نداشتم..ولی وقتی تعریف شما رو از پدرم و شرکای ایشون شنیدم و اینکه چقدر توی کارتون مهارت دارید..می خواستم اگه مایل باشید این سرمایه رو به شما واگذار کنم و در عوض من و شریک خودتون ...

۱ روز پیش
45K
بی هوا از رو زمین بلندم کرد و دور خودش چرخوند و گفت: فامیلام غلط کردن بخوان در مورد زن من، عروسک باربی من، فکر کنن! میخندیدمو میگفتم: بزارم زمین سرم گیج رفت کیان. چند ...

بی هوا از رو زمین بلندم کرد و دور خودش چرخوند و گفت: فامیلام غلط کردن بخوان در مورد زن من، عروسک باربی من، فکر کنن! میخندیدمو میگفتم: بزارم زمین سرم گیج رفت کیان. چند دور که منو گردوند، نشوندم لب تخت. هر دو نفس نفس می زدیم. پایین پام ...

۱ روز پیش
74K

"part9" گیلدا(طبیب کوچک) سرعتش رو بیشتر کرد که ...... وای ..... نهههههههه.... یه هو تپــش ایستاد که پرت شدم به جلو و با سر رفتم تو زمین _آخ ...... سرم..... _وایساااااا تا کی فرار میکنی ، +گرفتیمش لعنتی گیرش انداختــــن ، با برخورد سر تپش به پام نگـــاهــش کردم . ...

۲ روز پیش
97K
طناز : راستی سحر یه گند دیگ هم زدی ! سحر: یا خدا !! دیگ چی؟؟؟ طناز: میکروفون تهیونگ رو از دستش گرفتی و انداختی شکست. سحر: ینی تو میگی من تا یه متری تهیونگ ...

طناز : راستی سحر یه گند دیگ هم زدی ! سحر: یا خدا !! دیگ چی؟؟؟ طناز: میکروفون تهیونگ رو از دستش گرفتی و انداختی شکست. سحر: ینی تو میگی من تا یه متری تهیونگ رفتم؟؟؟ حدیث: بدبخت شدی!! نازی:اومدیم خونه ، سحر دستاش یخ زده بود ، تا رسیدیم ...

۲ روز پیش
69K
ولی جوابی نشنیدم! برگشتم، پشت سرم ایستاده بود و خیره تماشا میکرد. گلویی صاف کردم و گفتم: وسایلم رو اینجا باید بزارم؟ تکونی خورد و گفت: خودم برات گذاشتم. میخوای استراحت کن یه کم ، ...

ولی جوابی نشنیدم! برگشتم، پشت سرم ایستاده بود و خیره تماشا میکرد. گلویی صاف کردم و گفتم: وسایلم رو اینجا باید بزارم؟ تکونی خورد و گفت: خودم برات گذاشتم. میخوای استراحت کن یه کم ، زود بیدار شدی! این طبقه خودش حمام هم داره. راحتی ! جلو اومد و یکم ...

۲ روز پیش
28K