نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

غمت نباشد آقا جان! ما جوانان #انقلاب_اسلامی تا آخرین نفس پای شما و آرمانهایمان خواهیم ایستاد، ما آدم های دوران #جاهلیت نیستیم که بخاطر #آب و نان پشت #علی زمانمان را خالی کنیم، ما گشنگی ...

غمت نباشد آقا جان! ما جوانان #انقلاب_اسلامی تا آخرین نفس پای شما و آرمانهایمان خواهیم ایستاد، ما آدم های دوران #جاهلیت نیستیم که بخاطر #آب و نان پشت #علی زمانمان را خالی کنیم، ما گشنگی و #مرگ در راه شما و #اسلام را هزاران بار پسندیده تر از ننگ #زیر_سلطه_ی_غرب ...

۵ ساعت پیش
10K
#پارت_77 . گیرش میارم و دودمانشو به باد میدم... . با رسیدن به جولوی خونه سریع دستم و گزاشتم رو بوق و سه تا پشت سر هم زدم و بعد محکم زدم رو ترمز و ...

#پارت_77 . گیرش میارم و دودمانشو به باد میدم... . با رسیدن به جولوی خونه سریع دستم و گزاشتم رو بوق و سه تا پشت سر هم زدم و بعد محکم زدم رو ترمز و خم شدم و در کمک راننده رو باز کردم که امیر علی به سرعت از ...

۲۱ ساعت پیش
35K
اشک حسرت پارت۹۳ با گریه اومد تو بغلم وسرشو گذاشت رو سینم - پانیذ چیزی نشده که می تونی بابات رو ببینی بیا ازش فاصله گرفتم واتاق دایی رو نشونش دادم باهم رفتیم تو اتاق ...

اشک حسرت پارت۹۳ با گریه اومد تو بغلم وسرشو گذاشت رو سینم - پانیذ چیزی نشده که می تونی بابات رو ببینی بیا ازش فاصله گرفتم واتاق دایی رو نشونش دادم باهم رفتیم تو اتاق دایی درد داشت داشت ناله می کرد پانیذ باز اشکش سرازیر شده بود دایی سعی ...

۱ روز پیش
42K
پارت ۴۷ : نمی تونستم باور کنم . باید چیکار میکردم وای نمیدونم الان چیکار کنم . بدون فکر کردن پریدم بغلش . اون هم محکم بغلم کرد . حس خوبی داشت . از بغلش ...

پارت ۴۷ : نمی تونستم باور کنم . باید چیکار میکردم وای نمیدونم الان چیکار کنم . بدون فکر کردن پریدم بغلش . اون هم محکم بغلم کرد . حس خوبی داشت . از بغلش بیرون اومدم بعد چند ثانیه لبخندی زد که زنگ صدای در اومد . رفتم درو ...

۲ روز پیش
64K
#رمان_مثلث_برمودا پارت ④⑥ بغل یه مغازه نگه داشت رفتیم تو اه چه بوی گندی میومد +شهاب اینجا چرا انقد بو میده —عوضش غذاش خوشمزس رفتیم رویه میز نشستیم شهاب به مرده گفت:یه زبون یه چشم ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت ④⑥ بغل یه مغازه نگه داشت رفتیم تو اه چه بوی گندی میومد +شهاب اینجا چرا انقد بو میده —عوضش غذاش خوشمزس رفتیم رویه میز نشستیم شهاب به مرده گفت:یه زبون یه چشم و دوتا بناگوش همینجور مونده بودم یعنی خود انسان ها زبون و چشم خودشونو میخورن ...

۲ روز پیش
63K
#غروب که می شود،ناگهان ته دلمان سنگین می گردد؛ ناخود آگاه دلمان #تنگ می شود ، می گیرد ، #غم باد می کند! نمی دانیم چرا ؟ ولی همین که آخرین سوسوی #خورشید از چشمانمان ...

#غروب که می شود،ناگهان ته دلمان سنگین می گردد؛ ناخود آگاه دلمان #تنگ می شود ، می گیرد ، #غم باد می کند! نمی دانیم چرا ؟ ولی همین که آخرین سوسوی #خورشید از چشمانمان می گریزد بیشتر #حس اش می کنیم . شاید #دلتنگ کسی هستیم...دلتنگ جایی...و شاید دقیقا ...

۴ روز پیش
28K
پارت سی و هشتم #چڪاوڪــ : ک نفسم رف چونمو ول کردو دستشو برد سمت شلوارم ک جیغم هوا رف . چکاوک : جییییییغ وللللللم کن تروخداااا . اصلا انگار نمیشنید و ب حرفام میخندید ...

