نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

اون شب می‌خواستم تو ماشین بهت بگم می‌خواستم بگم رفتنی که توش آدم همه‌اش به فکر برگشتن باشه که رفتن نیست، فقط تعریف #فاصله است. می‌خواستم بگم کدوم دو نفره‌هایی رو تو دنیا می‌شناسی که ...

اون شب می‌خواستم تو ماشین بهت بگم می‌خواستم بگم رفتنی که توش آدم همه‌اش به فکر برگشتن باشه که رفتن نیست، فقط تعریف #فاصله است. می‌خواستم بگم کدوم دو نفره‌هایی رو تو دنیا می‌شناسی که بعد از رفتن حال‌شون خوب شده و فراموشی گرفتن؟ می‌خواستم بگم چرا آدم‌ها فکر می‌کنن ...

۱۴ دقیقه پیش
798
مرا باور کن پارت ۱۰: ریاء: دلبر یواش دمه گوشم گفت: دلبر- ریاء تیپت عالیه. امروز می خوای دل چه کسیو ببری؟😜 - تو هم تیپت عالیه. تو هم می خوای دل چه کسیو ببری😃 ...

مرا باور کن پارت ۱۰: ریاء: دلبر یواش دمه گوشم گفت: دلبر- ریاء تیپت عالیه. امروز می خوای دل چه کسیو ببری؟😜 - تو هم تیپت عالیه. تو هم می خوای دل چه کسیو ببری😃 به خونه ی سیرین رسیدیم که موبایلمو گرفتم و بهش زنگ زدم سیرین- هلووو - ...

۳۹ دقیقه پیش
4K
انشات کوکی قسمت شانزدهم تو اتاق پیش کوکی و یو این: -دلم برات تنگ شده بود یو این +منم آروم لبامو رو لباش گذاشتم و مکیدم.طعم شیرینی تو دهنم پیچید.زبونش رو به حرکت دراورد و ...
عکس بلند

انشات کوکی قسمت شانزدهم تو اتاق پیش کوکی و یو این: -دلم برات تنگ شده بود یو این +منم آروم لبامو رو لباش گذاشتم و مکیدم.طعم شیرینی تو دهنم پیچید.زبونش رو به حرکت دراورد و به زبون من مالید.منم زبونم رو به حرکت در اوردم.آروم منو روی مبل دراز کرد ...

۴۹ دقیقه پیش
3K
❤ 🍃 گُفت مَن به آرامِشت حَسودیم میشه؛ آدم ها همیشه زود قِضاوت میکنن! فکر میکنَن اگه یه آدم کَم حَرف باشه دلیلش بی خیال بودنشِ، آرامششِ! میدونم تنها دلیلِ این حَرف این بود که ...

❤ 🍃 گُفت مَن به آرامِشت حَسودیم میشه؛ آدم ها همیشه زود قِضاوت میکنن! فکر میکنَن اگه یه آدم کَم حَرف باشه دلیلش بی خیال بودنشِ، آرامششِ! میدونم تنها دلیلِ این حَرف این بود که دلیلِ سکوتمُ بدونه... مثلِ همیشه فقط نگاه کردمُ لبخند زَدم...نمیشد بگم پُشتِ نگاهای مَن، پُشتِ ...

۱ ساعت پیش
4K
یه روز توی آینه نگاه می کنی و اون روز چهل سالته. مهم نیست یه روز پاییزیه یا زمستونی یا هرچی..مهم نیست حتی تعداد موهای سفید و سیاهت چقدر توی رقابت باشن. مهم اینه که ...

یه روز توی آینه نگاه می کنی و اون روز چهل سالته. مهم نیست یه روز پاییزیه یا زمستونی یا هرچی..مهم نیست حتی تعداد موهای سفید و سیاهت چقدر توی رقابت باشن. مهم اینه که اون روز، به چهل ساله ی توی آینه که نگاه می کنی آه نکشی! نگی: ...

۱ ساعت پیش
5K
این فووووق العاده ترین متن همه عمرم بووود ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸود ...

این فووووق العاده ترین متن همه عمرم بووود ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸود از زندگی گفت ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﻭﯾﻠﭽﺮ ﻣﯿﺸود قدم زد ﻭﻟﯽ ﺑﺎ یک ...

