ویژه کنید
عکس و تصویر به نام خدا هرمخلوقی وتازه آنچه ارزش درجهان خارجی است فطرت ثابت است و آنچه ...

به نام خدا هرمخلوقی
وتازه آنچه ارزش درجهان خارجی است فطرت ثابت است و آنچه ارزش درجهان درون است فطرت متغییر است می باشد. و تازه رنگ درخوب برتر از خوب دررنگ است می باشد اما خوب دررنگ هم نیاز است می باشد. و تازه ما همه جایم رو به هرجا کنید ما آنجایم ما ول نمی کنیم.
مهم حقیقت که هیچ موقع فایده طلبی شخصی نیست
این روند اثبات که جزء اسلام ناب حقیقت عقلانی نیست
^اسلام هوشمند باید داشت جزء آن باید (اهلیت) نیست^
اگر آن نیستی تقوا عملگرا باش جزء این ^بهتری^ نیست
روند اثبات معنایی حقیقت حتی بر حقانیت اسلام مقدم تر است می باشد چون اثباتگر آن می باشد.
و همیشه عشق همان خوب نیست درانسانی می تواند همان خوبش باشد اما درکل جمع یا اشتراک الهی تا عمل حتی می تواند تزویر ویا فسق باشد و *خیر حقیقی موجود نیست بلکه خیر حقیقی وجود است* و عشق موجود است و موجود که متعلقه الهی نباشد موجود دوگانه است یکی با الهی لااقل با تقواست که تزویر نیست و دیگری بدون الهی است که هیچ بدون تقوا نیز است که تزویر است پس اگر می خواهیم که درتزویر گیر نیفتیم باید عشق حساسانه با پشتوانه ی عقل معرفت لااقل عشق با تقوا داشت چون شیطان بزرگ که هیچ حتی ابلیس عقل از عشق دارد و معیار حس نیست (منظور معیار اصلی) می باشد. و تازه توسعه و پیشرفت و علم تکثری به تخصص از تقوا است می باشد وتازه ما هیچ موقع نگفتیم بی عشق نگفتیم عشق اجباری بلکه عشق بی اشکال است که هیچ حتی عالی و فراتر از خوب است اگر با پشتوانه شان الهی و عقلانیت می باشد دوست دارم امت پیامبر (ص) را عاشق با تقوا با پشتوانه ی الهی و عقلانیت باشد می باشد مهم نیست به چه عشق می ورزید مهم این است آنچیزی که عشق می ورزید علاقه باشد و هوس نباشد و مهم نیست چه شغلی داشته باشید مهم این است اخلالگر اجتماعی نباشید درهرشغلی و عشق داشته باشید میل شماست حتی مرده شوری و رفتگری چیزی بدی نیست(چه برسد بدکتر و مهندس)همین که حلال درمیآورید و اخلالگر اجتماعی نیستید خیلی بزرگ است و تازه آموزش و پرورش را به روز و نوین کنید : ۱_سال اول دبستان زندگی بیاموزید ۲_جایگاه معلم عوض شود و بیشتر حقوق بگیرد ۳_ عدالت آموزشی و پرورشی ۴_ مدرسه برای احاد ملت آزاد و رایگان باشد ۵_ نظام تفکر و غیرسنتی و نوین در آموزش و پرورش ۶_ پول دار دنیا دنبال پول نرفتند دنبال کار رفتند  ۷_ تهیه کار برای هر محصل درکنار تدریس ۸_ هنر خوشنویسی و نقاشی درکنار آموزش ۹_استعدادها را بگیرید همان را توجه کرده و رشد دهید ۱۰_استعداد به منحصر به فرد شدن است ۱۱_ تکلیف با خانواده مشخص شود ۱۲_ مقابله با بی عدالتی ها ۱۳_ آموزش دهیم محصل وفادار به مملکتش باشد که بازگردد و اگر رفت خارج برگردد ۱۴_ مهاجرت نخبگان به طوری که همه ی آنان لااقل اکثرشان بازگردند.
همه چیز درمملکت از طریق آموزش و پرورش اصلاح می شود و هدف فرهنگ سازی و رشد و توسعه است.
هر گاه از کاری ترسیدی ، خود را به کام آن بینداز ، زیرا ترس شدید از آن کار ، دشوارتر و زیان بار تر از اقدام به آن کار است.
عبادت ده جز است که نه جز آن در کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است
ای بندگان خدا ! تقوا پیشه کرده و برای رسیدن به خواسته ها تلاش کنید و از کارهای ناروا بگریزید و قبل از آنکه ناگواری ها به شما روی آورند و نابود کننده لذات (مرگ) فرا رسد ، به کار (های نیک) مبادرت ورزید
 من مردی را که در کار دنیایش تنبل باشد مبغوض میدارم
 هر اهل فنی برای موفقیت در کسب و کار خود به سه مطلب نیازمند است : تخصص و باهوشی در فن و حرفه مورد نظر؛ امین باشد و در کار و مال مردم ، امانت و درستی را حفظ کند. با کارفرما و صاحب کار ، خوش برخورد و خوش قلب باشد
تو را به تقوای الهی و پارسایی و کوشش سفارش می کنم و بدان که کوششی که در آن پارسایی نباشد ، سودی نمی دهد
هر که بر نردبان همت ها بالا رود ، ملت ها او را بزرگ دارند
و تازه عمل و پشت‌کار داشته باشید سخن را بشنوید حتی صاحبش عمل نمی کند می باشد.
و تازه اینکه معیار خوب و بد کلی (اعتقادی در اصول) آن است که فقط روح را اطمینان بخشدچه خوش حس باشد چه نباشد و خوب و بد اجتماعی (اعتقادی درفرهنگ) آن است غیر از اینکه روح را اطمینان بخشد همانا حس شهود منافع جمعی باشد می باشد و خوش جمعی باشد می باشد و تازه فرهنگ دراعتقادی مورد پسند است که میان این دو می باشد و رابطه بین این دو را ایجاد می کند می باشد و تازه اینکه (اعتقادی درفرهنگ بعض است) و تازه اینکه تنها بدین طریق فرهنگ دراعتقادی یا فرهنگ با پشتوانه ی اعتقاد یا اعتقاد درهمان حال اخلاق می توان خوب و بد را تشخیص داد می باشد همانا به طوری که اخلاق را به هیچ عنوان کنار نگذاشت درهمان حال اخلاق مبتنی برمبانی الهی و اعتقادی داشت وتازه تقوا همان است که اثبات می کند که اخلاق و انسانیت تظاهری نیست همان توسعه و پیشرفت است و پس آنچه این کتاب می خواهد خلاصه کرد درپیشرفت و توسعه با فرهنگ در اعتقادی اسلامیست.#حدیث_مهدوی

کلام امام زمان

إنّا یحیط علمُنا بأبنائکم ولا یعزبُ عنّا شیء من أخبارکم

ای شیعه ما
ما از اخبار و اوضاع شما شیعیان کاملاً آگاهیم و چیزی از آن بر ما پوشیده نمی ماند.

