نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

موقعی که رسیدیم میلاد پیش قدم شد بره در بزنت موندم چه نقشه ای تو سرش بود ولی هر چی بود آخرش آبروی این ایلیا و ایندرا بچه های عمه نسترن به فنا میرفت. بعد ...

موقعی که رسیدیم میلاد پیش قدم شد بره در بزنت موندم چه نقشه ای تو سرش بود ولی هر چی بود آخرش آبروی این ایلیا و ایندرا بچه های عمه نسترن به فنا میرفت. بعد سلام و احوال پرسی موقعی که نشستیم ایندرا یجوره خاصی به میلاد زل زده بود،بردمش ...

۷ ساعت پیش
36K
❤ ❤ ❤ ❤ عشــــــق.... #پارت 48 . مهرداد: هم زمان نگاهم کرد سرمو پایین انداختم فربد : میگم مونا علی خودش زن ذلیل بود بدبخت حالا واسه اش چه آشی پختی علی : من ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشــــــق.... #پارت 48 . مهرداد: هم زمان نگاهم کرد سرمو پایین انداختم فربد : میگم مونا علی خودش زن ذلیل بود بدبخت حالا واسه اش چه آشی پختی علی : من می میرم واسه احساس همدردی هات پسر فربد : یه چای بده بخوریم بعد بیا ...

۱۹ ساعت پیش
48K
رمان من گلابی نیستم ❤ پارت ۱۲ + یه سورپرایز براتون دارم که البته به یه همراه نیاز دارم و باید ببینیم کی میتونه همراهیم کنه 😆 خوب کیا رقص سالسا بلدن ؟ البته فعلا ...

رمان من گلابی نیستم ❤ پارت ۱۲ + یه سورپرایز براتون دارم که البته به یه همراه نیاز دارم و باید ببینیم کی میتونه همراهیم کنه 😆 خوب کیا رقص سالسا بلدن ؟ البته فعلا فقط آقایون ؟! توی ترکیه این رقصو یاد گرفته بودم برای همین قشنگ میشد اگه ...

۲۰ ساعت پیش
69K
بابا:رویا دیدی بهت گفتم نباید این عجله کنی چون آخرش یچی یادش میره میندازه گردن تو مثل الان مامان:به من چه میخواست حواسش باشه. میلاد:ول کن دیگه بحث نکنین وارد بهشت بشین. من:عجب بهشتی بیشتر ...

بابا:رویا دیدی بهت گفتم نباید این عجله کنی چون آخرش یچی یادش میره میندازه گردن تو مثل الان مامان:به من چه میخواست حواسش باشه. میلاد:ول کن دیگه بحث نکنین وارد بهشت بشین. من:عجب بهشتی بیشتر شبیه جهنمه برای من. اخه حق داشتم هیچوقت میلادو دعوا نمیکردن حتی از لباساش که ...

۲۳ ساعت پیش
72K
پارت اول من دختریم که زیاد افکارم پسرونست و هیچی از دختر بودن نمیدونم بخاطر همین بیشتر اوقات به برادرم حسودیم میشه چون پسره و راحت و آزاده ولی من نه چون یه دخترم محدودیت ...

پارت اول من دختریم که زیاد افکارم پسرونست و هیچی از دختر بودن نمیدونم بخاطر همین بیشتر اوقات به برادرم حسودیم میشه چون پسره و راحت و آزاده ولی من نه چون یه دخترم محدودیت هایی دارم یعنی قبل ساعت نه خونه باشم نمیدونم تنها جایی نرم و خیلی چیزای ...

۲۳ ساعت پیش
81K
حتی یه بار به شوخی بهم گفت: می برم عقدت می کنم که دیگه کسی چیزی نگه.. منم با خنده در جوابش گفته بودم: من زن هر کس نمیشم .. اونم می گفت: من هر ...

حتی یه بار به شوخی بهم گفت: می برم عقدت می کنم که دیگه کسی چیزی نگه.. منم با خنده در جوابش گفته بودم: من زن هر کس نمیشم .. اونم می گفت: من هر کسم؟!.. وقتی می گفتم: نه تو همه کسمی..لبخندش اروم محو می شد و سرشو می ...

۱ روز پیش
70K
یه اخیش گفتم که خداروشکر زیر لبی بود نشنید.. به سر تا پاش یه نگاهه سرسری انداختم..یه جوونه 24 یا 25 ساله ..بسیاااار خوش پوش بود و به روم لبخند می زد..چشم و ابرو مشکی..موهای ...

یه اخیش گفتم که خداروشکر زیر لبی بود نشنید.. به سر تا پاش یه نگاهه سرسری انداختم..یه جوونه 24 یا 25 ساله ..بسیاااار خوش پوش بود و به روم لبخند می زد..چشم و ابرو مشکی..موهای فشن کرده..کت و شلوار نوک مدادی اسپرت..از بوی تنده ادکلنش دماغم سوخت.. عینه طلبکارا بالا ...

