ویژه کنید
عکس و تصویر و تازه اینکه درکل جمع را با تظاهرسازی خودتان مقایسه نکنید چون هردو درعمل و ...

و تازه اینکه درکل جمع را با تظاهرسازی خودتان مقایسه نکنید چون هردو درعمل و انسانی مشترک اند اما درشان الهی تفاوت آغاز می شود (و جنگ تاریخ بوده بین باطل با باطل و باطل با حق که جنگ باطل با حق دو تا بود یکی مفسدین رو با درکل جمع و تظاهری ها با درکل جمع ها (اینجا درکل جمع مفسد نما شده است (و همانا ظاهر وجود و موجود جزء اندک نیست)) بوده است می باشد و معصیت حقیقی داشتن انسانی بدون تفاوت به شان الهی و لااقل بدون تقوا است می باشد. و تازه ظاهر و باطن وسط محض درمعنا یکی نیست می باشد‌. وتازه آنچه توسط معنا یافته می شود اکثرا موجود است و واقعیت مثبت دارد می باشد هرچند درواقعیت نگاه نایافت ^پیداشوند^ می باشد و تازه اینکه قرار نیست باور کنند ویا نکنند این است که تو حق را بگویی و آنان که اهل شوخی حتی جدیتشان و جوان فکری اند قبول نمی کنند چون آنان خوبی را به ظاهر می بینند و تازه اینکه درحد نامحدود محدود است و اشکال نیست هر اتفاقی بیفتد مهم حق برقرار شود ظهور برقرار شود و تازه اینکه ظاهر ماندن ماندن نیست که هیچ اصل نیست و تازه برای پیشرفت تغییر در تغییر داریم تا همان راه ثابت شود می باشد و تازه می دانید خوبی به انسانی وظاهر و طبیعت و عشق مشکل ندارد اگر با پشتوانه شان الهی و ماوراطبیعی و باطن به معنا و عقل معرفت باشد پس چرا می گویم مشکل دارد ؟ چون بعض است اگر بدون تفاوت به پشتوانه لازم باشد یعنی انسانی با الهی باشد ویا انسانی خالی بدون تقوا باشد مشکل دارد وگرنه انسانی با مبتنی برمبانی الهی مورد پسند است می باشد و تازه چیزی به عنوان باطل وجود نیست مگر چیزی اینکه شان الهی نداشته باشد لااقل تقوا نداشته باشد و تازه اگر باطل شد بعض است مثل چاقو مثل رایانه مثل فضای مجازی و . . . پس خیالتان راحت باشد شراب دردنیا حرام درآخرت حلال است و چاقو برای قاتل بد برای دکتر خوب و . . . دین می خواهد هرچیزی درراه حق خرج بشود هرچند رسمی و دردسر ساز بشود وگرنه چیزی را درجای خودش منع نکرده است می باشد و هروقت فهمیدید چاقو دکتر شیرین تر از گل دوست است شما خیلی چیزها دیگر هم فهمیده اید می باشد و تازه اینکه همه جرم ها از بی تقوایی پیش می آید چه تظاهر انسانی بشود چه نشود و چون تظاهر انسانی نشود رو است می باشد و تازه عمل صالح قبل از تقوا است اما تاکید به تقوا بیشتر از عمل صالح است می باشد چون عمل صالح نشان دارد و نشانش تقوا است می باشد. آنچه که کلام به معنا است بالاتر از آن است که در بی کلامی می گنجد می باشد هرچند بی کلامی با تقوا بهتر از کلام بی معنا است می باشد و تازه روشنفکری آن نیست که ۱۱ سنت را استحاله شود و روشنفکری آن است که درزیرسایه ۱۱سنت روشنفکری شود می باشد و ۱۱ سنت را باور باید داشت می باشد تا واقعا خدا را باور داشت اگر ۱سنت الی ۰سنت از ۱۱سنت داشت مثل توحید بقیه را نداشت ویا هیچکدام واقعا خدا نداشت هرچند به ظاهر (نه به معنا) بیشتر خدا داشت می باشد می باشد. و تازه رکوددار سرعت به ظاهر نیست و تازه خداوند اولین چیزی خلق کرد سینرژی یا انرژی متراکم بود و امتحان درنزد خدا یعنی برای کسب رشد و تعالی است (نه برای دانستن توانستن که امتحان درنزد انسان) است می باشد و یک رابطه با خالق و یک رابطه اطرافیان (طبیعت و دیگران و مردم و ...) و رابطه با خود و قدرت انتخاب و همه عالم همانا اگر برخلاف حق باشند شما مطابق حق بروید هیچ ضرری به شما نمیرسانند اگر بخواهید می باشد و انتخاب قدرت دست توست که راه حضرت مهدی (عج) و حق را برویی ویا گمراه شویی می باشد و تازه اینکه اول نسبت به خودتان دلسوز باشید بعد بداند نسبت به اطرافیان وظیفه داریم می باشد و فرزندان امانت دراختیار شماست و  تازه انتظار فرج حضرت مهدی (عج) بکشید می باشد و تازه اینکه غنی شما فقیرتان را دریابد میباشد و نیازشان برطرف کند می باشد و تازه عدالت آن است توجه به دیگران حتی غیر مسلمان تقواگر نمی تواند نکند و تازه اینکه ما مداوم درمعجزه ایم اما به آن عادت کردیم همانا سعی کنیم نگاه را بشوریم و جدید ببنیم و تازه اینکه فقر آمد مجاز نیست از دین بیرون روید اما مسئولین باید فقر را برطرف کنند می باشد و تازه اینکه قلب و وجدان بعد از عقل معرفت حجت درون است می باشد. و تازه اینکه فقه را از وجدان دینی بیابد تا بتوانید فقه را غالبا کاربری بکنید می باشد و تازه شبهه یعنی باطلی که خود به رگه حق خود را می زند و نه تنها این کتاب (مطالب این کتاب) شبهه نیست بلکه شبهه ها را برطرف می کند این روی ثابت به معنا می باشد و خوشا به حال برادران من که بدون اینکه پیامبر (ص) و معجزه ببیند به خط نوشته های کاغذ این کتاب ایمان می آورند و این کتاب شبه قرآن است و هرکتابی که شبیه این کتاب باشد آن کتاب هم قابل مطالعه است می باشد و تازه اگر اهل ایمان و تقوا باشید برکات آسمان و زمین می گیرید می باشد.وتازه دربعض به حق دست خدا با جماعت است می باشد و مسجد جایش است.815 - رسول اعظم صلوات الله علیه و آله می فرمایند:
إنّ المؤمن من عباد اللَّه لا یحیف علی من یبغض و لا یأثم فیمن یحبّ و لا یضیع ما- استودع و لا یحسد و لا یطعن و لا یلعن و یعترف بالحقّ و إن لم یشهد علیه و لا یتنابز بالألقاب فی الصّلوة متخشّعا إلی الزّکاة مسرعا فی الزّلازل وقورا فی الرّخاء شکورا قانعا بالّذی له لا یدّعی ما لیس له و لا یغلبه الشّحّ عن معروف یریده، یخالط النّاس کی یعلم و یناطق النّاس کی یفهم و إن ظلم و بغی علیه صبر حتّی یکون الرّحمن هو الّذی ینتصر له.
بنده مؤمن حتی بر دشمنان ستم نمی کند (ستم تظاهری فرق دارد با ستم چون فرق تهمت ستم با ستمکار بودن اما ستم حتی به معدود لله و استحمارگران هم باطل است باید عادلانه برخورد کرد می باشد) و برای رعایت دوستان مرتکب گناه نمیشود. امانت را تلف نمی کند. حسود و بدگو و لعنتگر نیست حق را میگوید اگر چه از او شهادت نخواهند. لقبهای بی جا به کار نمیبرد. در نماز خاشع است و در کار زکاة سریع است. در مصیبت موقر و بهنگام نعمت شاکر است بدان چه دارد قانع است و آنچه ندارد نمی جوید بخل او را از کار نیک باز نمی دارد با مردم آمیزش میکند تا چیز یاد گیرد و با آن ها گفتگو میکند تا چیز بفهمد اگر ستمی دید و بر او تجاوزی شد صبر میکند تا خداوند ستم را از او دفع کند. بیشتر گناهان فرزند آدم از زبان اوست و بیشترین ثواب از زبان اوست. از خدا شرم کن چنانکه از کسان خود شرم می کنی می باشد. دانشمندی که بداند و بکار نبندد مانند چراغ است که مردم را روشن کند و خود را بسوزد. بسیار دعا کن که دعا قضا را دفع میکند. قسمت موجود است فقط دست ماست می باشد خورشید و روز می گذرد و ما به دنیا آمده ایم و روزی می میریم اینان دست ما نیست اما چطور زندگی کنیم دست ماست می باشد خداوند این اختیار را به ما داده است و خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان را تغییر بدهند می باشد و خداوندا من از تو عافیت می خواهم می باشد. بطلب علم بشتابید که از راست گوئی حدیث گفتن از دنیا و همه طلاها و نقره آن بهتر است. و اگر طبیعت منظور طبیعتی دردست شان الهی باشد ویا طبیعت با تقوا باشد پذیرش است اگر طبیعت بدون دردست الهی لااقل بدون تقوا باشد آن طبیعت از شاشیدن درآن پست تر است و تازه اینکه وسط محض تنها مسئله ای است که درمعنا نباید باشد و باید درعین باشد (با پشتوانهی یا با مبنای معنا باشد)وگرنه هرچه دیگرش درمعنا باید باشد می باشد. کسی که در مقابل حق خوار شود عزیزتر از آنست که بباطل عزت جوید و چه عزتی دارد حق هرچند درعین کربلا شود می باشد. بهترین شما کسی است که برای کسان خود بهتر است، من از همه شما برای کسان خود بهترم، بزرگ مردان زنان را گرامی شمارند و فرومایگان زنان را خوار دارند. قرآن دوای روح است.روند روال این کتاب روی ثابت روند روال به معنا است می باشد. درمسائل الهی فکر یک نفر ممکن است بر میلیاردها نفر غلبه درروال تکلیف کند اما درمسائل عادی جمع بهتر از فردی است همین است حکومت الهی یا ولایت حاکم برمردم است و مردم حاکم بر حکومت غیرالهی یا وکالت است می باشد و مشاوری درورای زمین با مشاور مدنیت درانسانی داشته باشید تا بتوانید شما را به سوی تمدن فراتر از زمین ببرد می باشد. حق حق است حقی که باطل باشد نداریم چه عملش مناسب باشد چه عملش مناسب نباشد اما باطلی که حق باشد داریم حتی اگر عملش مناسب تر از حق باشد می باشد و تازه رسانه ها استحمارگری کننده مردم است با یاددادن مسائلی که منافع اجتماعی آنان را تامین می کند و اینان انسان را برده تمدن و مدنیت و شهری می کنند نه تمدن و مدنیت و شهری را برده انسان بکند و میل شما آنچه می کنند که تمدن و مدنیت و شهری خواستار است نه شهر و تمدن و مدنیت میل انسان درحالی که این کتاب به انسان تمدن و مدنیت داده و راه انتخابش را به خود او سپرده است و این جنگی بین فرهنگی است می خواهد انسان زیر سلطه مدنیت و تمدن باشد با فرهنگی که می خواهد انسان حاکم بر مدنیت و تمدن باشد (فقط روشی درراه او می گذارد که بتواند "تدبیر" کند) هردو شدنی نیست چون که انسان حق بردگی جزء بندگی خدا را ندارد می باشد و این است که اسم مدنیت برده ی انسان اسمش را خودسری و منافع شخصی بر منافع جمعی می گذارد درحالی که اصلا منافع شخصی جمعی مطرح است و تازه منافع جمعی با خدا نیست ومنافع شخصی نیز با خدا نیست حق با خداست حتی اگریک نفر به حق باشد غلبه دارد برعالمی که گمراه و تازه تکنولوژی راه پیش بردن مدنیت است و باید تکنولوژی و بیولوژی را افزایش داد و به سوی آن حرکت کرد می باشد.
