نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

_چقدر کم حرف شدی +حوصله ندارم _شایدم حرفاتو جای دیگه زدی،واسه یکی دیگه +بعد از این همه مدت همدیگه روندیدیم که این حرفارو بزنیم _واسه تو بعد ازاین همه مدته،منِ احمق هر روز وایمیسم کنج ...

_چقدر کم حرف شدی +حوصله ندارم _شایدم حرفاتو جای دیگه زدی،واسه یکی دیگه +بعد از این همه مدت همدیگه روندیدیم که این حرفارو بزنیم _واسه تو بعد ازاین همه مدته،منِ احمق هر روز وایمیسم کنج دیوارو رفت وآمدتو نگاه میکنم +اصلا عوض نشدی..هنوز همون پسر بی منطقِ ترمِ یکی! _آره ...

۲ هفته پیش
158K
وقتی دلم هوایش را طلب می کند نمی توانم درباره اش ننویسم قبلا هم این را گفته ام که در ذهنم #شبیه یک مجسمه ی بی نقص است که دوست دارم مدت ها نگاه اش ...

وقتی دلم هوایش را طلب می کند نمی توانم درباره اش ننویسم قبلا هم این را گفته ام که در ذهنم #شبیه یک مجسمه ی بی نقص است که دوست دارم مدت ها نگاه اش کنم اما هیچوقت جسارت نزدیک تر شدن بهش را ندارم . دیگه جدیدا حتی فکر ...

۳ هفته پیش
233K
☔ ⛄ ☔ ⛄ بعد ازسال ها همدیگر را دیده بودیم ، رفیق خوبی بود آن سال ها اما خب میدانی که تقدیر سرگرمی اش همین است ، اینکه خوب ها را از تو بگیرد... ...

☔ ⛄ ☔ ⛄ بعد ازسال ها همدیگر را دیده بودیم ، رفیق خوبی بود آن سال ها اما خب میدانی که تقدیر سرگرمی اش همین است ، اینکه خوب ها را از تو بگیرد... بعد از روبوسی بلافاصله بدون اینکه مجال بدهد پرسید خب چه خبر ؟ آن لحظه ...

۴ هفته پیش
238K
ایده هدیه لاکچری #سفارش_طراحی_چهره با قیمت مناسب و کیفیت عالی در کمترین زمان با انواع #تکنیک_های_نقاشی اعم از #سیاه_قلم، #پاستل، #مدادرنگی و غیره برای مناسبت های مختلف مثل #تولد #ولنتاین #نوروز #یلدا #کادوی_سالگرد #ازدواج #نامزدی ...

ایده هدیه لاکچری #سفارش_طراحی_چهره با قیمت مناسب و کیفیت عالی در کمترین زمان با انواع #تکنیک_های_نقاشی اعم از #سیاه_قلم، #پاستل، #مدادرنگی و غیره برای مناسبت های مختلف مثل #تولد #ولنتاین #نوروز #یلدا #کادوی_سالگرد #ازدواج #نامزدی #روز_مادر #روز_پدر و غیره تماس فوری برای طراحی 09108546614 خوب یا بد ، به لطف ...

۲ آذر 1398
35K
خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم گاه و ...

خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که ...

۲۲ آبان 1398
32K
#بخونید :) _چقدر کم حرف شدی +حوصله ندارم _شایدم حرفات رو جای دیگه زدی، واسه کسی دیگه +بعد از این همه مدت همدیگه رو ندیدیم که این حرفارو بزنیم _واسه تو بعد از این همه ...

#بخونید :) _چقدر کم حرف شدی +حوصله ندارم _شایدم حرفات رو جای دیگه زدی، واسه کسی دیگه +بعد از این همه مدت همدیگه رو ندیدیم که این حرفارو بزنیم _واسه تو بعد از این همه مدته، من احمق هر روز میایستم کنج دیوارو رفت و آمدت رو نگاه میکنم +اصلا ...

۲۰ شهریور 1398
9K
• نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار ...

• نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار می‌شد صدای عقربه های ساعتی که گذر بی شوق زندگی را نشانم می‌داد بشقاب غذایی ...

۱۵ شهریور 1398
14K
#بخونید :) از سینما زدیم بیرون دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت. بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم. پایان بازی هایمان هم همیشه باز ...

#بخونید :) از سینما زدیم بیرون دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت. بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم. پایان بازی هایمان هم همیشه باز بود. سرخوشانه چرخ میخوردیم که ساعت از سه بامداد گذشت و چیزی به اذان نمانده ...

۱۴ شهریور 1398
4K
#بخونید :) نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام ...

#بخونید :) نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار می‌شد صدای عقربه های ساعتی که گذر بی شوق زندگی را نشانم می‌داد بشقاب ...

۹ شهریور 1398
11K
#پارت دویست و هجده... #کارن... شماره ی خودم رو هم دادم پیگیری کنن ولی فعلاخاموشه .. نمیدونم الان کجاست ولی امید وارم حالش خوب باشه... با صدای گوشیم نگاهی بهش کردم کامین بود ... اونا ...

#پارت دویست و هجده... #کارن... شماره ی خودم رو هم دادم پیگیری کنن ولی فعلاخاموشه .. نمیدونم الان کجاست ولی امید وارم حالش خوب باشه... با صدای گوشیم نگاهی بهش کردم کامین بود ... اونا هم فهمیدن جانان فرار کرده ... هر روز زنگ میزنه و شبا هم سر میزنه... ...

۶ مرداد 1398
656
._چقدر کم حرف شدی . +حوصله ندارم . _شایدم حرفاتو جای دیگه زدی،واسه یکی دیگه . +بعد از این همه مدت همدیگه روندیدیم که این حرفارو بزنیم . _واسه تو بعد ازاین همه مدته،منِ احمق ...
عکس بلند

._چقدر کم حرف شدی . +حوصله ندارم . _شایدم حرفاتو جای دیگه زدی،واسه یکی دیگه . +بعد از این همه مدت همدیگه روندیدیم که این حرفارو بزنیم . _واسه تو بعد ازاین همه مدته،منِ احمق هر روز وایمیسم کنج دیوارو رفت وآمدتو نگاه میکنم . +اصلا عوض نشدی..هنوز همون پسر ...

۲۳ تیر 1398
3K
درست مثل رویاهایمان خانمِ خانه ات شده ام و تو مردِ زندگی ام شدی !من با تمامِ ذوقم برایِ آمدنت ، خانه را مرتب میکنم و شامِ مورد علاقه ات را با عشق و ظرافت ...

درست مثل رویاهایمان خانمِ خانه ات شده ام و تو مردِ زندگی ام شدی !من با تمامِ ذوقم برایِ آمدنت ، خانه را مرتب میکنم و شامِ مورد علاقه ات را با عشق و ظرافت ، آماده میکنم غروب که شد موهایم را برایِ نوازشِ دستانِ مردانه ات شانه میکنم ...

۹ خرداد 1398
4K
#نالوطی #۲۳ #یلدابانو ساعت حول و هوش چهار بعد از ظهر بود که رسیدیم .. پیاده شدیم و وارد مغازه گیف فروشی شدیم.. پرهام ـ سلام داداش سیروس چطوری؟ آقا سیروس ـ سلااااام به به ...

#نالوطی #۲۳ #یلدابانو ساعت حول و هوش چهار بعد از ظهر بود که رسیدیم .. پیاده شدیم و وارد مغازه گیف فروشی شدیم.. پرهام ـ سلام داداش سیروس چطوری؟ آقا سیروس ـ سلااااام به به ببین کی اینجاست خوش اومدی ، نکنه ازدواجی چیزی در کاره..؟ پرهام ــ چرا اتفاقعا ...

