نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#شاهنامه #بهمن از آن‌سو گشتاسپ که به آخر عمرش رسیده بود ، جاماسپ را طلبید و گفت : .پس از من بهمن شاه می‌شود و رازدار او پشوتن است ، سر از فرمان او نپیچد ...

#شاهنامه #بهمن از آن‌سو گشتاسپ که به آخر عمرش رسیده بود ، جاماسپ را طلبید و گفت : .پس از من بهمن شاه می‌شود و رازدار او پشوتن است ، سر از فرمان او نپیچد و همراهش باشید . کار من تمام شد پس به بهمن گفت تخت و تاج ...

۱۷ ساعت پیش
29K
عروس مرگ-قسمت ۳۰ #عروس_مرگ کلید را از روی جا کفشی برداشت و در را با آن باز کرد.از پله ها پایین آمد،از ورودی ساختمان بیرون رفت،قدم زنان به انباری گوشه ای از حیاط رسید.وارد انبار ...

عروس مرگ-قسمت ۳۰ #عروس_مرگ کلید را از روی جا کفشی برداشت و در را با آن باز کرد.از پله ها پایین آمد،از ورودی ساختمان بیرون رفت،قدم زنان به انباری گوشه ای از حیاط رسید.وارد انبار شد و تابلو را در گوشه ای از آن قرار داد و پارچه را طوری ...

۱ روز پیش
58K
👌 👌 👌 بخوووونین تو راه برگشت به خونه از دانشگاه رو یکی از صندلی های اتوبوس نشستم.. کنارم یکنفر نشسته بود که از پنجره بیرون رو نگاه میکرد اتوبوس شروع به حرکت کرد و ...

👌 👌 👌 بخوووونین تو راه برگشت به خونه از دانشگاه رو یکی از صندلی های اتوبوس نشستم.. کنارم یکنفر نشسته بود که از پنجره بیرون رو نگاه میکرد اتوبوس شروع به حرکت کرد و آروم میرفت تو جاده اصلی که افتاد، یه نفر پنجره اتوبوس رو باز کرد.. تو ...

۱ روز پیش
41K

"Part13" گیلدا(طبیب کوچک) به حشمتی دستور دادم تمام محافظ هارو به خط کنه. باید سر در بیارم که چه کسی این موقع روز شلیک کرد ؟؟؟؟ اونم تو جنگلی که دو سال نتونستن تا نزدیکش رفت آمد کنن. ممکنه یکی از افراد کیارش داخل جنگل جا خوش کرده باشه ..... ...

۱ روز پیش
105K
نگاهی به اتاق و وسایل داخلش انداختم..یه تخت دونفره زیر پنجره ی اتاق..اباژور های کریستال.. نگاهم و به راست چرخوندم..آینه ی قدی..میز و صندلی..سمت چپ هم 2 تا در قرار داشت که یکی حمام و ...

نگاهی به اتاق و وسایل داخلش انداختم..یه تخت دونفره زیر پنجره ی اتاق..اباژور های کریستال.. نگاهم و به راست چرخوندم..آینه ی قدی..میز و صندلی..سمت چپ هم 2 تا در قرار داشت که یکی حمام و دیگری دستشویی بود.. به پشت روی تخت افتادم و دست راستم و زیر سرم گذاشتم..داشتم ...

۱ روز پیش
36K
اولین باری که بعد از کلی وقت دیدمش، وقتی یک جورهایی هنوز دلخور بودیم و سرسنگین، گفتم

اولین باری که بعد از کلی وقت دیدمش، وقتی یک جورهایی هنوز دلخور بودیم و سرسنگین، گفتم "اگه یه روزی بفهمی من یه مریضی خیلی سخت دارم چیکار میکنی؟" اخم کرد و پرسید "یعنی چی؟" دوباره گفتم "یعنی همین دیگه، فکر کن من الان بیمارم، مریضیم هم خیلی سخت و ...

۱ روز پیش
47K
#_شاهنامه _رستم_و_شغاد در سراپرده زال دختری بود که پسری به دنیا آورد که نامش را شغاد نهادند . ستاره شناسان او را بداختر یافتند. زال پسرش را نزد شاه کابل فرستاد . مدتی گذشت و ...

#_شاهنامه _رستم_و_شغاد در سراپرده زال دختری بود که پسری به دنیا آورد که نامش را شغاد نهادند . ستاره شناسان او را بداختر یافتند. زال پسرش را نزد شاه کابل فرستاد . مدتی گذشت و او بزرگ شد وبه او دختر داد . وقتی شغاد داماد شاه کابل شد او ...

