نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

رمان قهوه قجری پارت۴۳: -تو رفتی ظرف بشوری یا مشکل ما رو حل کنی خانم حل کننده؟! با این حرفش من و خودش خندیدیم که دلنواز چپ‌چپ نگاهمون کرد و گفت: -خودتون رو مسخره کنید، ...

رمان قهوه قجری پارت۴۳: -تو رفتی ظرف بشوری یا مشکل ما رو حل کنی خانم حل کننده؟! با این حرفش من و خودش خندیدیم که دلنواز چپ‌چپ نگاهمون کرد و گفت: -خودتون رو مسخره کنید، اصلاً حیف من که دارم برای شما راه‌حل پیدا می‌کنم. خندم رو جمع کردم و ...

۱ روز پیش
41K
#همسر_اجباری #۳۷۱ این صدای آرمان بود که بچه گونه حرف میزد مثال عرشیاست... -خدا اون روزو نیاره صدای عرشیا اینطوری باشه واگرنه دیگه نگاشم نمیکنم. -درد... خیلیم دلت بخواد صدا به این قشنگی... -بگیر بخواب ...

#همسر_اجباری #۳۷۱ این صدای آرمان بود که بچه گونه حرف میزد مثال عرشیاست... -خدا اون روزو نیاره صدای عرشیا اینطوری باشه واگرنه دیگه نگاشم نمیکنم. -درد... خیلیم دلت بخواد صدا به این قشنگی... -بگیر بخواب داداش االنه بچه روبیدار کنیآ....قرررربانت...ستاره بچینی ....فردا صبح خواب بمونی شیفتت نرسی...مریضاتو ویزیت کنی...بوس بوس ...

۱ روز پیش
48K
#همسر_اجباری #۳۶۲ فقط آنا...آنا داره از درد به خودش میپیچه. .... زود تورو خدا ... آریا گوشی رو قطع کردو بوسه ای به سرم زدو پاشد...یه تک پوش واسه خودش برداشت... آریا هیچی تنش نبود ...

#همسر_اجباری #۳۶۲ فقط آنا...آنا داره از درد به خودش میپیچه. .... زود تورو خدا ... آریا گوشی رو قطع کردو بوسه ای به سرم زدو پاشد...یه تک پوش واسه خودش برداشت... آریا هیچی تنش نبود جز یه شلوارک... از تو کمد یه سارفن و و شلوار برداشت و اومد طرفم ...

۱ روز پیش
35K
#همسر_اجباری #۳۵۴ خانم صالحی یه چشمکی به من زدو گفت برو پشت در وایسا. -چرا... -ای بابا نترس مال خودشی. رفتمو پشت در واستادمو خانم صالحی بعداز پوشیدن مانتو و روسری اومدو درو باز کرد. ...

#همسر_اجباری #۳۵۴ خانم صالحی یه چشمکی به من زدو گفت برو پشت در وایسا. -چرا... -ای بابا نترس مال خودشی. رفتمو پشت در واستادمو خانم صالحی بعداز پوشیدن مانتو و روسری اومدو درو باز کرد. -سالم.بفرمایید. -سالم میشه به خانم ما بگین بیاد. -خانمتون رفت. -چی؟....کجا؟...باکی؟ طاقت نیوردم آریام حرصی ...

۱ روز پیش
34K
#همسر_اجباری #۳۴۱ چی میگفتم...آها.خب معلومه آدم وقتی عاشق بشه دیوونه محسوب میشه حتی شما دوست عزیز. آنا-تو از همه دیوونه ها دیوونه تری. -خب میدونی چرا چون من از همه عاشقا عاشق ترم. اونجاست که ...

#همسر_اجباری #۳۴۱ چی میگفتم...آها.خب معلومه آدم وقتی عاشق بشه دیوونه محسوب میشه حتی شما دوست عزیز. آنا-تو از همه دیوونه ها دیوونه تری. -خب میدونی چرا چون من از همه عاشقا عاشق ترم. اونجاست که شاعر میگه ... مجنون که به دیووانه گری شهره شهر است. در دشت جنون همسفر ...

