نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

از همه چیز و همه کس دل بریده بودم و هیچ چیزی برام معنی و مفهومی نداشت. دیگر دارو هم نمی خوردم و به دکتر مراجعه نمی کردم . از همه جا دل کنده بودم ...

از همه چیز و همه کس دل بریده بودم و هیچ چیزی برام معنی و مفهومی نداشت. دیگر دارو هم نمی خوردم و به دکتر مراجعه نمی کردم . از همه جا دل کنده بودم و از همه مایوس، ولی تنها نور امید در دلم به مولایم امام حسین علیه ...

۳ روز پیش
52K
#پارت۷۳ چرا اهورا این کتاب رو برام فرستاده؟! با حدسی که به ذهنم رسید ناخداگاه لبخندی روی لبم نشست، ای کاش حدسم درست باشه. خیلی دوست دارم این کتاب رو اهورا یه جورایی برای عذرخواهی ...

#پارت۷۳ چرا اهورا این کتاب رو برام فرستاده؟! با حدسی که به ذهنم رسید ناخداگاه لبخندی روی لبم نشست، ای کاش حدسم درست باشه. خیلی دوست دارم این کتاب رو اهورا یه جورایی برای عذرخواهی فرستاده باشه! کتاب رو باز کردم و مقدمش رو خوندم. مقدمه قشنگی داشت و همین ...

۳ روز پیش
65K
الهی به مستان میخانه‌ات بعقل آفرینان دیوانه‌ات به نور دل صبح خیزان عشق ز شادی به انده گریزان عشق به رندان سر مست آگاه دل که هرگز نرفتند جز راه دل به اندوه‌پرستان بی پا ...

الهی به مستان میخانه‌ات بعقل آفرینان دیوانه‌ات به نور دل صبح خیزان عشق ز شادی به انده گریزان عشق به رندان سر مست آگاه دل که هرگز نرفتند جز راه دل به اندوه‌پرستان بی پا و سر به شادی فروشان بی شور و شر کزان خوبرو، چشم بد دور باد ...

۴ روز پیش
76K
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم ...

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن ...

۵ روز پیش
40K
روزی اگر دختری داشته باشم ، اجازه می‌دهم موهایش را بلند کُنَد و بریزدشان روی شانه‌هایش... آنقدر در بغل می‌گیرمش، و نوازش می‌کنم دستها و پاهایش را، که دلش هرگز هوای آغوشِ هیچ غریبه‌ای را ...

روزی اگر دختری داشته باشم ، اجازه می‌دهم موهایش را بلند کُنَد و بریزدشان روی شانه‌هایش... آنقدر در بغل می‌گیرمش، و نوازش می‌کنم دستها و پاهایش را، که دلش هرگز هوای آغوشِ هیچ غریبه‌ای را نداشته باشد ... شانه‌ای از بلور می‌خرم برایش، و تار به تارِ گیسوانش را می‌بافم، ...

۶ روز پیش
37K
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم #یـاحســـین اربعین چشم های ما را باز تا ابد باز کرد و بارانی آن کویر سکوت پایان یافت زنده شد چشمه های نورانی اربعین آیه آیه آورده ...

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم #یـاحســـین اربعین چشم های ما را باز تا ابد باز کرد و بارانی آن کویر سکوت پایان یافت زنده شد چشمه های نورانی اربعین آیه آیه آورده است در مسیری عظیم انسان را سوره هایی که باز گردانید حس خوب نزول قرآن ...

۶ روز پیش
27K
این بار کمی دورتر از خانه ی شادلین این ها، زیر درختی پَت و پهن ماشین را پارک کرد. حوصله ای که برای کشیک دادن داشتند، ستودنی بود. توجه شادلین به بارمانی که مداوم داشبورد ...

این بار کمی دورتر از خانه ی شادلین این ها، زیر درختی پَت و پهن ماشین را پارک کرد. حوصله ای که برای کشیک دادن داشتند، ستودنی بود. توجه شادلین به بارمانی که مداوم داشبورد را زیر و رو می کرد جلب شد. _چی شده؟ _یه بسته قهوه داشتم اینجاها... ...

۷ روز پیش
71K
دلم سوزد به سرگردانی ماه که شب تا روز پوید این همه راه سحر خواهد درآمیزد به خورشید نداند چون کند با بخت کوتاه فریدون مشیری

دلم سوزد به سرگردانی ماه که شب تا روز پوید این همه راه سحر خواهد درآمیزد به خورشید نداند چون کند با بخت کوتاه فریدون مشیری

۱ هفته پیش
4K
روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه‌ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش می‌رسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت را ...

روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه‌ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش می‌رسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت را هم شنید! این ساعت از شب که در آن گیج میخوردم اصلا زمان خوبی برای ...

۱ هفته پیش
99K
روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه‌ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش می‌رسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت را ...

روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه‌ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش می‌رسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت را هم شنید! این ساعت از شب که در آن گیج میخوردم اصلا زمان خوبی برای ...

۱ هفته پیش
93K
#بخوانید +دخترم ؛ بیا اتاقتو جمع کن . _مامان !!!!!! ولم کن توروخداااااا +باشه خودم جمعش میکنم . _اووووف !!!!! باشه الان میام جمعش میکنم. _مامان تو کارت شده همش غر بزنی ؛ دیگه ازت ...

