نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

گفتم شاید براتون جالب باشه:/ اسمت؟ مهسآ تاریخ تولد؟ 2تیر79 قدت؟162 اخلاقت چطوره؟خوبه؛ بدنیس!!! بقدر کافی تودل برو هستم^^ الگوت؟الگوی خاصی نعرم ک:/ عشقت؟ بهترین دوسم؛ حسینم*.* خودتو دوست داری؟ نه بهت خیانت شده؟البته:/ خجالت ...

گفتم شاید براتون جالب باشه:/ اسمت؟ مهسآ تاریخ تولد؟ 2تیر79 قدت؟162 اخلاقت چطوره؟خوبه؛ بدنیس!!! بقدر کافی تودل برو هستم^^ الگوت؟الگوی خاصی نعرم ک:/ عشقت؟ بهترین دوسم؛ حسینم*.* خودتو دوست داری؟ نه بهت خیانت شده؟البته:/ خجالت آورترین کارت؟ اعتماد زود و وابسته شدن وبیش از حد خوبی کردن به آدمای نالایق ...

۷ روز پیش
50K
گفتم دم رفتنی حداقل ی چیزی از خودم ب جا بزارم 🙂 اسمت؟ساغر سنت؟۱۵ قدت؟۱۶۵ اخلاقت چطوره؟انقد گنده ک هیچکی حاظر نیس بمونه باهام (بد اخلاق نیسم،گند اخلاقم) الگوت؟پسرای بنگتن عشقت؟ عشق از نظر من ...

گفتم دم رفتنی حداقل ی چیزی از خودم ب جا بزارم 🙂 اسمت؟ساغر سنت؟۱۵ قدت؟۱۶۵ اخلاقت چطوره؟انقد گنده ک هیچکی حاظر نیس بمونه باهام (بد اخلاق نیسم،گند اخلاقم) الگوت؟پسرای بنگتن عشقت؟ عشق از نظر من میتونه همه چیز باشع،عشق من دوستامن خودتو دوست داری؟ نه بهت خیانت شده؟ آره خجالت ...

۱ هفته پیش
111K
رمان دخترای شیطون پارت_۶۵ من:تا جشات دراد خندیدیمو راه افتادیم سمت پاساژ من:ارمیا میشه یه سوال ازت بپرسم ارمیا:شما دو تا بپرس من:تا حالا عاشق شدی؟ ارمیا:چرا میپرسی من:همینجوری ارمیا:نه نشدم قلبم وایساد یعنی چه ...

رمان دخترای شیطون پارت_۶۵ من:تا جشات دراد خندیدیمو راه افتادیم سمت پاساژ من:ارمیا میشه یه سوال ازت بپرسم ارمیا:شما دو تا بپرس من:تا حالا عاشق شدی؟ ارمیا:چرا میپرسی من:همینجوری ارمیا:نه نشدم قلبم وایساد یعنی چه یعنی منو دوست نداره یعنی عشق من یه طرفست هه با خودم چه فکر میکردم ...

۱ هفته پیش
83K
رمان دخترای شیطون پارت_۵۸ اراد:راستش خانمم از روزی که تو فروشگاه دیدمت ازت خوشم اومد ولی حسمو سرکوب میکردم یا تو مهمونی که به هیچ پسری محل نمیدادی تا اینکه تو شمال خودم به خودم ...

رمان دخترای شیطون پارت_۵۸ اراد:راستش خانمم از روزی که تو فروشگاه دیدمت ازت خوشم اومد ولی حسمو سرکوب میکردم یا تو مهمونی که به هیچ پسری محل نمیدادی تا اینکه تو شمال خودم به خودم اعتراف کردم که دوست دارم بغلش کردم من:دوست دارم اراد قول بده هر چی که ...

۲ هفته پیش
89K
میدونی حرصمو درمیاری جدی میگم خیلی دوست دارم چاقورو بکشم رو گلوت خونت بپاشه رو زمین و ببینیش تو خیلی احمقی به یه دلیل مهم اونم اینکه اجازه میدی یه نفر هم با بودنش خرابت ...

میدونی حرصمو درمیاری جدی میگم خیلی دوست دارم چاقورو بکشم رو گلوت خونت بپاشه رو زمین و ببینیش تو خیلی احمقی به یه دلیل مهم اونم اینکه اجازه میدی یه نفر هم با بودنش خرابت کنه هم با نبودنش در صورتی که اون الان معلوم نیست کجا داره میخنده با ...

۲ هفته پیش
65K
🌹 🌹 من دوستت دارم دیونه #پارت۹۹ #اگه هم بخواد به آرشین پیشنهادازدواج بده من هیچ حرفی ندارم، چون میدونم خوشبختش میکنه. عرفانو خوب میشناسم اون روی خانوادش خیلی حساسه وهرکاری برای خانوادش انجام میده.. ...

