نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

ترجمه آهنگ clean از تیلور👇 👇 👇 حتما گوش کنین😍 : The drought was the very worst خشک سالی بدترین اتفاق زندگیم بود When the flowers that we'd grown together died of thirst وقتی که ...

ترجمه آهنگ clean از تیلور👇 👇 👇 حتما گوش کنین😍 : The drought was the very worst خشک سالی بدترین اتفاق زندگیم بود When the flowers that we'd grown together died of thirst وقتی که گل هایی رو که با هم بزرگشون کرده بودیم از تشنگی پژمرده شدن It was ...

۲۷ دقیقه پیش
3K
قسمت ۱ فوووووووووری / جنجال بر سر دیدار مخفیانه ظریف با آمریکایی ها بالا گرفت! 🔻 با انتشار دیدار مخفیانه ظریف با سناتورهای آمریکایی در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ از سوی پایگاه اینترنتی

قسمت ۱ فوووووووووری / جنجال بر سر دیدار مخفیانه ظریف با آمریکایی ها بالا گرفت! 🔻 با انتشار دیدار مخفیانه ظریف با سناتورهای آمریکایی در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ از سوی پایگاه اینترنتی "د فدرالیست" این دیدار منجر به انتقادات در هر دو کشور شد. در آمریکا موضع رسمی ترامپ ...

۴۵ دقیقه پیش
3K
دوست داشتن، چیزی شبیه به گم شدنه، توی یه آدم دیگه. حالا هرچی کسی رو بیشتر دوست داشته باشی، عمیق‌تر گم می‌شی. یه جاهایی دیگه نمی‌دونی برای خودت داری زندگی می‌کنی یا برای اون. حالا ...

دوست داشتن، چیزی شبیه به گم شدنه، توی یه آدم دیگه. حالا هرچی کسی رو بیشتر دوست داشته باشی، عمیق‌تر گم می‌شی. یه جاهایی دیگه نمی‌دونی برای خودت داری زندگی می‌کنی یا برای اون. حالا دیگه همون آهنگی رو گوش می‌دی که اون گوش می‌ده. همون کاری رو انجام می‌دی ...

۳ ساعت پیش
6K
جهانی را به هم می ریزی از دلبر شدن هایت از این رعنا، از این غوغا، از این محشر شدن هایت انارِ حبه یاقوتی، شرابِ نابِ شاتوتی ترنجِ باغِ ماهوتی، تو با نوبر شدن هایت ...

جهانی را به هم می ریزی از دلبر شدن هایت از این رعنا، از این غوغا، از این محشر شدن هایت انارِ حبه یاقوتی، شرابِ نابِ شاتوتی ترنجِ باغِ ماهوتی، تو با نوبر شدن هایت هزاران برگ را بر سنگفرشِ ناز گسترده هوایِ نم نم و پرسه به پرسه تر ...

۳ ساعت پیش
8K
رمان عشق من و تو پارت_۲۶ با دیدن افراد تو اتاق لبخندم پر رنگ تر شد و یه سلام پر از شادی دادم که همه برگشتن سمتم جواب سلاممو دادن خاله:خاله دکتر چی گفت؟ با ...

رمان عشق من و تو پارت_۲۶ با دیدن افراد تو اتاق لبخندم پر رنگ تر شد و یه سلام پر از شادی دادم که همه برگشتن سمتم جواب سلاممو دادن خاله:خاله دکتر چی گفت؟ با شیطنت تمنا رو نگاه کردم که اونم از خجالت لبو شد (عزیزمممم) به به.سلام مریم ...

۳ ساعت پیش
20K
چرا زنان ایرانی به خودشون نمیرسن؟! آیا انها راه را به اشتباه نرفته اند ؟ ایا مفهوم واقعی زیبایی رو درست درک کرده اند؟ شاید باید به انها متذکر شد که به خود رسیدن به ...

چرا زنان ایرانی به خودشون نمیرسن؟! آیا انها راه را به اشتباه نرفته اند ؟ ایا مفهوم واقعی زیبایی رو درست درک کرده اند؟ شاید باید به انها متذکر شد که به خود رسیدن به معنی هر ماه عوض کردن رنگ مو و کاشتن مژه و ناخن و اکستنشن نیست. ...

۶ ساعت پیش
12K
#جواب_سوالایه_زیر_رو_تا_جایی_ک_بلدی_میتونی_بنویس 😂 😂 😂 😂 چرا آب خیسه ؟ مرغ همسایه چند سالشه ؟ چرا ماهی آبمیوه نمی خوره ؟ لاستیک عشقت پنچر شه چیکار میکنی؟  مرغ اول اومده یا تخمرغ؟ از نظر شما ...