منابع:تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) / مقدمةج 1 / 38 / 13 - التوقیعان المبارکان ..... ص : 37الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی) / ج 2 / 497 / ذکر طرف مما خرج أیضا عن صاحب الزمان ع من المسائل الفقهیة و غیرها فی التوقیعات علی أیدی الأبواب الأربعة و غیرهم ..... ص : 479بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 53 / 175 / باب 31 ما خرج من توقیعاته ع ..... ص : 150توقیع به شیخ مفید.وتازه اگر می خواهیم فرزندانمان با تربیت شوند باید بر مهارت گوش دادن آنها بسیار شوند می باشد و تازه عشق را انتشار دهید می باشد و مدیران هوشمند داشته باشید می باشد و تازه اینکه یک خانواده اول به یک کار بعد به یک مسکن محتاج است و بعد مخارج تعاون و کنترل بورس درآمد بعد به خرید کتاب خوانی و مطالعه و تحقیق مداوم درزندگی بپردازند می باشد این سبک زندگی سالم است می باشد و تازه یک مملکت باید فساد اقتصادی بشورد و اقتصادی با تقوا داشته باشد و هم نوشیدن و مصرف آب و غذا خانواده را تامین کند و تازه دانشگاه ها به خصوص دانشگاه فرهنگی (معلم ساز) را تقویت بکنید می باشد و نظارت استاندارد از کالا درمرز ها باشد می باشد و تازه اینکه دانسته به دنبال فضا و نجوم و ستاره شناسی باشید باشد. و تازه هنرمندی زیباست و خداوند همه چیز را با رنگ آمیز و هنر مثل کودکی که نقاشی می کند خلق کرده است و هنر تخصص اولیاء خدا است می باشد و تازه دیدن ورزش می تواند جوان را ترغیب به ورزش بکند پس ورزش بکنید و آن را در تصاویر بکشانید تا جامعه سالم و سرحال داشته باشید می باشد و تازه اینکه نسبت ورزش فقط طرفتار تیم ملی باشید می باشد که اختلاف نیفتد می باشد و تازه آرامش حقیقی به طور کمال توسط ایمان آوردن به اسلام ناب حقیقیست می باشد. از جمله منابع پرهیزکاری این است که ندانسته ها را بیاموزی و بدانسته ها ضمیمه کنی، اگر افزایش دانش کم شود مایه نقصان آن می شود و کسی که از دانسته های خود کمتر سود برد، در آموختن ندانسته ها سستی میکند. خداوند ادامه دوستی دیرینه را دوست دارد، بنا بر این دوستی دیرینه را ادامه دهید. در دوستی میانه نگهدار که شاید دوست روزی دشمن تو شود و در دشمنی راه افراط مسپار که شاید دشمن روزی دوست گردد. همه چیز صفات خداست و معنای همه چیز ذات خداست در همه چیز تفکر کن اما درباره ی خود ذات خدا فکر نکن همین است که حتی ذات خدا یا بودن خدا درحساب همه چیز هم می توان فکر کرد یا تفکر درباره ی خدا از خدا تا کف مرز اعتدال می شود کرد هرچند از کف مرز اعتدال به خدا رسیدن هم بی اشکال است اما از خدا تا کف مرز اعتدال بهتر است می باشد اما ذات خدا درحساب ذات خدا نمی توان فکر کرد یا تفکر درباره ی خدا از خدا تا خدا "به شرط خود به خودی" نمی شود فکر کرد می باشد اما از خدا به خدا به طور طی روال تکلیف درملاک انسانی (از خدا تا کف مرز اعتدال تا خدا) که با فکر رسید می باشد و تازه اینکه یاد خدا عقل را آرامش حقیقی می دهد و دل را نرم می کند و رحمت می آورد می باشد. و تازه حفظ قرآن شرایط تدبر درآیات وحی را فراهم می کند می باشد. و تازه شما به دنیا می آید و مهد ویا مدرسه می روید و دوباره متولد می شوید (نه جسمی) و سن تکلیف رسیده و مرجع انتخاب می کنید و درطول زندگی درکنار بقیه مسائل راهش را می روید و دانشگاه می روید و کار می روید و ازدواج می کنید و تحول اجتماعی درحدود خود سازید و پیر و با تجربه می شوید و برای آن دنیا آماده بوده اید و بیشتر از پیش آماده می شوید و گذر از دنیا می کنید به سوی جهان آخرت رهسپار می شوید تا ببینید چه کرده اید و تازه اگر تحولی و تصادفی و اتفاقی دراین میان رخ ندهد وضعیتتان این است می باشد شما همگی آزاده از بند شیطان شده اید و بنده خداید اما شیطان چه می گوید : "به دنیا می آید و مدرسه و دانشگاه و کار و آمیزش و پیری و مرگ" بدون هیچ عبادتی (که دلیل خلقت انسان است) و تاثیری می باشد فقط کف بخور و بخواب و بزا و بمیر این زندگی به کفه مرگ می ارزد می باشد. و تازه اینکه شیطان می خواهد انسان برده شهر و تمدن شود نه شهر و تمدنی در برده انسان می باشد آنکه بنده ی خدا نیست خواسته و نخواسته بنده ی شهر و تمدن می شود و این است که شیطان به نام آزادی انسان می آید و آزادی از خدا هم می خواهد (درحالی که آزادی غیر از بندگی خدا بد نیست) چنین انسان را به ظاهر خدا و فراتر از خدا درپندار می گذارد (که فراتر از خدا نیز وجود نیست چون ذات فراتر جزء خدا نیست) می باشد و چنین است که انسان را به نام انسان محور همه چیز است همانا به ظاهر انسان آزاد از همه مسائل اما درمعنا خواسته و ناخواسته انسان را برده شهر و تمدن می کند اما ما هم می گویم انسان محور هرچیز است اما محور همه چیز خداست و همانا درگرو خداست می باشد و تازه اینکه همانا آنجا شهر و تمدن آنجاست برده ی انسان مسلمان لااقل آزاده می باشد. قدرتی که هر چیز را با دیگران تقسیم می کند و جسم این دنیا فنا پذیر و روح ها و جسم آخرت پایدار است و قدرتی که مهربانی می کند و خیر است میباشد وتازه بندگی خدا و اوامرش بزرگترین آزادگی است می باشد پس همین است کسی که درهر حال آزاد است فقط بنده خدا است آزاد تر حقیقی(درمعنا) ازآنکسی است که از همه چیز حتی ازخدا هم آزاد است باشد این را کسی میفهمد به دنبال ظاهر و باطن درظاهر فقط نباشد می باشد. و تازه فروع دین با اخلاق با اعتقادی اسلامی باشد.و تازه نقطه صفر تاسیس درمانگاه و بیمارستان است می باشد و تازه خویشتن داری ها پنچ بخش اند :
۱_نیرو و انرژی
۲_طرح موفقیت
۳_بصیرت و اطلاع
۴_صنعت و تخصص
۵_ ذکر و عبادت الهی
