نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

مرا حل کن در آغوشت من با هیچ کسی جز تو جور در نمی آیم♥

مرا حل کن در آغوشت من با هیچ کسی جز تو جور در نمی آیم♥

۴ دقیقه پیش
181
پارت ۱۰ فیک معجزه ی عشق ناره بعد از اینکه کفششو پوشید صاف وایستاد _خوب...بریم سهون برگشت و نگاهش کرد . با دیدن اون تیپی که زده بود و موهای گوجه ایش دهنش خود به ...

پارت ۱۰ فیک معجزه ی عشق ناره بعد از اینکه کفششو پوشید صاف وایستاد _خوب...بریم سهون برگشت و نگاهش کرد . با دیدن اون تیپی که زده بود و موهای گوجه ایش دهنش خود به خود باز شد . هم به شدت خوشگل شده بود هم به شدت کیوت . ...

۱۴ دقیقه پیش
2K
تو دلتنگ که میشوی چکار میکنی؟ من ، تمام خاطراتمان را تند می دوم تا برگردم به لحظه ی آغازین . میترسم از ادامه ی دنیایی که تو در آن نباشی ... اینست که گاهی ...

تو دلتنگ که میشوی چکار میکنی؟ من ، تمام خاطراتمان را تند می دوم تا برگردم به لحظه ی آغازین . میترسم از ادامه ی دنیایی که تو در آن نباشی ... اینست که گاهی صدایمان که می کنند ، انگار اینجا نیستیم . دنیا پر است از آدمهایی که ...

۲۰ دقیقه پیش
732
❤ ️ تو جان در بدنم هستی که از دهلیز راست قلبم وارد می شوی و از بطن چپش خارج ، می روی در رگ هایم میچرخی و دوباره می آیی روبه رویم و به ...

❤ ️ تو جان در بدنم هستی که از دهلیز راست قلبم وارد می شوی و از بطن چپش خارج ، می روی در رگ هایم میچرخی و دوباره می آیی روبه رویم و به من جان می دهی

۲۵ دقیقه پیش
744
نمیدانم این بغض چگونه راه گلویم را بسته شاید گفتن دوستت دارم انچنان سخت.نمیدانم... همیشه حضورت رو درون قلبم احساس میکنم و ترسی برای گفتن دلم برایت تنگ شده.نمیتوانم... همیشه اسیر بودی و از دور ...

نمیدانم این بغض چگونه راه گلویم را بسته شاید گفتن دوستت دارم انچنان سخت.نمیدانم... همیشه حضورت رو درون قلبم احساس میکنم و ترسی برای گفتن دلم برایت تنگ شده.نمیتوانم... همیشه اسیر بودی و از دور حسرتی نیست جز نگاهت.گرفتارم... این منصفانه نیست که برای داشتنت انقدر مبارزه کردم و ناتوان ...

۳۰ دقیقه پیش
1K
اللهم عجل لولیک الفرج .. ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی.. مجموع چه غم دارد از من که پریشانم ؟؟ دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من‌.. چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم.. ...

اللهم عجل لولیک الفرج .. ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی.. مجموع چه غم دارد از من که پریشانم ؟؟ دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من‌.. چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم.. با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم.. حکم آن چه تو فرمایی من بنده فرمانم.. ای ...

۴۵ دقیقه پیش
1K
ائمه در زندان هم شیعیان را رها نمی کردند ... مرحوم راوندی، طبرسی و برخی دیگر از بزرگان به نقل از ابوهاشم جعفری حکایت کنند: در زمان حکومت متوکل عباسی، توسط مأمورین حکومتی دست گیر ...

ائمه در زندان هم شیعیان را رها نمی کردند ... مرحوم راوندی، طبرسی و برخی دیگر از بزرگان به نقل از ابوهاشم جعفری حکایت کنند: در زمان حکومت متوکل عباسی، توسط مأمورین حکومتی دست گیر و به همراه عده ای دیگر از شیعیان زندانی شدم. پس از گذشت مدتی حضرت ...

