نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو منو از شب گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی ...

ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو منو از شب گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی، جون پناهی ناجی ...

۱۵ دقیقه پیش
1K
با کسی عوضت نمی کنم.......(حرف دل) (چون زندگی با حس کنار تو بودنم بهتره از زندگی با خوشگلترین دختر جهان که بقیه انتخابش کردن. اون واسه همه خوشگله اما واسه من نه واسه یه دیوونه ...

با کسی عوضت نمی کنم.......(حرف دل) (چون زندگی با حس کنار تو بودنم بهتره از زندگی با خوشگلترین دختر جهان که بقیه انتخابش کردن. اون واسه همه خوشگله اما واسه من نه واسه یه دیوونه ی عاشق خوشگلی و بی نظیری فقط واسه عشقشه و بس. آره من اینجور بودم ...

۲۶ دقیقه پیش
4K
دلت که گرفته باشد... دل می دهی به سکوت... دلت که گرفته باشد فرقی نمی کند چند شنبه از کدام هفته و کدام ماه و کدام فصل است... فرقی نمی کند تنها باشی یا دور ...

دلت که گرفته باشد... دل می دهی به سکوت... دلت که گرفته باشد فرقی نمی کند چند شنبه از کدام هفته و کدام ماه و کدام فصل است... فرقی نمی کند تنها باشی یا دور و برت را ازدحام آدم های آشنا و غریبه پر کرده باشند... فرقی نمی کند ...

۵۷ دقیقه پیش
10K
جاذبه ی چشمات ❤ پارت ۱۶۴ 💞 با صدای گوشیم چشامو باز کردم که بیتا همونطور سرشو مث بچه کوچولو های بامزه گذاشته بود رو بازو و دستشم رو بازو بود همینطور که خوابیده بودم ...

جاذبه ی چشمات ❤ پارت ۱۶۴ 💞 با صدای گوشیم چشامو باز کردم که بیتا همونطور سرشو مث بچه کوچولو های بامزه گذاشته بود رو بازو و دستشم رو بازو بود همینطور که خوابیده بودم گوشی رو برداشتم رادین بود حتما رها میخواست از حال بیتا باخبر شه جواب دادم ...

۵۸ دقیقه پیش
9K
مثل

مثل " واو " خواستن هستم مثل واو خواب هستم ، اما نیستم کسی دوست ندارد مرا بخواند همه میخواهند مرا از سرشان وا کنند گاهی هم مرا برای راحت تر کردن خودشان حذف میکنند .. تلخ است که باشی ولی تورا نخوانند ولی تورا نخواهند ... #وحیدعیسوی

۱ ساعت پیش
3K
#اشک حسرت #پارت ۹۵ آسمان :‌ با صدای در رومو برگردوندم طرف پنجره می دونستم آیدین - پاشو آسمان باید بریم خونه ای بابااینا مهمون دارن چه رویی داشت برگشتم نگاهش کردم وگفتم‌: اینجوری بیام ...

#اشک حسرت #پارت ۹۵ آسمان :‌ با صدای در رومو برگردوندم طرف پنجره می دونستم آیدین - پاشو آسمان باید بریم خونه ای بابااینا مهمون دارن چه رویی داشت برگشتم نگاهش کردم وگفتم‌: اینجوری بیام تا بهم بخندن آقای عاشق آیدین : من عذر خواهی کردم - ممنون که عذر ...

۲ ساعت پیش
20K
#یگانه_ام_آرام_جانم آغوشِ تــو بود که ثابت کرد گاهی در حصار دستانِ کسی بودن میتواند اوجِ آزادے باشد

#یگانه_ام_آرام_جانم آغوشِ تــو بود که ثابت کرد گاهی در حصار دستانِ کسی بودن میتواند اوجِ آزادے باشد

۲ ساعت پیش
2K
کامران__خوردنی شدی با تمام نفرتی ک تاالان تو دلم کوچ کرده بودم بهش خیره شدم __ب احترامه زنی ک داری ا اون هوس لعنتیت دست برادر کامران__من ک چیزی نگفتم __سکوتتو میخوام پلیزز مستر کامران ...

