نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

‍ گرچه در دورترین شهر جهان محبوسم از همین دور ولی روی تو را می بوسم گر چه در سبزترین باغ ولی خاموشم گر چه در بازترین دشت ولی محبوسم خلوت ساکت یک جوی حقیرم ...

‍ گرچه در دورترین شهر جهان محبوسم از همین دور ولی روی تو را می بوسم گر چه در سبزترین باغ ولی خاموشم گر چه در بازترین دشت ولی محبوسم خلوت ساکت یک جوی حقیرم بی تو با تو گسترده گی پهنه اقیانوسم ای به راهت لب هر پنجره یک ...

۳ ساعت پیش
6K
#بخون ..اگر در رابطه ای دلت گیر افتاد حواست باشد دچار سوتفاهم عاشق بودن نشوی .. بعضی حس ها شبیه به عاشقی اند اما فرسنگ ها از عشق فاصله دارند .. احساس

#بخون ..اگر در رابطه ای دلت گیر افتاد حواست باشد دچار سوتفاهم عاشق بودن نشوی .. بعضی حس ها شبیه به عاشقی اند اما فرسنگ ها از عشق فاصله دارند .. احساس "ترس از دست دادن " همان سوتفاهم عاشقی ست .. گمان می کنی جانت به جانش وصل است ...

۴ ساعت پیش
17K
مدت ماندگاری انواع گوشت در یخچال و فریزر شما بیشتر چه گوشتی مصرف میکنید توجه داشته باشید گوشت های پخته شده رو میتوانید تا چهار روز هم در یخچال نگهداری کنید ولی بهتر است تا ...

مدت ماندگاری انواع گوشت در یخچال و فریزر شما بیشتر چه گوشتی مصرف میکنید توجه داشته باشید گوشت های پخته شده رو میتوانید تا چهار روز هم در یخچال نگهداری کنید ولی بهتر است تا دو روز مصرف شوند #بخون

۷ ساعت پیش
2K
یوناتان میدونست من دارم میمیرم ، فکر کنم جز خودم همه خبر داشتند. حتی بچه های مدرسه هم میدونستند دیر یا زود میمیرم. وقتی یوناتان اومد ازش پرسیدم. کمی مکث کرد، نمیخواست جواب بده، ولی ...

یوناتان میدونست من دارم میمیرم ، فکر کنم جز خودم همه خبر داشتند. حتی بچه های مدرسه هم میدونستند دیر یا زود میمیرم. وقتی یوناتان اومد ازش پرسیدم. کمی مکث کرد، نمیخواست جواب بده، ولی گفت:"آره... میدونم" جواب خیلی تلخی بود، مخصوصا برای کسی مثل من. اشک سریعا در چشم ...

۱۸ ساعت پیش
56K
#شرح_زیارت_اربعین_قسمت_پنجم شفاعت کامل امام حسین در قیامت ⚡ ️فجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّی سُفِکَ فی طاعَتِکَ دَمُهُ⚡ ️ امام حسین با صبر زیبای خود در حالی که خون خودشان و حقیقت حیاتشان را در راه ...

#شرح_زیارت_اربعین_قسمت_پنجم شفاعت کامل امام حسین در قیامت ⚡ ️فجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّی سُفِکَ فی طاعَتِکَ دَمُهُ⚡ ️ امام حسین با صبر زیبای خود در حالی که خون خودشان و حقیقت حیاتشان را در راه جهاد و با اخلاص کامل و با صبر و شکیبایی و⚡ ️صابراً محتسباً⚡ ️ دادند؛ ...

۱ روز پیش
28K
آسمان می‌بارد و امشب شبی طولانی است آسمان چشم من از غیبتت بارانی است زخم عریان، تحفه عشق تو بود بر سینه‌ام گر چه بر دل می‌نشیند سینه‌ام نورانی است کوچ پاییز و من و ...

آسمان می‌بارد و امشب شبی طولانی است آسمان چشم من از غیبتت بارانی است زخم عریان، تحفه عشق تو بود بر سینه‌ام گر چه بر دل می‌نشیند سینه‌ام نورانی است کوچ پاییز و من و فکری که درگیر تو بود یک کبوتر همچنان در قلب من زندانی است بس که ...

