نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین #توجه: استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است حضرت آیت الله امام خامنه ای رهبر ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین #توجه: استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است حضرت آیت الله امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس، مسئولان و جمعی از قضات و کارکنان قوه قضاییه: ...

۳ ثانیه پیش
8
یادم هست پیش از ازدواجم،مدتی با همسرم هم کار بودم.فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعات من خوشش بیاید.ناگفته هم نماند؛خودم هم بدم نمی آمد که او اینقدر شیفته ی یک ...

یادم هست پیش از ازدواجم،مدتی با همسرم هم کار بودم.فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعات من خوشش بیاید.ناگفته هم نماند؛خودم هم بدم نمی آمد که او اینقدر شیفته ی یک آدم فراواقعی و به قول خودش عجیب غریب شده... ماباهم ازدواج کردیم.سال اول را پشت ...

۱ ساعت پیش
5K
سلام دوستان گلم لایک نمیخام .. واس همه ما بارها بارها پیش اومده از اطرافیانمون دچار بیماری بشن تو اینگونه مواقع بدون توجه به وخامت و شدت بیماری ارزو داریم بتونیم نقشی مثبت در بهبود ...

سلام دوستان گلم لایک نمیخام .. واس همه ما بارها بارها پیش اومده از اطرافیانمون دچار بیماری بشن تو اینگونه مواقع بدون توجه به وخامت و شدت بیماری ارزو داریم بتونیم نقشی مثبت در بهبود حال بیمار داشته باشیم .. این روزها درد دلمون و به زبان نمیاریم " تایپ ...

۱ ساعت پیش
7K
*نفس* .......... پریوش خانم متحیر نگام کرد وگفت : خدای من ...روزی که منتظرش بودم رسیده اگه بلایی سر بردیا بیاد چی - خدا نکنه بهتره هر چه زودتر عروسی کنن امیر دست بردار نیست ...

*نفس* .......... پریوش خانم متحیر نگام کرد وگفت : خدای من ...روزی که منتظرش بودم رسیده اگه بلایی سر بردیا بیاد چی - خدا نکنه بهتره هر چه زودتر عروسی کنن امیر دست بردار نیست پریوش بوسیدم ورفت طرف بهار امشب عروسی محمود بود شیرین از شادی رو پا بند ...

۲ ساعت پیش
13K
*نفس* ........ کنار درختی نشسته بودم وداشتم از هنزفری آهنگ گوش می دادم نگاهم برگردوندم‌ یکی داشت می رفت طرف ویلا این دیگه کی بود جای که من نشسته بودم همه چیز رو می دیدم ...

*نفس* ........ کنار درختی نشسته بودم وداشتم از هنزفری آهنگ گوش می دادم نگاهم برگردوندم‌ یکی داشت می رفت طرف ویلا این دیگه کی بود جای که من نشسته بودم همه چیز رو می دیدم ولی کسی منو نمی دید معلوم بود پس جونیه با نرگس خانم حرف زد وبرگشت ...

۲ ساعت پیش
11K
#پارت نود.... #جانان.... با تکون خوردن بدنم از خواب بیدار شدم چشم که باز کرد کارین رو دیدم کارین: پاشو دختر خوب ...بهتری عزیزم...بسه خواب نزدیک غروبه مگه نمیخوای بیدار شی لباس بپوشی... من: اه ...

#پارت نود.... #جانان.... با تکون خوردن بدنم از خواب بیدار شدم چشم که باز کرد کارین رو دیدم کارین: پاشو دختر خوب ...بهتری عزیزم...بسه خواب نزدیک غروبه مگه نمیخوای بیدار شی لباس بپوشی... من: اه کارین تو رو خدا بزار بخوابم خستمه..من نمیام... کارین: میدونم خوب نشدی هنوز ولی تو ...

۲ ساعت پیش
12K
🌹 چرا ما دعا میکنیم ؟ در حالی که خداوند از خواسته های ما آگاه است و اگر سکوت هم کنیم او همه را میداند. پاسخ آقای الهی قمشه ای : دعا تجمع نیروهای درونی ...

🌹 چرا ما دعا میکنیم ؟ در حالی که خداوند از خواسته های ما آگاه است و اگر سکوت هم کنیم او همه را میداند. پاسخ آقای الهی قمشه ای : دعا تجمع نیروهای درونی ما است، تا بتوانیم آرمانی را که در ذهن داریم مشخص و روشن دنبال کنیم ...