🌹 🌹 من دوستت دارم دیونه #پارت۹۹ #اگه هم بخواد به آرشین پیشنهادازدواج بده من هیچ حرفی ندارم، چون میدونم خوشبختش میکنه. عرفانو خوب میشناسم اون روی خانوادش خیلی حساسه وهرکاری برای خانوادش انجام میده.. باتعریف کردن از عرفان منو عاشقتر میکرد..تودلم کلی به دختری که قراربود زن عرفان بشه ...

۳ هفته پیش
101K
میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم ؟ میخواستم بپرسم چقد باید بگذره تا من وقتی دارم خاطراتمو مرور میکنم و از کنار تو رد میشم تنم نلرزه و بغضم نگیره چقد ؟؟ تو میدونی ! میدونی ...

میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم ؟ میخواستم بپرسم چقد باید بگذره تا من وقتی دارم خاطراتمو مرور میکنم و از کنار تو رد میشم تنم نلرزه و بغضم نگیره چقد ؟؟ تو میدونی ! میدونی که دوست دارم انقد که حتی تموم شب و بی چراغ توی حسرت یافتنت تک ...

۱۷ آذر 1398
12K
#رویای_غیرممکن #پارت21 ( ادامه داستان از زبون تهیونگ) بعد از اینکه سارا یکم حالش خوب شد به اتاقش رفت و منم تا در اتاقشون همراهیش کردم و الان توی اتاق خودمونم و دارم به این ...

#رویای_غیرممکن #پارت21 ( ادامه داستان از زبون تهیونگ) بعد از اینکه سارا یکم حالش خوب شد به اتاقش رفت و منم تا در اتاقشون همراهیش کردم و الان توی اتاق خودمونم و دارم به این فکر میکنم که شاید واقعا احساس من نسبت به سارا عشقه... دلم میخواد که با ...

۱۵ آذر 1398
7K
سوال:اگه همه تون مثل jacket story عاشق یه نفر بشین چی کار میکنین؟ نامجون:خب...اگه این اتفاق بیوفته بین ما...خب ما بی تی اس هستیم و من تسلیم نمیشم(منظورش عشقه) این اتفاق نمیوفته ولی اگه پیش ...

سوال:اگه همه تون مثل jacket story عاشق یه نفر بشین چی کار میکنین؟ نامجون:خب...اگه این اتفاق بیوفته بین ما...خب ما بی تی اس هستیم و من تسلیم نمیشم(منظورش عشقه) این اتفاق نمیوفته ولی اگه پیش بیاد من بهترینمو انجام میدم که پشیمون نشم. شوگا:این داستان مربوط میشه به انتخاب بین ...

۳ مهر 1398
199
#بخونید :) من نمی دونم دوست داشتن چیه که هر بار یکی رو دوست داشتم دنیا گفت به درک! یه دیوار بلند کشید جلوم و گفت حق حرف زدن نداری، حق بغل کردن، حق بوسیدن! ...

#بخونید :) من نمی دونم دوست داشتن چیه که هر بار یکی رو دوست داشتم دنیا گفت به درک! یه دیوار بلند کشید جلوم و گفت حق حرف زدن نداری، حق بغل کردن، حق بوسیدن! یه خط قرمز کشید جلوی پام و گفت از این جلوتر نمی تونی بری! من ...

۳۰ شهریور 1398
2K
#همسر_اجباری #۳۶۹ من همه نیستم. -خب عزیزم هروقت رفتیم خونه واست میگیرم دلیل نمیشه با چماق دنبالم کنی.. -دوست داشتم دلم میخواد... -با این که دلم نمیاد بزنمت ولی خب من کال همیشه شبا تسویه ...

#همسر_اجباری #۳۶۹ من همه نیستم. -خب عزیزم هروقت رفتیم خونه واست میگیرم دلیل نمیشه با چماق دنبالم کنی.. -دوست داشتم دلم میخواد... -با این که دلم نمیاد بزنمت ولی خب من کال همیشه شبا تسویه حساب میکنم.. -ااااا ...آریا...خیلی پرویی... شیش ماه بعد... راوی... پستچی احضاری داد گاه رو در ...

۲۷ شهریور 1398
2K
#همسر_اجباری #۲۳۹ امروز همش حس کردم یکی داره تعقیبم میکنه. وارد آسانسور شدم سه تا مرد نمیدونم از کجا پیداشون شد که ریختن تو آسانسورو وقتی اومدم بیرون اونام باهام اومدن .ویه تفنگ گذاشتن پشت ...