۱۰ ساعت پیش
7K
https://nex1music.ir/post/76640/ ←قفـلـی ـ تایم📱 🔒 💊 🎧 ←تـرانـه🎧 ↓↓↓ خرابش کردی تویی 🔒 که عشقمونو حراجش کردی 🔫 همه ی زندگیمو تباهش کردی💣 آهش کردی خرابش کردی🔫 خرابش کردم کسی که با دلم انتخابش کردم ...

https://nex1music.ir/post/7... ←قفـلـی ـ تایم📱 🔒 💊 🎧 ←تـرانـه🎧 ↓↓↓ خرابش کردی تویی 🔒 که عشقمونو حراجش کردی 🔫 همه ی زندگیمو تباهش کردی💣 آهش کردی خرابش کردی🔫 خرابش کردم کسی که با دلم انتخابش کردم زدم و از تو این سینه پاکش کردم خاکش کردم🔫 خرابش کردم💊 ولی هرجا برم ...

۱۱ ساعت پیش
10K
مرا باور کن پارت ۹: ریاء: به اتاقم رفتم و روی تخت خوابم نشستم به دانیال اس دادم: دانیال فردا ساعت چند میریم کوهنوردی دانیال:ساعت ۹:۰۰ -ـ خوب شب بخیر دانیال - شب بخیر. خواب ...

مرا باور کن پارت ۹: ریاء: به اتاقم رفتم و روی تخت خوابم نشستم به دانیال اس دادم: دانیال فردا ساعت چند میریم کوهنوردی دانیال:ساعت ۹:۰۰ -ـ خوب شب بخیر دانیال - شب بخیر. خواب های خوبی ببینی دلبر: از پدرم و مادرم اجازه گرفتم و به سمت اتاقم رفتم ...

۱۲ ساعت پیش
26K
#پارت۴۱ پاکش کردم و حرصی به خودم نهیب زدم: آروم باش ماهرخ...قرار نیست انقدر نازک نارنجی باشی...قوی باش دختر! ماشین رو روشن کردم و به سمت عمارت راه افتادم. وارد باغ عمارت که شدم اردشیرخان ...

#پارت۴۱ پاکش کردم و حرصی به خودم نهیب زدم: آروم باش ماهرخ...قرار نیست انقدر نازک نارنجی باشی...قوی باش دختر! ماشین رو روشن کردم و به سمت عمارت راه افتادم. وارد باغ عمارت که شدم اردشیرخان رو دیدم که روی صندلی نشسته بود و به نقطه ای خیره شده بود، نمیدونم ...

۱۲ ساعت پیش
25K
#پارت۴۰ سر چرخوندم ولی اهورا رو ندیدیم، به من میگه دیر نکنی ولی خودش عیبی نداره! روی یه میز دو نفره منتظر نشستم گارسون اومد و خواست سفارشات رو بگیره که گفتم منتظر کسی هستم. ...

#پارت۴۰ سر چرخوندم ولی اهورا رو ندیدیم، به من میگه دیر نکنی ولی خودش عیبی نداره! روی یه میز دو نفره منتظر نشستم گارسون اومد و خواست سفارشات رو بگیره که گفتم منتظر کسی هستم. ده دقیقه بعد در کافه باز شد و اهورا و دو مرد همراهش وارد شدن، ...

۱۲ ساعت پیش
24K
من اولین حس مادر شدن را به مادرم نبخشیدم. پدرم سالها قبل، پدر شدن را تجربه کرده بود در دل که نه، آشکارا پسر میخواستند و شاید مادرم با صدای گریه من بغض کرد. به ...

من اولین حس مادر شدن را به مادرم نبخشیدم. پدرم سالها قبل، پدر شدن را تجربه کرده بود در دل که نه، آشکارا پسر میخواستند و شاید مادرم با صدای گریه من بغض کرد. به جبر به دنیایی آمدم که هر چه بیشتر بدانی، عذابت بیش میشود! روزها از پی ...

۱۳ ساعت پیش
12K
#بخونید :) من نمی دونم دوست داشتن چیه که هر بار یکی رو دوست داشتم دنیا گفت به درک! یه دیوار بلند کشید جلوم و گفت حق حرف زدن نداری، حق بغل کردن، حق بوسیدن! ...

