ویژه کنید
عکس و تصویر #ادامه #۱۴۸ بعد از رسیدن به خانه اولین چیزی که میبینم لبخند پر از آرامش ...

#ادامه #۱۴۸

بعد از رسیدن به خانه اولین چیزی که میبینم لبخند پر از آرامش بنفشه است . لبخندی میزنم که در آغوشم میکشد و میگوید:

_ دیدی گفتم چیزی نیست؟؟

_ آره خداروشکر...

امیر در حالی که سروم را به دست دارد وارد میشود و در را با پا میبندد . چرا همه حرکاتش برایم جذاب تر از گذشته است ..

بتفشه به امیر سلام میکند و میپرسد :

_ سروم دیگه برای چی؟؟

_سروم قندیه ... بدنش ضعف کرده ... از بس که بیخیال و کله شقه ...

و بعد چشم غره ای میرود .... لذت میبرم از اینکه هنوز برایش مهم هستم ...
به طرف اتاقم راه می افتم و بنفشه میگوید :

_ اگه خسته ای استراحت کن ...

امیرحسین میگوید :

_ اول براش سروم میزنم بعدم بهتره یه چیزی بخوره ... بعد میتونه بخوابه ..

روی پاشنه پا میچرخم و میگویم :

_آیدا و کیان قراره بیان .. بی خودی برنامه نچین دلم برای آیدا لک زده ..

امیرحسین اخم میکند :

_ هر چی که من گفتم . اول سرومت بعدم غذا بعد خواب ! واسه دیدن آیدا وقت زیاده ... اصلا الان زنگ میزنم آیدا اینارو برای فردا شب که امیررضا هم اومد دعوت میکنم رستوران ... هم بنفشه توی زحمت نیوفته هم تو استراحت کنی هم اون بیچاره ها این همه راهو بکوبن بیان ....

بنفشه زیر لب میگوید :

_ آره بنده خداها سفرشونم بهم ریخت ..همین دیشب رسیدن اونام یکم خستگی در کنن . بگو فردا بیان ...

شانه بالا می اندازم و میگویم :

_ نمیشه بیخیال اون سروم بشی ؟؟؟

امیر سعی در کنترل خنده اش دارد و لب میگزد ... دلم ضعف میرود برایش و نگاهم روی لب هایش مینشیند . سریع نگاه میدزدم که مبادا بفهمد دلم برای بوسه هایش تنگ شده ..
به طرف اتاقم قدم برمیدارم که امیر میگوید :

_ بنفشه جوشونده ای چیزی میتونی درست کنی براش؟؟ یه جوشونده با طبع گرم .زنجبیل یا چایی نبات؟؟

_ برای چی ؟؟

_ دل درد داره ...

قبل از اینکه بنفشه سوالی بپرسد میگویم :

_ پریودم شروع شده بنفشه ...

بنفشه سه بار پشت سر هم پلک میزند و با خجالت نگاهی به امیر میکند ...

_ باشه ... بزار ببینم چیزی داریم تو خونه !

لبختدی بهش میزنم و میرود ... میرود که چه عرض کنم انگار فرار میکند ...
خنده ام میگیرد ...
در اتاقم را باز میکنم و امیرحسین هم پشت سرم وارد میشود ...

_ آخرین باری که سروم زدم خیلی دردم گرفت ...

_ چون لوسی دیگه ... آخه سروم کجاش درد داره ؟ باز آمپول بگی یه حرفی ..

اول شالم و بعد شنل آبی رنگم را در می آورم و روی تخت مینشینم . امیرحسین چوب لباسی را کنار تختم میگذارد و سروم را به آن وصل میکند :

_ رها واقعا دلم میخواد بدونم چرا به سلامتیت اهمیت نمیدی ؟؟ این بنفشه بیچاره همش التماست میکنه اونوقت تو لب به غذا نمیزنی...

_ انگار دیگه از خودم خوشم نمیاد ...

روی تخت دراز میکشم و او همانطور که با سروم مشغول است ادامه میدهد :

_ ببین رها ... برام مهم نیس چرا ! و همینطور مهم نیس که از خودت خوشت نمیاد .. مهم اینه که کل زندگی من تو شدی... اینکه به سلامتیت اهمیت نمیدی انگار داری منو شکنجه میکنی ... میفهمی ؟؟؟ این حق منه که همیشه کنارم باشی ، سالمو سلامت بخندی ! بعد از این همه تنهایی و بدبختی و طرد شدن داشتن تو حقمه ! بزار از خودت بپرسم ، این چیزی زیادیه ؟؟

حرفی نمیزنم . کنارم روی تخت زانو میزند و میگوید :

_ رها دیگه نه جای زخم دارم نه تحمل درد ! دیگه نمیتونم سرد شدن یا رفتن کسی رو تحمل کنم . الان یه عاشق دیوونه شدم که مهمترین آدم زندگیش تویی ... حقم نیست این رفتارت !


حق من هم تجاوز نبود .. حق من هم خرد شدن نبود ... حق من هم دوری از عشقم نبود .. حق من هم هیچ کدام از اینها نبود ... بود ؟؟؟؟‌ شاید هم واقعا بود ... تاوان گناه های گذشته ... پوزخندی روی لبم جاخوش میکند ...
سوزش دستم حالا دیگر برایم دردی نداشت ... مقابل این همه درد چرا از درد آمپول و سروم میترسیدم . مگر داریم دردی بالاتر از اینکه باشد ولی برای تو نه ... باشی ولی برای او نه !

_ خوبی ؟؟

روی تخت مینشیند و دستم را میگیرد . مردمک بیقرار چشمانم روی صورت جذابش ثابت میشود ... اشکی از گوشه چشمم میچکد و تا بالش روی تخت راه خودش را پیدا میکند .. به معنای تایید محکم پلک میزنم ...

_ دل درد نداری ؟؟

سرم را به علامت منفی تکان میدهم ..

_ ببخشید عزیزدلم .. میدونم یکم تند رفتم . ولی خب بهم حق بده ... یکم به سلامتیت اهمیت بده ... برام سخته دیدن این وضعیتت ...


در دلم میگویم "دورت بگردم که هستی و این همه خوبی . بیشتر از همیشه عاشقتم " اما باز هم سکوت میکنم .

_ رهای من .. خیلی لاغر شدی ... زیر چشمات گود افتاده . باید بیشتر به خودت برسی...

با لبخند بیجانی زمزمه میکنم :

_ زشت شدم نه ؟؟؟

اخم درهم میکشد :

_ فرشته ی من هیچوقت زشت نمیشه ... فهمیدی ؟؟ همیشه خوشگلترینی ... همیشه مهربون ترین و دلبر ترینی ....







نظر فراموش نشود دوستان❤ 😍

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...