نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

🔴 شما #قربانی شده اید اما بی خبرید! ✍ ️ #داود_مدرسی_یان 🔻 هر زمان بدانم ملاقات و جلسه‌ای مشکل را حل می‌کند من هستم؛ حاضرم در این راه قربانی شوم! 🔹 آقای روحانی با بیان ...

🔴 شما #قربانی شده اید اما بی خبرید! ✍ ️ #داود_مدرسی_یان 🔻 هر زمان بدانم ملاقات و جلسه‌ای مشکل را حل می‌کند من هستم؛ حاضرم در این راه قربانی شوم! 🔹 آقای روحانی با بیان اینکه در سفر سازمان ملل دو پیام رسا به دنیا دادیم، گفت: «یکی پیام صلح ...

۷ ساعت پیش
13K
#بخونید :) بلد نبودی دوست داشتنِ منو که باید وسط شلوغی زنگ میزدی میگفتی

#بخونید :) بلد نبودی دوست داشتنِ منو که باید وسط شلوغی زنگ میزدی میگفتی "کاش تو اینجا بودی جای همه" نه اینکه منو یادت بره و بعد از ساعت ها پیام بدی بگی درگیر بودم یا اون وقتا که میرفتی مسافرت باید بهم زنگ میزدی میگفتی اینجا همه چیز خوبه ...

۸ ساعت پیش
16K
روزهای اول پاییز یه عادتی هم که داره اینه آدمهای غمگین رو مهربون و اشکی‌تر می‌کنه از بقیه سال. یعنی شما با گردن افراشته داری برای خودت راه می‌ری تو شهر، بی رویا و بی ...

روزهای اول پاییز یه عادتی هم که داره اینه آدمهای غمگین رو مهربون و اشکی‌تر می‌کنه از بقیه سال. یعنی شما با گردن افراشته داری برای خودت راه می‌ری تو شهر، بی رویا و بی کابوس، یخِ یخ. یهو یه برگی می‌مونه زیر پای چپت و با یه ناله محزونی ...

۹ ساعت پیش
12K
#رمان_مثلث_برمودا پارت⑯ —اره حتما منو تو اصلا از خنده عصبانی میشم میبینیم —میبینیم رفتم طبقه ی سوم مرواریدا تو کیفم بود کیفمم باخودم بردم رفتم سمت یه اتاق درشو باز کردم دکوراسیونش طلایی و مشکی ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت⑯ —اره حتما منو تو اصلا از خنده عصبانی میشم میبینیم —میبینیم رفتم طبقه ی سوم مرواریدا تو کیفم بود کیفمم باخودم بردم رفتم سمت یه اتاق درشو باز کردم دکوراسیونش طلایی و مشکی بود پتو ها و لباسا رو به هم گره زدم واخر هم به دسته ی ...

۱۰ ساعت پیش
26K
#ژله_انبه دو بسته ژله انبه رو با دولیوان سرخالی آب جوش حل می کنیم تا خوب مخلوط و شفاف بشن. میزاریم تا خوب خنک بشه.بستنی های زعفرانی رو قبلا از فریزر بیرون میاریم تا کاملا ...

#ژله_انبه دو بسته ژله انبه رو با دولیوان سرخالی آب جوش حل می کنیم تا خوب مخلوط و شفاف بشن. میزاریم تا خوب خنک بشه.بستنی های زعفرانی رو قبلا از فریزر بیرون میاریم تا کاملا آب بشه. حالا بستنی و ژله رو با هم مخلوط می کنیم. علت اینکه از ...

۱۰ ساعت پیش
6K
#پارت ۱۵۸ نازنین: تو هر چیزی نظر منو می خواست وتازه حاجی یادش اومده بود واسه من بره خواستگاری خیلی ازش دلخور بودم دیگه حتا بهش نمی گفتم بابا وبهش می گفتم حاجی خودش می ...

#پارت ۱۵۸ نازنین: تو هر چیزی نظر منو می خواست وتازه حاجی یادش اومده بود واسه من بره خواستگاری خیلی ازش دلخور بودم دیگه حتا بهش نمی گفتم بابا وبهش می گفتم حاجی خودش می دونست چقدر ازش ناراحتم ودلمو شکسته ...رُز اشک هام دست خودم نبود به هق هق ...

۱۱ ساعت پیش
28K
#پارت ۱۵۷ نازنین : خیلی خوابم میومد ولی مجبور بودم بلندشم از دیدن امیر علی تعجب کردم اونم هنوز خواب بودخواستم بلند شم دستشو دور کمرم پیچوند وگفت : کجا - ساعت نه بلندشم دیگه ...