میزان تکنولوژی هرچه ماوراء تر و سنگین تر  و پُس تکنولوژی تر باشد خشنودی دراین دنیا بیشتر است و اگر باور به معاد و توحید و ... هم مبنا آن باشد هم قطعه ای بهشتی دردنیا و هم بهشتی با بالایی درجه درآخرت خواهیم داشت می باشد. در مُد بودن روش اعتدال بهتر است به طوری که به روز باشیم اما قرطی نباشیم می باشد. و تازه رسانه ایران خیلی بهتر از دیگر رسانه ها است اما این بدین معنا نقص و عیب های بزرگ ندارد اما داشتن نقص های بزرگ بدین معنا نیست که خوبی های کم دارد بلکه رسانه ی ایران خوبی هایی بسی بزرگ نیز دارد مثلا :
۱_ مبارزه رسانه ای با رسانه های دشمن
۲_ به روز رسانی فیلم و تبلیغات
۳_ موقیت شناسی به زمان
۴_ حرکت نه شرقی نه غربی
و...
اینان باعث می شود رسانه داخلی نظام مقدس اسلامی ایران را مسیحیای خواند می باشد.
و تازه این بعض به خاطر این است که جایی خود را با شان الهی ویا با تقوا آورده است و جایی خود را بی تقوا و بدون درنظر گرفتن شان الهی آورده است اگر اصلاحگر شود حتما مطابق با شان الهی ویا با تقوا میشود می باشد.
^تمام^
کار خود ظاهر است و کار سیرت باطن درظاهر است و جامه ظاهر ظاهر است و خشونت به حداقل ممکن باید باشد و نباید سرکوب شود باید کنترل شود و به جایش که اندک جا است درمقابل فساد به خصوص استحمارگران به عدالت انجام شود و رحمت به حداکثر ممکن باید باشد و نباید محدود شود و باید گسترده شود و بدون جا جزء درمقابل استکباری که از گمراهی بازنمی گردد داده شود حتی به مسلمان که هیچ به غیرمسلمان متقی نیز داده شود میباشد. و سکوتی که پشت آن فریاد است برتر از فریادی که پشت آن سکوت است می باشد. قطعه ای از بهشت زیر پای مادران است می باشد.
از ترس خدا غافل مباش که سرچشمه نیکی هاست.
می دانم که می دانید اما برای بهتر دانستن می گویم ما سه معنا داریم یکی معنای حقیقی و یکی معنای حسی یکی معنای ادبی مثلا پراکندگی و یکجا یک معنا است و درمعنای حسی پراکندگی و یکجا توصیف حس منحصر به فرد دارد و معنای ادبی حتی پراکندگی ربطی به یکجا ندارد و مثلا درمعنای حقیقی مردم و عشق و انسانیت هم معنا اند و معنای حسی توصیف معنای مردم و عشق را می گوید و درمعنای ادبی مردم و عشق و انسانیت به هم ربطی ندارند می باشد معنای حقیقی از عقل معرفت می آید و معنای آن معنای روحی آن است (مثلا روح انسانیت و عشق یکی است و روح جا و پراکندگی یکی است هرچند معنای کلمه بسیار فاصله باشد) و معنای حسی معنای درکی آن است (اکثر بسیار جاها کمک به معنای حقیقی می کند) و معنای ادبی معنای کلمه است هرسه درکتاب بهره برده شده است می باشد و معنای حسی بعض است یعنی اگر برگفته از معنای روحی لااقل تقوا باشد به حق است و غیر مقبول نیست و معنای سوم که معنای ادبیست مال سواد و تخصص است می باشد‌. جنگ جهانی سوم جنگ صلیبی دوم (نوین) که چین حامی مسلمانان است و آمریکا حامی مسیحیان است می باشد که پیروز میدان شیعه می باشد و پس ظهور نزدیک است می باشد.امام محمد باقر (ع) : بهترین چیزی را دوست داری برای دیگران بخواه. بانفست مبارزه کن همانطور که با دشمنت مبارزه می کنی می باشد.درحالت عادی منافع جمعی غلبه دارد بر منافع شخصی اما درحق منافع جمعی و شخصی مطرح نیست فقط آن حق مطرح است می باشد. و تازه مانند بهشت و مانند جهنم دراین دنیا شدنی است اما خود بهشت و خود جهنم نه مانندش دردنیای دیگر به نام آخرت است می باشد بعضی مانند را با خود اشتباه می گیرند و درکارها و درعمل اعتدال مایل به افراط باش تا بتوانی نیکوکار باشی (و دراعتقاد بی حد مایل به اعتدال باش می باشد.) و تازه اینکه چشم سوم چشمی است که بصیرت نام دارد بعد از ذهن مفهومی و قبل از دو چشم سر قرار دارد و چشم سوم چشم ذهن نام دارد هرکس به آن دسترسی پیدا کرد علم درمخلوقات را دانست و چشم سوم چشم جهان بین است و اگر ذهن مفهومی سالم پشت آن نباشد میزان چشم جهان بین به جای آنکه درجه آخرت شود دجالیت می شود همان بصیرت بی معنا است اما اگر چشم جهان بین داشت پشت آن ذهن مفهومی داشت بصیرت با معنا شده و آخرت را دارد و مسیحای با معنا می شود که سرور او حضرت مهدی (عج) است می باشد پس بصیرت داشتن مسئله نیست بلکه بصیرت با معنا داشتن مسئله است اصلا این کتاب می خواهد به شما چشم چهارم یا بصیرت با معنا بدهد و تازه باطن درظاهر حقیقی همان باطن اصیل است که ظاهر درباطن جمع باطن اصیل با باطن درظاهر است پس می توان گفت بصیرت با معنا و وجدان با معنا با یقین یکی است و جمع بصیرت با یقین ایمان میشود پس می توان گفت باطن درظاهر حقیقی و ظاهر درباطن هردو حق است می باشد فقط ظاهر درباطن گسترده تر است و تازه هدف نهایی حق اهمیت دارد پس محصول است که اهمیت دارد و روند اثبات خود یابنده است و اهمیت درحساب ملاک ندارد می باشد پس آنچه اهمیت دارد توحید و نبوت و معاد و امامت و مهدویت و ولایت و عدل و اخلاق و تولی و تبری و فروع دین است (درواقع ما زیاد شلوغش کردیم برای توضیحات مضاف بر مسئله برای بهتر دانستن) و تازه معمولا زن عشق خواه است (استثناء دارد) و زنان از لایه سوم قبلی به نام عشق حقیقی می شناسد و مرد به عنوان عقل معرفت می شناسد هردو یکی است چه عشق حقیقی چه عقل معرفت سالم باشد هردو نام یک مسئله اند و درگیر شدن بی خود است یعنی مسیحی گونه حقیقی با اسلام یکی است می باشد و تازه اینکه ربا اگر چه بسیار باشد سرانجام آن به کمی است. از جمله منابع پرهیزکاری این است که ندانسته ها را بیاموزی و بدانسته ها ضمیمه کنی، اگر افزایش دانش کم شود مایه نقصان آن می شود و کسی که از دانسته های خود کمتر سود نهایی برد، در آموختن ندانسته ها سستی میکند. و تازه بصیرت حقیقی این است که بدانی همه جهان خداوند با تو حرف می زند هرچند ساکت است. و تازه هرکشوری که به ناو هوابرد هیدروژنی استحکامی به تعداد فراوان تا دسترسی پیدا کنید تا نظام سلطه را درهم خواهد کوبانید و مجهز به ناو هوابرد هیدروژنی استحکامی بشوید قدرت حکومت برانسانها از آن شما خواهد بود و حضرت مهدی (عج) به این سلاح عظیم مجهز میشود و کفر استکباری و ظلم را سرنگون می کند می باشد. استحمارگران و ستمگران و یارانشان درجهنمند. و راز پیروزی نظامی گری ناو هوابرد هیدروژنی است که هم همانا از جنس سنگر و استحکامات (باستیون) باشد بعد هوابرد ها نوری می باشد.
 #حدیث_مهدوی

امام هادی

«لو لا من یبقی بعد غیبة قائمکم من العلماء الداعین الیه، و الدالین علیه، والذابین عن دینه بحجج الله، و المنقذین للضعفاء من عبادالله من شباک ابلیس و مردته، لما بقی احد الا ارتد عن دین الله. و لکنهم یمسکون ازمة قلوب ضعفاء الشیعة، کما یمسک صاحب السفینة سکانها. اولئک هم الأفضلون عند الله عزوجل».

«در زمان غیبت قائم شما، اگر نبود این علما (و اهل معنایی) که مردم را به سوی او دعوت می کنند، و به طرف او رهنمون می شوند، و با دلایل و براهین الهی از آئین او دفاع می کنند، و از دست بندگان مستضعف می گیرند و آنها را از دام‌های ابلیس نجات می دهند، همه ی مردم از دین بیرون می رفتند و به ارتداد می گرائیدند (ویا بدتر آن دردین مانده و "استحاله" می شدند). ولی این رجال دین می باشند که رشته ی دل‌های ضعفای شیعه را می گیرند، آن چنانکه ناخدای کشتی سکان کشتی را می گیرد. آنهایند که در نزد خدای عزوجل از هر طبقه ای برترند».