#جواب_سوالایه_زیر_رو_تا_جایی_ک_بلدی_میتونی_بنویس 😂 😂 😂 😂 چرا آب خیسه ؟ مرغ همسایه چند سالشه ؟ چرا ماهی آبمیوه نمی خوره ؟ لاستیک عشقت پنچر شه چیکار میکنی؟  مرغ اول اومده یا تخمرغ؟ از نظر شما عشق چیههههههههه؟ اگه اهدای قلب کنی به کی قلبتو اهدا میکنی؟ علم بهتر یا ثروت؟ ...

۶ ساعت پیش
31K
پارت ۸ یاس و ........ یاس در را باز کرد و هانا رو دید که پشتش بهشه و یاس سریع در رو بست و به در تکیه داد اون کلا در حد ۵_۶دعوا هانا رو ...

پارت ۸ یاس و ........ یاس در را باز کرد و هانا رو دید که پشتش بهشه و یاس سریع در رو بست و به در تکیه داد اون کلا در حد ۵_۶دعوا هانا رو میشناخت و میدونست چقدرمعروفه و خود شیفته و بعد شروع کرد :وای خدا من چرا ...

۱۳ ساعت پیش
51K
#پارت۱۶۷ اهورا خیره توی صورتم بود، داشتم اذیت می‌شدم! دنبال یه راه بودم تا از زیر نگاهش که برام مثل یه کوره داغ بود خلاص بشم که صدای پیامک گوشیم رشته نگاه اهورا رو پاره ...

#پارت۱۶۷ اهورا خیره توی صورتم بود، داشتم اذیت می‌شدم! دنبال یه راه بودم تا از زیر نگاهش که برام مثل یه کوره داغ بود خلاص بشم که صدای پیامک گوشیم رشته نگاه اهورا رو پاره کرد و باعث شد به گوشیم خیره بشه. با دستایی لرزون گوشیم رو باز کردم ...

۱۴ ساعت پیش
56K
#پارت۱۶۶ پسره: پس به دست و پای دوشیزه افتادی! با حرفی که زد همه خندیدن، خنده آروم و متینی کردم که باعث شد پسره رو به من بگه: دوشیزه محترم معرفی نمی‌کنن؟! از لحن مودبانه ...

#پارت۱۶۶ پسره: پس به دست و پای دوشیزه افتادی! با حرفی که زد همه خندیدن، خنده آروم و متینی کردم که باعث شد پسره رو به من بگه: دوشیزه محترم معرفی نمی‌کنن؟! از لحن مودبانه و شوخ‌طبش خوشم اومد، با لبخند دهن باز کردم تا حرفی بزنم ولی اهورا زودتر ...

۱۴ ساعت پیش
40K
#پارت۱۶۵ نمی‌دونم ماهور توی چهرم چی دید که پرسید. ماهور: چیزی شده؟! ـ نه! ماهور سری تکون داد و دیگه چیزی نپرسید. بعد از خوردن غذا رفتم و حساب کردم؛ البته خودم بیشتر باهاش بازی ...

#پارت۱۶۵ نمی‌دونم ماهور توی چهرم چی دید که پرسید. ماهور: چیزی شده؟! ـ نه! ماهور سری تکون داد و دیگه چیزی نپرسید. بعد از خوردن غذا رفتم و حساب کردم؛ البته خودم بیشتر باهاش بازی کردم تا بخورم! . ماهور منو عمارت رسوند و رفت. دستام رو توی جیب پالتوم ...

۱۴ ساعت پیش
45K
#پارت۱۶۴ پوفی کشیدم و شروع کردم به تعریف کردن ماجرا: ـ صبح کمی دیر بیدار شدم...از شانس مزخرفی که دارم ماشینم خراب شد، باز خوبه اهورا بود و منو رسوند...خلاصه ده دقیقه تاخیر داشتم؛ فربد ...

#پارت۱۶۴ پوفی کشیدم و شروع کردم به تعریف کردن ماجرا: ـ صبح کمی دیر بیدار شدم...از شانس مزخرفی که دارم ماشینم خراب شد، باز خوبه اهورا بود و منو رسوند...خلاصه ده دقیقه تاخیر داشتم؛ فربد هم استاد بازیش گل کرد و اون ساعت منو از کلاس اخراج کرد. ماهور: این ...

۱۴ ساعت پیش
62K
#پارت۱۶۳ از آسانسور خارج شدم، در واحد رو با کلید باز کردم و وارد شدم. همونطور که کفشام رو توی جاکفشی می‌ذاشتم بلند گفتم: ـ سلام سلام! خانم جون با لبخند از اتاق بیرون اومد ...

