نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#تولدت_مبارک @saha.81 خب خب طبق معمول رسیدیم به روزی که همه‌ی سالو من چشم به انتظارشم و قشنگ ترین روز برای منه اونم 16 آذره 😍 😍 روزی که یه دختر صدای اوا اواااا کردناش ...

#تولدت_مبارک @saha.81 خب خب طبق معمول رسیدیم به روزی که همه‌ی سالو من چشم به انتظارشم و قشنگ ترین روز برای منه اونم 16 آذره 😍 😍 روزی که یه دختر صدای اوا اواااا کردناش در اومد وای وای وای امان از این توله 😂 👶 🍼 اسمش شد سها ...

۲ ساعت پیش
12K
#علی_باش_فاطمه_ات_میشوم💕 ✍ ‌ ‌چای☕ ️ را میگردانم و به تومیرسم‌‌‌‌سر به زیری☺ ️،همانطور فنجان چای را برمیداری و زیر لب تشکر‌‌‌ میکنی!آرام و باوقار شروع میکنی از خودت و تحصیلاتت🗣 میگویی،‌‌‌از خانواده ی مهربان 😍 ...

#علی_باش_فاطمه_ات_میشوم💕 ✍ ‌ ‌چای☕ ️ را میگردانم و به تومیرسم‌‌‌‌سر به زیری☺ ️،همانطور فنجان چای را برمیداری و زیر لب تشکر‌‌‌ میکنی!آرام و باوقار شروع میکنی از خودت و تحصیلاتت🗣 میگویی،‌‌‌از خانواده ی مهربان 😍 و بافرهنگت!‌‌‌ ‌‌‌از دین و ایمانت!‌👌 ‌‌‌‌‌مال و ثروتی نداری،‌‌😕 ‌‌‌یک شغل معمولی ‌‌‌و یک ...

۱۳ ساعت پیش
18K
#پارت۱۰۵ توی دلم پوزخندی به احمقیم زدم، منو بگو ناراحت بودم که شهریار الان منتظرم مونده و علاف شده! ولی مثل اینکه زیادم منتظر نموند. شهریار بدون هیچ حرفی با اخم غلیظی از کنارم رد ...

#پارت۱۰۵ توی دلم پوزخندی به احمقیم زدم، منو بگو ناراحت بودم که شهریار الان منتظرم مونده و علاف شده! ولی مثل اینکه زیادم منتظر نموند. شهریار بدون هیچ حرفی با اخم غلیظی از کنارم رد شد و از قهوه‌خونه خارج شد. دختری که همراهش بود نگاهی متعجب بهم انداخت و ...

۱۳ ساعت پیش
21K
میخای منو بشناسی بخونش #چالش 1:متولد چه ماهی هستی؟ خرداد 2:احساسات درچه حد؟کلا دیگه ندارم 3:از چی پشیمون میشی؟ دل بستن به چشاش 4:چیزی هست که از همه پنهون کرده باشی؟ اره 5:ترسویی؟ نه 6:بزرگترین ...

میخای منو بشناسی بخونش #چالش 1:متولد چه ماهی هستی؟ خرداد 2:احساسات درچه حد؟کلا دیگه ندارم 3:از چی پشیمون میشی؟ دل بستن به چشاش 4:چیزی هست که از همه پنهون کرده باشی؟ اره 5:ترسویی؟ نه 6:بزرگترین ضعفت؟سرد بودنش 7:آدما رو زود میشناسی؟ نه اصلا 8:تا حالا عاشق شدی؟اره(ای کاش نمیشدم) 9:بزرگترین ...

۱۵ ساعت پیش
14K
آخه بابا روی چه عقلی این حرفو میزد من بعضی وقتا از پس خودمم بر نمیومدم چه برسه حالا یهو پای یه زن و یه بچه هم به زندگیم کشیده بشه منی که هیچ تجربه ...

آخه بابا روی چه عقلی این حرفو میزد من بعضی وقتا از پس خودمم بر نمیومدم چه برسه حالا یهو پای یه زن و یه بچه هم به زندگیم کشیده بشه منی که هیچ تجربه و مهارتی برای زندگی دو نفره نداشتم...ما دو نفری که هیچوقت بهم با این نظر ...

