نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

سلام... من اومدم دوباره...هرکی دلش برام تنگیده اعلام کنه ی چیزی میخوام بدم بهش هرکی هم تنگ نشده ک هوچی... دوباره با کوله باری از چرت و پرت و خنده برگشتم... کجایین پاشین بیاین ک ...

سلام... من اومدم دوباره...هرکی دلش برام تنگیده اعلام کنه ی چیزی میخوام بدم بهش هرکی هم تنگ نشده ک هوچی... دوباره با کوله باری از چرت و پرت و خنده برگشتم... کجایین پاشین بیاین ک دلم برا تک تکتون تنگیده...

۲ دقیقه پیش
142
دلم برایِ #دخترکِ_درونم تنگ شده ... دخترکی که بایک لواشک و عروسک ، ذوق می کرد ... یا دغدغه ی روزانه اش ، رنگِ لاکِ ناخون هایش بود ... همان دخترکی که خنده هایش ؛ ...

دلم برایِ #دخترکِ_درونم تنگ شده ... دخترکی که بایک لواشک و عروسک ، ذوق می کرد ... یا دغدغه ی روزانه اش ، رنگِ لاکِ ناخون هایش بود ... همان دخترکی که خنده هایش ؛ کودکانه و نگاهش ؛ دلنشین بود ... دخترکی که معصومیتش را ، از راه رفتنش ...

۳ ساعت پیش
5K
هی رفیق میدانی چقدر خسته ام ،تمام احساسم درد میکند،چشمهایم خون میبارد،گلویم بغض قورت میدهد،دلم انقدر تنگ شده ک ........ میای به آفتاب روز بعد ندارم وای زخم هایم ....... درد دارم درد بیخیال رفیق ...

هی رفیق میدانی چقدر خسته ام ،تمام احساسم درد میکند،چشمهایم خون میبارد،گلویم بغض قورت میدهد،دلم انقدر تنگ شده ک ........ میای به آفتاب روز بعد ندارم وای زخم هایم ....... درد دارم درد بیخیال رفیق همیشگی من.... بگذار تو را بسوزانم به رسم همیشه ،وتومرا آرام کن

۶ ساعت پیش
4K
قبل هر چیز بگویم ؛ که من آنم که شبی ، تا لب پنجره رفت و به اتاقش برگشت ، گر چه استاد هنر دست به رویش نکشید ، بال پروانه شد و نرم و ...

قبل هر چیز بگویم ؛ که من آنم که شبی ، تا لب پنجره رفت و به اتاقش برگشت ، گر چه استاد هنر دست به رویش نکشید ، بال پروانه شد و نرم و مُنَقش برگشت ... من همانم که شبی عشق ، به تاراجش برد .. همچو حلاج ...

۷ ساعت پیش
6K
. نه،اشتباه نمیدیدم گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید! اما نه! خودش بود داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد! نه برای او برای من غریبه بود. دستانش ...

. نه،اشتباه نمیدیدم گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید! اما نه! خودش بود داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد! نه برای او برای من غریبه بود. دستانش را نگرفته بود ولی. آخر با من که بود دستم را ول نمیکرد که، خیس ...

۱۸ ساعت پیش
34K
قبل هر چیز بگویم ؛ که من آنم که شبی ، تا لب پنجره رفت و به اتاقش برگشت ، گر چه استاد هنر دست به رویش نکشید ، بال پروانه شد و نرم و ...

قبل هر چیز بگویم ؛ که من آنم که شبی ، تا لب پنجره رفت و به اتاقش برگشت ، گر چه استاد هنر دست به رویش نکشید ، بال پروانه شد و نرم و مُنَقش برگشت ... من همانم که شبی عشق ، به تاراجش برد .. همچو حلاج ...

۱ روز پیش
27K
سلام زندگیم خیلی دلم برات تنگ شده از صبح تا الان دارم توی بارون راه میرم مثل دیونه ها نه چون چشم باز کردم دیدم بیرون شهرم مثل خوده دیونه ها شدم وقتی از خونه ...

