نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

شعبده رقصان در ره عشق تو همواره غزل خوانم من از بر جان تو عمری ست که جانانم من گر چه یک بار ندیدی تو منِ مسکین را روز و شب از نگه ناب تو ...

شعبده رقصان در ره عشق تو همواره غزل خوانم من از بر جان تو عمری ست که جانانم من گر چه یک بار ندیدی تو منِ مسکین را روز و شب از نگه ناب تو حیرانم من هر زمانی که می افتد نظرت بر من زار تا دگر بار رسد ...

۴ دقیقه پیش
332
می‌خواهم زندگی کنم، می‌خواهم

می‌خواهم زندگی کنم، می‌خواهم "با عشق" زندگی کنم. می‌خواهم در سخت‌ترین شرایط و تا پای جان، برای حفظ دلبستگی‌هایم بجنگم. می‌خواهم چشم در چشمِ زندگی بایستم و بگویم؛ تو بدونِ دلبستگی‌های من، مفت هم نمی‌ارزی. زندگی ناظم سخت‌گیری‌ست که هرچه بیشتر دلبسته‌ی چیزی یا کسی باشی، مصمم‌تر می‌شود برای گرفتنش ...

۲۵ دقیقه پیش
2K
پارت ۱۱ _ هی دختره یاس با شنیدن صدا برگشت و پشت سرش رو نگاه کرد و با دیدن پسری مست کمی ترسید ولی ترجیح داد فرار کنه تا برگشت دستش توست همون پسر گرفته ...

پارت ۱۱ _ هی دختره یاس با شنیدن صدا برگشت و پشت سرش رو نگاه کرد و با دیدن پسری مست کمی ترسید ولی ترجیح داد فرار کنه تا برگشت دستش توست همون پسر گرفته شد یاس گرچه رزمی کار بود ولی بازم زورشو به یک پسر نمیرسید پسر یاس ...

۵۶ دقیقه پیش
7K
و من اگر نباشم تو که معشوق منی مگر به دیده‌ی عشاق دیگری در آینده خواهی نشست ؟ هزار آینه‌ی شخصی دیوانه برافراشته‌ام به دور عشوه‌ی بی‌انتهای تو ـ

و من اگر نباشم تو که معشوق منی مگر به دیده‌ی عشاق دیگری در آینده خواهی نشست ؟ هزار آینه‌ی شخصی دیوانه برافراشته‌ام به دور عشوه‌ی بی‌انتهای تو ـ "عشوه " ـ چه واژه‌ی والایی انگار آن را تو بر زبان راندی اول و بعد زن قیامت شد و از ...

۱ ساعت پیش
3K
از گیاه ، لمسم کن دستان تو را نثار تو می‌کنم تنگ‌تر از گیاه ، در آغوشم کش بدنت را به تو ارزانی می‌دارم و زمانی که آسیاب‌ها در نور به گشت آید تو دست‌هایت ...

از گیاه ، لمسم کن دستان تو را نثار تو می‌کنم تنگ‌تر از گیاه ، در آغوشم کش بدنت را به تو ارزانی می‌دارم و زمانی که آسیاب‌ها در نور به گشت آید تو دست‌هایت را خواهی بست مشت خواهی ، گره خواهی کرد و این گره را ، مانند ...

۱ ساعت پیش
2K
رمان عشق من و تو پارت_۳۸ سه هفته کامل چشمام رو باز نکردم گفت از سختی از دلهره از دست دادن من از زجرش در این مدت گفت و من خجالت کشیدم گفت و من ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۸ سه هفته کامل چشمام رو باز نکردم گفت از سختی از دلهره از دست دادن من از زجرش در این مدت گفت و من خجالت کشیدم گفت و من خودمو نفرین کردم گفت و من پی بردم لیاقت این مرد رو ندارم از خودش ...

۱ ساعت پیش
11K
محبوب من در آن هنگام که گل های سرخ در دشت ها می رویند و باغ ها لبریز طراوتند و باد با زلف شما به پچ پچ است در آن مساحت اسیری عشق شما را ...

محبوب من در آن هنگام که گل های سرخ در دشت ها می رویند و باغ ها لبریز طراوتند و باد با زلف شما به پچ پچ است در آن مساحت اسیری عشق شما را دوست دارم ...

۱ ساعت پیش
3K
وداع عاشق بر مزارم جای حلوا جام می قسمت کنید دوستان زینهار کز این ماجرا غفلت کنید روزگارم با عزا و ماتم و حسرت گذشت پیکرم را با نوای نی کمی رحمت کنید دور گردانید ...

