نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

📚 #داستان_پندآموز روزی تاجری بسیار ثروتمند، با خود عهد کرده بود در طول زندگانی خویش، یک روز از عمرش را خوب زندگی کند و به مردم مهربانی ورزد. در آن روز تصمیم گرفت عهد خویش ...

📚 #داستان_پندآموز روزی تاجری بسیار ثروتمند، با خود عهد کرده بود در طول زندگانی خویش، یک روز از عمرش را خوب زندگی کند و به مردم مهربانی ورزد. در آن روز تصمیم گرفت عهد خویش را بجا بیاورد و با مردم به اندازه ی یک روز درشت خویی نکند و ...

۸ ساعت پیش
30K
#رمان.ترسناک #بی_صدا_بمیر 👁 قسمت بیست و چهارم (فصل سوم) 🎗 فقط ۶ پارت تا پایان این قصه مانده.... این داستان: شیطان آزاد شده...😈 همه آنها در حال دویدن بودند در راهرو دری پدیدار شد در ...

#رمان.ترسناک #بی_صدا_بمیر 👁 قسمت بیست و چهارم (فصل سوم) 🎗 فقط ۶ پارت تا پایان این قصه مانده.... این داستان: شیطان آزاد شده...😈 همه آنها در حال دویدن بودند در راهرو دری پدیدار شد در قهوه ای رنگ ، ملانیا سریع داخل شد و در رابست و قفل پشت آن ...

۸ ساعت پیش
32K
.به او که فکر می کردم، ناخودآگاه عطری خنک و گیرا در ذهنِ مشامم می پیچید. هر جا بوته ی یاسی را از دیواری آویخته می دیدیم؛ او مجسم می شد. بارها پیش آمده بود ...

.به او که فکر می کردم، ناخودآگاه عطری خنک و گیرا در ذهنِ مشامم می پیچید. هر جا بوته ی یاسی را از دیواری آویخته می دیدیم؛ او مجسم می شد. بارها پیش آمده بود که با دیدن زیبایی های دخترکان، او را ببینم. همه ی زیبایی ها شبیه او ...

۹ ساعت پیش
24K
💠 غیرت... 📢 بانو لطفا،لطفا،لطفا،مطالعه کن ⬅ ️ ارزش خواندن دارد 👌 ⬅ ️ مطمئن باش مردی که تو را دوست داشته باشد نسبت به تو غیرت دارد! شک نکن!✋ ️ مردی که دوستت ندارد,برایش ...

💠 غیرت... 📢 بانو لطفا،لطفا،لطفا،مطالعه کن ⬅ ️ ارزش خواندن دارد 👌 ⬅ ️ مطمئن باش مردی که تو را دوست داشته باشد نسبت به تو غیرت دارد! شک نکن!✋ ️ مردی که دوستت ندارد,برایش فرق نمیکند... چه بپوشی...کجا بروی...کی برگردی...با کی باشی...توی پیج چه عکسی بگذاری یا پروفایلت چه ...

۱۳ ساعت پیش
39K
.سرکلاس بودم که پیامش روی صفحه ی گوشی نقش بست! نیشم تا بناگوش باز شد به رسم عادت اسمم را صدا زده بود! پاسخم یک دقیقه به تاخیر می افتاد پشت هم بیست پیام میداد ...

.سرکلاس بودم که پیامش روی صفحه ی گوشی نقش بست! نیشم تا بناگوش باز شد به رسم عادت اسمم را صدا زده بود! پاسخم یک دقیقه به تاخیر می افتاد پشت هم بیست پیام میداد که کجایی و چرا جواب نمیدهی و گریه و قهر و فحش و از این ...

۱۳ ساعت پیش
54K
.ماجرا خیلی ساده بود من فقط رفتم تا عطر بخرم آقای فروشنده بدون اینکه سوالی بپرسد رفت و شیشه ی عطری آورد. هنوز سلام هم نکرده بودم که یک ژست فرانسوی گرفت و گفت.. ce ...

.ماجرا خیلی ساده بود من فقط رفتم تا عطر بخرم آقای فروشنده بدون اینکه سوالی بپرسد رفت و شیشه ی عطری آورد. هنوز سلام هم نکرده بودم که یک ژست فرانسوی گرفت و گفت.. ce parfum est costume pour vous یعنی این عطر خیلی به شما می آید! بو کردم ...