۱ روز پیش
31K
#همسر_اجباری #۳۳۸ آذین.سالم زنداداشم... پایه ای بریم هولشون بدیم تو آب... -آببب!!! -آره استخرو میگم نیگاه کن دارن میرن اونجا... -نه آریا سرمایه سرما میخوره... -خاک تو سر شوهر زلیلت کنن. تو این گرما سرما ...

#همسر_اجباری #۳۳۸ آذین.سالم زنداداشم... پایه ای بریم هولشون بدیم تو آب... -آببب!!! -آره استخرو میگم نیگاه کن دارن میرن اونجا... -نه آریا سرمایه سرما میخوره... -خاک تو سر شوهر زلیلت کنن. تو این گرما سرما خوردگی کجابودپس ببین چکار میکنم. آذینم رفت خودشو قاطی اونا کرداحسان اول ....بود.بعد آریا و ...

۱ روز پیش
31K
پارت دوم سوزی با یک چمدون به طرف اتاق یوگیوم رفت در زد - یوگیوم میدونم تو اتاقتی وسایل جین یونگ اوردم میشه در رو باز کنی سوزی یکم منتظر شد وقتی دید یوگیوم رد ...

پارت دوم سوزی با یک چمدون به طرف اتاق یوگیوم رفت در زد - یوگیوم میدونم تو اتاقتی وسایل جین یونگ اوردم میشه در رو باز کنی سوزی یکم منتظر شد وقتی دید یوگیوم رد رو باز نکرد بغضی ته گلوش رو گرفت - میدونم تقصیر منه متاسفم اگه تا ...

۲ روز پیش
71K
پارت دوم: حتی از نظر تو چشم هاش وقتی از گرسنگی قرمز می شن و دندون های نیشش بیرون می زنن،دلربا ترین چهره ی دنیا بوجود میاد که فقط باید نقاشی بشه.. پله ها رو ...

پارت دوم: حتی از نظر تو چشم هاش وقتی از گرسنگی قرمز می شن و دندون های نیشش بیرون می زنن،دلربا ترین چهره ی دنیا بوجود میاد که فقط باید نقاشی بشه.. پله ها رو تند و با عجله پایین میای که بی هوا پات درست روی پله های کوتاه ...

۲ روز پیش
19K
پارت صدو چهل و پنج کامران_دخترم الهی خوشبخت سی این جواب مثبت و میدونی من چقدر دیروز عصر زنگ زدم بابات تا راضی شده؟چقدر التماس کردم؟بابات که ماشاالله خیلی سرسخته آراد و دیدم داشت یه ...

پارت صدو چهل و پنج کامران_دخترم الهی خوشبخت سی این جواب مثبت و میدونی من چقدر دیروز عصر زنگ زدم بابات تا راضی شده؟چقدر التماس کردم؟بابات که ماشاالله خیلی سرسخته آراد و دیدم داشت یه جور خاصی نگاهم میکرد مهسا _واااای راستی دخترم با بابات اینا صحبت کردیم واسه هفته ...

۲ روز پیش
37K
پات صدو چهل نشستم و شروع کرد _خب ثمین می‌خوام جشن به اصطلاح نامزدی بگیرم و یه نفر رو واسطه کنم به آراد خبر بده ببینم چیکار می‌کنه! _خب کِی؟ _وقت گل نِی پنجشنبه که ...

پات صدو چهل نشستم و شروع کرد _خب ثمین می‌خوام جشن به اصطلاح نامزدی بگیرم و یه نفر رو واسطه کنم به آراد خبر بده ببینم چیکار می‌کنه! _خب کِی؟ _وقت گل نِی پنجشنبه که میشه فردا _باشه ! _جناب دیگه کاری با من نداری؟ _نه برو خداحافظ _خفه نشی ...

