نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت۹۱ پوفی کشیدم و با بستن کتابم به اتاقم رفتم، با پوشیدن لباسم(توجه کنید این قسمت رمان مال دوران قبل انقلابه)از اتاق خارج شدم. برخلاف پدربزرگم که سعی داشت منو بدون حجاب و روسری در ...

#پارت۹۱ پوفی کشیدم و با بستن کتابم به اتاقم رفتم، با پوشیدن لباسم(توجه کنید این قسمت رمان مال دوران قبل انقلابه)از اتاق خارج شدم. برخلاف پدربزرگم که سعی داشت منو بدون حجاب و روسری در اجتماع نشون بده من حرف خودم رو به کرسی نشوندم و حجابم رو رعایت کردم. ...

۳۱ دقیقه پیش
5K
#پارت۸۹ فورا به انباری رفتم تا برای کندن زمین چیزی پیدا کنم. حسم وادارم می‌کرد که این کار رو کنم، مخصوصا اینکه کابوس قبلیم واقعیت داشت؛ برای همین حس می‌کنم اینم مثل کابوس قبلی واقعیت ...

#پارت۸۹ فورا به انباری رفتم تا برای کندن زمین چیزی پیدا کنم. حسم وادارم می‌کرد که این کار رو کنم، مخصوصا اینکه کابوس قبلیم واقعیت داشت؛ برای همین حس می‌کنم اینم مثل کابوس قبلی واقعیت داره. یه کلنگ ورداشتم و برگشتم همونجا، کسی از خدمتکارا اینور نمیومد و نگهبانا هم ...

۳۶ دقیقه پیش
6K
از زمانی که به یاد دارم انتخاب درست را بلد نبودم یعنی اینطور بگویم هر وقت برای خرید به بازار می رفتم شاهکار به خرج می دادم ! مثلا برای خرید پیراهن که می رفتم؛ ...

از زمانی که به یاد دارم انتخاب درست را بلد نبودم یعنی اینطور بگویم هر وقت برای خرید به بازار می رفتم شاهکار به خرج می دادم ! مثلا برای خرید پیراهن که می رفتم؛ چشمم به پیراهن بر تن مانکن می خورد هم رنگش را می پسندیدم هم طرحش ...

۲ ساعت پیش
19K
دو تا چهار راه جلوتر یکدفعه متوجه شــدم جلوی ماشــینها را میگیرند مســافران را تک تک بررسی میکنند. چندین ماشــین ساواک و حدود 10 مأمور در اطراف خیابان ایســتاده بودند. چهره مأموری که داخل ماشینها ...

دو تا چهار راه جلوتر یکدفعه متوجه شــدم جلوی ماشــینها را میگیرند مســافران را تک تک بررسی میکنند. چندین ماشــین ساواک و حدود 10 مأمور در اطراف خیابان ایســتاده بودند. چهره مأموری که داخل ماشینها را نگاه میکرد آشنا بود. او در میدان همراه مردم بود! به ابراهیم اشاره کردم. ...

۲ ساعت پیش
13K
#اشک حسرت #پارت ۸۴ حمید : دل کندن از مادرم کار سختی بود حتا وقت شام دلمون نمیومد از هم دل بکنیم هدیه اومدکنارم نشست وگفت : داداشی نمی خوای شام بخوری ؟ برگشتم طرفش ...

#اشک حسرت #پارت ۸۴ حمید : دل کندن از مادرم کار سختی بود حتا وقت شام دلمون نمیومد از هم دل بکنیم هدیه اومدکنارم نشست وگفت : داداشی نمی خوای شام بخوری ؟ برگشتم طرفش وبغلش کردم - میایم عزیزم سعید رو به روم نشسته بود با لبخند نگاهمون می ...

۲ ساعت پیش
18K
خودت را فریــــاد نـــــــــزن من ، اعمالی هستم که انجام داده ام. من خود اعمالم هستم، نه اینکه صرفا عامل اعمالم باشم ، بلکه اثرات کارهای من در درون من رخنه کرده است . بطوری ...

خودت را فریــــاد نـــــــــزن من ، اعمالی هستم که انجام داده ام. من خود اعمالم هستم، نه اینکه صرفا عامل اعمالم باشم ، بلکه اثرات کارهای من در درون من رخنه کرده است . بطوری که حتی از روی کلام و نحوه گفتارم ، برخوردم با دیگران و نحوه تعاملم ...