محجة البیضا/ ج1/ص32
بصیرت حقیقی این است که چشم ذهن باریک بین شود و درذات انسان خطاکار نیست و انسان خطاکار است و بی نهایت بار هم مخالفان سخنانشان را تکرار کنند باطل است. و ذات انسان همانا انسان بودن نیست (بلکه یافتن انسان براساس روال روند معنایی حقیقت تا کف مرز اعتدال بی خطا خواسته و نخواسته درامتدادپیوسته است^می باشد^) بلکه ذات انسان خداگونه است و عاری از خطاست می باشد. ما اهل سفسطه و مغلطه نیستیم و خداوند هرچه را مانند هم آفرید و گردو برای مغز خوب است می تواند مغز را محرک کند و برای احساس مناسب است و می تواند باعث حس خوشی شود و شیر باعث افزایش محکمی استخوان و باعث افزایش خون رسانی و افزایش ایمنی بدن دربرابر بیماری ها میشودو تازه بعضی موقع ها حق برای برقراری بودنش باید آسایش داشتن کنار برود و سخت کوشی بیاید می باشد و تازه اینکه هر که از روش و کار دیگری راضی باشد مثل اوست. و تازه حکومت اسلامی قبل از اینکه مبتنی بر فقه باشد همانا باید مبتنی بر توحید باشد وتازه شیر و گردو ترکیب شده بخورید این اثر نیک برشما می گذارد می باشد. فی دنیا احسنه و فی آخرته احسنه و قنا اعذب النار و تازه شیطان بآدمیزاد نزدیکی ای درجسم دارد و خداوند نزدیکی ای درروح و جسم از روح، نزدیکی شیطان وعده به بدی و تکذیب حق در حق نما است و نزدیکی خداوند وعده بنیکی و تصدیق حق با اطمینان روح است هر که چنین حالی در خود یافت بداند که از جانب خداوند است و او را سپاس گزارد و هر که حال دیگر را در خود یافت از شیطان بخدا پناه ببرد. از میان شما اسلام آن کس بهتر است که اخلاقش نیک تر است اگر در دین دانا باشند. و سخن حق می تواند خلاف میل جماعت باشد می باشد مهم این است خدا بپذیرد درحالی که سخن جماعت اگر مغایر با سخن خدا نداشته باشد لااقل تقوا سخن داشته باشد جماعت بر فرد غلبه دارد و شوراء بینهم می باشد و تازه صبر و عمل صالح اجر بزرگ دارد می باشد. و تازه اینکه همه میخواهند بشریت را تغیر دهند اما هیچ کس به تغییر دادن خویش نمی اندیشد. بزرگترین آثارهنری فقط به این خاطربزرگند که دست یافتنی و قابل فهم می باشند. عشق گوهری است گرانبها اگر با عزت توام باشد. ترس استثمارگران از قیام سرکوب شدگان، آنها را به سمت اقدام های دوراندیشانه ی شدید سوق می دهد. موفقیت هیچ گاه حتمی نیست، بلکه به جمع شدن عوامل فراوان بستگی دارد و از همه بیشتر وابسته به سرشت روانی است که کارکردش را با جهان بیرون هماهنگ سازد و از آن برای لذت جویی بهره گیرد. همه ی انسانها ارزش دوست داشتن ندارند. کسی که اهل عمل باشد، از جهان بیرون، که نیروی خود را با آن می آزماید، دست نمی کشد. یکی از آزادگان بزرگ تاریخ زیگموند فروید است می باشد. فایده ی زیبایی روشن نیست. ضرورت فرهنگی آن را نمی توان به آشکارا درک کرد. با وجود این، تمدن نمی تواند از آن چشم پوشی کند. آدمی به کار کمتر گرایش دارد تا به امکانات دیگر خشنود شدن. بیشتر انسانها به اجبار کار می کنند و این فرار طبیعی از کار موجب پیچیده ترین دشواری های اجتماعی می شود. دانش باید توهم های متافیزیکی (یا متافیزیک نما) ، پیشداوری ها و خرافه ها را پشت سر بگذارد، اما مفهوم عقلانیت (یعنی حقیقت، آزادی و عدالت) را به عنوان سنت از نسلی به نسلی منتقل کند. دگرگونی روح، روندی در تکاملی است. ما به طنز نیازمندیم، زیرا هرچه بزرگتر می شویم این آمادگی را پیدا می کنیم که افرادی ترشروی و غمگین شویم، اما بچه ها به راحتی می خندند. نهفته ترین اسرار ذهن چیزی است که می توان آن را به هشیاری حقیقی در آورد. تسلط بر طبیعت تنها شرط نیک بختی انسان نیست، چنان که تنها هدف کوشش های تمدن هم نیست، اما نمی توان بی ارزش بودن پیشرفت های تمدن را از آن نتیجه گرفت باید همانا انسان با طبیعت باهم بالا بیاید می باشد. زمانی دراز نگرانیم که چگونه زنده بمانیم، سپس خود را دل مشغول چگونه نمردن می کنیم؛ این است تمایز هوشمندانه. ناخودآگاه هریک از ما به نامیرایی خود یقین دارد درحالی که میمیریم. از انسان متمدن می خواهیم که هر جا در طبیعت با زیبایی روبرو می شود، به آن احترام بگذارد و تا آنجا که دستانش توانایی کار داشته باشند، آن را در آفرینش اشیاء به کار گیرد. آنان که می خواهند خوب زندگی کنند باید به حقیقت نزدیک بشوند زیرا پس از نیل به مقام حقیقت یابی است که دست از غم و اندوه دنیا دست بر می دارند. روحی که زیبایی را میبیند گاهی تنها می ماند. و خدا توسط اسباب و واسطه با بشریت ارتباط برقرار می کند و دست خدا دراین کتاب است و اهمیت (براساس درحساب ملاک) ندارد که واسطه اش دست غیر خدا یابنده باشد که یافته مهم می باشد. استحمارگری بودن و استثمار بودن آمریکا به ترس ما نیست بلکه آمریکا قبل از اینکه ستمکار باشد دارد و حتما ایران غیراسلامی نه ایران اسلامی خود استحمارگری مردم را دارد می باشد. و تازه ایران اسلامی خود یک سبک دارد نیاز نیست خود درنظم نوین جهانی هضم شود و اگر هضم شود منتظر یوم الله باشد چون نظم نوین جهانی تا قبل از ظهور نظام ابلیس یا نظام استحمارگری است می باشد و تازه می توان از سرنیاز تعامل با جهان که هیچ با فراتر آن کرد اما نمی توان شکل نظامش را گرفت می باشد و تازه نظام اسلام هوشمند باید گرفت می باشد و این نظام به رفتار هدفمند درراه رضای خدا درکار و علم و توسعه بی مرز به جای فقط رضایت از خود همانا رضایت از خدا بگذاریم و به جای فقط اعتماد به نفس همانا اعتماد به خدا می باشد و به جای فقط ترس ازخود بودن همانا ترس از خدا داشت می باشد این تفاوت و مانندش نظام نوین جهانی را تبدیل می کند به نظام اسلام هوشمند ویا نظام نوین اسلامی کند تفاوت درباور و درابزار زیاد نیستو تازه تفاوت ها را باید تحمل کرد و آن تفاوت درسلیقه بی اشکال است می باشد و هر تفاوتی (جزء تظاهر انسانی) نه تنها قابل تحمل باید برای ما باشد بلکه تعامل باید کرد می باشد. و تازه اینکه نظام نوین جهانی هرگز قابل پذیرش نیست و قرار نیست که افکار در اصولی دین ما نوین شود قرار است بلکه باید قرآت و ابزار ما نوین شود و باید قرآت یا افکار مربوط به ابزار (که افکار اصولی نیست) و ابزار ما نوین شود و نظام نوین جهانی یا نظام دجال هرگز ورود به آن ممکن نیست و کسی که پذیرفته که این نظام نوین جهانی همان نظام ابلیس نیست اینان خود شیاطین و خناس های انسانی می باشند و اگر دانسته این تایید نظام را می کند از استحمارگران و استثمارگران است می باشد و تازه ما بسته نیستیم بلکه آن نظام یک چشم است و چشم دیگری نسبت به آن ندارد فقط دنیا می بیند یعنی دل و عمل یا انسانی و عمل و نسبت به الهی یا درحساب ملاک سکولار است چنین است که ما هم دنیا را می خواهیم تازه ما دنیا را به بهترین نحو می خواهیم اما با غالبیت خدایی و آخرتی می خواهیم می باشد و تازه اینکه ما هم ابزار نوین و افکار نوین مربوط به ابزار نوین را می خواهیم هم افکار سنتی اسلامی (۱۱سنت) می خواهیم هیچکدام را فدای دیگری نمی کنیم هردو باهم می خواهیم می باشد و دنبال کار و علم می باشیم می باشد و چنین است که ما پیشرفت ایران اسلامی را خواستاریم و می خواهیم که وطنمان با داشتن اسلام به افاق بلند برسد به همین دلیل شرح تمدن شد می باشد اما درحالی که وطنمان را می خواهیم بدون اسلامیت نخواهیم پس همین است که می خواهیم درمقابل استکبار جهانی بایستیم و او را از سر دلسوزی به جایی برسانیم که خود استکبار جهانی را کنار بزند و کشوری اسلامی را الگو برجهان بکند می باشد. و تازه اینکه ما نوآوری را دوست داریم دوست داریم که نوآوری ها و ماوراء نوآوری ها فراوان شود می باشد و کشوری اسلامی پر از توسعه و تمدن می خواهیم می باشد و از سنت در ابزار و افکار مربوط به ابزار پرهیز کنید و رشد و پیشرفت بکنید سوق به سوی تمدنی آسمانی می باشد. و تازه اینکه این است که ما ممکن است به ظاهر تناقضات داشته باشیم اما اگر رابطه ها را بگریم و شان ها را درنظر بگیریم اینان هرکدام به جایش است می باشد ما همانطور که معتقدیم دراصول دین از بهترین فکر همین است و بهتر از این از روی ثابت نخواهد آمد در ابزار می گویم که بهترین ایده هیچ موقع نیامده است و بهترهای جدید بهتر از قبلی می شوند می باشد هردو را قبول داریم و هرکدام به جایش قبول داریم می باشد. و تازه اینکه باهم برای هم می کوشیم تا بتوانیم به موفقیت برسیم می باشند.  و تازه هوابرد ها فقط برای نظامی برای امنیت نباشد بلکه برای نجات و دکتر و پزشکی جهانی و فضایی باشد می باشد انواع هوابردهای تیزآوا از زودرسی می باشد. آب را به فضا بیاورید و درآن مخزن شیشه ای مانند آب درفضا شهر فضایی داخل آب بسازید می باشد. امنیت و نظامی مسئله غیراصل است دربرابر فرهنگ و توسعه و پیشرفت و کار و علم اما نیاز برای آن است ونیاز است درامنیت اول شد تا دربرابر هرمتجاوزی درامان مانده و بتوان درآرامش رشد و پیشرفت اجتماعی کرد می باشد و به سوی کرانه های توسعه حرکت کرد و هم بتوان به لذت مادی درلذت معنوی رسید می باشد.‌‌ علوم طبیعی را بهتر است تجسم کرد می باشد. مادی نور دست آخر مستقیم نمی رود اما نور معنوی مستقیم می رود می باشد#حدیث_مهدوی

کلام امام زمان

إنَّ اللّهَ قَنَعَنا بِعَوائِدِ إحْسانِهِ وَ فَوائِدِ اِمْتِنانِهِ.

ای شیعه ما
همانا خداوند متعال، ما اهل بیت را به وسیله احسان و نعمت هایش ‍ قانع و خودکفا گردانده است.

منبع:بحار الانوار/ج52/ ص38.