اول باید بشریت گره های ذهنیش باز شود تا شرک های بزرگ و کوچک برداشته و منع راه انسان کوچک و بزرگ باز شود تا بتوان اصطکاک های حرکت نبوده و اجتماع به توسعه و رشد درعمل خود ادامه دهد می باشد و چنین بتوان به فراتر زمین برسد می باشد.  و تازه اینکه ما خود خلاف اسلام نیستیم بلکه مطابقت با اسلامیم با ابرنیرو سلطه ها دست نمی دهیم و با نیرو حکومت ایرانی خواهی دستی داده نمی شود چون ما گروه ظهور می باشیم می باشد و تازه اینکه  اگر شد به آتش بزنید می باشد و این است اینان نفوذی ها که طوری وانمود می کنند که خودشان را همه اسلام می دانند ما شرح همه اسلام کردیم نه خود را همه اسلام بدانیم می باشد و خودشان همان شیطان های دشمن که رخنه در نظام مقدس اسلامی ایران کرده می باشند. و تازه فتنه مخفی آن نیست که فتنه می سازد آن است که فتنه برپا کرده و ما برای برکناری آن درنظر او تفرقه انداز شده نه تمیز کننده و فتنه به عوام فریبی شناخته می شویم و فتنه مخفی نفوذیان می باشند که درنظام ایران نفوذ کرده و مسئول شده اند اینان یک مشت کثیفان پدرسگ آشغال می باشند که باید کشته و سوزانده شوند می باشد و تازه نظام ایرانی باستانی یک تاریخ ابلیس است چون "ابلیسس" بعد از مصر به سراغ یونان و روم و ایران رفت و اکنون درآمریکاست و تازه اینکه عقل معاش فقط درمغز است می باشد. و تازه بخشش خود را از استحمارگران پس بگیرید و و بخشش از هرکسی پس گرفتن غیر از اینان باطل است می باشد و چنین باشید که آنان قابل بخشش نیستند می باشد. و تازه منافق نه دررو است نه فتنه گر منافق برای اینکه فکر بیمار خود را به جامعه بریزد درلباس اتحاد و وحدت حتی بیشتر ما (یا بیشتر از حق) می آید می باشد. و تازه اینکه کشتی تجاری معلق برآب که هوایی و با انرژی هیدروژن کار می کند بسازید که قابل تعویض به سفینه فضایی باشد می باشد می باشد.
جهان زیبا خواهد شد و مانند بهشت می شود:
اگر همه بدانند چیزی بدتر از استحمار و جهل نیست.
اگر همه بدانند راه آینده علم و تکنولوژی است
اگر همه بدانند امروز را باید ساخت فردا دیر است
اگر همه بدانند خوبی جزء شان الهی بعدش انسانی نیست
اگر همه بدانند سه علم (علم معرفت و علم نظری و علم عملی) داریم و عقل از عشق برتر است و همه به اوجیت در خرد و آگاهی برسند
اگر همه به دکان های باز شده برای فریب مردم اعتماد نکنند
اگر همه بدانند که بسیاری چیزها است که نمی دانند که باید بدانند
و تازه حزب الله (خاص) ویا جنبش حقیقت فقط یک گروه زمینی مثل دیگر گروه ها نیست بلکه یک گروه آسمانی نیز است می باشد. هرکس پس از تقوا ویا پس از داشتن ۱۰ سنت به این جنبش بپوندد و همانا درمقابل دواستکبار یعنی استکبار داخلی و خارجی بایستد حتما حق و آرامش حقیقی را برقرار می کند و این است که ما همان جنبش ظهوریم که از دوران مدرن تا دوران فراتر از زمین و فراتر ازآن طی می کنیم تا ظهور را بیاوریم قطعا متصل سازی ظهور طولانی خواهد بود اما این طولانی زود می گذرد !!! قطعا امام عصر (عج)می آید و دشمنان ما(شیعیان و آزادگان)جنبش حقیقت را برکنار می کند و صلح و امنیت و آگاهی و آرامش میباشد.
و تازه اینکه در باره کارهای مردم و اخلاقشان با شما سخن خواهم گفت مردی که زود خشم گیرد و زود آرام شود. نه بد است نه خوب سر بسر. و مردی که دیر خشمگین شود و زود آرام گیرد خوبست نه بد و مردی که حق خود طلب کند و دین خود بپردازد خوب سطحی است. و مردی که حق خود طلب کند و پرداخت حقی را که مردم به عهده او دارند عقب اندازد بد است نه خوب. و تازه یک سیستم اختراع کنید که برنامه ها را بارگذاری کرده و برایتان برنامه ها را یادآوری کند می باشد حتی طول یک روز از صبح تا شبش دریکسال می باشد و تازه درک ما به مقام امامت نمی رسد می باشد. و تازه رضاع طبایع را تغییر می دهد و طبایع و میل درتقوا میباشد و تازه بهترین مسلمانان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند. هر گناهی را شاید بخشیده مگر کسی که مشرک مرده ویا مؤمنی را بعمد کشته باشد ویا تظاهری (بفسق) می باشد. بهترین کارها سه چیز است، تواضع بهنگام دولت و عفو بهنگام قدرت و بخشش بدون منت (منظور قابل بخشش شونده ها). از هر چه مست میکند بپرهیزید. تیر اندازی کنید و سواری کنید اگر تیراندازی کنید بیشتر دوست دارم که سواری کنید هر چیزی که مرد بدان سر گرم شود بیهوده است جز آنکه مردی با کمان خود تیر اندازد یا اسب خود را تربیت کند یا با زن خود بازی کند همه اینها حق است و هر کس تیراندازی آموزد و حق معلم خود را ادا کرده هرکسی اینان ترک کند حق را ادا نکرده است. میان دو عمل بسیار فرق است عملی که لذت آن برود و عواقب آن بماند و عملی درمعنا که زحمت آن برود و پاداش آن بماند.اگر علم به ثریا آویخته بود گروهی از فرزندان فارس بدان می رسیدند. راستی کنید اگر چه پندارید مایه هلاک است که راستی مایه نجات است و از دروغ بپرهیزید اگر چه پندارید مایه نجات است که دروغ مایه هلاک است. در بهشت چیزها هست که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه در خاطر کسی گذشته است هرچند ذهن مفهومی بتواند بیابد اما تصورش و درکش نمی کند می باشد.
بنیادگرا همان پاکی گرایان است و تجدیدگرا همان برتری گرایان است و میانه گرا همان توازن گرایان است می باشد.
حال شما انتخاب کنید می خواهید پاکی گرا باشید ویا توازن گرا باشید ویا برتری گرا باشید؟
هر کدام از اینان خانواده از جنبش حقیقت می باشد.
علم چند بخش شود : شناس_شناس فعال_شناس هوشمند _شناس پویا_ ماوراء علمی مثلا:
نجوم چند بخش می شود :
۱_ستاره شناسی (دوران مدرن)
۲_ستاره شناسی فعال
۳_ ستاره شناسی هوشمند
۴_ ستاره شناسی پویا
۵_ ماوراء ستاره ای
علم نانو تکنولوژی سنگین با ستارشناسی پویا ترکیب می شود و ماوراء ستاره ای یعنی تولید سیاره و ستاره ! انجام می شود می باشد و به جایی می رسد که که تکامل کرده و به ماوراء کهکشانی و کیهانی می شود می باشد.
تکبر یا فرد بزرگیر نتیجه بی اعتنائی به حق و تحقیر مردم است.
بیایم از کهکشانها و ماوراء ها و دیگری به خود بیایم : (درکاغذی بنویس)_ هم کوتاه مدت هم بلند مدت...
۱_ دیروز زندگی چه کردی ؟
...
۳_ فردا زندگی چه می خواهی بکنی ؟
...
۲_ امروز زندگی چه بکنی؟؟
...
حال که می دانی چه کنی به امروزت بپرداز به طوری که امروزت به سوی فردا حرکت می رود و از گذشته درس عبرت می گیرد می باشد.
کمال نیکی آنست که در نهان همان کنی که آشکار میکنی. غذای خود را به پرهیزکاران بخورانید و نیکیهای خود را درباره مؤمنان انجام دهید.
این همه نعمت یکجا می توانی یافتن خود و جواب کلیات هرچیز بکنی واقعا شکر گذاری می خواهد.
همیشه اخبار موثق را دنبال کنید و فیلم پند آموز ببینید و بیشتر به خود توجه کنیم چه کردنیم تا دیگران می باشد.
(و تازه دروال تکلیف (نه تخلفش) شان انسانی فبل از اینکه وابسطه به شان انسانی باشد وابسطه به شان الهی ویا درحساب ملاک است می باشد.) و تازه اینکه فخر فروشی نکنید که این کار گنهکاران است می باشد و تازه مبادا آثار نیکان در تو نمودار باشد و نیک نباشی که در این صورت با ریاکاران محشور خواهی شد.
 #حدیث_مهدوی