#بخونید :) من نمی دونم دوست داشتن چیه که هر بار یکی رو دوست داشتم دنیا گفت به درک! یه دیوار بلند کشید جلوم و گفت حق حرف زدن نداری، حق بغل کردن، حق بوسیدن! یه خط قرمز کشید جلوی پام و گفت از این جلوتر نمی تونی بری! من ...

۱۳ ساعت پیش
29K
برام یه گوشی میخری؟ نه جدی جدی میگم برام یه گوشی میخری خب!چی میشه مگه گوشیم شکسته نمیتونم بیام ویسگون مطلب بزارم به طرز وحشتناکی از این شیوه زندگی خسته شدم ووحشتناک ترهم به طرزوحشتناکی ...

برام یه گوشی میخری؟ نه جدی جدی میگم برام یه گوشی میخری خب!چی میشه مگه گوشیم شکسته نمیتونم بیام ویسگون مطلب بزارم به طرز وحشتناکی از این شیوه زندگی خسته شدم ووحشتناک ترهم به طرزوحشتناکی اصرار به ادامه دادنش دارم یه وقتایی ادما چون تقریبا شرایطت و طرف مقابلشو درک ...

۱۳ ساعت پیش
18K
#بخونید :) نشد حرف دلمونو بزنیم. نه که نشه ها! می شد، ما بلدش نبودیم... به خیالمون همین که ته هر پیامی بنویسیم

#بخونید :) نشد حرف دلمونو بزنیم. نه که نشه ها! می شد، ما بلدش نبودیم... به خیالمون همین که ته هر پیامی بنویسیم "مواظب خودت باش" و "چتر یادت نره" و "قرصاتو بخوریا" کافی بود. گمون می‌کردیم همین که جیب ژاکتامون اندازه ی دوتا دست جا داره و پیرهنمون با ...

۱۳ ساعت پیش
23K
#پارت73: ۱۳ ساعت بعد: کمتر از ۲۰ دقیقه دیگه به مرز بندر عباس می رسیدم. تمام نیروهای مسلح اونجا آماده و کلی منطقه ی مرزی رو محاصره کرده بودن، دیگه هیچ راه فراری وجود نداشت. ...

#پارت73: ۱۳ ساعت بعد: کمتر از ۲۰ دقیقه دیگه به مرز بندر عباس می رسیدم. تمام نیروهای مسلح اونجا آماده و کلی منطقه ی مرزی رو محاصره کرده بودن، دیگه هیچ راه فراری وجود نداشت. کمرم از نشستن زیاد خشک شده بود. به عقربه های ساعتم نگاه می کردم. همزمان ...

۱۳ ساعت پیش
26K
#پارت73: ۱۳ ساعت بعد: کمتر از ۲۰ دقیقه دیگه به مرز بندر عباس می رسیدم. تمام نیروهای مسلح اونجا آماده و کلی منطقه ی مرزی رو محاصره کرده بودن، دیگه هیچ راه فراری وجود نداشت. ...

#پارت73: ۱۳ ساعت بعد: کمتر از ۲۰ دقیقه دیگه به مرز بندر عباس می رسیدم. تمام نیروهای مسلح اونجا آماده و کلی منطقه ی مرزی رو محاصره کرده بودن، دیگه هیچ راه فراری وجود نداشت. کمرم از نشستن زیاد خشک شده بود. به عقربه های ساعتم نگاه می کردم. همزمان ...

۱۳ ساعت پیش
26K
#بخونید + حالا که همه چیز بِینمون تموم شده ، بیا دوستِ معمولی باشیم . - دوست معمولی چجوری میشه ؟!! آهان وایسا خودم بگم ؛ یعنی دیگه از این به بعد قرار نیست صبح ...

#بخونید + حالا که همه چیز بِینمون تموم شده ، بیا دوستِ معمولی باشیم . - دوست معمولی چجوری میشه ؟!! آهان وایسا خودم بگم ؛ یعنی دیگه از این به بعد قرار نیست صبح زود تا از خواب بیدار شدی پیام بدی و تا صبح بخیرمو نگی پامو از ...

۱۳ ساعت پیش
22K