*مخالفان نگاهشان نظری به آیات قرآن و احادیث است نه مطابق معنایی به آیات قرآن و احادیث این است که از آیه ای که می خوانند و به جای مطابقت با این کتاب درمعنایی شدن قیاس دارد همانا برداشت مخالف (مطابقت با این کتاب درنظری شدن قیاس دارد) می کنند می باشد. و تازه اینکه عقل نظری تنها مسئله ای است که حق نیست اگر مطابقت با معنایی حقیقت و روند اثبات آن نداشته باشد (چه معنایی حقیقت درآن باشد چه نباشد) اما نظری خوب تقویت کننده روند اثبات معرفتی حقست می باشد* و بیان خوب بفراوانی گفتار نیست بلکه به بحث از آن چیزها است که خدا و پیغمبرش دوست دارد، لکنت بزبان نیست بلکه از قلت معرفت حقست. بیان خوب بفراوانی گفتار نیست بلکه به بحث از آن چیزها است که خدا و پیغمبرش دوست دارد، لکنت بزبان نیست بلکه از قلت معرفت حقست می باشد. بهترین شما کسانی هستند که برای زنان حقیقی بهترند. زن حق ندارد چیزی از مال خود را بی اجازه شوهرش ببخشد. مؤمن چنانست که در کار خیر هر چه تواند کوشد و هدف گذاری می کند و هرچه را نتواند بآرزوخواهد(فقط درصورتی که نتوانستی) و از زنان بد به خدا پناه ببرید و از نیکشان بپرهیزید. سه چیز است که بنده بوسیله آن خواستنیهای دنیا و آخرت را بدست می آورد، صبر بر بلا و رضا بقضا و دعا در حال فراخدستی. عمل و توسعه ابزاری(در عقل عملی و شخصیت در عقل نظری و توسعه علمی درعشق وانسانیت درعقل معرفت یا عشق حقیقی و اسلامیت) اقدام تکلیف بر همگان است به طوری که قبلی (مثلا الهی) به بعدی(انسانی) دخیل شود اما بعدی دخیل درقبلی نشود جزء اندکی آنهم به تصدیق و متعلقه بودن است می باشد و تازه شان الهی فقط توحید نیست بلکه اوامر الله یا متعلقات الهی هم درحساب الهی است می باشد یعنی نبوت و امامت و انسان هایی که مربوط به خدا بوده اند و عشق به خدا درحساب انسانی و درحساب عشق نیستند (اگر درحساب اینان قرار بگیرند کذب است دعوای سر ما هم همین است) بلکه همانا درحساب الهی اند و درحساب عشق حقیقی اند هرچند اوامر الله محسوب شوند و خدا را با اوامرش می بینند می باشد و قرآن اگر بخواهید برداشت معنای حقیقی از آن بکنید ساده است می باشد و تازه اینکه کوچکترین فساد آن است که زود رو می شود و بزرگترین فساد آنست که با لباس حق یا انسانی وار بدون شان الهی لااقل بدون تقوا انجام می شود می باشد و دیرتر رو می شود می باشد کسی دنیا را ندارد از ما نیست و کسی که دین ندارد از ما نیست باید هم دین و دنیا را باهم داشت و تازه آنچه برای خود میخواهی برای مردم بخواه و سرچشمه بدی ها تزویر است و ستم نیست اما بعدش ستم است و تازه وقتی بدی کردی بدنبال آن نیکی کن که نیکی ها بدیها را محو می کند. همه خوبیها را بعقل معرفت می توان دریافت و هر که عقل ندارد دین ندارد. بهترین شما کسی است که آخرت خود را برای دنیا از دست ندهد و دنیای خود را برای آخرت از دست نگذارد و سربار مردم نباشد. زبان خود را از بد گوئی باز دارید، اگر کسی مرد در باره او بنیکی سخن گوئید. از گناهان بزرگ اینست که مال دیگری را بدون حق تصرف کنند و عیادت مریض از کارهای نیک است. غذای خود را به پرهیزکاران بخورانید و نیکیهای خود را در باره مؤمنان انجام دهید. سه چیز است که در هر که باشد خداوند همه گناهان او را می بخشد هر که بمیرد و شریکی برای خدا قرار ندهد و جادوگر نباشد و جادوگران را پیروی نکند و نسبت به برادر خویش کینه نورزد. ای مردم هر چه از من برای شما نقل کردند و موافق قرآنست من گفته ام و هر چه برای شما نقل کردند و مخالف قرآنست من نگفته ام. نیکی کهنگی نگیرد و بدی فراموشی نپذیرد و خدای عادل نمیرد هر چه میخواهی بکن که هر چه کنی سزایت دهند. قلم از سه کس برداشته اند مجنونی که اختیار عقل خود را ندارد تا شفا یابد و خفته تا بیدار (*فکری*) شود و طفل تا بالغ شود. و تازه ما بیداریم و بیداری به عمل نیست و خفته آن است که درحساب ملاک را ^ندارد می باشد^.وتازه اینکه دنبال آخر بودن منافع طلبی (که اندکی نیاز) است و چیزی به عنوان ته و آخر موجود نیست چون ادامه دهید (که باید ادامه دهید) همچون سراب است و شما را آخر و ته به هدف مشخص نمی رساند همین است که علم تکثری و واقعیت این عالم مثل سراب است و سراب بودن دنیا است دنبال ته نگردید چون ته مداوم پس ازهم می آید و ته قبلی را نقض می کند درعوض راهی که دارید بروید فقط بروید ، بروید و بروید بم بستی وجود ندارد این راه فی دنیا احسنه است اگر کسی می خواهد فی دنیا احسنه باشد دنبال ته نگردد فقط برود (فقط پیشرفت کند و جلو برود) براساس معیار مبنا برود به خدا رسیدن یعنی رفتن راهی که پایانی ندارد می باشد و تازه اعتبار مقدم بر اعتماد است و می توان از اعتماد به اعتبار هم رسید منکر نیست می باشد و دانش عملی بسیار مهم تر از دانش نظری برای مسلمانان است می باشد و تازه به کسب و کار بپردازید و این اقدام را رونق بخشید می باشد و کارگاه مهارت محور را تقویت کنید می باشد و تازه درروال تکلیف را تماما به طور متصل روال همانا داشته باشید پس حتی عین هم باید داشت و انسانی باید داشت همان چیزهایی که گفته شد باطل است فقط با روال حقش داشته باشید و تازه اینکه قانون بشری برای اینترنت داشته باشد که باعث فساد نشوند می باشد و تازه اولین تک سلول ها می تواند باعث نانو تکنولوژی شود که وارد بدن شود و عمر طولانی بگذارد می باشد و تازه اینکه آب بی رویه از زمین مصرف کردن باعث فروچاله شده و باعث تخریب بیشتر زمین و انسانها برآن می شود می باشد پس آب بی رویه از زمین همانا مصرف نکنید می باشد می باشند و تازه تا جایی می توانید هم فکری حتی با مخالفان داشته باشید تا بتوانید رشد و پیشرفت و رضایت دوطرفه بشود می باشد. و تازه اینکه معنای نفاق این است که خود دعوت به انسانی می کند و خود برخلافش درمخفی عمل می کند مثلا خود دعوت به انسانیت می کند اما همانا خلافش عمل درمخفی می کند و تازه عمل نشان اعتقاد است هرچند اندک باشد (چرا مسلمانان با اینکه اعتقادشان حق است عملشان تخریب است به خاطر این است که به اعتقادات پایبند نیستند) و تازه اینکه اسلام عملگرا همان دعوت حقیقی است می باشد و تازه عمل بسیار مهم تر از اعتقاد است می باشد و بجنبید تا دیگران درعمل به دین شما نجبیدند مثل امروز ایرلند که بیشتر مسلمانان عمل به قرآن می کند و برداشتن سنت ها جزء ۱۱ سنت بکنید  و به سوی تجدیدگرایی بروید می باشد و اینکه عمل باید داشت و چقدر عمل مهم است و مهم عمل است می باشد پس از آنکه باور اسلامی شده باشد می باشد و تازه اینکه ^خداوند اگر بخواهد گمراه نخواهید شد اوست که هدایت می کند^ خدا را در هر نعمتی حقی است، هر که آن حق از عهده برون کند خدا نعمت را بر او افزون کند و آن که در آن کوتاهی روا دارد خود را در خطر از دست شدن نعمت گزارد. و تازه کتاب نویسی سیرت ابلیس را برهم می ریزد و تازه اینکه علم بیاموزید حتی اگر سکولار باشد چون علوم طبیعی و مصنوعی بعد از علوم معنوی بسیار مورد اهمیت اند و تازه سکولار اگر به معنای بی طرفانه حقیقی باشد خوب است و مناسب است مثل علوم طبیعی و مصنوعی اما اگر به معنای بی طرفانه با مخفی ضد دینی باشد مثل سیاست سکولار باطل است می باشد و همین است که علم را هر جایافتید بیاموزید و آن را بیاموزانید انسان خلق نشد مگر اینکه علم یابی کند و هدف خلقت انسان کشف علم است و علم جهل را می برد و یکی از جهل ها دشمنی بی جا و جنگ و خون ریزی است می باشد که هم پس همین است که خداوند به فرشتگان هم گفته من (خدا) می دانم آنچه نمی دانید هم گفته (هدف خلقت انسان:) من می دانم آنچه نمی دانید و هدف خلقت انسان علم است درهمان حال که این قابلیت (نه هدف) را دارد که می تواند اهل جنگ و خون ریزی باشد می باشد و علم بی پایان است و چقدر دین تاکید به علم کرده است و علم بسیار مهم است حتی انسانیت و عشق خود قبل ازاینکه منبع علوم طبیعی و مصنوعی باید باشند خود از علم منشاء می گیرند که جهل نیستند می باشد و تازه ^جنگ کردن که از سر دفاع نباشد ازسر جهل است^ می باشد و جهل نوین این است که علم ندارد و علم طبیعی و مصنوعی دارد درحالی که یک آگاه نوین علم دارد و علم طبیعی و مصنوعی نیز سعی درداشتن دارد می باشد و تازه اینکه هدف نامشخص یا هدف کوتاه مدت همان وسیله است می باشد و هدف مشخص وسیله نیست بلکه یک اصل می باشد و تازه اینکه مبنا مهم تر از هدف است اما هدف مشخص همان مبنا است باشد و تازه اینکه توهم خود یک جهل است باشد و تازه اینکه هرکسی دشمنی کرد و سخن وارونه ی روند اثبات ملاک عمدا زد شما عمدا وارونه او سخن بگوید به طوری که مراقبت کنید خلاف خوب نشود می باشد و خوش همسایگی مایه آبادی شهرها و درازی عمرهاست. دزد معتبر همان استحمارگران و ملبس به انسانی و تازه اساس عقل پس از ایمان بخدا حیا و نیکخوئی. و تازه نفاق و کفر حامیش به دین حقیقی دعوت نمیکند بلکه به انسانیت میکند.علم دوست مومن و بردباری وزیر او و عقل صفات خدا شمول سرور او و عمل سردار او و ملایمت پدر او و نیکی برادر او و صبر امیر سپاه (بدن) اوست و عشق حقیقی شاهنشاه او است. و تازه دورکعت نماز دانشمند بالاتر از هزار رکعت نماز غیر دانشمند است و بهترین کارها در پیش خدا بعد از ادای واجبات خوشحال کردن مرد مسلمان است. خدای والا فرماید فرزند آدم مرا آزار میکند که بروزگار ناسزا میگوید، روزگار منم و کارها بدست منست و شب و روز را تغییر میدهم. و تازه اینکه از اول به آخر می رسیم و از آخر به اول حقیقی می رسیم و تازه اینکه باطن هم معنای ظاهر حقیقی نیز است پس عملگرای اسلامی داشتن خود تبلیغ اسلام است و جامع ظاهر و باطن ایمان است پس اسلام عملگرا یا اسلام تجدیدگرا = ایمان حقیقی = اسلام بنیادی + تجدیدگر اسلامی می باشد اسلام بنیادی = تجدیدگر اسلامی است پس اسلام بنیادی مضاعف یا تجدیدگری اسلامی مضاعف  = اسلام تجدیدگرا یا اسلام عملگرا ؛ اسلام عملگرا هم تبلیغ با لسانی اسلام است هم تبلیغ با عمل اسلام است ؛ عملگرای اسلامی فقط تبلیغ با عمل اسلام است ؛ اسلام بنیادی فقط تبلیغ با لسانی است و تازه قبل از اینکه مراقب خود و هرخوبی های از عین بود باید دروال تکلیف مراقب باورمان به دین و شان الهی بود می باشد. عملگرایی اسلامی مضاعف نباشد کذب است می باشد. و تازه اینکه همانا علم سعادت دررفاه بشر علمی است که سعادت دررفاه آوری یا سعادت در رفاه آوری حقیقی باشد که همان دین مبین اسلام ناب است می باشد. و تازه اینکه علوم پویا اجتماعی هدف است و سه مسئله است اندیشه انسانی و حفظ منابع انسانی و طبیعی و علم سعادت دررفاه بشر که اگر حل شوند بشریت به خدا می رسد می باشد. وتازه اینکه ته و آخر اسلام ناب انسان سازی حقیقی می باشد که همین است که همانا اگر بخواهید بدانید انسان سازی حقیقی بدانید چیست که همانا باید فقط راه را بروید می باشد. از خدا بترس و هیچ کار نیکی را حقیر مشمار گرچه کار نیک منحصر باین باشد که دل خود را درظرف تشنه ای بریزی و برادر خود را با گشاده ملاقات کنی. 3-1928 - رسول اعظم صلوات الله علیه و آله می فرمایند:
عاقبوا أرقّاءکم علی قدر عقولهم.
بندگان خویش را به اندازه عقولشان عقوبت کنید.