۲ روز پیش
48K
پارت صد و سی و هفت _من به اندازه کافی سرمایه دارم و میتونم داشته باشم واسه کاری که می‌خوام انجام بدم ولی شما رو هم میتونم تو کارم شریک کنم _خب میشه بگید چه ...

پارت صد و سی و هفت _من به اندازه کافی سرمایه دارم و میتونم داشته باشم واسه کاری که می‌خوام انجام بدم ولی شما رو هم میتونم تو کارم شریک کنم _خب میشه بگید چه کاری؟ _خب من می‌خوام یه موسسه بزنم که طراح های ایرانی که کار ندارم و ...

۲ روز پیش
29K
پارت صدو سی هوهو عروس چقد عنتره دوماد از اون بدتره هوهو دم دروازه میدم عدس پلو شهلا جون احسان و بردار برو ایییی نعنا نعنا نعنا ننه ی عروس شد تنها عروس چقدر مشنگه ...

پارت صدو سی هوهو عروس چقد عنتره دوماد از اون بدتره هوهو دم دروازه میدم عدس پلو شهلا جون احسان و بردار برو ایییی نعنا نعنا نعنا ننه ی عروس شد تنها عروس چقدر مشنگه ایشالله مبارکش باد دوماد چقدر مشنگه ایشالله مبارکش باد ماشاالله به دماغ گنده اش ایشالله ...

۲ روز پیش
30K
پارت صد و بیست اراد_باشه حتما با اون چیزای اجق وجقی که تو طراحی می‌کنی من_اراد درست حرف بزنا نه که خودت خیلی قشنگ تو فیلمای بازی می‌کنی ادعات میشه؟ اراد_باشه بابا معذرت من_هه بیا ...

پارت صد و بیست اراد_باشه حتما با اون چیزای اجق وجقی که تو طراحی می‌کنی من_اراد درست حرف بزنا نه که خودت خیلی قشنگ تو فیلمای بازی می‌کنی ادعات میشه؟ اراد_باشه بابا معذرت من_هه بیا اینم خواهی کردنت اراد_ثمین بریم زود باش من_مزون لباس دارم کفش که ندارم باید بگیرم ...

۲ روز پیش
33K
پارت صدو نوزده _سلام خانمم خوبی _مرسی خوبم اینجا چیکار می‌کنی _عزیزدلم اومدم بریم خریدای نامزدی ما هنوز جشن نامزدی نگرفتیم برای پس فردا شبه نامزدیمون _بعد کی این تصمیم و گرفته ک پس فردا ...

پارت صدو نوزده _سلام خانمم خوبی _مرسی خوبم اینجا چیکار می‌کنی _عزیزدلم اومدم بریم خریدای نامزدی ما هنوز جشن نامزدی نگرفتیم برای پس فردا شبه نامزدیمون _بعد کی این تصمیم و گرفته ک پس فردا شب نامزدیمونه؟ _من گفتم مامانت اینا قبول کردن _منم نخود چی؟ _نخیر زن باید به ...

۲ روز پیش
39K
#همسر_اجباری #۳۲۴ من دیگه از خدا چی میخوام وقتی یه همچین پسری دارم وقتی...انقد فهمیده است به خودم میبالم..پسر تو که انقدر فهمیده ای بزار این پدر دل دخترشو به دست بیاره...پدر نشودی ببینی چقدر ...

#همسر_اجباری #۳۲۴ من دیگه از خدا چی میخوام وقتی یه همچین پسری دارم وقتی...انقد فهمیده است به خودم میبالم..پسر تو که انقدر فهمیده ای بزار این پدر دل دخترشو به دست بیاره...پدر نشودی ببینی چقدر بچه واست عزیزمیشه که طاقت دل شکستگی و دوریشو نداشته باشی. -حرف شما متین اما ...