کامران__خوردنی شدی با تمام نفرتی ک تاالان تو دلم کوچ کرده بودم بهش خیره شدم __ب احترامه زنی ک داری ا اون هوس لعنتیت دست برادر کامران__من ک چیزی نگفتم __سکوتتو میخوام پلیزز مستر کامران __من باید باهات حرف بزنم __پلیزز هیسس داشتم یواش یواش دیوونه میشدم انگارم کامران فهمیده ...

۲ ساعت پیش
9K
#اشک حسرت #پارت ۹۴ سعید : پانیذ رو تختی که تو اتاق بود خوابید دایی ام نتونست زیاد زیر آرامبخش دوام بیاره وخوابش برد از اتاق اومدم بیرون وتو راه رو بخش نشستم دیدم وکیل ...

#اشک حسرت #پارت ۹۴ سعید : پانیذ رو تختی که تو اتاق بود خوابید دایی ام نتونست زیاد زیر آرامبخش دوام بیاره وخوابش برد از اتاق اومدم بیرون وتو راه رو بخش نشستم دیدم وکیل دایی داره میاد با دیدنم گفت : سعید دایی ات چی شد ؟ - گفت ...

۲ ساعت پیش
21K
#پارت یازدهم #برایه من وتو این اخرش نیست چانیول خواست جواب بده که... -یااااا...اوه سهون،کجایی پیره مردعوضی ۹۰ساله ندیدمت،یه خبر نمیدی که رفتی خبرم نمیدی که اومدیاصلا چرا خبر ندادی که کجا رفتی که صورت ...

#پارت یازدهم #برایه من وتو این اخرش نیست چانیول خواست جواب بده که... -یااااا...اوه سهون،کجایی پیره مردعوضی ۹۰ساله ندیدمت،یه خبر نمیدی که رفتی خبرم نمیدی که اومدیاصلا چرا خبر ندادی که کجا رفتی که صورت بیریختتو ببینیم یه خبر نمیدی زنده ای یه خبـ... -یاااا کیم جونگین یه لحضه ساکت، ...

۲ ساعت پیش
14K
اشک حسرت پارت۹۳ با گریه اومد تو بغلم وسرشو گذاشت رو سینم - پانیذ چیزی نشده که می تونی بابات رو ببینی بیا ازش فاصله گرفتم واتاق دایی رو نشونش دادم باهم رفتیم تو اتاق ...

اشک حسرت پارت۹۳ با گریه اومد تو بغلم وسرشو گذاشت رو سینم - پانیذ چیزی نشده که می تونی بابات رو ببینی بیا ازش فاصله گرفتم واتاق دایی رو نشونش دادم باهم رفتیم تو اتاق دایی درد داشت داشت ناله می کرد پانیذ باز اشکش سرازیر شده بود دایی سعی ...

۳ ساعت پیش
15K
#اشک حسرت #پارت ۹۲ سعید : برگشتیم خونه خیلی خسته بودم می خواستم برم بخوابم مادر صدام زد رفتم اتاقش داشت آماده می شد بخوابه - جونم مادر کارم داشتی مادر : می دونم مشکل ...

#اشک حسرت #پارت ۹۲ سعید : برگشتیم خونه خیلی خسته بودم می خواستم برم بخوابم مادر صدام زد رفتم اتاقش داشت آماده می شد بخوابه - جونم مادر کارم داشتی مادر : می دونم مشکل داری پسرم ولی داری خودتو نابود می کنی دستی دستی خودتو نابود کردی یه عشق ...

۳ ساعت پیش
18K
♡پارت سی و هفت♡ پوزخندی زد و گوشه لبشو با شستش پاک کرد لبخند کوچکی بر لبم نشست فک کنم این کار عادتشه...گف: ما فقط بخاطر کار باهمیم...با پدرش شراکت دارم میخواد دخترشو بهم قالب ...

