ویژه کنید
عکس و تصویر رمان همزاد پارت۶۴ #آدین از ماشین پیاده شدم و مثل ی آدم مستو گیج راه ...

رمان همزاد
پارت۶۴

#آدین

از ماشین پیاده شدم و مثل ی آدم مستو گیج راه میرفتم البته کمی هم از ی آدم مستو گیج ندارم درسته مست نیستم ولی مست اونیم ک بهم فرصت نداده...
یهو سرم گیج رفت و رو زمین اوفتادم بارون تو صورتم میزد من آدین پسری ک به قهرمان خواهرش و برای دیگران ی الگو بوده الان چرا انقدر خورد شده...
یهو صدای خندش اومد و همه چیز تو ذهنم مثل فیلم مرور شد از اول تا همین اتفاق لعنتی و آتیش دل منو بیشتر می کرد...

یاد خاطره توی باغ آقا بزرگ افتادم اولین دیدارمون...
-چی شده؟
-پام پیچ خورد و باعث شد این بشکنه...
وقتی پاشنه کفشش واسه دیدن سگ و فرار کردنش شکست و قیافه مظلومش موقع دیدن کفش و پاشنه کفش...خنده های من..برای اولین بار و زیبا ترین لحظه دنیا...درآغوش کشیدنش
و..بوی عطرش...

یاد اوردم خاطرات لواسون...
-نور
-بله
-نور سرتو بیار بالا
-چرا؟
-سرتو بیار بالا بهت ی چیزی نشون بدم.
-چی؟
-خوب اگه سر تو نیاری بالا که نمیتونی ببینی چقدر باحاله..
کمی مکث کرد بعد سرشو اورد بالا و اوردن سرش بالا همانا و بوسیدن لپ قرمز همانا
زیر گوشش گفتم؛از این ب بعد حواست باشه اگه گونت قرمز بشه ی بوس...

یاد زمانی ک خونشون واسه تبم شب مونده بودم ک صبح بیدار شدم و اون تو بغلم بود...و چ زیبا بود ک تازه فهمیده بودم موهاش بهترین بو و عطر دنیاس،بوی گل رز موهاش
و من چ عشقی می بوییدم و می بوسیدم اون موهای مثل شاخه گل رز و اصلا ب امرزوی ک نابود شدم فکر نمی کردم.
-حالت خوبه؟دیشب تب داشتی..
-اره
-میشع دستاتو باز کنی باید برم.
و اون لحظه گڋاشتن پیشونیم به پیشونیش و سفت چسبیدم ب کمر باریکش...و من چقدر دل تنگ این آغوشای محکمم..
-نه
-خو..ب...من...من...با..ید..برم...مد...مدرسه...
لمس دماغمون....
-نوچ خانوم امروز پنجشنبه ست.
-خوب...من..من...باید..برم...پیش مامان..
وبوسیدن پیشونیش....و ی حس ناب

یاد تولدش وقتی باربد پسر عموش مزاحمش شده بود.و
اون لحظه....شوک زدنش...بوسه های من روی لبای صورتی سردش..
-وجودم فقط میخوام بهت شوک وارد کنم،پس ازم ناراحت نشو
ولبام روی لباش و محکم بوسیدنش...
-جنگل سبزم
دومین بوسه روی لباش محکم تر بوسیدم..
-آرامشم
سومین بوسه محکم تر از قبل و ناراحتی من از همراه نکردنش.
-ضربان قلبم
جواب بده تا قلبم از کار نیفته..
و ریخته شدن قطر اشکش و من متوجه شدم همه کسم از شوک برگشته...

و پرتگاه...و ابزار علاقه من...
-نور...به هفت آسمان...به قله های بلند ...به خش خش برگ های پاییزی...به قطرات باران...به روشنایی خورشید...به درخشیدگی ماه...به روشنایی روز و تاریکی شب...به ژرفای اقیانوس...به ستاره های دور...به نسیم سحر گاهی...
و به پاکیت سوگند
کــــہ دوستـــــــ دارمــــــ ضربـــانــ قلبــــݥ
اکو شد...جمله دوست دارم اکو شد...این دوستت دارم تکرار میشد...تکرار میشد...و اشک های من میبارید مثل الان که متوجه نیست این پسر غرور داره....ک می باره...
لعنت به این اشک...

یاد زمانی ک تو راه شمال بودیم و ب طلوع خورشید نگاه می کردیم...
-آدین
-جان آدین
وقتی تو چشماش هزاران معنی جار میزد و اون لحظه میخواست بگه دویت دارم و نتونست ولی نگاش عشقو صد برابر نع هزاران برابر کرد.
-آدین
-جان آدین..و عزیزم...آدینو نصف جون کردی...چیزی شده؟..
-آدین
-دوست دارم
و باز و بازو باز لعنت بر من ک اون لحظه صدای گوش نوازشو متوجه نشدم...