#پارت ۱۵۷ نازنین : خیلی خوابم میومد ولی مجبور بودم بلندشم از دیدن امیر علی تعجب کردم اونم هنوز خواب بودخواستم بلند شم دستشو دور کمرم پیچوند وگفت : کجا - ساعت نه بلندشم دیگه امیر علی : بخواب - آرمان چی امیر علی : مامان هست - ول کن ...

۱۱ ساعت پیش
29K
#پارت ۱۵۶ نازنین : امیر علی باز خندیدوگفت : یک ساعته برای من قیافه می گیری بخاطر اینکه رها منو بوسیده - امیر علی ... من بلند گفتم واون آروم گفت : جون امیر علی ...

#پارت ۱۵۶ نازنین : امیر علی باز خندیدوگفت : یک ساعته برای من قیافه می گیری بخاطر اینکه رها منو بوسیده - امیر علی ... من بلند گفتم واون آروم گفت : جون امیر علی ... - عصبیم نکن می زنمت هان امیر علی : بزن تو جونمو بگیر کیه ...

۱۱ ساعت پیش
24K
#کارما لو :منو بگو واسش خوش حال بودم شام در ست کردم اخــــــ بچه هام بک از جاش بلند و دنبال لوهان وارد اشپزخونه شد بک پوزخندی زد: مگه می خوای زن بگیری؟ سهون می ...

#کارما لو :منو بگو واسش خوش حال بودم شام در ست کردم اخــــــ بچه هام بک از جاش بلند و دنبال لوهان وارد اشپزخونه شد بک پوزخندی زد: مگه می خوای زن بگیری؟ سهون می دونه تا اون جای که می دونه نه سهون قابلیت بارداری داره نه تو لو ...

۱۲ ساعت پیش
14K
«یک‌درصد» دیروز صبح وقتی از بخش گوارش بهم زنگ زدن که برای بررسی یک توده برم، طبق معمول انتظار داشتم پیرمرد یا پیرزنی روی تخت اندوسکوپی خوابیده باشه. ولی در کمال تعجب زن جوان و ...

«یک‌درصد» دیروز صبح وقتی از بخش گوارش بهم زنگ زدن که برای بررسی یک توده برم، طبق معمول انتظار داشتم پیرمرد یا پیرزنی روی تخت اندوسکوپی خوابیده باشه. ولی در کمال تعجب زن جوان و زیبایی رو دیدم با موهای مشکی دم‌اسبی شده که زیر دستگاه بیهوش بود. از «دکتر ...

۱۲ ساعت پیش
22K
#کارما بکهیون: چند تا ورقه زیرو کرد و برای هزارمین بار حساب دار قبلیو لعنت کرد،به معنا واقعی ریده بود تو حسابا و این یعنی بک باید حسابا رو از اول چک می کرد، بک:لعنت ...

#کارما بکهیون: چند تا ورقه زیرو کرد و برای هزارمین بار حساب دار قبلیو لعنت کرد،به معنا واقعی ریده بود تو حسابا و این یعنی بک باید حسابا رو از اول چک می کرد، بک:لعنت بهت می خوام بدونم کدوم دانشگاهی به تو گاو مدرک داده -اخه اصلا می خوام ...

۱۲ ساعت پیش
17K
🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 ✳ نقشه دشمن ✳ 🌲 #امر_به_معروف کردن اصلا کار آسانی نیست . خیلی ها واسه ما نقشه ریختن تا من و شما این واجبمون رو ترک کنیم. 🌲 وقتی تصمیم میگیریم ...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 ✳ نقشه دشمن ✳ 🌲 #امر_به_معروف کردن اصلا کار آسانی نیست . خیلی ها واسه ما نقشه ریختن تا من و شما این واجبمون رو ترک کنیم. 🌲 وقتی تصمیم میگیریم خوب شویم همه دست به دست هم می‌دهند تا ما را از انجام کارهای خوب ...

۱۳ ساعت پیش
16K
#رمان_مثلث_برمودا پارت⑮ که یه گاز گرفت اونقدر محکم نبود که خون بیاد یا چی گفتم:لطفا لطفا بعد یهو سرشو برگردوند و چشم تو چشمم شد اصلا حس خوبی نداشتم برای اولین بار بیش از حد ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت⑮ که یه گاز گرفت اونقدر محکم نبود که خون بیاد یا چی گفتم:لطفا لطفا بعد یهو سرشو برگردوند و چشم تو چشمم شد اصلا حس خوبی نداشتم برای اولین بار بیش از حد ترسیده بودم که بوسه ای کوتاه رو لبم زد رفت عقب و دستامو پاهامو باز ...