۱ روز پیش
21K
این بار کمی دورتر از خانه ی شادلین این ها، زیر درختی پَت و پهن ماشین را پارک کرد. حوصله ای که برای کشیک دادن داشتند، ستودنی بود. توجه شادلین به بارمانی که مداوم داشبورد ...

این بار کمی دورتر از خانه ی شادلین این ها، زیر درختی پَت و پهن ماشین را پارک کرد. حوصله ای که برای کشیک دادن داشتند، ستودنی بود. توجه شادلین به بارمانی که مداوم داشبورد را زیر و رو می کرد جلب شد. _چی شده؟ _یه بسته قهوه داشتم اینجاها... ...

۲ روز پیش
53K
دلگیر مباش از مرغانی که نزد تو دانه خوردند و نزد همسایه تخم گذاشتند. ایمان داشته باش روزی بوی کبابشان به مشامت خواهد رسید. صبور باش،صبر اوج احترام،به حکمت خداست. دنیا دو روزه،یک روز با ...

دلگیر مباش از مرغانی که نزد تو دانه خوردند و نزد همسایه تخم گذاشتند. ایمان داشته باش روزی بوی کبابشان به مشامت خواهد رسید. صبور باش،صبر اوج احترام،به حکمت خداست. دنیا دو روزه،یک روز با تو،یک روز بر علیه تو ،پس ناامید نشو، زمان زود میگذرد،بی بی ها هم یک ...

۲ روز پیش
20K
ویرایش 2 ::::::: ___________________________________________________ در سال 633 زادروزی (میلادی) ، عرب های حجاز ، سرزمین «یمنی تبارها» را زورگیری (اشغال) کردند ؛ و این زورگیری (اشغال) ، تا به امروز پابرجا مانده است ؛ پس ...
عکس بلند

ویرایش 2 ::::::: ___________________________________________________ در سال 633 زادروزی (میلادی) ، عرب های حجاز ، سرزمین «یمنی تبارها» را زورگیری (اشغال) کردند ؛ و این زورگیری (اشغال) ، تا به امروز پابرجا مانده است ؛ پس باید گفت که هم «سرزمین دارای رنگ سبز در کارنگاره (نقشه)» ، و هم همهء ...

۲ روز پیش
34K
پ ن : زیاد پیش آمده ، خیلی زیاد ! که حوصله ی خودم را هم نداشته ام ، ولی با همان حال ؛ حرف های دیگران را گوش بوده ام ، زیبایی هایشان را ...

پ ن : زیاد پیش آمده ، خیلی زیاد ! که حوصله ی خودم را هم نداشته ام ، ولی با همان حال ؛ حرف های دیگران را گوش بوده ام ، زیبایی هایشان را چشم ، و زخم هایشان را مرهم ... زیاد پیش آمده که کم آورده ام ...

۲ روز پیش
54K
#پارت۱۵۳ امیرعلی : داشتم غدا می کشیدم رهام اومد کنارم وگفت : چیکار می کنی پسر - هیچی دارم شام می کشم رهام :چه تیپی زدی بد جنس داماد انگشت کوچیکت نمیشه - برو بابا ...

#پارت۱۵۳ امیرعلی : داشتم غدا می کشیدم رهام اومد کنارم وگفت : چیکار می کنی پسر - هیچی دارم شام می کشم رهام :چه تیپی زدی بد جنس داماد انگشت کوچیکت نمیشه - برو بابا داماد خودش متفاوته رهام : بیا بریم پیش بچه ها اونم غدا کشید ورفتیم پیش ...

۲ روز پیش
64K
دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش بگذار حسودان همه عیب تو بگویند باور نکن و دلخوش اقبال خودت باش یک لحظه نخور حسرت آنرا که نداری راضی به همین ...

دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش بگذار حسودان همه عیب تو بگویند باور نکن و دلخوش اقبال خودت باش یک لحظه نخور حسرت آنرا که نداری راضی به همین چند قلم مال خودت باش! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بـه دنبال کسی باش که ب دنبال تو باشد ...

۲ روز پیش
6K
#پارت92: - بهم بگو ارمیا کجاس؟ داداش من کجاس؟ با مشت های بی جونش به سینم می‌زد. قلبم به درد اومد. نه از مشت‌هاش بلکه از این بی قرارهاش! طاقت دیدن این وضعیتش رو نداشتم. ...