پارت سی و هشتم #چڪاوڪــ : ک نفسم رف چونمو ول کردو دستشو برد سمت شلوارم ک جیغم هوا رف . چکاوک : جییییییغ وللللللم کن تروخداااا . اصلا انگار نمیشنید و ب حرفام میخندید . هرچی جفتک و لگد پروندم انگار ن انگار شلوارمو از پام در اوردو رف ...

۴ روز پیش
42K
#اشک حسرت #پارت ۷۴ سعید : - یجوری با من حرف می زنید انگار من غریبه ام آسمان : بریم داداش درمونده نگاهش کردم بدون توجه همراه امید رفتن بی حوصله نشستم رو نیمکت هدیه ...

#اشک حسرت #پارت ۷۴ سعید : - یجوری با من حرف می زنید انگار من غریبه ام آسمان : بریم داداش درمونده نگاهش کردم بدون توجه همراه امید رفتن بی حوصله نشستم رو نیمکت هدیه اومد کنارم وبا بغض گفت : داداش تو آسمان رو دوست داشتی - دوست نداشتم ...

۷ روز پیش
76K
#اشک حسرت #پارت ۷۱ آسمان : متعجب از حرف امید گفتم : جواب من رو می دونید گفتم نه امید : آیدین رو که نمی خوای سعید رو چرا تو که دوسش داشتی مادرآیدینم زنگ ...

#اشک حسرت #پارت ۷۱ آسمان : متعجب از حرف امید گفتم : جواب من رو می دونید گفتم نه امید : آیدین رو که نمی خوای سعید رو چرا تو که دوسش داشتی مادرآیدینم زنگ زده گفته بیان خواستگاری - اومدن من از اینجا میرم درک کن امید سعیدم الان ...

۷ روز پیش
97K
#رمان_مثلث_برمودا پارت ①⑥ در زدن درو باز کردم شهابو دیدم خوشتپ شده بود انگار میخواست بره خواستگاری —سلام الیسا خانم سلام الینا جان اوه اوه چه متین منم با وقار گفتم:سلام آقاشهاب خوش اومدید بفرمایید ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت ①⑥ در زدن درو باز کردم شهابو دیدم خوشتپ شده بود انگار میخواست بره خواستگاری —سلام الیسا خانم سلام الینا جان اوه اوه چه متین منم با وقار گفتم:سلام آقاشهاب خوش اومدید بفرمایید تو دیدم الینا هیچی نمیگه +الینا عزیزم خوبی چرا حرف نمی زنی هیچی نگفت شهاب ...

۱ هفته پیش
32K
تو پدر خوبی میشی ...‌ اینو همیشه زری بهم می گفت، زری دختر همسایمون بود... تو همه ی خاله بازی ها من شوهر زری بودم ، رضا و سارا هم بچه هامون ... همیشه کلی ...

تو پدر خوبی میشی ...‌ اینو همیشه زری بهم می گفت، زری دختر همسایمون بود... تو همه ی خاله بازی ها من شوهر زری بودم ، رضا و سارا هم بچه هامون ... همیشه کلی خوراکی از خونه کش می رفتم و میاوردم واسه خاله بازی، ناسلامتی مرد خونه بودم ...

۱ هفته پیش
66K
📝 چند شب پیش حدودا بیست نفر مهمان داشتم .خودم با علاقه دعوت شان کرده بودم .از دو روز قبل سرم شلوغ بود از تدارک مایحتاج شام و پذیرایی تا آماده کردن ظرف و دکوراسیون ...

📝 چند شب پیش حدودا بیست نفر مهمان داشتم .خودم با علاقه دعوت شان کرده بودم .از دو روز قبل سرم شلوغ بود از تدارک مایحتاج شام و پذیرایی تا آماده کردن ظرف و دکوراسیون خانه برای ایجاد فضایی بهتر . آشپزی و خرید و حساب کتاب و دلشوره هم ...

۱ هفته پیش
20K
آقا مبارک است رَدای امامتت ای غایب از نظر به فدای امامت می خواستند حق تو را هم قضا کنند کَذاّبها کجا و عبای امامت ما زنده ایم از برکات ولایتت ما عهد بسته ایم ...

آقا مبارک است رَدای امامتت ای غایب از نظر به فدای امامت می خواستند حق تو را هم قضا کنند کَذاّبها کجا و عبای امامت ما زنده ایم از برکات ولایتت ما عهد بسته ایم به پای امامتت از روز اولی که رسیدیم زین جهان گشتیم آشنا به صدای امامتت ...