۱۶ ساعت پیش
30K
اوایل حالش خوب بود ؛ نمیدونم چرا یهو زد به سرش. حالش اصلا طبیعی نبود .همش بهم نگاه میکرد و میخندید. به خودم گفتم : عجب غلطی کردم قبول کردم ها…. اما دیگه برای این ...

اوایل حالش خوب بود ؛ نمیدونم چرا یهو زد به سرش. حالش اصلا طبیعی نبود .همش بهم نگاه میکرد و میخندید. به خودم گفتم : عجب غلطی کردم قبول کردم ها…. اما دیگه برای این حرفا دیر شده بود. باید تا برگشتن اونا از عروسی پیشش میموندم.خوب یه جورائی اونا ...

۱۶ ساعت پیش
15K
ترجمه آهنگ Suga's Interlude با همکاری هالزی 💖 من تمام زندگیم در حال تلاش بودم که زمان رو جدا کنم بین داشتن همه چیز و تسلیم شدن،آره این سرگردونی جایی که هیچی جز رنگ آبی ...

ترجمه آهنگ Suga's Interlude با همکاری هالزی 💖 من تمام زندگیم در حال تلاش بودم که زمان رو جدا کنم بین داشتن همه چیز و تسلیم شدن،آره این سرگردونی جایی که هیچی جز رنگ آبی سرم رو پر نکرده نفرت از خود و خشم داخل ذهنم زندگی‌ میکنن من، کسی ...

۱۸ ساعت پیش
19K
پارت 21 آخر شب دوباره کیان مسیج داد. نوشته بود : نمیتونی از حرف زدن با من فرار کنی.باید توضیحات منو بشنوی! و باید برای پسری که امروز دستشو گرفتی بهم توضیح بدی! اوهوع ، ...

پارت 21 آخر شب دوباره کیان مسیج داد. نوشته بود : نمیتونی از حرف زدن با من فرار کنی.باید توضیحات منو بشنوی! و باید برای پسری که امروز دستشو گرفتی بهم توضیح بدی! اوهوع ، چه غلطا ! به تو چه اصلا؟ سیرمونی نداره . زن داری دیگه ،بشین سر ...

۱۹ ساعت پیش
37K
#پارت_شصت_و_هشت #شوگا #لونا درست نمی ساعت بعد...درست بعد از اینکه من اماده ی این مراسم بودم...درست همون میوقع که به تماشاچیا زل زدم و خواستم لبمو باز کنم فردی و دیدم که شاید الان اصلا ...

#پارت_شصت_و_هشت #شوگا #لونا درست نمی ساعت بعد...درست بعد از اینکه من اماده ی این مراسم بودم...درست همون میوقع که به تماشاچیا زل زدم و خواستم لبمو باز کنم فردی و دیدم که شاید الان اصلا نمی خواستم ببینمش . واقعا چرا اینجوری شد ؟ پرده که کشیده شده بود ...و ...

۲۰ ساعت پیش
34K
#پارت_شصت_و_هفت لونا: زانو هامو بغل کردم و به دیوار اتاقم زل زدم . هنوز حرفش توی گوشم میپیچید : من میتونم جای اونو بگیرم ؟ سرمو تکون دادم . اون فقط واسه ی من یک ...

#پارت_شصت_و_هفت لونا: زانو هامو بغل کردم و به دیوار اتاقم زل زدم . هنوز حرفش توی گوشم میپیچید : من میتونم جای اونو بگیرم ؟ سرمو تکون دادم . اون فقط واسه ی من یک دوسته نه ؟ اما من هنوز که هنوزه فقط شوگا رو دوس دارم . مکافات ...

۲۳ ساعت پیش
27K
#ترجمه ی متن فارسی آهنگ SUGA's Interlude از شوگا و هالزی💫 من، در تمام طول زندگیم، سعی کردم زمانو به دو بخش همه چیزو باهم داشتن و بیخیال همه چی شدن، تقسیم کنم.اره.. این سردرگمی ...