امام کاظم

«اذا فقد الخامس من ولد السابع، فالله الله فی ادیانکم لا یزیلنکم احد عنها، یا بنی! انه لا بد لصاحب هذا الأمر من غیبة حتی یرجع عن هذا الأمر من کان یقول به، انما هی محنة من الله عزوجل امتحن بها خلقه، ولو علم  اباوکم و اجدادکم دینا اصح من هذا لا تبعوه.فقلت: یا سیدی! و ما الخامس من ولد السابع؟ فقال:یا بنی عقولکم تضعف عن هذا و احلامکم تضیق عن حمله، و لکن ان تعیشوا فسوف تدرکونه».

«جناب علی بن جعفر علیه‌السلام از برادرش حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام روایت می کند که فرمود:«هنگامی که پنجمین فرزند وصی هفتم از دیدگان ناپدید شود، از خدا بترسید در مورد دین خود، به خدا پناه ببرید درباره ی دینتان، که هرگز کسی نتواند شما را در مورد دینتان بلغزاند. پسر جان! بی‌تردید برای صاحب این امر غیبتی خواهد بود تا بیشتر معتقدین به آن، از اعتقاد خود برگردند. این یک آزمون الهی است که شما را با آن آزمایش خواهد کرد. اگر نیاکان شما دینی بهتر از این می یافتند آن را می پذیرفتند».علی بن جعفر علیه‌السلام می فرماید: عرض کردم: سرور من! مقصود از پنجمین فرزند وصی هفتم چیست؟ فرمود:- «پسر جان! عقل‌های شما از درک آن ناتوان است و استعدادهای شما از حمل آن ناتوان است. اگر خداوند عمری دهد آن روز را درک خواهید نمود».

