نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت شصت و سه.... #جانان... رفتم به سمت دست شویی و کارم و تموم کردو رفتم پایین .... هیچ کس توی خونه نبود ...معلوم نبود کجا رفتن... ساعت 8 شب بود و من از بعد ...

#پارت شصت و سه.... #جانان... رفتم به سمت دست شویی و کارم و تموم کردو رفتم پایین .... هیچ کس توی خونه نبود ...معلوم نبود کجا رفتن... ساعت 8 شب بود و من از بعد ناهار خوابیده بودم تا حالا ....سریع باید شام حاضر کنم... رفتم اشپز خونه و وسایل ...

۱۳ ساعت پیش
40K
#پارت پنجاه و نه..... #جانان.... واقعا اون اکواریوم که رفته بودیم خیلی جالب بود این قدر حال کرد وقتی زیر پام رو هم میتونستم ماهی ها رو ببیننم... وقتی که از اکواریوم بسرون امدیم قیافه ...

#پارت پنجاه و نه..... #جانان.... واقعا اون اکواریوم که رفته بودیم خیلی جالب بود این قدر حال کرد وقتی زیر پام رو هم میتونستم ماهی ها رو ببیننم... وقتی که از اکواریوم بسرون امدیم قیافه رنگ پریده ی کامین واقعا مسخره بود طلم میخواست بشینم همون جا تا میتونم بهش ...

۲ روز پیش
115K
#پارت پنجاه و هشت .... #کارن... این اکواریوم طوریه که اول که وارد میشی شیشه ماهی های ریز و کوچیک رو میبینی ولی وقتی که جلو تر میری شیشه ای که کدر زیر پا هستش ...

#پارت پنجاه و هشت .... #کارن... این اکواریوم طوریه که اول که وارد میشی شیشه ماهی های ریز و کوچیک رو میبینی ولی وقتی که جلو تر میری شیشه ای که کدر زیر پا هستش رنگش شفاف میشه و ماهی ها هم بزرگ و بزرگ تر میشن..... قیافه جانان وقتی ...

۲ روز پیش
86K
#پارت پنجاه و هفت... #کارن.... اگه یکی از نگهبان ها میومد سر وقتش هوف..... قطعا اگه از دست کارین و کامین دیوونه نشم از دست این جوجه رنگی دیوونه میشم.... بردمش اتاقش تو رله اصلا ...

#پارت پنجاه و هفت... #کارن.... اگه یکی از نگهبان ها میومد سر وقتش هوف..... قطعا اگه از دست کارین و کامین دیوونه نشم از دست این جوجه رنگی دیوونه میشم.... بردمش اتاقش تو رله اصلا متوجه نشد که کولش کرد خانم راحت واسه خودش خوابیده.... با کلی دردسر خانم بالا ...

۳ روز پیش
95K
#معجزه_عشق #prt_33 *********** نیاز : خیلی ترسیدم،،اشهدمو خوندم..فکر میکردم یوگی پشت سرمه نفسم داشت بند میومد که با شنیدن صدای هستی از استرسم کم شد +نیاز،،کجایی داریم دنبالت میگردیم،بدو باید بریم امشب نباید تو خونه ...

#معجزه_عشق #prt_33 *********** نیاز : خیلی ترسیدم،،اشهدمو خوندم..فکر میکردم یوگی پشت سرمه نفسم داشت بند میومد که با شنیدن صدای هستی از استرسم کم شد +نیاز،،کجایی داریم دنبالت میگردیم،بدو باید بریم امشب نباید تو خونه باشیم _باشه باشه الان میریم،من به دوستامم خبر دادم..وسایل ضرروتیونو بردارین تا بریم +باشه جین ...

۴ روز پیش
78K
#پارت چهل و شش..... #کارن... خم شدم و کنار گوشش و آروم پچ زدم... جانان الان میتونی بری ولی....ولی....وای به حالت وای به حالت اگه یه بار دیگه دور داداشم یا هر مرد این خونه ...

