نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین #توجه: استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است سردار شهید سید جلال حبیب‌الله‌پور از رزمندگان ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین #توجه: استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است سردار شهید سید جلال حبیب‌الله‌پور از رزمندگان لشکر عملیاتی 25 کربلای مازندران روز دوشنبه 31 فروردین‌ماه 1394 در سوریه میدان دفاع از ...

۱ ساعت پیش
9K
*شیرین* ........ متعجب محمود رو نگاه کردم وگفتم : چه بی خبر اومدم بیرون خیلی بهم بر خورده بود پس چرادمحمود به من چیزی نگفته بود محمود : شیرین بدون توجه بهش به آسمون نگاه ...

*شیرین* ........ متعجب محمود رو نگاه کردم وگفتم : چه بی خبر اومدم بیرون خیلی بهم بر خورده بود پس چرادمحمود به من چیزی نگفته بود محمود : شیرین بدون توجه بهش به آسمون نگاه کردم محمود : می خواستم سوپرایز بشی نمی دونستم ناراحت میشی - من غریبه بودم...مهم ...

۴ ساعت پیش
41K
ادامه پارت ۸ هر چی ازش پرسیدم فقط همین چند کلمه میگفت ، با دیدن چندتا گرگ که حمله کردن سمت بابام از خواب پریدم ، نفس نفس میزدم ، عرق نشسته بود رو پیشونیم ...

ادامه پارت ۸ هر چی ازش پرسیدم فقط همین چند کلمه میگفت ، با دیدن چندتا گرگ که حمله کردن سمت بابام از خواب پریدم ، نفس نفس میزدم ، عرق نشسته بود رو پیشونیم ، از رو تخت بلند شدم رفتم آب به صورتم زدم ، اومد نگاه ساعت ...

۹ ساعت پیش
35K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 8* من دارم چیزی رو میبینم که برام قابل حضم نیست خدای من ..... این چرا اینجوری تو خونه میگـــرده ،انگار اینجا حموم هست ، تیشرت که تنش نیست با ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 8* من دارم چیزی رو میبینم که برام قابل حضم نیست خدای من ..... این چرا اینجوری تو خونه میگـــرده ،انگار اینجا حموم هست ، تیشرت که تنش نیست با شورت مایو ، تمام عضلاتش زده بیرون حالا چیزای منحرفاتی اِهم ،اهومش بماند، هوداد : ...

۱۰ ساعت پیش
39K
*نفس* ...... - وای خدا چقدر مریم خوشگل شده محمود با خنده گفت : روزی شما دوتا - خدا نکنه شیرین ریز ریز می خندید محمود متعجب گفت : چیه نکنه می خواین خودتون ترشی ...

*نفس* ...... - وای خدا چقدر مریم خوشگل شده محمود با خنده گفت : روزی شما دوتا - خدا نکنه شیرین ریز ریز می خندید محمود متعجب گفت : چیه نکنه می خواین خودتون ترشی بندازین شیرین : آره دایی جووون دبه اندازه ما پیدا میشه محمود خندید وگفت : ...

۲۱ ساعت پیش
67K
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین #توجه: استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است گلچینی از سخنان امام خامنه ای پیرامون ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین #توجه: استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است گلچینی از سخنان امام خامنه ای پیرامون زندگی پربرکت حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) * آبروی ری ری مرکز بسیار مهمّی از لحاظ ...

۲۱ ساعت پیش
37K
#پارت_شصت‌و‌نه از داخل اینه ی نگاه به خودمون کردم که نگاه ادرین هم کشیده شد اینور و از اینه نگاهم کرد طولی نکشید که اسانسور وایساد و با هم رفتیم بیرون کنار ی پاساژ وایساد ...

#پارت_شصت‌و‌نه از داخل اینه ی نگاه به خودمون کردم که نگاه ادرین هم کشیده شد اینور و از اینه نگاهم کرد طولی نکشید که اسانسور وایساد و با هم رفتیم بیرون کنار ی پاساژ وایساد و رفتیم تا هم کادو بگیریم هم لباس برای فردا برای اوین ی دستبند طلای ...