سلام زندگیم خیلی دلم برات تنگ شده از صبح تا الان دارم توی بارون راه میرم مثل دیونه ها نه چون چشم باز کردم دیدم بیرون شهرم مثل خوده دیونه ها شدم وقتی از خونه زدم بیرون یکی از صداهات(صدای مکالمه ی که قبلا ضبط‌ کرده بودم) که دانشگاه بودی ...

۱ روز پیش
25K
دل تنگ که میشوم مدادم را بر میدارم تو خیلی پررنگ از خاطراتم بیرون می آیی و می نشینی روبرویم برایت چای می ریزم !! دستت آرام لای موهایم می لغزد ومن هی ته دلم ...

دل تنگ که میشوم مدادم را بر میدارم تو خیلی پررنگ از خاطراتم بیرون می آیی و می نشینی روبرویم برایت چای می ریزم !! دستت آرام لای موهایم می لغزد ومن هی ته دلم قند آب می شود! دل تنگ که می شوم ... #حنیف_عرب

۱ روز پیش
5K
#پارت_۶۳ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii عرفان : دستی کشیدم روی لبم .. باورم نمیشد.. دیوونگی کردم و دچار تزلزل شدم ! بوسه باید دوطرفه باشه .. نه وقتی که دلش با من نیست.. از عصبانیت به ...

#پارت_۶۳ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii عرفان : دستی کشیدم روی لبم .. باورم نمیشد.. دیوونگی کردم و دچار تزلزل شدم ! بوسه باید دوطرفه باشه .. نه وقتی که دلش با من نیست.. از عصبانیت به خودم لعنت فرستادم. همچنان بیهوش بود.. معاینه اش کردمو نفسی از سر آسودگی کشیدم . ...

۲ روز پیش
73K
امشب بیا زکوچه ی شعرم عبور کن با من غزل بنوش و دلم را مرور کن در ظلمتی که این همه من را تنیده است خورشید بی بدیل من امشب ظهور کن لختی بخند تا ...

امشب بیا زکوچه ی شعرم عبور کن با من غزل بنوش و دلم را مرور کن در ظلمتی که این همه من را تنیده است خورشید بی بدیل من امشب ظهور کن لختی بخند تا دل من زیر و رو شود این خسته را دوباره تو غرق غرور کن من ...

۲ روز پیش
18K
سراغم را بگیر ؛ که دلم برای شنیدنِ صدای تو و شنیدنِ اسمم از زبان تو تنگ شده با من حرف بزن از حالَت ، از روزمرِگی هایت ، اصلا از خبرهایِ روز بگو اما ...

سراغم را بگیر ؛ که دلم برای شنیدنِ صدای تو و شنیدنِ اسمم از زبان تو تنگ شده با من حرف بزن از حالَت ، از روزمرِگی هایت ، اصلا از خبرهایِ روز بگو اما بگو اما باش ... که بدونِ تو چیزی شبیه زندگی ؛ توی گلویم گیر می ...

۲ روز پیش
9K
کامران__خوردنی شدی با تمام نفرتی ک تاالان تو دلم کوچ کرده بودم بهش خیره شدم __ب احترامه زنی ک داری ا اون هوس لعنتیت دست برادر کامران__من ک چیزی نگفتم __سکوتتو میخوام پلیزز مستر کامران ...

کامران__خوردنی شدی با تمام نفرتی ک تاالان تو دلم کوچ کرده بودم بهش خیره شدم __ب احترامه زنی ک داری ا اون هوس لعنتیت دست برادر کامران__من ک چیزی نگفتم __سکوتتو میخوام پلیزز مستر کامران __من باید باهات حرف بزنم __پلیزز هیسس داشتم یواش یواش دیوونه میشدم انگارم کامران فهمیده ...

۳ روز پیش
27K
سراغم را بگیر ؛ که دلم برای شنیدنِ صدای تو و شنیدنِ اسمم از زبان تو تنگ شده با من حرف بزن از حالَت ، از روزمرِگی هایت ، اصلا از خبرهایِ روز بگو اما ...

سراغم را بگیر ؛ که دلم برای شنیدنِ صدای تو و شنیدنِ اسمم از زبان تو تنگ شده با من حرف بزن از حالَت ، از روزمرِگی هایت ، اصلا از خبرهایِ روز بگو اما بگو اما باش ... که بدونِ تو چیزی شبیه زندگی ؛ توی گلویم گیر می ...