واون خاطره...
بهترین خاطره...
بهترین خاطرم...
اما...
و...یاد آوردی لحظه...
-تو پاداش کدوم کار خوبه منی آدین؟
-تمام محبتم پیشکش چشمای معصومت نورم...
و اون آغوش رویایی...و بهترین جمله....
«دوستــ دارمــ تکیهــ گاهمـــ»
چشیدن لبای سرخش...و صدای شادم توی پرتگاه برای دوست داشتم و البته...حال الانم...

و یاد آوری بدترین لحظه عمرم...
I,ll he with you from dusk tall dawn
Baby I,m right here

-آدیــن...ترمـز کــن...
-لعنتــی...ترمـز نمیشه..
-آدیـن...خواهـش میکنـم..
-گریـه نکن...نـور..

و بدترین لحظه عمرم ک نع... به بدترین صورت نابود شدن...
-میدونیع چیه غرورت الان در برابرم خورد شده ایش بدم میاد از پسرای لوس...فقطکمتر گریه کن ک ننت نیاد پاچمو بگیره...

و نابود شدنم...

بالا اوردم تا تونستم خون بالا اوردم؛سرم درد گرفت و بیشتر سر گیجه پیدا کردم...خدایا کَرمتو شکر...عاشقتم...میخوای بیارتم پیش خودت...عاشقتم....
بزور بلند شدم و ب سمت ماشین رفتم نع من نمی تونم منتظر باشم تا خدا منو پیش خودش ببره....خودم میرم....

نمیدانم مفهومش کسی میتواند درک کند؟...
اینکه چیزی رفته رفته بگیرد و تو هنوز هم زنده باشی...
زنده موندنی ک بوی مرگ میدهد...

صدای ضبطو زیاد کردم....همون آهنگیه ک وقف حالم بود...

دستم از دستای تو دور موند چون چشم دنیا شور بود♪
خنده هام بعد تو بی روح شد درد تو قد یه کوه شد.♪
چه شدش بی معرفت کی تورو اینجوری دیوونه کرد ♪
اون قلبه سنگیه♪
بی رحم♪
بی درد ♪
هی تورو هی دورو دورترمیکرد.♪
برس به دادم ندیدی بی تو تا کجا ادامه دادم♪
نشد بدونه تو بیا برس به دادم♪
نیومدی دیگه نیا تمومه کارم.♪
کجایی عشقم نشد بگم نرو دلم نیومد♪
هر بار بگم نرو♪
که بند اومد زبونم انگار ♪
کجایی عشقم بیا برس به دادم.♪
خداحافظ♥
همیشه یادتم با عشق♪
خداحافظ♥
دلم همیشه همراهته♪
خداحافظ ♥
برو هوا تو دارم من ♪
خداحافظ♥
نذار بلرزه باز قلبم♪
برس به دادم♪
ندیدی بی تو تا کجا ادامه دادم♪
نشد بدونه تو بیا برس به دادم♪
نیومدی دیگه نیا تمومه کارم♪
کجایی عشقم نشد ♪
بگم نرو دلم نیومد هر بار بگم نرو که بعد من تمومم انگار♪
کجایی عشقم بیا برس به دادم♪
#خداحافظی_علی_لهراسبی

بلا اخره جواب داد...
-چیع؟چیع اوففف جرا ولم نمی کنی!!!
با عصبانیت و داد گفتم:
-باشع باشع ولت میکنم فقط خواستم ازت خداحافظی کنم...
بعد صدای ضبطو زیاد کردم....یهو صدای بوق ماشین اومد و ی یارو شروع ب فوش دادن بهم کرد...هنوز احساس سرگیجه داشتم...
صداش بعد از چند دقیقه اومد ...داشت گریه میکرد...نکن لعنتی...درسته خوردم کردی ولی باز من دیوونتم دختر...
-ت..تو...دا..داری چیکار میکنی...کجایی؟...آدین...آدین کجایی؟
خنده بلندی کردم و گفتم:
-هیچ جا تو ماشینم دارم میرم جایی ک حیلی دوسش داری..
با استرسی ک تو صحبت کردنش بود گفت:
-خیلی خوب بگو بیام...
بلند تر خندیدم و گفتم:
-میدونی چیع تو حتا جایی ک دوسش داری هم نمی دونی تو نور من نیستی...ععع نه ببخشید باید اینجوریع بهت بگم میخوام برم جایی ک فراموشی گرفتی...و بعدش میخوام برم پیش خدا...
-آدیـــــن نـــــع...
گوشیو قطع کردم و صدای ضبطو بیشتر کردم و سانرفو کنار کشیدم(همون سقف ماشین)و بلند خوندم...
خداحافظ♪
همیشه یادتم با عشق♪
خداحافظ♪
دلم همیشه همراهته♪
#mahi*-*

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...