۳ ساعت پیش
24K
#پارت_74 . سمت اتاقش راه افتاد ک باز به سرش نزد هوس بوسه ای...تا از کف ندهد اراده اش را...تا هم خاب نشود با دختری که بیهوش بود و بی خبر... . دست برد دکمه ...

#پارت_74 . سمت اتاقش راه افتاد ک باز به سرش نزد هوس بوسه ای...تا از کف ندهد اراده اش را...تا هم خاب نشود با دختری که بیهوش بود و بی خبر... . دست برد دکمه های لباسش را یکی پس از دیگری باز کرد و از تنش خارج کرد...با همان ...

۴ ساعت پیش
34K
#پارت_73 . تـــــــپـــــــش......کجـــــایـــــی لعنــــتـــــی؟.... . بغض به گلویش بدجوری فشار می اورد...بزرگ و بزرگ تر میشد و او با قورت دادن اب دهانش سعی در پس زدنش داشت... .اما نشد....به یک باره شکست...و او صورتش ...

#پارت_73 . تـــــــپـــــــش......کجـــــایـــــی لعنــــتـــــی؟.... . بغض به گلویش بدجوری فشار می اورد...بزرگ و بزرگ تر میشد و او با قورت دادن اب دهانش سعی در پس زدنش داشت... .اما نشد....به یک باره شکست...و او صورتش را میان دستانش پنهان کرد تا حتی خورشید هم نبیند غرور له شده اش و ...

۴ ساعت پیش
32K
♡پارت سی و سه♡ لب زد: میخوای بریم خونه و فردا بریم پیشه آقاجون؟ سرمو به معنی آره تکون دادم. حتی اگه بگه رئیسمه.. دله بی کسم به بودنش عجیب خوش بود. راوی: (جلوی آیینه ...

♡پارت سی و سه♡ لب زد: میخوای بریم خونه و فردا بریم پیشه آقاجون؟ سرمو به معنی آره تکون دادم. حتی اگه بگه رئیسمه.. دله بی کسم به بودنش عجیب خوش بود. راوی: (جلوی آیینه به دو گوی مشکی که از عصبانیت و فشار به قرمزی میزد نگاه کرد. دنیای ...

۴ ساعت پیش
30K
۱۳ آبان؛ بی تردید همه نامش را شنیده اید. هنگام به گوش رسیدنش چه چیز ها که در دیدۀ ذهن نقش نمی بندد: راهپیمایی، دانش آموزش و... اما آیا تنها به اینها ختم می گردد؟ ...

۱۳ آبان؛ بی تردید همه نامش را شنیده اید. هنگام به گوش رسیدنش چه چیز ها که در دیدۀ ذهن نقش نمی بندد: راهپیمایی، دانش آموزش و... اما آیا تنها به اینها ختم می گردد؟ مسلماً نه! این روز، یا نیکو تر است بگوییم "این حماسه" یک رویدادِ عادی و ...

۵ ساعت پیش
21K
جهان نبود و تو بودی نشانه خلقت همای اوج سعادت به شانه خلقت جهان نبود و خدا با تو گفتگو می کرد به حسن خاتمت از آستانه خلقت فرشته ها صلوات و درود می گفتند ...

جهان نبود و تو بودی نشانه خلقت همای اوج سعادت به شانه خلقت جهان نبود و خدا با تو گفتگو می کرد به حسن خاتمت از آستانه خلقت فرشته ها صلوات و درود می گفتند به خاندان تو در کارخانه خلقت جهان و هرچه درآن پیش تار مویت هیچ! چگونه ...

۹ ساعت پیش
41K
از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ، اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دل های دیگر نیست که دلی ...

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ، اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دل های دیگر نیست که دلی را بشکند! تو که باشی چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ، تو که ...

۱۰ ساعت پیش
40K
تقدیم به همه بانوان عزیز💕 🌺 بانو، تو خودت مرد باش مردی از جنس مادر مادری که همان مرد را در آغوشش پروراند بانو یک دل سیر بخند بخند به دردهای روزگار به ریش ناکسانی ...

تقدیم به همه بانوان عزیز💕 🌺 بانو، تو خودت مرد باش مردی از جنس مادر مادری که همان مرد را در آغوشش پروراند بانو یک دل سیر بخند بخند به دردهای روزگار به ریش ناکسانی که تو را ناقص العقل خواندند و خود زاده تو اَند و تو مانند کوه ...