نهج الفصاحهامام صادق (ع) : میان ایمان و کفر فاصله ای جز کم عقلی نیست . عرض شد : چگونه ای پسر پیغمبر ؟ فرمود : بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق می شود ، در صورتی که اگر با خلوص نیت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزدیکتر از آن وقت به او رسد . امام صادق (ع) : یا عالم باش ، یا دانشجو و یا دوستدار اهل علم و چهارمی ( یعنی دشمن اهل علم ) مباش که به سبب دشمنی آنها هلاک شوی . امام صادق (ع) : همه علم مردم را در چهار چیز یافتم : اول اینکه پروردگار خود را بشناسی . دوم اینکه بدانی با تو چه کرده ، سوم اینکه بدانی او از تو چه خواسته است . چهارم اینکه بدانی چه چیز تو را از دینت خارج می کند . عشق حقیقی خدا و اوامرش است و عشق غیرحقیقی پذیرفته نیست حتی اگر به خدا باشد می باشد (که معمولا به خدا ملاک نیست) و تازه بسم الله نور و تازه اینکه هم معرفت اولیه حق به معنا است هم مبنا معرفت دارد فقط مبنا معرفت گسترده تر از معرفت اولیه است می باشد و تازه طبیعت هرچه باشد اگر پشتوانه ی ملاک و امتدادش نداشته باشد لااقل از تقوا نباشد می تواند تخریب آور باشد اما اگر باشد طبیعت مرکز رشد ایمان است می باشد و تازه اینکه این تخریب مثل بقیه فساد ها نیست بلکه تخریب از نوع تخریب مخفی تر با تظاهری سالم تر می باشد چیزی که غرب با آن رفته است می باشد. و تازه به شهر و مدنیت رسیدگی کنید چون مال شهر و مدنیت مال انسان است می باشد و انسانیت یک خصلت فقط نیست بلکه خودیک مکتب گونه است که از هزاران هزار خصلت تشکیل شده است و تازه اینکه شوخی داشتن اگر به جا باشد نشان تقوا میباشد. و انسانیت بعد از دیانت اسلامی درنزد خدا بزرگترین مکتبی است که تکلیف گذاشته شده است می باشد و انسانیت از نظر صورت و عین حتی از دیانت گسترده تر و دیانت درمعنا گسترده تر از هرچیز است این است که ایمان حقیقی است می باشد و من به آینده بشر امیدوارم به زودی نزدیکی ارتباط ها باعث صلح و دوستی می شود و آگاهی هم دراین میان زیاد شده و امکان استحمار بشر حذف می شود و این به زودی می رسد و این از نزدیکی هم به هم از راه های ارتباطی یکپارچگی انسانی انتظار بشریت می شود که مصادف با جهانی شدن اسلام است می باشد و این با ظهور حضرت مهدی (عج) انجام می شود و بشر نزدیک و نزدیک تر  شده و صلح و دوستی و آگاهی به یکپارچگی می رسد و آینده ازآن دولت یکپارچه است و به ظاهر کشورها رو به تجزیه می روند اما سیستم ارتباطی بشر درنزدیک و نزدیک تر کردنشان به هم آنان را به یک جهان یک کشوری میرسانند و ظهور نزدیک است و ابلیس به آخر عمر رسیده و صبح نزدیک است به زودی تاریکی ابلیس که با تظاهر و طاغوت توانسته خود را نگه دارد ازبین می رود و بشر به جایی می رسد که سفر به کرات برایش مثل سفری که از شهری به شهری می روید و آخر عمرش ابلیس رسیده و بشر به آخرالزمان نزدیک شده است و تازه نظام جمهوری اسلامی به ظهور می رسد درموقعی که امید نیست اما ایمان است می باشد و تازه وقتی مهدی فاطمه بیاید دستگاه ظلم و جور و تزویر برچیده می شود می باشد و صلح و صفا و صداقت همه جا را خواهد گرفت و هیچ کس به هیچ کس آسیب نمی رساند و دنبال فکر آسیب رساندن نیست چون آسیب ناحق که هیچ اصلا فسادی نیست که برخورد شود و زمین قطعه ای از بهشت می شود و همه باهم مهربانند حتی به آنان که تقوا دارند و مسلمان نیستند می باشد و چنین است که جهان پر از عدالت و امنیت و "آرامش حقیقی" و صلح و صفا و صمیمیت قلب و آگاهی و اساس معرفت شده است می باشد و خداوند است که آن روز را می آورد و آن روز دیر نیست و به سیستم های نزدیک شونده به خصوص از جنس تکنولوژی نزدیک شوید و درآنجا آشنایی پیدا کرده و روابط نیکو برقرار کنید می باشد و این سیستم بسیار به ظهور و گسترش حق کمک فراوان می کند می باشد‌. و تازه معلمی و استادی برترین شغل است و معلم حواسش است می باشد. و تازه اینکه حریص نباشید که سود به نامشروع جوید که حریص از نداشتن قناعت است می باشد و حریص دشمن خداست و برترین امت من دلسوزان و تلاشگران آن است می باشد واللّهمّ ربّنا آتنا فی الدّنیا حسنة و فی الآخرة حسنة و قنا عذاب النّار؛ خدایا پروردگارا، در دنیا بما نیک بخش و آخرت بما نیک بخش، و ما را از عذاب جهنم محفوظ دار. و تازه گرسنه و تشنه ی دانش باشید و به سوی آن با سبقت بروید و چیزی بالاتر از امت من دانش نیست و چیزی پست تر از جهل نیست و تازه پیشوای ما رهبری ایران اسلامی است باشد و تازه به کتب منطقی دین احترام بگذارید چون تصدیق گر قرآن و دین اند حقیقتا یا خدایی منطق الله کتب آن است می باشد و تازه اینکه ابزار شما نوگرایانه باشد و نگاه شما لذت طلبانه از حق باشد و چیزی بالاتر برای امت پیامبر (ص) و امت مهدی بالاتر از دنبال عشق حقیقی و لذت از حق و تفریح به جا و شادی غیرسرخوش نیست و بالاترین تفریح کار و تلاش است می باشد و تازه مطالعه و علم و دانش بزرگترین تلاش است و اصلاح میان کسان برتر از فروع دینستروزه دارد و خوشحالی دارد، وقتی افطار کند خوشحال می شود و همین که خدا را دیدار کند و او را پاداش دهد باز خوشحال می شود.مادر خود، مادر خود، مادر خود را رعایت کن، سپس پدر خود را و پس از آن کسانی را که بتو نزدیکترند.رهبر نیکی چون نکوکار است و خداوند فریادرسی بیچارگان را دوست دارد.زاهدترین مردم آن کس است که قبر و بلا را فراموش نکند و از بهترین زینت دنیا چشم بپوشد و نعمت باقی را بر نعمت فانی ترجیح دهد و فردا را از عمر خویش حساب نکند و خود را در ردیف مردگان شمارد.مجادله بی جا در باره قرآن کفر است. عقل نسبت بایمان چون سر نسبت بتن است و صبر نسبت بایمان چون شاهرگ می باشد.. و تازه ^بزرگ منشی^ این است روحیه کبریایی داشته و بی نیاز از مردم باشی می باشد. نیک کردار باش و از کار بد بپرهیز ببین میل داری دیگران در باره تو چه بگویند همان طور رفتار کن و از آنچه نمیخواهی در باره تو بگویند برکنار باش. کار مؤمن عجیب است که کار او همه برایش نیکست و هیچ کس جز مؤمن چنین نیست اگر سختی بدو رسد شکر کند و برای او نیک باشد و اگر مرضی بدو رسد صبر کند و برای او نیک باشد. و تازه کنترل شهوت تقریبا نیمی از دین است و تازه خدا بجوان عابد بر فرشتگان مباهات میکند و میگوید بنده مرا بنگرید که بخاطر من از تمایلات خود چشم پوشیده است. خدایا من از ناتوانی و تنبلی و ترس و بخل و پیری و سنگدلی و غفلت و تنگدستی و ذلت و مستمندی بتو پناه میبرم و از فقر و کفر و فسق و اختلاف و نفاق و ریا بتو پناه می برم و از کری و گنگی و دیوانگی و خوره و برص و امراض بد بتو پناه میبرم. در بهشت خانه ای هست که آن را خانه سخاوتمندان نامند. چیزی به مستمند بده حتی اگر چیزی ناچیز باشد می باشد.
وقتی کار بدی از تو سر زد از آن توبه کن برای گناه نهانی توبه نهانی و برای گناه آشکار توبه آشکار.رسول اعظم صلوات الله علیه و آله می فرمایند:
أمّا بعد ألا أیّها النّاس فإنّما أنا بشر یوشک أن یأتی رسول ربّی فاجیب و أنا تارک فیکم ثقلین أوّلهما کتاب اللَّه فیه الهدی و النّور من استمسک به و أخذ به کان علی الهدی و من أخطأه ضلّ فخذوا بکتاب اللَّه تعالی و استمسکوا به و أهل بیتی أذکّرکم اللَّه فی أهل بیتی. أذکّرکم اللَّه فی أهل بیتی؛
اما بعد ای مردم من بشری هستم که نزدیکست فرستاده خدا پیش من آید و دعوت او را اجابت کنم دو چیز سنگین میان شما میگذارم یکی کتاب خداوند که در آن هدایت و نور است و هر کس بدان چنگ زند و آن را بگیرد قرین هدایت است و هر کس آن را رها کند گم راه می شود، کتاب خدا را بگیرید و بدان چنگ زنید؛ و خانواده من، در باره خانواده ام خدا را بیاد شما می آورم در باره خانواده ام خدا را بیاد شما می آورم، و تازه تکبر بزرگترین فساد فردی است می باشد که می تواند انجام داد و بزرگترین فساد جمعی فتنه است و بزرگترین فساد الهی استحمارگری بعدش رباخواری است می باشد. و بهترین نیکی درفردی فروتنی و نیکی در جمعی اتحاد و پیوند و نیکی الهی صداقت و روراستی بعدش سلامت مالی است می باشد. و تازه اینکه نظم جمعی به شرط درراه خدا و اوامرش مورد مقبول است می باشد.  به در و دیوار هم نیکی کنید نه فقط انسان و حیوانات با کشیدن دست بر آن درحال حرکت می باشد اما مسخره بازی درنیاورید می باشد. خدایا تو را به غیب (غیب) دانی و قدرتی که بر آفرینش (حقیقی) داری سوگند می دهم تا موقعی که زندگی را برای من بهتر میدانی مرا زنده نگهدار و موقعی که مرگ را برای من بهتر میدانی مرا بمیران خدایا از تو می خواهم که ترس خود را در آشکار و نهان نصیب من کنی و در حال خشنودی و خشم کلمه اخلاص را بزبان من جاری نمائی و در حال فقر و توانگری میانه روی را شعار من سازی. مردم بیشتر بواسطه ترس خدا و نیکخلقی بدرجات بهشت میروند. راستی یا صدق یا منطبق بودن با معنای حق رهنمای نیکیست و نیکی رهنمای بهشت است و مرد راست میگوید تا پیش خدا راستگو بقلم میرود. دروغ راهنمای بدیست و بدی راهنمای جهنم است و مرد دروغ میگوید تا پیش خدا دروغگو بقلم میرود. حکمت شرافت شریف را فزون می کند و میزان عشق و اخلاق درجه ایمان را فزون می کند. از همه مؤمنان اسلام آن کس بهتر است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند و از همه مؤمنان ایمان آن کس بهتر است که اخلاق وی نیکتر است. خداوند کثافت و ژولیدگی را دشمن دارد و زیبایی را دوست دارد. آنکه با تو در دوستی می زند (دوستی خواهی از سمت دیگری) با وی ره دوستی گیر که این گونه دوستی پایدارتر است. آنکه میخواهد سیرت را تغییر دهد مانند کسی است که میخواهد صورت را تغییر دهد اگر توانستی صورت را تغییر دهی سیرت را نیز تغییر توانی داد اما اصالت اعتقادی ^مهم تر (از حتی سیرت است)^ می باشد و چنین است که مسلمان اول اصالت اعتقادی را دارد و مومن بعد آن سیرت را دارد می باشد می باشد و تازه اینکه برای اصول و ثبات از اصالت اعتقادی به سیرت بعد صورت بیا اما برای عمل و تغییر از صورت به سیرت بیا.هر زمامداری که پس از من کار امت مرا بدست گیرد روز رستاخیز بر صراط متوقف شود و فرشتگان نامه اعمال او را بگشایند اگر عادل باشد خداوند او را بوسیله عدلش نجات دهد و اگر  استحمارگر و ستمگر یا بی تقوا چه تظاهری چه غیر تظاهری باشد صراط زیر پای او چنان بلرزد که بندهای او را از هم جدا کند چنان که میان دو عضو او صد سال راه فاصله باشد سپس از صراط بیفتد. اسلام پنهان است و آشکار شونده و ایمان بعد از عقل در دل نهفته است. و تازه اکثر مردم چنین اند چیزی که به خوشایندشان نباشد آن باطل می شود حتی اگر یافتن دقیق از معنا باشد می باشد که تصدیق گر دین حقیقی است. سر بریدن مرد آنست که در حضورش تمجید وی کنی و پشتش بدگوئی او را بکنی. هر که بدانش از دیگران پیش تر است، قیمتش از دیگران بیشتر است. میان دو عمل بسیار فرق است عملی که لذت آن برود و عواقب آن بماند و عملی که زحمت آن برود و پاداش آن بماند پس کمتر دنبال عمل لذت آمیز باشید و بیشتر دنبال عمل زحمت آمیز و رنج آمیز موثر (یا لذت معنوی) باشید می باشد‌. و تازه بیماران یا ناسالم تن ها را عیادت کنید و بگوئیدشان که برای شما دعا کنند که دعای بیمار مستجاب و گناه او آمرزیده است. رحیمان امت من وسط هایند (وسط محض درعین). و تازه اینکه اگر دوشخصیت همانا هریک شخصیتش به جا نباشد دوشخصیت آن دوشخصیتی درمعنا شده و دو رویی درمعنا شده که باطل است و روراست آن یک رو درمعنا باشد فقط به جایش روی دوم داشته باشد نه بی جا که دورویی به معنا می شود و باطل است که روز قیامت دو رو از آتش را حمل می کند می باشد. سزای ساحر یک ضربت سلاح است. ^بهترین شما کسانی هستند که برای زنان بهترند.