#ترجمه ی متن فارسی آهنگ SUGA's Interlude از شوگا و هالزی💫 من، در تمام طول زندگیم، سعی کردم زمانو به دو بخش همه چیزو باهم داشتن و بیخیال همه چی شدن، تقسیم کنم.اره.. این سردرگمی ، تمام ذهنمو پر از رنگ فقط آبی میکنه(ناراحتم میکنه) تنفر از خودم و غرور ...

۱ روز پیش
15K
پارت ۱۷۷ ❤ جاذبه ی چشمات ♡ که پارسا و رل عرفان دست تو دست هم اونم رو به رومون که پارسا به دست من که تو دست عرفان بود نگاه کرد و اخم کرد ...

پارت ۱۷۷ ❤ جاذبه ی چشمات ♡ که پارسا و رل عرفان دست تو دست هم اونم رو به رومون که پارسا به دست من که تو دست عرفان بود نگاه کرد و اخم کرد که خندیدم و گفتم :عشقم بریم که عرفانم گفت :بری عزیزم از کنارشون رد شدیم ...

۱ روز پیش
30K
پارت ۵۲ : جین وسط حرفش پرید گفت : ولی نگفتیم که درگیر ماجرا نشی من : اِاِاِاِاِ کاش یک بهونه بهتری می گفتی تا منم شک نکن الان به حسابت میرسم . سریع از ...

پارت ۵۲ : جین وسط حرفش پرید گفت : ولی نگفتیم که درگیر ماجرا نشی من : اِاِاِاِاِ کاش یک بهونه بهتری می گفتی تا منم شک نکن الان به حسابت میرسم . سریع از ماشین پیاده شد و در رفتم . منم سریع پیاده شدم و دنبالش رفتم ‌. ...

۱ روز پیش
23K
#رویای_غیرممکن #پارت20 #قسمت1 بالاخره وسایلمو جمع کردم و دارم با برادرم خداحافظی میکنم. برادرم گفت: دلم برات تنگ میشه، تند تند بهم زنگ بزن باشه؟ گفتم : منم دلم برات تنگ می‌شه و حتما بهت ...

#رویای_غیرممکن #پارت20 #قسمت1 بالاخره وسایلمو جمع کردم و دارم با برادرم خداحافظی میکنم. برادرم گفت: دلم برات تنگ میشه، تند تند بهم زنگ بزن باشه؟ گفتم : منم دلم برات تنگ می‌شه و حتما بهت زنگ میزنم. بعد از یه بغل طولانی از برادرم جدا شدم و با چشم های ...

۱ روز پیش
37K
#پارت_شصت_و_شش از روش بلند شدم و گفتم : ععععع. مامانی جونم . تو مگه نیم ساعت دیگه نمیومدی ؟ لونا: عرق روی پیشونیم و پاک کردم و پاک کردم و گفتم : خب استاد چطور ...

#پارت_شصت_و_شش از روش بلند شدم و گفتم : ععععع. مامانی جونم . تو مگه نیم ساعت دیگه نمیومدی ؟ لونا: عرق روی پیشونیم و پاک کردم و پاک کردم و گفتم : خب استاد چطور بود ؟ از روی صندلیش بلند شد و گفت : باور کن اگه میخوای فیلم ...

۱ روز پیش
46K
پارت شصت و شش #ســـورن : هوووف برنامه ها داشتم واسش . ساعت ۸:۳۰ بود . اااااه ربع ساعت دیگه بیشتر تا پرواز هواپیما نمونده بود برا همین پامو تا اخر روی گاز فشار دادم ...

پارت شصت و شش #ســـورن : هوووف برنامه ها داشتم واسش . ساعت ۸:۳۰ بود . اااااه ربع ساعت دیگه بیشتر تا پرواز هواپیما نمونده بود برا همین پامو تا اخر روی گاز فشار دادم ک ماشین پرواز کرد . چکاوک : هییییی اروممم تر سورن : میترسی کوچولو چکاوک ...

۱ روز پیش
34K