کمال الدین/ ص360در این حدیث امام کاظم علیه‌السلام به برادرش: «پسر جان»! خطاب می کند، که ممکن است برای محبت و شفقت و اظهار علاقه ی بیش از وصف باشد. و در همه ی منابعی که حدیث نقل شده، به تعبیر: «پسر جان» می باشد. علل الشرایع ، غیبت طوسی،غیبت نعمانی و کفایة الاثربه: یا بنی تعبیر شده
و تازه اینکه تولید با خلق فرق دارد (که خلق گونه با خلق هم فرق دارد چون خلق دیگر خلق گونه است) و این علمی است که جهان نرسیده است که بتواند موجودات دیگر برسیاره دیگر با ستاره دیگر و منظومه دیگر بیاورد آنهم از گاز هیدروژن با ترکیب علم تولید ستاره ای و علم ماوراء رایانه ای هوشمند و علم مهندسی سیاره بیگانه و علم ماوراء تکامل اجتماعی بیاورد و خلق حیات زایی دیگر بعد خلق مثل آدم و حوا و اجتماع آن (اجتماع هوشمند) دیگر توسط انسان رخ خواهد داد می باشد و به آنان بیاموزید که مدیون آفریدگار گونه خود باشند و مدیون پدر و مادر وخود باشید باشد وتازه ما انسانها خلق مستقیم خدایم یا خلق اول موجود هوشمند همان انسانهایم پس ما ازخلق گونه نیامده ایم بلکه ما ازخلق آمده ایم اما موفق خواهیم شد که ما خلق گونه بکنیم پس خدا بی نهایت مطلق غیرنسبی می باشد.خداوند اسلام را به مردانی که اکثراغیرمسلمانان یا تقواگران و تازه مسلمانان یاری می کند می باشد و تازه خداوند وقتی بخواهد بنده ای را هلاک سازد حیا را از او بگیرد وقتی حیا از او گرفته شود متنفر و منفور شود. وقتی متنفر و منفور شد امانت از او گرفته شود و همین که امانت از او گرفته شد راه خیانت پیش گیرد و کسان نیز بدو خیانت کنند و وقتی چنین شد رحم بی جا از او بر خیزد وقتی رحم بی جا از او برخاست مطرود و ملعون شود و طوق اسلام را از گردن او بردارند. مدیر توانا کسی است که اجازه میدهد زیردستشان کار را تا جاییکه درقالب نتیجه نهایست برپایه تشخیص خود انجام دهند و اگر میخواهید به چیزهای ارزشمندی درزندگی و کاریتان دست پیدا کنید باید درمسیر پیشرفت شخصیتان فرد ارزشمندی شوید. به باطن خود یا ظاهر در باطن اهمیت دهید اما همانا به باطن درظاهر و ظاهر ظاهر خود نیز توجه اهمیت دهید می باشد تا بتوانید انسان به کمال برسانید می باشد‌ و تازه اینکه این کتاب از باطن درباطن درحساب ظاهر درباطن شروع کرده است و به ظاهر و ظاهر رسیده است می باشد و از ظاهر ظاهر به باطن درباطن می رسد میباشد که پس از شان خود ذات الهی(درحساب صفت)شروع شد تا کف مرز اعتدال یا خوددرکی امتداد پیدا کرد و از آن به همان اول بازگشت که این روال شرح شده درروال تکلیف میباشند. هفت پند :
درپوشیدن خطای دیگران شب باش
در فروتنی زمین باش
درمهر و دوستی خورشید باش
درهنگام خشم و غضب کوه باش
و درسخاوت و یاری دیگران دریا باش
خودت باش (منظور آنگونه که می نمایی باش)
در کبریایی و بزرگ منشی یک عالم خلقت باش
ما برای پیروزی و موفقیت و سلامتی و اوج گونه لذت پا به این دنیا گذاشتیم.
هیچ چیز بالاتر ازعشق پاک و عشق حقیقی نیست می باشد. مهم آن است که هرگز از پرسش باز نه‌ایستیم. همزمان با گسترش دایرهٔ دانش ما، تاریکی‌ای که این دایره را احاطه می‌کند نیز گسترده می‌شود. دانش چیز شگفت انگیزی است، مشروط بر آنکه کسی مجبور نباشد از راه آن امرار معاش کند. خدایا از اعتقاد بد و اخلاق بد و اعمال بد و هوسهای بد و مرضهای بد بتو پناه می برم. روحانیت قبل از اینکه اخلاقی باشد باید اعتقادی باشد و اعتقادی مهم تر و ریشه ای تر از اخلاقی است می باشد. اقیانوس آرام باش تا دریاها هم به تو خم شوند اگر نشوند دریاچه شوند. و تازه وقت خودت را با کسانی که مانع حق به معنا می شوند سرگرم نشو و از آنان بگذر آنان نه تنها وقت ارزش گذاشتن ندارند بلکه تو انسان آنقدر بزرگ خلق شده ای (خداگونه) که به اینان نیاز نیست توجه بکنی می باشد.
 #حدیث_مهدوی
امام هادی



«صقر بن ابی دلف می گوید: هنگامی که متوکل، مولایم امام هادی علیه‌السلام را به زندان انداخته بود، دلم برای آقا تنگ شده بود، بیرون رفته بودم شاید خبری از امام علیه‌السلام به دست آورم. متوکل دربانی داشت، چون مرا دید گفت: ای صقر! اینجا چه کار می کنی؟! گفتم: هیچ، نشسته ام. گفت: نترس، من هم در مذهب تو هستم. حتما آمده ای از حال امام و مولایت مطلع شوی؟ گفتم: آری. گفت: می خواهی آقا را زیارت کنی؟ گفتم: آری. گفت: بنشین تا نامه رسان برود. چون مأمور رفت، به غلام خود گفت: دست او را بگیر و به اطاقی که آن سید علوی زندانی است ببر و آزاد بگذار. صقر می گوید: مرا به اطاق آقا برد و گفت: داخل شو. داخل شدم و دیدم امام هادی علیه‌السلام روی حصیری نشسته، و قبر آماده ای مقابلشان کنده شده. سلام کردم و جوابم فرمود. آنگاه امر به نشستن فرمود و نشستم. فرمود: ای صقر، چه باعث شده که اینجا آمده ای؟ گفتم: سرور من! آمدم که از حال شما مطلع شوم، ولی این قبر را دیدم گریه ام گرفت. فرمود: محزون نباش. آنها نمی توانند نسبت به من ناراحتی ایجاد کنند. گفتم: خدا را شکر. سپس گفتم: سرورم برای من حدیثی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده که معنای آن را نمی دانم، فرمود: چیست؟ گفتم: این حدیث است که «لاتعادوا الأیام فتعادیکم»: «ایام را دشمن ندارید، که ایام نیز شما را دشمن بدارند».فرمود: آری، ایام ما هستیم:سبت (شنبه) نام مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.احد (یکشنبه) نام مقدس علی (علیه‌السلام) است.اثنین (دوشنبه) امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) است.ثلاثا (سه شنبه) علی بن الحسین، محمد بن علی، و جعفر بن محمد (علیهم السلام) است.اربعا (چهارشنبه) موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی (علیهم السلام) و من است.خمیس (پنجشنبه) پسرم حسن (علیه السلام) است.و جمعه، پسر پسرم می باشد، که اهل حق دور او گرد آیند. و او کسی است که در روی زمین را پر از عدل و داد نماید، آن چنان که پر از جور و ستم شده باشد. این است معنی «ایام» آنها را دشمن ندارید که آنها نیز شما را در روز قیامت دشمن بدارند. سپس فرمود: زود از اینجا برو که برای تو مطمئن نیستم.