۱ روز پیش
64K
امروز خیلی ناراحت شدم، میخوام درد دل کنم. هم در فضای حقیقی و هم مجازی دیدم دخترها و پسرهایی که خودشونو باختند و افسرده شدند و به خودکشی فکر میکنند، به خاطر چی؟ به خاطر ...

امروز خیلی ناراحت شدم، میخوام درد دل کنم. هم در فضای حقیقی و هم مجازی دیدم دخترها و پسرهایی که خودشونو باختند و افسرده شدند و به خودکشی فکر میکنند، به خاطر چی؟ به خاطر دوستی با جنس مخالف، اینکه دوستشون سؤاستفاده کرده و یا مسائل دیگه، حالا با خدا ...

۱ روز پیش
67K
شماره ی شایان و گرفتم.. –چی شد؟.. -کار محموله ها تموم شد..دیگه مشکلی نیست.. صدای سرمستش توی گوشی پیچید.. –عالیه ..بهتر از این نمیشه..کارت حرف نداشت آرشام..مثل همیشه.. -دستور جدید چیه؟.. –فعلا هیچی..مهمترین مرحله ش ...

شماره ی شایان و گرفتم.. –چی شد؟.. -کار محموله ها تموم شد..دیگه مشکلی نیست.. صدای سرمستش توی گوشی پیچید.. –عالیه ..بهتر از این نمیشه..کارت حرف نداشت آرشام..مثل همیشه.. -دستور جدید چیه؟.. –فعلا هیچی..مهمترین مرحله ش به اجرا در اومد..بازم باید احتیاط کنی که پلیسا بویی نبرده باشن..تعداد نگهبانا رو بیشتر ...

۲ روز پیش
67K
تعطیل شدی و مثل همیشه با دوستت راهی خونه شدی. سره چهار راه مسیرتون جدا شدو تو هم راه افتادی سمت خونه. یه حس خاصی داشتی. چیز زیادی طول نکشید که فهمیدی اون حس مزخرف ...

تعطیل شدی و مثل همیشه با دوستت راهی خونه شدی. سره چهار راه مسیرتون جدا شدو تو هم راه افتادی سمت خونه. یه حس خاصی داشتی. چیز زیادی طول نکشید که فهمیدی اون حس مزخرف مال چی بوده. آره بازهم سهون جلوی کوچتون وایساده بود. مزاحمی که یک ساله دست ...

۳ روز پیش
74K
همین.. وقتی این هدف شد مسیر انتخابیم دیگه یاد خدا درش هیچ معنایی نداره.. انتقام.. فقط انتقام.. با صدای شیدا به خودم اومدم..قهوه م سرد شده بود و با این حال تا ته سر کشیدم.. ...

همین.. وقتی این هدف شد مسیر انتخابیم دیگه یاد خدا درش هیچ معنایی نداره.. انتقام.. فقط انتقام.. با صدای شیدا به خودم اومدم..قهوه م سرد شده بود و با این حال تا ته سر کشیدم.. تلخیش ازارم نداد..دوست داشتم..چون طعم داشت..اگر زندگی من هم یکی از این دو تا رو ...

۴ روز پیش
100K
تو مسیر برگشت به خونه بودم که موبایلم زنگ خورد..به شماره ای که روی صفحه ش افتاده بود نگاه کردم..شایان.. نفس عمیق کشیدم و جواب دادم.. –الو..آرشام.. -بله..چیزی شده؟.. –اگه اب دستته بذار زمین سریع ...

تو مسیر برگشت به خونه بودم که موبایلم زنگ خورد..به شماره ای که روی صفحه ش افتاده بود نگاه کردم..شایان.. نفس عمیق کشیدم و جواب دادم.. –الو..آرشام.. -بله..چیزی شده؟.. –اگه اب دستته بذار زمین سریع خودتو برسون اینجا.. -چی شده؟!.. –فقط کاری که گفتم و بکن..زود باش.. -باشه..الان تو راهم..دارم ...

۴ روز پیش
75K
#Neighbors بهم خیره شده بود،نه اینکه جذبم شده باشه ها! با تنفر و عصبانیت نگام میکرد. سرمو تکون دادمو گفتم

#Neighbors بهم خیره شده بود،نه اینکه جذبم شده باشه ها! با تنفر و عصبانیت نگام میکرد. سرمو تکون دادمو گفتم"ها؟چیه؟ادم ندیدی؟" عصابش خورد شد و پاشو به زمین کوبید"اره ادم احمقی مث تو ندیده بودم!" حرصم داشت درمیومد"ببین کوچولو،نمیدونم از کی تا حالا اینقدر شاخ شدی!اما هرچی باشی نمیتونی جلو ...