۱۳ ساعت پیش
54K
.همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد من در ایستگاه مترو نشسته بودم تا با قطار بعدی بروم سراغ زندگی تکراری ام که ناگهان صدای خفه و آرامی که کمی هم خنگ به نظر ...

.همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد من در ایستگاه مترو نشسته بودم تا با قطار بعدی بروم سراغ زندگی تکراری ام که ناگهان صدای خفه و آرامی که کمی هم خنگ به نظر میرسید گفت: ببخشید آقا من گیج شده ام و نمیدانم باید سوار کدام قطار شوم. ...

۱۳ ساعت پیش
57K
.روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت ...

.روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت را هم شنید! این ساعت از شب که در آن گیج میخوردم اصلا زمان خوبی ...

۱۴ ساعت پیش
48K
گاهی آدم رمانی نیمه تمام دارد می رود خانه چای دم می کند سیگاری زیر لب می گذارد تکیه به بالشی می دهد و نرم نرم می خواند. خب، بدک نیست. برای خودش عالمی دارد ...

گاهی آدم رمانی نیمه تمام دارد می رود خانه چای دم می کند سیگاری زیر لب می گذارد تکیه به بالشی می دهد و نرم نرم می خواند. خب، بدک نیست. برای خودش عالمی دارد اما بدبختی این است که هر شب نمی شود این کار را کرد. آدم گاهی ...

۱۴ ساعت پیش
8K
امیرالمومنین علی (علیه السلام) میفرماید: « روزی با فاطمه (سلام الله علیها) محضر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) رسیدیم ٬ دیدیم حضرت به شدت گریه می کند گفتم: پدر و مادرم ...

امیرالمومنین علی (علیه السلام) میفرماید: « روزی با فاطمه (سلام الله علیها) محضر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) رسیدیم ٬ دیدیم حضرت به شدت گریه می کند گفتم: پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله! چرا گریه می کنی؟ فرمود: یا علی! آن شب که ...

۱۵ ساعت پیش
21K
بیشتر آدمها دردهای کهنه ای دارند که با آنها خو گرفته اند.یعنی آنقدر جنگیده اند و حریفش نشدند که دیگر با آن درد کنار آمدند.مثلا یک نفر با سردردش،یکی با پادردش و یکی با قلب ...

بیشتر آدمها دردهای کهنه ای دارند که با آنها خو گرفته اند.یعنی آنقدر جنگیده اند و حریفش نشدند که دیگر با آن درد کنار آمدند.مثلا یک نفر با سردردش،یکی با پادردش و یکی با قلب دردش... اصلا انگار با آن درد هم خانه شده اند... هر شب با درد میخوابند ...

۱۶ ساعت پیش
10K
چرا عقب مانده ایم؟ در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم. بچه‌ای بسیار شلوغ می‌کرد... خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد ...

چرا عقب مانده ایم؟ در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم. بچه‌ای بسیار شلوغ می‌کرد... خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد و آرام شد. قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده ...

۱۸ ساعت پیش
21K
✿ کپشن خاص ✿ نوبت به عزیز دردانه های تابستان مردادی های مهربان رسید... جذاب ترین ویژگی شان وفاداری شان است زبانم قاصر است از گفتن وفاداری شان از بس که که این جماعت مردادی ...

✿ کپشن خاص ✿ نوبت به عزیز دردانه های تابستان مردادی های مهربان رسید... جذاب ترین ویژگی شان وفاداری شان است زبانم قاصر است از گفتن وفاداری شان از بس که که این جماعت مردادی وفادار هستند... جذاب ترین غرور را مردادی ها دارند میدانی چرا؟؟ زیرا کوه غرورند ولیکن ...

۱۸ ساعت پیش
14K
#پارت_پانزدهم_زندگی_مریم بالاخره روز موعود رسید و من با پولایی که پس انداز کرده بودم ، همراه سیمین رفتم از همون لوازم آرایشی ، یک رژ لب و کرم پودر و مداد چشم خریدم. خیلی ذوقشون ...

#پارت_پانزدهم_زندگی_مریم بالاخره روز موعود رسید و من با پولایی که پس انداز کرده بودم ، همراه سیمین رفتم از همون لوازم آرایشی ، یک رژ لب و کرم پودر و مداد چشم خریدم. خیلی ذوقشون و داشتم . انگار چه کار بزرگی کرده بودم . تو اتاقم قایمشون میکردم که ...