۱۵ ساعت پیش
29K
این بار کمی دورتر از خانه ی شادلین این ها، زیر درختی پَت و پهن ماشین را پارک کرد. حوصله ای که برای کشیک دادن داشتند، ستودنی بود. توجه شادلین به بارمانی که مداوم داشبورد ...

این بار کمی دورتر از خانه ی شادلین این ها، زیر درختی پَت و پهن ماشین را پارک کرد. حوصله ای که برای کشیک دادن داشتند، ستودنی بود. توجه شادلین به بارمانی که مداوم داشبورد را زیر و رو می کرد جلب شد. _چی شده؟ _یه بسته قهوه داشتم اینجاها... ...

۱۷ ساعت پیش
33K
#رمان_مثلث_برمودا پارت⑭ ولی در قفل بود لعنتی اه اه چی کار کنیم الیس الانه که بیاد —نمی دونم نمی دونم ذهنم کار نمی کنه پنجره هم که طبقه سوم داره که خودش بالاس الیسا فهمیدم ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت⑭ ولی در قفل بود لعنتی اه اه چی کار کنیم الیس الانه که بیاد —نمی دونم نمی دونم ذهنم کار نمی کنه پنجره هم که طبقه سوم داره که خودش بالاس الیسا فهمیدم فهمیدم —بدو بگو خودتو خوب جلوه بده و باهاش خوب باش بعدش بگو بریم بیرون ...

۱۷ ساعت پیش
25K
#رمان_مثلث_برمودا پارت⑬ که صدای در اومد با صدای خواب آلوده گفتم:بیا تو چشمام بسته بود که لرزش تخت رو حس کردم —الینا دیدی نتونستی تنهایی بخوابی بازم سکوت ول کن ماجرا شدم و خوابیدم چشمام ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت⑬ که صدای در اومد با صدای خواب آلوده گفتم:بیا تو چشمام بسته بود که لرزش تخت رو حس کردم —الینا دیدی نتونستی تنهایی بخوابی بازم سکوت ول کن ماجرا شدم و خوابیدم چشمام گرم شده بود که دستی از پشتم حلقه شد چشامو باز کردم و دستمو اوردم ...

۱۸ ساعت پیش
26K
دختر بچه بودیم ؛ ولی دنیای دخترونه نداشتیم ،؛ ما کشوهامون پر از کش و گل‌سر و تل های رنگی‌رنگی نبود . کمدهامون ردیف به ردیف لباس‌های عروسکی و پف‌پفی صورتی و قرمز و یاسی ...

دختر بچه بودیم ؛ ولی دنیای دخترونه نداشتیم ،؛ ما کشوهامون پر از کش و گل‌سر و تل های رنگی‌رنگی نبود . کمدهامون ردیف به ردیف لباس‌های عروسکی و پف‌پفی صورتی و قرمز و یاسی نداشت . کفش‌های خوشگل خوشگل و یه صندوق پر از گردنبد و انگشتر و دستبند ...

۱۸ ساعت پیش
14K
به نظرم سرد شدنِ ینفر تویِ رابطه مثل این میمونه که رفته باشه توی کما! وقتی سرد میشه برات عزیز میشه! تازه قدر روزایی که بی وقفه بهت محبت میکردو میفهمی! تازه میفهمی هر

به نظرم سرد شدنِ ینفر تویِ رابطه مثل این میمونه که رفته باشه توی کما! وقتی سرد میشه برات عزیز میشه! تازه قدر روزایی که بی وقفه بهت محبت میکردو میفهمی! تازه میفهمی هر "عزیزم"گفتنش چقدر باارزش بوده و تو به چشم یه عادت بهش نگاه کردی! و حالا همه ...

۱۹ ساعت پیش
17K
آرزو میکنم بتونم یکم بیشتر عمر کنم نگاهم به آسمون باشه نه فقط به زمین احساس میکنم زندگیم داره مرور میشه و تمام کاری که میتونم بکنم اینه که تماشا کنم و گریه کنم دلم ...

آرزو میکنم بتونم یکم بیشتر عمر کنم نگاهم به آسمون باشه نه فقط به زمین احساس میکنم زندگیم داره مرور میشه و تمام کاری که میتونم بکنم اینه که تماشا کنم و گریه کنم دلم واسه حال و هوای بچگیم، دلم واسه دوستام تنگ میشه دلم واسه مادرم تنگ شده، ...

۱۹ ساعت پیش
16K