۲ روز پیش
21K
#همسر_اجباری #۳۲۲ الو سالم اشتباه نمیکنم احسان خودتی؟ -اره خودمم...نامرد ...نارفیق... -چته تو پاچه میگیری گوشی بده آ... نزاشتم اسم آذینوبه زبون بیاره. -اسم آذینو به زبون کثیفت نیار آشغال... اگه االن زنده ای به ...

#همسر_اجباری #۳۲۲ الو سالم اشتباه نمیکنم احسان خودتی؟ -اره خودمم...نامرد ...نارفیق... -چته تو پاچه میگیری گوشی بده آ... نزاشتم اسم آذینوبه زبون بیاره. -اسم آذینو به زبون کثیفت نیار آشغال... اگه االن زنده ای به صدقه سری آقا کیانه ... واگرنه اون موشی که بین من آذین دوندی بی جواب ...

۲ روز پیش
23K
#همسر_اجباری #۳۱۸ االن دقیقا داری چکار میکنی.... -میخوام خودمو از چنگال گرگ نجات بدم... -شتر در خواب بیند پنبه دانه... و بعد حلقه دستامو محکم تر کردم... ... هرچی تقال کرد فایده نداشت... کم کم ...

#همسر_اجباری #۳۱۸ االن دقیقا داری چکار میکنی.... -میخوام خودمو از چنگال گرگ نجات بدم... -شتر در خواب بیند پنبه دانه... و بعد حلقه دستامو محکم تر کردم... ... هرچی تقال کرد فایده نداشت... کم کم آروم شدو . گفت شب بخیر جوابشو ندادم ولی خدا میدونه دلم چه قنجی واسش ...

۲ روز پیش
27K
#همسر_اجباری #۳۱۲ خودت بیا دورت بگردم صدام کن صدای تو الالیی بچگیمه صدام کن دیگه خسته م از عشقای نصفه نیمه نگام کن به جوون چشات دیگه جوون ندارم که بگم نمیشه مگه میگذره آدم ...

#همسر_اجباری #۳۱۲ خودت بیا دورت بگردم صدام کن صدای تو الالیی بچگیمه صدام کن دیگه خسته م از عشقای نصفه نیمه نگام کن به جوون چشات دیگه جوون ندارم که بگم نمیشه مگه میگذره آدم از اونی که زندگیشه مگه ریشه از زردی ساقه هاش خسته میشه به جوون چشات ...

۲ روز پیش
13K
#همسر_اجباری #۳۰۸ صدای در اتاق اومد بعد از چند دقیقه آنا بود که کنارم رو تخت نشسته بود... دستی بین موام کشید چشمامو باز نکرده بودم...فکر میکرد که خوابم... چند باری این کارو کرد...دکمه های ...

#همسر_اجباری #۳۰۸ صدای در اتاق اومد بعد از چند دقیقه آنا بود که کنارم رو تخت نشسته بود... دستی بین موام کشید چشمامو باز نکرده بودم...فکر میکرد که خوابم... چند باری این کارو کرد...دکمه های باالی پیرهنمو باز کرد.. و بوسه ای زد رو لبم که چشمامو باز کردم ...

۲ روز پیش
21K
#همسر_اجباری #۲۹۴ آرمان در دستشویی ایستاده بود. و مانیا رو دلداری میداد. -خانمم آروم تر عق بزن بابا طبیعیه.باید یه مدتی تحمل کنی. این حالت تهوع رو همه زنا دارن منو آذین هردو باهم همزمان ...

#همسر_اجباری #۲۹۴ آرمان در دستشویی ایستاده بود. و مانیا رو دلداری میداد. -خانمم آروم تر عق بزن بابا طبیعیه.باید یه مدتی تحمل کنی. این حالت تهوع رو همه زنا دارن منو آذین هردو باهم همزمان . گفتیم :چییی؟ آرمان که تازه متوجه ماشد.و فهمید همه چی رو لو داده... لبخند ...

۲ روز پیش
15K