#پارت92: - بهم بگو ارمیا کجاس؟ داداش من کجاس؟ با مشت های بی جونش به سینم می‌زد. قلبم به درد اومد. نه از مشت‌هاش بلکه از این بی قرارهاش! طاقت دیدن این وضعیتش رو نداشتم. نمی‌دونم چم شده بود، ولی مدام به خودم می‌گفتم باید یه کاری کنم آروم بگیره. ...

۲ روز پیش
41K
#پارت92: - بهم بگو ارمیا کجاس؟ داداش من کجاس؟ با مشت های بی جونش به سینم می‌زد. قلبم به درد اومد. نه از مشت‌هاش بلکه از این بی قرارهاش! طاقت دیدن این وضعیتش رو نداشتم. ...

#پارت92: - بهم بگو ارمیا کجاس؟ داداش من کجاس؟ با مشت های بی جونش به سینم می‌زد. قلبم به درد اومد. نه از مشت‌هاش بلکه از این بی قرارهاش! طاقت دیدن این وضعیتش رو نداشتم. نمی‌دونم چم شده بود، ولی مدام به خودم می‌گفتم باید یه کاری کنم آروم بگیره. ...

۲ روز پیش
37K
#رمان_مثلث_برمودا پارت⑪ —اخه مزاحم میشیم مزاحم؟ مگه قریبه اید چه مثالی هم زد خوب قریبه ایم دیگ نه تو منو دیدی نه من تورو —بگم به اجیم بیاد اره بگو زنگ زدم به الی —سلام ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت⑪ —اخه مزاحم میشیم مزاحم؟ مگه قریبه اید چه مثالی هم زد خوب قریبه ایم دیگ نه تو منو دیدی نه من تورو —بگم به اجیم بیاد اره بگو زنگ زدم به الی —سلام خوبی لوکیشن و فرستادم با دلا بیا برات ماشین میگیره اها باش —بای وقطع کردم ...

۳ روز پیش
31K
ارکا نفسش و عمیقا بیرون داد و گفت : -این‌قدر حال‌تون مساعد هست که بتونید به سؤالاتم جواب بدین؟ قبل از این‌که بتوانم جوابش را بدهم، مادرم اعتراض کرد: -چه سؤالی؟ چی می‌گید شما؟ نمی‌بینید ...

ارکا نفسش و عمیقا بیرون داد و گفت : -این‌قدر حال‌تون مساعد هست که بتونید به سؤالاتم جواب بدین؟ قبل از این‌که بتوانم جوابش را بدهم، مادرم اعتراض کرد: -چه سؤالی؟ چی می‌گید شما؟ نمی‌بینید دخترم روی تخت بیمارستانه؟ آرکا با لحنی آرام اما جدی گفت: -می‌بینم، اتفاقاً به‌خاطر مساعد ...

۳ روز پیش
90K
#پارت ۱۴۷ نازنین : ربا گریه گفتم : بابات سنگ دله تو هم حرفای اونو می زنی امیر علی : من شده جونمم برای آرمان میدم حتا اگه شده هیچ وقت مزه پدر شدن رو ...

#پارت ۱۴۷ نازنین : ربا گریه گفتم : بابات سنگ دله تو هم حرفای اونو می زنی امیر علی : من شده جونمم برای آرمان میدم حتا اگه شده هیچ وقت مزه پدر شدن رو نچشم بخاطر اون ولی حاجی حرفش چیز دیگیه ...می دونی چی گفته چی خواسته - ...

۳ روز پیش
42K
#پارت ۱۴۳ نازنین : نشسته بودم تو سالن وداشتم درودیوار رو نگاه می کردم - زن دایی... سرمو بلند کردم شادی اومد بغلم کردوگفت : چرا اینجا نشستی بیا بریم تو حیاط - مامانت اومده ...

#پارت ۱۴۳ نازنین : نشسته بودم تو سالن وداشتم درودیوار رو نگاه می کردم - زن دایی... سرمو بلند کردم شادی اومد بغلم کردوگفت : چرا اینجا نشستی بیا بریم تو حیاط - مامانت اومده شادی : اره بریم با شادی رفتیم تو حیاط نشسته همه نشسته بودن سلام کردم ...

۳ روز پیش
37K