۱۵ فروردین 1398
131K
#رمان—نالوطی پارت بیست و یک به قلم : یلدا بانو چشام رو باز کردم ... یاخدااا دارم خفه میشمممم... دو تا دستش که دورم حلقه شده بود و پاهاشم انداخته بود روم.. هرچه سعی کردم ...

#رمان—نالوطی پارت بیست و یک به قلم : یلدا بانو چشام رو باز کردم ... یاخدااا دارم خفه میشمممم... دو تا دستش که دورم حلقه شده بود و پاهاشم انداخته بود روم.. هرچه سعی کردم نیم سانت تکون بخورم نشد... امان از یک زره تکون از جانب پرهام... اووووف دیگه ...

۱۲ فروردین 1398
41K
#نالوطی نشستم رویه صندلی... باورم نمیشد... دوست ده ساله من که جونمونم برایه هم میدادیم و کلی برنامه ریخته بودیم برا یه عروسیمون .. اونوقت تویه عروسیه عشقم ببینم گیسو بهترین دوستم عروسه. گیسو بلند ...

#نالوطی نشستم رویه صندلی... باورم نمیشد... دوست ده ساله من که جونمونم برایه هم میدادیم و کلی برنامه ریخته بودیم برا یه عروسیمون .. اونوقت تویه عروسیه عشقم ببینم گیسو بهترین دوستم عروسه. گیسو بلند گو رو برداشت.. گیسو ـ سلام من گیسو هستم.. میخوام اعترافاتی بکنم... تویه روز ۱۱/۳/۱۳۸۷دقیقا ...

۸ فروردین 1398
56K
★ اتاقش را به قطعه ای از گلزار شهدا تبدیل کرده بود، هر طرف را که نگاه می کردی یا عکس امام و حضرت آقا را می دیدی یا عکس شهدا. یک عکس در اتاقش ...

★ اتاقش را به قطعه ای از گلزار شهدا تبدیل کرده بود، هر طرف را که نگاه می کردی یا عکس امام و حضرت آقا را می دیدی یا عکس شهدا. یک عکس در اتاقش بود که زیرش این جمله حک شده بود : « رهسپاریم با ولایت تا شهادت ...

۸ فروردین 1398
34K
∞نالـوطـے∞ مثل دیوونه ها خندیـدیم .. 👨 سهیل ـ آییی عزیـز دل ، بدو بریم که دل ما رو بردی .. + کوجااااا ؟ سهیل ـ بریم از این لحضه به بعد سوپرایز هایه زیادی ...

∞نالـوطـے∞ مثل دیوونه ها خندیـدیم .. 👨 سهیل ـ آییی عزیـز دل ، بدو بریم که دل ما رو بردی .. + کوجااااا ؟ سهیل ـ بریم از این لحضه به بعد سوپرایز هایه زیادی دارم واست . + اییی جانمممم بریم بینم .. ـ خیلی ترسیدم نه بگیاااا واسه ...

۷ فروردین 1398
38K
سلام بچه ها✋ سال نو مبارک🙌 🙌 😅 من #آقاحمید_سیاه_کالی_مرادی هستم😊 مهمان دلهای پاکتان هستم به دعوت باغبان 🎊 🎊 متولداردیبهشت سال1368هستم☺ ️درقزوین❤ ️مهندسی نرم افزارداشتم وکارشناس حسابداری مالی هستم😇 من درسپاه پاسداران استان قزوین ...

سلام بچه ها✋ سال نو مبارک🙌 🙌 😅 من #آقاحمید_سیاه_کالی_مرادی هستم😊 مهمان دلهای پاکتان هستم به دعوت باغبان 🎊 🎊 متولداردیبهشت سال1368هستم☺ ️درقزوین❤ ️مهندسی نرم افزارداشتم وکارشناس حسابداری مالی هستم😇 من درسپاه پاسداران استان قزوین فرمانده ی مخابرات گردان سیدالشهدا(علیه السلام)بودم😍 🎊 🎊 من خیلی به نمازشب ، انفاق پنهانی ...

۵ فروردین 1398
42K