^ خداوند از بنده میپرسد که فزونی دانش خود را کجا صرف کرده همچنان که از فزونی مال می پرسد. مرگ را بسیار به یاد آرید زیرا یاد مرگ گناهان را پاک می کند و حرص دنیا را کم می کند، اگر مرگ را بهنگام توانگری به یاد آرید اهمیت آن را کم میکند و اگر بهنگام تنگدستی یاد کنید، شما را از زندگی تان خشنود می سازد. مبادا آثار نیکان در تو نمودار باشد و نیک نباشی که در این صورت با ریاکاران محشور خواهی شد.سلیمان (خودت) باش و دستور (به خودت) بده. به خشمت بگو : برو اونطرف وایسا. برو و بر سر تکبرم خالی شو. به قهرت بگو: شما بفرمایید و بین من و جناب دروغ قهر برقرار کنید. به دیو درونت قاطعانه بگو: نـــــــــه ، من غلام ِ تو نیستم. تو غلام منی. مانند سلیمان مُـلک وجودت را فرمانروایی کن. کسی که بینایی را خلق کرده است، یقینا بیناست. یک کور نمی تواند بینایی را خلق کند. پس او تو را می بیند. از او کمک بخواه. اگر می گویند ذکر کنید، منظور این نیست که یک تسبیح دستمون بگیریم و بگوییم: یا الله ، یا رحمان ، یا رحیم و ... ،اسم ببریم! اینها ذکر نیست. ذکر اینست که او در کل زندگی ما حضور داشته باشه. اگر یک اسم خدا جمیل است، پس باید در معماریمان باشد، توی رفتارهایمان باشد، تو لباسمون باشد تو ظاهر و باطنمون باید باشد، تو صحبت کردنمون باید باشد. کو جمیل!؟ که تو می گویی من ذاکرم! هر کس ذاکر نباشد به اسماء الله زندگیش سخت می شود، معیشتش تنگ می شود. آنکه ساکت ویا حرف با حجتیت با عمل و پیش بردن اثبات می کند بالاتر از کسی است زیاد هارت و پورت میکند و چنین بخواهد اثبات بکند می باشند. و تازه اینکه دنبال درگیر شدن نباشید یک اقدام شیطان مشغول کردن است و آنقدر بزرگ باشید که از بسیاری مسائل بگذرید و راهی که حق دارید و هم راهی که خودتان دارید پیش ببرید می باشد. و تازه اینکه همانا از خدا فضل بخواهید که این بزرگترین نعمت است می باشد و تازه اینکه بعد از روحانی بعد از قاضی بعد معلم همانا پزشک برترین شغل است می باشد و تازه بعد از خدا و اوامرش و یافتنش امید به مردمی و مشورت بودن است می باشد. من انسانی مثل شما هستم و گمان بخطا ویا صواب میرود ولی هر چه را بگویم از یافتن به خدا گفته است بر خدا دروغ نمی بندم چون به معنای حقیقی به یافتن است می باشد. مایه رنج دیگران نشوید اما مایه رنج (موثر) خودتان بشوید می باشد. هدیه به یکدیگر بدهید تا محبت تان افزون شود و مهاجرت کنید تا برای فرزندان خود بافتخار بجا ارث نهید و از لغزش بزرگان درگذرید. قرآن را بخوانید و بدان عمل کنید و از آن دور نشوید و در آن غلو نکنید بوسیله قرآن نان نخورید و به کمک آن فزونی مجوئید. انگشتری داشته باش اگر چه از آهن باشد. در زندگی مهم این  نیست که به ایده آل زندگی تان برسید بلکه مهم این است که در مسیر رسیدن به ایده آل زندگی تان حرکت کنید.آدم فقط وقتی گول می خورد که صاف نیست وگرنه نمی شودکه انسان فرق دروغ با راست رانفهمد چون دروغ خیلی طعم و بو و مزه اش با راست فرق می کند. بوی کبر و بوی حرص و بوی آز درسخن گفتن بیاید چون پیاز ،آنچان که اگر شامه ظاهری ماسالم باشد بوی پیاز را می توانیم تشخیص دهیم. اگرشامه باطنی ما هم سالم باشد می توانیم تشخیص دهیم و می توانیم اطلاعات به معنا رابگیریم . و تازه یکی از آخرین بلا یا روز قیامت به هم ریختن همه زمین و آسمان یا زلزله هرجای زمین و آسمان می باشد و تازه این کتاب حقانیتش ذاتی می باشد و نماد ما ۱۴۵۳ است می باشد و یکی ازمسائل همانا ۱۴ معصوم ۵ اهل بیت ۳ حضرت محمد (ص) حضرت علی (ع) حضرت فاطمه (س) است و یکی دیگر ۱۴ لایه باطن حق و دین و ۵ شان برای معصومین و هم ۳ شان برای ما می باشد. و تازه ملاک معنا داری روی ثابت معنا داری است وتازه اینکه تجربه منبع مبنا معرفت یا اصول دین نیست اما می تواند تجربه معرفت باشد مثلا فروع دین تجربه است می باشد و تازه اینکه نه تنها گزاره های دین اسلام معنا دارند خدا وجود دارد و تازه نباید گزاره های تجربی ها و استقرایی را وارد در گزاره های استنتاجی یا اصول کرد و تازه اینکه قرآن و دین به معرفت حقیقی بخش اند حتی به خصوص اصول آن می باشد و تازه اینکه نگاه غالب مثبت گرایی و باطن گرایانه با اندکی منفی گرایی داشته باشید می باشد و تازه خدا مطلق است درهمان حال می تواند در چندین جای مختلف اقدام مختلف بکند می باشد و تازه اینکه همانا بی درکی به معنای نفی وجود و موجود نیست و تازه برای گزاره تجربی تجربی برای گزاره های عقلانی عقلانی باشد می باشد. و تازه برای حیات نیاز به آب و غذا و سرپناه و تنفس داریم و درمریخ زیر نمک ها آب است و دستگاهی بسازید کربن دی اکسید بگیرید که به اکسیژن تبدیل کنید و دستگاه بسازید که یخ خشک را آب کند و با هوا و اکسیژن کشاورزی کنید و اثر گلخانه ای از جمع این ساخته و سرپناه بسازید و انسان کمی زندگی درمریخ فرق می کند و قد انسان عوض می شود اما انسان زنده می ماند و می بینم که مریخ یک زمین شده و حتی آنقدر انسان جا خشک می کند که مدارس و دانشگاه و فیلم و مستند و حتی زندگی معمول همچون برزمین همانا برمریخ می شود می باشد و انسان تا قیامت یا تا نابودی دنیا مردنی نیست ویا نباید بمیرد می باشد و تازه اینکه وطن ما (ایران اسلامی) حق حفظ مرزهایش است و مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل باشد و تازه اینکه نه تنها به مریخ بروید بلکه کره زمین را نیز رسیدگی کنید می باشد.طرح ما زمین سازی مریخ و حفظ زمین است و رفتن به سیاره حیات دار است و می بینم که انسان تمام کیهان و فراتر آن را تحت سیطره خود درآورده است می باشد و اگر به اندازه ای که تئوری داده می شد عمل می شد همانا ما اکنون به جاهای بالاتر رسیده بودیم و تازه اینکه قاره ها درحال حرکت اند انسان تا بیش از میلیارد ها سال باید زنده بماند و زمین باید توسط انرژی های تجدید پذیر تا قیامت باقی بماند و به زودی باید گفت که ایران روی عربستان می آید و کعبه درایران بازساخته میشود و قاره غرب (آمریکین) به شرق (شینی) متصل می شود و چین روی آمریکا می آید و قاره ها تغییر شکل می دهند اما انسان باقی است و مرکز کنترل (زمین) می باشد و انسان درتمام نقاط کیهانی حضور دارد و کنفدراسیون کهکشانی یک توهم و فیلم دیگر نخواهد بود و انسانیت تبدیل به مخلوقیت می شود چون موجودات هوشمند دیگر هم خواهند بود که نیکوکارند و انسان بی شک ابرقدرت موجودات می شود و باید بشود تنها دراین میان چرخش دوران است که اسلام ناب باقی می ماند و رشد می کند می باشد و به موجودات هوشمند دیگر دینتان را ندهید چون دین مبین اسلام ناب محمدی خاص انسان است می باشد و اگر تفاوت فکری و آداب و رسومی با دیگر موجودات هوشمند مشاهده کردید حیرت زده نشوید بدانید که خداوند براساس معیار موجود دین می دهد و بدانید نه تنها بسیاری موجودات بلکه بین موجودات هوشمند نیز انسان باز برتر است نه جسمی نه قوتی نه مغزی بلکه روحی است می باشد و تازه اینکه بدانید که هرموجود هوشمندی تاحدودی حرکات نامتعارف از خود دارد که مربوط به آداب و رسوم است پس هرموجودی که هوشمند باشد همانا آداب و رسوم معنوی دارد می باشد پس همین است که این خاصیت فقط مربوط به انسان نیست و بقیه موجودات هوشمند تماما سکولار باشند بلکه هرموجودات هوشمند نیز مثل انسان دارند اما عاقلان آن موجودات آن است که حرکت نامتعارف داشته اما حرکت نامتعارفشان به حرکت معمولشان نزدیک باشد و دربین موجودات هوشمند بهشتی آن همانا سجده درهمه موجودات هوشمند مشترک است و کعبه مشترک است و خدا و نبوتیت و خاتمیت نبوت مشترک است می باشد تفاوت مثل خوراک و نوشیدن و حلال و حرام و آداب و رسوم و ایده ها است میباشد و همانطور هم آنان منحرفه دارند و گمراه و سکولار و امانیسم و بودن درادیان منسوخ شده ویا بودن درادیان ساختگی شده دارند شاید اسمش و جنسش فرق کند اما جوهره به یک خلق برمی گردد می باشد  و هیچ موجود هوشمند پوزه اش بلند نیست همه مثل انسان پوزه آنان فرورفته است این تناسب با مغزشان دارد دارد می باشد و موجود هوشمند دوچشم انسان است و هرموجود هوشمندی که دوچشم است نوعی انسان است و چشم آنان هم بر صورتشان قرار دارد و چشم نیز دارند اما اینکه موجود چند چشم دارند دانسته شده نیست می باشد و هم آنان هم دنبال انرژی های تجدیدپذیر می باشند می باشد و تازه اینکه   ما ۱۴ تا مهدی داریم که درغیبت به سر می برند یکی از آن مال این انسانها است می باشد. کار نیک و وجدان داشتن با تقوا عامل ظهور است می باشد. پنج گناهست که محوشدنی نیست، شریک قرار دادن برای خدا و کشتن کسان بناحق و بهتان زدن بمؤمن و فرار از جنگ و قسم ناحق که بوسیله آن مال کسان را ببرند. سه چیز است که در هر که باشد سزاوار ثوابست و ایمانش کاملست اخلاقی که بوسیله آن با مردم زندگی کند و تقوائی که وی را از محرمات خدا دور سازد و عقلی و استنتاجی که او را از جهالت حلمی از جاهل بر کنار دارد. و تازه هر چیزی معدنی دارد و معدن پرهیزکاری دل عارفانست. و تازه اینکه استقرا و حلم پاسخگو انسانی و فروع دین و اخلاق است و پاسخگو الهی که انسان مربوط به آن است نیست می باشد و ۷۵% دین اصول دین است می باشد و تازه اینکه نظام ایران یک بخش آن روحانیت نفاق و اخلاق و تجربه محور است و یک بخش آن روحانیت ایمان و عقل و استنتاجی محور که این دو سرهم جنگ دارند  و هردو توحید نظری اند خدایا از غیر اصول دین و تجربه گرایی به اصول دین و اثباتش پناه می برم که اسمش مشخص است که اصل کدام است و فرع کدام است و اخلاق از فروع دین است و نفاق از تجربه گرایی پیروی می کند هرکسی که باشد و این شاخصیت اوست و مومن از تجربه ای که مبتنی بر عقل گرایی باشد می باشد و اگر دستم باز بود نصف روحانیت ایران خلع از لباس می شد چون درلباس حق آمده اند و اینان پرداخته شده از انگلیس اند که حوزه را تخریب کنند می باشد و اخلاق محوری اصول مسئله نیست و نگاه غالب از اعتقادات باید کرد نه از نگاه اخلاق و هم اخلاق هم اصول نداریم چون اصول اصل اعتقادات است می باشد و تازه کسی مشکل با این طرز دارد ریشه اش به معنا مشکل دارد و چنین شخصی باید گفت به شیطان پرستی معتقد است که سیاست دربرابر حق است می باشد و مخفی می کنند چون می ترسند به حق برسیم و دست پشت پرده ی آنان که پنهان شده رو شود می باشد و و تازه آزادگی یعنی سفید ویا سیاه باش اما سفید تقلبی نباش پس...