۴۶ دقیقه پیش
3K
میدونستید یزدگرد سوم هم مژده به آمدن امام زمان داده است؟؟؟؟؟ ابن عیّاش در کتاب «مقتضب الاثر»از «نوشجان بن بودمردان» نقل کرده که چون ایرانیان در جنگ «قادسیه» شکست خوردند، و یزدگرد از کشته شدن ...

میدونستید یزدگرد سوم هم مژده به آمدن امام زمان داده است؟؟؟؟؟ ابن عیّاش در کتاب «مقتضب الاثر»از «نوشجان بن بودمردان» نقل کرده که چون ایرانیان در جنگ «قادسیه» شکست خوردند، و یزدگرد از کشته شدن «رستم فرّخ‏زاد» سردار لشکرش و عدالت عرب مطلع گشت و دانست که پنجاه هزار تن ...

۵۹ دقیقه پیش
3K
#صاحبنا🌱 من از یادت نمی‌کاهم؛ تو را من چشم در راهم... #نیما_یوشیج ...♡🍁 ♡... اَللهُمّ عَجـّلْ لِـوَلیّکَ الفَــرَجْ🌸 اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّـدٍ وَّ آلِ مُحَمـَّد وعَجـِلْ فَرَجَهُم🌸 ۱۳۹۸/۰۹/۲۲

#صاحبنا🌱 من از یادت نمی‌کاهم؛ تو را من چشم در راهم... #نیما_یوشیج ...♡🍁 ♡... اَللهُمّ عَجـّلْ لِـوَلیّکَ الفَــرَجْ🌸 اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّـدٍ وَّ آلِ مُحَمـَّد وعَجـِلْ فَرَجَهُم🌸 ۱۳۹۸/۰۹/۲۲

۱ ساعت پیش
1K
~~ آذر یادش رفته که پاییز است! نمی بارد،فقط یخ میزند! به گمانم کسی به طرز فجیعی تنهایش گذاشته! وگرنه اینگونه ماتش نمی برد! ‌ من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی ها کرده ...

~~ آذر یادش رفته که پاییز است! نمی بارد،فقط یخ میزند! به گمانم کسی به طرز فجیعی تنهایش گذاشته! وگرنه اینگونه ماتش نمی برد! ‌ من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی ها کرده ام...؛ ♥ ️ #شاملو

۱ ساعت پیش
3K
برومند پشت من از پله ها اومد پایین دستشو گذاشت پشت کمرم و گفت : بریم عزیزم ! من بی صدا گریه میکردم .‌ اونم منو نگاه نکرده بود و تند تند راه میرفت که ...

برومند پشت من از پله ها اومد پایین دستشو گذاشت پشت کمرم و گفت : بریم عزیزم ! من بی صدا گریه میکردم .‌ اونم منو نگاه نکرده بود و تند تند راه میرفت که برسه به ماشین . برای همین ، بی وقفه حرف میزد : - عروسکم چرا ...

۱ ساعت پیش
8K
دیدم که هانیه زوم کرده رو ما ! لبخند ملوسی زدم و گفتم: نه عشقم . دوست دارم . ولی تو دلم غوغایی بود . نفس کشیدن برام سخت شده بود ‌ . مادرش همون ...

دیدم که هانیه زوم کرده رو ما ! لبخند ملوسی زدم و گفتم: نه عشقم . دوست دارم . ولی تو دلم غوغایی بود . نفس کشیدن برام سخت شده بود ‌ . مادرش همون غذای ساده رو هزار بار به هانیه تعارف کرد ! ولی یک بار هم به ...

۱ ساعت پیش
9K
کنار برومند روی مبل دو نفره نشستم ! همچنان سرش تو گوشی بود ! هانیه روبروی ما هی جای پاهاشو روی هم عوض میکرد . برومند که اصلا سرشم نیاورد بالا نگاه کنه. منم نیم ...

کنار برومند روی مبل دو نفره نشستم ! همچنان سرش تو گوشی بود ! هانیه روبروی ما هی جای پاهاشو روی هم عوض میکرد . برومند که اصلا سرشم نیاورد بالا نگاه کنه. منم نیم نگاهی انداختم و شروع به صحبت با آقای ساداتی کردم . مرد خوش صحبتیه. خیلی ...