۱۰ ساعت پیش
13K
تاریخ کوتاه ایران و جهان-641 ________________________________________________ در سال 500 ز. {زادروزی} (میلادی) ، «ایرانی ها» و «ایرانی تبارهائی» که در پدفراز (جنوب) آداکمان (شبه جزیرهء) «هند» میزیستند ، سامانهء شماره نویسی خود ، که بر ...

تاریخ کوتاه ایران و جهان-641 ________________________________________________ در سال 500 ز. {زادروزی} (میلادی) ، «ایرانی ها» و «ایرانی تبارهائی» که در پدفراز (جنوب) آداکمان (شبه جزیرهء) «هند» میزیستند ، سامانهء شماره نویسی خود ، که بر «پایهء ده» (1)(2) بود را پدید آوردند ؛ ولی باید دانست که این سامانهء شمارش ...

۱۶ ساعت پیش
38K
اشک حسرت #پارت ۷۷ سعید : دو دل شماره ای آسمان رو گرفتم ومنتظر موندم تماسم رو ردکرد ومسیج فرستاد آسمان: دیگه هیچ وقت سراغ من نیا سعید خسته ام از دست کارات به چه ...

اشک حسرت #پارت ۷۷ سعید : دو دل شماره ای آسمان رو گرفتم ومنتظر موندم تماسم رو ردکرد ومسیج فرستاد آسمان: دیگه هیچ وقت سراغ من نیا سعید خسته ام از دست کارات به چه زبونی بگم - آسمان میشه ببینمت آسمان : نه امشبم نیا خواستگاری تا وقتی مادرت ...

۱ روز پیش
65K
نام فیک:برایه من وتو این اخرش نیست کاپل ها:چانبک،هونهان،کایسو،شیوچن، سولی،تاعوریس. ژانر:رمنس،اسمات،خون اشامی،ماورایی،دارای صحنه های خشن *************£*******£*******£****£**£*******£*****£******£******£***** #پارت اول #برایه من وتو این اخرش نیست -هی...لو...کجاموندی؟ لوهان درحالی که نفس نفس میزد خودشو به بکهیون رسوند ...

نام فیک:برایه من وتو این اخرش نیست کاپل ها:چانبک،هونهان،کایسو،شیوچن، سولی،تاعوریس. ژانر:رمنس،اسمات،خون اشامی،ماورایی،دارای صحنه های خشن *************£*******£*******£****£**£*******£*****£******£******£***** #پارت اول #برایه من وتو این اخرش نیست -هی...لو...کجاموندی؟ لوهان درحالی که نفس نفس میزد خودشو به بکهیون رسوند روزانوهاش خم شد -چقدر تند میری...صبرکن...منم بیام. -تو تنبلی من چیکار کنم دوساعته منتظرتم. اینو ...

۱ روز پیش
52K
پارت ۷_فصل ۱ جولی حالا در سکوت به حرفام گوش میداد ادامه دادم: بعد از اون کشتار همه زرد پوستا رو قاتل روانی دیوانه دونستن سر همین شایعات کلانتر بعد از واتسون...و قبل از تو ...

پارت ۷_فصل ۱ جولی حالا در سکوت به حرفام گوش میداد ادامه دادم: بعد از اون کشتار همه زرد پوستا رو قاتل روانی دیوانه دونستن سر همین شایعات کلانتر بعد از واتسون...و قبل از تو دست به اذیت و به بردگی گرفتن بچه ها زدن هر دو سرنوشت بدی داشتن ...

۱ روز پیش
68K
اصلا پاییز است و حال و هوای عاشقی آدم دوست داره هر روز یک شعر بگه ...😍 😍 😍 #تمنای_عاشق گفتم که ای جان عشق را از تو تمنا میکنم گفتا که من مهر ترا ...

اصلا پاییز است و حال و هوای عاشقی آدم دوست داره هر روز یک شعر بگه ...😍 😍 😍 #تمنای_عاشق گفتم که ای جان عشق را از تو تمنا میکنم گفتا که من مهر ترا هر لحظه حاشا میکنم گفتم که اخر روی تو ما را چنین عاشق نمود گفتا ...

۱ روز پیش
32K