♡پارت سی و هفت♡ پوزخندی زد و گوشه لبشو با شستش پاک کرد لبخند کوچکی بر لبم نشست فک کنم این کار عادتشه...گف: ما فقط بخاطر کار باهمیم...با پدرش شراکت دارم میخواد دخترشو بهم قالب کنه. بعد تک خنده ای کرد:منم بدم نمیاد از این وضع. درحالی که داشت به ...

۳ ساعت پیش
15K
زیر باران قدم می زدم. نفس کشیدم هوایی وارد ریه ام نشد. چون کودکانی را می دیدم که تنها دغدغه زندگی شان جلو زدن از هم و سوارشدن بر تاب بود. گاهی دلم برای روز ...

زیر باران قدم می زدم. نفس کشیدم هوایی وارد ریه ام نشد. چون کودکانی را می دیدم که تنها دغدغه زندگی شان جلو زدن از هم و سوارشدن بر تاب بود. گاهی دلم برای روز های بچه گی ام تنگ می شود. هرچند می دانم ان روز ها هرگز برنخواهند ...

۴ ساعت پیش
16K
گاهی باید همه چیزت رو ریسک کنی، برای رویایی که جز خودت کسی نمیبینه.

گاهی باید همه چیزت رو ریسک کنی، برای رویایی که جز خودت کسی نمیبینه.

۵ ساعت پیش
2K
پارت ۸ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سهون و ناره تازه به خشکی رسیده بودن . چادرشونو برپا کردن و چند تا وسیله بیرون گذاشتن برای نشستنشون . ناره بدجوری گشنش بود ...

پارت ۸ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سهون و ناره تازه به خشکی رسیده بودن . چادرشونو برپا کردن و چند تا وسیله بیرون گذاشتن برای نشستنشون . ناره بدجوری گشنش بود و شکمش همش صدا میداد و سهون میخندید . دوباره شکمش صدا داد که باعث ...

۷ ساعت پیش
57K
شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه....؟؟؟خیلی سخته ادم کسی رو نداشته باشه... دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه ولی هیچکی نباشه... نتونه به هیچکی اعتماد کنه هر چی سبک سنگین کنه ...

شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه....؟؟؟خیلی سخته ادم کسی رو نداشته باشه... دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه ولی هیچکی نباشه... نتونه به هیچکی اعتماد کنه هر چی سبک سنگین کنه تا دردش رو به یکی بگه ... نتونه اخرش برسه به یه بن بست ...

۷ ساعت پیش
14K
#رویای_غیرممکن #پارت10 #قسمت2 ادامه : بدون تلف کردن ثانیه ای واسه فکر کردن، جوابشون رو دادم : اگه آهنگ رو همراه رقصش بهم بدین، مشکل رو تو یکی دو هفته حلش میکنم. جنی با خوشحال ...

#رویای_غیرممکن #پارت10 #قسمت2 ادامه : بدون تلف کردن ثانیه ای واسه فکر کردن، جوابشون رو دادم : اگه آهنگ رو همراه رقصش بهم بدین، مشکل رو تو یکی دو هفته حلش میکنم. جنی با خوشحال گفت : جدی جدی؟ به هر حال بیا هرچی نیاز داری تو این فلشه فقط ...

۸ ساعت پیش
18K
‌ ‌ ‌ اصلا به این فکر نکن که دیگران برای تو چه فکری می کنند حتی برایت مهم نباشد چطور و چگونه قضاوت می شوی ، کاری که دوست داری و می دانی درست ...

‌ ‌ ‌ اصلا به این فکر نکن که دیگران برای تو چه فکری می کنند حتی برایت مهم نباشد چطور و چگونه قضاوت می شوی ، کاری که دوست داری و می دانی درست است را بکن و مسیرِ خودت را برو ، بگذار دیگران هم یاد بگیرند به ...

۸ ساعت پیش
10K