۱۹ ساعت پیش
36K
‌نوبت به عزیز دردانه های تابستان مردادی های مهربان رسید... جذاب ترین ویژگی شان وفاداری شان است زبانم قاصر است از گفتن وفاداری شان از بس که این جماعت مردادی وفادار هستند... جذاب ترین غرور ...

‌نوبت به عزیز دردانه های تابستان مردادی های مهربان رسید... جذاب ترین ویژگی شان وفاداری شان است زبانم قاصر است از گفتن وفاداری شان از بس که این جماعت مردادی وفادار هستند... جذاب ترین غرور را مردادی ها دارند میدانی چرا؟؟ زیرا کوه غرورند ولیکن هیچوقت برای کسی که دوستش ...

۲۰ ساعت پیش
13K
#بسم_الله #چله_نوکری .چهل روز مانده بود، و او روزی چهل بار یادمان می‌انداخت که از کاروان عقب نمانیم. مثل این پدرهایی که از چند روز مانده به مسافرت، تدارک‌دیدنشان را شروع می‌کنند و هر بار ...

#بسم_الله #چله_نوکری .چهل روز مانده بود، و او روزی چهل بار یادمان می‌انداخت که از کاروان عقب نمانیم. مثل این پدرهایی که از چند روز مانده به مسافرت، تدارک‌دیدنشان را شروع می‌کنند و هر بار یک چیز را در چمدان می‌گذارند و هر بار یک چیز را یادآوری می‌کنند و ...

۲۰ ساعت پیش
20K
.میگفت رابطه ی ما خیلی هیجان انگیز بود، از ساعت گذاشتن و بیدار شدنم صبح زود برای بدرقه اش بگیر تا چت کردنمان که بی وقفه بود و حرف پشت حرف فدای هم میشدیم. میگفت ...

.میگفت رابطه ی ما خیلی هیجان انگیز بود، از ساعت گذاشتن و بیدار شدنم صبح زود برای بدرقه اش بگیر تا چت کردنمان که بی وقفه بود و حرف پشت حرف فدای هم میشدیم. میگفت لا به لای این چت کردنمان حرف هایی میزدیم که اگر به گوش شاعرها میرسید... ...

۱ روز پیش
76K
من همانی ام که هزار بار هم اگر زمین بخورد ، دستان کسی را برای بلند شدن نمی گیرد ، دست به زانوی خودش می گیرد و بلند می شود . من همانی ام که ...

من همانی ام که هزار بار هم اگر زمین بخورد ، دستان کسی را برای بلند شدن نمی گیرد ، دست به زانوی خودش می گیرد و بلند می شود . من همانی ام که برای اشک ریختن ، دیوار را به شانه ی آدم ها ترجیح می دهد ، ...

۱ روز پیش
21K
#رمان.ترسناک #بی_صدا_بمیر 3 💉 ⛓ 🎭 شب بیست و سوم (فصل سوم) این داستان: اتاق0 🎻 صدای خدمتکار ها ملانیا را لرزاند آن ها پشت در سردخانه بودند و در مورد دریچه افتاده شده حرف ...

#رمان.ترسناک #بی_صدا_بمیر 3 💉 ⛓ 🎭 شب بیست و سوم (فصل سوم) این داستان: اتاق0 🎻 صدای خدمتکار ها ملانیا را لرزاند آن ها پشت در سردخانه بودند و در مورد دریچه افتاده شده حرف می زدند.....ملانیا هراسان چراغ اتاق را خاموش کرد و در اتاق را چفت کرد و ...

۱ روز پیش
50K
*عروس کلافه* زندگی ام به هم ریخته است. شوهرم خیلی درگیر حاشیه است. با این که چند ماه از شروع زندگی مشترکمان می گذرد هیچ وقت زمانی برای همدیگر اختصاص نداده ایم. تمام وقتمان را ...

*عروس کلافه* زندگی ام به هم ریخته است. شوهرم خیلی درگیر حاشیه است. با این که چند ماه از شروع زندگی مشترکمان می گذرد هیچ وقت زمانی برای همدیگر اختصاص نداده ایم. تمام وقتمان را با خانواده شوهرم هستیم. دیگر خسته شده ام به او می گویم تفریح، گردش، میهمانی ...

۱ روز پیش
39K