#پارت چهل و شش..... #کارن... خم شدم و کنار گوشش و آروم پچ زدم... جانان الان میتونی بری ولی....ولی....وای به حالت وای به حالت اگه یه بار دیگه دور داداشم یا هر مرد این خونه ببینمت..... نفسم رو کنار گوشش فوت کردم که لرزش بدنش رو حس کردم....هههههه.موش کوچولو ترسو ...

۱ هفته پیش
180K
#پارت چهل.... #کامین.... کارن: باید راجب سوالی که کردی این جوری جواب بدم که از این به بعد فقط منو و تو جانان با نگهبان ها تو خونه هستیم... من: واسه چی ؟ خدمه رو ...

#پارت چهل.... #کامین.... کارن: باید راجب سوالی که کردی این جوری جواب بدم که از این به بعد فقط منو و تو جانان با نگهبان ها تو خونه هستیم... من: واسه چی ؟ خدمه رو چه کار کردی ؟ یعنی حوریه جون هم نمیاد.. کارن: خدمه رو همه مرخص کردم ...

۱ هفته پیش
188K
پارت چهل شش love is still beautiful (هلیا)با سهون خیلی خوب شدم این چند وقت خیلی باحاله اصلا اون طوری که فکر میکردم مغرور نیست خیلی کیوته و بامزه اس امروز قرار بود بریم بیرون ...

پارت چهل شش love is still beautiful (هلیا)با سهون خیلی خوب شدم این چند وقت خیلی باحاله اصلا اون طوری که فکر میکردم مغرور نیست خیلی کیوته و بامزه اس امروز قرار بود بریم بیرون هی بهش میگم بابا طرفدارات نفهمن بیخیال شووو هیچی تازه بدتر هم میشه خلاصه که ...

۱ هفته پیش
189K
love is still beautiful پارت چهل و پنج (شوگا)بعد از مصاحبه لیانا رفت با جونگهیون منم رفتم سوار تاکسی شدم چهار تا دختر عقب نشسته بودن مسیر من که خیلی دور بود پس باید تحملشون ...

love is still beautiful پارت چهل و پنج (شوگا)بعد از مصاحبه لیانا رفت با جونگهیون منم رفتم سوار تاکسی شدم چهار تا دختر عقب نشسته بودن مسیر من که خیلی دور بود پس باید تحملشون میکردم یهو یکیشون شروع کرد خوندن اهنگ seesaw خودم هنگ یه دقیقه به جلوم نگاه ...

۱ هفته پیش
214K
فیک +18 عشق در قالب هوس *پارت یک* چهره ی آتیشینی که روی سینه ش کوبیده میشد اتش درونش رو برافروخته تر میکرد ، آه ها و فریاد هایی که میزد توسط هیچکس شنیده نمیشد ...

فیک +18 عشق در قالب هوس *پارت یک* چهره ی آتیشینی که روی سینه ش کوبیده میشد اتش درونش رو برافروخته تر میکرد ، آه ها و فریاد هایی که میزد توسط هیچکس شنیده نمیشد ، آخ میکشید و هجوم وحشیانه ی اون لعنتیا رو تحمل میکرد ! سرش رو ...

۳ هفته پیش
334K
#پارت_21 . .. #بهت_میرسم . لبامو رو با شدت روی لباش گزاشتم و گاز محکمی ازش گرفتم و شروع کردم به بوسیدنش...البته بوسیدن ک چ عرض کنم بیشتر گاز میگرفتم ...انگار میخاستم تمام حرصمو روی ...

#پارت_21 . .. #بهت_میرسم . لبامو رو با شدت روی لباش گزاشتم و گاز محکمی ازش گرفتم و شروع کردم به بوسیدنش...البته بوسیدن ک چ عرض کنم بیشتر گاز میگرفتم ...انگار میخاستم تمام حرصمو روی لباش خالی کنم . اونم ک دردش گرفته بود اخی گفت و دستاشو گزاشت روی ...