۲ ساعت پیش
8K
#زوال_عشق #پارت_بیست_و_یک #مهدیه_عسگری بیتوجه بهش وارد اتاقش شدم که گفت:کجا؟!... جوابشو ندادم و رفتم نشستم روی تختش... اونم اومد روبروم روی صندلی کامپیوترش نشست...چشامو اطراف چرخوندم و گفتم:وای چه اتاق باحالی داری...اتاقش کاملا پسرونه و ...

#زوال_عشق #پارت_بیست_و_یک #مهدیه_عسگری بیتوجه بهش وارد اتاقش شدم که گفت:کجا؟!... جوابشو ندادم و رفتم نشستم روی تختش... اونم اومد روبروم روی صندلی کامپیوترش نشست...چشامو اطراف چرخوندم و گفتم:وای چه اتاق باحالی داری...اتاقش کاملا پسرونه و خشن بود...تم قرمز_مشکی داشت و پوسترای کشتی کج کارارو گذاشته بود و یه کیسه بوکسم ...

۲ ساعت پیش
9K
ادامه پست قبلی: خلاصه علی ناراحت داشت خفه میشدکه گفتن علی عیب نداره گوسفند دیگه ناراحت نباش تو مبارزه پیش میاد...که علی گفت بخاطرگوسفندناراحت نیست!!!!!!! پس چی شده؟گفت ازاین ناراحتم شادیگوسفندمنو ازکوهپایه پرت کرده پایین ...

ادامه پست قبلی: خلاصه علی ناراحت داشت خفه میشدکه گفتن علی عیب نداره گوسفند دیگه ناراحت نباش تو مبارزه پیش میاد...که علی گفت بخاطرگوسفندناراحت نیست!!!!!!! پس چی شده؟گفت ازاین ناراحتم شادیگوسفندمنو ازکوهپایه پرت کرده پایین وقتی داشت گریه میکرد چرابازوی منو نگرفت بازوی خواهرشو گرفت!!!!/!!!/؟؟؟ همه خشکشون زده بود ازدلیل ...

۲ ساعت پیش
8K
.هشتاد و هشت قدم پایین تر از کافه به خیابانی فرعی ختم میشد به کوچه ای بن بست که انتهایش یک درب قدیمی و بزرگ و رنگ پریده قرار داشت. آسمان که تاریک روشن میشد ...

.هشتاد و هشت قدم پایین تر از کافه به خیابانی فرعی ختم میشد به کوچه ای بن بست که انتهایش یک درب قدیمی و بزرگ و رنگ پریده قرار داشت. آسمان که تاریک روشن میشد از کافه میزدیم بیرون و میرفتیم به انتهای آن کوچه ی بن بست و زیرِ ...

۲ ساعت پیش
15K
این طوری بودکه ما توکوه بودیم چندتاقاری قران هم بودن ما همگی گرداگردهم نشسته بودیم مامانمم بودازهمه چی که قراره چی بشه خبرداشتیم که یهویکی ازاین اقایون قاری که خودشوبه اون راه زده بودانگار هیچی ...

این طوری بودکه ما توکوه بودیم چندتاقاری قران هم بودن ما همگی گرداگردهم نشسته بودیم مامانمم بودازهمه چی که قراره چی بشه خبرداشتیم که یهویکی ازاین اقایون قاری که خودشوبه اون راه زده بودانگار هیچی نمیدونه ودرحالی که ازقبل میدونست،یه قاف دادهیچ کس متوجه نشد بجزمن و مامانم!مادیگه زدیم زیر ...

۳ ساعت پیش
9K
#پارت هشتاد و نه..... #کارن... حرکت کردم طرف خونه ولی هر چند دقیقه بر میگشتم ببینم حالش چطوره هنوز خواب بود بخاطر داروهاش ... رسیدم خونه ماشین رو بردم تو پارکینگ و پیاده شدم و ...

#پارت هشتاد و نه..... #کارن... حرکت کردم طرف خونه ولی هر چند دقیقه بر میگشتم ببینم حالش چطوره هنوز خواب بود بخاطر داروهاش ... رسیدم خونه ماشین رو بردم تو پارکینگ و پیاده شدم و اومدم طرف جانان و در رو باز کردم دوباره بغلش گرفتم و به سمت خونه ...