#بخوانید +دخترم ؛ بیا اتاقتو جمع کن . _مامان !!!!!! ولم کن توروخداااااا +باشه خودم جمعش میکنم . _اووووف !!!!! باشه الان میام جمعش میکنم. _مامان تو کارت شده همش غر بزنی ؛ دیگه ازت خسته شدم . +دختره گلم اشکال نداره ، خودم جمعش میکنم ؛ معذرت میخوام. _من ...

۱ هفته پیش
44K
آخرش را برایت بگویم فوق فوقش تو رفته ای من نشسته ام همینجا روی همین صندلی خاطره مرور می کنم چند روز را به کلافگیِ ترک عادت می گذرانم چند شب بیخواب میشوم چند عصر ...

آخرش را برایت بگویم فوق فوقش تو رفته ای من نشسته ام همینجا روی همین صندلی خاطره مرور می کنم چند روز را به کلافگیِ ترک عادت می گذرانم چند شب بیخواب میشوم چند عصر دلگیر را پیاده قدم میزنم چند بار هم حماقت می کنم و یک پیغام دلم ...

۱ هفته پیش
76K
#پ_ن، زِ غوغای ِ جهان فارغ روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد ...

#پ_ن، زِ غوغای ِ جهان فارغ روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت را هم شنید! این ساعت از شب که در ...

۱ هفته پیش
108K
آخرش را برایت بگویم فوق فوقش تو رفته ای من نشسته ام همینجا روی همین صندلی خاطره مرور می کنم چند روز را به کلافگیِ ترک عادت می گذرانم چند شب بیخواب میشوم چند عصر ...

آخرش را برایت بگویم فوق فوقش تو رفته ای من نشسته ام همینجا روی همین صندلی خاطره مرور می کنم چند روز را به کلافگیِ ترک عادت می گذرانم چند شب بیخواب میشوم چند عصر دلگیر را پیاده قدم میزنم چند بار هم حماقت می کنم و یک پیغام دلم ...

۱ هفته پیش
85K
#پارت۲۷ #رمان_شیطان_زاده 🔞 که پدر و مادرش به ایران برگشتند و یک راست از فرودگاه به بیمارستان آمدند. هرگز لحظه‌ای که مادرش او را به آغوش کشید و صدای فریادش از سر خوشحالی در بیمارستان ...

#پارت۲۷ #رمان_شیطان_زاده 🔞 که پدر و مادرش به ایران برگشتند و یک راست از فرودگاه به بیمارستان آمدند. هرگز لحظه‌ای که مادرش او را به آغوش کشید و صدای فریادش از سر خوشحالی در بیمارستان پیچید را از یاد نمی‌برد. یک ساعت تمام در آغوش مادرش گریه کرد. حال‌شان جوری ...

۱ هفته پیش
92K
دوست دارم ، تو برایم عشق را معنا کنی خواب دنیا را کنارم غرق در رویا کنی دوست دارم ، دورِ تو پروانه باشم روز و شب شمعِِ من باشی و در من شعله ها ...

دوست دارم ، تو برایم عشق را معنا کنی خواب دنیا را کنارم غرق در رویا کنی دوست دارم ، دورِ تو پروانه باشم روز و شب شمعِِ من باشی و در من شعله ها بر پا کنی دوست دارم ، از خودم تنهای تنها بگذرم تا تو جایم را ...

۱ هفته پیش
10K
دوری، چهار حرف دارد.آدم نمی داند این واژه ساده کوچک این وزن هولناک را چگونه دارد. آدم می ماند که این چهارحرفی کوفتی از کجا یاد گرفته تازیانه به دست در کوچه های تاریک ذهنت ...

دوری، چهار حرف دارد.آدم نمی داند این واژه ساده کوچک این وزن هولناک را چگونه دارد. آدم می ماند که این چهارحرفی کوفتی از کجا یاد گرفته تازیانه به دست در کوچه های تاریک ذهنت بگردد و در بزنگاه های تیغدار هجوم بیاورد به پشت پلکهات و سردرد شود و ...

۱ هفته پیش
23K
#پارت_۲۶ #رمان_شیطان_زاده مناسب بالای ۱۸ سال❌ آیسان در حد شما نیست! اون توی خونواده‌ای بزرگ شده که ریز و درشت کارها رو خدمتکار انجام می‌ده. خلاصه هرچی دلم خواست بارش کردم، اونم فقط می‌گفت

#پارت_۲۶ #رمان_شیطان_زاده مناسب بالای ۱۸ سال❌ آیسان در حد شما نیست! اون توی خونواده‌ای بزرگ شده که ریز و درشت کارها رو خدمتکار انجام می‌ده. خلاصه هرچی دلم خواست بارش کردم، اونم فقط می‌گفت "درستی می‌گین، حق با شماست و..." ازم خواست فردا باهم حرف بزنیم، ولی من گفتم آیسان ...

۱ هفته پیش
140K
#پارت۲۵ #رمان_شیطان_زاده 🔞 جفت ابروهای آراز بالا پریدند: -یعنی شما می‌گید مازیار توی این ماجرا دست داره؟ -هرکسی می‌تونه دست داشته باشه. حالا لطف کن و جوابش رو بده، صددرصد فهمیده آیسان خانم زنده هستند ...

#پارت۲۵ #رمان_شیطان_زاده 🔞 جفت ابروهای آراز بالا پریدند: -یعنی شما می‌گید مازیار توی این ماجرا دست داره؟ -هرکسی می‌تونه دست داشته باشه. حالا لطف کن و جوابش رو بده، صددرصد فهمیده آیسان خانم زنده هستند برای همین زنگ زده، ولی مراقب باش که چی می‌گی؟ آراز سر تکان داد و ...

۱ هفته پیش
128K