وداع عاشق بر مزارم جای حلوا جام می قسمت کنید دوستان زینهار کز این ماجرا غفلت کنید روزگارم با عزا و ماتم و حسرت گذشت پیکرم را با نوای نی کمی رحمت کنید دور گردانید از جسمم همی بُرد و کفن میهمان کردگارم بر تنم خلعت کنید جملگی مدیون من ...

۱ ساعت پیش
6K
رمان عشق من و تو پارت_۳۷ نشستم با خودم فکر کردم تصمیم گرفتم که زندگیت رو خراب کنم اومدم ایران از همون اول شروع کردم به اجرای نقشم ولی من همچین ادمی نبودم و نیستم ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۷ نشستم با خودم فکر کردم تصمیم گرفتم که زندگیت رو خراب کنم اومدم ایران از همون اول شروع کردم به اجرای نقشم ولی من همچین ادمی نبودم و نیستم یه مدت که گذشت از خودم بدم اومد از راشا فاصله گرفتم ولی تو هنوز ...

۱ ساعت پیش
12K
رمان عشق من و تو پارت:۳۶ راشا زل زده بود به من مادر جون تبریک گفت و بلند شد تا به بقیه هم خبر بده راشا بلند شد و دستم رو گرفت بلندم کرد و ...

رمان عشق من و تو پارت:۳۶ راشا زل زده بود به من مادر جون تبریک گفت و بلند شد تا به بقیه هم خبر بده راشا بلند شد و دستم رو گرفت بلندم کرد و همراه خودش کشید رفتیم سمت اتاق قبلی خودش در رو باز کرد نشوندم رو تخت ...

۲ ساعت پیش
16K
رمان لطفابخند،پارت هفدهم: (گائول) توی تمام مدت جلسه،جانگکوک فقط به من نگاه میکرد و بعضی از حرفای هوسوک رو متوجه نمیشد.منم که میخواستم براشون توضیح بدم که مدارک و اسناد داخلشون چی هست،جانگکوک گفت''چه شیرین ...

رمان لطفابخند،پارت هفدهم: (گائول) توی تمام مدت جلسه،جانگکوک فقط به من نگاه میکرد و بعضی از حرفای هوسوک رو متوجه نمیشد.منم که میخواستم براشون توضیح بدم که مدارک و اسناد داخلشون چی هست،جانگکوک گفت''چه شیرین زبونی لیدی!'' اون لحظه میخواستم گردنشو بشکونم؛ولی داشتم از خجالت آب میشدم و به ریکشن ...

۳ ساعت پیش
14K
رمان عشق من و تو پارت_۳۵ شریع رفتم سمت خونه مادر پدر جون که رزا رو هم اونجا دیدم تازه داغ دلم تازه شد تموم این خوشحالی هام پرید مادر جون گفت که تو این ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۵ شریع رفتم سمت خونه مادر پدر جون که رزا رو هم اونجا دیدم تازه داغ دلم تازه شد تموم این خوشحالی هام پرید مادر جون گفت که تو این هفته برای رزا یه جشن میگیرن که دوستای خانوادگی دعوتن با رزا به خونه برگشتم ...

۴ ساعت پیش
20K
برای بودنت می مانم وبرای دیدنت می میرم باش تا بمانم و بمان تانمیرم دریا هست اماغرق شدن در چشم های تو عادتم شده ..دوست داشتنت هوس نیست که باشد یا نباشد نفس است تا ...

برای بودنت می مانم وبرای دیدنت می میرم باش تا بمانم و بمان تانمیرم دریا هست اماغرق شدن در چشم های تو عادتم شده ..دوست داشتنت هوس نیست که باشد یا نباشد نفس است تا باشم تا باشی من قلب خاکی م را سنگ فرش قدم هایت می کنم و ...

۴ ساعت پیش
4K
رو به هر راهی که می روم... رو براه توام... رو به راه سرزمین آغوش تو... رو به راه چشم های تو... من ... حالِ دلم همیشه با تو روبراه است... #صبحتــ 🌞 ـتون به ...

رو به هر راهی که می روم... رو براه توام... رو به راه سرزمین آغوش تو... رو به راه چشم های تو... من ... حالِ دلم همیشه با تو روبراه است... #صبحتــ 🌞 ـتون به عاشقی 🎀

۶ ساعت پیش
4K
تو پر از لبخندی ؛ من پر از بارانم! تو به من می خندی ؛ من برایت همه جا شعر و غزل می بارم...! و تو را می خواهم... تا بدانی که دلم با تو ...

تو پر از لبخندی ؛ من پر از بارانم! تو به من می خندی ؛ من برایت همه جا شعر و غزل می بارم...! و تو را می خواهم... تا بدانی که دلم با تو خوش است... ●๑❤ بہ وقتـ عاشقـ♡ـی ❤ ๑●

۶ ساعت پیش
5K