ستمکاری بهتر از استحمارگری است و تازه اینکه ستمکاری به ظاهر مستحق استحمارگری است می باشد و شیطان یک چیزی دشمن ما ابلیس است ^پس با میخ های کوچک درراه کار نداریم با میخ بزرگ کار داریم^ و دشمن بترس و از این ترس بمیر و ما سراغ بافومت الرجیم و ^لعن الله^ می آیم و او را از سد راه برمی داریم و آنان که باطل دانسته می شوند دلیل آنان سیاست دربرابر حق است ویا برتری دانستن منافع جمعی بر حق است و جنگ ما با جهالت نوین درمعنا است و دوره ی باطل های منافع شخصی گذشت می باشد و اکنون آنان که حق را به معنا میگویند را منافع شخصی می پندارند و باطل دانسته همان شیطان پرستی است که سری بودن یا پنهان شدن اولویت آنان است و اهل تجربه گرایی اصولی بودن است و معتقد به حق دیگر اند درحالی که حق دیگر نداریم و حق دیگر را بالاتر از حق به معنا می دانند و اسم این را سیاست دربرابر حق گذاشته اند و چنین می گویند و می پندارند چون حق ساده است شکست خورنده است (*چون معنا نمی کنند*(معنای ساده پیروز است) بلکه نظری و تجریه و تحلیل می گیرند) پیروز که فقط حق است پس همانا حق باطل و باطل حق است با چنین نتیجه ای شبیه ندانمگرایی به باطل می پیوندند تا درحق تر بیفتند و چنین است که چون می دانند اگر بگویند برایشان شر می شود سری بودن اولویت آنان است و بنابر این طرز تفکر وارد طرز تفکرها شده و ارشد آنان نفاق تر آنان است و ارشد نفاق همانا درلباس اتحاد و هم دلی بدون سفارش به تقوا فکر خبیث به هم ریختن هرمونتیک و همولوژیک ایدولوژی اسلام را می کنند و اینان از سمت آمریکا وانگلیس و اسرائیل مدیریت میشوند می باشد و تنها کسی که میتوان تضمین امنیت دربرابر چنین اشخاص باشد مکتب ولایت فقیه و رهبری است می باشد و تازه اینکه هدایت این است راه گمراهان حقیقی که هیچ راه هیچ گمراهی را نرویم و اکثر گمراهی ندانسته از خودسری که از حریص و تکبر و حسد است می باشد و تازه اینکه گمراهی دانسته بدتر از گمراهی ندانسته است و برای اینکه گمراه خودسر هم نباشیم باز باید به ریسمان رهبری و ولایت فقیه چنگ بزنیم می باشد و تازه ظاهر و باطن را یکی کنید و ظاهر هرچند متفاوت با باطن باشد اما یکی بکنید تا بتوانید که درراه حق باشید می باشد و یکی معنای باطنی می دهد پس ظاهری باطنی داشته و باطنی باطنی داشته باشید تا ظاهر و باطن یکی باشید اما ظاهر باطنی همانا بدین معنا نیست که باطن به ظاهر می آید بلکه باطن درظاهر می آید مثلا فریاد باطن است و سکوت ظاهر است و باطن درظاهر بیاید یعنی فریاد کیفیتش در ظاهر بیشتر شود و کمیتش و عینش درظاهر کمتر شود (مگر آنکه حجتیت داشته باشد) می باشد نه آنکه همینطور فریاد به کمیت بیاید می باشد. و تازه اینکه کفر تقوا گر نزد ما محبوب است اما نفاق درنزد ما منفور است می باشد و کفر تا ظلم نکند و مسلمان تا نفاق نباشد محبوب است (پس همانا اکثر مردم جهان براعت اند مگر خلافش ثابت شود) و چون ‌کفر ظلم کرد و مسلمان نفاق شد دشمن است وچون کفر ظالم و نفاق فاعل دردشمنی شد چه مخفی شده چه آشکار بوده دشمن خونین است می باشد و تازه پس چون عقل نباشد مادر فساد پیش می آید که آن استثمار و استحمار است می باشد و تازه اینکه همینی که به خودت اطمینان داری به معنا حق باور داری برای تو بس است می باشد که حق حتمی با توست. و تازه از ایران غیراسلامی دجال می آید می باشد و تازه اینکه دجال همین حکومت ایرانی غیراسلامی است می باشد .و تازه عدالت اجتماعی داشته باشید و آزادی و استقلال فردی و کشوری داشته باشید می باشد. و تازه ستم ظاهری به استحمارگران یک حق مسلم به معنا می باشد و کسی اعتراض دارد کشته می شود می باشد. دوشرط پیروزی بر دشمن و یکپارچگی با دوستان وحدت و هوشیاری می باشد. و تازه انسان بزرگ از حرکت نمی ایستد و مداوم درپی اقدامی است و تازه ایران اسلامی حق است و ایران غیراسلام و غیر ایران با غیراسلامی باطل است و آنان که دم از ایرانی می زنند ویا نمی زنند درهردو حالت که اسلام را فراموش کردند را می گویم می باشد. ای دشمن من می بخشمت چون نمی خواهم کوچک باشم و رهایت می کنم نمی خواهم وقتم را صرفت کنم و فکرت را به خودت می سپارم چون می دانم حق می گویم و تازه بزرگ آن نیست به دنبال پول برود بزرگ آن است که دنبال علم برود پول خودش می آید می باشد و عاشق علم باشید و پرودگارا که تو خدا باشی ازت می خواهم که آنان که من را اذیت کردند و دشمنی کردند صبر به من آموختند و آنان که دوستی کردند و مهربانی کردند به من تشویق دادند به هردو بخششت را عطا بکنی می باشد. و تازه آدم بدبین سختی را درهرفرصتی می بیند و آدم خوش بین فرصت را درهرسختی می بیند می باشد..از شخص عاقل، درخواست راهنمایی کنید تا راهنمایی شوید و از او نافرمانی ‌نکنید که پشیمان می‌شوید.از لجاجت دوری کنید زیرا ابتدای آن، نادانی و انتهایش، پشیمانی است.
بدترین چیزی که در مرد وجود دارد، بخل زیاد (زیاده‌روی در بخل تا جایی که از فرزندان خود هم دریغ نماید) و ترس شدید (که در شب حتّی نمی‌تواند به حیاط خانه‌ی خود برود.)بزرگ‌ترین حسرت‌ها در روز قیامت، حسرت مردی است که مالی را از راهی خلافِ اطاعتِ خداوندی بیندوزد؛ پس از وی مردی آن مال را از او ارث ببرد که آن را در اطاعت خداوند سبحان مصرف کند و از همین راه داخل بهشت شود و آن شخص اول را که مال اندوخته بود، به خاطر همان مال داخل آتش شود.اخلاق، چیز ساخته شده و حاضر آماده ای نیست، بلکه ذره ذره و روز به روز، خلق و ایجاد می گردد.یکی به دنبال قابله ای برای زایش اندیشه هایش است و دیگری به دنبال کسی که به او یاری رساند و به این ترتیب، گفتگویی خوب پدید می آید.یکی از بزرگترین اسرار عشق و محبت این است که بیاموزید چگونه آرمانها و اندیشه های ناهماهنگ را از ذهن خود بزدایید و همواره آرزویی کنید که صادقانه می خواهید، نه آنچه که فکر می کنید شاید بتوان به دست آورد.یک فرد خوش‌بین به خوبی می‌داند که زندگی، بالا و پایین دارد و از پایین افتادن‌ها هیچ هراسی ندارد و در آن زمان هم در اندیشه‌ی چاره‌جویی است تا بتواند خود را از سختی‌ها بیرون بکشد.یک روش عالی برای موفقیت در کار این است : افکارتان را روی کاغذ بیاورید.یک اثر بزرگ و فوق العاده و اصیل فقط آنگاه خلق می شود که مؤلفش افکار، روش و عقاید درعمل معاصرانش را نادیده بگیرد.یک "اندیشه"، یک "هیچ" نیست، بلکه "همه چیز" است. اندیشیدن به خواسته‌های خود را ادامه بده، تا جایی که به آنها دست پیدا کنی.
هیچ‌کس با خوردن چیزی نجس نمی‌شود. چیزی که انسان را نجس می‌سازد، سخنان و افکار اوست... آیا متوجه نیستید که آنچه انسان می‌خورد، وارد معده‌اش شده، و بعد از بدن دفع می‌گردد؟ اما سخنان بد از دل بد بیرون می‌آید و گوینده را نجس می‌سازد. زیرا از دل بد این قبیل چیزها بیرون می‌آید: فکرهای پلید، آدم‌کشی، زنا و روابط نامشروع، دزدی، دروغ و بدنام کردن دیگران. بلی، این چیزها هستند که انسان را نجس می‌سازند، و نه غذا خوردن با دست‌های آب نکشیده.هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست و هیچ تنهایی وحشتناک‌تر از خودپسندی و هیچ تعقّلی مانند تدبیر و هیچ کَرَمی مانند تقوا و هیچ هم‌نشینی مانند اخلاق نیکو نیست.هیچ علمی مانند اندیشه، و عبادتی مانند ادای واجبات و هیچ ایمانی مانند شرم و حیا و هیچ شکیبایی و حیثیّتی مانند تواضع و فروتنی و هیچ شرفی مانند علم و هیچ عزتی مانند متانت و بردباری، و هیچ یاری و یاوری محکم‌تر از مشورت نمی‌باشد.هیچ عقلی مثل تدبیر و هیچ تقوایی مثل نگهداری نفس و هیچ شرافتی مثل خوش خلقی نیست.هیچ چیز روشن تر از این واقعیت، فقر اندیشه را بروز نمی دهد که انسان بتواند به حساب دیگران با فراست [ با درک ] باشد.هوش و استعداد خود را پرورش بده، اما نه از راه مطالعه صرف، بلکه با تفکر توام با عمل. تمایل بیشتر دانشمندان به مطالعه شبیه تلمبه است؛ خالی بودن مغزهای خودشان موجب می شود که افکار مردم دیگر را به سوی خود بکشند؛ هرکس زیاد مطالعه کند به تدریج قدرت تفکر [ خود ] را از دست می دهد.هنگامی که با شور و اشتیاق، با کاری که به شدت آن را دوست داریم، درگیر می‌شویم، اندیشه‌های ما دگرگون می‌شود و محدودیت‌ها را به هر شکل ممکن از خود می‌راند.همیشه باید مراقب سه چیز باشیم : وقتی تنها هستیم مراقب افکار خود، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و زمانی که در جامعه هستیم مراقب زبان خود.همیشه آن که با شما هم آوا می شود و سخن شما را تکرار می کند نمی تواند هم فکر شما نیز باشد.همه‌ی احساسات ما از اندیشه و ذهنیات‌مان ریشه می‌گیرند.همه ی نیروها ( از راه درست اندیشیدن ) به آدمی داده شده تا آسمان را به زمین بیاورد و این است هدف "بازی زندگی".به خدا قسم این که مردی به واسطه‌ی هدایت تو، (به راه راست) هدایت شود، برای تو از شتران سرخ مو بهتر است. (که در زمان پیامبر بهترین و گران قیمت‌ترین شتر، شتر سرخ مو بود.)خداوند از امّت من، کسانی که به هنگام وضوء و غذا، مسواک می‌زنند را دوست دارد.اساس عقل پس از ایمان به خدا، دوستی با مردم است و هیچ مردی نیست که از مشورت بی‌نیاز باشد.‌کسی که به دنبال علم برود، تا به وسیله‌ی آن،‌ با علماء (دیگر)‌ هم‌چشمی کرده یا نسبت به سفیهان (‌که از علم بهره‌ای ندارند) ‌مجادله کند و یا توجّه مردم را به طرف خود جلب نماید، خداوند،‌ او را در آتش جهنّم داخل می‌کند.اگر وجدان خویش را همانند اسبان آموزش داده باشیم، به هنگام گاز گرفتن، بوسه ای نیز بر ما خواهد زد.توان انتقاد کردن و حفظ وجدان صادق در مخالفت با آنچه که همیشگی، سنتی و مقدس است، هنری والاتر از تحمل و تحریک انتقاد است و این هنر در فرهنگ ما به راستی بزرگ، نو و شگفت آور است.وجدان و شرافت راستین در انسان، زمانی بیدار می‌شود که بتواند به خودش "نه" بگوید.تقوا، فرمانروای اخلاق است.تا آنجا که به انسانها مربوط می شود، در جهانی بدون خداوند، همزیستی اجتماعی و اخلاقی آنها صرفاً متکی بر منابع خودشان – خودشان به مثابه ی نتیجه ی پیشرفت تکاملی نوع انسان – یعنی همدلی نوعدوستانه است.پیوند با خویشاوندان و خوش اخلاقی و خوب همسایگی کردن،‌ شهرها را آباد و عمرها را زیاد می‌کند.پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم.پروردگارا! از اخلاق و اعمال و هوس‌ها و بیماری‌های بد به تو پناه می‌برم.بی‌نیازترین بی‌نیازی‌ها عقل است و بزرگ‌ترین نیازمندی حماقت و وحشتناک‌ترین تنهایی خودپسندی است و بهترین و باکرامت‌ترین حیثیت، اخلاق نیکو.خواست حقیقت به معنای "خواست فریب نخوردن" نیست، بلکه الزاماً به معنای "خواست فریب ندادن دیگران و فریب ندادن خویشتن" است؛ چیزی که ما را به قلمرو اخلاق می کشاند.خدایا! همان‌طوری که صورت مرا زیبا آفریدی، اخلاق مرا (‌نیز)‌ خوب گردان.خدایا! من از تو سلامتی در ایمان می‌خواهم، (آن) ایمانی که همراهش، خوش اخلاقی باشد و توفیقی می‌خواهم که مرا به رستگاری برساند.تنها قانونی که می تواند بر سعادت ما حاکم باشد، قانون اخلاق و اصول و موازین انسانیت است و تازه فقط بنده خدا باش و نسبت به هرغیر خدا استقلال طلب اجتماعی باش.و از دل برود هر آنکه از دیده برفت.اگر بر آب روی، خسی باشی، اگر بر هوا پری، پرنده ای باشی، دل به دست آر تا کسی باشی.دل به دل راه دارد.