#پارت۱۶۳ از آسانسور خارج شدم، در واحد رو با کلید باز کردم و وارد شدم. همونطور که کفشام رو توی جاکفشی می‌ذاشتم بلند گفتم: ـ سلام سلام! خانم جون با لبخند از اتاق بیرون اومد و گفت: عزیز دل من اومده؟! با آغوش باز به سمتش رفتم و خودم رو ...

۱۴ ساعت پیش
53K
#پارت_81 استینای بلند پیر هنم هم مثل پاچه ی شلوارم بود و پوشیدم و روش یکی از رو مانتویی هام و پوشیدم که سفید بود و بلند و کشی و عجیب بهم میومد... . موهام ...

#پارت_81 استینای بلند پیر هنم هم مثل پاچه ی شلوارم بود و پوشیدم و روش یکی از رو مانتویی هام و پوشیدم که سفید بود و بلند و کشی و عجیب بهم میومد... . موهام و نپوشوندم چون نمیخاستم جلب توجه کنم...اصلا میترسم مثل قبل بپوشم منو بشناسن تا این ...

۱۵ ساعت پیش
62K
#پارت_80 اینقدر حرف زدیم و زدیم تا بقیه بچه ها هم رسیدن...انگار اینقدرترسیده بودن که همه رو خبر کرده بودن... . از قیافه ی عصبی و فوق العاده حرصیه توماس خندم گرفته بود...جوری نگاهم میکرد ...

#پارت_80 اینقدر حرف زدیم و زدیم تا بقیه بچه ها هم رسیدن...انگار اینقدرترسیده بودن که همه رو خبر کرده بودن... . از قیافه ی عصبی و فوق العاده حرصیه توماس خندم گرفته بود...جوری نگاهم میکرد که انگار میخاد با تبر بزنه گردنم و قطع کنه...ولی جولوی بچه ها کاری نمیکرد... ...

۱۵ ساعت پیش
60K
#پارت_79 اروم اروم با همون سر پایین عقب عقب رفتم و خاستم از کنارش رد بشم که گفت:وایسا... .سرجام خشکم زد و لبام و محکم گاز گرفتم که ادامه داد:برگرد بزار صورتت رو ببینم...العان... .چشمام ...

#پارت_79 اروم اروم با همون سر پایین عقب عقب رفتم و خاستم از کنارش رد بشم که گفت:وایسا... .سرجام خشکم زد و لبام و محکم گاز گرفتم که ادامه داد:برگرد بزار صورتت رو ببینم...العان... .چشمام و با ناله روی هم فشار دادم و خاستم برگردم که یهو صدای توماس اومد ...

۱۵ ساعت پیش
55K
#پارت_78 . داشتم همینطوری راه میرفتم که یهو دیدم همه ماشین ها و بقیه جمعیت... به سرعت کنار جاده ایستادن و به صف شدن و بعضیا حتی اومدن از ماشین ها بیرون و جولوی در ...

#پارت_78 . داشتم همینطوری راه میرفتم که یهو دیدم همه ماشین ها و بقیه جمعیت... به سرعت کنار جاده ایستادن و به صف شدن و بعضیا حتی اومدن از ماشین ها بیرون و جولوی در دست به سینه ایستادن... با تعجب داشتم نگاهشون میکنم که یهو با دیدن لیموزین سفیدی..که ...

۱۵ ساعت پیش
62K
دکتر می گوید:دهانت را باز کن. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! باید دندان عقلت را بکشی. به این فکر می کنم که تو، چقدر شبیه بودی به این دندان عقلی که دکتر ...

دکتر می گوید:دهانت را باز کن. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! باید دندان عقلت را بکشی. به این فکر می کنم که تو، چقدر شبیه بودی به این دندان عقلی که دکتر می گوید. پوسیدگی نداشتی ولی سیستم من را ریخته بودی به هم و جای بقیه ...

۱۵ ساعت پیش
43K
#پارت_77 هنوز داشتم پر از بهت بهش نگاه میکردم که چشم غره ی وحشتناکی بهم رفت و هلم داد سمت اشپزخونه... . وارد اشپزخونه شدم و به دیوار تکیه زدم و دستم و روی قلبم ...

#پارت_77 هنوز داشتم پر از بهت بهش نگاه میکردم که چشم غره ی وحشتناکی بهم رفت و هلم داد سمت اشپزخونه... . وارد اشپزخونه شدم و به دیوار تکیه زدم و دستم و روی قلبم گزاشتم... . چکار باید بکنم؟...برم؟...نرم؟...اگه برم وعض بد تر بشه؟...اگه عاشق تر و وابسته تر ...

۱۵ ساعت پیش
64K
درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم ...

درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم که پایِ همه جور دیوونگی بود. کله شق و پرحرف و شیطون بود تا روزی ...

۱۶ ساعت پیش
56K