اعلام الوری/ ص411 و کفایة الاثر/ ص285
هر روز اوامر خداست آن روز را گرامی بدارید باشد به خصوص روز جمعه را ...و تازه دو تا فرصت طلب داریم یکی فرصت طلب بد و یکی فرصت طلب خوب مثلا وقتی که همه درخواب اند شما به کار و تلاش مشغول شوید این فرصت طلب خوب است و فرصت طلب بد آن است که مثلا کسی می خواهد خلافی بکند وقت گیر می آید خلاف می کند، ما می گویم فرصت طلب خوب باشید و فرصت طلبی خوب با پشتوانه ی شان الهی و عقل معرفت نشانه ایمان حقیقی است می باشد. آنان که تمسخر بازی و مزه بازی و عوض بازی با روند اثبات ما می ریزند محل هم ندهید می باشد چون چیزی که ما می گویم از بی شوخی هم بی شوخی تر است می باشد و شوخی سرمان می شود اما همانا این مسائل شوخی ندارد که هیچ شوخی نداشتنش هم شوخی ندارد پس مثلا می گویم برای ورود به سینما چه کنیم جواب نمی دهیم بلیط بگیر ، جواب میدهیم چه اقدامی برای سینما انجام داد لااقل شوخی را آخردست بگوید تا هم شیرینی اش آخر مزه می ماند هم تداخل با جواب نکنید می باشد. وتازه صبر کردن جایی معنا پیدا می کند که جایی برای صبر کردن موجود نیست. بسیاری از شرکت ها تصمیم گرفته اند اندازه شان را کوچک تر کنند. شاید این برایشان بهتر باشد. ما راه دیگری انتخاب کردیم. ما بر این باوریم که اگر محصولات خوبی را به مشتری ها ارائه دهیم، آنها هم بابتش خرج می کنند. عمر شما محدود است، پس سعی نکنید در این زمان کم، به جای کس دیگری زندگی کنید. درگیر عقاید تعصب آمیز (غیر اصرارش) نشوید. عقایدی که نتیجه طرز فکر دیگران هستند. اجازه ندهید، نظرات دیگر افراد، نظرات شما را خاموش کنند. و مهم تر از همه، جرات آن را داشته باشید که به دنبال عقل معرفت بعدش بصیرت خودتان بروید. چیز های دیگر، ارزشی ندارند. به نظر من پنجاه درصد دلیل موفقیت و عدم موفقیت افراد، پشتکار آنها است. اگر نتوانسته اید پیدایش کنید، به جستجو ادامه دهید. ساکت ننشینید. به هر قیمتی که شده، آنرا خواهید یافت. برای بسیاری، طراحی یعنی روکش مبل، یعنی دکوراسیون، یعنی نوع پارچه. ولی برای من چیزی با ارزش تر از معنی طراحی وجود ندارد. طراحی یعنی روح یک محصول ساخته انسان که خود را در ظاهر محصولات نمایان می کند. مردم فکر می کنند که تمرکز کردن یعنی گفتن ” بله ” به کاری است که می خواهید رویش تمرکز کنید. ولی اصلا این طور نیست. تمرکز کردن یعنی گفتن ”نه ” به صد ها ایده دیگر که وجود دارند. باید بهترین را انتخاب کنید. فکر می کنم اگر کاری بسیار خوب انجام داده اید، باید بروید و کار فوق العاده دیگری انجام دهید نه این که بمانید و آن کار خوب را تماشا کنید. همیشه به دنبال کار خوب بعدی باشید. هیچ کس نمی خواهد بمیرد. حتی آنهایی که فکر می کنند به بهشت می روند. با این حال مرگ برای همه وجود دارد. هیچ کس نتوانسته است از آن فرار کند. باید هم اینطور باشد، چون مرگ بهترین ابتکار زندگی است. مرگ است که کهنه ها را حذف می کند تا تازه ها به میدان بیایند. الان شما تازه هستید، بعد از مدت کمی، کهنه خواهید شد و رفتنی هستید. واقعیت این است. همه چیز – تمام غرور ها و انتظارات، تمام شکست ها و خجالت ها – با فرا رسیدن لحظه مرگ از بین خواهد رفت. به یاد داشتن مرگ باعث می شود بدانم که چیزی برای از دست دادن ندارم. پس دلیلی وجود ندارد که منتظر مرگ بمانم. ما درک از شناخت حضرت علی را نداریم اما شناخت اعتقادی را داریم پس شناختی که از درک باشد از روح خودمان هم ممکن نیست اما شناخت اعتقادی به عظمت یافتن خدا ((ذات درحساب صفاتش) تا کف مرز اعتدال) می توان پیدا کرد می باشد‌. من معتقدم،اسلام کمتر مدیون شمشیر علی و جهاد اوست و بیشتر مدیون سکوت و تحمل اوست! «شیعه علی بودن» (بعد از معتقد) از «چون علی عمل کردن» شروع می‌شود. برای مسلمان عمل به اسلام مهم تر از اعتقاد به اسلام درروال تکلیف است برای کفر دار اعتقاد به اسلام مهم تر از عمل به اسلام است تا کفر دار مسلمان شود و مسلمان اهل عمل شود می باشد. اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا و مغلوب ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت. محبت نجات بخش (فقط) نیست، معرفت نجات بخش است. ما موظف به شناخت حضرت علی در زمان خودمان هستیم نه محبت به امام. هر کسی که حضرت علی را بشناسد، محبت حقیقی را می فهمد و می شناسد نه محبت تلقینی که ثمری ندارد. خدایا به من زیستنی عطا کن، که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم، و مردنی عطا کن که بربیهودگیش سوگوار نباشم. برای اینکه هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند. خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت. خدایا رحمتی کن تا ایمان، نان ونام برایم نیاورد، قدرتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم، تا از آنهایی باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند، نه از آنهایی که پول دین می گیرند و برای دنیا کار می کنند. و تازه ما به حق به معنا شرح می کنیم و مخالف ما باطلست.از آنچه شنیده و دیده و خوانده اید، هیچ چیز را قبول نکنید، مگر آنکه درستی و صحت آن بر خودتان آشکار شده باشد حتی این کتاب‌. از هیچ اندیشه جدیدی بدون فهم آن حمایت نکنید. بلکه با شک و تردید در آن وارد شده و حقیقت را کشف کنید. زمانی که خداوند ما را خلق می کرد، تصور فطری خویش را در ذهن ما مهر نمود. باید بخواهیم تا بتوانیم! کسانی که آهسته می روند، اگر همواره در راه راست قدم بردارند، از آنانکه می شتابند و به بیراهه می روند بسیار بیشتر خواهند رفت. مطالعه، یگانه راهی است برای آشنایی و گفتگو با بزرگان روزگار که قرن ها پیش در دنیا به سر برده و اکنون در زیر خاک منزل دارند. شاید ما کره ای جهان سوم باشیم که از بس پیش پا افتاده ایم به ما سری نمی زنند می باشد. زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید. راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است. هنر، با احساسات آدمی بازی می کند. بیایم از متفاوت ها متفاوت باشیم. عشق زندگی را به شیوش و حرکت می آورد. بخاطر داشته باشید که حواس خود را به هر چه متوجه کنیم همان را به دست می آوریم . به جای اینکه فقط از دشمنان متنفر باشیم خدا را شکر گذار باشیم که مثل آنان نیستیم و تازه تصور ذهنی بسیار در رشد پیشرفت و علم و توسعه کمک می کند پس تا می توانید تصور ذهنی داشته باشید و تازه اینکه ساده باشید و سادگی یعنی خوب بودن و سادگی به صورت ساده نیست به محتوای ساده است می باشد و چنین مورد مقبول است می باشد احساس شور و هیجان را در خود تقویت کنید تا هر مشکلی را بصورت فرصتی در نظر آورید و زندگی خود را با ضرب آهنگی سریعتر پیش ببرید. ثروتمندترین مرد دنیا دارنده ی چیزهای ملموس نیست. نه زمین دارد، نه طلا، نه نفت، نه کارخانه، نه فعالیت صنعتی دیگر و نه ارتش و نه سپاهی. این در تاریخ بشر است که ثروتمندترین مرد دنیا تنها دانش دارد و بس. یکی از دارایی‌های شرکت ما، پندار آدمی است. اگر شما همه‌ی ساختمان‌ها و زمین‌ها و انبار لوازم سخت‌افزار و سایر لوازم گرانبهای دیگر و هر آنچه لمس کردنی باشد را از ما بگیرید، هیچ پیشامدی برای ما رخ نخواهد داد؛ چرا که ارزش شرکت ما به نیروی اندیشه‌ی آدمی بستگی دارد و دیگر هیچ! موفقیت: پنج درصد نبوغ، 95 درصد عرق ریختن. افکار افراد متفکر خواسته و ناخواسته مداوم می اندیشد. اگر می خواهید در زندگی موفق باشید، استقامت و پشتکار را همراه صمیمی خود سازید. مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم، مهم این است که در چه راستایی گام بر می داریم. لازمه موفقیت، در توانائی تمرکز انرژی ذهنی و جسمی وبدون وقفه بروی یک مسئله است بی آنکه احساس خستگی کنید. لازم نیست آدم از کوهی بالا رود تا بفهمد بلند است.مهم این نیست که چقدر زندگی می کنیم مهم این است که چگونه زندگی می کنیم. عشق، آن چیزی است که روح جهان را وادار به دگرگونی و تکامل می کند.وقتی انسان دوست می دارد، می تواند جزیی از آفرینش باشد.اگر تو به حال توجه کنی، آن را بهتر خواهی کرد و اگر حال را بهتر کنی، آنچه از پس آن می آید بهتر خواهد شد.در زندگی ما لحظه ای فرا می رسد که تسلط بر زندگی را از دست می دهیم و از آن پس، سرنوشت بر هستی ما مسلط می شود و این بزرگترین گزافه ی جهان است و سرنوشت دست ماست.هرگز نباید سست شد، حتی اگر راه زیادی را پیموده باشی. و علمی که از انسانیت منشاء گرفته باشد تقوا رعایت درآن شده است می باشد. زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است، سـرچشمه محبت و الطاف داور است.