#همسر_اجباری #۲۳۹ امروز همش حس کردم یکی داره تعقیبم میکنه. وارد آسانسور شدم سه تا مرد نمیدونم از کجا پیداشون شد که ریختن تو آسانسورو وقتی اومدم بیرون اونام باهام اومدن .ویه تفنگ گذاشتن پشت کمرمو گفتن درو باز کن باهام اومدن داخل ....یکیشو که سر دستشون بود اومدو موهامو ...

۲۳ شهریور 1398
3K
#همسر_اجباری #۲۲۹ همه خاطره هاش هر بار واسم تکرار میشه حتی مدل لبخنداش مدل اخماش. مدل تحدیداش. همونا. االن دارن نمک زخمم میشن اما مطمئن بودن آریا هیچ وقت تکراری نمیشه اصال انگار با خاطره ...

#همسر_اجباری #۲۲۹ همه خاطره هاش هر بار واسم تکرار میشه حتی مدل لبخنداش مدل اخماش. مدل تحدیداش. همونا. االن دارن نمک زخمم میشن اما مطمئن بودن آریا هیچ وقت تکراری نمیشه اصال انگار با خاطره های آریا زنده ام خاطره هایی که االن شدن سوهان روحم. خاطرات آدم مثل یه ...

۲۲ شهریور 1398
3K
#همسر_اجباری #۲۰۰ آریا انگار فهمید که چرا موضوع رو عوض کردم . همون مدلی سرشو انداخت پایین و فشار آرومی به دستم داد. وپاشد و سرجاش واستاد آنا آروم باش چند روزه دیگه بر میگردی ...

#همسر_اجباری #۲۰۰ آریا انگار فهمید که چرا موضوع رو عوض کردم . همون مدلی سرشو انداخت پایین و فشار آرومی به دستم داد. وپاشد و سرجاش واستاد آنا آروم باش چند روزه دیگه بر میگردی پیششون میدونم مامانو باباتو خیلی دوست داری اما اینم کارته. شین به جمعمون اضافه شد ...

۲۲ شهریور 1398
584
گاهی وقتا فنجون قهوه با وجود همه ی حبه قندهاش برات تلخ میشه گاهی وقتا دلت برای لحظه لحظه هایی که گذشت تنگ میشه گاهی وقتا نامهربونی و بی وفایی آدما دلت رو به درد ...

گاهی وقتا فنجون قهوه با وجود همه ی حبه قندهاش برات تلخ میشه گاهی وقتا دلت برای لحظه لحظه هایی که گذشت تنگ میشه گاهی وقتا نامهربونی و بی وفایی آدما دلت رو به درد میاره گاهی وقتا آدما کاری با دلت میکنن که میشکنی گاهی وقتا قلبت میشکنه و ...

۱۵ شهریور 1398
2K
#دخترای_لجباز 💗 پسرای_مغرور 💓 پارت دوازدهم . از زبون رومینا : دینا میره آب بخوره و مریمم ی دختره صداش میکنه . منم همینجوری قدم میزنم حیاطو . امروز شنبه اس و سه روز ع ...

#دخترای_لجباز 💗 پسرای_مغرور 💓 پارت دوازدهم . از زبون رومینا : دینا میره آب بخوره و مریمم ی دختره صداش میکنه . منم همینجوری قدم میزنم حیاطو . امروز شنبه اس و سه روز ع دزدیده شدن مریم میگذره . ی پسره میاد جلوم و میگه : خوشمل خانوم...شماره میدی ...

۱۲ شهریور 1398
4K
امشب دیدیش ؟ آره دلت تنگ شده بود ؟ آره ولی اون فقط از دور بود : همین برام کافیه چرا دوباره داری گریه میکنی ؟ دلتنگشم خسته نشدی از بس منتظر موندی ؟ نه ...

امشب دیدیش ؟ آره دلت تنگ شده بود ؟ آره ولی اون فقط از دور بود : همین برام کافیه چرا دوباره داری گریه میکنی ؟ دلتنگشم خسته نشدی از بس منتظر موندی ؟ نه ولی اون بهت فکر نمیکنه : برام مهم نیست تو حتی به عکسشم قانعی چرا ...

۲۱ مرداد 1398
3K
#پارت دویست و هفده.. #جانان.. مریم بانو: دیر کردی دختر نه که رنگ به صورت نداری گفتم نکنه چیزیت شده باشه خدایی نکرده.. من: نه مریم بانو خوبم...ببخشید دل نگرانتون کردم.. مریم بانو: این چه ...

#پارت دویست و هفده.. #جانان.. مریم بانو: دیر کردی دختر نه که رنگ به صورت نداری گفتم نکنه چیزیت شده باشه خدایی نکرده.. من: نه مریم بانو خوبم...ببخشید دل نگرانتون کردم.. مریم بانو: این چه حرفیه بیا دخترم یه چیزی بدم بخوری ... من: ممنون چیزی نمیخوام خسته ام میرم ...

۶ مرداد 1398
926