۱ هفته پیش
15K
#اشک حسرت #پارت ۵۶ سعید : - سعید سرده بیا تو ماشین نفس عمیقی کشیدم ورفتم نشستم امید ماشینو روشن کرد ورفت رستوران وسفارشات رو گرفت وبرگشت ودوباره نشست امید :سعید - جونم داداش امید ...

#اشک حسرت #پارت ۵۶ سعید : - سعید سرده بیا تو ماشین نفس عمیقی کشیدم ورفتم نشستم امید ماشینو روشن کرد ورفت رستوران وسفارشات رو گرفت وبرگشت ودوباره نشست امید :سعید - جونم داداش امید : به هر حال جواب من وآسمان به آیدین نه هست تو نمی خواد کاری ...

۱ هفته پیش
53K
#درسنامه_انتظار یکی از راه هایی که به وسیله آن ما مورد عنایت ویژه 👈 امام عصر واقع می شویم❗ ️ عرض ارادت و محبت ما به ساحت مقدس 👈 مادر امام زمان است🍃 👈 از ...

#درسنامه_انتظار یکی از راه هایی که به وسیله آن ما مورد عنایت ویژه 👈 امام عصر واقع می شویم❗ ️ عرض ارادت و محبت ما به ساحت مقدس 👈 مادر امام زمان است🍃 👈 از همین راه مادر شناسی امام عصر ارواحنا فداه که بین ✨ بزرگ بانوی برگزیده از ...

۱ هفته پیش
48K
۱ هفته پیش
13K
#اشک حسرت #پارت ۴۶ آسمان : رفتم تو اتاقم وآماده خواب می شدم فکرم پیش سعید بود واین تازگی نداشت موبایلم رو برداشتم ونگاهی بهش انداختم سعید مسیج داده بود سعید : شبت بخیر بیداری ...

#اشک حسرت #پارت ۴۶ آسمان : رفتم تو اتاقم وآماده خواب می شدم فکرم پیش سعید بود واین تازگی نداشت موبایلم رو برداشتم ونگاهی بهش انداختم سعید مسیج داده بود سعید : شبت بخیر بیداری ؟ تند وسریع نوشتم - بیدارم موهام رو شونه زدم ورفتم تو تختم وچراغ ها ...

۱ هفته پیش
71K
#اشک حسرت #پارت ۴۳ سعید : نشسته بودم کنار آیدین وحرف می زدیم هدیه چای اورد آیدین با لبخندی گفت : من می خوام چای خواستگاری رو بخورم اگه زحمتی نیست یه لیوان آب برام ...

#اشک حسرت #پارت ۴۳ سعید : نشسته بودم کنار آیدین وحرف می زدیم هدیه چای اورد آیدین با لبخندی گفت : من می خوام چای خواستگاری رو بخورم اگه زحمتی نیست یه لیوان آب برام بیارین هدیه : بله حتما آیدین روشو برگردوند طرف من وگفت : نمی خوای شب ...

۱ هفته پیش
49K
ـ اینجا چه خبره پروا خانم؟شورش رو در اوردین دیگه ... شما فقط دو ماه هست این زندگی رو دارین تحمل میکنید ببینید چه علم شنگه ای به پا کردید!داداش من چی واستون کم گذاشته؟تا ...

ـ اینجا چه خبره پروا خانم؟شورش رو در اوردین دیگه ... شما فقط دو ماه هست این زندگی رو دارین تحمل میکنید ببینید چه علم شنگه ای به پا کردید!داداش من چی واستون کم گذاشته؟تا حالا شده دست درازی کنه؟هرچـ نزاشتم ادامه بده و توی چشمای خوش رنگش خیره شدم ...

۱ هفته پیش
142K
#رمان‌_نه‌نگو‌نمیشه‌باتوپارت‌هجدهم پونی: یه لحظه از حرکت ایستادم حسم گرفت اول برم شهر رو بگردم تنها خیلی وقته تنها بیرون نرفتم دوست داشتم کل شب رو پیاده روی کنم به ساعتم نگاه کردم ساعت ۵ ظهر ...

#رمان‌_نه‌نگو‌نمیشه‌باتوپارت‌هجدهم پونی: یه لحظه از حرکت ایستادم حسم گرفت اول برم شهر رو بگردم تنها خیلی وقته تنها بیرون نرفتم دوست داشتم کل شب رو پیاده روی کنم به ساعتم نگاه کردم ساعت ۵ ظهر بود کلاه سویشرتمو کشیدم رو سرمو دوییدم طرف یه مغازه معروف بستنی فروشی تو سئول ...

۲ هفته پیش
82K