۲ روز پیش
34K
ژنرالی که نگهبانی داد با قنداق اسلحه به پهلویش زدم و خوابش را پاره کردم و گفتم:«پاشو، نوبت نگهبانی شماست.» آن بنده خدا هم بلند شد، اسلحه را گرفت و خسته نباشیدی گفت و رفت ...

ژنرالی که نگهبانی داد با قنداق اسلحه به پهلویش زدم و خوابش را پاره کردم و گفتم:«پاشو، نوبت نگهبانی شماست.» آن بنده خدا هم بلند شد، اسلحه را گرفت و خسته نباشیدی گفت و رفت سر پست. یکی از بسیجیان لشکر 17 علی ابن ابیطالب این گونه روایت کرده است: ...

۲ روز پیش
110K
راز خوشبختی بازرگانی پسرش را برای آموختن راز خوشبختی نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که ...

راز خوشبختی بازرگانی پسرش را برای آموختن راز خوشبختی نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که او در جستجویش بود، آنجا زندگی می کرد. به جای اینکه با یک مرد مقدس ...

۲ روز پیش
132K
#رویای_غیرممکن #پارت28 تموم اون خاطرات داشتن مثل یه فیلم از جلوی چشمام می‌گذشتن. بدنم مثل همون روز شروع کرده بود به لرزیدن و تقریبا نمیتونستم بفهمم داره چه اتفاقی واسم میفته. تنها چیزی که میتونستم ...

#رویای_غیرممکن #پارت28 تموم اون خاطرات داشتن مثل یه فیلم از جلوی چشمام می‌گذشتن. بدنم مثل همون روز شروع کرده بود به لرزیدن و تقریبا نمیتونستم بفهمم داره چه اتفاقی واسم میفته. تنها چیزی که میتونستم بفهمم این بود که اون مرد سعی می‌کرد شلوارمو با زانوش بکشه پایین ولی از ...

۲ روز پیش
109K
اکبر نسبت به #ازدواج جوانان آماده ازدواج مجرد خیلی اهتمام داشت. بعضی مواقع به شوخی می گفت: من چهل تا داماد دارم. چون واسطه ازدواج چهل نفر شده بود. با خانمش صندوق خیریه ازدواج تشکیل ...

اکبر نسبت به #ازدواج جوانان آماده ازدواج مجرد خیلی اهتمام داشت. بعضی مواقع به شوخی می گفت: من چهل تا داماد دارم. چون واسطه ازدواج چهل نفر شده بود. با خانمش صندوق خیریه ازدواج تشکیل داده بودند تا ازدواج های آسان را ترویج کنند. برش اول: یک روز بهش گفتم: ...

۲ روز پیش
92K
طبق اطلاعیه سال 2013 یعنی 7 سال پیش 7 اصیل زاده دور هم جمع شدند و یک اجلاس بین البنگتنی تشکیل دادند و نام آن را بی تی اس نهادند که ریشه آن از بنگتن ...

طبق اطلاعیه سال 2013 یعنی 7 سال پیش 7 اصیل زاده دور هم جمع شدند و یک اجلاس بین البنگتنی تشکیل دادند و نام آن را بی تی اس نهادند که ریشه آن از بنگتن بویز گرفته میشد که معنی آن پسران ضد گلوله بود (البته خودشان یه پا گلوله ...

۲ روز پیش
56K
با رضایت نگام کرد وخندید:من تمام وقت در خدمتت هستم..فکر خوبیه..دربند تو شب خیلی دیدنی و با صفاست.. میز و تسویه کردم و از رستوران بیرون امدیم.. توی ماشین که نشستم متوجه شدم بیش از ...

با رضایت نگام کرد وخندید:من تمام وقت در خدمتت هستم..فکر خوبیه..دربند تو شب خیلی دیدنی و با صفاست.. میز و تسویه کردم و از رستوران بیرون امدیم.. توی ماشین که نشستم متوجه شدم بیش از حد با من احساس راحتی می کنه..مرتب با ناز پاهاش و تکان می داد و ...