۴ روز پیش
100K

"part9" گیلدا(طبیب کوچک) سرعتش رو بیشتر کرد که ...... وای ..... نهههههههه.... یه هو تپــش ایستاد که پرت شدم به جلو و با سر رفتم تو زمین _آخ ...... سرم..... _وایساااااا تا کی فرار میکنی ، +گرفتیمش لعنتی گیرش انداختــــن ، با برخورد سر تپش به پام نگـــاهــش کردم . ...

۴ روز پیش
102K
❤ ❤ ❤ ❤ عشــــــــــــــق..... #پارت 39 مهرداد: خسته از دست کارای فربد خودمو انداختم رو تختش وگفتم : دیونه ام کردی فربد یه خواستگاری می خوای بری کل کمدت رو زیر رو کردی می ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشــــــــــــــق..... #پارت 39 مهرداد: خسته از دست کارای فربد خودمو انداختم رو تختش وگفتم : دیونه ام کردی فربد یه خواستگاری می خوای بری کل کمدت رو زیر رو کردی می خواستی خرید کنی چیکار می کردی ؟! فربد : این دیگه خوبه بااخم نگاش کردم ...

۴ روز پیش
70K
مطمئن بودم یا دست و پا یا دنده هاش خرد شدند.. رفتم کنارش..اونجا مکان مناسبی برای اجرای دستور شایان نبود..بردمش لا به لای درختا..نیمه بیهوش بود..همون ضربه کار خودشو کرده بود.. پرتش کردم رو زمین..به ...

مطمئن بودم یا دست و پا یا دنده هاش خرد شدند.. رفتم کنارش..اونجا مکان مناسبی برای اجرای دستور شایان نبود..بردمش لا به لای درختا..نیمه بیهوش بود..همون ضربه کار خودشو کرده بود.. پرتش کردم رو زمین..به خودش می پیچید..صدا خفه کن و روی اسلحه نصب کردم ..نشونه گرفتم.. لای چشماشو باز ...

۵ روز پیش
89K
ما هردم از این باغ گل میکشیم گلی میکشیم یه اتاق غم آلود یه صورت نخندیده دلم دریاعه خب اما پر از ماهی گندیده یه اتمسفر آلوده یه دفتر پره نقاشی ولی طرحاش همه غمگینه ...

ما هردم از این باغ گل میکشیم گلی میکشیم یه اتاق غم آلود یه صورت نخندیده دلم دریاعه خب اما پر از ماهی گندیده یه اتمسفر آلوده یه دفتر پره نقاشی ولی طرحاش همه غمگینه وقتی دور ازم باشی و دوریت کرده این قلبمو سم پاشی یه حوله بنفشه دور ...

۵ روز پیش
78K
و بعد بلند خندید... منم خندم گرفته بود اما خجالت هم کشیدم. تو همون حالت خنده و شرم گفتم: زهر مار! ترسیدم خوب... شوهر خودمه به تو چه؟ می خوام لباساشو بو بکشم! بهار اوووووو ...

و بعد بلند خندید... منم خندم گرفته بود اما خجالت هم کشیدم. تو همون حالت خنده و شرم گفتم: زهر مار! ترسیدم خوب... شوهر خودمه به تو چه؟ می خوام لباساشو بو بکشم! بهار اوووووو بلندی گفت و نشست رو تخت! دقیقه ای ساکت شد. تمام لباس های کیان رو ...

۵ روز پیش
97K
کیان مبهوت از رفتار من از رو تخت بلند شد و هاج و واج منو نگاه کرد. با صدایی که از ته چاه میومد گفت: ارغوان این کارو نکن! خزیدم زیر پتو و گفتم: لطفاً ...

کیان مبهوت از رفتار من از رو تخت بلند شد و هاج و واج منو نگاه کرد. با صدایی که از ته چاه میومد گفت: ارغوان این کارو نکن! خزیدم زیر پتو و گفتم: لطفاً تنهام بزار! چند دقیقه ای طول کشید تا صدای باز و بسته شدن در رو ...

۵ روز پیش
94K
#پارت9 #دلبربلا دو مین دیگه میموندم از خنده پخش زمین میشدم قیافه مامان خیلی باحال بود دوییدمو رفتم اتاقم چقدر دلم تنگ شده بود.. هرکی ندونه فکر میکنه یه قرن خارج از کشور بودم ها ...

#پارت9 #دلبربلا دو مین دیگه میموندم از خنده پخش زمین میشدم قیافه مامان خیلی باحال بود دوییدمو رفتم اتاقم چقدر دلم تنگ شده بود.. هرکی ندونه فکر میکنه یه قرن خارج از کشور بودم ها لباسامو کندمو پریدم تو حموم یه دوش آب گرم گرفتم حالم که جا اومد اومدم ...

۵ روز پیش
64K