بهر صفا و لطف خدا عشق مظهر است، بعد از خدا به سجده بود زآنکه مادر است. اعتقادی که نام اعتقاد ما می نامیم اصول دین است که مکان (عمل) و زمان اهمیت ندارند وگرنه اعتقاد درعمل متعلقه یا اخلاق عمل که هیچ زمان به خصوص اهمیت دارد مثلا عدل توازن یا برابری غیرموازی است که اسلام دین غالبا صلح و معمول عدل و انسانیت خواه و علم دوست و لبیرال ابزاری است و اندکی خشن به ظاهر آنهم معنای عادلانه درمقابل کفر داران استکباری(استحمارگران واستعمارگران واستثمارگران) است وگرنه اسلام حتی دینی است که حتی دربرابر کفر تقوا دار رحمانهم بینهم و بخشنده است مسلمانان جای خود دارد می باشد و تازه حق بینی بهتر از واقع بینی است میباشد اما واقع بینی حقیقی(یا معنایی حقیقت بینی)همان حق بینی است می باشد.دانش وران چراغهای زمین و جانشین پیغمبران و وارثان من و وارث پیغمبرانند. از خردمند رهبری جوئید تا براه راست برسید و وی را نافرمانی نکنید که پشیمانی برید. از علمی که سود ندهد به خدا پناه ببرید می باشد. و بعضی اند که دانش دراختیارشان است اما سود نمی برند همانا اینان همچون ستارشناسی است که تلسکوپ ندارد ویا شبیه زنبور بی عسل این به خاطر آن است که دانش دارند اما اگر دانششان به کمال می رسید آن را عملی می کردند پس دانش درسطح کلی فقط دارند(نه جزء با پشتوانه ی کلی)وگرنه حتی دانش کلی هم عملی شدنی است به خصوص وقتی به کمال برسد و تازه عملی آن درحساب معنا اندک تر است اما درحساب عیان عملی آن بیشتر تر است می باشد پس شناخت خداوند و شناخت اصول دین بزرگترین سود علمی را درحساب عیان دارد چه برسد به علوم طبیعی همچون فیزیک و روانشناسی و ژنتیک و . . . که برای بشر زودتر درکش مشخص شده سود دارد می باشد و چنین است که علمی سود ندهد خرافات و جهل است می باشد ویا شبه علم می باشد که اینان همگی فریبند بگذار خیالتان را راحت کنم خدایی جزء خدا نیست و شریکی ندارد و خالق همه چیز است و فرشتگان درفرمان او به تدبیر عالمند و خداوند عادل است و فطرت همه چیز را فطرت انسان قرار داده است و همه چیز را برای انسان خلق کرده است و شاهد و ناظر براعمال انسان است و پیامبران و پنج شریعت دار را برای هدایت فرستاده است و خاتمیت دارد پیامبران با حضرت محمد (ص) و امامت ادامه پیدا کرده و به خاتمیت اوصیاء که درغیبت است پسر حسن عسگری (ع) همان حضرت مهدی (عج) رسیده است و قیامت را براساس عدل و فرصت واحد دراین دنیا و برزخ را دوره میانه عملی بین آخرت و دنیا قرار داده است (نائبیت امام عصر (عج) که حال و امروز را خلاء نمی گذارد) و همه اینان برای این است که انسان این ها را بداند تا خدا را عبادت کند و بداند برای چه و درچه راهی عبادت می کند ویا باید کرد و این انسان را به کمال می رساند و این سود حاصل از آن است می باشد و آخر این است که انسان به خود درکی و از خوددرکی به خودعملی برسد و از خود عملی به جمع عملی برسد و از آن به خدا عملا درهدف برسان می باشد و تازه خدایا تن مرا سالم دار به طوری که شرط روح مرا سالم دار باشد و خدایا گوش مرا سالم دار و خدایا چشم مرا سالم دار خدایا از کفر و فقر بتو پناه می برم و خدایا از عذاب قبر بتو پناه میبرم خدایی جزء خدای ملاک نیست می باشد. وتازه اینکه وقتی کسی بمیرد مردم بگویند چه ازدست داد و فرشتگان گویند چه به همراه آورد. ما تابع رهبریم نه تابع رسانه و صدا و سیما که بعضا طوری صحبت می کند که همه راه ها برای حق بسته است و تازه توکل به خدا احساس قدرت می دهد و احساس ترس ندارد و احساس پشت و پناه قوی می دهد و احساس اعتماد به نفس خیر نیز می دهد که عامل حرکت است چنین احساسی است که به آدم می دهد و تازه دشمن که آمریکا و شرارت هایش است نمی تواند گزینه جنگ با ما (جمهوری اسلامی) داشته باشد می باشد. اگر فقط یکبار حضور خدا را بپذیرید، هرگز به ضرورت دعا و نیایش شک نخواهید کرد. برای کسی که  غالبا اندیشه عدم خشونت را در خود پرورده است تمام عالم یک خانواده است. نه ترسی به دل دارد و نه کسی از او می ترسد.تواضع یعنی تحمل رنج و زحمتی مداوم در راه خدمت به بشریت، خداوند همیشه حاضر و ناظر است.جنگنده عاشق مرگ است. نه مرگ در بستر بیماری بلکه مرگی که در میدان نبرد سر می رسد… مرگ در هر زمانی خجسته و مبارک است ولی برای جنگنده ای که برای آرمان خود  -حقیقت- می میرد خجستگی آن دو چندان است. عدم خشونت فقط وقتی خواهد بود که ما کسانی را دوست بداریم که از ما نفرت دارند. می دانیم که عمل کردن به این قانون بزرگ محبت چقدر دشوار است. اما آیا انجام تمام کارهای بزرگ دشوار نیست؟پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی.خود را قربانی کنیم بهتر است تا دیگران را. هدف، همـواره از ما دور می شـود، هر چه به پیشــرفتهای بزرگـتری نائل آییــم، بیش تر به بی ارزشی خود پی می بریم. شادمانی در تلاش نهفته اسـت نه در دستیابی به هدف. تلاشِ تمام و کمال، عین پیروزی است .خشم ناحق اسیدی است که به ظرف خود بیشتر از اسیدی که به آن پاشیده می شود ضرر میزند. اژدها هفت  سرها و سلفی ها ترسناک نیست ترسناک حقیقی آرام هایی همچون استحمارگران است اگر عقل به چشم نباشد چون کشتن کلاغ ها، کرکس ها‌ (که کرکس ها کلاغ را مسلح ساختند) را ادب نمی کند. و تازه روزی خواهد آمد تمدن اسلام نمونه خواهد شد می باشد و همه جهان از او پیرویی و تقلید می کند به برکت قرآن می باشد.‌ و تازه رقابت بیافرینید وقتی که(جایی که)تفاوت است باشد. دولتمردان بدانند به همه اعتماد داشتن خطرناک است، به هیچ کس اعتماد نداشتن خطرناکترین است. خودت باش از یکجا بد است(دردخیل)محور اصول را خود میگذارد و ازآنجا خوب است که مربوط بخویشتن داری بشود و دخیل درشان الهی نشود.فقه غالبا موقع ناکارآمد نیست اما درجایی که فقه ناکار آمد است روند اثبات ملاک با نظری و عقل معرفت با عقل نظری می تواند جایگزین شود مثلا نماز خواندن درفضا بر کره ای دیگر که این کتاب می گوید فقط سمت بدن جهت ستاره خورشید ویا سمت زمین بیفتد کافی است و تنها چیزی که می تواند به زمان باشد فقه است و فقه باید به زمان باشد و جایی ناکارآمد شد اولا فقه خدا ناکارآمد نشده بلکه فقه انسان ناکارآمد شده است دوما این ناکارآمدی به اصول دین نمی رسد پس اعتقاد به توحید تا ولایت فقیه در همه زمان و مکان کارآمد است و حتی اخلاقیات دین کارآمد درهر زمان می باشد آنچه ناکارآمد ممکن است شود فقه است که آنهم بعضا است نه همیشه پس اگر ناکارآمد شد بنا را برآنچه به عقلانی تر نزدیک تر به آن امور است گذاشته می شود هرچند ندانیم چه حکمی صادر برایش می شود لااقل حکمی که نزدیک تر است می پیمایم می باشد و تازه ما لبیرال نیستیم بلکه لبیرال ابزاری غیر آمریکایی می باشیم و دراصل بنیادگرا میانه رو می باشیم و تازه این کتاب اندکی از مسائلش به مرور زمان منسوخ می شوند اما امتدادش و غالب مسائلش به خصوص محتوا و اصالتش همیشگی است می باشد و همانطور که قرآن قیصر دارد و قیصر امروز آمریکا است می تواند فردا قیصر فردا جایی دیگر باشد اما همان قیصر خصلت و آمریکا خصلت می ماند می باشد و کلمه ی امروز این کتاب امروزش است و فردا امروز نمی شود بلکه دیروز می شود فقط محتوا و اصالت ها و اثبات ها است که باقی ماند می باشد و تازه الزام و ملزوم ها به تاخیر می تواند بیفتد اندکی ازآنان که قوت به معنا درملاک انسانی ندارند می توانند اتفاق هم نیفتند حتی برخلاف گفته اتفاق بیفتند اما آنچه گفتیم آن بود که بهتر بود می افتاد فقط غالبشان اتفاق می افتد فقط به اختیار انسان به انجام دادن آن اتفاق دیر تر ویا زودتر به طور پازل وار می افتند می باشد. تزویر به خاطر این نیست که توجیه ما باشد از شخصی حقیقتا خوب است ما دشمن شده ایم چون حسادت به خوبی او داریم بلکه بدانید تزویر خاصیتش همین است امام عصر (عج) و امثال آن را حسود به خود بداند و درحالی که حسودنما درمقابل تزویر است همانا هم درحالی که درمعنا به روی ثابت هیچ حسادتی (که از آن سمت که درمقابل استکبار است) نیست بلکه همین که تزویر عمل صالح بدون تقوا بدون تفاوت به درحساب ملاک دارد بس است و تازه تزویر آن نیست که فقط فتنه و ریاکار باشد و حتی ریاکاری و فتنه تزویر خفیف است حتی مسلمان نیز می تواند فتنه و ریاکار باشد و تزویر بالا استحمارگری است که نفاق نه فقط ریاکار و فتنه گر دارد بلکه حتی کسانی را دارد که درلباس اتحاد و دوستی وارد می شوند تا فکر پنهان دین را تخریب بکند و مومن می تواند تمیزگر و جداساز بعضی چیزها باشد و نفاق به دروغ نامیده شود و این است که آنچه مهم است باورها و نیت ها است چون ما فرصت طلبی خوب داریم فرصت طلبی بد داریم و اغوا خوب داریم و اغوا بد داریم و چاقو خوب داریم و چاقو بد داریم و .‌ . . تفاوت تمیزکردن و فتنه درنیت است هردو صورت اختلافی اندازی به نوع خود دارند می باشد و پس بسیار فاصله کوتاه است نشان نیت ها به تقوا مشخص می شود ویا با داشتن درحساب ملاک مشخص میشود می باشد بله کفر استکباری یا اهل تزویر دردنیا اندک اند اما نظام سلطه دست آنان است می باشد آنجاست که همین کم کمیتی خیلی اثرش زیاد است و قابل توجه شدن می باشد.
 #حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت

پیامبر اکرم

الا انه ناصر دین الله عزوجل .

آگاه باشید که مهدی (عج) یاور دین الله تبارک و تعالی است .

بحارالانوار/ ج37/ ص213
و تازه اینکه کسی ظاهر را اصل گرفت از یار یاور خدا خارج شده است می باشد و به تزویر پیوسته است مگر ظاهر شدن که برگرفته از معنای غیب است که به حق است می باشد. خداوند بنده مؤمن عفیف عیالمند و مردمی را دوست دارد. و تازه شیار (ویا خط در گود یا سمت در فرورفته آور بعضا) دشمن است و اقدام دشمن شیار کردن است می باشد.
یک شیعه جنبش حقیقت چهار شاخص دارد :
۱_ حق بینی ۲_ خوددرکی ۳_ خودسازی ۴_ معرفت
بله بی شک خطرناکترین نزدیک ترین به تو است اما وقتی روی ثابت به معنا داشت آن نزدیکترین بهترین می باشد و روی ثابت بدیهی ذاتی است که روی ثابت دارد پس مسئله ی این کتاب از ریشه الهی است و اگر وحی ادامه داشت این کتاب وحی بود می باشد.اسکان دارای تولید اسکان های دیگر بطور متحرک درسیاره خارجی باشد و دارای تجارت کالای پیشرفته باشد و تجارت دریایی پیشرفته باشد و تازه به چهار دلیل به سیاره دیگر سفر کنید :
۱_ پژوهش
۲_ غذا
۳_ اجتماع
۴_ صنعتی
 و تازه آمریکا و اسرائیل استحمارگر است و تظاهر بازی او به خصوص در دیپلماسی بسیار فوق العاده است (هر چند یک ظاهر دارد اما ظاهرش با باطنش یکی نیست) درمقابل بعضی دشمنان آمریکا دو رویند (دوظاهر که هیچ ظاهر و باطنش یکی نیست) می باشد و تفاوت این است که ابلیس (دشمنان آمریکا و اسرائیل) درمقابل دجال (آمریکاها و اسرائیل ها) درآخرالزمان ایستاده است و با ظهور با هم متحد شده و درمقابل حضرت مهدی (عج) می شوند می باشد و دجال از ابلیس بدتر است می باشد و این بعضی دشمنان آمریکا همان نفوذیان (بدون ریشه حق) است وگرنه دشمنان آمریکا غیر نفوذیان همان حق باشند مثل حکومت جمهوری اسلامی رهبری می باشد. و تازه خودبزرگی باطل و بزرگی خود به حق است می باشد. و تازه هیچ حسدی نیست که قناعت بشود بلکه آنان تزویر می باشند همان نقشه های کثیف نفوذیان می باشد و روی ثابت به معنا یعنی ردخور از یافتن خواستن خدا نیست که هیچ انحرافی کلا نشده است می باشد. و تازه اینکه عمل نشان شخصیت است اما هرگز نشان درحساب ملاک یا شان الهی نیست می باشد. سلیمان
پیغمبر را میان ملک و دانش مخیر کردند دانش را بر- گزید ملک را نیز بدو دادند برای آنکه دانش را برگزیده بود. علم و دانش بدارید و دنبال کنید به همه چیز می رسید می باشد.
وتازه بنیادگرا میانه رو تمام اسلام است وبنیادگرا تجدید رو با بنیادگرا میانه رو یکی است می باشد. فریاد خردمندی است و ساکت ننشستگان کمند. و تازه ما دنبال چسباندن خواهی از انقلاب اسلامی نیستیم بلکه انقلاب اسلامی را طرفتاریم اما نفوذی ها را از رهبری نمی دانیم (و عقل ما به چشم نیست) می باشد و تازه اینکه واسطه ها باید باشند که جهان خلقت هرچیز واسطه ای است و تازه بنیادگرایی به تنهایی و تجدیدگرا به تنهایی (که آنهم بدون پشتوانه) مسئله حق نیست مگر بنیادگرا تجدیدگرا و تازه عقل به قضاوت چشم نباشد خواهید فهمید فهمید. و تازه پول و مال و مادیات و دنیا را تا می توانی باید داشته باش فقط لذت بردن از آن را کمتر داشته باش می باشد چنین است که (زیاد) اهل دنیا نبود اما درکنار فی آخرت احسنه فی دنیا احسنه را داشت می باشد. و تازه اینکه لذت در معنوی را باید لذتش را بسیار چشید می باشد. کسی که دنیا به عمل خیر ندارد فقط در گذر دنیا باور حق داشت هرچند بهشت برود اما پس از جهنمی دردناک خواهد بود می باشد و تازه کسی که به هیچ انسانی و موجودی آسیب نرساند و فقط به خودش آسیب برساند جهنم می رود می باشد و من انتخاب  برای بهشت و جهنم نمی گیرم من فقط می یابم و هرفردی پیش شما آمد گفت جهنمیم ویا بهشتی بگوید مطابق آنچه او است اما قبلش بگوید طبق این روندی که پیش می روی چون شاید درآینده اصلاح شود و مسئله ما یافتن می باشد نه بهشت و جهنمی کردن (اکثر استکباران اصلاح نشدنی اند) پس بهشت فروشی و جهنم فروشی نداریم و فقط یافتن موقعیت ها به جهنم و بهشت داریم آنهم یافتن است نه انتخاب کردن هرچند یافتن مطابق انتخاب است اما درآینده همانا اگر اصلاح شد یافتن موقعیت فردی نسبت به بهشت و جهنم تغییر می کند. و تازه اینکه تفاوت ما با خدا این است که خدا می تواند اقدام کند ما می توانیم اقدام خدا و خدا را بیابیم چون فطرتا خداگونه ایم یافتن اقدام خدا و خدا داریم اما نه خدایم که اقدام او را ما بکنیم (جزء آنچه خدا دستور داده بکنیم) نه مخلوق پیش پا افتاده که یافتن را تا خدا و اقدام خدا نداشته باشیم می باشد. وتازه درحساب خدا فقط توحید نیست و شان انسانی متعلقه فقط نیز نیست و ۹+۱ سنت است (نبوت و روند اثبات ملاک نبوت و معاد و روند اثبات ملاک معاد و امامت و روند اثبات ملاک امامت و مهدویت و روند اثبات مهدویت و ولایت و روند اثبات ملاک ولایت و عدل و روند اثبات ملاک عدل و اخلاق و تولی و تبری) + کلیات فروع دین است می باشد و تازه شکرگذار باشید و تازه شکرگذار خدا این نیست که فقط عابد خدا باشد و خوبی با دیگران و خانواده سپارگذاری خدا است می باشد و تازه ثروت اندازی باید هدفمند و عقلانی باشد و اگر هدفمند و عقلانی و درراه خیر نباشد باید پاسخگو خدا درآخرت می باشد و فساد است که گرفتار لذت دنیا شویم و زهد یعنی تحمل داشته و نداشته ها می باشد و توجه کنیم که  نباید "فزون طلبی" ما را به بازی بگیرید و حتما سوره ی تکاثر را بخوانید می باشد و درمسیر خدا قدم برداریم و تازه ثروت و پول درراه خدا و توسعه و پیشرفت وخدمت به مردم و علم باشد می باشد. و تازه اینکه نظامی برای امنیت و پول و ثروت برای درآمد همه وسیله اند برای رشد و پیشرفت و توسعه و هدف نهایی علم و رشد بعدش فرهنگ سازی است میباشد. پس شیرینی توسعه وپیشرفت مداوم و پی درپی دارد بیشتر ازشیرینی است و چنین است که آنچه مهم است علم و رشد بعدش فرهنگ سازی می باشد. و تازه اینکه خوددرکی باید درایران مطرح بشود می باشد و تازه اینکه هم عین حق اصلا نیست مضمون حق است مگر عین از درحساب ملاک باورمندان که عملگرا که آن عین حق می باشند. و تازه امروز تولید عبادت است و صادرات عبادت است و اشتغال عبادت است و انقلابی بودن اینهاست می باشد. عبادت بیشترش کار و تلاش است اما غافل از عبادت ذکر و دعا نیز نشوید می باشد. اهل آزادگان و اهل راحت همان اهل تقوا غیرمسلمان نیکوکار است می باشد و تازه اینکه درمقابل جرایم رایانه ای بایستید و آنان کنترل کنید می باشد. تحریم تهدید بود ما به فرصت باید تبدیلش کنیم می باشد. انسان موجودی است که چاقو دکتر را دوست ندارد اما گل حتی از دروغگو را دوست دارد این انسان تا عاقل نشود تا چاقو دکتر را بهتر از هرگل بداند نمی تواند هدایت شود چنین است که اگر این را فهمید خیلی چیزها را می فهمد و تازه سه چیز است که هر که بگوید داخل بهشت می شود هر که خدا را پروردگار و اسلام را دین و محمّد را پیغمبر خود داند و چهارمی فضیلتی بزرگ مانند زمین و آسمان دارد و آن جهاد (تلاش و کوشش) در راه خداوند است. از هرچه که مانع پیشرفت و توسعه اسلام است دست بکشیم و تازه اینکه اسلام دموکرات داشته باشید وبنیادگرا باشید اما بنیادگرا دموکرات یا بنیادگرا تجدید رو باشید می باشد و پیشرفت و رشد باید داشت می باشد و تازه اینکه برای خوردن گوشت موجودات سیارات دیگر ژنتیک انواع موجوداتش را بررسی کرده اگر مطابق با گوشت های حلال زمین داشت مصرف بکنید می باشد و تازه حقیقت پرفایده ترین درحساب عیان است اما دنبال لذت فایده به‌ فراوان بودن همان باطل می باشد و تازه اثبات می کنیم هیچ چیز حتی روح خود قابل دردرک نیست مگر بسیار سخت می باشد اما درفهم معنا ویافتن خدا(جزء خودذاتش) هم قابل یافتن است می باشد. می خواهید شما را از زنانی که اهل بهشتند خبر دهم؟ زن وفاداری که فرزند زیاد آورد و زود آشتی کند و همین که بدی کرد گوید این دست من در دست توست چشم بر هم نمی گذارم تا از من راضی شوی. جستن علم بر هر مسلمانی اوجب واجب است و بگذار که خشمگین باشند از "انتزاع فهمی" شما می ترسند و عقل آنان به قضاوت در چشمانشان است می باشد و تازه دل اصل به معنا نیست آنچه اصل است عقل معرفت است و تازه دلی که درحساب ملاک لااقل تقوا ندارد از تن خودبه خودی اش هم پایین است و خداوند کسی که عقل معرفت لااقل تقوا را ندارد از جهنم بیرون نمی آورد و اعتبار ندارد می باشد. و تازه طبیعت اصل و ناب به معنا نیست می باشد هرچند بی شک‌ اصل درعمل می باشد. و تازه خانواده و همسر و مردم بعد درحساب ملاک (۱۱سنت) اهمیت دارد می باشد. و تازه اینکه توسعه و پیشرفت به سوی بی کران می باشد و انسان به جایی می رسد که از هیچ گونه همه چیز را می آورد اما هیچ موقع نمی تواند از هیچ یک مگس را بیاورد
چون انسان دودسته می شود کسانی می فهمند انسان خدا نیست بلکه فطرتا خداگونه است و کسانی که توهم غرق عظمت انسان شده و انسان را همان خدا می داند با روح ازلی و ابدی می دانند و چنین است آنان واقع بینانه حقیقی اند که فطرت انسان را خداگونه می دانند و علم تا اینقدر پیشرفت می کند که انسان از هیچ گونه همه چیز را می آورد درجایی که چیزی جزء خلاء فضا نیست و انسان تا قبل از ظهور طغیان گر است و سیارات را استعمار می کند و بهتر می شود اما از تخریب زیستی دست برنمی دارد و موجودات فضایی ها را همچون سرخ پوستان می کند این فساد اوست و این است که انسان را فقط انسان می تواند اصلاح کند می باشد و امام عصر (عج) می آید اصلاح کرده و آلودگی ها را برمی دارد می باشد و تازه زمین مرکز کنترل انسان است و راه برای اینکه این فساد پیش نیاید لااقل کاهش بیابد این است که انسان نه تنها دنبال سیاره ی دیگر باشد از همین جا همین سیاره زمین که سیاره مادریست هم پاک نگه دارد می باشد و(آن)منتظر نباشید که امام عصر (عج) بیاید اصلاح کند چون منتظر واقعی آن است که در روال آماده شده است حال منتظر ظهور افتاده است می باشد و ‌الزام و ملزوم به معنای دنبال اتفاق افتادنش نیست بلکه این است که اتفاقات آن که مثبت هایش باشد شما بروید انجام دهید تا مطابق روال ظهور رفته باشید می باشد. پس مرکز عالم خلقت شما انسانید می باشد و خلیفه الله این است که خادم مخلوقات باشید می باشد و کسی که نوکری مخلوقات را نمی کند و ریاست مخلوقات می کند خلیفه الله نیست و اصلا هرحاکم که خادم مردم نباشد حاکم سالم نیست وتازه گوشتخوار باشید اما کم،بیشتر گیاهخوار باشید ونوکری مخلوقات این است که بگیاه و درخت وانسان(غیردشمن خدا)وحیوان و...نیکی کنید.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...