۴ هفته پیش
21K
#معجزه_عشق #prt_32 ********** کامیلا : نفس عمیقی کشیدم و همینطور که با دخترا به سمت طبقه ی پایین حرکت میکردیم اتاق ها رو باز مرور کردم،،طبقه ی پایین سه تا اتاق داشت ،،جین یونگ و ...

#معجزه_عشق #prt_32 ********** کامیلا : نفس عمیقی کشیدم و همینطور که با دخترا به سمت طبقه ی پایین حرکت میکردیم اتاق ها رو باز مرور کردم،،طبقه ی پایین سه تا اتاق داشت ،،جین یونگ و یونگجه و جی بی تو یه اتاق بودن،یوگبم تو یه اتاق و مارکسون اتاقشون تو ...

۱۹ اردیبهشت 1398
31K
#معجزه_عشق #prt_20** جین یونگ : درسته جلوی اون دخترا با لحن کاملا خونسردی حرف زدم ولی در حقیقت داشتم از درون میسوزم چجور به خودش جرئت داده یکی از کتابای مورد علاقه ی منو خراب ...

#معجزه_عشق #prt_20** جین یونگ : درسته جلوی اون دخترا با لحن کاملا خونسردی حرف زدم ولی در حقیقت داشتم از درون میسوزم چجور به خودش جرئت داده یکی از کتابای مورد علاقه ی منو خراب کنه،،با فکر پلیدی که به سرم زد با پوزخندی زیر لب زمزمه کردم بچرخ تا ...

۳۱ فروردین 1398
24K
#معجزه_عشق #prt_1۳**** کامیلا: چیزی شده ؟ چرا نمیری تو اتاق خودت بدون این که جواب بده اومد دست گذاشت روی گردنم گفت :امشب شدیدا دلم کشید پیشت بخوابم منم گفت آره جون خودت باشه بیا ...

#معجزه_عشق #prt_1۳**** کامیلا: چیزی شده ؟ چرا نمیری تو اتاق خودت بدون این که جواب بده اومد دست گذاشت روی گردنم گفت :امشب شدیدا دلم کشید پیشت بخوابم منم گفت آره جون خودت باشه بیا ولی یه شرط دارم ، اگه میخوای پیشم بخوابی دستت بهم نمیخوره!!! نجوا ی عادت ...

۳۱ فروردین 1398
35K
#معجزه_عشق #prt_12 هستی : دیشب واسه من اتفاقی افتاد که هیچ وقت فراموش نمیکنم رفته بودم آب بخورم ، وقتی در یخچال رو باز کردم ، بطری آب رو از تو یخچال برداشتم ، آروم ...

#معجزه_عشق #prt_12 هستی : دیشب واسه من اتفاقی افتاد که هیچ وقت فراموش نمیکنم رفته بودم آب بخورم ، وقتی در یخچال رو باز کردم ، بطری آب رو از تو یخچال برداشتم ، آروم آروم سرکشیدم در یخچال رو بستم یهو اون پسره جینیونگ رو پشت سرم دیدم از ...

۳۱ فروردین 1398
31K
#پارت_141 #رمان_اقای_سریع که سر و کله ماشین پلیس آبی رنگ دیشب با خانم پلیس داخلش پیدا شد پوف و دستی بین موهام کشیدم از ماشین پیاده شد قد بلند بود و استخوانی میانسال با شتاب ...

#پارت_141 #رمان_اقای_سریع که سر و کله ماشین پلیس آبی رنگ دیشب با خانم پلیس داخلش پیدا شد پوف و دستی بین موهام کشیدم از ماشین پیاده شد قد بلند بود و استخوانی میانسال با شتاب سمتم اومد و جلوم وایساد + سلام نگاهی به تلفن توی دستش انداخت - میدونی ...

۳۰ فروردین 1398
47K