۱ روز پیش
43K
نه رام و اهلیِ چشمی شدم، نه پابندش به غیرِ چشم تو با شورِ بی همانندش به جز تویی که دلم را به خنده ای بردی کسی نبرده دل از من، به نازِ لبخندش همیشه ...

نه رام و اهلیِ چشمی شدم، نه پابندش به غیرِ چشم تو با شورِ بی همانندش به جز تویی که دلم را به خنده ای بردی کسی نبرده دل از من، به نازِ لبخندش همیشه بوده و تا آخرین نفس هم هست نیاز من به لبان تو و شکرقندش اگرچه ...

۱ روز پیش
14K
روز میلاد من است آمده ام دست کشم/به سر و گوش عرق کرده دنیای خودم قول دادم که در این شعر فقط من باشم/تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم رد انگشت تو ...

روز میلاد من است آمده ام دست کشم/به سر و گوش عرق کرده دنیای خودم قول دادم که در این شعر فقط من باشم/تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم رد انگشت تو بر سینه سیب است هنوز/من غلط کرده و مغضوب خداوند شدم بعد از آن هم ...

۱ روز پیش
56K
#رمان_اقای_سریع #ادامه_پارت_2 -برو پایین منم الان میام چیزی نگفتم قدمامو سمت پارکینگ کشوندم جایی کنار ماشین پریان ایستادم مانتوی بلند سفیدی با شال سرمه ای و شلوار سرمه ای وضع لباس پوشیدنش مثل همیشه بود ...

#رمان_اقای_سریع #ادامه_پارت_2 -برو پایین منم الان میام چیزی نگفتم قدمامو سمت پارکینگ کشوندم جایی کنار ماشین پریان ایستادم مانتوی بلند سفیدی با شال سرمه ای و شلوار سرمه ای وضع لباس پوشیدنش مثل همیشه بود نه شور نه بی نمک ریموتو بین انگشتاش به کار گرفت - سوار شو بریم ...

۱ روز پیش
49K
*نفس* ............ کیک شکلاتی چشمشی درست کردم اولین بارم بود بنظر خودم بد نبود گذاشتم تو یه جعبه بعدم رفتم اتاقم ولباس پوشیدم بیرون بارون میومد چترمم برداشتم جعبه کیکم برداشتم واز خونه اومدم بیرون ...

*نفس* ............ کیک شکلاتی چشمشی درست کردم اولین بارم بود بنظر خودم بد نبود گذاشتم تو یه جعبه بعدم رفتم اتاقم ولباس پوشیدم بیرون بارون میومد چترمم برداشتم جعبه کیکم برداشتم واز خونه اومدم بیرون سر خیابون که رسیدم یه دربست گرفتم تا رسیدم نمایشگاه چون هوا بارونی بود خلوت ...

۱ روز پیش
79K
#پارت شصت و چهار.... #جانان... که یهویی یه سایه رو وسط سالن دیدم ...چون من داشتم حرف میزدم ولی یهویی ساکت شد کامین گفت: کامین: جانان ...چی شدی دختر ...سالمی.... من: کا......کام....کامین اون...اون چیه..... کامین ...

#پارت شصت و چهار.... #جانان... که یهویی یه سایه رو وسط سالن دیدم ...چون من داشتم حرف میزدم ولی یهویی ساکت شد کامین گفت: کامین: جانان ...چی شدی دختر ...سالمی.... من: کا......کام....کامین اون...اون چیه..... کامین برگشت پشت سرش رو نگاه کنه که همون موقعه سایه حرکت کرد و اومد طرفمون ...

۲ روز پیش
69K
#بازگشت_تو #پارت_١٣ سیستم روشن شد و صندلیمو کشیدم جلو ک قرارای امروزو چک کنم امیر علی اومد جلوی میزم تا دهنش رفت باز بشه ک خانم صادقی اومد سمتم و ب امیر علی گفت سلام ...

#بازگشت_تو #پارت_١٣ سیستم روشن شد و صندلیمو کشیدم جلو ک قرارای امروزو چک کنم امیر علی اومد جلوی میزم تا دهنش رفت باز بشه ک خانم صادقی اومد سمتم و ب امیر علی گفت سلام اقاامیر خوبید صبح بخیر امیر علی ی نگاه ب من کرد من سعی کردم بی ...

۲ روز پیش
57K