۳ روز پیش
5K
#دوقلوهای_شیطون #پارت10 جینیونگ از اعصبانیت نمیدونستم چیکار کنم خیلی دلم میخواست بدونم این دختره کیه که اینقدر راحت باهام کل کل میکرد جکسون:چیشده جونی فکرت درگیرع من:بیینم این دختره جدید کیه؟ جکسون:نمیدونم ولی فک کنم ...

#دوقلوهای_شیطون #پارت10 جینیونگ از اعصبانیت نمیدونستم چیکار کنم خیلی دلم میخواست بدونم این دختره کیه که اینقدر راحت باهام کل کل میکرد جکسون:چیشده جونی فکرت درگیرع من:بیینم این دختره جدید کیه؟ جکسون:نمیدونم ولی فک کنم مدل جدید باشه مدیر راجبش گفته بود یه چیزایی من:خیلی پرو تشریف داره بم بم:اوهوک ...

۳ روز پیش
63K
پارت ۸ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سهون و ناره تازه به خشکی رسیده بودن . چادرشونو برپا کردن و چند تا وسیله بیرون گذاشتن برای نشستنشون . ناره بدجوری گشنش بود ...

پارت ۸ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سهون و ناره تازه به خشکی رسیده بودن . چادرشونو برپا کردن و چند تا وسیله بیرون گذاشتن برای نشستنشون . ناره بدجوری گشنش بود و شکمش همش صدا میداد و سهون میخندید . دوباره شکمش صدا داد که باعث ...

۳ روز پیش
120K
نگران نباش..... حال من خوب است....... خوب .!!!! بزرگ شده ام........ دیگر انقدر کوچک نیستم...... که در دلتنگی هایم گم شوم ! آموخته ام........ آموخته ام که این فاصله ی کوتاه بین لبخند و اشک..... ...

نگران نباش..... حال من خوب است....... خوب .!!!! بزرگ شده ام........ دیگر انقدر کوچک نیستم...... که در دلتنگی هایم گم شوم ! آموخته ام........ آموخته ام که این فاصله ی کوتاه بین لبخند و اشک..... نامش زندگیست ! آموخته ام....... که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود. راستی....... دروغ گفتن ...

۳ روز پیش
9K
ساعتی صدبار آن صفحه ی لعنتی را به هوای اینکه نکند پست تازه ای گذاشته باشد رفرش می کنی. اگر خبری از پست تازه نباشد وا میری، و اگر عدد آن بالا زیاد شده باشد ...

ساعتی صدبار آن صفحه ی لعنتی را به هوای اینکه نکند پست تازه ای گذاشته باشد رفرش می کنی. اگر خبری از پست تازه نباشد وا میری، و اگر عدد آن بالا زیاد شده باشد قلبت بنای تند زدن می گذارد که چه عکسی گذاشته و چه چیزی پایینش نوشته ...

۴ روز پیش
47K
فوق العاده غم انگیزه ولی بخونید! مردی میگفت: خانمم همیشه میگفت دوستت دارم. من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم... ازهمان حرفایی که مردها از زنها میشنوند و قدرش رانمیدانند. همیشه شیطنت داشت. ابراز علاقه ...

فوق العاده غم انگیزه ولی بخونید! مردی میگفت: خانمم همیشه میگفت دوستت دارم. من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم... ازهمان حرفایی که مردها از زنها میشنوند و قدرش رانمیدانند. همیشه شیطنت داشت. ابراز علاقه اش هم که نگو..آنقدر قربان صدقه ام میرفت که گاهی باخودم میگفتم: مگر من چه ...

۴ روز پیش
82K
بسرم زد ، که

بسرم زد ، که "تو" را پاک کنم از غزلم و بجای "تو" ، همیشه بنویسم "عسلم" خواب دیدم ، بسراغ دل من آمده ای درب دل باز شد و وای ... پریدی بغلم سومنات دل من ، بتکده ی غمزه ی توست بت افسونگر طناز منی و هبلم گفتمت ...

۴ روز پیش
14K