۱ ساعت پیش
9K
در

در "من" کوچه ایست! که با تو در ان نگشته ام! صفریست که با تو هنوز نرفته ام! روز ها و شب هاییست که با تو به سر نکرده ام! عاشقانه هایی ایست باتو هنوز نگفته ام♡♥

۱ ساعت پیش
3K
پشت چشمی نازک کرد و گفت : نه خیلی ممنون ‌ هانیه جون زحمت همه ی کار ها رو کشیده ، دستش درد نکنه ! شونه ای بالا انداختم و گفتم: دستش درد نکنه ! ...

پشت چشمی نازک کرد و گفت : نه خیلی ممنون ‌ هانیه جون زحمت همه ی کار ها رو کشیده ، دستش درد نکنه ! شونه ای بالا انداختم و گفتم: دستش درد نکنه ! حالا منم که کشته مرده ی کمک کردن نبودم . حمالیش رو هانیه جون بکنه ...

۱ ساعت پیش
5K
دستمو رو دستاش که دور شکمم حلقه شده بود گذاشتم و صورتمو به سمتش مایل کردم . سرش رو بالا آورد و خوشگل نگام کرد . دلم براش ضعف رفت . عین پسر بچه هایی ...

دستمو رو دستاش که دور شکمم حلقه شده بود گذاشتم و صورتمو به سمتش مایل کردم . سرش رو بالا آورد و خوشگل نگام کرد . دلم براش ضعف رفت . عین پسر بچه هایی شده بود که کار بدی کردن اما دلشون نمیخواد مامانشون دعواشون کنه! برم گردوند و ...

۱ ساعت پیش
7K
لبخندی به صورتم اوردم وگفتم : سلام مامان جان ‌. زحمت افتادین! دستش رو دراز کرد سمتم و باهام دست داد و گفت : سلام . نه کاری نکردم ‌ بفرما داخل ! حتی اجازه ...

لبخندی به صورتم اوردم وگفتم : سلام مامان جان ‌. زحمت افتادین! دستش رو دراز کرد سمتم و باهام دست داد و گفت : سلام . نه کاری نکردم ‌ بفرما داخل ! حتی اجازه نداد ببوسمش! این چطور مادریه!؟ پدرش از نیم پله هایی که پذیرایی رو از طبقه ...

۱ ساعت پیش
8K
برومند فکر میکرد چون مامان من دعوتش کرده ، مامان اونم موظفه همین کار رو بکنه ! هر چی بهش میگفتم لازم نیست و این کارا دل بخواهیه، گوشش بدهکار نبود ! دقیقا هفته ی ...

برومند فکر میکرد چون مامان من دعوتش کرده ، مامان اونم موظفه همین کار رو بکنه ! هر چی بهش میگفتم لازم نیست و این کارا دل بخواهیه، گوشش بدهکار نبود ! دقیقا هفته ی بعد پنجشنبه شام خونه ی مادرش دعوت شدم ! انزجارم از رفتن به خونشون به ...

۱ ساعت پیش
10K
عنایت به شیعیان و آرام کردن ایشان با خبرهای غیبی از کافور خادم نقل شده که: «گفت: یونس نقاش، همواره حضور سرورمان امام عسکری علیه ‏السلام می‏ رسید و به خدمت‏گزاری وی می‏ پرداخت. روزی ...

عنایت به شیعیان و آرام کردن ایشان با خبرهای غیبی از کافور خادم نقل شده که: «گفت: یونس نقاش، همواره حضور سرورمان امام عسکری علیه ‏السلام می‏ رسید و به خدمت‏گزاری وی می‏ پرداخت. روزی ترسان و وحشت زده بر آن حضرت وارد شد و عرض کرد: مولای من، خانواده‏ ...

۱ ساعت پیش
6K
چه خوش خیال است فاصله را میگویم به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است اینجا در میان دل من …

چه خوش خیال است فاصله را میگویم به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است اینجا در میان دل من …

۱ ساعت پیش
1K