۲ روز پیش
64K
تو مسیر برگشت به خونه بودم که موبایلم زنگ خورد..به شماره ای که روی صفحه ش افتاده بود نگاه کردم..شایان.. نفس عمیق کشیدم و جواب دادم.. –الو..آرشام.. -بله..چیزی شده؟.. –اگه اب دستته بذار زمین سریع ...

تو مسیر برگشت به خونه بودم که موبایلم زنگ خورد..به شماره ای که روی صفحه ش افتاده بود نگاه کردم..شایان.. نفس عمیق کشیدم و جواب دادم.. –الو..آرشام.. -بله..چیزی شده؟.. –اگه اب دستته بذار زمین سریع خودتو برسون اینجا.. -چی شده؟!.. –فقط کاری که گفتم و بکن..زود باش.. -باشه..الان تو راهم..دارم ...

۲ روز پیش
73K
+ ارغوان!!! من عکس های شما رو دیدم! خیلی از توی عکس خوشگل ترید!!! ارغوان چیه بی ادب؟؟ کشمش دم داره!! ارغوان خانومی چیزی! این بار شهریار جلو اومد و دست این پسر غریبه غربی ...

+ ارغوان!!! من عکس های شما رو دیدم! خیلی از توی عکس خوشگل ترید!!! ارغوان چیه بی ادب؟؟ کشمش دم داره!! ارغوان خانومی چیزی! این بار شهریار جلو اومد و دست این پسر غریبه غربی رو گرفت و گفت: خوش اومدی آقا! من برادر ارغوان هستم. پسره مبهوت از اینکه ...

۳ روز پیش
98K
خوشحالی تو چشماش نشست و گفت: طرفای غروب می رسن ، استراحت کنیم که سرحال باشیم! شهریار و خانمش هم رفتن بخوابن! ناهار رو تو یکی از رستورانهای سرِ راه خورده بودیم. رفتم داخل حمام ...

خوشحالی تو چشماش نشست و گفت: طرفای غروب می رسن ، استراحت کنیم که سرحال باشیم! شهریار و خانمش هم رفتن بخوابن! ناهار رو تو یکی از رستورانهای سرِ راه خورده بودیم. رفتم داخل حمام و یه دوش حسابی گرفتم. بیرون اومدم و موهامو صاف کردم تا وقتمو نگیره. خوابم ...

۳ روز پیش
64K
(عکسی که گائول خودش از هوسوک گرفته بود.2سال پیش) رمان لطفابخند،پارت هشتم: (گائول) با حرص رفتم و جفتش وایسادم.یعنی اون با چه رویی این کارو انجام داد!حسابی از دستش کفری شده بودم! +کارت خوب نبود!خیلی ...

(عکسی که گائول خودش از هوسوک گرفته بود.2سال پیش) رمان لطفابخند،پارت هشتم: (گائول) با حرص رفتم و جفتش وایسادم.یعنی اون با چه رویی این کارو انجام داد!حسابی از دستش کفری شده بودم! +کارت خوب نبود!خیلی منحرفی! _خب با دست نرفت منم با لبام بردمش!نکنه بازم هست که باید با جای ...

۳ روز پیش
61K
#بخونید :) داشتم برگه های دانشجوهامو تصحیح میکردم ... یکی از برگه های خالی حواسمو به خودش جلب کرد ... به هیچ کدام از سوال ها جواب نداده بود ... فقط زیر سوال آخر نوشته ...

#بخونید :) داشتم برگه های دانشجوهامو تصحیح میکردم ... یکی از برگه های خالی حواسمو به خودش جلب کرد ... به هیچ کدام از سوال ها جواب نداده بود ... فقط زیر سوال آخر نوشته بود : « نه بابام مریض بوده ، نه مامانم ، همه صحیح و سالمن ...

۳ روز پیش
164K
#رویای_غیرممکن #پارت27 #قسمت1 داشتم تو اون کوچه وحشتناک راه میرفتم که یه پسر اندازه هرکول جلوم سبز شد. از قیافش و بوی الکلی که میداد معلوم بود که مسته. نزدیکم شد و گفت : توووو.... ...

#رویای_غیرممکن #پارت27 #قسمت1 داشتم تو اون کوچه وحشتناک راه میرفتم که یه پسر اندازه هرکول جلوم سبز شد. از قیافش و بوی الکلی که میداد معلوم بود که مسته. نزدیکم شد و گفت : توووو.... ماااااال... منییییی... خواستم بهش لگد بزنم که با اون دستهای قویش پامو گرفت و نزاشت ...

۳ روز پیش
69K