۳ ساعت پیش
18K
#پارت۹۱ امروز تصمیم گرفتم برم خونه خودم یه سری بزنم، هم یه سری کتاب رو بیارم توی وقتای بیکاری بخونم... در سالن رو باز کردم و وارد شدم. دلم لک زده یه بار دیگه فقط ...

#پارت۹۱ امروز تصمیم گرفتم برم خونه خودم یه سری بزنم، هم یه سری کتاب رو بیارم توی وقتای بیکاری بخونم... در سالن رو باز کردم و وارد شدم. دلم لک زده یه بار دیگه فقط یه بار دیگه کنار خانوادم توی این خونه با صدای بلند بخندم، بخندم و فراموش ...

۳ ساعت پیش
9K
#پارت۹۰ رادمهر:آنوشا چیزی داره ازارت میده؟! چرا لپ تاپ رو شکوندی؟! با یاد آوری فیلم گوشه مانتوم رو توی دستم گرفتم و مچاله کردم. ـ عصبی شده بودم شکوندمش، همین! رادمهر با تعجب گفت: چرا ...

#پارت۹۰ رادمهر:آنوشا چیزی داره ازارت میده؟! چرا لپ تاپ رو شکوندی؟! با یاد آوری فیلم گوشه مانتوم رو توی دستم گرفتم و مچاله کردم. ـ عصبی شده بودم شکوندمش، همین! رادمهر با تعجب گفت: چرا عصبی شدی؟! ـ بیخیال مهم نیست... ********** بعد از تعویض لباسام رفتم پایین... رادمهر با ...

۳ ساعت پیش
10K
#پارت_84 . #بهت_میرسم برگشتم سمتش ک با دیدنش اخمام اتوماتیک وار توهم گره خوردن و دستام مشت شد... . با اعصبانیت بعش خیره شدم....دلم میخاست تمام دق و دلیم رو سر اون خالی کنم و ...

#پارت_84 . #بهت_میرسم برگشتم سمتش ک با دیدنش اخمام اتوماتیک وار توهم گره خوردن و دستام مشت شد... . با اعصبانیت بعش خیره شدم....دلم میخاست تمام دق و دلیم رو سر اون خالی کنم و جوری بزنمش ک خون از دهن و دماغش بزنه بیرون... . ازش فاصله گرفتم و ...

۴ ساعت پیش
16K
پارت ۱۸ فرمـــ👑 ــانروای مغرور 🔱 گلدون رو میز کنار تختم رو برداشت و پرت کرد سمتم و داد کشید : پاک کن این لعنتیااااااااا رو ، پاک کن تا نزدم ناکارت کنم سرم رو ...

پارت ۱۸ فرمـــ👑 ــانروای مغرور 🔱 گلدون رو میز کنار تختم رو برداشت و پرت کرد سمتم و داد کشید : پاک کن این لعنتیااااااااا رو ، پاک کن تا نزدم ناکارت کنم سرم رو کج کــــردم ،گلدون خورد به صفــــحه تلویزیون و هردو خورد شدن ، اگر جاخالـــــی نداده ...

۵ ساعت پیش
20K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت17* هوداد رو دیدم داخل چهارچوب در ایستاده بود و نگاهم کرد ،بعد سه روز اومد داخل اتاقم اونم این جوری ، حتما باز به باد کتک میخواد بگیرتم ، آب ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت17* هوداد رو دیدم داخل چهارچوب در ایستاده بود و نگاهم کرد ،بعد سه روز اومد داخل اتاقم اونم این جوری ، حتما باز به باد کتک میخواد بگیرتم ، آب دهنم رو با صدا قورت دادم ،با چشم های ترسیده نگاهش کـــــردم ، با قدم ...

۵ ساعت پیش
27K
. اگه نبودی .... دنیام سیاه و سفید بود نمیدونم شایدم فقط سیاه بود نه آبی آسمون معنی داشت نه سرسبزی سپیدار و.... نه سپیدی برف حتی پااااییز هم دیگه هزار رنگ نبود اگه نبودی ...

. اگه نبودی .... دنیام سیاه و سفید بود نمیدونم شایدم فقط سیاه بود نه آبی آسمون معنی داشت نه سرسبزی سپیدار و.... نه سپیدی برف حتی پااااییز هم دیگه هزار رنگ نبود اگه نبودی بوی عطر کوچه پس کوچه های بچگی رو لا به لای روز مرگی ها گم ...

۵ ساعت پیش
8K