تنها بنایی که هر چه بیشتر بلرزد محکمتر می شود، دل آدمی است و تازه.آگاه باشید! دوست داشتن و عشق ورزیدن را باید احساس کرد.عشق، امری کاملاً باطنی درعمل و ذاتی درعیان و مربوط به نفس خود ما است و ما موجوداتی را که حقیقی باشند دوست داریم، بلکه موجوداتی را بیشتر دوست داریم که خود، آنها را آفریده ایم.و تازه آینده سازی از تقواست و تازه اینکه با کیفیت به رنگ طبیعت مقبول است می باشد و از دل برود هر آنکه از دیده برفت.اگر بر آب روی، خسی باشی، اگر بر هوا پری، پرنده ای باشی، دل به دست آر تا کسی باشی.دل به دل راه دارد.
تنها بنایی که هر چه بیشتر بلرزد محکمتر می شود، دل آدمی است و تازه.آگاه باشید! دوست داشتن و عشق ورزیدن را باید احساس کرد.عشق، امری کاملاً باطنی درعمل و ذاتی درعیان و مربوط به نفس خود ما است و ما موجوداتی را که حقیقی باشند دوست داریم، بلکه موجوداتی را بیشتر دوست داریم که خود، آنها را آفریده ایم.(انسان) زیرک کسی است که بر نفس خود مسلّط است و برای بعد از مرگ خود، عمل می‌کند. (نه برای ریا یا چاپلوسی جهت بهتر زندگی کردن) و (انسان) ناتوان کسی است که از هواهای نفسانی خود پیروی کرده و از خداوند، آرزوهای بسیار بخواهد.
اگر مهربان باشید ممکن است مردم شما را متهم به چاپلوسی کنند، با وجود این مهربان باشید.[هنگامی که ظاهر یک شخص تو را به شگفتی وادارد]، تجربه کن، [باشد] که او را دشمن خواهی داشت.از گذشته‌ی دنیا برای آیندهچی آن عبرت بگیر و تجربه بیندوز، زیرا بعضی از امور دنیا همانند بعضی دیگر است و آخر آن به اول آن ملحق و ضمیمه می‌شود و همه‌ی امور دنیا حجابی بین انسان و هدفِ اعلای او بوده و در آخر کار از او جدا می‌گردد. افتخار و به خود بالیدن را کنار بگذار و کبر و خودپسندی‌ات را ساقط کن و به یاد قبرت باش.از معصیت ورزیدن به خدا در خلوت‌ها تقوا بورزید و اجتناب کنید، زیرا شاهد، خودِ حاکم است. اعضای شما شهود خداوندی هستند و اندام‌هایتان لشکریانش و وجدان‌هایتان چشمانش و خلوت‌های شما برای او آشکار شده است. وطن عشق را عشق است می باشد. وقتی شما را دعوت به حق کردند بپذیرید. با کسی که تو را امین میداند به امانت رفتار کن و با کسی که بتو خیانت کرده است خیانت مکن. خداوند باحیا و بخشنده است وقتی مردی دست های خود را به سوی او بلند کرد شرم دارد که آن را خالی و نومید باز گرداند. همه علم ها روز قیامت وبال است مگر علمی که بدان عمل کنند. فرزندان آدم حسودند و حسد حسود مادام که بزبان از آن سخن نگوید و بدست عملی نکند زیانش نمی زند و به جای آن رقابت داشته باشید می باشد. رستاخیز نزدیک شده است و آز مردم بدنیا دائما بیشتر و دنیا از آن ها دورتر می شود. نیرومند آنست که بر خویشتن مسلط شود. خداوند بهشت را بر مردم بد زبان که هر چه بگویند و شنوند (به شرطی دخیل زمان و مکان دردرحساب ملاک نباشد) اهمیت نمیدهند حرام کرده است. پشیمانی، میوه‌ی تفریط است، و سلامت محصول احتیاط پس آزادی واقعی همان سلامت است. ارزش هایی که برای خود برمی گزینید، بر همه ی تصمیم های شما در زندگی اثر می گذارند. ارزشها، نیروهایی هستند که در پیش روی ما قرار دارند و ما را به گرفتن تصمیم هایی وا می دارند که جهت و هدف نهایی زندگی ما را روشن می سازند. چرا اعتقادات چرا یک اعتقاد نه ؟ چون اعتقاد نه فقط کامل بلکه اعتقادکمال یافته همان اعتقاد جمعی است و اعتقادات می باشد ^اما از اصول فراتر نرود^. اصلاح طلب انسانی است که وضعیت بحرانی جهان را در سطح می شناسد و تصمیم می گیرد آن را مداوا کند، اما اساس در کار را خراب خوب می کند و این خراب خوب درهم ریختی خوب آورده و باعث پراکندگی وحدتی شده و این پراکندگی وحدتی عامل گسترش جسمی می شود و این پیشرفت و توسعه می شود . منافق مدعی اصلاح طلبی است و پشت پرده عینی اش خلاف اصلاح طلبی است و مومن اصلاح طلب است و پشت پرده عینی اش بهتر از ظاهر اوست می باشد می باشد. از خردمند حقیقی رهبری جوئید تا براه راست برسید و وی را نافرمانی نکنید که پشیمانی برید. خوارترین مردم کسی است که مردم را خوار شمارد.و تازه برای بزرگ بودن دنیا را حقیر ببینید اما بسیار تلاش و کوشش دردنیا بکنید می باشد و تازه اینکه خوشا آنکه عیوبش او را از عیوب مردم مشغول دارد (یعنی خود را مقصر در تقصیرها بداند) و از مالی که بدون معصیت بدست آورده انفاق کند و با اهل دانش وجود بیامیزد و از اهل ذلت و معصیت دوری کند. اگر نه مایه رنج امت خود میشدم دستورشان میدادم که هنگام هر نماز مسواک کنند. نکوئی میان مردم فراموش می شود اما میان خدا و عامل نیکی فراموش نمیشود. وتازه بیرون شخص آینه شخصیت یا عمل و فکر درعمل است اما بیرون شخص آینه یا نماین گر یا نشان یا قاضی از عین درحساب درون نیست می باشد.و تازه اینکه ظاهر و باطن یکی شود بدین معنا نیست که باطن ظاهری شود بدین معنا است که فقط ظاهر باطنی شود می باشد. و تازه خدا رباخوار و رباده و نویسنده معامله ربا و مانع صدقه را لعنت کند. و تازه دنبال تنش زایی نباشید و تازه دنبال آرامش و صلح باشید تنش زدایی بکنید تا بتوانید امنیت را برقرار کنید یکی از تقوا ها پرهیز از تنش زایی است می باشد. خداوند یار قاضی است تا موقعی که ستم نکند، وقتی ستم کرد خدا او را رها میکند و شیطان قرین او می شود.آیا می توان به عنوان عرف دین به عنوان سنت دین اعتماد کرد ؟ بزاساس معنا خیر بلکه سنت دین را به عنوان فطرت دین می شود اعتماد کرد و عرف دین نمی تواند معیار سنت و بدعت باشد وتازه عرف دین (نیاز نیست کنار رود فقط) باید خودش را منطبق با فطرت دینی کند حتی اگر عرف دین را همه بشریت بگویند و فطرت دینی را یک فرد بگوید آن حرف یک نفر بر حرف همه حجتیت دارد می باشد اما وقتی بین افرادی می افتیم که فطرت دینی را باور دارند جمع آن بر حرف یک نفر غلبه دارد می باسد و تازه جهان وطنی بر وطن خود غلبه دارد بله ما آمریکا (همیشه منظور حکومت!ش) دشمن داریم اما وقتی بلایی سر بشریت می خواهد بیفتد دشمنی را نادیده گرفته و متحد برای نجات بشریت می شویم چون همه بشریت یک خانواده است می باشد که برسر کشتی قرار دارند اگر بلایی سر کشتی بیاید خودمان نیز غرق می شویم پس دشمنی ما مثل دشمنی برادر به برادر است ^که درمقابل دشمنی بیرونی همانا دشمنی خود را نادیده گرفته و متحد می شوند^ پس همین این خصومت خانوادگی و خودی است می باشد و دیوانه نیستیم و تازه روزی انسانیت هم بی پاسخ می ماند چون مسئله برخورد با موجودات هوشمند می شود که نیکوکارند آنچه مطرح می شود مخلوقیت است می باشد که همان نیکوکاری اما گسترده ترین حالت ممکن آن است می باشد.و تازه تا دشمنی و فساد است دشمن است می باشد همانا وگرنه دنبال دوری و پرهیز از هر خصومت و هردشمنی می باشیم می باشد و تازه دلسوزی یک خصلتی است که چه به هردوستان چه به هردشمنان داشته باشید و کسی که دلسوزی ندارد از ما نیست می باشد خلاقیت باعث پرورش قدرت انطباق پذیری می شود.از تمام صفاتی که برای پرورش جسم و جان شما سودمند است، هیچ یک به سودمندی تصمیم و اراده نیست.
هر کس خود را بر مردم پیشوا قرار داد، نخست پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خویشتن بپردازد و تأدیب خویشتن را پیش از تأدیب زبانش انجام دهد و آن کس که به تعلیم و تربیت خویشتن بپردازد، از معلم و مربّی مردم، به تجلیل و تعظیم شایسته‌تر است.برای فرزند بر پدر حقی است و برای پدر بر فرزند، حقی. حق پدر بر فرزند این است که: او را در همه چیز اطاعت کند، جز در معصیتِ خداوند سبحان. و حق فرزند بر پدر آن است که: نام زیبا بر او بگذارد و فرهنگِ سازنده‌ی او را نیکو کند و قرآن را به او تعلیم دهد.
تندی و تیزیِ زبانت را برای کسی که تو را تعلیم سخن داده، قرار مده و بلاغت و زیبایی کلامت را به رُخ کسی که گفتار تو را بر مبنای قاعده و زیبایی راه انداخته است، مکش.جوانمردی مهرآورتر از خویشاوندی است. و کسانی می باشند که نمی خواهند حق روشن شود و این را حق مسلم خود می دانند می باشد و اینان جزء با پیدا کردنشان بعد مرگشان اصلاح زمین نمی شود و مرگشان حق مسلم است می باشد.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...